کد خبر : 42893
تاریخ انتشار : ۵ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۹:۲۱
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 1,044 بازدید

دلاورمردانی از گردان های محبین و عاشورا

 صحنه را خالی نکنید و به مبارزه علیه دشمنان اسلام ادامه دهید اکنون که اسلام در خطر می باشد و بارها امام عزیزمان متذکر شده است و در خطر بودن اسلام را اعلام داشته بدینوسیله برادران از باند بازی و گروه گرایی اعتنا ورزید. چون خدا می داند بسیار خطرناک است و در مقابل این […]

 صحنه را خالی نکنید و به مبارزه علیه دشمنان اسلام ادامه دهید اکنون که اسلام در خطر می باشد و بارها امام عزیزمان متذکر شده است و در خطر بودن اسلام را اعلام داشته بدینوسیله برادران از باند بازی و گروه گرایی اعتنا ورزید. چون خدا می داند بسیار خطرناک است و در مقابل این گونه کارها اعلام خطر می نمایم و خون هزاران شهید جوان مانند علی اکبرها در میدان جنگ ریخته شده به هدر ندهید. “فرازی از وصیت نامه سردار شهید حاتم آزادبخت “

uii0eydeaur9xwlupki

سمت چپ سردار شهید حاتم آزادبخت     ” تاریخ شهادت   1366/11/06   “

Copy of Shahid (1037)

 

شهیدان حاتم آزادبخت وعلی محمد کوشکی

سردار شهید حاتم آزادبخت، مرتضی قبادی ، سردار شهید علی محمد کوشکی

1486324KAKA005

سردار شهید علی مروت طرهانی ” تاریخ شهادت   1365/11/06   “

1486324KAKA017

از چپ نفر دوم سردار شهید علی مروت طرهانی و حاج مرادعلی محمدی

16362297kakc004

سردار شهید علی محمد کوشکی     ” تاریخ شهادت   1365/11/06   “

35391496171272448846

سرداران شهید علی محمد کوشکی و نورمراد مقدسی

16362297kakc001

از چپ نفر دوم سردار شهید علی محمد کوشکی و نفر پنجم شهید سید قیصور سیفی حسینی

 

 

**************************************************

به مناسبت بیست و هفتمین سالگرد سرداران شهید علی محمد کوشکی و علی مروت طرهانی و بیست و ششمین سالگرد سردار شهید حاتم آزادبخت

 

درج شده توسط : بهزاد باقری / دبیر سرویس شهدا و منتظران " میرملاس نیوز "bagheri1348@yahoo.com

دیدگاه ها

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

با عرض سلام خدمت دوستان عزیز
انتقادات و پیشنهادات شما رو با جان و دل پذیراییم اما کامنتهایی که خارج از بحث شهدا باشند و محتوایش خارج از این بحث باشد تایید نخواهند شد ببخشید

آ« کامنت محورهای شخصیت شهدا با عنوان ثبت خاطرات در جواب مرادی با شهید و شهدا بی ارتباط بود؟!

احسان امید در گفته :

انشاالله لیاقت ادامه راه شهدای عزیزمان را داشته باشیم.
با تشکراز شما برادر گرامی جناب آقای بالنگ عزیز.
احتراما:
در صورت امکان نحوه شهادت سردار شهید علی محمد کوشگی به نقل از شاهدان عینی توضیح داده شود بسیار ممنون می شوم.

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

سلام آقای امید
سپاسگذارم از حضورتون
چشم حتما پیگیرش میشم فقط اگر لطف کنید و راهنماییم کنید که چه دوستانی در زمان شهادت همراه شهید والامقام علیمحمد کوشکی بودند ممنون میشم

بهمن در گفته :

شهیدان علی مروت طرهانی وعلی محمدکوشکی وغلام عباس ضرونی، شلمچه عملیات کربلای 5 سنگر فرماندهی بوسیله ستون پنجم شناسایی میشود وبا گلوله 120به شهادت میرسند شهید علی محمد کوشکی همان طور که درازکشیده بودویک دستش را زیر سرش گذاشته بود دو ترکش ،یکی به سر و دیگری به قلبش اصابت کرده و به شهادت میرسنداما شهید مروت طرهانی نیم ساعت پس از مجروحیت زنده بود ولی پس از آن ایشان نیز به جمع شهدا پیوست .نقل از شاهدان عینی که لحظه شهادت این عزیزان حضور داشتند.
کتاب سیره ی شهدای دفاع مقدس (11)گلهای باغ معرفت صفحه 64نحوه شهادت وقبل از شهادت این عزیزان را شرح داده
جاودانه باد سالگرد شهادت شهیدان مروت طرهانی ،علی محد کوشکی وغلامعباس ضرونی

بهمن در گفته :

جاودانه با یاد وخاطره شهیدان

احسان امید در گفته :

با عرض سلام خدمت آقای بهمن
تشکر از شما به خاطراعلام نحوه شهادت سردار کوشکی

بهزاد باقری همدان در گفته :

به جرعت باید گفت که بیشتر پاسداران کوهدشتی ر ژه را از شهید حاتم آزادبخت آموخته اند. قبل از هر مراسمی این شهید بزرگوار پاسداران و بسیجیان را آموزش نظام جمع میداد .از شهید مروت جز مهربانی خوبی . صداقت چیز دیگری یاد ندارم .خدایت بیامرزد علی محمد با آن تبسمهای خاص و بیاد ماندنیت تمام مشکلات دوستان را بر آورده میکردید.بعضی وقتها انسان میتواند چندین ساعت حرف بزند یا اینکه بنویسد. ولی حالا تمام عزم خودم را جزم کردم جز بغض در گلو چیز دیگری ندارم خدایتان بیامورزد ای از خود رها شده و به خدا پیوسته .

ياسر منصورى در گفته :

سلام و صلوات بر سرداران شهيد گردان هاى هميشه پيروز محبين وعاشورا

مرتضی قبادی در گفته :

شهید آوینی

خون پاک هزاران فرزانه در جبهه های عشق و شهادت و شرف و عزت ، سرمایه زوال ناپذیر آن گونه هنری است که باید به تناسب عظمت و زیبایی انقلاب اسلامی همیشه مشام جان زیبا پسند طالبان جمال حق را معطر کند.

هادی قبادی در گفته :

آقا مرتضی
در تصویر سوم ، دستی بر شانه شهید حاتم آزادبخت و دستی دیگر بر شانه شهید علی محمد کوشکی و چه منظره زیبایی ! اگر خاطره ای از آن روز داری بسم الله .

زیبایی در گفته :

این دو تا دست عجیب زیباست

اسدالله آزادبخت در گفته :

باسلام خدمت همه ی دوستان خوب وهمیشگی این صفحه.
دقیقا 27سال ازعملیات کربلای 5میگذردوهنوز27ثانیه ازیادوخاطربچه های محبین وکمیل ،دورنشده! شب بسیارسخت وطاقت فرسایی بودچون دریک پلک چشم بهترین یاران کمیل ومحبین بارسفررابستندوجان دادندتابه جانان برسند،سردادندتابه سامان برسند.خیلی دوست دارم حرف یزنم وازآن شب بیادماندنی بنویسم اما واقعا توان نوشتن ندارم! یادشان بخیر

رزمنده در گفته :

سلام و دورود بر روح پر فتوح دو سردار شهید اسلام فیروز و حجت الله سرتیپ نیا که که جای تصاویر نورانی و مبارکشان در این تصاویر خالیست . سلام بر حجت آن دردمند درد آشنا و نویسنده توانا که در این شهر و دیار قطعا در نگارش مطلب و وصایای پر مغز و روشنگرانه همترازی نداشت او که چه در زمان حیاتش و چه بعد از شهادت مظلوم بود و مظلوم ماند و خاری بود در چشم سالوس صفتان و دنیا طلبان دنی . قسمتی از وصیتنامه شهید حجت الله سرتیپ نیا
<>
شادی ارواح پاک و مطهرشان فاتحه مع الصلوات

رزمنده.... در گفته :

سلام و دورود بر روح پر فتوح دو سردار شهید اسلام فیروز و حجت الله سرتیپ نیا که که جای تصاویر نورانی و مبارکشان در این تصاویر خالیست . سلام بر حجت آن دردمند درد آشنا و نویسنده توانا که در این شهر و دیار قطعا در نگارش مطلب و وصایای پر مغز و روشنگرانه همترازی نداشت او که چه در زمان حیاتش و چه بعد از شهادت مظلوم بود و مظلوم ماند و خاری بود در چشم سالوس صفتان و دنیا طلبان دنی . قسمتی از وصیتنامه شهید حجت الله سرتیپ نیا

<<انسان ها برای پیروزی و نصرت حق می ایستند و بی مهابا در مقابل ناملایمات ،صبوری می کنند،
و همچنان پرچم حق را بر دوش می گیرند مانند حضرت امام خمینی. وعده ای از انسان ها یا عریان می شوند ویا در لباس اسلام به اسلام خیانت می کنند. آنها یی که گفتند،اسلام نه، آن ها وضعشان معلوم است و آن هایی که گفتند اسلام آری، آن ها نیز یا چون امام مانده اند یا چون شهیدان رفته اند ولی عده ای هستند که در عمل حالتی ممتنع دارند که از این ها باید ترسید زیرا این ها نه شجاعت «نه» گفتن دارند ونه شجاعت«آری»گفتن، و این ها همان انسان های خائف و بزدل و منافقند که باید از آن ها ترسید و از آن ها برائت جست، …
شادی ارواح پاک و مطهرشان فاتحه مع الصلوات

جواد ازادبخت در گفته :

درودخدابرتمام بزرگ مردان اسمانی اقاسعیدخسته نباشید اجرتون با اقاسیدالشهدا

فرخ نژاد در گفته :

“عکس” شهدا را بر دیوار می زنیم تا یادمان باشد “عکس” شهدا رفتار نکنیم..

خوش غیرت در گفته :

خیلی جالب بود.دستتان دردنکنه .انشاء ا… تداوم داشته باشه.

ن.آزادبخت در گفته :

«جاودانه باد یاد و خاطره گلهای همیشه بهار بهشت»
بادورود بر ورح بلند شهیدان به خدا پیوسته و از من و ما گسسته
عزیزانم! کمی درنگ به چهره تابناک، مظلومانه و مصمم شهدا بنگریم که روحِ خدایی آنها در پی گوشی است تا راز خونِ سرخشان را در آن نجوا کنند.شهید حاتم، آن فرمانده ی بی ادعایی که جان خویش بر کف گرفت و برای رهروان طریق حماسه بندگی، پیام ها و رازها دارد.بچه های گردان او را «دایی» صدا می کردند.او مظهر فروتنی، خداباوری و دلدادگی به خاک پاک بهشت جبهه های عزت و شرف و نگین دودمان و دوستانش بود.
محمدعلی کوشکی، یل بی ترس و سردار شجاع گردان محبین که مرگ و ترس از آن را بازیچه خود کرده بود. وی شجاعت را با وقار، متانت، مظلومیت و نشاط کم مانند خود در هم آمیخته بود.
مروت نیست از مروت طرهانی آزادبخت سخن گفت زیرا او همانند دوستان و یاران شهیدش فراتر از سخن است شاید با یاری واژه ها بتوان اندکی از سیمای دلربا، شجاعت و حق مداری توام با جوانمردی وی را ترسیم نمود.
در تردید و حیرتم آیا مادر روزگار باز هم می تواند شیرمردان دیندار پاکبازی چون علی مروت طرهانی، علی محمد کوشکی و حاتم آزادبخت به بشریت ارزانی دارد؟
یادشان گرامی، روحشان شاد و بر سفره ی حضور امام عاشقان امام حسین (ع) هم نشین باد.

رحیم جعفری در گفته :

سلام،سالگرد این اسطوره های ایثار وشهادت گرامی باد هر سه شهید عزیز در تهور ومقاومت وبی باکی مشترک بودند یادشان همیشه همراه ما وتشکر از یاد آوران مخصوصا آقا سعید

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

سپاسگذارم حاج آقا

س . م . والی پور در گفته :

ضمن عرض سلام وادب واحترام
باتوجه به اینکه رزمندگانی گمنام هنوز هم درسطح شهرمان هستند که همانند بسیجی بودنشان در گمنامی بسرمی برند واکنون که به درجه جانبازی مفتخرگشته اند هنوز هم بدون هیچ گونه چشم داشتی همواره درگمنامی بسر می برند. پیشنهادمی شود درصورت امکان شما زحمت کشان وبزرگواران سایت میرملاس هرچندگاهی که شده به آنها سرکی کشیده وازاوضاع واحوال آنها مطلع وازطرفی نیز ازخاطرات آنها هم استفاده نمایید. بدون شک اکثر شما بزرگواران این چنین افرادی که کم هم نیستند را می شناسید وشاید سرکشی هم کرده باشید .گرچه اینگونه افراد خیلی زیادهستند ولی بعنوان مثال می توان از آقای علی رحم رحیمی پور جانباز سرافراز وباشهامت ورزمنده دلیر لشکر 57 ابوالفضل (ع) نام برد .

هادی قبادی در گفته :

با سلام
آقا سعید بالنگ یک تنه دارند این صفحه را اداره می کنند حقیقتاً بیش از این نباید توقع داشت .
از والی پور عزیز انتظار می رود همت کنند و مطالب و تصاویری را در راستای همان پیشنهاد خودشان در اختیار آقای بالنگ قرار دهند .

داریوش ابراهیمی/ دبیر سرویس خبر " میرملاس نیوز " در گفته :

حاج آقا سلام
زیارتتون قبول باشه،امیدوارم سفر هر سالتون باشه.
آقای والی پور قول دادن امروز 3 آلبوم عکس در اختیار آرشیو میرملاس قرار دهند که امیدواریم قولشون رو بزودی عملی کنند.

هادی قبادی در گفته :

سلام و درود الهی بر تمامی شهیدان بویژه شهدای شهرمان در کربلای 5

اسامی شهدای گرانقدر شهرمان که در طول چهل و پنج روز آن عملیات به فیض شهادت نائل آمدند با ذکر تاریخ شهادت

1- محمدمراد گراوند – 22 دی

2- عزيزعلي محمدي – 23 دی

3- عيسي سبزعلي 24 دی

4- ابراهیم تقی زاده – 24 دی

5- عيسي سالاري – 24 دی

6- اسد مراد بالنگ – 27 دی

7- فيروز سرتيپ نيا – 28 دی

8- حجت اله سرتيپ نيا – 28 دی

9- نورمحمد محمدزاده – 29 دی

10- مراد مددي راد – 29 دی

11- روح الله طرهانی – 29 دی

12- حاج محمد آزادبخت – 1 بهمن

13- محمد علیم (شهرام ) عباسی – 1 بهمن

14-علي رحم مؤمني – 1 بهمن

15- علي محمد کوشکي – 6 بهمن

16- علی مروت امرایی – 6 بهمن

17- غلامعباس ضرونی – 6 بهمن

18-علی مروت طرهانی – 6 بهمن

19- یحیی پور مظاهری – 19 بهمن

20- اسفندیار پادروند – 2 اسفند

21- تيمور سوري – 3 اسفند

ابوذر آزادبخت در گفته :

پدر اگر تو نبودی وطن بهار نداشت
نهال غیرت ما بوی برگ و بار نداشت

اگر تو سینه خود را سپر نمی کردی

هجوم دشمنی آشفته جان مهار نداشت

تو مرد بودی و دیدی که آن پدیده شوم

ز ناگوارترین ها فروگذار نداشت

دلاورانه به دریا زدی دل و رفتی

اگر چه بعد تو این سقف اعتبار نداشت

رها ز دلهره ی اینکه کودکی هر شب

برای دیدنت آرامش و قرار نداشت

به روزهای نداری ، زمان بیماری

خیال خاطره ای از تو در کنار نداشت

و یا جوانی یک زن به چشم رهگذران

چه زود سوخت و خاکسترش غبار نداشت

رسیده قصه به جایی که من ، تو … و مادر

و خانه ای که دگر روز و روزگار نداشت

امروز بيست و شش سال از شهادت پدرم مي گذرد. ششم بهمن را نه از سال 66 بلكه از يكسال قبلش در ذهن دارم، درست مصادف با شهادت سرداران شهيد علي محمد كوشكي و علي مروت طرهاني. بي شك اين عزيزان توانسته اند مزد زحماتشان را از معبودشان بگيرند و به همين دليل است خداوند ،پاك ترين هديه هستي كه همانا شهادت است را نصيبشان فرمود.
گرامي باد سالروز شهادت سرداران شهيد حاتم آزادبخت ، علي محمد كوشكي و علي مروت طرهاني.

ابوذر آزادبخت
فرزند سردار شهيد حاتم آزادبخت

مجتبی آزادبخت در گفته :

عرض سلام و زیارت قبول خدمت حاج آقای قبادی عزیز
خدا عمرتون بده که در این سفر روحانی در تمام لحظه ها به یاد شهدا گرانقدر و دوستانتون بودین
ما که توان جبران محبتهای جنابعالی رو نداریم.فقط میتونم عرض کنم که:
خوشبختی نگاه خداست. دعا میکنم ,خداوند هرگز از حضرتعالی و خانواده محترمتان چشم بر ندارد.

هادی قبادی در گفته :

باسلام بر فرزندان عزیز پاسدار رشید و با خلاص شهید والامقام حاتم آزادبخت
قبلاً هم گفته ام که لحظه شهادت پدر بزرگوارتان در آن ارتفاعات پوشیده از برف ، جزء سخت ترین لحظات عمرم بود که شاهد پرپر شدن آن اسوه اخلاص و فداکاری بودم . خداوند به او ودیگر همرزمانش علوّ درجه عنایت فرماید .

س . م . والی پور در گفته :

حاج آقا قبادی سلام علیکم . زیارت قبول .همین الان مطلع شدم که ازسفر معنوی زیارت خانه خدا بسلامتی برگشتی . امیدوارم که مارا ازدعای خیرخود محروم نکنید. به استحضارمیرساند که اینجانب در کوهدشت نیستم وگرنه با دیده ی منت ، هرآنچه از دستم برآید درخدمت شما بزرگواران بودم . ولی به آقای داریوش ابراهیمی (باتوجه به پیگیریهای متعددومکرر ایشان) عرض کردم تعدادی عکس رزمندگان که درجبهه های غرب وجنوب گرفته اند جهت درج در سایت میرملاس بخدمت تقدیم خواهم کرد.

هادی قبادی در گفته :

با سلام و تشکر از اظهار محبت شما
بسیاری از دوستانی که در این عرصه فعال هستند خارج از کوهدشت و دور از وطن هستند . در دیداری حضوری می توانیم زمینه های همکاری را با هم بررسی نماییم . منتظر حضورتون در وبلاگ : یاد نیکان ( yadenikan.blogfa.com) ویژه شهدای کوهدشت هستم .

اسدالله آزادبخت در گفته :

باسلام وارادت خدمت دوست نازنینم سیدمروت والی پور،سیدعزیزسالهاست که آرزوی زیارت شمارا دارم . دوستانی که ساکن سنندج هستند خبرسلامتی شمارا ازاین عزیزان جویا می شوم. امروز که کامنت شما را دیدم خیلی خوشحال شدم . بایداز سعیدبالنگ گرامی تشکرکردکه به سبب راه اندازی این صفحه موجب گشت تا خیلی از دوستان زمان آتش وخون راپیداکنم . امیدوارم همواره تندرست وسالم باشی.

امین آزادبخت در گفته :

سلام خداوند بر شهیدان ومجاهدان راه حق٬
آنان که بدونه هیچ منتی چون ماه درخشنده ٬در آسمان ایران زمین درخشیدند و رفتند.
سلام بر اجسادی که هیچگاه بر نگشتند
سلام بر پدران ومادرانی که در انتطار فرزندان خود٬ خاموش شدند .
سلام بر دستها و پاهایی که در میدان نبرد ٬ از صاحب خود سبقت گرفته تا نزد حق بروند.
سلام بر کبوتران عاشق٬ آنان که در هر روز بسوی معبود خود پر میگشایند.
سلام بر شهیدان زنده.
سلام بر جاماندگان روزگار غیرت و مردانگی٬ مردان رزم و شهادت.
سلام برجسم خسته ٬ از تخت بیمارستان تا منزل ….
و هزاران سلام از ازل تا ابد بر دلاوران غیور لرستان که با نثار جان خویش حماسه ها آفریده و در گمنامی خود به اوج مدارج الهی و رضایت حق تعالی دست یافته و بر سفره کرم الهی در مجاورت مولا و سرو شهدا حضرت اباعبدااله الحسین (ع) حاضر گشته و در قهقهه مستانه شان عند ربهم یرزقون اند.
از تاریخ شهادت پدرم 26 سال گذشته و اندک تصاویر باقیمانده از این سردار دلاور بر ذهن حقیرم نقش بسته که هیچگاه فراموش نکنم که پدرم و همرزمانش برای چه هدفی جنگیده و خون خویش را نثار اسلام نموده اند. امیدوارم که به حق خون پاک تمامی شهدای گلگون کفن، فردای قیامت سر افکنده نباشیم و مورد شفاعت شهدا قرار بگیریم
گرامی باد بیست و هفتمین سالگرد شهادت سردارشهید شهید علی محمد کوشکی و سردار شهید علی مروت طرهانی. به اندازه عمر 24 ساله دوستی و برادریم با جواد طرهانی ، افتخار آشنایی با سردار شهید طرهانی را دارم و نمی دانم از چه زمانی افتخار شناختن سردار شهید علی محمد کوشکی را داشته ام.
آقای بالنگ خدا قوت

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

ممنون امین جان

س . م . والی پور در گفته :

سلام علیکم آقای اسد آزادبخت . من حقیقتاً توسط دوست عزیزم آقای داریوش خان ابراهیمی با این سایت آشنا شدم باتوجه به اینکه مدت مدیدی است ازشهرخودمان دور هستم متاسفانه زیارت اکثر دوستان قدیمی ودوست داشتنی نصیبمان نشده وفقط با ارتباطی که بابعضی ازاقایان عزیز دارم هنگامی که بهم میرسیم بیاد بچه های شهرمان گپی میزنیم ویادی ازآن خاطرات شیرین ودوست داشتنی میکنیم. منم مثل شما بزرگوار همیشه بیادشماها دوستان عزیز قدیمی بوده وهستم .
باتوجه به این که مسئولین ودست اندرکاران میرملاس ازاین طریق تونستند ارتباط بین دوستان ورزمندگان دوران جبهه وجنگ را برقرار نمایند ازخداوندتبارک وتعالی خواهانم آنچه را که ازخداوند می خواهند به بزرگی خودش ، نصیبشان کند. آمین.
اسد جان خیلی خوشحال شدم مخصوصاً دیروز که چندتا ازدست نوشته هایت را می خوندم خوشحالتر شدم .شماره منو اگه خواستی ازطریق آقای داریوش ابراهیمی می تونی گیربیاری.

س . م . والی پور در گفته :

اسد بیاد شب هایی که همراه شهید سام رحیمی در سطح شهرمان کوهدشت قهرمان درپایگاه مقاومت شهیدباهنر زیر آن همه باران زمستانه بدون هیچ گونه چشم داشتی وبدون ریا مشغول گشت زنی بودیم وفقط عشقمان خدمت کردن به مردم شهرمان بخاطر خدا بود وبس . ولی حالا …….

موسی قادری در گفته :

یاد وخاطره کلیه شهیدای هشت سال دفاع مقدس گرامی باد

سوری در گفته :

سلام خسته نباشین.لطف کنین عکسهای دیگرسرداران ورزمندگان دفاع مقدس را درسایت قراردهید تادلمان آرام بگیرد. سوری از رومشگان

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

سلام
ممنونم دوست عزیز
چشم حتما همچنان که درج شده بازم درج خواهد شد

محسن قبادی از اصفهان در گفته :

درود خدا بر همه شهیدان
یادمه درست چند ساعت قبل از شهادت شهید مروت طرهانی و شهید علی محمد کوشکی با هردوتاشون احوالپرسی کردم. خداشاهده که چهره هردوشون چنان نورانی شد بود که خبر از سفر روحانی و ملاقات خدا میداد.
خوش به سعادت شهدا…

سرتیپ نیا در گفته :

سلام و صلوات بر روح پاک و مطهر این شهدا و دو سردار شهید علی محمد کوشکی و مروت طرهانی که هر دو با هم و در یک آن و یک انفجار به شهادت رسیدند یعنی فرمانده و معاون گردان قهرمان محبین. و سلام صلوات بر روح شهید حاتم آزادبخت
عملیات حاج عمران است و به انتظار غروب ماه در آن شب به یاد ماندنی اردیبهشت ماه 1365 ،
قرص ماه بر بلندای ارتفاع مقابل تکیه داده و کماکان تابانست و منتظر پنهان شدنش نشده و ستون نیروهای قهرمان گردان محبین پس از خداحافظی با نیروهای ارتشی مستقر روی ارتفاع از خط خودی عبور کرده بر جاده ای شنی که سمت چپ آن خاکریزیست ( ترکش گیر) و بعد پرتگاهی عمیق و سمت راست سخره و ارتفاعی بلند، رو به قرص کامل ماه که کماکان انوار نورانیش را بر صورت بچه ها میتاتاباند و در سکوتی سنگین روبه جلو در حرکت است در میانه های راه به جمعی از بچه های بسیجی میرسیم که پیکرهای مطهرشان پاره پاره بر خاک افتاده کمی توقف میکنیم ، یکی میگوید اینها اجساد عراقیند ولی در زیر نور کم رنگ ماه دقت که میکنیم چفیه های گردن و صورت و محاسن خون آلودشان نشان از بی نشانی شهدای بسیجی دارد و خودیند . پس از چند دقیقه ای توقف ستون نیروها بر جاده شنی براه می افتد . بر دامنه ارتفاعی بلند در فاصله یکی دو کیلومتر که گاه در زیر نور منورها نمایان میشود درگیری شدید است و تیربارچی و کمین عراقی دامنه ارتفاع و مقابلش را با تیرهای رسام (آتشی) به آتش کشیده ستون گردان بصورت افقی و تقریبا در بهلوی کمین قرار دارد ولی فاصله دور است گروهان یک هستیم و نوک ستون به علی محمد فرمانده گروهان که بیسیم چیش هستم میگویم میسود کمی رو به بالا رفته و از پشت به کمین که در دامنه ارتفاع است نزدیک شد و او زیر نور کم رنگ ماه لبخندی میزند ،کمی جلوتر رفته و در عین غافلگیری از فاصله بیست یا سی متری زیر آتش تیربار کمین عراقی قرار میگیریم و در همان لحظه اول تعدادی از بچهه ها مجروح میشوند گردان در سینه خاکریز سمت چپ پهلو میگیرد و درگیری با چند کمین عراقی که کمتر از سی متر فاصله دارد آغاز میشود سمت راست سینه سنگی و صخره ای کوه است در چپ خاکریزی که به پرتگاه میرسد ،تیربارچی گروهان جلو آمده روی خاکریز تبادل آتش آغاز میشود چند آرپیجی شلیک میشود و کمین برای دقایقی خاموش میشود حرکت آغاز میشود ولی تیربار عراقی به گمانم جایگزینش میشود و آتش کمین مجدد روی بچه آغاز میشود و باز مجروحین >با دستور علی محمد شهید خنجری و علی امرایی (علاو) آرپیجی زن و کمکی گروهان از خاکریز جدا شده تا به آنسوی جاده شنی رفته و پشت به سینه سنگی کوه با تسلط بیشتری به کمین که در مقابل و مسلط به ستون نیروهاست شلیک کنند. به سرعت از خاکریز جدا شده و به وسط جاده شنی میرسند و نور قرص کامل ماه که در مقابلست آندو را در معرض دید کامل کمین قرار میدهد و عین فیلمها در زیر گرد و خاک تیربار عراقی گم میشوند، به آنسو که میرسند خنجری شهید میشود و علاو از ناحیه پا مجروح ،و او با پای مجروح و درد و آه ،چند آرپیجی شلیک میکند . ولی گویی کمین در سنگری بتونیست یا به قول خودمانی موقعیتش “کووس” است علاو آن رزمنده دلیر گردان محبین با تشرهای علی محمد هرچه آرپیجی همراه دارد بر سر کمینهای عراقی خالی میکند و افسوس که کاری نیست تیربارچی گروهان بی امان بر سر کمین آوار میشود و حتی تیربارچی را میکشد و دقایقی سکوتش همه را خوشحال میکند و آماده هجوم میشوم ولی باز جایگزینش از راه میرسد آمار مجروحین و شهدا هر لحظه بالا میرود گوشی بیسیم را به علیمحمد میدهم و او شرایط را به فرمانده و معاون گردان حاج مرادعلی و شهید فیروز انتقال میدهد .
هجوم تیرهای تیربارگرینوف هر لحظه بیشتر و بیشتر میشود بدلیل فاصله نزدیک و نور ماه و تسلط کمین شرایط هر لحظه سخت تر در یک لحظه کمکم از ناحیه پای راست مجروح میشود بیسیم را بر زمین مینهم و چفیه ای از گردن پشت سری باز کرده و بر پای مجروحش میبندم ، و به عقب برده میشود ،و تبادل آتش بین ما و دو یاسه کمین سمج عراقی و نیروهایشان که حال تجمع کرده اند همچنان ادامه دارد علیمحمد هم بی امان آرپیجی شلیک میکند بیسیم را به پشت حمایل میکنم اسلحه ام با کلاش کرمعلی سلگی مو نمیزند و به اشتباه کلاش سلگی را بر میدارم که معترض میشود اسلحه را از میان خاکهای خاکریز پیدا میکنم وقتی بیسیم را حمایل میکنم گوشی بیسیم بین پشت و بیسیم گیر میکند با دست راست گوشی را میکشم و دستم رها شده در یک آن از ناحیه دست احساس برق گرفتگی میکنم تیری به دست اصابت کرده در آن تاریکی با لمس، سوراخهای انگشتان را چک میکنم و دستم را مچاله کرده و علیمحمد آنرا میپیچد و درگیری کمین و گردان کماکان ادامه دارد، ابراهیم حاتمی که پیک گردان است و در وسط ستون کمی عقبتر با فرماندهان گردان است جلو می آید و بیسیم را از من میگیرد علاو امرایی هم که از ناحیه پا مجروح شده آنسوی جاده است بنده خدا گیر افتاده بود و نه راه پیش داشت و نه راه پس . کمی عقب رفته به شهید فیروز و حاج مراعلی میرسم . نیروهای عراقی که در سمت راست و پهلوی ستون بالای ارتفاع و بالای سر مستقر ند برای به اشتباه انداختن و شناسایی ادامه ستون گردان و محل استقرارمان، جالبست که سوت میزنند و لحظه ای فیروز میخواهد پاسخ دهد که محمدی میگویند اینها عراقیند پاسخی نده . سردار شهید علی محمد کوشکی آن جلو هرچه تلاش کرد نشد که نشد خمپاره ای به زمین میخورد و کوشکی موج انفجار مختصری میگیرد نزد ما آمده و با مرادعلی و فیروز مشورتهای آخر را انجام میدهند فرماند لشگر تماس میگیرد و محمدی گزارش میدهد زمان به سرعت میگذرد و به صبح و روشنایی نزدیک میشویم مجروحین زیادند حاج نوری فرمانده لشگر دستورات لازم را میدهد…. طولانی شد ادامه بماند تا وقت دیگر .
سوم یا چهارم بهمن 1365 شلمچه ساحل اروند صغیر و انتهای خاکریز ساحلی ، شهید مروت شهید علی محمد کوشکی و چند نفر از فرماندهان گردان کمیل، حجت و فیروز ( بیخبر از سرنوشت فیروز و دلخوش به مجروحیتش)شهید شده اند و علی محمد از تشیع جنازه میگوید و….
شب آخر حضور در جزیره بوارین است گردان قهرمان محبین جایگزین گردان متلاشی شده کمیل که اکثر فرماندهان و نیروهایش شهید و زخمی شده اند میشود و آخرین دیدار سردار شهید مروت طرهانی ،دوربین مادون قرمز را میخواهد و بهانه می آورم ولی تقدیمش میکنم و در آغوشش گرفته خدا حافظی میکنیم گردان کمیل همان شب به خرمشهر و بیمارستان نیمه ویرانش میرسد و فردایش خبر شهادت آن دو سردار پر افتخار را می آورند محل شهادت دقیقا همان سنگر محل شهادت حجت و فیروز و همان شب اول استقرار …
شادی ارواح پاک و مطهرشان فاتحه مع الصلوات

هادی قبادی در گفته :

خیلی عالی بود .منتظر خاطرات بعدی می مانیم

ر.مهری در گفته :

با سلام به محضر دوستان ومحفل گرمشان
تصاویر نورانی وبابرکت شهدای شهرمان را می بینیم سکوت شبمان می شکند .برای لحظاتی هرچند کوتاه وکم حالمان جور دیگری می شود .احساس کوچکی می کنیم انان کجا وما کجا یکی پرنده عرش و یکی چرنده ارض.
انان چه کردند وما چه می کنیم
باشد که یاد و خاطره شهدا ما را از سکوت وسکون نجات بدهند که همانا هر شهید چون چراغی بر سر راهمان می درخشد
تشکرازکارکنان سایت وجناب بالنگ عزیزومجاهدعلم وعمل همسنگرقبلی شهدا وهمبستر فعلی عرفاجناب مهندس ن.ازادبخت

محمدزاده در گفته :

يادي كه در دلها هرگز نمي ميرد ياد شهيدان است…
اين نوا چقدر آرامشمان ميداد و وچه اندازه بودن آنها را بعد از شهادت برايمان باور مند ميكرد كه شهيدان مانده اند و اين ما هستيم به قول شهيد آويني كه رفته ايم .
ضمن تشكر از سرويش شهدا به ويژه سعيد عزيز!
انسان اين عكسها را كه ميبيند جز شرمنگي چيزي ندارد بگويد كه آنها هرچه داشتند دادند و ما براي نداشته هايمان در اين دنياچه دست وپايي ميزنيم و…
ضمنا در تصوير پاياني شهيدان ديگري هم هستند:از چپ:شهيد حميد رضا محمدي/شهيد پرويز پرويزپورپشت سر شهيد كوشكي/شهيد آزاد قبادي/شهيد سيد مرتضي(قيصور) حسيني
در تصوير ماقبل آخر هم سيد مرتضي ديده مي شود.زنده باشيد

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

سلام آقای دکتر
سپاسگذارم از حضورتون
منتظر خاطرات و تصاویر شما از جبهه و شهدا هستیم

امین جمشیدی در گفته :

سلام
سلام بر شهیدان
سلام بر سرور شهیدان عالم
سلام بر پیروان راه شهدا
سلام بر همرزمان شهدا
سلام بر …

کوهدشتی مقیم مرکز در گفته :

با سلام و قدردانی از زحمات شما عزیزان در پاسداشت شهیدان و ایثارگران سرافرازمان، در عکس آخر نفر وسط با لباس سبز سپاه نشسته شهید بزرگوار سید مرتضی (سید قیصور) حسینی از سادات کرابدالانی می باشد. لطفأ اصلاح فرمایید.

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

سلام
ممنون اصلاح شد

کريم امرايي در گفته :

ازجناب اقاي بالنگ که درراستاي زنده نگهداشتن يادوخاطره شهداي گرانقدرفعاليت مينمايندسپاسگزارم
عزيزان بياييدباخودمان عهدببنديم که هميشه بيادشهداي عزيزمان باشيم وزيارت قبورشهداءرادربرنامه خودداشته باشيم
هفته گذشته نايب الزياره دوستان برمزارپاک شهداي شهرهاي قروه وسريش ابادبودم
يادوخاطره همه شهداءمخصوصاشهداي شهرمان گرامي باد

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

سپاس از حضورتون آقای امرایی
اگر خاطرات و تصاویری از شهدای کوهدشت و از دوران دفاع مقدس دارید ممنون میشیم در اختیارمون بگذارید

اسدي فرد. در گفته :

سلام . خدا قوت . واقعا شهدا آسماني بودند واز ميان ما رفتن . كه مردم باديدن چهره آنها بعد از اينكه ازجبهه هاي حق عليه باطل به مرخصي مي آمدند . دركوچه .خيابان خوشحال . وشيفته آنان مي شدند و گويا بخشي از روح خدادربين مردم بودند

ناشناس در گفته :

سلام برصداقت . پاكي

یونس قبادی در گفته :

در وصف شهیدان زبان توان گفتن و قلم توان نوشتن ندارد . فقط میگویم ، یاد دلاوریهایتان بخیر .

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :