کد خبر : 42362
تاریخ انتشار : ۲۸ دی ۱۳۹۲ - ۱۴:۴۵
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 1,223 بازدید

مادری که بعد از شهادت به نوزادش شیر داد ( شهیده فاطمه سوری لکی )

حضرت محمد (ص) : شهید هفتاد نفر از بستگان خود را شفاعت می کند. مادری که بعد از شهادت به نوزادش شیر داد….به مناسبت بیست و هفتمین سالگرد شهیده فاطمه سوری لکی      شهیده  فاطمه سوری در خانواده ای متدین و در دامان مادری عفیفه، پاکدامن و عابده در روستای سوری لکی دیده به جهان […]

حضرت محمد (ص) : شهید هفتاد نفر از بستگان خود را شفاعت می کند.

12_61_52---Tulip_web

مادری که بعد از شهادت به نوزادش شیر داد….
به مناسبت بیست و هفتمین سالگرد شهیده فاطمه سوری لکی

     شهیده  فاطمه سوری در خانواده ای متدین و در دامان مادری عفیفه، پاکدامن و عابده در روستای سوری لکی دیده به جهان گشود. پدرش مرحوم حاج نجف سوری لکی عابدی زاهد و وارسته بودند، که قبل از انقلاب اسلامی مسجد صاحب الزمان روستای سوری لکی را بنیان نهادند، و از آن زمان محل تبلیغ روحانیت بزرگوار و گهگاهی هم محل امنی برای آنان از جور و ستم حکومت پهلوی بوده است. مرحوم حاج نجف که از جوانی به پاکدامنی و عبادت مشهور بودند و صدای اذان او در کوی و برزن و مدیحه سرایی او در رثای اهل بیت گواهی بر عشق وافر و دل سوخته او بود.هنوز صدای ناله های شبانه و دعاهای عاشقانه او در گوش هایمان طنین انداز است.از جمله خصلت های آن بزرگوار خلق و خوی معلم گونه وی بود، گویی زکات علمی که در سینه داشت را فراموش نمی کرد، بطوری که اگر مهمان یا رهگذری بر او وارد می شد از واجبات و محرمات دینش، از نخستین آموزه های دینی من جمله تلفظ صحیح حمد و توحید می پرسید و سعی در اصلاح آنها می نمود. از چنین والدین بزرگواری شخصیتی چون شهیده فاطمه سوری متولد شده بود. شهیده بزرگوار خواهر شهید کریم ا… سوری ( عابد،عارف و باتقوا که وصف وی در این مقاله نمی گنجد) و مادر طلبه شهید علی نجات سوری میباشند . ( لازم به ذکر است که هر دوی آن بزرگواران دایی و خواهرزاده، در عملیات کربلای چهار در منطقه شلمچه به فیض شهادت نائل آمدند )
در سال ١٣۶۵ زمانی که جنازه برادر شهیدش به خاک سپرده شد، از قرائن معلوم بود که فرزند مفقودالاثر ایشان نیز شهید شده است. لذا مراسمی جهت عزاداری آن شهید بزرگوار برگزار شد.هنوز ده روزی از شهادت برادر و پسرش نگذشته بود که ایشان را دیدم که با لحن خاصی گفتند جنازه ی فرزندم را سه روز دیگر می آورند. جریان این حرف را از وی جویا شدم، گفت در خواب فرزندم را دیدم که به من گفت مادرجان بی قراری نکن، سه روز(شایدم سه شب-تردید از نگارنده است) به هم می رسیم.
   در آن زمان ما به تعبیر خواب آگاه نبودیم و نمی دانستیم. تا اینکه سه روز گذشت و من زن عموی شهیدم را همراه عمویم در خیابان سپاه کوهدشت دیدم در حالیکه نوزادی چند روزه در بغل داشت ( این نوزاد درست یک هفته بعد از شهادت پسرش متولد شده بود). او به من گفت که به سپاه مراجعه کرده ام و ساک شهید علی نجات را آورده ام، ولی دلم تحمل بازکردن آن را ندارد. تو ساک را بگیر و برو خانه و آنجا در ساک را باز کن، شاید وصیت نامه اش را در داخل آن پیدا کنی.
   من ساک را گرفتم روانه منزل شدم.آنجا آن را باز کردم و وصیت نامه شهید را دیدم. بوی علی نجات را می داد. گویی با دوات دل نوشته شده بود و روی سخن با دل داشت.حال خوبی نداشتم.خیلی ناراحت شدم. به بیرون از خانه رفتم تا قدم بزنم.جلوی درب منزل یکی از برادران پاسدار را دیدم که مرا صدا زد و خبر شهادت محمدمراد گراوند ( فرمانده دلاور، که سراسر وجودش تواضع و فروتنی، مهربانی و شجاعت بود) را به من داد. ناراحتیم مضاعف شد. در مراسم خاک سپاری شهید، به همراه پیکر شهید به روستای کلسرخ (زادگاه شهید) رفتیم. آنجا که رسیدیم آقای اسفندیاری ( نماینده وقت کوهدشت) مشغول سخنرانی بودند که کوهدشت مورد حمله هوایی رژیم بعث قرار گرفت. بلافاصله به شهر برگشتیم تا از اوضاع بقیه باخبر شویم.
وقتی رسیدیم فاطمه شهید شده بود و عمویم نیز بشدت مجروح گشته بود به درمانگاه محمدرسول الله رفتیم کسانی که زمان شهادت فاطمه آنجا بودند می گفتند، زمانی که شهیده فاطمه به فیض شهادت رسیدند طفل شیرخواره در بغلشان بوده و با آرامش در اغوش مادر شیر می خورده است .
ای مرغ سحر !عشق ز پروانه بیاموز                  کان سوخته را جان شد و آواز نیامد
آنها طفل را از مادر جدا کرده و پیکر مطهر شهیده را همراه با نوزاد سالم  به درمانگاه آورده بودند. گویی عشق مادرانه شهیده فاطمه حافظ جان آن نوزاد شد، تا میان آتش و خون سالم بماند ( و اکنون آن نوزاد آقای محمد تقی سوری از فرهنگیان عزیز شهرستان کوهدشت می باشند).
گر نگهدار من آنست که من می دانم         شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد
نوزاد شیر شهید مکیده را از درمانگاه تحویل گرفتیم و به یکی از عمه های بزرگوامان سپردیم. او نیز در حق آن طفل مادری کرد.
از شخصیت آن شهیده گفتن از عهده این جانب خارج است.آن بزرگوار بسیار آرام، متین و باتقوا بود.احترام خاصی به عمویمان می گذاشت. به یاد دارم که بسیار مودبانه همسرش را صدا می زد، حتی یکبار ندیدم که در محیط عشایری آن زمان با کسی مجادله یا بگو مگو بکند.
بستگانی که در روستای نزدیک خانه شهیده بوده اند نقل کرده اند که، وقتی صدای بمباران از شهر بلند شد یکی از فرزندان شهیده ( که حدود ١٠-١٢ساله بود ) فریاد کشید که : وای مادرم شهید شد. آنها او را سرزنش می کنند و او می گوید که الآن جنازه مادرم را دیده ام!
همچنین به یاد دارم، آن شهیده عفیفه چند روز قبل از شهادتش می گفت: خواب برادر شهیدم کریم ا… را دیده ام. از او پرسیدم کجا می روی؟ پاسخ داد: می روم تا منزل شما را مهیا کنم. فرزندان کوچک او خصوصاً محمدتقی بسیار آرزو داشتند که یکبار قیافه مادر را ببینند ولی از آن شهیده بزرگوار هیچ گونه عکس و تصویری به جا نمانده بود تا تسلای خاطر فرزندان شود
بس که سبک می گذرم چون نسیم              نیست به گیتی اثر پای من
آری محمد تقی(همان نوزادی که زمان شهادت در بغل آن بزرگوار بوده است) می گفت: همیشه تشنه دیدن شمایل مادرم بوده ام. حتی یک عکس هم از او ندارم تا یک دل سیر تماشایش کنم. تا اینکه شخصی به من ذکری را آموخت که حدود هفده روز طول می کشید. بعد از پایان هفده روز مادر شهیدم را در خواب دیدم. میخواستم به او نزدیک شوم ولی راهم ندادند و درآن رویا به جای رفتن پیش مادرمرا به مراسم زیارت خانه کعبه بردند. و اینگونه بود که فاطمه سوری مزد اخلاق و منش خود را گرفت وعارفانه نزدمقتدایش حضرت فاطمه زهرا سلام علیکم شتافت.
شاید این اولین و تنها ترین شهیده ای در تاریخ جنگ تحمیلی و کشور ایران باشد که بعد از شهادتش به نوزاد شیرخوارش شیر داد.

خاطره ای از: دکتر مراد سوری

 

درج شده توسط : بهزاد باقری / دبیر سرویس شهدا و منتظران " میرملاس نیوز "bagheri1348@yahoo.com

دیدگاه ها

علی اشرف در گفته :

خداوند اورا با حضرت زهرا محشور کند.

مراد سوری در گفته :

ممنون‏ ‏از‏ ‏کارتون.

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

ممنون آقای دکتر باید از شما تشکر کرد به خاطر بیان این خاطره زیبا و ارزشمند

هادی قبادی در گفته :

آقای دکتر سوری
باتشکر فراوان از ذکر این خاطره فوق العاده
قبلاً به آقا محمد تقی هم گفته ام که حیف است روی این مطلب عجیب کار نکند . واقعاً با ید روی آن به صورت ویژه کار کنیم .
در حرم نبوی دعاگو و نائب الزیاره شما و بازماندگان این شهدای عزیز هستم .

رحیم جعفری در گفته :

سلام جناب دکتر مراد سوری،خاطره بسیار زیباوفوق العاده هنری وآسمانی است، به نظر بنده یکی از بی نظیر ترین وقایع هشت سال دفاع مقدس است که باید هنر مندان با ذوق شهرستان آنرا به یک درام تبدیل کنند ، چقدر جالب این خواهر وبرادر وخواهرزاده وعمو صرف نظر از سجایای اخلاقی در کنار هم وهنرمندانه داستان ی شنیدنی وتاثیر گذار را رقم زده اندآنهم به این کیفیت که یک بخش مهم آن شیر دادن به نوزادش که امروز یکی از جوانان ارزشمند کوهدشت است میباشد.پیشنهاد میکنم بنیاد شهید تمهیدات دیدار مفصلی را با این خانواده فراهم کنند که خیلی حرفهای نگفته وجود دارد وبایدبه آن دقت کرد.صمیمانه از دکتر مراد سوری تشکر میکنم واز آقا سعید عزیز هم خواهش میکنم که پیگیری کنند.

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

چشم حاج آقا انشاالله پگیرش میشیم از طریق دوستان

مراد سوری در گفته :

برادر‏ ‏ارجمند‏ ‏اقای‏ ‏جعفری‏ ‏با‏ ‏سلام‏ و‏ ‏‏تشکر‏ ‏از‏ ‏مراحم‏ ‏جنابعالی‏ ‏.از‏ ‏خداوند‏ ‏متعال‏ ‏سلامتی‏ وعاقبت‏ ‏بخیری‏ شما‏ ‏را‏ ‏خواستارم

بنیاد شهمرادی در گفته :

سلام دکتر عزیز و برادر از جان عزیزترم. بسیار خوشحال شدم که این مطلب را رسانه ای فرمودین. راستش را بخواهید چند وقت پیش قسمتی از این خاطره را تلفنی با آقا سعید در میان گذاشتم (قسمت مربوط به رویای صادقه دیدار قریب الوقوعی که شهید علی نجات به مادر شهیده اش نوید آن را داده بود). ولی از شما چه پنهان بنده کمافی السابق که ذکرش را میدانی چون همیشه مورد هجوم های بلادلیل خیلی ها بوده و هستم و هرکسی از راه می رسد به قصد قربت لگدی بما میزند. از ایشان درخواست نمودم که از جانب بنده نقل نشود . زیرا ترسیدم بیان آن از جانب بنده سبب اسائه ادب از سوی کسانی شود. هی برادر یادش بخیر آن دوران و بدا بحال ما که ماندیم و بناست حاصلمان گناه سکوت در برابر حقایق و یا زجر نتوانستن در برگردان امور به جایگاه عادلانه باشد. برایم دعا کن تا حداقل در این تند باد حوادث آلوده فساد دنیا نشوم که حداکثر کاریست که می شود کرد. و الا امثال بنده که در حال حاضر بیش از یک قاعد نمیتوانیم باشیم و مجاهدان رفته اند و می روند و پای من خسته تر از راه مجاهدت است!.

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

سپاس از حضورتون آقای دکتر

مراد سوری در گفته :

برادر‏ ‏عزیزم‏ ‏جناب‏ ‏اقای‏ ‏دکتر‏ ‏شهمرادی‏ ‏با‏ ‏سلام‏ ‏‏ ‏و‏ ‏ارزوی‏ ‏سربلندی‏ ‏برای‏ ‏‏ ‏شما.‏ ‏برادر‏ ‏گرامی‏ ‏‏ ‏.‏خاطرات‏ ‏شما‏ ‏در‏ ‏دوران‏ ‏دفاع‏ ‏مقدس‏ ‏از‏ ‏یاد‏ ‏هیچ‏ ‏انسان‏ ‏منصفی‏ ‏‏ ‏نمی‏ ‏رود‏ ‏.‏ ‏ان‏ ‏زمانی‏ ‏که‏ در‏ ‏سرمای‏ ‏جانفرسای‏ ‏زمستان‏ ‏با‏ ‏پیرهنی‏ ‏نازک‏ ‏به‏ ‏مدرسه‏ ‏میامدی‏ ‏واورکت‏ ‏امریکایی‏ ‏را‏ ‏نمی‏ ‏پوشیدی‏ ‏زیرا‏ ‏میخواستی‏ ‏موقعی‏ ‏که‏ تبلیغ‏و‏سخنرانی‏ ‏در‏ ‏مدرسه‏ ‏میکردی‏ ‏ان‏ ‏اورکت‏ ‏به‏ ‏تنت‏ ‏نباشد‏ ‏و‏ ‏علیرغم‏ ‏اصرار‏ ‏ما‏ ‏‏ ‏اورکت‏ ‏نمی‏ ‏پوشیدی‏ ‏.جای‏ ‏پای‏ ‏شما‏ ‏هنوز‏ ‏در‏ ‏شلمچه‏ ‏موقعی‏ ‏که‏ ‏بالای‏ ‏سر‏ ‏شهید‏ ‏علی‏ ‏نجات‏ ‏سوری‏ ‏بودی‏ ‏‏ ‏.برای‏ ‏همیشه‏ ‏ماندگار‏ ‏است‏ ‏.ادبار‏ ‏واقبال‏ ‏دنیا‏ ‏برای‏ ‏همه‏ ‏انسان‏ ‏های‏ ‏بزرگ‏ ‏وجود‏ ‏دارد‏ ‏.‏ ‏گله‏ ‏کردی‏ ‏که‏ ‏بعضی‏ ‏برای‏ ‏تقرب‏ ‏به‏ ‏شما‏ ‏لگد‏ ‏میزنند‏ ‏‏(‏شما‏ ‏‏ ‏مثل‏ ‏فرش‏ ‏کاشان‏ ‏هر‏ ‏چه‏ ‏پا‏ ‏بخوری‏ ‏تازه‏ ‏تر‏ ‏میشوی.‏)‏‏ ‏برادر‏ ‏عزیز‏ ‏‏ ‏بعضی‏ ‏از‏ ‏این‏ ‏دوستان‏ ‏واقعا‏ ‏شما‏ ‏را‏ ‏خوب‏ ‏نمی‏ ‏شناسند‏ ‏انان‏ ‏را‏ ‏حلال‏ ‏کن‏ ‏.وانان‏ ‏که‏ ‏عالمانه‏ ‏و‏ ‏عامدانه‏ ‏‏ ‏به‏ ‏شما‏ ‏سنگ‏ ‏میزنند‏ ‏.باید‏ ‏به‏ ‏فکر‏ ‏یوم‏ ‏تبلی‏ ‏السرایر‏ ‏باشند‏ ‏.‏ ‏از‏ ‏خداوند‏ ‏تبارک‏ ‏وتعالی‏ ‏‏ ‏عاقبت‏ ‏بخیری‏‏ ‏و‏عزت‏ ‏روز‏ ‏افزون‏ ‏شما‏ ‏را‏ ‏خواستارم‏

بهزاد باقری همدان در گفته :

انصافاٌ خانواده مرحوم حاج نجف سوری از سابقون هستند .واز قدیم الایام با روحانیت حشرو نشر داشته اند خداوند انشاا … شهدای این خانواده محترم را با شهدای کربلا محشور نماید.و تشکر صمیمانه از جناب دکتر سوری با این خاطره به یاد ماندی اش. برای اولین بار است این خاطره را می شنوم

مراد سوری در گفته :

من‏ ‏هم‏ ‏از‏ ‏شما‏ ‏برادر‏ ‏عزیز‏‏ ‏و‏رزمنده‏ ‏دلاور‏ ‏‏ ‏تشکر‏ ‏می‏ ‏نمایم‏ ‏.شما‏ ‏‏ ‏وبرادران‏ ‏ارجمندت‏ ‏یاد‏ ‏گار‏ ‏های‏ ‏‏ ‏عزیزرزمندگان‏ ‏و‏ ‏دفاع‏ ‏مقدس‏ ‏هستید

محمد ابراهیمی فرد/ دبير سرويس فناوري و دانلود"ميرملاس نيوز" در گفته :

قسمتی از وصیتنامه ی سردار شهید شوشتری :

دیروز هر چه بود گذشت

امروز هم هر چه بود گذشت !

آنجا پشت خاکریز بودیم

اینجا در پناه میز !

دیروز دنبال گمنامی بودیم

امروز مواظبیم ناممان گم نشود !

جبهه بوی ایمان می داد

اینجا ایمانمان بو می دهد !

آنجا درب اتاقمان می نوشتیم “یا حسین(ع) ، فرماندهی از آن توست”

الان می نویسیم “بدون هماهنگی وارد نشوید ! ”

الهی نصیرمان باش تا بصیر گردیم !

بصیرمان کن تا اسیر بر نگردیم !

و آزادمان کن تا اسیر نگردیم

شادی ارواح طیبه شهدا صلوات

بهزاد سوري ذق در گفته :

حضرت امام راحل « ره » :
همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشّفاء آزادگان خواهد بود .

خدا می داند که راه و رسم شهادت ، کور شدنی نیست و این ملت و آیندگان هستند که به راه شهیدان ، اقتدا خواهند کرد .

شهدا ، امام زادگانِ عشق اند که مزارشان زیارتگاهِ اهلِ یقین است .

محمد سوری مقام در گفته :

ممنون داش و پسر عموی

ج نظریان در گفته :

سلام بربرادرعزیزودوست داشتنیم دکترمرادسوری که این حقیرخودرامدیون سجایای اخلاقی ایشان می دانم ودرودخدابرشهیدان سوری ومادرشهیدعلی نجات عزیزوعاشق خداکه شهادت زیبنده این شهیدوالامقام بود.شهیدعلی نجات شب اعزام به جبهه خونه ماخوابید،حال عجیبی داشت این عزیزتاصبح نخوابیدونمازومناجات عاشقانه عارفانه باخداداشت،با خداراز و نیازمیکردواصرارکه خدایامراشهیدکن واقعابه خودمی پیچیدوبرای رسیدن به معشوقش ازخودبی خودشده بود خوش به سعادتش .یادش گرامی وروحش شاد

مراد سوری در گفته :

برادر‏ ‏عزیزم‏ ‏جواد‏ ‏نظری‏ ‏با‏ ‏سلام‏ ‏وعرض‏ ‏ارادت‏ ‏.برای‏ ‏اولین‏ ‏باری‏ ‏که‏ ‏شما‏ ‏را‏ ‏زیارت‏ ‏کردم‏ ‏همراه‏ ‏شهید‏ ‏علی‏ ‏نجات‏ ‏سوری‏ ‏به‏ ‏منزل‏ ‏ما‏ ‏امدید.‏ ‏و‏‏ ‏شما‏ ‏صمیمی‏ ‏ترین‏ ‏دوست‏ ‏ان‏ ‏شهید‏ ‏بودید‏ ‏.وان‏ ‏بزرگوار‏ ‏علاقه‏ ‏عجیبی‏ ‏به‏ ‏شما‏ ‏داشتند‏ ‏.برادر‏ ‏عزیزم‏ ‏‏ ‏خاطرات‏ ‏جلسات‏ ‏قرائت‏ ‏قران‏ ‏با‏ ‏حضور‏ ‏حضرت‏ ‏ایه‏ ‏الله‏ ‏مرحوم‏ ‏مروجی‏ ‏‏(‏رضوان‏ ‏الله‏ ‏تعالی‏)‏‏‏ ‏در‏ ‏منزل‏ ‏شما‏ ‏فراموش‏ ‏نشدنی‏ ‏است.‏ ‏امیدوارم‏ ‏همیشه‏ ‏سربلند‏ ‏باشید‏

اسدالله آزادبخت در گفته :

جناب سوری عزیز دوست دوران نوجوانی، خاطره جذاب وخواندنی را با قلم شیوا و سلیس حضرتعالی مرور کردم . سوای خاطره بودن این مطلب که روال عادی یک جریان رو توضیح میده اما درلابلای این مطلب اتفاقات خارق العاده ای رخ داده که شاید قرینه ای برای آن نتوان جستجوکرد! ارتباط یک انسان زمینی با ناشناخته های عالم رویا یا عالم ماورا!! کاش مجال داشتم تا بیشتر دراین خصوص میگفتم. روحشان شاد .

مراد سوری در گفته :

برادر‏ ‏ا‏ ‏رجمند‏ ‏اقای‏ ‏آزادبخت‏ ‏با‏ ‏سلام‏ و‏تشکر‏‏ ‏.‏ ‏از‏ ‏الطاف‏ ‏شما‏ ‏ممنونم‏ ‏.‏ ‏از‏ ‏خداوند‏ ‏متعال‏ ‏مسلت‏ ‏می‏ ‏نمایم‏ ‏ما‏ ‏را‏ ‏‏ ‏ادامه‏ ‏دهنده‏ ‏راه‏ ‏شهدا‏ ‏قرار‏ ‏دهد.‏

هادی قبادی در گفته :

باسلام برتمامی عزیزان و با درود بیکران به این شهدای بزرگواری که انسان در مقابلشان احساس حقارت می کند
۱ – از دو سال قبل با همراهی جمعی از عزیزان پیگیر خاطراتی از این خانواده عزیز بودیم
۲ – برخی خاطرات جمع آوری و آماده شد
۳ – در تاریخ ۲۸ شهریور ۹۲ برادر عزیزمان آقامحمد تقی سوری به یکی از عزیزان اهل قلم معرفی شد تا با مشارکت همدیگر روی این موضوع کار کنند . حتی تأکید شد که داستان شهادت اعضاء این خانواده می تواند یک سناریو زیبا برای فیلم سازی و نشر یک کتاب و … باشد .
۴ – باید از آقاسعید بالنگ ممنون باشیم که این مطلب زیبا را جمع آوری کرده اند .
۵ – قبلاً نیز از همه دوستان درخواست شده است که دارای هر سلیقه ای که هستند خاطرات را بیان فرمایند .
در ضمن فردا در مسجد شجره و درمسیر حرکت به مکه مکرمه به یاد همه هستیم .

مراد سوری در گفته :

‏ ‏برادر‏ ‏بزرگوار‏ ‏با‏ ‏سلام‏ ‏‏ ‏و‏ ‏ارزوی‏ ‏قبولی‏ ‏زیارت‏ ‏.‏ ‏از‏ ‏اینکه‏ ‏مجدانه‏ ‏پیگ‏یر‏ ‏‏ ‏یاد‏ ‏ونام‏ ‏شهدا‏ ‏هستید‏ ‏بسیار‏ ‏متشکریم‏ ‏.‏ ‏حجکم‏ ‏مقبول‏ ‏سعیکم‏ ‏مشکور.‏ ‏استدعا‏ ‏داریم‏ ‏برای‏ ‏این‏ ‏حقیر‏ ‏دعا‏ ‏کنید‏ ‏‏ ‏که‏ ‏مارا‏ ‏یار‏ ‏بطلبد‏ ‏وزیارت‏ ‏ان‏ ‏اماکن‏ ‏مقدس‏ ‏نصیب‏ ‏مان‏ ‏شود

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

التماس دعا حاج آقا

خسرو پرویزپور در گفته :

آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم.
اینان معادن معنویت و اخلاص وچشمه فیض و شعورند؛
ستارگان درخشانی که چشم بسته ایم بر آنان و برای رسیدن به مقصود در این دنیای سراسر فریب و ظلمانی بدنبال فانوسهای خاموشیم…
مراد عزیز!
یقین داشته باش اشکهای قلم و حتی هجاهای کلامت هر یک نسخه ای برای آسمانی شدنت وبرای پراکندن عطر بهترین عباد صالح خداست.

مراد سوری در گفته :

با‏ ‏تشکر‏ ‏از‏ ‏برادر‏ ‏ارجمند‏ ‏آقای‏ ‏پرویز‏ ‏پور‏ ‏‏ ‏عزیز‏ ‏.چند‏ ‏وقت‏ ‏پیش‏ ‏در‏ ‏خدمت‏ ‏حاج‏ ‏‏ ‏ذهابی‏ ‏فرمانده‏ ‏گردان‏ ‏جندالله‏ ‏بودیم‏ ‏شروع‏ ‏به‏ ‏صحبت‏ ‏در‏ ‏مورد‏ سجای‏ ‏اخلاقی‏شهید‏ ‏پرویز‏ ‏پور‏ ‏نمودند‏ ‏.‏ وان‏ ‏وقت‏ ‏فهمیدم‏ ‏که‏ ‏ما‏ ‏در‏ ‏کنا‏ ‏ر‏ ‏شهدا‏ ‏بودیم‏ ‏ولی‏ ‏بی‏ ‏نهایت‏ ‏از‏ ‏آنان‏ ‏فاصله‏ ‏داشتیم‏ ‏.‏

بازمانده... در گفته :

مراد عزیز!
با سلام و تحیت
سلام گرم و خالصانه مرا به حاج حسن ذهابی برسان و از جانب من به ایشان بفرمایید شهید ‏پرویز‏ ‏پور‏ ‏؛ فرمانده واحد اخلاص یا همان اطلاعات و عملیات که در عملیات کربلای ۱۰در منطقه ماووت ۳شبانه روز زودتر از گردان جندالله برای شناسایی منطقه وراهنمایی گردانها دل به کوهستانهای صعب العبور سپرده بودو در همان عملیات با انهدام پدافند دشمن و به عقب کشیدن تانک چیفتن عراقی هنوز هم برای خیلی ها ناشناخته است
تعریف از سجایای اخلاقی ‏شهید‏ ‏پرویز‏ ‏پور‏ در نزد شما که از دوستان عزیزآن شهید بوده اید تکلیف را کامل نمیکند
تکلیف در مقابل شهیدان آنست که آنان را برای کسانی به تصویر بکشیم که نه ‏پرویز‏ را میشناسند ،نه اخلاص را ،نه جنگ را و نه شهادت را …
اگر اینگونه شد تکلیف کامل می شود
بنده از وجود ایشان در منطقه بوکان کسب فیض نموده ام ،مراتب ارادت مرا به ایشان ابلاغ فرمایید.
مچکرم

مراد سوری در گفته :

با‏ ‏سلام‏ ‏وتشکر‏ ‏وافر‏ ‏.‏ ‏از‏ ‏خداوند‏ ‏متعال‏ ‏ سربلندی‏ ‏عاقبت‏ ‏بخیری‏ ‏برای‏ ‏شما‏ ‏و‏ ‏کلیه‏ ‏کسانی‏ ‏که‏ ‏یاد‏ ‏شهدا‏ ‏در‏ ‏روح‏ ‏‏ ‏وجان‏ ‏انان‏ ‏است‏ ‏خواستارم

سعیدگراوندکلسرخی در گفته :

خسته ام دیگر دلا تو مرا بازی مده
خسته از بال و پرم قول پروازی مده
پیش بختم گر بیاید یک همای جاودان
تا که من را نو بسازد نو بسازد آنچنان
ریزه ریزه ذره ذره خورد گشتم روزگار
صحنه صحنه می شکستم کردگار
نور امید در درونم تازه کن ای خوبتر
نور امیدی به تابان در وجودم زودتر
رنگ انسانی بده بر هستیم جانم بده
هر چه را پیش تو خوش تر آیدت آنم بده
…………………………………………
روحش شاد ویادش گرامی

ک -ع کوهدشت در گفته :

با سلام .به روح تمامی شهدا خصوصاً روح پاک شهیده سعیده فاطمه سوری درود می فرستم . همسر حقیر هم دوساله بوده که پدرش به فیض شهادت نائل امده و دیدارپدردرخواب برایش به آرزوی دیرینه بدل شده است ازمن می خواهند که خواهش کنم تاذکری که آقای سوری بوسیله آن موفق به دیدار مادرش درخواب شده را برایمان شرح دهند چه ذکری است ؟ شاید ایشان هم به آرزوی سی ساله شان که دیدارپدردرخواب است برسند. با سپاس فراوان

مراد سوری در گفته :

با‏ ‏سلام‏ ‏.من‏ ‏با‏ ‏محمد‏ ‏تقی‏ ‏سوری‏ ‏تماس‏ ‏گرفتم‏ ‏.در‏ ‏مورد‏ ‏آن‏ ‏ذکر‏ ‏جویا‏ ‏شدم‏ ‏فرمودند‏ ‏انشا‏ ‏الله‏ ‏آنرا‏ ‏‏ ‏بیابم‏ ‏‏ ‏در‏ ‏اختیار‏ ‏‏ ‏دوستان‏ ‏قرار‏ ‏میدهم

سرابی از نورآباد در گفته :

این مطلب را خواندم اشکم جاری شد دلم شکست اثر عجیبی گذاشت روحش شاد.

عزیز احمدی در گفته :

روحش شاد

بهزاد سوري ذق در گفته :

با عرض سلام و خسته نباشید از مدیر محترم سایت و رفیق دوست داشتنی ام خواهش می کنم سوری لکی (لکی) را به نام خانوادگی شهیده اضافه نمایید متشکرم

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

سلام بهزاد جان
اصلاح شد

جعفرسوری فرزندشهیده فاطمه ازقم در گفته :

بسم رب الشهداه وصدیقین درودبه روان پاک همه شهدا.ازهمه سروران ورزمندگان عزیزودوست داشتنی مخصوصادکترمرادواقای بالنگ دبیرمحترم ایثاروشهادت تقدیروتشکرمیکنم باشهدابودن وباانان نسبت داشتن شایدزیادمهم نباشدمهم عامل بودن به سیره وروش شهدای عزیزتاروزپروازروح ازبدن خاکیست به راستی ایاانان ازجنس مابودندیافقط عیاروجودیشان رابامعرفت به قران واهل بیت تقویت کرده بودندیادم نمیرودمادرشهیده ام دعامیکردمیگفت خدایامراقبل ازمراسم چهلم فرزندشهیدم به اوملحق کن ودعایش مستجاب شدوپروازکردوماراازمحبت خودمحروم ساخت عزیزانی که مادرتان زنده است قدربدانیدوبه سبب وجودش کسب معرفت کنیدازهمه صاحب نظران تقدیروتشکرمیکنم وعافیت وعاقبت به خیری رادرپناه امام زمان وولایت برای همتون ارزومیکنم

ّ

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

درود بر روح بزرگ شهیده فاطمه سوری
سلام آقای سوری
ممنون از حضورتون
خداوند شما فرزندان شهدا رو برای انقلاب حفظ کنه که سرمایه های ارزشمندی هستین

مجتبی آزادبخت در گفته :

خداوند روح این مادر شهیده رو با خانم فاطمه(س)محشور کنه
باتشکر از آقای دکتر سوری به خاطر این خاطره زیبا وتاثیر گذار باقلم شیوا وسلیسشون
سپاس ویژه از آقای بالنگ برای جمع آوری این اثرهای زیبا از شهدای عزیز که دریای خروشان معرفت هستند
زیارت قبول و خداقوت به حاج آقای قبادی عزیز که ذکر و یاد شهدا در هر کجا و به هر نحوی دغدغه خاطرشونه

تیموری کوهدشت در گفته :

بنام خدا با سلام و تشکر مرگ بر عراق عراقی که یک روز این جور ی بودن ولی اکنون ………

بنیاد شهمرادی در گفته :

جناب تیموری عزیز سلام .ولی قدری دقیقتر باید بود چون عراقی ها که خود قربانی دیکتاتوری بودند . بعد هم اینجور قضاوت کردن سبب مشکلات روحی برای خودمان و عدم امنیت برای همکیشان و همنوعان عراقی می شود. بخصوص که الان رفت و آمدهای دو طرف همسایه عادی هم شده است.

علی سوری نیا در گفته :

مقام معظم رهبری:
بازماندگان و عزیزان شهدا باید همواره شکرگزار خداوند باشند.

شهدا ، امام زادگانِ عشق اند که مزارشان زیارتگاهِ اهلِ یقین است .

شادی روح شهیده فاطمه سوری لکی صلوات

جعفرسوری فرزندشهیده فاطمه ازقم در گفته :

علیکم اسلام اقای بالنگ .مقام معظم رهبری:امروزه زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا کمتر از شهادت نیست. بنده به سهم خویش ازحضرتعالی تشکرمیکنم قطعاکار وزحمات حضرتعالی ازدیده شهدامخفی نیست وانشالله شفیع شماوهمه دوستان خواهندبود

سیده م موسوی در گفته :

ببنام خدا
با سلام و عرض ادب

راستش باخوندن زندگی نامه این شهیده بزرگ مو به تنم سیخ شد و اشکم جاری خوش به سعادت چنین انسان های بزرگی چقدر پاک بودند این شهید قصه اش خاص و میشود گفت بی نظیر است مادری که تا آخرین قطره های خونش پناه فرزندش بود خوش به سعادت چنین فرزندانی ….
بیان زندگی و خاطره های مربوط به شهدا کار قابل تقدیریست باید همه آشنا شوند با شهدا
مایه بسی فخر است که آشنا شوم با شهیده نامی کشورم
انشاالله روح ایشان شاد باشد
برای فرزندان این شهیده مانا آرزوی سلامتی و سعادت دارم از قادر منان

و سپاس از روای بزرگوار

فریبا مرادپور کوهدشت در گفته :

انالله وانا الیه راجعون .درود خدا بر روح شیر زنان شجاع وپاکدامنی که مصداق این بیان زیبای امام خمینی رحمه الله علیه هستند که فرمودند:از دامن زن مرد به معراج می رود.از برادر دکتر سوری بخاطر نقل این خاطره زیبای که واقعا حالم رو دگرگون واشکم رو جاری ساخت کمال تشکر را دارم .از خداوند منان میخواهم که به ما توفیق ادامه راه شهدا مخصوصا شیر زنانی چون شهیده محترمه فاطمه سوری لکی رو بدهد .مردمان سوری لکی بسیار متدین ومهربانند زیرا بنده افتخار تدریس در روستایی رو داشته ام که از نسل شهیده محترمه بوده اند واین مرا خرسند میکند. شادی روح تمامی شهدا مخصوصا شهیده فاطمه سوری لکی صلوات.

میرزایی منش در گفته :

روح و روانشان شاد

فتحعلی شهبازی در گفته :

سلام بر دکتر محجوب و عزیز ما از خاطره ی زیبایی که نوشتی لذت بردم خداوند ما را به حرمت این شهدای بزرگ ببخشاید. بنیاد عزیز هم نگران نباشند کوه صبر بودی اولین باره که اینگونه شما را دلتنگ می بینم اشمان را در اوردی دکتر جان

مراد سوري در گفته :

برادر عزیزم آقای شهبازی علیکم السلام . امیدوارم که همیشه سرحال و سربلند در کنف حمایت امام زمان (عج)باشید.

جعفرسوری فرزندشهیده فاطمه ازقم در گفته :

باسلام ان عزیزی که درخواست ذکرمخصوص برای دیدن خواب پدرشهیدش راداردشیخ بهاه رحمه الله فرمودهرکس این ذکرراازروزجمعه شروع وبه مدت ده روزودرهرروزصدباربخواندوبه یک شنبه ختم شوداگرهرحاجتی داشت وبراورده نشدمرالعن ونفرین کنددقت شودبدون یک کلمه کم یازیادخوانده شود. یامفتح الابواب یامقلب القلوب والابصارویادلیل المتحیرین ویاغیاث المستغیثین توکلت علیک یارب فاقض حاجتی واکف مهمی ولاحول ولاقوه الابالله العلی العظیم وصل الله علی محمدواله اجمعین بنده خودم امتحان کردم ردخورنداره اگرپیرامون قرائتش سوالی داشتیدمیتونیدبااین شماره تماس بگیرید۰۹۱۹۳۵۲۵۸۸۱البته اگرمدیرمحترم سایت صلاح میدانند

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

سلام آقای سوری
اجرتون با شهدا
دوست عزیزی که درخواست ذکر مخصوص رو داشتین این ذکر مخصوص و این هم شماره آقای سوری اگر سوالی داشتین

رضايي در گفته :

سلام دکتر مراد عزیز، همیشه از مصاحبت و همنشینی با شما لذت می بردم و آن را توفیقی برای خود می دانستم رزمنده ای که بی هیچ ادعایی خلوص و پاکی از رفتار و گفتارش جاری بود و در ثبات قدم بر ارزشها پایدار بوده است(که انشاءالله تا پایان هم اینگونه خواهد بود) از اینکه این خاطره شیرین و از طرفی دلتنگ کننده را از زبان و قلم شما مجاهد مخلص خواندم بسیار لذت بردم. از خداوند عزت و تداوم تدین و خدمت به اسلام، انقلاب اسلامی و خون پاک شهدا را برای شما عزیز دوست داشتنی طلب می کنم.

مراد سوري در گفته :

برادر عزیزوکوشا وپر توان جناب آقای رضایی بسیار ممنونم از لطف و بزرگواری شما .مدت های مدیدی است که آرزوی زیارت شما را دارم .ولی توفیق حاصل نمیشود .برادر ارجمند چه زیباست این ضرب المثل (هر چیزی نو اش خوب است ودوست کهنه اش)

جعفرسوریازقم در گفته :

عزیزانی که گذرشون به خرم ابادمیفته حتمابه خانه دکترمرادسوری سری بزنید هم سخنانش شیرین وشنیدنیست وهم نهارش خوردنیست

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

نهار، دیگه واجب شد مزاحم آقا دکتر بشیم!

مراد سوری در گفته :

ای‏ ‏شیخ‏ ‏پاک‏ ‏دامن‏ ‏معذور‏ ‏دار‏ ‏ما‏ ‏را

ث-ح در گفته :

واقعاً عجیب و تکاندهنده بود. من مادر کودی ۶ ماهه هستم. پس از بیماری نتوانستم به فرزنم شیر بدهم. برایم دعا کنید بتوانم دباره به فرزندم شیر بدهم.

ناشناس در گفته :

خدایاهمه مریضامخصوصامادراین کودک راشفابده برای شفایش سوره حمدی خونده شود

پادروند در گفته :

روحت شاد

حشمت اله نجفی (فرهنگی) برادر زاده شهیده فاطمه سوری لکی در گفته :

با سلام وعرض خسته نباشید خدمت دکتر مراد سوری لکی ومدیریت سایت میرملاس

یادمه که در روز خاک سپاری عموی عزیزم(شهید کریم اله سوری) که شهیده فاطمه میگفت که برادر کنار مزارت جای برای ما هم بگیر و پدربزرگم مرحوم حاج نجف سوری به او(شهیده فاطمه سوری لکی) دلداری میداد خطاب به قبر شهید کرم اله که میگفت پسرم آرزو داشتم که تو بر سر مزار من قرآن وفاتحه ای بخوانی وسرآخر شهیده به آرزوی خود رسید ودرکنار قبر برادر شهیدش قرار گرفت.

شادی روح شهدا صلوات

بهزاد سوري ذق در گفته :

با عرض سلام خدمت دوست عزیزم لطفا در مورد سایر شهداء سوری لکی گزارشهایی تهیه نمایید چون روستای سوری لکی بیشترین شهید را در بین روستاهای کوهدشت جنوبی تقدیم انقلاب و ملت شهید پرورمان نموده است .با سپاس فراوان از زحمت های بی دریغ شما در تهیه این گزارشات

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

سلام آقای سوری
چشم حتما البته ب راهنمایی و کمک شما هم نیاز داریم

بهزاد سوري ذق در گفته :

چشم در خدمت گزاری حاضرم من با آقایان (دبیر سرویس فناوری محمد ابراهیمی و آقای آزادبخت )در ارتباطم هروقت خواستید آماده ام

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

ممنونم شماره تماستون رو بذارید که تماس بگیرم خدمتون

حسین پیرزادی.کرمانشاه در گفته :

با سلام و عرض خسته نباشید خدمت برادر عزیزم جناب آقای دکتر سوری:
از خاطرات و بیان مطالب شیرینت واقعا لذت بردم و استفاده کردم.
از خداوند متعال علو درجات برای این شهید عزیز خواستارم و انشاالله روح پاکش با شهدای کربلا و حضرت زینب محشور شود و آرزوی توفیق برای فرزندان برومندش دارم.از آقای بالنگ به خاطر اقدامات خوب و خدا پسندانه اش تشکر می شود.

مراد سوري در گفته :

علیکم السلام.برادر ارجمند و گرامی ممنون از الطاف شما .جنابعالی خودتان بوی عطر شهدا در وجودتان است ویادگاری از آن دوستان سفر کرده هستید .عزت وسر بلندی شما را از خداوند متعال خواستارم

ن.آزادبخت در گفته :

شهیدان در بلندترین قله زندگی طیبه و جاودانه، با دلی مالامال از عزت بندگی و معرفت حقیقی در جوار محبوب با شادکامی نشسته اند.کاش می شد گوشه ای از باطن شهید علی نجات سوری را که طلبه ای عارف و روشن بین در مکتب مراد اهل دل و شیخ پاکباز شهر شهادت حضرت آیت ا… ماشااله مروجی بود قبسی برگرفت و نسل نوپای امروز را با گوهر حقیقی ایمان وی صیقل داد. ایمانی آگاهانه، خالصانه، بی مانند که تباراز دامان مادری بزرگ و شهید داشت. راستی عزیزانم مگر شهیدان به وظیفه خود عمل نکردند ؟ اگر عمل کرده اند که هیچ تردیدی در راه،مرام و عمل آنان نیست چرا باید یاد و نام ایشان را و هدف خدایی، مقدس و بلند آنان را نباید بر تارک تاریخ نوشت و مائده یحضورشان را به بهترین، شایسته ترین و زیباترین شیوه و شکل ممکن در پیش روی همگان به ویژه نسل جوان و نوجوان بگشاییم.خدایا از همه غفلتها، کوتاهی ها، فراموشیها و دنیازدگیهایی که در حق شهیدان روا داشته ایم و از پویش آگاهانه،خالصانه و جانانه ی یاد و راه شهیدان بازمانده ایم ، درگذر.خدایا به سرخ شهیدان و اشک به خون نشسته ی مادران سوگمند شهیدان، این گلهای محمدی را با اصحاب امام عشق، خداوندگار ایثار و کرامت حسین (ع) هم نشین و هم پاداش فرما.خدایا روح شهیدان را از ما (دوستداران عطر حضورشان) با همه کاستی هایمان شادان و خشنود فرما.
از برادر عزیزم آقای دکتر مراد سوری که خود جانبازی گرانمایه است با آرزوی تلاش بیشتر، بسیار سپاسگذارم.

مراد سوري در گفته :

با تشکر از از جنابعالی به خاطر مطلب زیبا و پر محتوای که درج نمودید ونشانه معرفت بالای شما در عالم پر راز ورمز شهدا می باشد

احسان امید در گفته :

خداوند رحمت کند این مادر شهیده را

باران در گفته :

ممنونم بابت این سرنوشت زندگی شهیدان از خداوند و شهدا خواستارم اول فرج آقا امام زمان(عج)و سپس شفاعت ما کنن و عاقبت به خیر شویم بایییییییییییییییییییییییییی

ادینه وند از قم در گفته :

باتشکر ازدکترسوری ومدیرت سایت درودورحمت خدا بر این مادرشهیده
وبرادرشهیدش کریم اله سوری
وپسر ش طلبه شهیدعلی نجات سوری وپدرش مرحوم حاج نجف سوری بانی مسجد درسال ۴۷وپدرروحانیت دران منطقه عنداله خانواده مرحوم حاجی از سابقونند

احمدی ازخرم اباد در گفته :

با تشکر ازنویسنده این خاطره خداوند روح این مادر شهیدهوشهدایان شهر راباشهدای کربلا محشور گرداند انصافا مرحوم حاجنجف سوری ذکات علمش دادباتشویق اندیار به درس دین ذکات فرزندانش رادادبا تقدیم ۳شهید به انقلاب وباقیات صالحت بجاگذاشت باساخت مسجد ان منطقه ومرتب درارتباط بود باروحانیت روحش شاد

محمد تقي سوري فزند شهيده فاطمه سوري در گفته :

با اهدا. سلام و ادب و احترام و تقدیر و تشکر فراوان از پسر عموی عزیزم دکتر مراد سوری
من همان کودکی هستم که بر اثر بمباران هوایی سال ۶۵ شهر کوهدشت مادرم شهید شد تنها نظر بنده روی همان لحظه ایست که هنگام شهادتش به من شیر می دادند به نظرم می خواستند که من از صدای مهیب بمباران نترسم به من شیر دادن تا ارامش پیدا کنم غافل از اینکه ارامشی ابدی و مبارک به نام شهادت برایشان رقم خورد.

سلام
باخوندن این متن بغض عجیبی گرفتم
آقا محمد تقی ان شاءالله در ظل عنایات حق تعالی راه و منش مادر گرامیتونو ادامه بدید
روحشون شاد
کاش ذکر رو به من هم میگفتید تا من هم….. نمیشه؟
شهدا زنده اند
” ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون”

طوبی لکم

سوری لکی کرم در گفته :

سلام بربرادرعزیزودوست داشتنی جناب آقای دکتر مراد سوری وتشکرودست مریزاد بر شما وقلم متعهدشما بخاطر نگاشته ی زیبا وارزشمندتان. لازم است به استحضار مبارک برسانم که بنده حقیر که دردبیرستان شهید صدر سوری لکی مشغول کار می باشم یک یادمان برای شهدای روستای سوری لکی تهیه کرده ایم ودراین یادمان علاوه برعکس و وصیت نامه ی شهدا اقدام به جمع آوری خاطراتی درمورد شهدای والامقام این روستا نموده ایم وآنهارادراین یادمان نصب کرده به امید اینکه دانش آموزان این مرزوبوم به وسیله این راه روشن بیمه شوند ودراین تند باد حوادث آلوده فساددنیا نشوند. در ضمن خاطره ی زیبا شماهم دراین یادمان نصب خواهد شد وحتما برای بنده ودانش آموزان مفید خواهد بود.درپایان ضمن تقدیر وتشکر ازبرادر عزیز جناب آقای سعیدبالنگ دبیرمحترم سرویس ایثار وشهادت وکلیه کسانیکه یادشهدا رابرای مردم زنده نگه می دارند.

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

سلام آقای سوری لکی
ممنون میشیم اگر خاطرات و تصاویری که جمع آوری نمودیده اید رو در اختیار ما هم بگذارید

جعفر س در گفته :

سلام بر تمام شهدا که مایه شادی ما گشته اند از شما دکتر سوری متشکریم بابت نوشته هایتان

جعفر سوری لکی در گفته :

شهادت راهیست میانبر برای بهشت فردوس خوشا آنان در این راه رفتن. دکتر سوری تشکر از شما از مطالبتون

سهیلا قربانی در گفته :

بسیار بسیار عالی بود؛ ممنون

محمد تقي سوري فرزند شهيده فاطمه سوري لكي در گفته :

سلام.خواهر محترم خانم زهرا اگر سراغ ذکر میگردید اخوی بنده حاج اقا جعفر سوری در همین دیدگاه ها بیان نمودند نظراتش رو بخونید پیداش میکنید

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :