کد خبر : 41506
تاریخ انتشار : ۱۷ دی ۱۳۹۲ - ۱۲:۴۱
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 1,196 بازدید

شرح خطبه امام سجاد(ع) در شهر شام

  سیداحمد میرعمادی / میرملاس نیوز : شرح خطبه امام سجاد(ع) در شهر شام قسمت اول مقدمه : اهل بیت(ع) در اول ماه صفر سال ۶۱ هجری در شرایط خاص وارد شهر شام شدند. شهر شام با شهر کوفه کاملاً متفاوت بود ، مردم کوفه اهل بیت را می شناختند ، خطبه های علی(ع) را […]

Untitled-2

 

سیداحمد میرعمادی / میرملاس نیوز :
شرح خطبه امام سجاد(ع) در شهر شام

قسمت اول
مقدمه :
اهل بیت(ع) در اول ماه صفر سال ۶۱ هجری در شرایط خاص وارد شهر شام شدند.
شهر شام با شهر کوفه کاملاً متفاوت بود ، مردم کوفه اهل بیت را می شناختند ، خطبه های علی(ع) را شنیده بودند، پای درس زینب کبری نشسته بودند اما شهر شام شهری بود که معاویه چهل سال در این شهر برضد علی(ع) تبلیغ کرد، بچه ها با بغض و کینه علی(ع) بزرگ شده بودند ، شناختی از اهل بیت(ع) نداشتند ، از این رو مسئولیت امام سجاد(ع) بسیار سنگین بود.
هنگامی که امام سجاد(ع) و همراهان به عنوان اسیر وارد مجلس یزید شدند ، یزید دستور داد سر امام حسین(ع) بالای نیزه جلوی چشمان اهل بیت(ع) قراردهند و همه جا را آذین بسته و شادی کنند، آنگاه در حضور مردم به یک خطیب مزدور شامی دستور داد تا بالای منبر برود و آنچه خواست نسبت به علی(ع) و امام حسین(ع) بدگوئی کند ، خطیب بالای منبر رفت هر چه توانست در مدح معاویه و یزید و در مذمت علی(ع) و امام حسین(ع) سخن گفت.
امام سجاد(ع) از همان پائین منبر بلند شد و فریاد زد :وَ یلَکَ اَیَهّاَ الخاطِب اِشتَرَیتَ مَرضاه الَمخلوُقِ بِسَخَطِ الخالِق فَتَبَوَّءَ مَقعَدَکَ مِنَ النّار ، وای بر تو ای گوینده آیا تو رضایت مخلوق را با خشم پروردگار خریدی ، برای رضایت یزید خشم خدا را بدست آوردی پس جایگاهت در آتش جهنم است. این سخن امام(ع) چنان اثر گذاشت که خطیب به لکنت زبان افتاد و خاموش شد.
آنگاه امام سجاد(ع) به یزید فرمود : اجازه بده تا بالای این چوب ها بروم و سخنانی بگویم که در آن خوشنودی خدا باشد و برای حاضران موجب اجر و پاداش گردد.
در این سخنان امام سجاد(ع) هم یزید و هم خطیب را منکوب کرد، یزید را با تقاضای سخنرانی ، و خطیب را با گفتن ترجیح رضای مخلوق بر خشم خالق و مردم را نیز آگاه کرد که پای سخنی بنشینند که اجر و ثواب داشته باشد، یزید این تقاضا را رد کرد ولی حاضران گفتند : اجازه بده تا او بالای منبر برود

شاید ما از او چیزی بشنویم، یزید گفت : اگر او بالای منبر برود پائین نمی آید مگر این که آل ابی سفیان را رسوا کند.شخصی گفت : ای یزید ، این شخص بیمار و شکست خورده است ، بگذار هرچه می خواهد بگوید ،
اهمیتی ندارد. یزید به او گفت:اِنهَ مِنْ اَهْلِ بَیْتٍ قَدْ زَقُّواْلعِلْمَ زَقّاً.این شخص از اهل بیت(ع) است، آنان علم و کمال را با تمام وجود چشیده اند.مردم اصرار کردند که یزید اجازه بدهد تا این که یزید به ناچار اجازه داد.تا اینکه شرایط برای سخنرانی آماده شد.
 خطبه امام سجاد(ع)
امام سجاد(ع) بالای منبر رفت و از فرصت استفاده کرد، پس از حمد و ثناء الهی گفت:
اَیُّهاَ الناس اُعْطینا سِتًا و فُضِلنا بِسَعْ ، اُعْطیناَ اْلعِلْمَ وَ اْلحِلْمَ وَ السَّماحَهَ وَالْفَصاحَهَ وَالشُجاعَهَ وَاْلمَحبّه فی قُلوُبِ اْلمؤمِنین. ای مردم خداوند به ما علم ،حلم و بردباری ، جود ،سخاوت ، فصاحت (یعنی خوب حرف زدن ، زیبا حرف زدن) شجاعت و دلاوری و محبت و دوستی در قلب های مؤمنان را داده است.
برترین صفت انسانی و الهی همین شش صفت هستند که ریشه و سرچشمه حکمت به شمار می آیند. در این صفات اهل بیت(ع) را با هیچ کسی نمی توان مقایسه کرد، این صفات امتیاز منحصر به فرد آنها و دلیل بر صلاحیت و شایستگی آنان بر خلافت و رهبری است.
 صفات اهل بیت(ع)
۱- علم : اولین شرط امامت و خلافت علم و دانش است، ائمه(ع) باب علم هستند و علم الکتاب در نزد آنها است
۲- حلم و بردباری : خلافت و رهبری نیازمند به سعه صدر و حلم و بردباری است ، حاکم اسلامی با حلم و بردباری می توانند سنگینی تمام مشکلات و گرفتاری ها را به دوش بکشند ، اهل بیت(ع) مظهر حلم و بردباری اند همچنانکه دشمن آنان ولید اعتراف کرده و گفته حلم و بردباری امام حسن(ع) با کوه برابری می کرد.
۳- سخاوت : از وظایف مهم حکومت اسلامی رسیدگی به فقرا و نیازمندان است برای این کار نیازمند به سخاوت ، انفاق و بخشش است تمام همت اهل بیت(ع) توجه به فقراء بوده است به عنوان نمونه : سخی ترین مردم علی(ع) بود که حتی در حال نماز از فقراء غافل نبود تا جائی که که آیه ولایت در شأن او نازل شد :
إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤتُونَ الزَّکاهَ وَ هُم راکِعُونَ.جز این نیست که ولى شما خداست و رسول او و آنان که ایمان آورده‏اند، همان ایمان آورندگانى که اقامه نماز و اداى زکات مى‏کنند در حالى که در رکوع نمازند.

۴- شجاعت : لازمه مسؤلیت رهبری شجاعت، صلابت و ایستادگی در برابر ظالمان و زورگویان و متجاوزان است ، حاکم نباید ترسو باشد. ائمه(ع) در این صفت نیز سرآمد روزگار بودند هم چنانکه گفته شد: هیچ کس شجاعت علی(ع) و امام حسین(ع) را نداشت ، آنان اشجع الناس بودند.
۵- فصاحت : داشتن فصاحت و بلاغت در کلام برای حاکم اسلامی یک ضرورت است تا جائی که حضرت موسی در انجام رسالت خود از خداوند درخواست کرد :
رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَهً مِّن لِّسَانِی ،امام سجاد(ع) به داشتن صفت فصاحت اشاره می کند که هیچ کس مانند اهل بیت(ع) فصیح نبودند.
در فصاحت نهج البلاغه علی(ع) به عنوان اخ القرآن و صحیفه سجادیه به عنوان اخت القرآن بهترین گواه است ۶- محبت : رابطه امت با امام باید رابطه صمیمی ، مرید و مراد و عاشق و معشوق باشد ، باید حاکم اسلامی آن چنان محبوب دلها باشد تا امت در راه پیشبرد اهداف اسلام و حکومت اسلامی جانفشانی و ایثار کند ، ائمه(ع) محبوب دل ها بودند همچنانکه خدای متعال در قرآن : محبت به اهل بیت(ع) را اجر رسالت برشمرده شده است و فرمود : قُل لا أَسئَلُکُم عَلَیهِ أَجراً إِلاَّ المَوَدَّهَ فِی القُربى .
امام سجاد(ع) با برشمردن این صفات برای اهل بیت(ع) به یزید فهماند که از اینگونه ویژگی ها برخوردار نیست و شایستگی خلافت ندارد.
 فضائل اهل بیت(ع)
وَ فًضّلنا بِاَنَّ مِنَّا الننبّی المُخْتارُ مًحمَّداً ومِنّاَ الطَّیارِ وَ مِنّا اَسَدُ الله و اَسَدُ رَسُولِهِ و مِنّا سِبطا هذِهِ الاُمَّهِ و مِنّّا اْلمهَدی هذه الامه.
خداوند به هفت چیز ، ما را فضیلت وبرتری داد.
۱- پیامبر برگزیده شده از خاندان ما است ، پیامبری که رحمه للعالمین است ، نسبت به مؤمنان رؤف و رحیم و نسبت به دشمنان اشداء علی الکفار است. و این پیامبر جد ما اهل بیت(ع) می باشد که اکنون به عنوان اسیر در مجلس یزید حاضرند ، با این حال چگونه یزید ادعای جانشینی رسول خدا(ص) دارد.
۲- صدیق از ما است ، صدیق لقب امام علی(ع) است ، ابوذر می گوید از پیامبر شنیدم که به علی(ع) فرمود: علی(ع) صدیق اکبر است ، در حدیث دیگر آمده : علی(ع) صدیق اکبر و فاروق اعظم است. ۳- جعفر طیار از ماست ، جعفربن ابی طالب ، برادر علی(ع) همان کسی که دو دستش در جنگ موته

از بدن جدا شده و پیامبر(ص) فرمود : خداوند به پسر عموی ما جعفر به جای دو دست ، دو بال داده و در بهشت پرواز می کند به همین جهت به او جعفر طیار یا جعفر ذوالجناحین می گویند.
۴- حمزه شیر خدا و شیر رسول خدا از ماست ، حمزه عموی پیامبر(ص) است که در جنگ احد به شهادت رسید بخاطر شجاعت و سلحشوری او را لقب “اسد” دادند و بعد از شهادت ، پیامبر او را لقب سیدالشهداء داد و از او به عنوان خیرالشهداء یاد شده است.
۵و۶- امام حسن(ع) و امام حسین(ع) دو فرزند پیامبر از ما است .
۷- مهدی این امت از ماست ، مهدی مصلح جهانی ، نجات بخش بشر و عدل گسترده در عالم از خاندان اهل بیت(ع) است. این حدیث را شیعه و سنی نقل نمودند :
لو لَمْ یبقَ مِنَ الدنیا إلا یوم واحد لطوَّلَ اللهُ ذلک الیوم حتى یخرجَ رجلٌ مِنْ أُمَّتی یواطىء اسْمُهُ اسْمِی وکنستُهُ کُنْیَتی یملأ الأرضَ قسطاً وعدلاً کما مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً
در حقیقت امام سجاد(ع) با این بیان حسب و نسب خود را معرفی کرد و بیان داشت شخصیت هر فرد یا به حسب و نسب است یا به صفات و فضیلت ها و در هر دو جهت کسی مثل ما نیست.
آنگاه امام(ع) بعد از بیان فضائل و برتری اهل بیت(ع) خطاب به مردم فرمود :
من عرفنی فقد عرفنی ، ومن لم یعرفنی أنبأته بحسبی ونسبی. هرکس مرا می شناسد که می شناسد اما هر کس مرا نمی شناسد خودم را معرفی می کنم ، از حسب و نسب خود شما را آگاه می کنم.
 انتساب اهل بیت(ع) به پیامبران الهی
سپس امام سجاد(ع) به معرفی خود در انتساب به پیامبران الهی و انتساب به رسول خدا(ص) پرداختند و فرمودند : اَیُّها الناس اَنا َبْنُ مَکَّه وَ مِنی. من فرزند مکه و منی هستم.
این جمله اشاره به این است که من فرزند بنیانگذار مکه و منی یعنی ابراهیم(ع) هستم از سوی دیگر منی جائی است که حضرت ابراهیم(ع) می خواست فرزندش اسماعیل را قربانی کند و این مطلب تداعی کننده قربانی شدن علی اکبر و علی اصغر در کربلا است.

اَناَ بْنُ زَمْزَمَ وَ صَفا .من فرزند زمزم و صفا هستم
چاه زمزم از برکت اسماعیل و یادآور تشنگی هاجر و اسماعیل است. این جمله اشاره رمز گونه به این است که زمانی که اسماعیل از تشنگی و بی قراری پاشنه پاهایش را بر زمین می زد خداوند یک کرامت و
معجزه ای کرد و آب از زمین جوشید و سیراب شدند اما لشکریان یزید وقتی علی اصغر(ع) از شدت تشنگی لب هایش خشک شد به جای سیراب کردن گلویش را با تیر هدف قرار دادند.
اما صفا ، کوهی است که حضرت آدم در آنجا هبوط کرد ، وقتی می خواست به دنیا بیاید روی این کوه آمد. امام سجاد(ع) با این جملات می خواهد بگوید : من از تبار موحدان و از وارثان آدم و از نسل بنیانگذار توحید و فرزند اسماعیل ذبیح هستم.
 انتساب اهل بیت(ع) به رسول خدا حصرت محمد(ص)
اَناَ بْنُ مَنْ حَمَلَ الُرُکْنَ بِاَطْرافِ الرَّدی. من فرزند کسی هستم که حجر الاسود را در میان عبای خود نهاد و در سر جای خودش قرار داد.
مقصود از رکن ، حجرالاسود است و اشاره به ماجرای تاریخی پنج سال پیش از بعثت است ، وقتی کعبه تخریب شد ، قریش وقتی کعبه را ساختند بر سر نصب سنگ حجرالاسود نزاع و اختلاف کردند ، چه کسی این سنگ بهشتی را نصب کند ، توافق کردند اول کسی که از درب مسجد الحرام داخل شد او بگذارد ، یکدفعه دیدند پیامبر اکرم(ص) که آن زمان به “محمد امین” معروف بود وارد شد ، پیامبر(ص) آمد عبای خود را پهن کرد، فرمود سنگ حجر الاسود را داخل عبا قرار بدهید و هرکدامتان گوشه عبا را بگیرید و بلند کنید و آنگاه خودش سنگ حجرالاسود را نصب کرد و با این تدبیر اولاً اختلاف بین قریش را حل کرد و همه را خوشحال کرد و ثانیاً براساس اعتقاد ما که سنگ حجرالاسود را باید معصوم نصب کند عملی شد. حال امام سجاد(ع) اشاره می کند که من فرزند کسی هستم که حجرالاسود با گوشه عبا برداشتند.
اَناَ بْنُ خَیْرِ مَنْ اِئْتَزَرَ وَرْتَدی . من فرزند بهترین کسی هستم که لباس احرام پوشید
اَناَ بْنُ خَیْرِ مَنْ طافَ وَسَعی . من فرزند بهترین کسی هستم که طواف وسعی انجام داد
اَناَ بْنُ خَیْرِ مَنْ حَجَّ وَ لَبّی. من فرزند کسی هستم که حج به جا آورد و لبیک گفت
اشاره به رسول خدا(ص) ، که در سال آخر عمرش ، حج به جا آورد که به حجت الوداع معروف شد و در آن سال علی(ع) را در سرزمین غدیر خم به عنوان امام و جانشین خود معرفی کرد.

اَناَ بْنُ مَنْ اُسرِیَ بِهِ اِلَی اْلمَسْجد اْلاَقْصی.من پسر کسی هستم که از مسجدالحرام به مسجد الاقصی سیر داده شد اَناَ بْنُ مَنْ بَلَغَ بِِه اِلی سِدْرَهُ اْلمنُتهی.من پسر کسی هستم که جبرئیل به برکت او به سدره المنتهی رسید اَناَ بْنُ مَنْ دَنا فَتَدَلّی مَکانَ قابَ قَوسَیْنِ اَوْ اَدْنی.من پسر کسی هستم که آن قدر به خدا نزدیک شد تا آن که فاصله او به اندازه دو کمان یا نزدیک تر بود تا جائی که جبرئیل گفت دیگر بیشتر از این نمی توانم نزدیک شوم.
این جملات اشاره به ماجرای معراج پیامبر اکرم(ص) در سال های اول بعثت است که پیامبر(ص) در یک شب از مسجدالحرام به مسجد الاقصی به قدرت پروردگار رفتند و از آنجا به آسمان ها صعود کردند تا به سدره المنتهی رسیدند و در این سیر آثار عظمت خدا را در پهنه آسمان مشاهده نمود و همان شب به مکه
بازگشت قرآن در این باره می فرماید : سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَی بِعَبْدِهِ لَییلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الأَقْصَی الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیهُ مِنْ آییاتِنَا.منزه است آن خدایی که بنده خود را شبی ، از مسجد الحرام به مسجد الاقصی که گرداگردش را برکت داده ایم سیر داد، تا بعضی از آیات خود را به او بنماییم ، هر آینه او شنوا و بیناست.
معراج پیامبر اکرم(ص) یکی از معجزه های آن حضرت است که خداوند او را به این افتخار نایل کرد تا سیر در عوالم هستی داشته باشد و به سدره المنتهی برسد. سدره المنتهی ؛ آن منتهی سیر و عروج انسان در عالم هستی است.امام سجاد(ع) در این جمله اشاره به این افتخار دارد ، من فرزند کسی هستم که به معراج رفت وهیچ کس چنین امتیازی ندارد.
أَنَا ابْنُ مَنْ صَلَّى بِمَلَائِکَهِ السَّمَاءِ. من پسر کسی هستم که فرشتگان آسمان به او اقتدا کرده و نماز خواندند
اَناَ بْنٌ مَن اَوْحَی اْلَجلیلُ اِلَیْه ما اَوْحی. من فرزند کسی هستم که خدای بزرگ به او وحی کرد ، آنچه که وحی کرد
یعنی من فرزند دریافت کننده وحی هستم فرزند کسی هستم که قرآن بر او نازل شد
تا اینجا با عبارت بسیار زیبا و قشنگ و جذاب و با فصاحت و بلاغت صفات و ویژگی های پیامبر اکرم(ص) که مایه مباهات و افتخار است نام برد ولی اسم آن حضرت را نبرد تا در ذهن مردم این پرسش بیاید که این شخص کیست؟یک مرتبه در اینجا فرمود:
اَناَ بْنُ مُحَمَّدِ المُصْطَفی. من پسر محمد برگزیده خدا هستم
این سخنان چنان تحول آفرین بود که اشک از چشم مردم فرو می ریخت و در ذهن آنها این سؤال پیش آمد، گونه کسانی که مدعی جانشین رسول خدا(ص) هستند فرزند رسول خدا(ص) را به رساندند.

 

سید احمد میرعمادی

نماینده ولی فقیه استان لرستان و امام جمعه خرم آباد

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

جهانبخش ویسی در گفته :

علم،حلم و بر دباری،سخاوت وشجاعت درود خدا بر اهل بیت

ناشناس در گفته :

سالم شرحی خطبه عالی است لطفا تکمیل کنید

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :