کد خبر : 44513
تاریخ انتشار : ۲۷ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۲:۴۶
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 978 بازدید

چاپلوسی

محمد صادق محمدزاده / میرملاس نیوز : نه مرگ آنقدر ترسناك است و نه زندگي آنقدر شيرين كه آدمي پاي بر شرافت خود بگذارد . امام علي (ع) انسان همواره به دنبال كسب موقعيت مناسب و بدست آوردن جايگاهي است كه بتواند در آن احساس امنيت نسبي را از لحاظ روحي و رواني براي خود […]

98765

محمد صادق محمدزاده / میرملاس نیوز :

نه مرگ آنقدر ترسناك است و نه زندگي آنقدر شيرين كه آدمي پاي بر شرافت خود بگذارد . امام علي (ع)
انسان همواره به دنبال كسب موقعيت مناسب و بدست آوردن جايگاهي است كه بتواند در آن احساس امنيت نسبي را از لحاظ روحي و رواني براي خود فراهم نموده و در سايه ي اين امنيت، زندگي خود و اطرافيانش را آرامش ببخشد. پس مي توانيم امنيت را در جنبه هاي مختلف زندگي تك تك افراد تاثير گذار و داراي جايگاهي مهم و حياتي بدانيم . توجه به مساله امنيت در وجود انسان سابقه اي به طول تاريخ خلقت بشر دارد. اين مهم همواره در سخت ترين شرايط جاي خود را با هيچ عامل ديگري عوض نكرده و اهميت خود را از دست نداده است تا جايي كه مي توان يكي از برجسته ترين دلايل وقوع تمام حوادث، اتفاقات، جنگ ها و لشكر كشي ها را همين مساله تامين امنيت در ابعاد مختلف فرهنگي، مذهبي، اجتماعي، رفاهي و ديگر مسائل اينچنيني كه مي تواند در سطوح فردي، گروهي، ملي و منطقه اي حائز اهميت باشد دانست. با ماشيني شدن زندگي انسان و با وجود تحولات تريجي و گسترده اي كه در حيطه و محدوده ي جغرافيايي، سياسي، اجتماعي و از همه مهمتر فرهنگي انسانها بوجود مي آيد بايد تك تك اشخاص از راه هايي متفاوت در صدد تامين امنيت جاني، مالي و آينده ي خود برآيند .از آنجايي كه با عصري بنام عصر تكنولوزي يا به تعبيري در دهكده اي جهاني مشغول زندگي هستيم يكي از مهمترين دغدغه ها را مسائل شخصي افراد تشكيل مي دهد. زيرا در جامعه اي اينچنيني فرد است كه بايد آينده ي خود را رقم بزند و امنيت خود و خانواده اش را از لحاظ اجتماعي تامين نمايد و افراد هستند كه مسير رسيدن به آتيه اي امن را براي خود هموار مي سازند. در تقسيم بندي راههاي رسيدن به تامين آتيه مهمترين عوامل را مي توان عوامل دروني چون پشتكار، توانمندي، كارآمدي، تجربه، تحصيلات و … دانست، در واقع شخص است كه با اتكاء به توانمنديهاي خود مي تواند با كسب تجربه، كسب تحصيلات، بروز بودن و همگام بودن با فن آوري هاي روز دنيا و مسائلي از اين قبيل كه ريشه در ذات و توانايي هاي فردي دارد آينده ي خود را رقم بزند و آتيه خود را تضمين كند .
در اين ميان آناني كه در جامعه اي اسلامي چون ايران، پشتكار، جديدت، تلاش، عزت، شرافت و انسانيت را سر لوحه زندگي خود قرار مي دهند كساني هستند كه امنيت آينده ي خود و فرزندانشان را نيز تامين نموده و نبايد دغدغه اي براي تامين امنيت شغلي و منزلت اجتماعي خود داشته باشند .
متاسفانه از گذشته هاي دور هستند كساني كه هيچ كدام از راه هاي عزتمندانه و شرافتمندانه را براي طي كردن مسير تامين امنيت خود بر نمي گزينند و براي رسيدن به منفعت خود به هر مسيري پاي ميگذارند و در اين ميان حتي عزت و انسانيت خود را نا ديده ميگيرند .دسته اي از اين راه گم كردگان كساني هستند كه احساس حقارتشان به اوج رسيده و براي رفع كمبودهاي شخصيتي، مالي و اجتماعي خود دست به دامن پديده اي ناپسند بنام تملق مي شوند و اين راه را براي تامين خود بر مي گزينند .
تملق و چاپلوسي كه هدفي جز رسيدن به منفعت شخصي، كسب جايگاه و دست يابي به اهداف فرد متملق را ندارد تا آنجا در دين مبين اسلام نهي شده كه در حديثي از امام علي (ع) جزء صفات منافقين شمرده شده در جايي ديگر آن حضرت افراد خوش سخن، ستايشگر و شيرين زبان را دشمن پنهاني مي نامند. در نگاه امام علي (ع) كرامت انسان و عزت آدمي تا آنجا پيش بيني مي شود كه در كنار حاكمان نبايد عزت و كرامت آدمي كم شود و تواضع حاكمان تا آنجا پيش بيني شده است كه نبايد ميان مردم اين برتري به شكل سوار بر مركب نمايان شود.
مي توان تملق و چاپلوسي را رفتاري حساب شده توسط فرد براي جلب نظر افراد بالا دستي، يك نوع برنامه ريزي رفتاري براي كسب وجهه، تامين امنيت شغلي و ارتقاء جايگاه خود بدون كمترين هزينه و زحمت بحساب آورد.
جامعه شناسان معتقدند چاپلوسي در بين افرادي ديده مي شود كه تخصص و اطلاعات كافي ندارندو با اين روش سعي مي كنند خود را حفظ و ارتقا بخشند .
مسئولين و روئسايي كه با انواع شخصيتها بعنوان كارمند و ارباب رجوع در ادارت و دواير دولتي در تماس هستند بايد مد نظر داشته باشند تملق و چاپلوسي كه اين روزها به طنز از آن بعنوان پاچه خواري ياد مي شود همزمان به فرد متملق و كسي كه مورد تملق قرار ميگيرد آسيب مي ساند . اين معضل مي تواند تا جايي پيش برود كه در جامعه به يك الگوي رفتاري نامناسب تبديل شده و رواج پيدا كند .بايد ياد آوري كرد كه چاپلوسي يا همان پاچه خواري عزت نفس، اراده و اقتدار فرد متملق را از بين مي برد و طرف مقابل را دچار تكبر و غرور مي كند. اين رفتار غلط در جامعه اگر تكرار شود كم كم تبديل به يك فرهنگ شده و مردم سعي ميكنند راه سريع رسيدن به خواستهاي خود را از طريق تملق باز كنند به اين ترتيب هركس چاپلوس تر باشد جايگاه بهتري پيدا مي كندو متاسفانه نهايتاً اشخاص كمبود دار و ساده لوح هستند كه به چاپلوسي عادت مي كنند و اين تا جايي ادامه پيدا مي كند كه اگر كسي بسيار محترم و بطور منطقي خواسته ي خود را بيان كند به او اعتنايي نميكنند .
ياد آوري اين موضوع نيز خالي از لطف نيست كه شخص چاپلوس و كسي كه مورد چاپلوسي قرار ميگيرد هر دو مي دانند كه حقيقتي در كار نيست اما روحيه فخر فروشي و خود بزرگ بيني فرد مورد تملق قرار گرفته از يك طرف و حقارت و ذليل بودن متملق از طرف ديگر باعث مي شود كه هر دو خودشان را به خواب بزنند و به تملق گويي و تملق شنوي ادامه بدهند .
از آنجايي كه انسانهاي متملق و چاپلوس گفتارشان با رفتارشان فرق دارد،به دنبال ماديات و مطامع دنيوي هستند، با چرب زباني سعي در رسيدن به هدف خود دارند و حرفي ميزنند كه باب ميل بالا دستي باشد شناسايي آنها كار دشواري نيست پس بايد مديران، مسئولين و افراد بالا دستي در هر رده و سازماني كه هستند همواره اين نكته را مد نظر داشته باشند كه بي اعتنايي به رفتار چاپلوسان از عوامل مهم ريشه كني اين معضل اجتماعي در جامعه است .

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

هفت اقلیم در گفته :

سلام
قسم به عمر و روزگاری که در حال گذر است همانا تمام انسانها در حال خسران و ضررند مگر آنان که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند

گلستانه در گفته :

گل گفتی نو یسنده…به خدا ما یکی تو دوراهی بازوند دار یم ایشون چند وقت پیش قبل رسیدن نماینده به رومشکان یه بنر بزرگ بر فراز تیرهای چراغ برق زده بود و یه چیز بی ربط رو به نماینده تبریک گفته بود.ز یرش هم درشت زده بود از طرف فلانی با ارادت کامل

تِف مَر چاپلوس در گفته :

عاقبت چاپلوسي در دربار كريم خان زند .
کریم خان زند هر روز صبح علی الطلوع تا شامگاه برای دادخواهی ستمدیدگان، رفع ستم و احقاق حقوق مردم در ارک شاهی می نشست و به امور مردم رسیدگی می کرد. یک روز مردک حقه باز و چاپلوسی پیش آمد و همین که چشمش به کریم خان افتاد، شروع به های و های گریستن کرده و سیلاب اشک از دیدگان فرو ریخت، او طوری گریه می کرد که هق و هق هایش اجازه سخن گفتن به او نمی داد.

شاه که خود را وکیل الرعایا می نامید؛ دستور داد او را به گوشه ای برده، آرام کنند زان پس به حضور برسد. مردک حقه باز را بردند و آرام کردند و در فرصت مناسب دیگری به حضور کریم خان آوردند.

کریم خان قبل از آنکه رسیدگی به کار او را آغاز کند نوازش و دلجویی فراوانی از وی به عمل آورد و آنگاه از خواسته اش جویا شد. آن مرد گفت: “من از مادر کور و نابینا متولد شدم و سالها با وضع اسف باری زندگی کرده و نعمت بینایی و دیدن اطراف و اکناف خود محروم بودم تا اینکه روزی افتان خیزان و کورمال خود را روی زمین کشیدم و به سختی به زیارت آرامگاه پدر شما رفته و برای کسب سلامتی خود، متوسل به مرقد مطهر ابوی مرحوم شما شدم. در آن مزار متبرک آنقدر گریه کردم که از فرط خستگی ضعف،‌ بیهوش شده ، به خواب عمیقی فرو رفتم! در عالم خواب و رویا، مردی جلیل القدر و نورانی را دیدم که سراغ من آمد و گفت: ابوالوکیل پدر کریم خان هستم. آنگاه دستی به چشمان من کشید و گفت برخیز که تو را شفا دادم! از خواب که بیدار شدم،‌ خود را بینا دیدم و جهان تاریک پیش چشمانم روشن شد! این همه گریه و زاری امروز من از باب تشکر و قدر دانی و سپاسگذاری از والد ماجد شما بود!”.

مردک حقه باز که باادای این جملات و انجام این صحنه سازی مطمئن بود کریم خان را خام کرده است، منتظر دریافت صله و هدیه و مرحمتی بود که مشاهده کرد کریم خان برافروخته شده، دنبال د‍ژخیم می گردد! موقعی که دژخیم حاضر گردید کریم خان دستور داد چشمان مرد حقه باز را از حدقه بیرون بکشد! درباریان و بزرگان قوم زندیه به دست و پای کریم خان افتادند و شفاعت مرد متملق و چاپلوس را کرده و از وکلیل الرعایا خواستند از گناه او در گذرد. کریم خان که ذاتا آدم رقیق القلبی بود، خواهش درباریان و اطرافیان را پذیرفت، ولی دستور داد مرد متملق را به فلک بسته، چوب بزنند!

هنگامی که نوکران شاه مشغول سیاست کردن مرد حقه باز بودند کریم خان خطاب به او گفت: “مردک پدر سوخته! پدر من تا وقتی زنده بود در گردنه بید سرخ، خر دزدی می کرد من که مقام و مسند شاهی رسیدم عده ای متملق برای خوشایند من و از باب چاپلوسی برایش آرامگاهی ساختند و مقبره ای برپا کردند و آنجا را عنیان ابوالوکیل نامیدند. اکنون تو چاپلوس دروغگو آمده ای و پدر خر دزد مرا صاحب کرامت و معجزه معرفی می کنی؟! اگر بزرگان مجلس اجازه داده بودند دوباره چشمانت را در می آوردم تا بروی برای بار دوم از او چشمان تازه و پر فروغ بگیری!” .

مردک سرافکنده و شرمسار به سرعت از پیش او رفت و ناپدید شد.

کیوَشت در گفته :

تف مَر نشق چاپلوسی .

هدایت اسماعیلی در گفته :

تشکرفراوان ازاقای محمد زاده .خداقوت، درپناه خدا محفوظ باشید انشاالله.

سلام به همه . ای گل گفتی آقای محمدزاده . هرچی میکشیم از چاپلوسی و پاچه خواریه . یک ماه یش آزمون دادم جز نفرات اول بودم که قبول شدم . همه مراحل رو خوب رد کردم بجز داشتن داشتن پارتی و بلد بودن چاپلوسی . وای بر چاپلوستان که انسانیت رو زیر سوال میبرن

چاپلوس الممالك در گفته :

كي گفته چاپلوسي يده ؟!
اتفاقآ خيلي هم كار خوب و جذابيه .
من به داشتن چنين رفتاري در وجود خودم افتخار ميكنم . چاپلوسي اگر نبود كه الان تمام كارهاي اين مملكت دست از ما بهترون بود!
نميدونيد چه كيفي داره وقتي چاپلوسي ميكنم . چه كيفي داره وقتي الكي هندونه ميذارم زير بغل رئيسم و اونم با تعريفاي من ميرسه به عرش و سرش ميخوره به سقف . اينم تك بيتي براي رئيس خوبم كه في البداهه سرودم!!
پاچه خواريست شغلم و از شرط شرف آزادم هرچه خواهي تو بكن اما مبر از يادم

ممنون از عنوان كردن و ياد آوري اين معضل بزرگ آقاي محمدزاده .به اميد ريشه كني اين رفتار زشت .

هادی قبادی در گفته :

با سلام دو فراز از سخنان حضرت امام و مقام معظم رهبری
بیانات حضرت امام خمینی(ره):
من خوف این را دارم که مطالبی که آقای حجازی (۱) فرمودند درباره من، باورم بیاید. من خوف این را دارم که با این فرمایشات ایشان و امثال ایشان برای من یک غرور و انحطاطی پیش بیاید. من به خدای تبارک و تعالی پناه می‌برم از غرور. من اگر خودم را برای خودم نسبت به سایر انسانها یک مرتبتی قائل باشم، این انحطاط فکری است و انحطاط روحی. من در عین حال که از آقای حجازی تقدیر می‌کنم که ناطق برومندی است و متعهد، لکن گله می‌کنم که در حضور من مسائلی که ممکن است من باورم بیاید فرمودند.
۴ خرداد ۱۳۵۹

۱) آقای فخرالدین حجازی، نماینده اول مردم تهران در اولین دوره مجلس شورای اسلامی. آقای حجازی، سخنرانی خود را با جمله «بابی انْتَ وَ امّی» آغاز کرد و بقیه محتوای سخنرانی نیز در تجلیل از مقام والای امام بود که با گلایه شدید معظمٌ له روبرو شد.

بیانات مقام معظم رهبری :
من به شما عرض میکنم، به همه هم این را میگویم و گفته‌ام و تکرار میکنم؛ مبادا آن صفاتی، خصالی، مناقبی که متناسب با وجود ولی‌عصر (ارواحنا فداه) هست، اینها را تنزل بدهیم در سطح انسانهای کوچک و ناقصی مثل این حقیر و امثال این حقیر. اینی که گفته میشود کسانی که در این سفینه سوارند، غم طوفان ندارند:
چه غم دیوار امت را که دارد چون تو پشتیبان
چه باک از موج بحر آن را که باشد نوح کشتیبان

این نوح امام زمان است، اما با یک نگاه عمومی به طول تاریخ اسلام وقتی نگاه کنیم – که سعدی هم با همان نگاه این شعر را گفته است – وجود مقدس خاتم‌الانبیاء (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نوحِ کشتیبان این امت است. بله، این امت در طول تاریخ خود فراز و نشیبهائی داشته؛ گاهی به گل نشسته، گاهی دچار ذلت شده، گاهی با مشکلات غیرقابل توصیفی مواجه شده، دست به گریبان شده؛ این ناشی از این است که سوار کشتی نشده. اگر واقعاً متمسک بشویم، متوسل بشویم بر کشتی نجات اسلام، همراه پیغمبر باشیم، مسلماً پیروزی نصیب ماست. البته دریا طوفان دارد، سختی دارد، مشکلات دارد، گاهی هراسهای بزرگ دارد، اما وقتی کشتیبان بنده‌ی برگزیده‌ی خداست، معصوم است، آن وقت دیگر بیمی وجود ندارد. این آن نکته‌ی کوتاهی بود که خواستم عرض بکنم؛ این صفات را مخصوص بدانید به آن بزرگواران. نوحِ این کشتی اوست، پشتیبان این امت اوست، واسطه‌ی فیض الهی به یکایک آحاد ما، به دلهای ما، به جانهای ما، به ذهنهای ما، به جسمهای ما، به حیات فردی و اجتماعی، وجود مقدس خاتم‌الاوصیاء و در رتبه‌ی قبل از او، وجود مقدس خاتم‌الانبیاء (صلی‌الله‌علیه‌وآله) است.

بیانات در دیدار نیروهاى مسلح منطقه‌ى شمال کشور و خانواده‌هاى آنان ۱۳۹۱/۰۶/۲۸

محمدی وفایی در گفته :

سلام

دل مردم در دست خداست تا خداوند نخواهد دلها به سمت کسی نمی رود ، گر کسی طالب دل دیگران است باید به سمت خداوند برود به اذن خداوند توانا دلها به سمتی خواهند رفت . آن که خدا محور شد مالک دلداران نیز خواهد بود . با این وصف چرا چاپلوس؟

کیوَشت در گفته :

شما از باب عارفانه عرض کردید.
یادمان باشد با هر کس باید به زبان خودش سخن گفت.
با رند به رندی سخن گوی و با عارف به عرفان .
فراموش نکنیم که :
اکثر الناس لایعلمون …

محمدی وفایی در گفته :

منشأ چاپلوسی :

هدف انسانی که طالب رضا و خشنودى مردم است و توجه به جلب نظر و قلوب مردم دارد، آن است که آنها را مؤثر در امورى مى‏داند که مورد طمع اوست.
درمان چاپلوسی :

برای درمان این رذیله اخلاقی دو زمینه هست اول اینکه شخص چاپلوس در آثار و مفاسد این صفت خوب بیاندیشد و با خود بنگرد که آیا می ارزد در عوض مال یا جاه و مقامی که بر فرض اثرگذاری چاپلوسی اش نصیب او می شود بین خدا و خلق خدا، خود را ذلیل و خوار کند و در وادی شرک داخل شود که عقاب و رسوایی هر دو جهان را در پی خواهد داشت.
از طرفی باید روح قناعت را در خود پرورش داده و شکوفا سازد چون «هر که بناى قناعت بگذارد، براى گذران زندگی به زحمت نمى‏افتد.امیرالمؤمنین علی السلام فرمودند « فقر و ناداری را بر تملق دیگران برگزیند.»
سوم این که مسولین محترم بر چاپ لوسی چاپلوسان اثری مترتب نکنند .
و…

ع م در گفته :

نانِ عزت نانِ پاکست وعزیز / نانِ ذلت نانِ عبدست وکنیز

ناشناس در گفته :

نويسنده جوان را معرفي كنيد

نه براشتری سوارم نه چوخربه زیربارم /نه خداوندرعیت نه غلام شهریارم (سعدی )معصوم (ع)میفرماید برصورت متملقان وچاپلوسان خاک بپاشید راستی نصب این همه بنرونوشتن تبریک انتصاب بجاوشایسته بجزتملق چه نامی دارد دراین مملکت علامه دهرباشی اماچاپلوسی ندانی به هیچ جایی نمیرسی

چاپلوس اباد در گفته :

آره والا . فكر كنم ريشه تمام بدبختيها و عقب افتادگي هاي اين مملكت به اين معضل برميگرده .
امام علي (ع) مي فرمايند: منافق بيشرم، كودن، چاپلوس و بدبخت است ./
به عمر خويش مدح كس نگفتم / دري از بهر دنيا مي نسفتم (عطار)

كوهدشتي اصيل در گفته :

آقاي آزادبخت اسم اينكه نوشته ي پسر محمدزاده رو بذاريد رو ي سايتتون چي ميذاريد ؟! فكر نميكنيد اينم يه طور چاپلوسي حساب ميشه ؟
درج كنيد اگر چاپلوس نيستيد.

ع م امرایی در گفته :

احسنت برشما جوان خوش ذوق، زنده باشی

نادری در گفته :

متن زیبا و جذابی بود

محمدزاده 63 در گفته :

با سلام
بنیان کلی این موضوع که تعریف و تمجید بیش از حد و نیز ستایش افرادی که شایستگی آن را ندارند….با اهداف مختلف

1. از دیدگاه دینی: شرک خفی

میر مومنان علی(ع) در تبیین مرزهای “تقدیر” و “تملق” می فرمایند :مدح و تقدیر بیش از اندازه تملق و چاپلوسی است که هم طرف مقابل را گرفتار عجب و خودبینى مى کند و هم شخصیت گوینده را در هم مى شکند.
قرآن، هرگونه تحلیل و تفسیر نابجا را نسبت به هر کس و هر موردی محکوم می‌کند. «لاتحسبن… فلاتحسبنهم»

2. داستان و راستان:فرهنگي و هنري
شعر معروف «روباه و زاغ» نوشته ژان دو لافونتن فرانسوی که سراینده‌اش حبیب یغمایی معرفی شده است
چه سری چه دُمی عجب پایی

پر و بالت سیاه‌رنگ و قشنگ

نیست بالاتر از سیاهی رنگ

گر خوش‌آواز بودی و خوش‌خوان

نبودی بهتر از تو در مرغان
3. شخصیتی:عاطفی و احساسی
در جهان امروز بین افرادی که خود را از جنس مخلالف پایین تر می بینند……….تملق‌…….همین جای خالی که فرد برای رسیدن
به هدفش (عشق) باعث طلاق ها و خلاء های اجتمای شده
4. تاریخ ایران:
با ذکر حکایتی
کریم‌خان زند گفت: می‌گویند عموی کریم خان زند به شیراز می‌رود و چند روزی مهمان وکیل الرعایا می‌َشود. روزی به کریم‌خان زند می‌گوید که خواب پدر او را دیده در حالی که در بهشت جامی از آب کوثر می‌نوشد. کریم خان دستور می‌دهد تا او را از شهر بیرون کنند و در آن هنگام می‌گوید: «وقتی تملق آغاز گردد، کار رعیت به سامان نگردد.»

با تشکر

م. عینی زاده در گفته :

باسلام و دست مریزاد . به موضوع مهمی پرداخته اید که امروز مبتلا به جامعه ماست .اما لازم است تا آنرا بسط دهید . نگاهی جامعه شناختی به این موضوع که نظاره گر ساختار های موجو و موثر در این کنش ناپسند است بر غنای مطلب می افزاید .مثلا وجود ساختارهای چاپلوس پروری چون نظام های استبدادی و خان سالاری از جمله این موارد است. اسیب شناسی فرهنگ عمومی نیز به ویژه در حوزه ادبیات چاپلوس پرور که من مقالات متعددی را در این زمینه دیده ام به تکمیل و تکامل بحث کمک می کند .مضافا در این حوزه توجه به اسطوره سازی نیز موجب این برساخته نامناسب گردیده است .
آنگاه ورود به به وجه انضمامی و مصادیق یا مصادیق عام در چارچوب مصالح و رعایت جوانب کلام شما را به کارامدی بیشتر نزدیک می کند.مانند آنچه آقای قبادی مثال آوردند .
در دنیای متجدد اذعان می شود به دلیل توجه به فردیت موجب شده است تا فرد نه در جمع ذوب شود و نه در اسطوره از سوی دیگر ساختارهایی که این فردیت را محقق می سازند از جمله سازوکارهای دمکراتیک بر این اختیارمندی و عاملیت و به قولی دیگر سوژه بودن افزوده است .
در مبانی دینی نیز چه درحوزه اندیشه و چه در وجه انضمامی و واقعی شاهد بستر سازی مناسب برای پرهیز از این صفت ناشایست هستیم . ابتنای به عبودیت خداوند یکتا و توصیه قرآن به نپرستیدن دیگران و حتی عدم شرک و شریک و…. از جمله این مواردند . در احادیث فروان است که مسلمانان نباید به این منکر عمل نمایند . امام هادی ع می فرمایند هر کس برای خود ارزش قائل نیست ازشر او در ایمن نباش . بیش از این احتمالا امام علی ع می فرمایند حتی در مورد ما هم غلو نکنید .
با این وجود برداشت های غلط در فرهنگ عمومی مسلمانان ناقض متن دینی و سنت برامده از آن است .
به هر صورت این مشگل اکنون در جامعه ما رواج چشم گیری دارد ، که باید هر کس به سهم خود به آسیب شناسی آن بپر دازد .

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :