کد خبر : 42518
تاریخ انتشار : ۳۰ دی ۱۳۹۲ - ۱۱:۱۳
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 805 بازدید

شکارچی تانک ” شهید والامقام دکتر محمدعلیم عباسی “

زنـده بادا نام «شهرام» شهـــید           بــعــد نجــوای کـمـیـــلش پر کشیـــد نیمه شب برخاک خوزستان نوشت          دوستـــان دیـــدار بــعــدی در بـــهشت ” لاله های واژگون “ شهید والامقام دکتر محمدعلیم ( شهرام ) عباسی تاریخ شهادت    ۱۳۶۵/۱۱/۱  زندگینامه شهید والامقام دکتر محمدعلیم عباسی : شهید حاج محمد علیم عباسی اسوه صبر و استقامت و اسطوره اخلاق […]

زنـده بادا نام «شهرام» شهـــید           بــعــد نجــوای کـمـیـــلش پر کشیـــد
نیمه شب برخاک خوزستان نوشت          دوستـــان دیـــدار بــعــدی در بـــهشت

” لاله های واژگون “

alim

شهید والامقام دکتر محمدعلیم ( شهرام ) عباسی

تاریخ شهادت    ۱۳۶۵/۱۱/۱

 زندگینامه شهید والامقام دکتر محمدعلیم عباسی :

شهید حاج محمد علیم عباسی اسوه صبر و استقامت و اسطوره اخلاق و مهربانی نه تنها طبیب تن که طبیب جان نیز بود . در سال ۱۳۴۳ در شهرستان کوهدشت در خانواده ای مذهبی و متدین چشم به جهان گشود . محیط دینی و سرشار از معنویت سبب شد که در همان ایام کودکی در روح او عشق به خدا و دین داری آمیخته شود . تحصیلات ابتدایی را تا سال ۱۳۵۵ به پایان رسانید . مقطع راهنمایی او همزمان با شکوفایی اتقلاب بود . وی تحصیلات دبیرستان را در دبیرستان دکتر شریعتی کوهدشت آغاز کرد ،که مصادف با شروع جنگ تحمیلی بود و این باعث شد تا سنگر علم را رها سازد و در سنگر عشق و جهاد در راه معبود بشتابد . وی در اولین حضور در جبهه ۱۵ سال بیشتر نداشت ،که از ناحیه کمر به شدت زخمی شد . شهید عباسی در کنار جهاد به کسب تحصیل نیز می پرداخت و بعد از اتمام دوران دبیرستان در کنکور سراسری شرکت نمود و موفق شد در رشته پزشکی پذیرفته شود . آن روح بزرگ آسمانی را ، زخمهای جسمی نتوانست زمین گیر کند ، و از جهاد در راه خدا باز دارد.  و این بار از طریق بسیج دانشجویی راهی جبهه های حق علیه باطل شد،  در فتح فاو و عملیاتهای دیگری شجاعانه شرکت می جست و سرانجام در عملیات کربلای ۵ در شلمچه خلعت خونین شهادت را بر قامت پوشاند و به وصال جانان نائل گردید.

03 

021
 
خاطره ی حاج حسین پیرزادی از شهید والامقام دکتر محمدعلیم عباسی :
انسانی متدین، با تقوی و شخصی معنوی و روحانی بود. همیشه رزمندگان را به مسائل دینی و احکام دعوت می کرد. حتی تاکید بر این داشت که رزمندگان اسلام نماز شب بخوانند. خودش خیلی مقید به این مسائل بود واقعا نماز شب ایشان ترک نمی شد. زمانی که در دزفول بودیم بیشتر به زیارت سبزه قبا امام زاده ای  که در شهر دزفول هست می رفت. یک شب یادم هست که دزفول موشک باران شد . شهید شهرام در مسجد دزفول تا صبح برای شهدای موشکی آن شهر نماز خواند و دعا کرد. علاوه بر شخصیت معنوی و روحانی و علمی که شهید شهرام داشت ایشان بسیار خوشرو و شوخ طبع بودن . هیچ کس را ناراحت نمی کرد. رزمندگان، مسئولین و فرماندهان این شهید عزیز را بسیار دوست داشتند و احترام خاص و ویژه ای برایش قائل بودن.
 
 (89)~1
 
0060
 
خاطره ی حاج مراد روشنی از شهید والامقام دکتر محمدعلیم عباسی :

نسیم لبخند                                             

من شهرام را بسیار در خواب می بینم و درواقع در خواب تذکراتی به من میدهد. زمانی که مدیر کل جانبازان لرستان بودم. جانبازان بسیاری مراجعه می کردند و مشکلاتی داشتند و به همراه آن خواسته هایی. من دستم خالی بود و بسیار ناراحت بودم. یک لحظه در دل شکایت کردم که خدایا از من بیچاره تر پیدا نکردی اینجا بگذاری؟ بعد از نماز صبح بود که شهرام را در خواب دیدم. جانباز هفتاد درصد قطع نخاعی در خرم آباد داشتیم. در خواب دیدم که شهرام دستش را بر گردن این جانباز انداخته بود و لبخندی بسیار زیبا بر لبانش نقش بسته بود که این لبخند روحانی و زیبای او که موجی از معنویت بود  نسیمی به دل من فرستاد و من لذتی بردم که هنوز هم از آن مست هستم و آن حالت مصداق لایدرک ولایوصف بود و واقعا این لبخند دنیایی نبود. او می خواست به من بگوید که اگر می خواهی به شهدا خدمت کنی به این جانبازان خدمت کن که در واقع ما همین ها هستیم.

خدمت به مادر

خدمت مادر شهید شهرام رفتم  و این خواب را برایش تعریف کردم. او گفت که من چیز عجیب تری دیده ام. مادر شهید گفت: لوله و شیر آبمان خراب شده بود. قبض آبمان که همیشه دو سه هزار می آمد یکدفعه نود هزار آمد. من هم تنها بودم و فرزندانم هر کدام در شهری بودند. کسی را نداشتم که پیگیری کند به سازمان آب زنگ زدم. آمدند درست کنند. کنتور را عوض کردن. وقتی رفتند ناگهان آب فوران کرد. عصر بود پسر همسایه را صدا کردم. همراه مادرش آمد و شروع به کار کرد. یکی دو ساعت کار کرد اما نتوانست آنرا درست کند و رفت. ساعت یازده دوازده شب بود و آب هم همچنان می رفت. با خودم گفتم شهرام خدا خیرت بده اگر تو بودی من اینهمه تنها و سردرگم نبودم. وقت نماز صبح بیدار شدم ومتوجه شدم که صدای آب نمی آید. فکر کردم آب قطع شده. رفتم و شیر آب رو باز کردم و دیدم که آب قطع نشده. وضو گرفتم و نماز خواندم. صدای زنگ خانه آمد زن همسایه بود. گفت:پسرم از دیشب دیوانه شده. گفتم: چرا؟ گفت: خوابی دیده. آمدم ببینم درسته یا نه. خواب دیده گروهی سینه زن و زنجیر زن در حال عبور بودن. جوان رعنایی شبیه عکسی که در خانه ی شما دیده جلوی همه بوده. جوان آمده و در خانه ی شما رو باز کرده پیچ شیر آب رو بسته و رفته.ازم خواست بیام ببینم شیر واقعا بسته شده یا نه.

(88)~1

 

hajikarimider54 (2)

Image0075

 
فرازی از وصیت نامه شهید وارسته حاج محمد علیم «شهرام» عباسی :
من وشما آمده ایم تا قدر خود ابشناسیم ،آمده ایم تا بفهمیم که به کجا می رویم. آن کس که مبدا را شناخت وبه سوی مقصد عارفانه وعاشقانه گام برداشت که خوشا به حالش.
 
1502119kakc001
 
 04
 
 
 

 

درج شده توسط : بهزاد باقری / دبیر سرویس شهدا و منتظران " میرملاس نیوز "bagheri1348@yahoo.com

دیدگاه ها

بهزاد باقری همدان در گفته :

شهرام اسوه پاکی و پاکیزه گی بود روزی با حاج محمد آزادبخت و شهرام و یکی دیگر از برادران در حال صحبت کردن بودیم که آ ن دوستمان حرفی زد به شوخی ماهم احساس کردیم که به شوخی دروغ میگوید. در این حال شهرام خیلی راحت به او گفت مگر در کتاب گناهان کبیره شهید دستغیب نخوانده ای که حتی به شوخی هم دروغ بگوی گناه کبیره محسوب میشود. ایشان بسیار به این امورات حساسیت نشان میداد. خداوند انشاا… با شهدای کربلامحشورشان نمایید

علی محمد عزیزی در گفته :

شهادت را نه در جنگ، در مبارزه می دهند

ما هنوز شهادتی بی درد می طلبیم

غافل که شهادت را جز به اهل درد نمی دهند . . .

خداوند روحشان را شاد گرداند.
تا کی دل من چشم به در داشته باشد؟ “”” ای کاش کسی از تو خبر داشته باشد

آن باد که آغشته به بوی نفس توست “”” از کوچه ما کاش گذر داشته باشد . . .

مراد سوري در گفته :

سلام ودرود خداوند تبارک وتعالی بر روح کلیه شهیدان .خصوصا شهید مخلص وبا صفا دکتر محمد علیم عباسی. به یاد دارم که در یکی از عملیات ها که تعداد زیادی از رزمندگان به فیض عظمایی شهادت نایل آمدند و من وجمعی از دوستان پیراهن مشکی پوشیده بودیم در مسجد صاحب الزمان کوهدشت به خدمت آن شهید عزیز رسیدیم .وی بعد از جویا شدن ماجرا به ما گفت شهدا راضی نیستند که شما لباس مشکی بپوشید .لباس مشکی کراهت دارد.واینگونه آن بزرگواربه ریزترین نکات اخلاقی توجه داشت.والسلام علیک یوم ولد ویوم یموت ویوم یبعث حیا

دکتر عزیز در گفته :

آقا مراد خیلی پاک و خالص و بی غل و غشی. انشالله که وضعیت شیمیاییت بهتر شده باشد

ناشناس در گفته :

رضوان الهی گوارای وجود پاکت باد که سجایای اخلاقی تو پاک مرد را هر کس که حتی یکبار شما را دیده مجذوب و شیفته خود کرده. جز شهادت هیچ چیز دیگری نمی توانست حق شما را ادا کند پس گوارای وجودتان این وصل مستانه حضرت دوست.

جعفرسوریازقم در گفته :

من این شهیدوالامقام رادرزمان حیات ندیدم ولی وقتی به عکسش نگاه میکنم انگاربامن حرف میزندوسالیان سال باهم رفیق بودیم البته چندباری خواب شهدارادیدم وایشان هم بودندولی چون خواب زیادحجیت نداردمن چیزی بیان نمیکنم تازه اگه خواب صادق باشدیک هفتادم وحی است

مرتضی قبادی در گفته :

سال ۶۴یک ماه قبل از شهادتشان به همراه برار حاج حسین احمد پور به منزل شهید شهرام رفتیم قبل از ظهر بود که خدمت ایشان رسیدیم . روزقبل موتور سیکلت او را در حیاط ساختمانشان به سرقت برده بودند .
ظهر با پیشنهاد شهید شهرام به مسجدی در امیر آباد در نزدیکی کوی دانشگاه رفتیم . امام جماعت مسجد سیدی از اولاد پیامبر(ض) بودند که شهید شهرام ارادت ویژه ای به ایشان داشتند .
بعدا از اقامه نماز بیرون که آمدیم اثری از کفشهای من نبود ، بالاخره به میدان انقلاب آمدیم وکفش خریدیم . این موضوع شهید شهرام خیلی ناراحت کرده بود .
روحش شاد

سلام در گفته :

سلام مرتضی پای برهنه تا انقلاب اومدی.
آن سید حدا رحمتش کند مرحوم آیت الله علوی بود و واقعا عارفی وارسته بود در مورد شهید شهرام گفته بود “او از اولیا خداست”
سالها بعد از شهادت شهرام و… راه طولانی خوابگاه تا مسجد حضرت علی (امیر آباد) را به عشق این سید عزیز میرفتیم و پای منبر و کلاسش مینشستیم. خداوند انشالله با شهدا محشورمان کند

خاك پاي رزمندگان در گفته :

زنده بادا نام شهرام شهید…
ودرود بر علیزمان محمدزاده شاعر مثنوی بلند لاله های واژگون کوهدشت.

موسی قادری در گفته :

ای روشنای خانه امید، ای شهید / ای معنی حماسه جاوید، ای شهید

چشم ستارگان فلک از تو روشن است / ای برتر از سراچه خورشید ای شهید

عالی بود سعید جان ممنون

سعیدگراوندکلسرخی در گفته :

ذقیقا یاد ندارم چه سالی ولی ۴ یا ۵ ساله بودم شهید شهرام و مادر گرامیش از سفرحج و زیارت خانه خدا اومده بودن همراه شهید محمد مراد گراوند و مادر بزرگ به زیارت قبولی رفتیم فکر کنم از شهید محمد مراد پرسیده بود این بچه کی باهاته وفهمیده بود که من یتیمم . مرا در آغوشش گرفت و سر زانویش نشاند و با دستان گرمش نوازشم میکرد و در این مدت با شهید محمدمراد بحث و گفتگو میکرد صد حیف که بخاطر سن کم آن زمان و مشغله های فکری و گرفتاریهای امروز چیزی از آن مباحث گوهرین بیاد نمیارم
ولی قد و رعنای منورش که پیراهن سفید بلند تا کف پا (به اصطلاح کفن پوش) برتن داشت و اصرای که به بدرقه تا در حیاط و سر خیابان و دو دل خالص ( شهرام و محمد مراد) که جدایی ناپذیر بودن .
روحش شاد و یادش گرامی

شفيعي در گفته :

روحش شاد مرحوم فضل الله حکیمی از آنها دعوت کرده بود جهت کارهی تبلیغی در مدارس قرعلیوند .که آن شهید با خط زیبایی بر روی دیوار مدرسه نوشت ما مرد جنگیم و از جنگ نمی هراسیم امام خمینی

سعیدگراوندکلسرخی در گفته :

سالگرد عروج عارف وارسته شهید محمد علیم(شهرام) عباسی گراوند را گرامی میداریم فردا حتما به بهشت زهرا سر مزار نورانی و مقدسش خواهم رفت و برای شادی روحش فاتحه و قرآن خواهم خواند

صلوات در گفته :

یادت نره

صلوات در گفته :

سلام شهید شهرام شوخیهایش هم ظریف بود روزی مدرسه نواب فوتبال میکردیم تابستان بود و تعطیلی مدارس، کاظم مرادی بود اذت مرادی و ..شهید شهرام هم وسطهای بازی آمد آن موقع فکر کنم اول دبیرستان بودم و کوچکتر از آن جمع بعد از بازی به شهرام گفتم خوب حالا که شما دکتر هستید بگید چرا من بعضی موقع ها زیاد میخورم منکه خیلی جدی منتظر یک جواب علمی بودم رو کرد و گفت: برادر عزیز شما جوخ دارید!!
بعد از عملیات والفجر نه در پادگان لشگر در خرم آباد بودیم که شهید شهرام آمدند گردان، شهید فیروز بود بچهه های دیگر و مجلس گرم شوخی فیروز میگفت شهرام وقتی راه میرود پاهایش یک طرف میرود و سرو گردنش طرف دیگر.
(که البته این بدلیل مجروحیت سختی بود که شهید شهرام در ناحیه شکم داشت)
سلام و صلوات بر آنها

ناشناس در گفته :

سلام شهیدشهرام واقعاروح خدابودنددرکالبدزمان وسیمای مبارکشان انسان رابه یادخدامی انداخت،خاطره ای که دکترسوری نوشتندحقیرهم حضورداشتم .ایشان اسوه حسنه ی زمان خودشان بودندروحش شادویادش گرامی باد

رحیم جعفری در گفته :

سلام،او هم رنگ وبوی خاصی داشت ،صداقت وصفا وخلوص وعدم تعلق به دنیا،این اواخر او هم بهشتی شده بود،فوق العاده عجیب جز به شهادت اقناع شدنی نبود.یادش گرامی وتشکر از آقا سعید

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

سپاس حاج آقا

هادی قبادی در گفته :

باسلام
از سالهای ۵۳ – ۵۴ توفیق رفاقت و رفت و آمد با شهید شهرام را داشته ام و تا شهادتش این دوستی تداوم داشت . بخشی از خاطرات را قلمی کرده ، امید آنکه آن را تکمیل نمایم . حقیقتاً او اسوه اخلاق ، بزرگمردی ، آگاهی ، خلوص و عبادت آگاهانه بود .
در بیت الله الحرام و سرزمین وحی به یاد او و تمامی شهدای شهرمان و شما عزیزان هستم .

جعفرسوری قم در گفته :

سلام حاجی عزیزبه خاطررفاقتت باشهیدعلی نجات هم که شده یه دعای مخصوص نیازدارم زیرناودان طلادرحجراسماعیل برام دعاکن گره به کارم افتاده یادت نره

بهروز پیری در گفته :

سلام و درود خدا بر روح شهید محمد علیم عباسی
شهادت تشعشعی بی نظیر دارد.نور و گرما در جهان و در دلها و روحهای فسرده ایجاد میکند.بینایی میدهد و امید ایجاد میکند.اراده ,رسالت,و تعهد میدهد.موجب تبدیل یاس به امید و تبدیل نتوانستن به توانستن میشود

احمدی در گفته :

با سلام
آقای بالنگ خدا قوت.
انشاءالله با شهدا محشور شوید.
از آقایانی که خودشان را با نام صلوات و ناشناس معرفی کردند خواهش می کنم که شماره و یا آدرسی در اختیار آقای بالنگ قرار بدهند که بتوانیم از محضر ایشان استفاده کرده و ناگفته هایی از شهید عباسی را ثبت کنیم
موفق باشید

ن.آزادبخت در گفته :

دورود و سلام بر یاران راستین حسین (ع) در عصر قحطی جوانمردی، از خود گذشتگی و خدامداری.سلام بر ریزش قدسی خونهای اندیشه ورزان پاکباخته ای که گواهی بندگی، عزت و مسوولیت آشنایی روشنفکرانه ی خود را با امضای خون به پایان رساندند.سلام بر پرچمداران طریق عشق، عرفان و عدالت که جز نام و یاد محبوب را به سخره گرفتند و با جام می دلدار مشق حضور عشق نوشتند.آنانی که چون شهید دکتر محمد علیم عزیز در عمر کوتاه اما تاریخ ساز خود با زبان و دل و با قلم و قدم و با تنی مجروح، اوج بندگی را به شهادت نشستند.عزیزی که از دبیرستان دکتر شریعتی (ره) تا دانشکده پزشکی دانشگاه تهران و پیش از آن از مسجد جامع و مسجد صاحب الزمان با روحی آراسته به صفات جلال و جمال الهی و از این میقات جانان تا ملکوت کربلای ۵ و از آن مسلخ روحانی تا غربت خاکسپاری عاشورایی آن ولی خدا و عارف بالله و یاران و دوستان عزیزش در شهر کوهدشت در اوج مظلومیت و پاکبازی رخ در نقاب خاک کشیده اند.علیم عزیز! نیک می دانید از آن لحظه وصال تا این فراق جانکاه گویی قرنها گذشته است و ما همچنان مرور می کنیم روزها را با دلی مالامال از اندوه فراق و شکسته از غم جدایی. از خدای شهیدان از ژرفای جان می طلبیم به ما صفای باطن، آگاهی ژرف، ایثار بی منت، بندگی آگاهانه و نیک فرجامی ارزانی فرماید. خداوند به همه کسانی که در راه گسترش و ژرفا یافتن راه، منش و نام شهیدان گام برمیدارند و تلاش می کنند به ویژه عزیزانم سعید بالنگ، هادی قبادی و امین آزادبخت بیش از پیش پاداش شهیدان ارزانی فرماید.

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

سپاس از حضورتون آقای آزادبخت
انشاالله که شرمنده شهدا نشیم

علیمحمد محمدی در گفته :

هرگزم نقش تو از لوح دل وجان نرود هر گز از یاد من ان سرو خرامان نرود
با سپاس از اقایان بالنگ وازادبخت . من هر بار که به این سایت سر می زنم وچهره ی پاک و معصوم و صادق شهدا رو می بینم وچشمم تو چشماشون می افته که از عرفان وعشق موج می زنه ،تاب وتوانم می شکنه ،
نگاهشون عمق وجودمو به تماشا می شینه ،دیدگانم تاب دیدن چشماشونو نداره ،گویی میگن :ای زمینی ها،
ای بر زمین ودر زمین مانده ها ،کجا ؟ در زمین چنین شتابان و…..ومن دیگر اون شب که سایت رو نگاه میکنم تا
صبح خوابم نمی بره وامشب از اون شب هاست ساعت پنج سحر اول بهمن ۱۳۹۲سالگرد شهادت شهید شیرین سخن ؛شهرام عباسی؛است ،که خاطراتش یکی پس از دیگری جلو چشمانم رژه می رن ،شهید
شهرام ،شمع جمع دوستان،شیرین زوان،صدایش گرم ،نایش گرم ،مرد جهاد ونماز وعبادت ،مرد تنهایی ودعا،
مرد سیاست ومبارزه،مرد عبادت ومرد قران بود.
دوش در حلقه ما قصه گیسوی توبود تادل شب سخن از سلسله موی تو بود.

ف

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

سپاس از حضورتون آقای محمدی

زهراعباسی گراوند در گفته :

باسلام و احترام
ممنون از اینکه قسمتی رو به عموی عزیزم اختصاص دادین
ایشون الگوی فوق العاده ای برای همه ی ما هستن

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

درود بر روح بزرگ شهید والامقام دکتر محمد علیم عباسی
سلام خانم عباسی
ممنون از حضرتون
به وبلاگ شهید هم سر بزنید

سعیددارابی در گفته :

عاشق چوشدی تیربه سربایدخورد زهری که رسدهمچوشکربایدخورد
درراه وصال دوست بادیده باز دریادریاخون جگربایدخورد
من همشهری شهیداندیشمندعلیم نیستم ودردوران دفاع مقدس نیزدرتیپ ومنطقه ای دیگربودم اماروح ملکوتی این شهیدشاهدآنقدروالااست که درسال ۶۶آوازه صفات نیک ایشان به استانهای دیگرهم رسید
وخیلی ازبچه های تیپ ما(تیپ نبی اکرم کرمانشاه)به دکترعلیم کوهدشتی علاقه داشتندچه پرواززیبایی!جوانی رعناخوش سیما-تحصیل کرده-باآینده ای تضمین شده ازلحاظ مادی ناگهان به همه دلبستگی هاوعلایق وزیباییهای دنیاپشت پابزندودربهترین شرایط دنیوی به استقبال شهادت برودچه زبانی -وچه قلمی توان گفتن یانوشتن این عظمت وبزرگی راداردخدای! من چه انتخاب عرفانیی!چه روح زیبایی !این افلاکیان چه دیدندوبه چه رسیدندکه عاشقانه به مسلخ عشق رفتندخدایاتکلیف مابازماندگان ازاین قافله عشق چیست؟به جزطلب شفاعت ازاین سروقامتان جاودانه تاریخ (درودبرشهیدشهرام وشهرامهاوعلیم های به معراج رفته روحشان شادویادشان جاودانه

ارمغان عباسی در گفته :

من سن کمی دارم ونتوانستم عمویم راببینم و ازاین بابت بسیار ناراحتم و بااین که عمویم راندیده ام اما احساس شگفت انگیزی به ایشان دارم وتشکرمی کنم که قسمتی رابه عموی عزیزم اختصاص دادید

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت "میرملاس نیوز " mirmalas@gmail.com در گفته :

درود بر روح بزرگ شهید والامقام محمدعلیم عباسی
سپاس از حضورتون

اکبر امرایی در گفته :

برادرم شهرام ” شمع شهدا ” بود

ان شاءالله در آینده نزدیک شعری را که در زمان شهادت دکتر با عنوان ” شمع شهدا شهرام ” سروده ام در اختیار سایت قرار خواهم داد .

سعید بالنگ / دبیر سرویس شهدا ( دلاوران لرستان ) "میرملاس نیوز در گفته :

ممنونم استاد
اجرتون با شهدا

تيموري در گفته :

سلام و عرض ادب
از زیارت مطالب خواندنی و جذاب شما بهره بردم امید است ضمن به روز رسانی هماندیشی و همنشینی نیز بین عناصر مخلص و فعال دوران دفاع مقدس در اسرع وقت تدارک دیده شود . تا بیشر گفته ها و ناگفته آهای آنان سامان دهی شود ..با تشکر تیموری از خرم آباد

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :