کد خبر : 42015
تاریخ انتشار : ۲۵ دی ۱۳۹۲ - ۰۹:۰۷
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 599 بازدید

دختر زاگرس/لیلا آدینه وند

قبیله ی گم شده ی پاییز   من هزار بار    اشک زاییده ام چادرشب های درد را   بر پینه های این ایل   ضجه کشیده ام   زاگرس هنوز   تهاجم ناخن و گونه هایم را به یاد دارد   مویه های زخمی   بر سکوی افتخارات اجدادم   هوار می کشد   […]

IMG16370984

قبیله ی گم شده ی پاییز

 

من هزار بار 

 

اشک زاییده ام چادرشب های درد را

 

بر پینه های این ایل

 

ضجه کشیده ام

 

زاگرس هنوز

 

تهاجم ناخن و گونه هایم را به یاد دارد

 

مویه های زخمی

 

بر سکوی افتخارات اجدادم

 

هوار می کشد

 

مرا به یاد بیاورید

 

بدون من به کجا می روید ای ایل شقایق؟

 

 این اسب کُتل شده

 

از تقاطع آخرین شیون من گریخته

 

قبول نیست

 

کوچ این ایل بدون چشم های من

 

من دختر زاگرسم

 

شاهزاده ی گیس بریده ی همین قصه

 

مرا به یاد بیاورید…

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

آدینه وند در گفته :

به
نام
تو
تا
ته
خط
آن سـال ها… آن روزهـا… امروز اگـر بود…
دست درخـت زنـدگی ها پــر ثمــر بـود
آن روزها این کوچه حس دیگری داشت
آن روزهـــا انگـار دنیـــا تـــازه تـر بـود
سرکار خانم آبباریکی عزیز از این مرا به یاد آورده اید سپاس امیدوارم شعر کوهدشت همیشه سبز و مانا باشد .

کامیار از تهران در گفته :

بدون من به کجا می روید ای ایل شقایق ؟…… خانم آدینه وند بسیار زیبا و با احساس سرودید پایدار ومانا باشید .

بیژن گراوند در گفته :

زاگرس هنوز تهاجم ناخن و گونه هایم را به یاد دارد .

با سپاس از شعر زیبایتان . تصویر سازی بسیار زیبا . توالی معانی زیبا

زگرس به دخترانی مثل شما می بالد . پایار بووین

بیژن گراوند در گفته :

سپاس و تبریک به خانم آبباریکی به خاطر تلاش برای شکوفایی استعداد ها . غربت برایم سرد بی روح است شعر خانم آدینه وند روحم را با رسم های زیبای زاگرس میانی پیوند مجدد زد

دوست... در گفته :

سلام ؛خوشحال شدم شعرت رو خوندم و خودت رو با شعرت احساس کردم…دوست خوبم

لیلا آدینه وند در گفته :

عمـریست می گردم به دنبال خود اما
گــرداب از روز تــولد در بـه در بود
سپاس از دوستانی که اظهار لطف کرده اند جناب گراوند من مجموعه ی شعرتان را مطالعه کرده ام بسیار زیبا و وزین بود ما نیز از طایفه ی شماییم رسم درد کشیدن را خط به خط آموخته ایم .

عاشقانه ها را دوست دارم
خانم آدینه عزیز شعر بسیار زیبایتان را خواندم همیشه سرسبز و پاینده باشی
ریبوار

زلیخاهمتی: در گفته :

قراربودبدون من جایی نروی امامن همیشه دنبالت میگشتم شایددلت تنگ آن کوچه شودوبرگردی وسرزده دوباره سراغی بگیری ازتودورم کرداین مسافت طولانی اماهمیشه به یادت آنروزهاراگریستم ام لیلایادت می آیدخانه ی پدریم واتاق دلتنگی هایمان دیگرآنجانیستم اماهنوزهم گریه میکنم.ازمن شایددلگیرباشی خواستم فراموشت شوم.شعرت زیبابوددوست خوبم

خرم ابادی زاگرس نشین در گفته :

سلام بر شاهزاده ی گیس بریده ی همین قصه …. اشک در چشمانم حلقه بست از گریختن اسب کتل شده ات ای بانوی زاگرس… همواره موفق وپایدار باشی .

باران در گفته :

با سلام خوب بود

جعفر سوری در گفته :

زخم شعرهایت. شرح حال دلهایمان است تشکر از شما خانم عزیز

بچه های شهرداری گراب در گفته :

زاگرس سرشار از استعداد و نبوغ بوده و هست ب امید فرداهای بهتر …

بهادر پارسا در گفته :

ببار ای بارون ببار
با دلم گریه کن خون ببار
درشبهای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
به یاد عاشقای این دیار
به داغ عاشقای بی مزار ای بارون
بسیار زیبا و دلنشین بود ؛ واقعآ انگار کشان کشان مرا برد تا ” بر سکوی افتخارات اجدادم” تمام قد بایستم و رو به آسمان با نعره ا ی کشدار اما بی رمق ، هوار بکشم . درود خدا بر شما سرکار خانم آدینه وند

ليلا آدينه در گفته :

من مـــرده ام و به زنــدگان می خندم
بـر حرص وتلاش این و آن می خندم
یک عمـر جهـان به حال من خندیده
من نیـز به کـــار این جهان می خندم
سلام برادر پارسای عزیز خوشحالم که حسی که در من هست در شما حلول پیدا کرده است . خستگی هامان را به دوش می کشیم و با گام های شمرده لحظات را بسوی هیچ مترمی کنیم . این زخم ،‌زخم ناسوری است که در همه ما هست و مثل کنده ای سوخته تا قیامت دود می کند. سرسبز و پایار باشی.

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :