کد خبر : 44095
تاریخ انتشار : ۲۷ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۰:۵۸
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 1,362 بازدید

هنر در دامان سرمایه داری

    بهروز پیری / میرملاس نیوز : هنر در دامان سرمایه داری انسان امروز تنهاست.به چه معنا؟یعنی در همان حال که میان همه است باز هم احساس تنهایی میکند,زیرا نیاز دارد به چیزی که او را اشباع کند و میداند باید باشد ولی نیست.وجود چنین نیازی با فلسفه افرینش هستی به شکل نظامی کامل […]

 بهروز-پیری-1-2

 

بهروز پیری / میرملاس نیوز :

هنر در دامان سرمایه داری

انسان امروز تنهاست.به چه معنا؟یعنی در همان حال که میان همه است باز هم احساس تنهایی میکند,زیرا نیاز دارد به چیزی که او را اشباع کند و میداند باید باشد ولی نیست.
وجود چنین نیازی با فلسفه افرینش هستی به شکل نظامی کامل که همه ابزار و وسایل رسیدن به کمال در ان فراهم شده در تضاد میباشد.اما با اندکی تامل پی خواهیم برد که خالق دانا و توانا راه رسیدن به این نیاز را فراروی بشر گشوده و ان هنر است.تلاش و کوششی که انسان انجام میدهد برای برخوردار شدن از انچه باید باشد و نیست.تجلی قدرت خلق و آفرینندگی انسان در هستی و طبیعت که ادامه تجلی افریدگاری خداوند است.
هنر زنده نگه دارنده روح ایده آل خواهی و آرمان طلبی ادمی است یا شاید همان امانتی که خدا به آدم داد تا هستی را انگونه که میخواهد و استعدادش را دارد بسازد.انسان برای رهایی از دام تنهایی با تکیه بر هنر میخواهد که بر بیگانگی پیرامونش رنگ تفاهم و آشنایی بزند.
در دنیای امروز که تنها ایده ال رفاه است و تنها شکم و شهوت و خودخواهی معنای زندگی انسان میباشد,هنر نیز نتوانسته مستثنی از این قائده باشد و در زندان صنعت و سرمایه داری در انتظار طلوع خورشید رهایی روزها را سپری میکند.
امروز نیز همچون گذشته هنر بزرگترین زبان بیان بشریت است که متاسفانه به جای اینکه در خدمت بیان حقایق و مفاهیم اخلاقی و انسانی قرار بگیرد به استخدام سرمایه داری درامده است.
در دنیای امروز رسالت روحانی و متعالی هنر تحت تاثیر نظام سرمایه داری تبدیل به رسالتی پست شده که تنها کار تزئین زندگی را برعهده گرفته است و به جای به پرواز دراوردن روح انسان به ان سوی مرزها و دیوارها او را در زمین دنیا زمین گیر کرده است.
جایگاه هنر در تمدن قرن اخیر و تحت تاثیر نظام سرمایه داری چیزی نیست جزء رنگ و رونق دادن ,ساختن در فضای سود و خلق اثاری که تنها به زندگی روزمره لطف و تازگی میبخشد و با ایجاد تنوع سعی در زدودن خستگی داردو مهمتر از همه اینکه بر سود و سرمایه می افزاید.
و هنر با افتادن در چنین دامی مشغول تفنن و سرگرمی است و هرگز جدا از روح رایج و جاذبه زمان نمیتواند راهی برتر و مستقل پیش گیرد.
ضرورت در ک و اهمیت این حقیقت بزرگ در جهان هنر من کمترین را بر ان داشت که نه در جایگاه یک نویسنده,منتقد و یا هنرمند بلکه تنها در جایگاه یک هنر دوست دست به نگارش این مطلب کوتاه ببرم و با جولان در عرصه سیمرغ تمام دوستان و هنرمندان عزیز را دعوت به این یاداوری نمایم که هر کس به سهم خود برای ارتقاء جایگاه هنر در جامعه تلاش نماییم و با مقدم دانستن شناخت بر خلق ,به شناساندن هنر بیشتر توجه کنیم و به جای رونق دادن به بازار دلالان ,سعی نماییم در شناخت بهتر و بیشتر اینکه هنر به چه معناست؟
رسالتش چیست؟و راهش کدام و مقصد نهائیش کجاست؟
تا شاید انچه را که ارزو داریم و طبیعت از خلقش عاجز است در زندان دنیا برایمان بیافریند.

——————-

سخن پاتوق هنری :

بدیهی است نظرات مطرح شده در این یادداشت، الزامن نظر ” پاتوق هنری ” نبوده و ” پاتوق هنری ” مطالب مختلف را برای هرچه بهتر شدن فضای نقد و بررسی تحولات هنری منتشر می نماید.لازم به ذکر است که ” پاتوق هنری” از انتشار جوابیه و نوشتار از سوی مخاطبان و صاحبنظران، در جهت حفظ این فضای مطلوب استقبال می کند.

*

درج شده توسط : سجاد همتی / دبیر پاتوق هنری " میرملاس "

دیدگاه ها

کامران رحیمی مقدم در گفته :

سلام دوست عزیز
مثل گذشته شیوا و زیبا است ، تبریک می گم

بهروز پیری در گفته :

سلام کامران جان
سپاس از نگاه زیبایت

آن مردسبددارد در گفته :

این سخن ازکیست؟ ما باسینما مخالف نیستیم با فحشاء مخالفیم /۱- امام خمینی ره) ۲–شهیدبهشتی-۳- شهیدشریعتی(به قول امروزی ها مرحوم شریعتی)۴-شهیدرجایی

ناصر اسماعیل منش عبدولی در گفته :

باسلام -داش بهروز ماچاکرتیم -خیلی جالبه

بهروز پیری در گفته :

درود بر ناصر عزیز و دوست داشتنی

هادی قبادی در گفته :

امام خمینی (رضوان الله علیه):
هنر در مدرسه عشق نشان دادن نقاط کور و مبهم معضلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و نظامی است. هنر در عرفان اسلامی ترسیم روشن عدالت و شرافت و انصاف و تجسیم تلخکامی گرسنگان مغضوب قدرت و پول است. هنر در جایگاه واقعی خود تصویر زالوصفتانی است که از مکیدن خون فرهنگ اسلامی، فرهنگ عدالت و صفا لذت می‏برد. تنها به هنری باید پرداخت که راه ستیز با جهانخواران شرق و غرب در راس آنان آمریکا و شوروی را بیاموزد.

بهروز پیری در گفته :

سلام و درود خدا بر روح پر فتوح معمار کبیر انقلاب امام خمینی و جانشین برحق ایشان مقام معظم رهبری
امام خامنه ای
بسیار زیبا بود حاج اقا قبادی
سپاسگزارم

علي باقرزاده در گفته :

دوست عزیز خسته نباشید خداقوت . عالی بود بهره جستیم . مانا باشید و پایدار

بهروز پیری در گفته :

سلام بر علی ارام و باوقار
سپاسگزارم

نگار در گفته :

سلام ودرودخدمت آقای پیری عزیز‏!واقعالذت بردم احسنت‏!به قلم طلاییات

بهروز پیری در گفته :

سلام و تشکر از شما

هدایت اسما عیلی در گفته :

باعرض سلام به محضراقای پیری. بنده همیشه مشتاق قلم وبیان شمابوده وهستم اما درباره این نوشته شما واقعا کلامی حقیقی ومشهورمیان کسانی هست که درمباحث هنری فعالیت دارند واتفاق اراء عقلای هنرمند برهمین مطلب است چراکه هروقت سخن ازهنربه میان می آید انرا ازمباحث سرمایه ای وپولی جدا میکنند چراکه هنرهمان ارزش یک مطلب یاحقیقت خارجی است. هنر درلغت به معنای:۱- فعالیتی که بمنظورخلق اثاروعدم دریافت سودمادی صورت میگیرد۲- معرفت امری توام باظرافت وریزه کاری۲- مجموعه اطلاعات وتجارب معنا شده.به همین سبب اگربه همین معنای لغوی هنرقدری تفکر کنیک درخواهیم یافت که هنرهمچون فرهنگ ریشه هایی دارد که در اخر، به انتقال مفاهیم در ذهن افراد،وبهرمندی شخصی شاهدهنر ازان مفاهیم هنری است. دراینگه امروزه نه تنها هنر بلکه خیلی ازامور دینی،سیاسی و… در معرض وهجوم موریانه سرماسه وپول شده لذا اگر درمکانهای که اثارهنری هنرمندان روایت میشود حضور یابیم متوجه خواهیم شد که پول است که فدای هنرمیشود نه بالعکس. بخاطر همین بنده ازهنرمندان وهنردوستان خواهشمندم که این طریق را ادامه دهند که هنر رابه معنای حقیقی ان به جامعه تفهیم کنند. البته اینکه فلان شخص دکوری راترتیب میدهد ونام انرا هنر میگذارد این نام اشتباه است چراکه این رازتزئین میگویند.وامادراخرالامر چون خداوند متعال هنرراخلق کرد وانرادرجان بشرجاری کرده تا موجودات بتوانند بوسیله ان به راه وهدف حقیقی خود برسند واین راه چیزی جزرسیدن به قرب خداون متعال نیست.
حرف دل زیاد است اما…
باتشکر

بهروز پیری در گفته :

سلام بر جناب اسماعیلی عزیز
از همراهی همیشگی و مستمرتان سپاسگزارم

همکار در گفته :

بسیار جامع و کلی بود

بهروز پیری در گفته :

سلام همکار عزیز
سپاسگزارم

علی پیری در گفته :

باسلام
تعریفتون از هنر بسیار متفاوت با تعاریف محاوره ای و روزمره ای بود که از ان میشد
موفق باشید

بهروز پیری در گفته :

سلام علی جان
سپاسگزارم

احسان شریعت در گفته :

سلام بربرادر گلم واقعاباید هنرراافرادی چون شما به مردم وجهان بفهمانند. خیییللیییی خوب بود ممنون.

بهروز پیری در گفته :

سلام اقای شریعت.شما لطف دارید
سپاسگزارم

از مطالب شما ممنونم مفید بود

بهروز پیری در گفته :

سلام
سپاسگزارم

محمود سیفیان در گفته :

اخلاق باور حکم میکند که اگردرنوشتن مطلبی ازمنبعی واثری بهره میبریم در پانوشت یا خود متن به ان ارجاع دهیم. بی تعارف بگم که نوشته ی شما فارغ ازصدق وکذب محتوای انتماما یک سرقت ادبی است از کتاب هنر نوشته ی اقای شریعتی. بعد هم اینکه یک نوشته واثرهنریهیچ وقت به سبک منبری ها نصیحت وتوصیه نمیکند.

بهروز پیری در گفته :

بعد از سلام و احترام
زاهدان کمتر شناسند انچه ما را در سر است/فکر زاهد دیگر و سودای عاشق دیگر است/زاهدا دعوت مکن ما را به فردوس برین/کآستان همت صاحبدلان زان برتر است/
اقای سیفی عزیز هیچ نویسنده ای نیست که اثری را به نگارش دراورد و از اراء و اندیشه بزرگان استفاده نکند و طبیعتا من کمترین نیز از این قائده مستثنی نیستم.اما این هرگز به معنای سرقت ادبی نمیباشد.چرا که اثر ان نویسنده تلفیقی است از خلاقیت خود در کنار اراء موافق, نویسنده گانی که در ان زمینه اثری در خور و ماندگار به یادگار گزاشته اند .یا در صورتی دیگر ممکن است اشتراک نظری باشد بین دو نویسنده که هیچ وقت همدیگر را ندیده باشند و یا حتی اثار هم را مطالعه نکرده اند.بنده یک سری مطالب در مورد فقر و ثروت نوشته بودم که بعد از حدود هفت سال با خواندن کتاب جمهوریت نوشته افلاطون متوجه شدم که در این مورد بین ما اشتراک نظر وجود دارد و من این را به طور اتفاقی در یافته ام.
اقای سیفی عزیز کار نویسندگی مثل کار کامپیوتر میماند .بدین معنا که باید داده به ان داده و اطلاعات بدهیم تا
خروجی ان را بدست بیاوریم.چطور میشود که نویسنده ای بدون هیچ گونه مطالعه ای بتواند اثر خوبی را به نگارش دراورد.اگر یک نویسنده را مثل کامپیوتر بدانیم مطالعات او مثل همان برنامه و داده است و اثری که به نگارش در می اورد مثل خروجی ان برنامه میماند.
برداشتی که از نظر شما میتوان استنباط کرد مصداق این موضوع میماند که ما ابوعلی سینای بزرگ را سارق اثار ادبی فیلسوفان بزرگ یونان از جمله حکیم سقراط بدانیم .زیرا تمامی اثار این بزرگ ادامه راهی است که در فضای عقل و فلسفه مشاء فیلسوفان بزرگ یونان طی کرده اند.
بدون شک هرگز چنین چیزی نمیتواند درست باشد.اما اگر بوعلی سینا اثار این بزرگان را مطالعه نمیکردند هرگز ابوعلی سینا نمیشد.انگونه که خود میفرماید چهل بار رساله اغراض را خواندم .
عدم حوصله مخاطب و محدودیت فضای مجازی سببی گردید که نتوانم بیشتر از این موضوع را باز نمایم.امیدوارم که توانسته باشم دوستان عزیز را در اگاهی یافتن نسبت به این شبهه بوجود امده کمک کرده باشم

یه دوست در گفته :

سلام خدمت اقای سیفیان. اینکه ماتوی همه ی کارامون مچ همدیگه رو بگیریم که مثلا وجودخودمونو نشون بدیم این درست نیست. من خودم چندین مطلب میخواستم توی گوگل جستو جوکردم یانبو یا اگرهم بود مثل مطلب اقای پیری مناسب نبود من واقعا خیلی دلم میخواد اقای پیری رو از نزدیک ببینم ودستشو بخاطر این مطالب ببوسم .همچنین ماباید همیشه برای تولید علم خوراک دیگرانو بخوریم ؟ همه ی نویسنده های بزرگ هم کتابای دیگرانو مطالعه کردن یا مواد اولیه علم رو ازکتابای بقیه فرا گرفتن وبا فهم ودرک خودشون کتاب نوشتن یا اینکه برخی استادان دانشگاه کتابای متنوعی برای ارائه درس بهتر مطالعه میکنن پس باید همه دانشجو ها پیله کنن که ادرس ادرس؟!!! امامان ما میفرمایند:ببین که چی میگه نه اینکه کی میگه. واما درپایان اگه ماخواهان رشد جامعه هستیم باید همدیگه رو تشویق کنیم نه تخریب!! تشویق همیشه بهترین روش اصلاح است ….

بهروز پیری در گفته :

سپاس از شما دوست عزیز

هادی قبادی در گفته :

غیر از هنر که تاج سر آفرینش است / دوران هیچ منزلتی جاودانه نیست
با اهداء سلام و تحیت
به عنوان یک تحصیلکرده حوزه و دانشگاه که در کنار مسؤولیت های اجرایی و تدریس در دانشگاهها همیشه به وظیفه منبری بودن خود هم پایبند بوده ام چند نکته را به نگارنده گرامی آقای سیفیان عرض می کنم :
۱ – از آسیب های جدی قضاوت ، عدم اطلاع از زوایای موضوع است که آقای پیری هم تا حدودی در پاسخ خود بدان اشارت نموده اند مضافاً آنکه حتی در صورت علم به یک خطا هم سزاوار نیست صریحاً طرف را سارق قلمداد کرد . نقد منصفانه قواعدی دارد که اینجا مجال طرح آن نیست .
۲ – اولاً کار منبری ها فقط نصیحت نیست بلکه برحسب وظیفه ای که دارند همچون انبیاء یکی از وظائفشان نصیحت است : ادع الی سبیل ربک بالحکمه والموعظه الحسنه و جادلهم بالّتی هی احسن . در این باب سخن بسیار است که اگر فرصتی دست دهد در آینده به آن خواهم پرداخت . با آرزوی توفیق برای شما
http://yadenikan.blogfa.com/
http://miaad92.blogfa.com/

بهروز پیری در گفته :

از حسن نیت شما کمال تقدیر و تشکر را دارم جناب قبادی

پرويز گراوند در گفته :

بدون قضاوت در مورد اینکه انتقاد آقای سیفیان وارد است یا خیر، بابت اینکه با اسم واقعی نظرِ انتقادی شان را ارائه کرده اند و مسئولیت اجتماعیِ آنرا به عهده گرفته اند جای تقدیر دارد؛ زیرا ابراز انتقاد با نام های جعلی فضای اینترنت را شبنامه نویسی میکند.

سلام،

یادتان باشد آن هنری هم که شما از آ ن یاد می کنید، در خدمت شاهان، حاکمان و قدرت بوده است نه توده مردم.

بهروز پیری در گفته :

سلام بر خلیل عزیز
سپاس از شما

مهدی اروجی در گفته :

هنرنزد ایرانیان است وبس وای کاش هنر این خلقت الهی راهمیشه پاس بداریم وپاسبان هنر ایرانی باشیم. باتشکراز جنابعالی

بهروز پیری در گفته :

سلام بر اقای اروجی .کاملا درست میفرمائید من هم امیدوار به تحقق این امر هستم
سپاسگزارم

ر.مهری در گفته :

باسلام نشنو که می گوید بشنو چه می گوید هنر برتر از گوهر آمد پدید.ازجناب پیری وسایر دوستان بخاطر انتقال مطالب خوب ومفیدتان متشکریم استفاده کردیم تذکرآقای سیفیان هم مفید بود وقابل قبول.

بهروز پیری در گفته :

سلام جناب مهری از شما سپاسگزارم و خواهشمندم که پاسخ بنده به تذکر اقای سیفیان را نیز مطالعه بفرمایید

ر.مهری در گفته :

سلام مجذ وعذر تقصیر از جناب پیری عزیز بخاطر اینکه نظرم را کلی عرض کرده بودم .شک ندارم شما اهل مطالعه وتحقیق درراستای کارتان هستید و برای نوشته های مفیدتان دلیل دارید .بشنو که می گوید را درکامنت قبلی ام برای جناب سیفیان ارجمند نوشتم وسپس به احترامش تذکرش راپذیرفتم .اول بخاطر لغت سرقت نقدش کردم.پاسخ شما به آقای سیفیان خیلی متین و قانع کننده است چون تمامی بزرگان هر علمی از شکم مادر نیاوردهاند بلکه آثار دیگران راحتما خوانده اند کاملا حق با شماست اما اشاره ایی به خالق متونی که ما بعنوان منبع دراختیار می گیریم هم خوب است توانایی شما اگر از یک نویسنده معروف درخلق یک مقاله بیشتر یا شبیه او شد تعجبی ندارد تمامی انسانها به شرط پشتکار و علاقه وامید می توانن به اهدافشان برسند هیچ فرقی در این راه بین اقای پیری یا فلان پروفسور یا دانشمند نیست .از پاسخ به جناب سیفیان نکات جالبی برایم یاد آوری شد .متشکرم از هر دوی شما بزرگان

بهروز پیری در گفته :

سلام بر مهری عزیز
از توضیحات دقیق شما سپاگزارم.بنده همواره گفته های شما را نصب العین قرار داده و میدهم و شک نداشته باش اگر برای مطلبی از منبعی استفاده کنم حتما ان را ذکر خواهم نمود.
جناب مهری شما مطالب قبلی بنده را مطالعه نموده اید و همچنین دیگر عزیزان.چرا انجا سارق نبودیم حالا سارق شدیم.
در هر صورت از شما بابت لطفتان سپاسگزارم

محمود سیفیان در گفته :

یارم ازراست میرنجد نگارا چون کنم؟اولا نکته ی من این بود که اگردرنوشتن ازمنبعی بهره میبریم ارجاع دهیم که اصلیست ضروری درکتاب ومقاله نوشتن ونه اینکه بی هیچ پیش زمینه ای ومنبعی دست به نوشتن بریم.<>. ثانیا شما ازداده ها یی خروجی پخته ترو متفاوت تری ارایه نکرده اید بلکه عین داده های دیگری را به عنوان گفته ی خود جا زده اید. .<>. ثالثا فارغ ازدو ایراد پیش محتوای نوشته شما شعاری وادعایی است.یعنی گویی فراورده ایست که فرایندش مفقود است.یعنی شما برای این ادعا که هنر الت دست سرمایه داری شده است ورسالت هنرافریدن انچه راست که طبیعت ووضع موجود فاقد است چه دلیلی وشاهدی اورده اید؟ دریغ ازیک دلیل. رابعا خود را پهلو به بوعلی زدن وانتقاد منتقد را شبهه خواندن با وجود نوشته ای چنین ظعیف ونحیف نشان ازچیزی جزتوهم ندارد. نکته ی اخر هم اینکه ظاهرا صرف شما نیست که گرفتار این “دزدی” اگاهانه یا نااگاهانه اید بلکه دست بر قضا دیگر نویسندگان میرملاس هم انطور که من دیدم گوی سبقت ازشما ربوده اند.

farhadi در گفته :

سلام خدمت برادرم اقای سیفیان:اقای قبادی به مطلب خوبی اشاره کرده واز ایشان سپاس گذارم. این تهمتی که شما به اقای پیری بابت سرقت ادبی زده اید اگرتحصیل کرده اید خارج ازادب شماست.اولا :من تمام کتاب هنر اقای شریعتی را مطالعه کردم وکمتراز دوخط ازنوشته برادر پیری نسبتا شبیه کتاب بود واینم دلیلی برای سرقت ادبی نیست بلکه شاید نقطه نظر مشترک اقای پیری بااقای شریعتی باشد،ثانیا من بیشتر نوشته های اقای پیری را مطالعه میکنم دربعضی ازنوشته هایشان ذکر منبع کرده اند پس فکرنکنم اقای پیری نیازی به سرقت ادبی داشته باشدواگر ازمنبعی هم استفاده کرده انرا ذکرمیکند. همچنین شما صراحتا توهین به اقای پیری وتمام نویسندگان این سایت کرده اید این خارج از ادب شماست لذا شما که اطلاعات فراوانی راجب کتابها دارید توصیه میکنم به جمع نویسندگان این سایت بپیوندید تاازمطالب شماهم بهره ببریم .
فرزند ادب باش نه فرزند پدر /فرزند ادب پراوازه کند نام پدررا …..
باتشکر ازحضور تمام دوستان ومدیر سایت اقای ازادبخت محترم.

حمیدرضاسوری در گفته :

سپاس فراوان جناب پیری عزیز…

بهروز پیری در گفته :

سپاسگزارم جناب سوری

یوسف عزیزی از دلفان در گفته :

سلام
با اینکه مطلب کوتاه بود ولی بسیار پر مغز و پرمعنا میباشد
امروز نظام پلید و کثیف سرمایه داری که در راس ان استکبار جهانی و امریکای خون خوار قرار دارد همه چیز را از ان رسالت واقعی خود منحرف ساخته حتی هنر را و بشریت تاوان سنگینی از این بابت پرداخت خواهد کرد
سپاس فراوان بر پیری عزیز و بی ادعا

علی پیری در گفته :

سلام بر یوسف عزیز و دیار خوبان دلفان
به امید روزی که شاهد نابودی استکبار جهانی و در راس ان امریکا و اسرائیل باشیم
سپاس از شما

محمدی وفایی در گفته :

۱_ سلام
۲_ خسته نباشید.
۳_ در این که عوارض شوم نظام سرمایه داری دامن هنر را نیز گرفته است تردیدی نیست.امااین که علت احساس تنهایی ها و بی قراریها همین باشد جای تامل دارد؛ زیرا اگر سرمایه داری نیز بمیرد و هنرمندان از زندان نظام سرمایه داری آزاد گردند و هنر و هنرمند در صراط خویش قرار بگیرند ، بی قراری های و احساس غربتها تمام نخواهد شد انسان اگر از راه هنر نیز به خداوند متعال برسد مقلد امام علی (ع) خواهد شد که فرمود : به ذات خداوند سوگند! علاقه پسر ابوطالب به مرگ، بیش از علاقه طفل شیرخوار به پستان مادر است: «هیهات بعد الّتیّا والّتی واللّه لابن أبی طالب انس بالموت من الطّفل بثدی أُمّه».
علتش آن است دنیا قرارگاه بشر نیست تا در آن آرام بگیرد قرارگاه بشر آخرت است از اینرو قرار و آرامش برزخیان که گامی به آخرت نزدیک شده اند نسبت به دنیایشان بیشتر است .

بهروز پیری در گفته :

سلام بر جناب وفایی
ممنون از شما
احساس تنهایی بشر در دنیای امروز از دیدگاه حقیر نبودن معنا در عالم است و حاکمیت فلسفه پوچی.که ان نیز هم در زیر سر تفکر سرمایه داری است.و این امر باعث ظهور فلسفه هایی همچون اومانیسم و اگزیستانسیالیسم شده است که تنها هنر انها فقط انحراف اندیشه بشریت از راه راست است.
مشکل سرمایه داری اینست که اقتصاد را اصل میداند و همه چیز را تحت الشعاع ان قرار میدهد.در حالیکه اقتصاد باید اصلی باشد برای رسیدن به هدف.
درست میفرمایید دنیا قرار گاه بشریت نیست اما راه رسیدن به اخرت از دنیا میگذرد پس ما باید حرکت در جاده صراط مستقیمی که به اخرت منتهی میشود را از دنیا شروع کنیم.
سپاس از شما

محمود سیفیان در گفته :

گفته ها واضهارنظرهای دوستان به من اموخت که ظاهرا قصه ی جهل وبیخردی ریشه دارتر ازان است که تصورش میرفت.این است که دراخر چندنکته ی نابهنگام را به استحضارمیرسانم: اولا تناظر وتطابق عجیب وغریب مدعاهای این نوشته که بیش از چند نکته نیست!!را نه تنها درکتاب هنر که دردیگر نوشته های شریعتی هم میتوانم حضوری به اقای فرهادی نشان دهم.به قول لایب نیتس نیازی به مشاجره نیست بیایید محاسبه کنیم! ولی ظاهرا لغت نقد در لغتنامه ی تنگ نگارنده جایی ندارد! این است که پس ازپیچاندن عاجزانه ی انتقاد نخست انتقاد دوم را شایسته ی پاسخ ندانست وتنها به ان گفته هایی پاسخ داد که بوی تعریف وتمجید میدهند. اینست که که حتا یادداشت اقای پرویز گراوند که چیزخاصی هم نگفته اند به بهانه ی اینکه به ایشان به به وچه چه نگفته اند بی پاسخ میماند! ولی قصه وقتی مضحک تر میشود که نگارنده به قضاوت درباب اگزیستانسیالیسم واومانیسم مینشیند!که تنها هنرشان انحراف از راه راست است! هم من میدانم وهم اقای پیری که اطلاعات ایشان ازاگزیستانسیالیسم ازسطح ویکی پدیا هم تجاوز نمیکند که اگر اینگونه نیست بگویید که چه خوانده اید دراین باب که تا این بنده ی بی ادب تادیب شود! ایا صرف درکنارهم اوردن اگزیستانسیالیسم واومانیسم نشان ازنااگاهی شما از مطلب ندارد؟ پس چه نیازی است به چنین یاوه سرایی ها که ازگفتنشان عرق شرم برپیشانی ادمی مینشیند ؟ شما درباب اومانیسم چند خط مطلب خوانده اید؟ دوستان! بیایید بنا را بران نهیم که تمامی حرف های بنده غلط بود. ازشما میخواهم که قضاوتهایتان را درباب مقولات خطیری چون اومانیسم وغیره بر مطالعه وتحقیق درمنابع معتبر مبتنی کنید چراکه این مقولات به شدت در ایران دچارسو فهم شده اند. واگر کسی حکمی وقضاوتی کرد ازاو مطالبه دلیل کنیم. خوش بود گر محک تجربه اید به میان تا سیه روی شود هرکه دراو غش باشد.

بهروز پیری در گفته :

سخن تا نپرسند لب بسته دار/گهر نشکنی تیشه آهسته دار/نپرسیده هر کو سخن یاد کرد/همه گفته خویش بر باد کرد/سخن گفتن انگه بود سودمند/کز ان اوازه گردد بلند/
اقای سیفی عزیز من جواب تمامی کامنتهای گفته و نگفته شما را در پاسخ اول داده ام و دیگر نیازی به این کار نمیبینم.
وانگهی تضاد موچود در گفته های شما این باور را در ذهن تداعی میکند که شما دچار نوعی وسواس علمی شده اید که همه چیز را در فضای ذهنی خود محصور کرده اید.
یک بار مرا متهم به سرقت میکنید بار دیگر همه نویسندگان میرملاس را در حال سبقت از یکدیگر برای دزدی میبینید. سپس نوک پیکان را به سمت منبریها نشانه میروید.بار و سپس بدون دعوت به اومانیسم و اگزیستانسیالیسم گیر میدهید.مهمتر از همه مرا متهم به دوستی علمی با خود میکنید.و ادعا دارید که اگاهی کامل از اطلاعات علمی من دارید.به نظرت دروغی فاحش تر از این میتوان گفت .؟؟؟من از شما میپرسم من کی در مورد ایسمهای غربی با شما بحث کرده ام .
بنده تنها یک بار انهم در مورد نقش دین اسلام در سرنوشت تاریخ و به صورت جسته و گریخته بحث داشته ام.چه نشانه ای از عجز و ناله در پاسخ من دیده اید؟
نه نیاز به بحث در مورد ایسمها داریم و نه نیازی به اینکه شما بدون هیچ مقدمه ای در مورد پاسخ دیگران اظهار نظر بفرمایید.شما نشنیده اید که میگویند جواب سلام علیک است؟انتظار دارید در پاسخ کامنت دوستان بنویسم شما بیخود کردید برای مطلب من کامنت گذاشته اید؟
ما مخلص اقای گراوند هم هستیم اما ایشان برای بنده کامنت نگزاشته اند که پاسخشان را بدهم.بلکه ایشان پاسخی داده اند که وظیفه شما بود به ان پاسخ بدهید .زیرا پاسخشان در تعریف و تمجید از شما بود نه من.
و بسیار بدتر از همه اینکه دوستان شرکت کننده در این گفتگو را جاهل و کم خرد میپندارید.حال من از شما میپرسم کدام یک از ما دچار توهم شده ایم .کجای این گفته شما نقد است ؟
در هر صورت بحث را در همینجا خاتمه میدهم هرچند گفته ها زیادند اما چه کنم با حوصله های کم و محدودیت فضا.
امیوارم موفق و منصور باشید
بسیار سفر باید تا پخته شود خامی/تا ننوشد جامی صوفی نشود صافی/

اميد صادقي در گفته :

سلام جناب آقا بهروز پیری
سالهاست از شما خبر ندارم این پنجره زیبا به شهر و دیارم سبب شد با خیلی از دوستان قدیمی مجددا دیداری از جنس فضای مجازی داشته باشیم .
بهروز جان وقتی دست بر قلم می بری ناگذیر مورد نقد قرار می گیرد پس دوست عزیز صبور باش وبپذیر و درپاسخ به نقد هم آزادمرد باش و صبور هرکسی اگر نقد می کند بنای بردشمنی ندارد . نویسنده بأید دریا باشد.

بهروز پیری در گفته :

سلام بر امید عزیز و دوست داشتنی
من نیز همچون شما از این دیدار مجازی خوشحال و خرسندم و بسیار مشتاق دیدار شما دوست عزیز هستم.هر از چند گاهی اخوی گرامیتان را در بیمارستان میبینم و جویای سلامتی شما هستم.امید وارم که در اینده ای نزدیک این دیدار مجازی تبدیل به دیدار حقیقی بشود.
از راهنمایی دوستانه ات سپاسگزارم
به امید دیدار روی شما امیدجان

محمود سیفیان در گفته :

انچه به گفته امد برای کلان تر کردن سیاهه ی نقد بود تاکه خردمندان رافرح افزاید و نواموزان را نهیب زند که خزف وخرمهره را بجای در ومروارید نخرند ونیز برخلاف دوستانی که جز مجیزگویی دردهان ندارند با جدی گرفتن شعور مخاطب متن را به چالش فراخواند ونگارنده رابه دفاع. وچنین نیزشد ونگارنده به دفاعی عاجزانه برخاست وخصوصا در دفاعیه ی اخرین پیش ازمرگی قریب الوقوع دست به خودکشی زد! که البته انتظار بیشترازاین بود. بنده خود راچنان دست بالا نگرفته ام که خدایی ناکرده به دوستی انهم ازنوع علمی اش با نگارنده بیندیشم اما ازجهت احترامی دورادور که همچنان نیز بران پایبندم نوشته ی ایشان رابه انتقاد گرفتیم والا نوشته های مطلقا بی محتواتری همچون نوشته های اقایان احمدزاده وگودرزیان و… بسی مستعدتربرای تخریب شدن بودند. اما نگارنده ضعیف ترا ازپیش چنان به تحریف دست میبرد که انگشت به دهن میمانیم!مثلا میگوید بنده منبری ها رانقد کرده ام وحال انکه من گفته ام یک نوشته درباب هنر نباید چون منبری ها دست به نصیحت برد و یا میگوید من درباب اومانیسم و… سخن گفته ام وحال انکه من گفته ایشان رادراین باب به پرسش گرفته ام و صراحتا میگوید مانیازی به سخن گفتن درباب مکاتب نداریم!! حقیقتا براین مطالب جزعنوان بیخردی ودگم اندیشی چه نامی میتوان نهاد؟

هنرمند در گفته :

چه زیباست هنر
چه ارامشی دارد هنرمند
وچه دنیایی دارد هنر دوست
باز هم مثل دفعات قبل کوتاه و مختصر اما پر از معنا

بهروز پیری در گفته :

سپاسگزارم دوست عزیز

خسته نباشید در گفته :

با سلام خسته نباشید به دایی عزیزم واقعا عالی است

بهروز پیری در گفته :

سلام سپاسگزارم

نوری نظری طبا در گفته :

مقاله ی مبسوط و جالبی بود

بهروز پیری در گفته :

سپاسگزارم دوست عزیز

محمدعلی منتی در گفته :

دوستان عزیزسلام خسته نباشید .همه چیز راهمگان دانندبهتره نقدمنصفانه .دوستانه وبدورازتخریب وتوهین باشه وازتندروی درگفتارپرهیزبشه چون اگه باتندی دیگران رابه راه خیرواصلاح دعوت کنی درمقابلت موضعگیری می کنن وسخن ارزشمندتان بی اثر میشه.

بهروز پیری در گفته :

سلام جناب منتی
سپاسگزار از راهنماییتان

باوجدان در گفته :

عالی بود آقای سیفی

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :