کد خبر : 42745
تاریخ انتشار : ۲ بهمن ۱۳۹۲ - ۲۰:۴۷
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 1,170 بازدید

آقای استاندار!

منبع : سیمره

images

 

صالح سوری / میرملاس نیوز :

سخنی با استاندار لرستان   

                                                                                    
از روزی که حسن روحانی با  رای مردم بر کرسی ریاست جمهوری تکیه زد و  بر جای مردی نشست که می خواست دنیا!!! را اداره کند،انتظار می رفت که به زودی شاهد تغییر و تحولاتی در سطح مدیریت استان خواهیم بود. زمان زیادی طول نکشید که وزیرکشور دولت تدبیر و امید  دست به تغییر استانداران زد و در این میان  کسی را که اتفاقا هم تبار مردم لرستان بود و در دولت های پیشین نیز مناصب گوناگون  پذیرفته بود، به مدیریت لرستان فرستاد.فارغ از موضع گیری های سیاسی و عملکرد گذشته ایشان که موضوع این یادداشت نیست،انتظار می رود که ایشان بتواند مجری سیاست های دولت اعتدال گرای حسن روحانی در لرستان باشد.این نوشته قصد دارد ،برخی از مهم ترین معضلات استان را که بارها از طرف دلسوزان آن  فریاد زده شده است، دوباره به ایشان یادآوری نماید.
آقای استاندار!
       به برکت دولت های پیشین بخصوص دولت احمدی نژاد که پول حاصل از فروش نفتش بی سابقه بود، بنا بر آمار رسمی ، لرستان بیکارترین استان کشور است.در اخذ این رتبه بی نظیر !!! نه تنها مدیران ارشد کشور که مدیران استان در دهه های گذشته نیز باید پاسخگو باشند. اما چرا باید استانی که روزگاری جزء آبادترین مناطق ایران به حساب می آمد و به گواه تاریخ نویسان، مردمانش به برکت مراتع سرسبز و رودهای خروشان و چشمه های جوشان و خاک حاصلخیز، در راحتی و آسایش زندگی می کردند،اکنون فرزندانش یا در سعادت آباد به سعادت می رسند و یا پالان حمالی بر دوش، در کوچه پس کوچه های بازار تهران تحقیر می شوند و یا در واگن های مترو پایتخت به دست فروشی می پردازند؟چرا در پایتخت خبری از جوانان کارگر خراسان و کرمان و یزد و اصفهان و فارس و……نیست.مگر نه زلف سوخته دختران و چهره خمار پسران حاصل همین بیکاری است؟آقای استاندار بر سفره خالی این مردم نه پول نفت که درخت صنعت بکارید و به مدیران کشور بقبولانید که بیکارترین استان کشور قاعدتا نیازمند توجه ویژه است.از معرفی مردم لرستان به عنوان مردمی صبور و قانع نزد مسولان کشور بپرهیزید و با ارایه آماری دقیق از اوضاع بحرانی استان ،شوق خدمتی ویژه را در آنان برانگیزید.
آقای استاندار!
محیط زیست لرستان نفس هایش به شماره افتاده است.شما نیز در این دیار زیسته اید و بی شک مانند بسیاری از مردم آن لحظه ای هرچند کوتاه در سایه سار درختان بلوط آن آرمیده اید و خستگی را با خنکای نسیم آنان از تنتان زدوده اید.ولی افسوس و صد بل هزار افسوس که جدای  از ریزگردهای عربی و بیماری زغالی ، تبر بی رحم ندانم کاری و بی مسولیتی چنان به جانشان افتاده است که یکان یکان از درد و غصه دق مرگ می شوند و پیش از آنکه جانشان ستانده شود، خود ایستاده می میرند.سرنوشت حیات جانوری آن نیز بسی غم انگیزتر از پوشش گیاهی  است.سمندر لرستانی سر از بازارهای کشورهای عربی درمی آورد و پلنگ لرستان زخمی تیر ناکسان می گردد.تازه این حکایت حرام گوشتان است که که حلال گوشتانی چونان کل و کبک و تیهو حسابشان با کرام الکاتبین است.آقای استاندار  بر آتش تخریب جنگل ها آبی بپاشید و تفنگ را از دست این جماعت ناشسته رو بگیرید و  محیط بانانی بیشر بر طبیعت بگمارید تا همچنان که آنان کوهستان را بر حیوانات نا امن کردند، آنان نیز حتی در خانه های خویش احساس امنیت نکنند.
آقای استاندار!
کمتر روزی است که سینه سرزمین تاریخی لرستان به دست چپاولگران میراث تاریخی شکافته نشود.گواه ما بازار پر رونقی است  که فروشندگان دستگاه های فلز یاب در استان رونق داده و خلایق را به طمع انداخته که بی رحمانه به جان  هر جایی که بوی تاریخ و تمدن از آن بر می خیزد ،بیفتند و دندان طمع خود را در کالبد بی جان آن فرو برند و سند هویت این قوم بخت برگشته را قربانی حرض وآز خود نمایند.نه حریم در خاک خفتگان تپه های تاریخی رعایت می شود و نه حرمت آثار هزار ساله نگه داشته می گردد.فلک الافلاک هنوز در بند است و پل کشکان جولانگاه جالیزکاران.آقای استاندار میراث فرهنگی لرستان را دریابید که اگر در دنیا نامی داریم – و برای برخی  نانی – از همین آثار بجا مانده از گذشتگان است ورنه بر حالمان که امیدی نیست و باید بر آن گریست.
آقای استاندار!
در سال های گذشته نخبگان زیادی از گوشه و کنار استان که بی شک جنابعالی از دلایل آن آگاه هستید دیار خویش را ترک و راهی استان های دیگر  شده اند.نخبگانی که گرچه هرکدام در گوشه ای از جای جای کشورمان منشا خدمات گوناگون شده اند، اما متاسفانه سرزمین  مادری از خدمات آنان محروم شده است.همچنان که خروج نخبگان از کشور خسارتی جبران ناپذیر است این اتفاق در لرستان که بیش از هرچیزی نیازمند به  سرمایه های انسانی خویش است، خسارتی جبران ناپذیر تر.امیدواریم جناب عالی هرطور که صلاح می دانید در جلب و جذب این نخبگان بکوشید و آب رفته را به جوی برگردانید که اساس توسعه هر سرزمین قبل از هر چیزی نیروی انسانی آن است.
        در پایان آقای استاندار! امثال من و شما در آستانه میان سالی آرد های خود را بیخته و الک هایمان را آویخته و جوانی را ناکام و یا به کام پشت سر نهاده ایم.ولی باید نگران فرزندانی باشیم که در سال های آتی با هزار امید و آرزو میراث ما را به نظاره خواهند نشست و در برابر چشمانشان جز  دشت هایی خشک،مراتعی مخروب،رودخانه هایی بی آب،میراث فرهنگی به غارت رفته، زیست بومی منقرض، مردمی خمار، جوانانی بیکار، شهرهایی ویران و روستاهایی خالی نخواهند دید.امیدوارم روزی که شما نیز مانند استانداران پیشین به سنت تاریخ،  لرستان را ترک می فرمایید، مردم لرستان این شعر شاعر پر آوازه معاصر مهدی اخوان ثالث را زیر لب زمزمه نکنند که:

هر که آمد بار خود بر بست و رفت     *****    ما همان بدبخت و خوار و بی نصیب

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

محمدی وفایی در گفته :

اگر دردم یکی بودی چه بودی
و گر غم اندکی بودی چه بودی
در زمان ستم شاهی که ایران زمین روی خوشی به خویش ندید با متولد شدن انقلاب اسلامی استقلال کشور نیز رویید ، آبادانی فراگیر شد . تعداد دانشگاهها و ساخت و ساز جاده ها ، گاز کشی شهرها و خیلی از روستاها و … فقط نمونه ای است از کوثر خیرات انقلاب اسلامی. لرستان نیز در ابعادی درجات رشد را طی کرد هرچند نسبت به پیشرفت سایر استانها دارد درد دلها .
به یقین کوهدشت نیز در طول انقلاب اسلامی مهرها دیده است و خدمت ها تحویل گرفته است و ازنسیم آبادانی بهرها داشته است ، ولی نسبت به سایر شهرها از قافله ی ساخت و سازها و صنعت ها جا مانده است فرسنگها.
آری شهر تحویل دهنده ی سردارها ،می سوزد در تب بی کاری ، نابودی محیط زیست و دشنه ی اذیت و آزار کاغذ بازی ها .
کوهدشت بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی نیز دیده است دولت ها، از راست و از چپ و میانه. فرستادیم نمایندگان از چپ و راست و معتدل، شاید کشیدند زحمت ها، دیدیم چه بسیار تغییر مدیریتها وگله ها ولی از بخت بدمان ندیدیم رفع و دفع مشکلها .
در سیمای کوهدشت یتیمی موج می زند و در این مقاله فقط نوشته شده است انگشت شماری از گله ها.در دل کوهدشت دیدیم کلنگ زنی پتروشیمی و سد معشوره و نمایندگی ماشین آلات سنگین دم زانوگه ، ولی ندیدیم روی خوش کارخانه و نمی از یم آب سد معشوره چه رسد به دیدن کله ی نمایندگی ماشین آلات دم زانوگه!!
شاید باشد کوهدشتمان مصداقی برای برخی مثل ها . به کسی گفتند در زمان شاه خوش بودی یا پدر شاه ؟ بگفتا هیچ کدام . در زمان پدر شاه همه اعتبار به ریش بود و من نداشتم ریشی . و در زمان فرزند شاه همه اعتبار به بی ریشی بود و من داشتم ریشی. این است درد دل شهر ما نسبت به راست ، چپ و معتدل ها .
امیدوارم مسولین شهر با کهکشانی از مشورت آینده را بسازند و دریغا نمی دانم استاندار محترم برای دل بارها شکسته و کمر بسیارخمیده¬ی کوهدشت چه اندیشیده است؟ امیدوارم زنجیره ای از دلها بسوزد و در پرتو این سوختن ها ، کم گردد مقداری از کهکشان رنج ها .

سعیدگراوند.کلسرخی در گفته :

سلام بر آقای سوری عزیز و با تقدیر و تشکر
کو گوش شنوا ؟!

يحيي شفيعي در گفته :

صالح سوری قرعلیوندی بسیار جالب بود برار دستت درد نکند

نعمت آزادی فر (روشتا) در گفته :

درود بر فرزند متعهد این دیار صالح عزیز…

. . . . . . . . . . . . . . . . . گاهی دلم برای خودم تنگ می شود!

محمدی وفایی در گفته :

اگر دردم یکی بودی چه بودی
و گر غم اندکی بودی چه بودی
در زمان ستم شاهی که ایران زمین روی خوشی به خویش ندید و نداشت استقلالی و صنعتی و … با متولد شدن انقلاب اسلامی استقلال کشور نیز رویید ، آبادانی فراگیر شد . تعداد دانشگاهها و ساخت و ساز جاده ها ، گاز کشی شهرها و خیلی از روستاها و … فقط نمونه ای است از کوثر خیرات انقلاب اسلامی. لرستان نیز در ابعادی درجات رشد را طی کرد هرچند نسبت به پیشرفت سایر استانها دارد درد دلها .
به یقین کوهدشت نیز در طول انقلاب اسلامی مهرها دیده است و خدمت ها تحویل گرفته است و ازنسیم آبادانی بهرها داشته است ، ولی نسبت به سایر شهرها از قافله ی ساخت و سازها و صنعت ها جا مانده است فرسنگها.
آری شهر تحویل دهنده ی سردارها ،می سوزد در تب فقرصنعت ، نابودی محیط زیست و دشنه ی اذیت و آزار بی کاری ها.
کوهدشت بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی نیز دیده است دولت ها، از راست و از چپ و میانه. فرستادیم نمایندگان از چپ و راست و معتدل، شاید کشیدند زحمت ها، دیدیم چه بسیار تغییر مدیریتها وگله ها ولی از بخت بدمان ندیدیم رفع و دفع مشکلها .
در سیمای کوهدشت یتیمی موج می زند و در این مقاله فقط نوشته شده است انگشت شماری از گله ها.در دل کوهدشت دیدیم کلنگ زنی پتروشیمی و سد معشوره و نمایندگی ماشین آلات سنگین دم زانوگه ، ولی ندیدیم روی خوش کارخانه و نمی از یم آب سد معشوره چه رسد به دیدن کله ی نمایندگی ماشین آلات دم زانوگه!!
امیدوارم مسولین شهر با کهکشانی از مشورت آینده را بسازند و دریغا نمی دانم استاندار محترم برای دل بارها شکسته و کمر بسیارخمیده¬ی کوهدشت چه اندیشیده است؟ امیدوارم زنجیره ای از دلها بسوزد و در پرتو این سوختن ها ، کم گردد مقداری از کهکشان رنج ها .

اشتری در گفته :

صالح جان نوشتارت بسیارزیبابود،شگ ندارم استاندارمحترم نوشته شمارو خلاصه هم شده مرورخواهندکرد وموثرخواهدافتاد
دوست عزیزباورم اینست اگرکاربه کاردان سپرده شودخیلی ازمشکلات قابل حل هستندلیکن بقول برادرعزیز جناب حاجیعلی شیراوند(افراد۲پای) همیشه سدمحکمی برای پیشرفت وتوسعه ی لرستان بوده وهستند
بخاطرزحمت نوشتن این مقاله ی زیبا ازتون سپاسگزارم
راستی از شهرستان ملارد چه خبر ؟
شنیده ایم میخوای رییس اداره آموزش وپرورش ملارد بشی صحت دارد؟
موفق باشید

فریدون بازوند در گفته :

عالی بود صالح جان احسنت

سوری لکی در گفته :

باسلام وتشکر ودست مریزاد برشما و قلم متعهد شما به خاطرنگاشته ی زیباتون که اشاره به دردی عام وفراگیر دارد.
امیدوارم که روزگاری شاهد جامعه ی درخور وشایسته این مرزوبوم باشیم.

محمدجواد گراوند در گفته :

همکار ارجمندم جناب آقای صالح سوری خسته نباشید دستتان درد نکند که با قلم فرسایی شیوایتان درد دل همه دلسوزان این استان را به استاندار محترم گوشزد نمودید شک ندارم که مسوولین استان با تلاش وجدیت به دنبال حل مشکلات خواهند بود به امید روزی که لرستان گلستان شود

ناشناس در گفته :

محمدجوادجان!
خیلی محکم نفرما: «شک ندارم که مسوولین استان با تلاش وجدیت به دنبال حل مشکلات خواهند بود به امید روزی که لرستان گلستان شود»
کاش یک دانگ از این یقین شما را من داشتم تا خیالم راحت می شد.

من در گفته :

با سلام نمایندگان ومسئولین ما فقط در این فکرند که چگونه اوقات خود را به خوشی بگذرانند ما مردم هستیم که باید به فکر فرزندانمان باشیم آقایان مشکل بی کاری دبین اقوام ندارند جوانی که سن ازدواجش بالا رفته اما نهشغلی ونه سرمایه ای دارد که ازدواج کند که ندارند که ناراحت شوند ماها باید به فکر باشیم تحریم کنیم انتخابات را یا اینکه به درستی رای بدهیم بیشتر ما ازطریق صدا وسیما رصذ کردیم سخنرانی نمایندگان را کدام نماینده ما درد دلهای ما راگفتند چرا مانند نمایندگان خوزستان عمل نکردند که همه استیفاع دادند دولت هم ترسید وهمه هم شاهد بودیم عزیزان دولتمندان ما هم اگر ببینند نماینده ای ساکت است وشلوغی نمی کند فقط یک مداد تراش جایزه بهش می دن به امید روزی که ما هم مصلحت های شخصی وسیاسی بی سود را کنار بگذاریم واعلام وجود کنیم

ناشناس در گفته :

کاش همه مثل اقای سوری دردجامعه داشتندوبه فکرحل ان هم بودند

حسین سوری در گفته :

دستت دردنکن اقای سوری قرعلیوند

پژمان گراوند در گفته :

تشکر جناب سوری کاش این حرفها گوشهایی شنوا پیدا کنند

میرزایی منش در گفته :

با سلام وخسته نباشید .دستتون درد نکنه عالی بود امیدوارم استاندار محترم بخونه و بداند که چگونه جوانان لرستانی در تهران در سعادت اباد به سعادت میرسند و چرا سر چهار راهها یا در داخل مترو باید جوانان لرستانی به دست فروشی مشغولند پس بقیه جوانان ایرانی کجا کار میکنند …..اره درست است در استان خودشان و در کارخانه های استانیشان …ولی استان ما کدام کارخانه کدام……………………………دریغ

یاری بخش حاتمی در گفته :

درود بر صالح سوری

قدرت اله گراوند در گفته :

سلام بر صالح روزگار! آفرین درددل همه بود با قلمی گیرا و رسا.

رحیمی مقدم در گفته :

سلام بر سوری عزیز
شیر مردی که از دیرباز درد شهر و دیارش را فریاد می زند .
موفق باشید

ملکی در گفته :

متشکر اقای سوری اگه گوش شنوا باشه

سالارنصيري قرعليوند در گفته :

سلام صالح جان ،امید است استانداردولت تدبیر وامید باتاسی از رئیس دولت خود ،پیام مردم محروم لرستان را دقیقا”درک کند ودرراستای معضلات اساسی گام بردارد،نیک می دانم با روش انتصابات ایشان ،فعلا”در سطح مشاورین (دارای پست سازمانی-پاره وقت )قصد دارند که صدای مردم رااززبان کارشناسان محلی دلسوخته وباتجربه اجرایی بشنونندودرراستای آن گام بردارندانشاالله که موفق باشند ، به نظر حقیر یکی از مشکلات نماینده دولت دراین استان، نمایندگان مردم درمجلس شورای اسلامی هستند که رای به سایر کاندیداهاداده اندوبه نام مردم ونماینده ایشان مانع از انجام امور جاری استان می شوندکه می توان به عقیده ورای اقلیت ایشان احترام گذاشت ،بنده دوستانه ازایشان تقاضا می کنم که انصاف رارعایت کرده وبعد از جمع بندی در مجمع نمایندگان استان (علی الرغم میل ورای خود)اجازه دهند از نیروهای انقلاب به دور از تعصبات (شهری -عشایری-خرم آبادی)یک نفر تصدی امور دستگاهای اجرایی را بعهده بگیرد( بدون معطلی وجوسازی) تامشکل مردم راحل نماید.معتقدم باانتخاب یا انتصاب فردجدید(اصولگرا-اصلاح طلب)اتفاق بدی رخ نخواهددادزیرا…..(آسیاب به نوبت ) شاید بعداز ۸سال حکومت نیروهای غیر بومی قمی ها وکرمانیها براین استان وقت آن باشد که همدیگر راتحمل کنیم ولو بخاطر خدا واین مردم بدبخت ….جناب سوری امیدوارم معاونین و مشاورین بومی جناب بازوند باحسن نیت کامل درراستای پیشنهادات ارزشمند شماوسایر عزیزان لر در داخل وخارج استان وکشوربرنامه ریزی کرده وبااحیای برنامه وبودجه جدید وطرح در شورای برنامه ریزی استان وطرح درکارگروهای تخصصی پس ازتصویب و اجرای نظرات شماشاهد توسعه استان عزیزمان لرستان باشیم انشاالله.

حاجی علی شیراوند در گفته :

سلام ودرودبرجناب نصیری. من فکرمی کنم حضرتعالی بهترازهرکسی به مراکزتصمیم گیری نزدیک هستیدوبه راحتی می توانیدبه کسانی که پیام انتخابات رانشنیده می گیرند،تذکردهیدونصیحت بفرماییدتااجازه دهندکوهدشت ازاین حالت”ملک الطوایفی”نجات پیدا کند!

امرایی در گفته :

آقای نصیری ,شما گفته اید به نظر بنده یکی از مشکلات …..,من نیز عرض می کنم مهمترین مشکل ما دخالت دادن عقده های خود در ابراز نظرات و عقایدمان می باشد .آن بزرگی که گفت :”خدایا عقیده ام را از عقده ام مصون دار “این ضرورت را درک نموده بود.راستی چرا یا صحبت نمی کنیم یا باید حتما یک نفر را در اثنای صحبتهایمان منکوب کنیم ؟اری !من هر جه می کشم همه از خویش ی کشم .

نخبه کوهدشتی در گفته :

جناب سوری سلام ودرود بنویس که خوب نوشته ایی بنده ازکلاس ۲۰نفره ریاضی سال ۱۳۷۲بهترین وزرنگترین مهندسان را دیدم که چطورجذب غربت شدند کارهای مهم باید دردست افراد باسواد مستقل ومومن باشد وقتی معلم فرماندار و ورزشکار شهردار و ابتدایی شورا می شدند ومردم همین استان وکوهدشت برایشان سر و دست می شکستند حالا باید کاشته خود را درو کنند

صمدابراهیمی در گفته :

سلام آقای سوری مثل همیشه سلیس وزیبا

حسن زاده در گفته :

جناب اقای سوری دستتون درد نکنه و خسته نباشید . از اینکه دغدغه شهر را یاداوری فرمودید سپاسگذارم.

ج نظریان در گفته :

سلام ودرودبردوست صالحم صالح عزیز،دست مریزاد کاش گوشی شنوا وچشمی بینا وهمتی استواربرای درمان این دردتاریخی پیداشود

جهانبخش اسدی در گفته :

صاح جان بسیار جالب نگارش فرمودی موفق باشی

نادرندری در گفته :

سلام بر فرهنگیان دلسوزی همچون آقای سوری ، که درد دل مردم لرستان را بازگو نمودید .

علی محمد امرایی در گفته :

جناب آقای سوری سلام دستتان درد نکند در این نوشته ،دغدغه های مشترکمان را بدرستی بیان نموده اید برایتان آرزوی موفقیت وتندرستی میکنم انشاا… گوش شنوایی باشد !! از چپاول و غارت زیاد شنیده بودم اما اینگونه که در مراتع وجنگلها در چند سال اخیر اتفاق افتاده ندیده و نشنیده ام

ناله را هر چند می خواهم که پنهان سر کنم/سینه میگوید که من تنگ آمدم فریاد کن

سجاد در گفته :

عالی بود دست شما درد نکنه گفتنی ها گفته شد .

فیروز یارمحمدی در گفته :

برادر عزیز جناب آقای سوری :دست مریزاد . تا ببینیم در دولت تدبیر وامید چه تدبیر افتد وامید را چه شود؟

آقای سوری معلم روزهای نه چندان دورم باسلام وتشکر بابت دلنوشته ی شیوا و پرمغزتون

محمود مهکی در گفته :

از ماست که بر ماست

جعفر سوری در گفته :

معلم دلسوز ما تشکر واقعا مطالبت بیسته هشت سال پیش معلمم بودی ما

من وقتی تشکر میکنم که تاثیر کلام رو در دنیای واقعی ببینم …

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :