کد خبر : 43718
تاریخ انتشار : ۱۶ بهمن ۱۳۹۲ - ۲۲:۳۴
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 824 بازدید

چند شعر برفي/شمس لنگرودي

    آب مي شوي برف!   وقتي بشنوي   چه به روز من آوردي !     ***     همراه درخت   به خواب مي روم   به هواي برگ تو   در برف زمستان     ***     عالي جناب برف هم مي بينم   كه زمينگير مي شوند   كجاست […]

index

 

 

آب مي شوي برف!

 

وقتي بشنوي

 

چه به روز من آوردي !

 

 

***

 

 

همراه درخت

 

به خواب مي روم

 

به هواي برگ تو

 

در برف زمستان

 

 

***

 

 

عالي جناب برف هم مي بينم

 

كه زمينگير مي شوند

 

كجاست آن همه سنگين سنگين

 

بر بام خانه ي ما مي نشستيد؟

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

بیژن گراوند در گفته :

با سپاس از خانم ابباریکی . برای بلوط ها دعا کرده بودیم باران بیاید .ایزد را سپاس که بلوط ها بهار را با خوشحالی شروع می کنند

[پاسخ]

بچووو در گفته :

به این میگن شعر .ممنون از خانم اباریکی

[پاسخ]

رضاگراوند در گفته :

دست دردنكنه برااين شعرات ولي بدنيست بدوني خانم آبباريكي مخاطب امروزبسيارتيزه شما به بي انصافي محكوم هستي شعرهايي كه ازاون هاخيلي استقبال شده روسريع داريدباگذاشتن شعرهاي ديگرازصفحه ادبي بيرون ميكنيد من دوساله مرتب صفحه ادبي روچك ميكنم شما به اون رونق داديد اما حتي يك كامنت خوش آمدگو به آقاي قلايي وابراهيمي نگفتيد(شرط ادب اين بود خواهرعزيزبا اينكه شهرهاي هردونفرداراي نقص هاي زيادي هستند)نمي خوام بگم حسود اما بايد بگم همون اول كار شعردرج نكنيد يا اگرديدي استقبال ميشه بزاردرصفحه ادبي شما همه ازاون لذت ببرن نه اينكه سه روز يك بار شعربزاريد تا زود ازصفحه بيرون برن

[پاسخ]

آزاده آبباریکی / دبیر سرویس ادبی" میرملاس نیوز " در گفته :

با سلام خدمت شما جناب گراوند
با توجه به اينكه خود شما نيز اشاره به (تيز!)بودن مخاطب امروز داشتيد باخوانش كامنت شما نيازي به جواب براي مخاطبان ديده نمي شد و اين توضيح صرفا به احترام به شما و براي شخص شماست.
بنده اگر به قول فرمايش شما براي حسادت شعر دوستان را از صفحه بيرون ميكنم چه نيازي بود كه از اول اين شعر ها را در اين صفحه درج كنم؟اين صفحه مختص به تمام كساني است كه به صورت جدي در عرصه ي ادبيات فعاليت دارند،پس براي حضور در خانه ي خودشان به خوشامدگويي كسي نياز ندارند..
با توجه به محدود بودن فضاي ستون ادبي بسيار طبيعي است كه با آوردن يك شعر جديد يك شعر از صفحه حذف مي شود.از آن جايي كه اين صفحه به صورت مرتب آپ مي شود چاره اي ديگري جز حذف شعرهاي قديمي نيست.اين رونقي كه شما از آن حرف زديد تنها با آوردن شعرهاي جديد از شاعران خوب آن هم سه روز يك با محقق شده است.

با سپاس

[پاسخ]

آزادبخت تهران در گفته :

دلم برای آدم برفی تنگ میشود
بیچاره سالهاست که از هرم خورشید نمی آید
برف کو ؟کجاست؟
نکندآدم برفی مرده باشد؟
خیال برف آخر سر مرا خواهد کشت
هان ای آدم برفی بدان از نبودت
حرفها دلسرد و دلها یخبندانند

[پاسخ]

صمدابراهیمی در گفته :

بسیار قشنگ بود

[پاسخ]

آزادبخت تهران پاسخ در تاريخ شنبه ۲۴ اسفند , ۱۳۹۲ ۱۰:۱۳:

باسلام متشکرم

[پاسخ]

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :