کد خبر : 43969
تاریخ انتشار : ۲۰ بهمن ۱۳۹۲ - ۰۱:۰۸
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 1,688 بازدید

معرفی هنرمند / ناصر حبیبیان / نویسنده، بازیگر و کارگردان نمایش‌”تئاتر”

  * ناصر حبیبیان /  ۱۳۵۹ / کوهدشت  * – دانش‌آموخته رشته هنرهای نمایشی، گرایش کارگردانی، مقطع کارشناسی ارشد دانشکده نمایش و موسیقی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، بهمن‌ماه ۱۳۹۱٫ – دانش‌آموخته رشته هنرهای نمایشی؛ مقطع کارشناسی، گرایش ادبیات نمایشی؛ دانشکده نمایش و موسیقی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، ۱۳۸۸٫ مقاله، کتاب، مجموعه‌ها – پژوهشگر و […]

 bahman

*

ناصر حبیبیان /  ۱۳۵۹ / کوهدشت 

*

– دانش‌آموخته رشته هنرهای نمایشی، گرایش کارگردانی، مقطع کارشناسی ارشد دانشکده نمایش و موسیقی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، بهمن‌ماه ۱۳۹۱٫

– دانش‌آموخته رشته هنرهای نمایشی؛ مقطع کارشناسی، گرایش ادبیات نمایشی؛ دانشکده نمایش و موسیقی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، ۱۳۸۸٫

مقاله، کتاب، مجموعه‌ها

– پژوهشگر و نگارنده مجموعه مستند یازده قسمتی «مشاهیر کاشان» به سفارش شبکه تلویزیونی سحر، ۱۳۸۹٫

– پژوهشگر، نگارنده مجموعه مستندده قسمتی مشاهیر دانشگاه تهران با عنوان «نگارستان» به سفارش اداره کل امور فرهنگی دانشجویی دانشگاه تهران ۱۳۹۰-۱۳۹۱٫

– پژوهشگر و نگارنده مجموعه سیزده قسمتی «نوروز زنجان» به سفارش شبکه تلویزیونی استانی زنجان، نوروز ۱۳۹۰٫

– سردبیر «ماهنامۀ تیاتر»، ۱۳۹۲، ماهنامۀ پژوهشی و تحلیلی تئاتر، دیماه ۹۲، (فعالیت ادامه دارد).

– سردبیر دو هفته‌نامۀ «سرای ما»، نشریه فرهنگی اجتماعی سرای روزنامه‌نگاران ایران، ۸ شماره، ۱۳۹۱-۱۳۹۲٫

– سردبیر هفته‌نامۀ «هنر هفته»، نشریه هنری اطلاع‌رسانی معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۲۴ شماره، تیرتا آذرماه ۱۳۹۰٫

– نویسنده کتاب «تماشاخانه‌های تهران از ۱۲۴۷ تا ۱۳۸۹ه.ش»، انتشارات افراز، ۱۳۸۹٫

– نویسنده نمایشنامه «هزار شلاق»(بازی‌نامه۲)، انتشارات نمایش، ۱۳۹۲٫

– نگارنده ستون «تماشاخانه» در روزنامه شرق، ده شماره، ۱۳۸۹٫

-سردبیر کتاب «تئاتر خیابانی ایران در سال ۱۳۹۰» به سفارش مرکز هنرهای نمایشی، ۱۳۹۱

– مدیر مسئول کتاب «دوازدهمین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران» اردیبهشت ۱۳۸۸٫

– نگارش ۴ مقاله متضمن معرفی تئاتر ایران در کتاب «Theater in Iran 2010»  به زبان انگلیسی و به مناسبت بیست و هشتمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر، انتشارات نمایش، ۲۰۱۰٫

– سردبیر کتاب «نهمین جشنواره سراسری تئاتر تجربه» دانشگاه تهران، اسفند۱۳۸۵٫

– مقاله «نگاهی به سالشمارجریان‌های آموزشی، پیشرو و دانشگاهی در تئاتر ایران» مجله نمایش، ش۸۵، مهرماه ۱۳۸۵٫

– مقاله «تئاتر خیابانی و توسعه محله‌ای» چکیده مقالات همایش علمی کاربردی توسعه محله‌ای  چشم‌انداز توسعه پایدار شهر تهران، مرکز مطالعات وتحقیقات امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران، اسفند ۱۳۸۳

– سردبیر، عضو شورای نویسندگان و ویراستار چندین کتاب و نشریه پژوهشی، اطلاع‌رسانی و هنری از سال ۱۳۸۳ به بعد.

فعالیت‌های تخصصی

– دبیر دوازدهمین جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی ایران، زیر نظر وزارت علوم تحقیقات و فناوری: با حکم مدیرکل امور فرهنگی وزارت علوم، ۱۳۸۷-۱۳۸۸٫

– دبیر بخش پژوهش هفدهمین جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی ایران، ۱۳۹۲-۱۳۹۳٫

– معاون اجرایی یازدهمین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران، زیر نظر وزارت علوم تحقیقات و فناوری ، ۱۳۸۶-۱۳۸۷٫

– داور نهمین جشنواره تئاتر تجربه- بخش نمایشنامه خوانی- دانشگاه تهران ۱۳۸۷٫

– عضو شورای مرکزی مجمع تئاتر دانشجویان سراسر کشور۱۳۸۵-۱۳۸۷٫

– دبیر «همایش تئاتر شناسی ساموئل بکت»؛ دانشگاه تهران، خردادماه ۱۳۸۴٫

– دبیر «همایش تئاترشناسی اوژون یونسکو»؛ دانشگاه تهران، ۲۶ و۲۷ اردیبهشت‌ماه ۱۳۸۵٫

– دبیر کانون نمایش دانشگاه تهران، ۱۳۸۵تا ۱۳۸۷٫

جوایز و تقدیرها

– جایزۀ نمایشنامه‌نویسی برتر شانزدهمین جشنواره بین‌المللی نمایش‌های آیینی‌سنتی، شهریورماه ۱۳۹۲

– جایزۀ نمایشنامه‌نویسی برتر بیست و دومین جشنواره سراسری تئاتر سوره ماه، مهرماه ۱۳۹۲

– برگزیده کتاب سال “جشن اردیبهشت تئاتر ایران” برای نگارش کتاب «تماشاخانه‌های تهران از ۱۲۴۷ تا ۱۳۸۹ه.ش» از سوی مرکز هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اردیبهشت ۱۳۹۰٫

– پژوهشگر برتر هنرهای زیبا در “جشن روز پژوهش هنرهای زیبا”، دانشگاه تهران، آذرماه ۱۳۹۰٫

– جایزه نخست نمایشنامه‌نویسی جشنواره استانی تئاتر ققنوس، استان چهارمحال و بختیاری، آبانماه ۱۳۹۰٫

– جایزه سوم کارگردانی از جشنواره استانی تئاتر فجر، استان لرستان، ۱۳۸۲٫

– جایزه  دوم کارگردانی از جشنواره استانی تئاتر فجر، استان لرستان، ۱۳۸۱٫

– جایزه طراحی نور، دوم کارگردانی و دوم نمایشنامه‌نویسی از دومین جشنواره نمایشهای کوتاه غرب کشور، ۱۳۸۰٫

– جایزه بهترین کارگردانی از جشنواره استانی تئاتر فجر، استان لرستان، ۱۳۷۹٫

– جایزه بهترین کارگردانی از جشنواره تئاتر دانشجویی، منطقه ۴ کشور، همدان، ۱۳۷۸٫

– برنده چندین جایزه کارگردانی، نمایشنامه‌نویسی و بازیگری در جشنواره‌های تئاتر دانش‌آموزی استان لرستان و همدان از ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۷٫

نویسنده و کارگردان نمایش‌های

– «هزار شلاق»، دانشگاه تهران، هنرهای زیبا، آمفی‌تئاتر استاد سمندریان، ۱۳۹۲٫

– «دیو ودلبر» آمفی تئاتر دانشگاه لرستان،۱۳۸۰٫

– «۱+۱۲» آمفی تئاتر دانشگاه لرستان،۱۳۸۰٫

– «بلوط برشته» دومین جشنواره منطقه‌ای نمایشهای کوتاه غرب کشور ـ هفتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر  دانشگاهیان تالار مولوی تهران، ۱۳۷۹ و ۱۳۸۲٫

– «پوستین وارونه» مسابقات استانی تئاتر دانش‌آموزی و کسب عنوان کارگردانی برتر، ۱۳۷۵

کارگردان نمایش‌های

– «آخرین بازی» نوشته محمود استادمحمد، جشنواره استانهای کشور، بروجرد ۱۳۸۱ ـ نمایشنامه خوانی در باشگاه دانشجویان مجموعه تالار مولوی، تهران، ۱۳۸۳٫

– «اسید» نوشته امیردژاکام، جشنواره منطقه ۴ دانشجویان کشور، همدان، منتخب تماشاگران ـ جشنواره تئاتر استان های کشور، خرم آباد، ۱۳۸۰ – تالار سمندریان دانشکده هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، ۱۳۸۳

– «روژان» نوشته امیر دژاکام، جشنواره سوره تئاتر استانهای کشور، خرم آباد، ۱۳۸۲

-«داستان باغ وحش» نوشته ادوارد آلبی، جشنواره منطقه ۴ دانشجویان کشور، همدان۱۳۷۸

– «نستور» نوشته علی چراغی، مسابقات استانی ومنطقه‌ای تئاتر دانش‌آموزی؛ کسب عنوان کارگردانی و بازیگری اول استان و طراحی صحنه اول منطقه ۴ کشور در همدان۱۳۷۷٫  

نویسنده نمایشنامه‌های

– «عطر خوش لیلی» خوانش در شبکۀ رادیو نمایش، ۱۳۹۲٫

-«وقتی خدا گریه می‌کند»، اجرا شده در بیست و دومین جشنواره سراسری تئاتر سوره ماه، ۱۳۹۲٫

– «غروب غریبان» اجرا شده در جشنواره ققنوس استان چهارمحال بختیاری، ۱۳۹۰

– «تیتر یک» اجرا شده در نهمین جشنواره تئاتر تجربه، تالار اصلی مولوی، ۱۳۸۵

– «تیتر دو».

– «یه قاچ کیک تولد» اجرا شده در اولین جشنواره منطقه‌ای نمایشهای کوتاه غرب کشور، خرم آباد، ۱۳۷۹

بازی در نمایش‌های

– «گوریل پشمالو» به کارگردانی مهران فیروزبخت، تالار سمندریان هنرهای زیبا، ۱۳۸۶

– «قهرمان در آشپزخانه» به کارگردانی عابس خُلقی، تالار سمندریان هنرهای زیبا، ۱۳۸۵

– «عشق باران» نوشته و کار مجید امرایی اجرا شده در بیستمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر، بخش خیابانی؛ ۱۳۸۰

–  «گندمهای خونین» نوشته محسن مخملباف به کارگردانی محسن فاطمی، ۱۳۷۰، مسابقات تئاترشهرستان نهاوند؛ کسب عنوان بازیگری اول.

 

*

jashnvare aroosaki 88

جشنواره عروسکی ۱۳۸۸

—————————————-

م001 -

 

دبیر همایش اوژن یونسکو   /////     دبیر دوازدهمین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران . تئاترشهر

—————————————

      

با پروفسور احمد کامیابی مسک

با پروفسور احمد کامیابی 

—————————————-

مستند کاشان با استاد حسن عاطفی

مستند کاشان با استاد حسن عاطفی

—————————————

با آقای مهدی اسدی مستند کاشان

 با آقای مهدی اسدی مستند کاشان

————————————–

هزار شلاق نویسنده و کارگردان ناصر حبیبیان دانشگاه تهران 1391

هزار شلاق نویسنده و کارگردان ناصر حبیبیان دانشگاه تهران ۱۳۹۱

—————————————

به کارگردانی مجید امرایی عشق باران 1380 بیستمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر

  بیستمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر / ۱۳۸۰/ به کارگردانی مجید امرایی عشق باران 

—————————————-

پوستین وارونه به کارگردانی ناصر حبیبیان. سال 1375. کانون پرورش کوهدشت

پوستین وارونه به کارگردانی ناصر حبیبیان. سال ۱۳۷۵٫ کانون پرورش کوهدشت

—————————————-

1377. نستور

نستور ۱۳۷۷

—————————————-

درج شده توسط : سجاد همتی / دبیر پاتوق هنری " میرملاس "

دیدگاه ها

رحیم جعفری در گفته :

سلام،تبریک عرض میکنم یکی از حوزه های مورد علاقه حقیر تئاتر است که حدود سی سال است با آن آشنا هستم واز سال ۷۵ هم که رسما وبطورمستقیم وارداین عرصه شده ام ،هنری متنوع وفراگیر که میشود گفت کلکسیون همه هنرهاست وبسیار هم جذاب وتئاثیر گذاراست آقای حبیبیان به شما افتخار میکنیم وتحقیقا این توان برای کوهدشت تاالان فکر میکنم کم نظیر یا بی نظیر است. تقریبا دو برابر سنشان عنوان علمی و اجرایی در این حوزه دارند واین یعنی یک قدرت وپتانسیل فوق العاده.آرزوی توفیق بیشتر برای این هنرمند وتشکر ازآقای علیآقا حسین پور وسایت میرملاس

ايرج شهبازي در گفته :

عرض سلام و خداقوت و آرزوی توفیق روز افزون را برای دوست عزیزم آقای حبیبییان را دارم و از برادرمان آقای آزادبخت کمال تقدیر و تشکر را دارم

ناصر حبیبیان در گفته :

درود. با سپاس از آقای حسین پور دوست و هنرمند عزیز! امیدوارم کوششهای فرهنگی و هنری شما و همکاران محترمتان همچنان مستدام و پر ثمر باد و با سپاس از اظهار لطف دوستان عزیزم شهبازی و جعفری.

احسان در گفته :

سلام بر آقا ناصر عزیز و دوست داشتنی
از دیدن فهرست موفقیت ها و عناوین هنری شما به وجد آمدم و از اینکه در مسیر مورد علاقه تان موفق به کسب دستاوردهای قابل ملاحضه ای شده اید بسیار خوشحالم.
من در شیطنت های کودکی از انجمن نمایش کوهدشت سر در آوردم و بعد از مدتی مسیر علاقه و آرزوهایم را پیدا کرده و از تئاتر جدا شدم و حال با دیدن اسم شما بخشی از خاطرات کودکی ام زنده شد.
در پناه ایزد یکتا موفق باشی

صالح سوری در گفته :

درود بر آقا ناصر حبیبیان عزیز .یاد روزهایی که به کتابخانه کوچک آقای محمد تقی عینی زاده در خیابان صاحب الزمان می آمدی بخیر از همان موقع عشق و علاقه شما یه هنر پیدا بود.موفق باشید

مهدی امید در گفته :

با عرض سلام خدمت دوست عزیزم هنرمند شهرمان آ قای ناصر حبیبیان
آن اخلاق قشنگ و منانت و اقتادگی شما را هیج وقت فراموش نمیکنم
درخت هرجه بیشتر بار داشته باشد سرش بیشتر خم می شود
یاد روزهایی که در دانشگاه لرستان خدمنگزار شما یودم بخیر
ایام عزت مستدام

بهرام در گفته :

همشهری بودن با هنر مند تئاتری باشخصیت و فهیمی مثل اقای ناصر حبیبیان باعث افتخار و غنیمت است.از معرفی بیشتر ایشان خوشحالم

محمدباقر شیخی در گفته :

دوست عزیزم ناصر جان همیشه پیگیر هستم که یه اسمی ازت ببینم تا لااقل عکس تازه ای ازت ببینم
هر جا که هستی. برات آرزوی موفقت میکنم

ميرسليم خدايگان در گفته :

درود به ناصر عزیز.هنرمند فرهیخته و نازنین.

علی آزادبخت در گفته :

با عرض سلام خدمت آقای حبیبیان دوست دوران راهنمایی با دیدن افتخارات وپیشرفتهای شما واقعا خوشحا ومسرورم امیدوارم در تمام مراحل زندگی موفق باشید وما را فراموش نکنی

علي مرادياني در گفته :

سلام ناصر جان خیلی خوشحال شدم عکستو دیدم
خیلی وقت بود خبری ازت نداشتم همواره موفق باشی

احسان ملکی در گفته :

با سلام و سپاس از هنرمند فرهیخته و دوست عزیزم جناب آقای حسین پور جهت معرفی هنرمندان نامی دیارمان… بی شک جناب آقای حبیبیان از هنرمندان فاخر و افتخار آفرین این سرزمین می باشنداو همیشه با قلم و هنر همیشه مانایش در عرصه های ملی و بین المللی خوش درخشیده و افتخار آفریده و مایه سر بلندی بوده و هست و بنده بعنوان یک دوست هنرجو که همیشه در کنار ایشان کسب تجربه کرده ام بر خود می بالم که الفبای هنر تئاتر را نزد کسی یاد گرفتم که هنرش دارای تفکر و اندشه و دغدغه بوده و هست … ناصر عزیز مانا و پایار باشی تا همیشه

دردمند در گفته :

ناصرجان دوست داریم تراخدابفکرهمشهریاتونم باشید

علی دوست رضایی فرد در گفته :

سلام بر استاد ارجمند ناصرحبیبیان بسیار خوشحال و خرسند شدم که پس از سالها دوری چهره زیبایتان را رویت کردم امیدوارم شاهد موفقیتها ی بیش از پیشتان باشیم دوست نازنینم هر از گاهی به دیارتان سری یزنید تا جمالتان را زیارت کنیم. سلامت و تندرست باشید

مسـعود ضـرونی در گفته :

بسیار خوشحالم و باعث افتخار منه که همشهری اساتید عزیز و توانایی همچون آقای حبیبیان هستم
که اینچنین در زمینه ی تئاتر خوش درخشیدند …
همیشه موفق و سربلند باشید …

علي باقرزاده در گفته :

سلام بر هنرمند شهیر و خوش نام شهرمان . امیدکه روح بزرگ هنر را به جوانان شهرمان تزریق کنی و برای آنان دریچه ای رو به زیبایی و خوبی بازکنی مطمئنم که این از توانایی واستعداد بالای شما برمی آید که قدم بردار و همت کن که فلسفه هنر همین است و بس و….
راستی فکر کنم که در دبیرستان امام صادق (ع) هم کلاس بودیم اگه حافظه ام درست یاری دهد پدر بزرگوارتان در روبروی مسجدصاحب الزمان (عج) مغازه پارچه فروشی داشتند .
پایدار ، مانا ، پویا و موثر باشید که اینست فلسفه بودن

ناصر حبیبیان در گفته :

درود و ارادت!
آقای سوری عزیز گویی قطعۀ بهشتی کوچک بود آن کتابخانۀ عینی زاده. تعییُن خواستهای کوچک یک شهر گاهی با یک همت بلند چه خاطره های اندیشه ورزانه ای که نمیسازد و عینی زاده آنزمان بلندهمتی کرده بود. هنوز هم دلهرۀ نمناکی آن دکان کتابخانه شدۀ ۳*۴ که رفته رفته عزم کرده بود به کتابها سرایت کند فراموشم نشده و چه شگفت انگیز بود آن باغ کوچک دانایی که دست خالی فراهم کرده بود و برای من مکمل آن باغ همیشه دانش شما بود که بی پاسخم نمیگذاشتید.

مهدی امید عزیز از شما بی نهایت سپاسگزارم و یاد روزهای تلخ دانشگاه لرستان برای من با خاطر رافت انگیز شما بی ملال میشود. چه همسایگی و دوستی الفت بار پدرانمان نیز لذت همنشینی با شما را دوچندان میکرد همیشه
بهرام و محمد باقر شیخی و علی مرادیانی عزیز از اظهار لطف شما سپاسگزارم برای شما آرزوی سلامت و سربلندی دارم
میرسلیم عزیز بی نهایت سپاسگزارم و ارادت دارم
علی آزادبخت عزیز چگونه میشود شما را فراموش کرد. همه ترسم این بود شما مرا از یاد برده باشید چه کیفی میکردیم توی آن مدرسۀ نقلی… چند وقت پیش هم آقای جعفرزاده را دیدم
احسان ملکی دوست عزیزم و هنرمند خلاق.. مراودت با شما همواره برای من باعث خرسندی و افتخار بوده… امیدوارم همچنان دیرپا و مانا باشد این سابقۀ دوستی و الفت مان. خوبست که همچنان هستی و حضورت همچنان پر ثمر رفیق.
دردمند عزیز! میمانم در پاسخ شما چه بگویم دوست عزیز…
علی دوست رضایی دوست عزیزم امیدوارم به زودی شما را ببینم و سلام برسانید برادر مهربانتان را نیز
سپاس از مهرتان مسعود ضرونی
علی باقر زاده ممنونم. بله همینطور است دوست عزیز و حافظۀ شما همچنان پر کوشش و باهوش…
ارادتمند همگی دوستان عزیز و با سپاس دوباره از همکاران عزیز میرملاس

یونس عزیزی در گفته :

درود بر ناصر عزیز، دوست و همکلاسی روزهای دیروزم. هنوز عطر روزهای مدرسه بخشی از زندگیم را معطر نگه داشته. از همان دیروز امیدوارم روزهایی اینچنینی برای تو بودم. باشد که فرداهای بهتری پیش روی داشته باشی. آرزویم موفقیت های پی در پی شماست. چند وقته دلم برای دیدنت لک زده. شاید سه چهار سالی میشه. به هر بهانه ای جویای احوالت شدم و همیشه خبر خوش شنیدم یا خواندم. امیدوار دیداری تر وتازه در همین روزها هستم. برقرار باشی.

ایمان غلامی نژاد در گفته :

با سلام
تبریک میگم آقای حبیبیان ایشالا موفق و پیروز باشی.

امیرحسین کولیوند در گفته :

با سلام و تبریک به آقای حبیبیان بخاطر پیشرفت و موفقیتشون در هنرهای نمایشی .
امیدوارم شاهد پیشرفتهای بیشتر شما باشیم.

بهمن ابراهیمی در گفته :

سلام بر ناصر حبیبیان و سپاس از همت و پایداریش در عرصه سخت و پرزحمت هنر

یاری بخش حاتمی در گفته :

باهوش ، سرزنده و خندان ، نوجوانی با یک دل پاک و بی آلایش ، ناصر حبیبیان ، دوستی که از دیدنش همیشه خوشحال می شدم و حالا با گذشت بیش از یک دهه ، از آخرین باری که دیدمش ، چیزی از احساسی که به او داشتم کم نشده است ؛
از دیدن عکسش شاد شدم و از موفقیت هایش بیشتر .

ناصر عزیز ارادتمندم ومشتاق دیدار .

عباداله گراوند در گفته :

ناصرجان همت والا وتلاش خستگی ناشناستان را می ستایم برایت آرزوی توفیق بیش از پیش از خدای بزرگ خواهانم

محسن صلاحی‌راد در گفته :

زنده باد

علیرضا آزادبخت در گفته :

برای آدم پیر (تل بریده ای) ! چون من که حتی از دنیای بی حساب و کتاب آموزش و پرورش خیلی زود بیرون افتاده است!دیدن عکس ناصر حبیبیان باعث می شود تا سیم های ارتباط و بازگشت به سال ۷۷ مثل خود عدد۷۷ متصل شوند و پر بگشایند .
در روزگار قاچاق ویدئو ،یک شهر تشنه ی کار هنری بودو یک کانون نور با مکانی استیجاری که حتی جایی برای نمایشی چند نفره نداشت.آمد و رفت های مکرر من به عنوان مثلا مدیر کانون! به هر سوراخ سنبه ای که قبل از آمدنم در باغ سبز نشان داده بودند بی نتیجه بود. تا این که بعد از آماده کردن وسایل و ابزار لازم از قبیل درب فلزی و قفل و زنجیر! که همیشه ملازم کار هنری بوده و هستند !روز جمعه ای با چند کارگر و بنا از کوچه ی پشت سالن دبیرستان دکتر حسابی به جان دیوار افتادیم و بدون اطلاع رییس اداره و سایر حضرات دری به سالن مدرسه گشودیم و از داخل ورودی دبیرستان را سه قفله کردیم و زنجیر زدیم! و به روشی کاملا چریکی!صاحب سالن نمایشی شدیم که حتی برای مراسم خاص اجاره اش می دادیم!!
ناصرنوجوان و گروهش آنجا به جان نستور افتادند و در آن سالن یخ زده ی سرد ،گرم تمرین شدند.لباس بچه ها از گونی های نایلونی با دوخت و دوز و رنگ و لعاب خود آنها (همچنان که در عکس دیده می شود) درست شده بود.گروه( آساره )آن سال در استان درخشید اما همچنان که رسم و روش مدیران چهار فصل زحمت کش و هنر پرور استان بوده و هست ،بعد از این که اول خرم آباد دوم شد بعد کوهدشت اول!بسته های خشک تقدیرشان از سطح یک برگ کاغذ رنگ و روغن a4کسب رتبه اول فراتر نرفت!دوباره رفت و آمد های من برای اعزام گروه اول شده ی ما به جشنواره کشوری بی نتیجه ماند تا مجبور شوم از قدرت رسانه ی مخالف باند حاکمی چون رسالت آن روزگار استفاده کنم و در مصاحبه ای با فرشید بهرامی برجاهای بدی از مدیریت مدیران وقت انگشت بگذارم.فردای آن روز هر گونه مصابه از طرف همه ی مدیران با رسانه ها ممنوع و اینجانب مورد غضب و به استان فرا خوانده شدم!من اما هیچگاه خدمت حضرات نرفتم اما در نامه ی بلند بالای داغ دو آتشه ای همه ی مدیران اداره کل را حسابی نواختم واز کانون بیرون آمدم .
حبیبیان و دوستانش و ده ها حبیبیان در رشته ها و راه های دیگر در چنین فضایی و با چنین خون دلی به لطف همت خویش و قوت کاری که عاشقش بودندبه جایی که شایسته اش هستند رسیدند و انصافا مسئولین استان از هیچ کوششی برای عدم ارتکاب چنین افعالی و رسیدن به چنین مقامی توسط چنین استعدادهایی دریغ نورزیدندو نخواهند ورزید!
وقتی پیشرفت چنین جوانانی را می بینم به جای همه ی مدیران وقت و بی وقت و در وقت و بد وقت و نا وقت استان شرمنده ی همه ی نا همکاری هایم می شوم.
نازنین ناصر!به اندازه ی همه ی لرزهایی که در آن سالن سرد گرفتی و دندان هایی که برهم کوفتی از دیدن و شنیدن و خواندنت خوشحالم!همچنان برای همه ی در هایی که بی دلیل به رویت بسته می شونددری از کوچه ی پشتی پیدا کن!
مانا و ماندگار باشی!

ناصر حبیبیان در گفته :

آقای آزادبخت عزیز
عزیزتر از خاطرات همۀ ۷۷ ها! شوقم را با هیچ فروتنی نمیتوانم کتمان کنم که از تعریف شما بسیار خوشوقت شدم. سپاس! قسمتی از روایتها را تا همین امروز هم نمیدانستم و روحم از برخی ماجراهایی که رخ داده بود کاملن بیخبر بود. از شما چه پنهان هنوز هم برایم سئوال است که شما به عنوان یک مدیر چطور اینقدر با شعور و فرهنگ با ما رفتار میکردید. در زمانه ای که هنوز هم برخی رویدادهایش مثل هذیانی تبدار باورش برایم سخت است. مثلن یکروز همان حدودها وقتی برای نخستین بار به ساختمانی که زیر تابلوی اداره ارشاد نصب شده بود رفتم دیدم کپسول گاز تا نیمه های حیاط چیده شده، یعنی کاربری در حدود انبار اداره گاز و یا کمی بیش و کم از آن. پرسش آنروز من از تئاتر در آن اداره شگفتی را در صورت مرد پشت میز به نیشخندی بدل کرد که هنوز هم بسیار، از آن روز تا امروز، تحویلم میدهند. برای همین است که رفتار آن زمان شما برایم هنوز هم بسیار کمیاب و گرانبهاست. علیرضای آژادبخت بزرگوار به نظاره که مینگرم پی میبرم درهای کوچه پشتی طی این سالها هماره بسته تر شده بودند و دیوارهای سیمانی بسیار بلندتر از پیش. اما گویی علیرضایی همیشه پیدا میشود تا به کمکش درها گشوده شوند و دیوارها فروبریزند و تلخ خندها مبدل به امید بشود. بهایش سپیدی موهای شما بود تا روسیاهیش برای زغال باقی بماند. افسوس زغالی که هنوز داغمان میکند به جهل آتشینش. زنده باشید و سلامت و عذر مرا بپذیرید که در این مدت به اینترنت دسترسی بسیار اندکی داشتم که کفاف واگویه نمیداد. ارادتمند

ناصر حبیبیان در گفته :

یونس عزیزی مهربان آرزوی دیدار شما را دارم
ایمان غلامی ممنونم عزیز جان
امیرحسین کولیوند سپاس فراوان از محبتت
بهمن ابراهیمی عزیز سپاس از لطفت و به یاد همۀ خاطرات خوبمان
یاری بخش حاتمی ارادت فراوان دارم. هنوز هم شهرام ناظری را با یاد تو گوش میکنم و یاد اخوان خوانی و شعر زمستانش که بارها میخواندی. از اینها گذشته لذت خوانش روانشناسی کارن هورنای مقدس توی آن سالها تا کنون هم برایم کم نظیر بوده که تو لطف کردی. چقدر خوب بود. خدا میداند طی این سالها چقدر با خودم آن گزارۀ شعریت را در خلوت تکرار کرده ام: خاک شهر چنگی به دل نمیزند بگذار همه زاگرس را بر سر بریزم و اینها همه با بوی گازوئیل اتوبوسهای تعاونی هفت(؟) که در آن مغازۀ کوچک گریزی از آن نبود در خاطرم آمیخته است.

ناصر حبیبیان در گفته :

عبادله گراوند و محسن صلاحی راد سپاس فراوان

آزاده آبباريكي در گفته :

….وبلوط برشته ای که قرار بود واگویه هایش را روی تاریکی صحنه ای نجوا کنم و نشد…

آقای حبیبان خوشحالم بعد از مدت ها شما را دیدم حالا هرچند به شکل مجازی و یک طرفه.
این روزها با شنیدن چنین اخباری از بچه های گروه نمایش سال های دورمان غرق در لذت می شوم و خوشحال از اینکه هرکدام از ان بچه ها دانستند چه می خواهند و به رویا های دور از دسترس آن روزها رسیده اند.هرچند هنوز پایان راه دراز است و ناپیدا….
برایتان از خدا خنده می خواهم و سلامتی.

ناصر حبیبیان در گفته :

سپاس خانم آبباریکی!
من هم برای شما آرزوی سلامتی و سرزندگی دارم. این دیالوگ را دوست داشتم اما هیچگاه به بلوط نیفزودم. تذکار شما دربارۀ بلوط بهانه ایست که اینجا بنویسمش. تلخیش را بر من ببخشایید و باز هم دلم نمی آید تمامش را بنویسم خدمتتان
وقتی زنی از وحشت مرگ از جگر برمی‌کشد فریاد شاملو جلوی چشمات می‌سوزه… ما داریم پیر میشیم، مث اون روغن ماسیدۀ روی آسفالت، مثل استخونهای سیاه دودزدۀ دخترا و پسرای ته بهشت‌زهرا، مثل پیری چشمهای دخترای نظر دوخته از قاب پنجرۀ بیمارستان مطهری به شلوغی خیابان ولیعصر،…

سيد مجتبي حسيني در گفته :

درود بر دوست عزیز و استاد گرامی آقای حبیبیان..

مزید توفیقات روز افزون باشید

ناصر حبیبیان در گفته :

سپاس مجتبی جان از مهرت! سلامت باشید

ناصر قبادی نژاد در گفته :

آقای حبیبیان ؛ سلام
از اینکه می بینم که در مراحل تحصیلی موفق شدید خیلی خوشحالم و امیدوارم که همیشه در تمام مراحل زندگی موفق و پیروز باشید .

ناصر حبیبیان در گفته :

جناب قبادی نژاد
سپاس از مراحم و لطف شما
ارادت

احسان میر تیموری در گفته :

باآرزوی توفیق روز افزون ناصر حبیبیان عزیز
وآرزوی شادی روح احسان محمد پور عزیز بازیگر نقش پدر وسمبل غرب یاشیطان در نمایش پوستین وارونه

ناصر حبیبیان در گفته :

احسان جان!
یادش بخیر آنروزها که همه دور هم بودیم و کار میکردیم. شاید عرض این مدت ساعتها چشم دوخته ام به همین عکسی که احسان و تو توش ثبت شده اید و مدام به این فکر کرده ام که پس بالاخره تئاتر چیست؟

لطیف آزادبخت در گفته :

با سلام و سپاس از پاتوق هنری میرملاس؛
کسانی که ناصر حبیبیان را می شناسند می دانند که گاه باید دهها سال بگذرد تا در شهر کوچکی چون زادبوم عزیز ما هنرمندی در تراز او پدید آید. خوشحالم که حالا او پیله ی منع و محدودیت های ذاتی جامعه ی ما را دریده است. و نوبال های خود را رو به آسمان بلند گشوده است .
قدم به قدم این مسیر دشوار را ناصر حبیبیان با پای حوصله ی خود، با جان عاشق و بی قرار خود ، با سیما و زبان زیبا و سرشار خود در نوشته است… هنوز شاگردی استاد ندیده بود، که برخی از خلاق ترین چهره های نمایش ما در مکتب استادی او نشستند و آموختند…
او تأثیر گذار و حرکت آفرین و ثمر بخش بوده است و نمایش ما مدیون کسانی چون اوست .
صحنه ی تئاتر هنرمندان بزرگی را پرورده است. اما جان های شیفته و عاشقی چون او کم شمارند. ادب و محبت و صفا و مهربانی اصیل او همچون طلای ناب پاک و بی غل و غش است…
برای ناصر عزیز زندگی و سرزندگی سرشار و موفقیت و سربلندی روز افزون آرزو می کنم.

ناصر حبیبیان در گفته :

سپاس آقای آزادبخت عزیز! بزرگوارید شما و لطفتان بی نهایت! راستش برای من نعمت بزرگی بود در جغرافیایی که به انبار جهان میمانست ناگهان کسی پیدا شده بود و مثلن از فرمالیسم شعر روسی و آتشین واژه های مایاکوفسکی میگفت. مطاعی گرانبها که حتی در وفور نعمت اینروزها هم کمتر پیدا میشود. این لطف شما هنوز جزو خاطراتم در برگه ای که از حرفهای شما نت برداشته ام ثبت شده. همیشه لحظاتی که در کنار شما آموخته ام جزو زیباترین خاطراتم شمرده میشود. با سپاس دوباره و اردت

ناصر حبیبیان در گفته :

در این مدت دسترسی بسیار محدودی به اینترنت داشتم که وظیفه داشتم زودتر عرض ادب کنم و میسر نمیشد.

داريوش جعفري در گفته :

برادر ارجمند؛ ناصر حبیبیان عزیز
.
.
همیشه از شما تلاش، خلاقیت و متانت دیده‌ام.
.
.
چند سالی است که دیدار میسر نیست اما جویای احوالت هستم.
از اینکه کارنامه‌ی موفقی داشته‌ای تبریک می‌گویم.

.
.
باز هم منتظر صعود شما به قله‌های موفقیت می‌مانیم.
از طرف همکاران ماهنامه‌ی کودکان و نوجوانان غرب کشور”پیشوک”

ناصر حبیبیان در گفته :

ارادتمندم آقای جعفری عزیز!
همیشه جویای احوال شما هستم از دوستان و همکاران.یک خبر: یک دو سالی است که سامخانی هم از هنرهای زیبا رفت. ارادت فراوان

وهاب در گفته :

سلام بر استاد تئاتر عزیز دل
دوستت دارم
جون ابر
چون گل
چون خورشید نوای سبز تو خفتگان را بیدار میکند
درخشش تو چشمها را خیره خواهد ساختٰ پیروزی نزدیک است اندکی صبر بایدت
من افتخار میکنم چشم به اسمان دوخته ام تا ترنم نقش افرینی هایت را نظاره گر باشم.
برادرت وهاب

ناصر حبیبیان در گفته :

قربانت داداش عزیز و مهربانم
امیدوارم لبخند همیشگیتان مستدام باد و سرزنده شاد باشی. ارادت فراوان

رضا نوذری در گفته :

ناصر جان از اینکه از موفقیتهای روز افزون شما با خبر شدم بی نهایت خوشحال و خرسند م و امیدوارم با تمام تلاشهای بی وقفه همچون گذشته که در زیر زمین به اصطلاح تالار اداره ارشاد شهرستان در میدان شهداء زحمات فراوانی کشیدید آرزوی رسیدن به اوج ثمرات خود نیز برسید و انشاالله در کلیه مراحل زندگیت موفق و موید باشید.

ناصر حبیبیان در گفته :

رضا جان سپاس از محبتت. امیدوارم شما و دوستان دیگر را بزودی ببینم. ارادت و سپاس

احسان در گفته :

سلام بر آقا ناصر عزیز و دوست داشتنی
از دیدن فهرست موفقیت ها و عناوین هنری شما به وجد آمدم و از اینکه در مسیر مورد علاقه تان موفق به کسب دستاوردهای قابل ملاحضه ای شده اید بسیار خوشحالم.
من در شیطنت های کودکی از انجمن نمایش کوهدشت سر در آوردم و بعد از مدتی مسیر علاقه و آرزوهایم را پیدا کرده و از تئاتر جدا شدم و حال با دیدن اسم شما بخشی از خاطرات کودکی ام زنده شد.
در پناه ایزد یکتا موفق باشی

ناصر حبیبیان در گفته :

سپاس احسان عزیز!
امیدوارم هر جا که هستید موفق و پر تلاش باشید!
ارادت

سجاد نباتی در گفته :

سلام ناصر جان
از خواندن مطالب فوق لذت بردم
آرزویم ، شنیدن موفقیت های مکرر شماست
پایار باشی برادر

محمدتقی عینی زاده در گفته :

سلام مدتی است شمارا ندیده ام همیشه خالصانه موفقیتتان را خواسته ام امیداست برای جایگاه رفیع اللهی و اجتماعیتان تلاش بسیارکنید و ماراازتوفیفاتتان شاد نمایید.

ناصر حبیبیان در گفته :

سپاس آقای عینی زادۀ عزیز
از لطف شما سپاسگزارم. با آقای سوری یاد کتابخانه شما افتاده بودیم و کلی ذکر خیرتان شد

مسعود یاراحمدی در گفته :

با عرض سلام خدمت هنرمند عزیز جناب آقای حبیبیان بنده سعادت این رو نداشتم در خدمت شما باشم. اما یادم هست که شما و آقای بهمن ابراهیمی در فیلم کوتاه آقای مصطفی اولادپور به نام پرواز بازی کردید شاید حدود سال ۱۳۷۶ باشه دقیقا تو ذهنم نیست. از اینکه میبینم همشهری ام اینقدر پیشرفت کرده خیلی خوشحالم امیدوارم که موفق و سربلند باشید.

محسن حبیبیان در گفته :

ناصر جان خیلی خیلی خوشحال شدم عزیزم دست روزگار ما رو ازهم جدا کرده هر کجا که هستی پرفروغ ودرخشنده باشی عزیزم هیچوقت احساسات زیبای شما واشکهایت را در دمرگ جانسوز مظلومانه مرحومه شادروان عمه عشرت فراموش نخواهم کرد.

رحمتی در گفته :

قربان لطفتان عزیزم. امیدوارم سرزنده و شاد باشید همواره. ارادت

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :