کد خبر : 44464
تاریخ انتشار : ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ - ۲۰:۴۶
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 340 بازدید

شهادت در نظام ارزشی اسلام

سید محمدصادق محمدی وفایی/میرملاس نیوز   در نظام ارزشى اسلام، شهادت معیارى است که ارزشهاى دیگر و اعمال صالح انسان با آن سنجیده مى‏شود و در طبقه‏بندى ارزشها، جایگاه بسى رفیع به آن اختصاص داده شده است. رسول گرامى اسلام (ص) مى فرماید: «فوق کل بر بر حتى یقتل الرجل فى سبیل الله، فاذا قتل […]

سید محمدصادق محمدی وفایی/میرملاس نیوز

 

در نظام ارزشى اسلام، شهادت معیارى است که ارزشهاى دیگر و اعمال صالح انسان با آن سنجیده مى‏شود و در طبقه‏بندى ارزشها، جایگاه بسى رفیع به آن اختصاص داده شده است. رسول گرامى اسلام (ص) مى فرماید: «فوق کل بر بر حتى یقتل الرجل فى سبیل الله، فاذا قتل فى سبیل الله عزوجل فلیس فوقه بر» بالاتر از هر نیکى، نیکى دیگرى است تا اینکه انسان در راه خدا کشته گردد، هنگامى که کسى در راه خداوند متعال شهید گردد، هیچ نیکى و خیرى بالاتر از آن نیست. (میزان الحکمه، ج ۵، ح ۹۷۴۸). امام علی(ع) نیز فرموده ­انذ: ان افضل النّاس بعد الاوصیاء الشهداء؛برترین مردم پس از اوصیاء و جانشینان پیغمبر (ص) شهداء هستند» (بحارالانوار، ج ۳۲، ص ۲۷۴)) در فرهنگ اسلامى شهید داراى دو نوع اصطلاح و کاربرد است که یکى خاص و دیگرى عام است. شهید به معناى خاص (شهید حقیقی)کسى است که که در معرکه جنگ شهید شده باشد. چنین فردى نیاز به غسل و کفن ندارد. اما شهید در روایات اسلامى معناى عام و گسترده دیگرى نیز دارد (شهیدحکمی) و افراد زیادى بر طبق این معنا شهید محسوب مى شوند و اجر شهید را دارند همانند کسى که در راه تحصیل علم بمیرد و یا در راه کسب درآمد حلال براى خانواده جان دهد. شهید یعنى کسى که مرگ با عزت را انتخاب کرده است . هر کس به هر نحو و به هر وسیله و به هر صورت در راه خدا کشته شود شهید خواهد بود چه در معرکه جنگ باشد و چه در معرکه جنگ نباشد پیامبر اکرم فرمودند: «فجاهد فى سبیل الله فانک ان تقتل کنت حیا عند الله ترزق» پس در راه خدا جهاد کن پس اگر کشته شوى زنده خواهى بود و در نزد خدا روزى خواهى خورد این بود معناى شهید هر کس در راه خدا کشته شود مصادق شهید بر او بار مى شود مستدرک الوسایل شیخ طوسى، ج ۲، ص. ۲۴۲ آیت الله جوادی آملی(دام ظله­العالی)فرموده اند: «شهید کسى است که در میدان جنگ مشروع و مأذون در راه خدا کشته شود. و بدان جهت او را شهید گویند که فرشتگان بر او حاضر شوند، یا آن که خدا و فرشتگان او را براى بهشت شاهدند، یا او را از کسانى است که در قیامت از آنان بر امت هاى گذشته شاهدى خواهند، یا بدان جهت که بر «شاهده»، یعنى زمین افتاده است، یا آن که نزد پروردگار زنده و حاضر است یا آن که خود ملکوت و ملک خداوند را مشاهده مى کند، و در اصطلاح فقهى بر دو کس شهید اطلاق مى شود: ۱- «شهید حقیقى» و آن مسلمان عاقل و بالغى است که به ظلم در میدان جنگ مشروع به قتل رسیده باشد ۲- «شهید حکمى» و آن مسلمانى است که بر اثر برخى از بیمارى هاى مخصوص و نیز زنى که در حال زایمان و مادر شدن وفات یافته باشد. شهید حکمى نیازمند غسل و کفن است، ولى شهید حقیقى نیازى به غسل و کفن ندارد. آیه الله جوادى آملى، تفسیر موضوعى قرآن ج ۴ (معاد در قرآن) درروایات آمده است اگر کسى بمیرد، در حالى که داراى محبّت اهل بیت باشد، شهید از دنیا رفته است، و نیز آمرزیده مى‏شود و نیز با ایمان کامل از دنیا مى‏رود .تفسیر کشّاف، ج ۳، ص. ۴۰۳ «کسى که در راه تحصیل علم از دنیا برود، شهید است» (سفینه البحار، شیخ عباس قمى، دارالاسوه، ج ۴، ص ۵۱۳) «اگر کسى با وضو بخوابد و مرگ او در خواب فرا رسد، نزد خداوند شهید است» (همان). حاصل آن که ملاک در اجر شهید داشتن، همان گام برداشتن در مسیر حقیقت و عقیده حق و مردن به همین حال است. کسى که در دفاع از خانواده اش کشته شود شهید است و کسى که در دفاع از همسایه اش کشته شود شهید است و کسى که در دفاع از مالش کشته شود شهید است… من قتل دون اهله ظلما فهو شهید، من قتل دون ماله ظلما فهو شهید و من قتل دون جاره ظلما فهو شهید آن کس که در دفاع از خود کشته گردد شهید است. من قاتل دون نفسه حتى یقتل فهو شهید کسى که در دفاع از حق خود کشته شود شهید است. من قتل دون مظلمته فهو شهید مسلمانى که بر اثر طاعون بمیرد مرگش شهادت است. انسان مومن در هر حالتى که بمیرد و در هر زمان که بمیرد شهید است. المومن على اى حاله مات و فى اى ساعه قبض فهو شهید هر کس در بستر بمیرد در حالى که حق خدا و رسولش و اهل بیت پیامبرش را بشناسد شهید است. من مات منکم على فراشه و هو على معرفه حق ربه و حق رسوله و اهل بیته مات شهیدا….. ر. ک: میزان الحکمه ماده شهد (شهاده) یا در روایتى دیگر از رسول خدا (ص) نقل شده است که حضرت فرمود: هر کس طورى زندگى کند که مردم از او آزارى نبینند و در حال مداراى با مردم از دنیا برود، شهید از دنیا رفته است. مَن عاشَ مداریاً مات شهیداً کنزالعمّال، حدیث ۷۱۷۳ و ۷۱۷۱). در روایتى آمده است: «مؤمن در هر حال و زمانى که بمیرد، شهید است. «المؤمن على اى حال مات و فى اى ساعه قبض، فهو شهید». (میزان الحکمه، ج ۵، ح ۹۸۰۳). بنابراین مقام «شهید» و «شهادت» در فرهنگ اسلامى، منحصر به کسانى که در میدان جهاد کشته مى شوند، نیست هر چند آنان از روشن ترین مصادیق براى این دو واژه هستند. بر اساس روایات و آیات، همه کسانى که عقیده حق داشته، در مسیر حقیقت گام بر مى دارند و در همین راه از دنیا مى روند در زمره شهدا هستند و اجرشان نه حکم شان (یعنى نیاز به غسل و کفن دارند، تنها ثواب و پاداششان مانند شهدا است) مانند آنان است. بنابراین مساله ذیل الذکر تحریر امام خمینی(ره) به شهدای میدان جنگ اختصاص دارد: « کسى که به امر معصوم (ع) یا نایب او به جبهه برود و در میدان نبرد کشته شود شهید است و غسل و حنوط و کفن از او ساقط است، بلکه با لباس خودش دفن شود» (امام خمینى، تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۶۶). شهادت دو رکن دارد: یکى این که در راه خدا و فى سبیل الله و هدف، مقدس باشد و انسان بخواهد جان خود را فداى هدف نماید. دیگر این که آگاهانه صورت گرفته باشد. شهادت به حکم این که عملى آگاهانه و اختیارى است و در راه هدفى مقدّس است و از هر گونه انگیزه‏ى خودگرایانه منزّه و مبراست، تحسین‏انگیز و افتخارآمیز است و عملى قهرمانانه تلقّى مى‏شود. در میان انواع مرگ و میرها این نوع از مرگ است که ارزش آن از حیات و زندگى برتر و مقدّس‏تر است (قیام و انقلاب مهدى، به ضمیمه شهید از استاد مطهرى). نخستین شهدای اسلام: بعد از بعثت و دعوت مردم مکه به اسلام آنان شروع به مخالفت با برنامه هاى پیامبر خاتم کرده و از هیچگونه عملى دریغ نکردند از جمله این اعمال شکنجه و آزار کسانى بود که به اسلام گرایش پیدا کرده بودند و یا مسلمان شده بودند. مکیان با روشهاى گوناگون و متنوع سعى در دورى مردم از پیامبر داشتند آنان پیامبر را تعقیب کرده و اجازه تماس دیگران را به او نمى دانند آنان پیامبر را دیوانه مى خواندند و جادوگر و… و به هر طریق ممکن اجازه تبلیغ و نشر احکام و اصول اسلام را از پیامبر گرفته بودند شکنجه، فحاشى، حبس، تبعید و… از جمله روشهاى بود که آنان به کار مى گرفتند. مکیان در همین راستا به شکنجه رسمى کسانى مى پرداختند که برده و غلام مکیان بودند اما به اسلام گایش داشتند از جمله بلال حبشى یاسر و همسر او سمیه از جمله این افراد بودند بلال حبشى توسط برخى از مسلمانان خریدارى و آزاد شد اما سمیه و یاسر بر اثر شکنجه هاى وحشیانه مکیان جان باختند و به این صورت اولین شهدا راه دین نامیده شدند. امروزه این افتخار بزرگ مال آنان است که اولین شهید مرد و زن در اسلام محسوب مى شوند و یاد و نام آنها زنده و جاویدان است. منابع: ۱- فروع ابدیت جعفر سبحانى ۲- تاریخ یعقوبى ابن واضع یعقوبى به نقل از اداره پاسخگویى آستان قدس رضوى ام وهب، همسر عبدالله بن عمیر کلبى تنها زن شهید در کربلا است. او به همراه همسر خود در کربلا حضور یافت و پس از شهادت همسر، بالاى پیکرش به شهادت رسید. سماوى، ابصار العین، ص. ۱۸ زنده بودن شهید به چه معناست؟ آیه شریفه «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فى سَبیلِ اللّهِ أَمْواتًا بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ هرگز کسانى را که در راه خدا کشته شده‏اند مرده مپندار بلکه زنده‏اند که نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند.(۱) و آیات بعد از این آیه جایگاه شهید را در دیدگاه اسلام بیان مى کند. گفته شده که بعد از حادثه احد جمعى از افراد سست ایمان مى نشینند و بر دوستان و بستگان خود که در احد شهید شده بودند، تأسف مى خوردند که: چرا آنها مردند و نابود شدند؟ مخصوصا هنگامى که به نعمتى مى رسیدند و جاى آنها را خالى مى دیدند بیشتر ناراحت مى شدند، با خود مى گفتند: ما این چنین در ناز و نعمتیم اما برادران و فرزندان ما در قبرها خوابیده اند و دستشان از همه جا کوتاه است . این گونه افکار و این گونه سخنان، علاوه بر این که نادرست بود و با واقعیت تطبیق نمى کرد، در تضعیف روحیه بازماندگان بى اثر نبود. این آیات خط بطلان بر این گونه افکار کشیده، مقام شامخ و بلند شهیدان را یاد کرده و مى گوید: اى پیامبر هرگز گمان مبر آنها که در راه خدا کشته شدند، مرده اند بلکه آنها زنده اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى شوند.» منظور از حیات و زندگى همان حیات و زندگى برزخى است که ارواح در عالم پس از مرگ دارند ولى از آنجا که حیات شهیدان یک حیات فوق العاده عالى و آمیخته با انواع نعمت هاى معنوى است تنها از آنها نامبرده شده است، آنها به قدرى غرق مواهب حیات معنوى هستند که گویا زندگى سایر برزخیان در مقابل آنها چیزى نیست. و در آیات بعد به گوشه اى از مزایا و برکات فراوان زندگى برزخى شهیدان اشاره کرده و مى فرماید: آنها به خاطر نعمت هاى فراوانى که خداوند از فضل خود به آنها بخشیده است، خوشحالند. پاداش شهیدان‏ درباره اهمیت مقام شهیدان، سخن بسیار گفته شده و هر قوم و ملتى براى شهداى خود احترام خاصى قائل است ولى احترامى که اسلام براى شهداى راه خدا قائل شده است بى نظیر است، روایت نیز، نمونه روشنى از احترامى است که اسلام براى شهداء قائل شده و در پرتو همین تعلیمات بود که یک جمعیت محدود عقب افتاده، آن چنان قدرت و نیرو گرفتند که بزرگ ترین امپراطورى هاى جهان را به زانو درآوردند. امام على بن موسى الرضا (ع) از امیرمؤمنان على (ع) نقل مى کند: هنگامى که حضرت، مشغول خطبه بود و مردم را تشویق به جهاد مى کرد، جوانى برخاست و عرض کرد: «اى امیرمؤمنان فضیلت جنگجویان در راه خدا را براى من تشریح کن». امام (ع) در پاسخ فرمود: من بر مرکب پیغمبر (ع) و پشت سر آن حضرت سوار بودم و از غزوه «ذات السلاسل» برمى گشتیم همین سؤالى را که تو از من نمودى، من از پیامبر (ص) کردم. پیامبر (ص) فرمود: «هنگامى که جنگویان، تصمیم بر شرکت در میدان جهاد مى گیرند خداوند آزادى از آتش دوزخ را براى آنها مقرر دارد. هنگامى که سلاح بر مى دارند و آماده میدان مى شوند فرشتگان به وجود آنها افتخار کنند. هنگامى که همسر و فرزند و بستگان آنها با آنها خداحافظى مى کنند، از گناهان خود خارج مى شوند….از این موقع آنها هیچ کارى نمى کنند مگر این که پاداش آن، مضاعف مى گردد و در برابر هر روز، پاداش عبادت هزار عابد براى آنها نوشته مى شود…. هنگامى که با دشمنان روبه رو مى شوند، مردم جهان، نمى توانند میزان ثواب آنها را درک کنند. هنگامى که گام به میدان براى نبرد بگذارند و نیزه ها و تیرها رد و بدل شود، و جنگ تن به تن شروع گردد، فرشتگان بر پا و بال خود اطراف آنها را مى گیرند و از خدا تقاضا مى کنند در میدان، ثابت قدم باشند، در این هنگام منادى صدا مى زند: الجنه تحت ظلال السیوف: بهشت در سایه شمشیرها است». در این هنگام ضربات دشمن بر پیکر شهید، ساده تر و گواراتر از نوشیدن آب خنک در روز گرم تابستان است. هنگامى که شهید از مرکب فرو مى غلطد، هنوز به زمین نرسیده، حوریان بهشتى به استقبال او مى شتابند و از نعمت هاى بزرگ معنوى و مادى که خدا براى او فراهم ساخته است، به او شرح مى دهند. و هنگامى که شهید به روى زمین قرار مى گیرد، زمین مى گوید: آفرین بر روح پاکیزه اى که از بدن پاکیزه پرواز مى کند، بشارت باد بر تو، ان لک ما لا عین رأت و لا أذن سمعت و لا خطر على قلب بشر: «نعمت هایى در انتظار تو است که هیچ چشمى ندیده و هیچ گوشى نشنیده و بر قلب هیچ انسانى خطور نکرده است». و خداوند مى فرماید: «من سرپرست بازماندگان اویم، هر کس آنها را خشنود کند مرا خشنود کرده و هر کس آنها را به خشم آورد مرا به خشم آورده است…». آنچه در بالا ذکر شده، خلاصه روایتى است که مفسر بزرگ اسلام مرحوم «طبرسى» در «مجمع البیان» ذیل آیه فوق نقل کرده است. (جلد ۲، ص ۴۴۴، مؤسسه اعلمى مطبوعات، بیروت، طبع اول، ۱۴۱۵ ه. ق) «مستدرک الوسائل»، ج ۱۱، ص ۱۰، چاپ ال بیت- «صحیفه الرضا»، ص ۹۱، کنگره جهانى امام رضا (ع)، ۱۴۰۶ ه. ق «بحار الانوار، ج ۹۷، ص ۱۲)جهت آگاهى بیشتر ر. ک: تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۲۱۸- ۲۲۴ وظیفه ماها: وظیفه مهم ما گام برداشتن در راه نورانى شهدا و الگو قرار دادن آنها در زندگى است. دفاع از دین و ارزش هاى الهى و اسلامى و انجام وظایفى که از طرف خداوند به عنوان مسلمان مؤمن بر عهده ما گذاشته شده و منطبق کردن برنامه زندگى با دستورات دین و قرآن و سنت معصومین (ع) همان راه روشن و سعادت بخش شهدا است. اگر در این راه گام برداریم در مسیر شهادت قرار گرفته ایم و از ثواب و پاداش شهیدان بهره مند مى شویم هر چند به شهادت هم نرسیم. باید روحیه شهید و شهادت را همواره در وجود خویش حفظ کنیم و این وظیفه مهم کنونى ما است. اگر در راه شهدا و در مسیر تحقق بخشیدن به هدف عالى آنها که همان حاکمیت دین الهى و دستورات قرآن و ایجاد جامعه اى توحیدى و اسلامى گام برداشتیم، به مسؤلیت مهم خود عمل شویم هر چند به ظاهر به شهادت هم نرسیم. همین روحیه موجب مى گردد که اگر زمانى زمینه شهادت و جانبازى در راه خدا فراهم گردد، با شوق و اشتیاق این مقام را پذیرا باشیم.براى آگاهى بیشتر ر. ک: کتاب شهید، تألیف استاد مرتضى مطهرى.

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

بهزاد باقری همدان در گفته :

سلام سید عزیز#جالب بود و پر مغز با مستندات کافی انشا ا… همیشه بمانی

سید محمدصادق محمدی وفایی در گفته :

سلامی فربه بر گرامی برادر همدانیم

متشکر از محبتت و ممنون از دعا و این دلسوزیت.

پیامبر اکرم(ص) فرموده اند همه ی سعادت ها در داشتن عمری طولانی است که در ره خدا صرف شود .

بنده نیز از خدای توانا همه ی خوشبختی را برای شما و گلرخانت خواستارم.

و ممنون از جناب ابراهیمی و همه باصفایان میرملاسیم

هادی قبادی در گفته :

سیدنا
با سلام
بردار عزیزمان حاج بهزاد باقری اخوی کوچکتر سردار حاج حسن باقری است که متولد و بزرگ شده کوهدشت و داماد خانواده سردار شهید حاج محمد آزاد بخت بوده و از یادگاران ارزشمند دوران دفاع مقدس است که دست تقدیر اینک آنان و دایی های بزرگوارشان ( هادیان ) را به همدان کشانده است.

سید محمدصادق محمدی وفایی در گفته :

شیخنا سلام علیکم
متشکر از لطف شما .
شنیده بودم وصف حال سردار باقری را و در ذهن داشتم اجمالی از رشادت های او اما بی خبر از نسب دامادی او .

الهی به حرمت حضرت بی بی معصومه (س) و همه ی بهجت دلان قم معصومه(س) و به قطرات خون شهدای پاک سیرتمان ، شهدا را با امام حسین(ع) محشور کند و این سرداران از دفاع برگشته را در در دنیا و آخرت در دل آسایش و آرامشش هایش جا دهد . و ماها را نیز آنی از صراط شهدا جدا نکند.
سبدی از ارادت و سلامم را تقدیم سردار باقری خودمان و همه ی باقری صفتان می کنم و از همگان التماس دعا دارم.

محمود مهکی قم در گفته :

سلام ٌ علیکم ،همان تحیت قرآنی

سیدجان از نوشته عالی شما کمال بهره نصیم، امیدوارم خداوند اجرت دهاد.

محمدی در گفته :

سلام و رحمت های خداوند بر شما گرامی برادر و گلرخانت .
متشکر از لطف شما .

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :