کد خبر : 43318
تاریخ انتشار : ۱۲ بهمن ۱۳۹۲ - ۰۸:۴۴
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 1,468 بازدید

روزهای انقلاب در کوهدشت

حجت الاسلام حاج هادی قبادی / میرملاس نیوز : خاطره ای از ورود امام خمینی(ره) و ایام الله دهه  فجر   سال 1357 با اینکه دوازده سال بیشتر نداشتم اما به سبب حضور فعال پدرم در فعالیت های سیاسی و مبارزاتی علیه رژیم پهلوی ، بطور طبیعی در جریان تمام مسائل بودیم و متناسب با […]

Image0058

حجت الاسلام حاج هادی قبادی / میرملاس نیوز :

خاطره ای از ورود امام خمینی(ره) و ایام الله دهه  فجر

 

سال 1357 با اینکه دوازده سال بیشتر نداشتم اما به سبب حضور فعال پدرم در فعالیت های سیاسی و مبارزاتی علیه رژیم پهلوی ، بطور طبیعی در جریان تمام مسائل بودیم و متناسب با سنّ ، در بخشی از فعالیت ها مشارکت داشتیم .

 ضمن آنکه بخاطر همسایگی با مسجد جامع شهرمان ( کوهدشت لرستان ) از فعالان بچه های مسجد بوده و در محور برنامه های مختلف مسجد ، حضورمان پر رنگ بود و بطور قهری با شخصیت های مذهبی و سیاسی هم که به شهرمان تردد داشتند آشنا می شدیم که می توانم به شهید بزرگوار حجت الاسلام و المسلمین سید فخر الدین رحیمی ( از شهدای هفتم تیر ماه 60 ) اشاره کنم.

 

 

52875782826641398060

43220276657940259845

 

 

اولین باری که تصویر حضـرت امام خمیـنی ( قدس سرّه الشریف ) را دیدم اواخر سـال 56 و بعد از حوادث 19 دی و کشتار مردم و طلاب قم بود .پدرم در منزل پس از اشاره ای که به مبارزات امام خمینی داشتند ،  عکسی از ایشان را که مربوط به سنین میانسالی او بود به ما نشان دادند . آن لحظه را هیچگاه فراموش نمی کنم که چه لذتی از تماشای آن تصویر بردم.
از اوائل سال 57 شهر ما نیز در حد خود ، پر رنگ تر از گذشته ، به مبارزات علیه رژیم پیوست و با برپایی تظاهرات مختلف ، آنها نیز در این نهضت بزرگ نقش آفرینی کردند . از برنامه های شاخص آن ایام ، سخنرانی پرشور آیت الله محمد کریم مروجی ( از اساتید حوزه علمیه قم و نماینده دور سوم مجلس شورای اسلامی ) در شب نیمه شعبان درمسجد حضرت صاحب الزمان ( عج ) بود که پس از آن ، رویارویی نیروهای نظامی رژیم با مردم بیشتر شد . ایشان بعد از سخنرانی ،  تحت تعقیب قرار گرفت و بهنگام خروج مخفیانه از شهر دستگیر و به زندان خرّم آباد منتقل شد که در آستانه پیروزی انقلاب با سایر زندانیان سیاسی آزاد گردید.
 در طول آن ایام ما این توفیق را داشتیم که با تعدادی از هم سن و سالهای خود در برخی برنامه ها ، حضوری فعال داشته باشیم.
 علاوه بر شرکت در تمـامی تظاهرات و حمـل پلاکـاردها و … تکثـیر اعلامیـه های حضــرت امام بصــورت دست نویس هم از جمله آنها بود ، یعنی برخی اعلامیه ها را  تا پاسی از شب رونویسی می کردیم و به جاها و افرادی که بزرگترها تعیین می کردند می رساندیم . چندی بعد به همراه برادر بزرگم مأموریت پیدا کردیم که نسبت به انتقال اعلامیه ها و تصاویری از حضرت امام ، از شهر کرمانشاه به شهر خودمان اقدام کنیم . این مأموریت را نیز بزرگترها از جمله پدرم به ما داده بودند و شاید یکی از علل آن ، این بود که کسی به ما دو نفر با آن سنّ و سال ( 12 و 15 ساله ) شک نمی کرد و این مأموریت بطور مکرر و در چند مرحله انجام گرفت .

پس از چندی پدرم تحت تعقیب قرارگرفت و به ناچار متواری شد و غیبت او چند ماهی به طول انجامید ، بعدها اطلاع داد که به شهرهای کرمانشاه ، هرسین و برخی مناطق دیگرمهاجرت نموده و مدتی هم در شهر نهاوند بوده است . در ماههای پایانی عمر رژیم شاه و با اوج گیری مبارزات، ایشان برگشتند و مغازه پدرم به یکی از مراکز اطّلاع رسانی حوادث انقلاب مبدّل گردید ، به صورتی که پدرم شب ها اخبار برخی از رادیو ها من جمله رادیو لندن و دویچه وله آلمان را ضبط می کرد و ما روزها جلو مغازه آنرا به وسیله بلند گوی کوچکی که برادر بزرگم نصب کرده بود برای مردم پخش می کردیم.

 

 

41178728311607593586

 

از همین بلندگو در طول روز برنامه های مختلفی از قببل سخنرانی برخی از شخصیّت ها و سرودهای انقلابی پخش می شد که هنوز نوای دلنشین سرود الله الله و ایران ایران که آن روزها خیلی هم جذّاب و شنیدنی بود در گوشمان طنین انداز است.
یادم نمی رود که در همان ایام ، من ماموریت داشتم همه روزه یک نسخه روزنامه کیهان را برای پدر خریداری کنم که آخرین اخبار روزنامه را هم داشته باشند. پس از پیروزی انقلاب، آن روزنامه ها را در چند کارتون نگهداری و آرشیو کردم اما چهار سال بعد با هجرت از منزل پدری و عزیمت به حوزه علمیه بروجرد و بعد هم تبریز و قم ، دیگر ازسرنوشت آن روزنامه ها و برخی تصاویر حضرت امام که به عنوان یادگاری نگه داشته بودم اطلاعی نداشتم.
به هر حال ما نیز مثل تمامی آحاد ملت ایران در انتظار قدوم مبارک آن یار سفر کرده (حضرت امام ) بودیم تا بالاخره ، صبح دوازدهم بهمن فرا رسید.
چون ما آن موقع تلویزیون نداشتیم در منزل یکی از همسایه ها برای تماشای آن لحظات فراموش ناشدنی و تاریخ ساز نشسته بودیم و چشممان را به صفحه برفکی تلویزیون سیاه و سفید که در آن وقت ها ، آنهم خیلی غنیمت بود دوخته بودیم تا اینکه انتظار به سر رسید و چهره نورانی ، مصمم و ملکوتی آن عبد صالح خدا را در حال پیاده شدن از هواپیما زیارت کردیم ، از شادی و سرور در پوست خود نمی گنجیدم . اما لحظاتی نگذشته بود که تصویر قطع شد و آن سرور و شادمانی ، مستعجل بود و گذرا. بعد ها شنیدیم برخی از مردم عاشق امام ، در این لحظه تلویزیون های خود را شکستند.
در همان روز، بعدازظهر به مناسبت ورود حضرت امام ، مراسمی را تدارک دیده بودند . وظیفه من در آن برنامه قرائت دکلمه ای بود که حقیقتاً معنای برخی از کلمات آن را نمی دانستم ، یکی از آن کلمات که یادم هست واژه “غریو” در عبارت “غریو شادی” بود ، به همین خاطر چند بار آن را مرور کردم . بعد از اجرای برنامه ، از تشویق دیگران متوجه شدم که بخوبی از عهده آن برآمده ام .البته این روند پس از پیروزی انقلاب نیز تداوم یافت ومن این توفیق را یافتم که به عنوان مجری نماز جمعه ، قرائت قطعنامه راهپیمائی ها ، قرائت قرآن در برنامه های مختلف ، مدیریت گروههای سرود ، قرائت دعای کمیل ، سخنرانی در مدارس و… را در همان سنین نوجوانی داشته باشم.

پس از ورود حضرت امام به میهن ، حوادث به سرعت رقم  خورد. تعیین دولت موقت و نخست وزیری مهندس بازرگان از جمله آنها بود و اشاره به این واقعه بخاطر آنست که یکی از تصاویری را که به یادگار از آن دوران دارم حضور در راهپیمایی حمایت از دولت بازرگان بود که بفرمان حضرت امام بصورت یکپارچه و باشکوه در سراسر کشور صورت پذیرفت . در شهر ما هم در تاریخ 18 بهمن 57 این راهپیمایی انجام شد که من حامل عکسی از مرحوم دکتر مصدّق در صف های جلو راهپیمایی بودم و این عکس نمایشی از حضور تمامی اقشار است . البته شاید در بایگانی برخی از افراد یا نهادهای شهرمان ، تصاویر دیگری نیز باشد.

 

 

 54128874582312860550

 

 

 

 

 

 

درج شده توسط : بهزاد باقری / دبیر سرویس شهدا و منتظران " میرملاس نیوز "bagheri1348@yahoo.com

دیدگاه ها

قدرت اله گراوند در گفته :

سلام حاج آقا زيارت قبول . اميدوارم هميشه پيروز و سربلند باشيد.

محمدی در گفته :

درصف اول جلو ی دو روحانی کرم رضا پیریایی پشت سر بچه هایی که بلندگوها را حمل میکنند ایستاده است.

پرويز گراوند در گفته :

يادت به خير زندگي؛
حاج آقا عكس هاي كوچكيت مرا به عالم دوران رهنمايي و دبيرستان كشاند.
چه بچه هاي خوبي بوديد شما و مهدي (رضا) مبلغي. من هم كمي بدك نبودم.
همواره در مورد هر چيز كمي ترديد را با خود حمل مي كردم.

هادی قبادی در گفته :

به امید دیداری تازه آقای گراوند

سعیدگراوند.کلسرخی در گفته :

زندگی امروز مات و مبهمه
مهدی هات لات ار دلت تنگه

کوهدشتی در گفته :

آقی کلسرخی فکر کنم منظورت آقای شیخ مهدی کروبی بوده که به خانه اش در جماران منتقل شد؟ درسته ؟

مراد سوري در گفته :

با سلام وآرزوي قبولي زيارت .حجكم مقبول وسعيكم مشكور.خيلي زيبا بود .متاسفانه ما اين طور برايمان جا افتاده است كه اگر بخواهيم ذكر خير كسي را بكنيم حتما بايد دار فاني را وداع كرده باشد . در صورتي كه ما روايت داريم .من لم يشكر المخلوق لم يشكر الخالق . وزنده ها هم جزء مخلوقين هستند . كساني كه از دوران كودكي ونو جواني براي اين مملكت عزيز ومردم بزرگوار زحمت كشيد ه اند براي نسل حاضر وآينده بايدبا زحمات آنان آشنا شوند .مواردي در ياداشت ها هست كه مي گويند از كساني كه در قيد حياتند ذكر خير و تشكر وتقدير نكنيد .اين خلاف اخلاق و جوانمردي است .آناني كه خود در اين صحنه ها حضور نداشته اند بايد بيانديشند آن زمان ها كجا بودند .

هادی قبادی در گفته :

آقای دکتر
با سلام و با امید به اینکه در اولین فرصت ممکن زیارت خانه خدا نصیب شما هم بشود
از الطاف و مراحم کریمانه شما سپاسگزارم http://miaad92.blogfa.com/
http://yadenikan.blogfa.com

سعید کرمی چمه در گفته :

ای ول حاج آقا قبادی . همکار مصطفی هستم در ضمن از قبل نیز حضرتعالی را می شناختم موفق و موید باشید و در خدمت مردم باشید .

هادی قبادی در گفته :

آقای کرمی
سپاسگزارم http://miaad92.blogfa.com/
http://yadenikan.blogfa.com

رحیم جعفری در گفته :

سلام،بسیار عالی بود ،یاد آن ایام به خیر

سعیدگراوند.کلسرخی در گفته :

سلام حاج اقا
افرادی همچو حضرتعالی برای انقلاب سینه سپر کردند زخم خوردن تبعیید شدن زندان رفتن شلاق خوردن تشنگی و گرسنگی کشیدند تا انقلاب شدولی هزاران افسوس که اکنون اکثر آن دلیر مردان شجاع و نترس برچسب زد انقلابی گرفتن چه آنهایی که محصور شدن و چه آنهایی که طرد گردیده اند
به امید روزی که صاحبان اصلی انقلاب یه خانه ای که خود معماری و بناییش کردن برگردن . انشاء الله

محمود مهکی در گفته :

سعیدجان ضد نه زد،باز هم بیست نشدی تقصیر منه بهت سخت نگرفتم،به احترام شهید محمد مراد (ره)

سعیدگراوند.کلسرخی در گفته :

متشکرم !
خیلی خوشحالم کردی استاد عزیز محبوب و محجوب و دوستداشتنی ام همیشه دعاگو و ذکر خیرتم وجویای احوالت . فکر کنم ساکن شهر مقدس قم هستی !
سلامت و سربلند و موفق باشی

سعیدگراوند.کلسرخی در گفته :

شمارههای تماس من 06636940000 – 09192003264
خیلی خوشحال میشم صدای گرم و صمیمی ات را بشنوم
آدرس وبلاگ http://www.kalsorkh1.blogfa.com

هادی قبادی در گفته :

باسلام وتشکر از اظهار محبت عزیزان
نکته ای را فراموش کردم اینکه عکاس تصاویر اول و آخر ، اخوی ارشدم آقای دکتر یحیی است که در متن خاطره هم به ایشان اشاراتی شده است و در حقیقت حضور امثال ما در آن برنامه ها بخشی از آن ، مرهون راهنمایی ایشان بود .

همشهری در گفته :

حاج آقا سلام ۰قشنگ است ۰تابلوی اوان نوجوانی تان! آقای پیریایی هم تیپ ورزشی داشته ! این دقیقا چه روزی است?

سعیدگراوندکلسرخی در گفته :

خنده داره ! مگه نخوندیش ! چطوری با اینهمه تفسیر و توضیح مو به مو و جالب حاج آقانفهمیدی چه روزیه ؟
اشکال نداره من بجای حاج آقا واسه روی ماهت عین نقل قول حاج آقا را میارم شاید فکرت مشغول سبد کالاست که آیا شامل حالت میشه ! نمیشه ! حوصله نداشتی کلشو یخونی پاراگراف آخر دو خط مانده به پایان:
در شهر ما هم در تاریخ ۱۸ بهمن ۵۷ این راهپیمایی انجام شد که من حامل عکسی از مرحوم دکتر مصدّق در صف های جلو راهپیمایی بودم و این عکس نمایشی از حضور تمامی اقشار است

هادی قبادی در گفته :

آقاسعید گراوند
خیلی سخت نگیر . آستانه تحمل مون رو یه کم ببریم بالا
در ضمن از لطف همیشگی شما سپاسگزارم

sifayekohdasht.blogfa.com در گفته :

هيجده بهمن 57 !!!!!!؟؟؟؟؟
احتمالاً تاريخ رو خوب تايپ نكرديد حاج آقا . يكبار ديگر مرور كنيد.
ارادتمنديم.

هادی قبادی در گفته :

با سلام
در متن خاطره آمده است : 18 بهمن 1357 یعنی چهار روز قبل از پیروزی انقلاب .
بله ، جناب آقای پیریایی آن موقع یکی از فوتبالیست های کوهدشت بود .

امرایی در گفته :

حاج آقا ظاهرا همشهری خیلی جوون وکم اطلاع ویه کمی هم کم حوصله س همه متنو نخونده !اون چه میدونه نیم قرن !پیش حاج کرم رضاپیریایی (بزنم به تخته فوتبالیستم بوده!!).

یحیی قبادی در گفته :

برادر عزیز و انقلابی ام بسیار سپاسگزارم. برای نبودن آنهمه همدلی و جوانمردی افسوس میخورم البته یکی اژ خصوصـپات انقلاب با گذر زمان همین است.

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

سلام آقای دکتر
خیلی خوشحالیم از حضورتون در سایت میرملاس

یحیی . قبادی در گفته :

سلام . شما لطف دارید. متاسفانه فرصت لازم برای حضور فعال ندارم.

حسین پیرزادی.کرمانشاه در گفته :

سلام حاج اقا .زیارت قبول
خیلی جالب بود .عکس اول سمت چپ شما منوچهر میرزایی -همکلاسی مان بود که اصالتا نهاوندی بودند که بعد از انقلاب به نهاوند برگشتند و شنیدم پذیرش سپاه شده ودر جبهه هم به شهادت رسیده است.

هادی قبادی در گفته :

حاج حسین
ممنونم . خیلی به ذهنم فشار آوردم ،اسمش یادم نیومد . خداوند به او علوّ درجه عنایت فرماید .
راستی پشت همان تصویر شهید میرزایی ، آن عکس نیم رخ شما نیستی ؟

کورش ابراهیمی در گفته :

سلام حاج اقا زیارت قبول خاطر ه عکس ها خیلی جالب بود حاج اقا شما از اولم مبارز بودی التماس دعا

احسان امید در گفته :

حاج آقا سلام . تشکر از حضرتعالی بخاطر ارائه چنین خاطره زیبایی. انصافا با بیان خاطراتتان حقیر را به آن سالها بردی . مخصوصا چهره نوجوانی جنابعالی . تمامی خاطراتی که با جنابعالی داشتم زنده شد . خداوند متعال حضرتعالی را برای ما نگه دارد.حقیر به وجود شما افتخار میکنم..

هادی قبادی در گفته :

سلام و سپاس فراوان همکلاسی

مرتضی قبادی در گفته :

حاج آقا پدرمان هم در تصوبر آخر حضور دارند می توانید او را پیدا کنید؟

یحیی قبادی در گفته :

بله کنار همان لباس سفید . درسته ؟

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

کنار همان لباس سفید هیکلی هستند، پیراهن سفید پوشیدن کلاه هم سرشان هست، درسته ؟

مرتضی قبادی در گفته :

احتمالاً کسی که جلو آن فرد لباس سفید ایستاده من باشم

هادی قبادی در گفته :

به احتمال زیاد

صالح سوری در گفته :

سلام حاج آقا زیارت قبول …پس سابقه ملی – مذهبی هم داری.؟سابقه دار شدی…ارادتمند.موفق باشید.

هادی قبادی در گفته :

با سپاس
ما سابقه دار بوده ایم !

مرتضی قبادی در گفته :

در تصویر اول هم چهره آقای حاج علی محمد امرایی دیده می شود.

هادی قبادی در گفته :

بله در یکی از کامنت های میعاد 92 نوشته ام

فریبرز قلندری در گفته :

شیخنا سلام حجکم مقبول ؛انشا الله افزون برتصاویر آرمانهای انقلاب نیز هرسال مرور وتورق شوند

هادی قبادی در گفته :

سلام و سپاس آقای قلندری
ان شاءالله بزودی نصیب شما و سایر دوستان هم بشود .
فعلاً مرور تصاویر هم جای شکرش باقی است ، مرور آرمان ها هم به وقتش .

کوهدشتی مقیم مرکز در گفته :

حاج آقای قبادی حجکم مقبول و سعیکم مشکور انشاءالله. سپاس از عکس زیبای استفاده شده تان. این ایام، ایام الله دهه مبارک فجر انقلاب اسلامی ایرانه، اگر امکان هست همه عکس های دوران مبارزه رو به اشتراک بزارید ممنون میشم. فوتبالیست و غیره فوتبالیست هم نداره. ما همه مسلمان هستیم و کوهدشتی. این بایستی برای همگان یک اصل باشه نه سایر مسایل فرعی. ما بایستی مسایل سیاسی رو فقط در موقع انتخابات و رأی گیری بکار ببریم. فردای انتخابات همه با هم و پشت به پشت هم برای عمران شهرمون تلاش کنیم. انشاءالله. با آرزوی توفیق و سربلندی برای تمام همشهریان عزیزم.

سيد مجتبي حسيني در گفته :

سلام حاج آقا، زيارت قبول.
از خوندن اين خاطره لذت بردم… موفق و سربلند باشيد.

سید محمدصادق محمدی وفایی در گفته :

جناب قبادی سلام علیکم حج و اعمالت قبول باشد و قبول بماند.

دریافتم ازاین نوشته و تصاویر نکاتی:

1- زیر پرچم نظام مقدس انقلاب رفتن و دفاع از آرمانهایش سن و سال نمی شناسد. تصویر جناب حاج آقا قبادی و … سندند برای این نکته .
2- نوجوانان و جوانان را باید دلگرم و امیدوار نگه داشت. از آنان باید خواست در میدان بمانند و امورات متناسب با سن وسال خویش را بر عهده بگیرند.

3- روحانیت در کوهدشت نیز کشیده اند زحمتها و رفته اند زندانها.
4-مسجد محور بوده است و محور باید باقی بماند.حزب الله با مسجد رفیقند و با انقلاب قرینند.

5-انقلابیون تبعید شدند و زحمت کشیدند و جان بر کف بوده اند .اکنون نیز باید جان برکف بود و مدافع انقلاب اسلامی

6- متحد بودن مثل آفتاب می درخشد.باید وحدت را گرامی داشت.

7-جناب حاج قبادی سن وسالی نداشته است ولی در پرتو انقلابی بودن پدر در دل جمعیت انقلابیون بوده است . این یعنی پدر و مادرها مواظب افکارشان باشند از کوزه همان تراود که …

8- تصاویر نیز آیینه ای تمام نما برای یاد آوری بسیاری از خاطرات و حتی برخی از آرمان هاست.

9-اظهار نظر کاربران محترم گویای این نکته است که دیگران نیز در این مورد به انتشار خاطراتشان بیندیشند.

هادی قبادی در گفته :

سیدنا
باسلام و عرض ادب و تبریک ایام خجسته دهه فجر انقلاب اسلامی
سپاس از این همه لطف و اظهار نظر های کارشناسانه و دلسوزانه

كيوَشت در گفته :

درمورد بند سه لازم است عرض كنم ؛ شما خوسته ايد بگوييد : «چه فرهادها مرده در کوه ها / چه حلاج ها رفته بر دارها» اما سهوا عرض نموده ايد : « روحانیت در کوهدشت نیز کشیده اند زحمتها و رفته اند زندانها. »
اين كجا و آن كجا .
مرسي.
kivasht

سید عباس ابراهیمی در گفته :

آه اگر آزادی سرودی می خواند کوچک ، همچون گلوگاه پرنده ای هیچ کجا ، دیواری فروریخته برجای نمی ماند سالیان بسیار نمی بایست دریافتن را که هر ویرانه نشانی از غیاب انسانی ست ، که حضور انسان آبادانی ست همچون زخمی همه عمر خونابه چکنده همچون زخمی همه عمر به دردی خشک تپنده به نعره ای چشم بر جهان گشوده به نفرتی از خود شونده غیاب بزرگ چنین بود سرگذشت ویرانه چنین بود آه اگر آزادی سرودی می خواند کوچک ، کوچک تر حتي ، از گلوگاه یکی پرنده

هادی قبادی در گفته :

آقای دکتر
سپاس از حضورتون

ناشناس در گفته :

ارادتمند شما هستیم حاج آقا
همیشه از مطالب شما بهره برده ایم و از محضر حضرتعالی تلمذ کرده ایم

سعیدجمشیدی در گفته :

عرض ادب و احترام دارم محضر مبارک همه حاضران در این فضا و بخصوص دایی عزیزم حاج آقا قبادی.
اگرچه قبلاً موضوع این مطلب را در درجمع خانواده شنیده بودم اما مستند شدنش به عکسهای آن دوران برایم دلچسبترش کرده بود. سایت میرملاس نیوز،شما ، و بسیاری دیگر از فرزندان ارزشمند این دیار با تلاش مستمرتان فضایی ایجاد کرده اید که قابل تقدیر است. تبریک صمیمانه مرا پذیرا باشید. اگرچه باید حضوراً جهت زیارت قبولی خدمت میرسیدم، فرصت راغنیمت میشمارم و برایتان سفرهای مداوم با بار معنوی بیشتر را آرزومندم. به امید دیدار، زیارت قبول و التماس دعا…

هادی قبادی در گفته :

با سپاس فراوان

sifayekohdasht.blogfa.com در گفته :

سلام بر جناب آقاي قبادي و مخاطبان عزيز مير ملاس .
واقعاً خاطرات دلنشين و جالبي بود . اين انقلاب با زحمات عزيزاني چون و فداكاري هاي بزرگواراني چون شما ببار نشست . راستي حاج آقا جيپ ژاندارمري در تظاهرات انتقلاب وظيفه ي اياب و ذهاب سالخوردگان و كودكان رو داشته احياناً ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
احتمالا تصوير براي روزهاي بعد از انقلاب است حاج آقا چون تا جايي كه ما در داستانها شنيديم ژاندارمري در روزهاي انقلاب و در تظاهرات روبروي مردم بوده نه همسو با مردم .

همشهري در گفته :

برادر سيفي !كامل در باره اين شبهه شما پاسخ داده ام كه مير ملاس حتما درج ميكند

هادی قبادی در گفته :

باسلام و تشکر
گرچه ضرورتی ندارد به نظراتی که گوینده آن مجهول است پاسخ داد اما جهت رفع ابهامی که چه بسا با خواندن این کامنت برای سایر عزیزان ایجاد شود نکات ذیل را تقدیم می نمایم :
1 – شایسته است در بیان نقد از ادبیات صحیح آن استفاده نماییم نه کنایه های نیش داری که اتفاقاً اساس آنها هم درست نیست . بعلاوه چه نیازی است به تکرار 43 بار علامت سؤال ؟!
2 – در نقد ، قضاوت عجولانه و ناآگاهانه راه بجایی نمی برد .
3 – عکاس این تصویر برادر بزرگم دکتر یحیی قبادی است که در پشت عکس هم با خط زیبایشان هم تاریخ و هم مناسبت آن را نوشته اند .(در صورت نیاز اسکن آن نیز در اختیار میرملاس قرار خواهد گرفت)
4 – دقیقاً به یاد دارم که در هفته های منتهی به پیروزی ، حضور ژاندارمری بیشتر حالت نظارتی و انتظامی داشت و به خاطر فراگیرشدن حضور مردم ، برخورد خشن آنهم در شهری کوچک و نسبتاً دور افتاده کمتر صورت می گرفت .اگرچه در شهرهای بزرگ هم مسأله پیوستن ارتش به مردم وجود داشت . البته این فضای محدود مجالش نیست و شاید در فرصتی جزئیات آن فضا بیان گردد .
باز هم اگر ابهام دیگری باشد در خدمتم .

همشهري در گفته :

سلام بر حاج آقا قبادي عزيز و ميرملاسي هاي دوست داشتني.
نقل خاطرات انقلاب چيز خوب و باارزشي است و كوهدشت ظرفيت هاي بالايي دارد به نظر من ظرفيت نقد در حوزه رسانه از اين جمله است .ضمن تشكر از آقاي قبادي كه خاطراتي نقل كردند و تشكر از مير ملاس كه نقد هاي سازنده را منعكس ميكند، براي رفع برخي ابهامات و جلوگيري از تحريف در تاريخ كوهدشت به ويژه تاريخ انقلاب اسلامي لازم دانستم براي آگاه سازي همشهريانم چند نكته را يادآوري كنم:
1- دوست عزيزمان قبادي تصوير آخري را 18 بهمن 57 گفته اند كه چنين نيست اين تصوير قريب به يقين مربوط به 58 به بعد يعني پس از پيروزي انقلاب است بنده كه خود در جريان روزهاي انقلاب در كوهدشت بوده ام دلايل متقني براي سخنم دارم ازجمله:الف)در جريان تظاهرات انقلاب هيچ موقع ما تداركات از جمله بلندگو و تصاوير نصب شده روي چوب وتخته نداشتيم اين موارد مال بعد از پيروزي انقلاب است در انقلاب تصاوير امام از جيب اشخاص بيرون مي آمدو در فرصت مناسب بالاي دست مي رفت و مجال و محل امني براي اين كارها نبود ب)اگر توجه كرده باشيد ماشين ژاندارمري وسط جمعيت است در حالي كه در كوهدشت تا شب 22 بهمن ژاندارمري مقابل مردم بود و در آن شب توسط مردم تصرف شد پس ژاندار مري نمي توانست در ميان مردم يا كنار مردم باشدج)برخي اشخاص در صف راهپيمايي هستند كه مطلقا در تظاهرات كنار مردم و انقلاب نبودند وبعد از انقلاب به صف مردم پيوستند و اين دليل محكمي است كه اين تصوير مربوط را مربوط به بعد از پيروزي انقلاب بدانيم.د)محل اين تجمع به احتمال زياد خيابان جنب مسجد صاحب الزمان است و تظاهرات انقلاب در اين خيابان اتفاق نيفتاد بلكه اين خيابان مسير برگشت همه راهپيمايي هاي بعد از انقلاب بود.ه)تظاهرات قبل از انقلاب هيچگاه چنين انسجام و تعدادي نداشته تركيب جمعيت تظاهرات غالبا جوانان اعم از دانش آموزان و معلمين بودند واز دويست سيصد نفر نيز تجاوز نمي كردند.و) در عكس پلاكاردهايي مبينيم ، قبل از پيروزي انقلاب رسم پلاكارت نويسي در كوهدشت راه نيفتاده بود يعني امكانش نبود ولي بعد از انقلاب اشخاص زيادي در پلاكارد نويسي براي مراسم دست داشتند از جمله دكتر يحيي قبادي عزيز.ز)عكس دكتر مصدق براي اولين بار در زمان تشكيل و تاسيس حزب ملت و جبهه ملي و نهضت آزادي در كوهدشت ديده شد وجود تصوير آقاي هژبر مير تيموري كه مرحوم پدرشان دفاتر بعضي از اين تشكلها را پس از انقلاب راه اندازي كرده بوددر همان نقطه اي كه آقاي قبادي عكس را گرفته اند مقوم اين دليل است ضمن آنكه قبل از پيروزي انقلاب تنها تصوير روي دست مردم تصوير حضرت امام بود ولاغير شما دراين عكس حتي يك تصوير امام را نمي بينيد و اين خلاف نقل قول آقاي قبادي است و سخناني كه در باره نقش و عظمت امام در انقلاب گفته اند مگر اينكه كسي مدعي باشد مردم كوهدشت امام را نمي شناختند كه غلط است شواهد مبارزاتي در كوهدشت سراغ دارم كه از سال 42 عكس امام در نزد بعضي ها بوده است.
2- تصاوير دوم و سوم داخل متن هر دو مال سال 60 و61 به بعد و يكي در ايوان شبستان قديمي مسجد صاحب الزمان و ديگري كانون پرورشهاي اسلامي كودكان و نوجوانان در طبقه فوقاني سرويسهاي مسجد است كه ربطي به سال 57 ندارند.
3-در باره تصوير اول با توجه به بسته بودن كادر نمي توانم نظر قاطعي بدهم.
4- بار ديگر عذر خواهي ميكنم اصلا قصد جسارت نداشتم فقط بيم آن بود كه اگر من مطلع اين يادآوريها را نكنم در مسايل مهمتر دچار تحريفهاي بزرگتر و خداي ناكرده انحراف از شناخت تاريخ دقيق و جريان شناسي در كوهدشت شويم.
5- نفس كار آقاي قبادي ارزشمند و قابل تقدير است اما دقت در نقل تاريخ را نمي توان فدا كرد. يا علي

هادی قبادی در گفته :

باسلام و سپاس از حوصله نگارنده که به تفصیل گرچه با اسم مستعار اظهار نظر نموده اند
1 – فتح باب این بحث مبارک است زیرا چه بسا دیگر عزیزان نیز ورود نمایند و این مقوله پربارتر شود .
2 – درمورد تصویر آخر گر چه اجمالاً در پاسخ به منتقدی دیگر نکاتی را در بالا آورده ام اما شما را به تحقیق بیشتر درمورد برخی از مطالبتان دعوت می نمایم ازجمله :
دلایل متقنی برای سخنم دارم – برخی اشخاص در صف راهپیمایی هستند که مطلقا در تظاهرات کنار مردم و انقلاب نبودند – قبل از پیروزی انقلاب تنها تصویر روی دست مردم تصویر حضرت امام بود ولاغیر – جمعیت تظاهرات غالبا جوانان اعم از دانش آموزان و معلمین بودند واز دویست سیصد نفر نیز تجاوز نمی کردند
3- تصاویر دوم وسوم نیز شاهد مثالی بوده اند برای این جمله بنده :
“البته این روند پس از پیروزی انقلاب نیز تداوم یافت ومن این توفیق را یافتم که به عنوان مجری نماز جمعه ، قرائت قطعنامه راهپیمائی ها ، قرائت قرآن در برنامه های مختلف ، مدیریت گروههای سرود ، قرائت دعای کمیل ، سخنرانی در مدارس و… را در همان سنین نوجوانی داشته باشم.”
بنده کی گفته ام آین دو تصویر مربوط به سال 57 است ؟! اصلاً باعقل جور در نمی آید! تفاوت چهره ها را ببینید . در ضمن تصویر سوم کنار محراب مسجد حضرت صاحب الزمان (عجل الله فرجه) است نه کانون فتأمّل !
باتشکر مجدد و پوزش از اینکه مجال تفصیل نبود .

برادر قبادی – اجمالا ا-در اینگونه موارد مستعارو مجهول بودن نه تنها اشکال ندارد بلکه بهتر است ۲- پاسخ بند دو جنابعالی به آقای همشهری له ایشان و درجهت استدلال وی است بنابراین شما نقدمتقن ایشان را بی پاسخ رهاکرده اید لذا تصویر آخر مربوط به سال ۵۷ نیست ۰ در نتیجه همه گزاره های مرتبط با این عکس جای تامل جدی دارد ۰موفق وموید باشید۰

هادی قبادی در گفته :

باسلام
اصل عکس با تاریخ آن و حتی ذکر مناسبت آن موجود است حال دیگران هر قضاوتی می خواهند داشته باشند مختارند

یک همشهری در گفته :

با سلام خدمت عزیزان بنده نیز آن ایام را به خوبی بیاد دارم ودر اکثر تظاهرات شرکت داشتم ویقین دارم که عکس آخر مربوط به قبل از پیروزی انقلاب نمیباشد .

قبادي اهواز در گفته :

با سلام بر حاج اقاي قبادي وديگر بزرگواران – مطالب و تصاوير خيلي رسا و تاثير گذار است انشاالله همه در وحدت همه جانبه تلاش كنيم براي انقلاب اسلامي وبراي حاج اقاي قبادي سلامت وايضا به اميد خدا شهرمان بتواند از ظرفيت هاي ايشان براي توسعه وپيشرفت بهره مند شود.

خاطرات شيرين در گفته :

حاج آقا سلام .قبول باشه . خسته نباشيد . لذت برديم از تصاوير زيبا و خاطره انگيزتان و همچچنين خاطراتي كه مقل كرديد .
از مير ملاس هم بخاطر انعكاس مطالب پر محتوا تشكر مي كنم .
و اما تعدادي از حاضرين در تصوير راهپيمايي را شناسايي كردم كه معرفيشان در اينجا براي آگاهي بيشتر همشهريان عزيز خالي از لطف نخواهد بود …
1- مرحوم حاج شيخ ماشا الله مروجي، در كنار ايشان آقاي حاج رستم خان خسروي،سمت چپ آقاي خسروي مرحوم حاج سيد عليرضا هاشمي (پدر شهيد عزتي)، مرحوم حاج احمد امرايي ( با كلاه پهلوي و پالتو بلند)، كرم رضا پيريايي با گرم كن ورزشي (نوجواني كه پيشاپيش مرحوم مروجي ديده مي شود)،هادي قبادي(حامل عكس دكتر مصدق)، هژبر ميرتيموري(كنار هادي قبادي -زير عكس صدق بصورت نيمرخ)، آرام آزادبخت( نفر اول سمت چپ تصوير با كت و پليور روشن)،احمدحسين كوشكي(جوان درشت امندام با پيراهن سفيد)، ميرزا بگ ازادبخت(جلوي ماشين ژاندارمري بصورت نيمرخ چپ و پشت سر آرام زادبخت )
با آرزوي موفقيت ./
2-

هادی قبادی در گفته :

سپاس فراوان از معرفی افراد

كوهدشتي در گفته :

وقتي مير ملاس به سانسور روي بياورد ديگر اميدي به بهبود اوضاع فرهنگي نيست و نمي توان جلوي تحريفهاي سهوي و عمدي رو گرفت ضمنا در اينگونه موارد من قال خيلي مهم نيست بلكه بايد به ماقال توجه كرد .چون ظرفيتها هنوز بالا نيست توجه به چيستي مطلب مهمتر از كيستي كامنت گذار است اي بسا دوستاني در اثر نقد دلسوزانه از هم برنجند وظيفه ميرملاس هم بايد ايجاد فضاي فرهنگي باشه .توفيق شما را خواستارم

هادی قبادی در گفته :

با نظرحضرتعالی موافقم . ولی گمان می کنم چون برخی از عزیزان بصورت ناشناس یا نام مستعار به حواشی غیر ضرور می پردازند فضای نامناسبی ایجاد می شود که جز اتلاف وقت و نیرو ثمر دیگری ندارد
( البته بنده هیچ گاه برای دست اندر کاران پرتلاش میرملاس تعیین تکلیف ننموده و نخواهم نمود اما در اینجا نظر شخصی خود را بیان کردم . جالب است دوستان این را هم بدانند که این خاطره را بنده در یکی از وبلاگ های شخصی ام : میعـــــاد http://miaad92.blogfa.com/ درج کرده بودم و عزیزان میرملاس از آنجا برداشت نموده اند که مثل همیشه از لطف آنها سپاسگزارم )

هرمز در گفته :

سلام زيارت قبول از همينجا مي خواستم عرض ارادتي بنمايم

هادی قبادی در گفته :

با سلام و تشکر
ان شاءالله به زودی نصیب شما و همه آرزومندان بشود

محمدصادق محمدزاده در گفته :

سلام . خاطرات زیبایی بود .
جناب آقای قبادی ممنون که اینطور روحیه ی بسیجی خود را حفظ کرده اید و ثابت قدم و استوار در راه شهداء و آرمانهایشان گام برمیدارید . اجرکم عندالله .
وبلاگ زیبایتان را در مورد شهدا دنبال میکنم …
یادمان باشد پیام آفتاب دست نا اهلان نیوفتد انقلاب

هادی قبادی در گفته :

سپاس از لطف شما
از این فرصت استفاده نموده و از شما و همه همشهریان عزیز برای بازدید از بیت حضرت امام خمینی ( رضوان الله تعالی علیه ) و حسینیه جماران که یادآور حضور 9 ساله امام و محل رفت و آمد هزاران شهید است دعوت به عمل می آورم .
در خدمت همگان هستیم

محسن قبادی از اصفهان در گفته :

درود بر پسر عموی عزیزم
با خاطرات و عکس های زیبایت برای لحظاتی خودم را در دوران طلایی انقلاب دیدم. یادمه اون روزها کلاس دوم ابتدایی و درمدرسه جامی مشغول به تحصیل بودم. درراهپیمایی ها شرکت میکردم و خاطرات اون روزها رو کاملا بیاد دارم.

هادی قبادی در گفته :

ارادتمندیم پسرعموی فرهیخته

هادی قبادی در گفته :

ارادتمندیم پسرعموی فرهیخته

کريم امرايي در گفته :

سلام بردوست وبرادرعزيزم حاج اقاقبادي
ازسايت ميرملاس وديکرعزيزاني که نسبت به خاطره ذکرشده اظهارنظرفرمودندنيزتشکرمينمايم
برخودفرض ميدانم که ياداورشوم جناب اقاي قبادي وکلاخانواده ايشان درقبل وبعدازانقلاب زحمات زيادي راکشيدندکه بربچه هاي انقلاب
پوشيده نيست

هادی قبادی در گفته :

آقای امرایی دوست قدیمی سپاس

محمدحسین امرایی در گفته :

سلام حاج آقا از دوران کودکی، آن زمان که همراه مرحوم ابوی به مسجدجامع می آمدم وشما را که با وجود سن کم آن همه فعال و در عین حال محجوب متین بودید دوست داشتم و اکنون نیز بیشتر .
حاج آقا حالا که صحبت از حال هوای انقلاب در کوهدشت شد حیف است که از پرچمدار مبارزه در آن دوران در شهر کوهدشت یعنی آیت الله محمدکریم مروجی یادی نشودیادهمه مبارزان و دلسوزان گرامیباد

هادی قبادی در گفته :

باسلام
ضمن تشکر از شما
ان شاء الله در فرصتی امتثال امر خواهم کرد.http://miaad92.blogfa.com
http://yadenikan.blogfa.com

سلام برادر ارجمندم ضمن تقدي از حضرتعالي روحاني برجسته وعزيز عكس ها يكي محمد علي رضائي و يكي هم مرحو شهيد والامقام سيد عزيزالله(عزتي) موسوي هاشمي
يادش بخير آن زمان حاج آقا خيلي از جلسات را در خيابان بوعلي بعد از نماز مغرب وعشا منزل پدر بزرگوار وعموي مهربانتان وآقاي مينائي و آقاي ابراهيم باقري برقرار مي كرديم و يادم هست سال 65يا 66 بود كه حاج شيخ محمد رضا عباسي وعده اي از روحانيت خانه شما بودند و اطلاع دادند كه ژاندارم ها دارن ميايند آقاي غباسي فرد را با پيكاني به خارج از شهر و از آنجا به قم فستادن و قيه هم متفرق شديم
تابستان بود ياد آقاي حجت الاسلام قرباني روحاني جواني كه در مسجد صاحب الزمان سال 57 بعداز نماز مغرب وعشا سخنراني كرد وبرق ها را قطع كردند واعلاميه حضرت امام پخش شد از آن زمان آقاي حاج علمحمد محمدي – ابوي سركار ابراهيم باقري وعليرضا محرابي نورالدين رشنو – عزيز شمسي محمد علي رضائي نورالدين مرادي خودم شهيد شهرام عباسي حاج روح الله پوررضا را ياد مياد ….

سلام
حاج آقا در مورد عليرضا محرابي كه قطعنامه را در سال 57 ميدان شهدا قرائت كرد وابراهيم باقري وعلي محمد محمدي خاطره اي يادم هشت نوجواني بود به اسم منوچهر زين الپور رفته بود بالاي مجسمه شاه وداشت تاج شاه را پائين مي آورد ونيروهاي ژاندارمري آمدند از همان بالا پائين پريد و همه متفرق شدند …..بنويسيد
درمورد شب هائي كه خانه ابوي جلسه بود بنويسيد من از اين همت بلندشما ممنونم واز خداوند براي سلامت وموفقيت شما دعا ميكنم

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت "میرملاس نیوز " mirmalas@gmail.com در گفته :

سلام دوست عزیز
سپاس از حضورتون
ممنون میشیم اگر این خاطرات ارزشمند رو در اختیارمون بگذارید

هادی قبادی در گفته :

باسلام
ضمن تشکر از شما
آقای محرابی دایی بنده است و آقایان ابراهیم باقری (از اولین شهرداران کوهدشت پس از انقلاب) وعلی محمد محمدی( از فرهنگیان خوش سابقه و مبارز) از دوستان صمیمی شان هستند . با آنها صحبت خواهم کرد .

ناشناس در گفته :

باسلام جناب آقای قبادی ای کاش یادی هم از خانواده آقای شیخ فتح الله حاجیان فرد بعمل می آوردید واقعا نقش بسزای در شکل گیری انقلاب وقبل از انقلاب داشتند

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :