کد خبر : 44513
تاریخ انتشار : ۲۷ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۲:۴۶
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 933 بازدید

چاپلوسی

محمد صادق محمدزاده / میرملاس نیوز : نه مرگ آنقدر ترسناک است و نه زندگی آنقدر شیرین که آدمی پای بر شرافت خود بگذارد . امام علی (ع) انسان همواره به دنبال کسب موقعیت مناسب و بدست آوردن جایگاهی است که بتواند در آن احساس امنیت نسبی را از لحاظ روحی و روانی برای خود […]

98765

محمد صادق محمدزاده / میرملاس نیوز :

نه مرگ آنقدر ترسناک است و نه زندگی آنقدر شیرین که آدمی پای بر شرافت خود بگذارد . امام علی (ع)
انسان همواره به دنبال کسب موقعیت مناسب و بدست آوردن جایگاهی است که بتواند در آن احساس امنیت نسبی را از لحاظ روحی و روانی برای خود فراهم نموده و در سایه ی این امنیت، زندگی خود و اطرافیانش را آرامش ببخشد. پس می توانیم امنیت را در جنبه های مختلف زندگی تک تک افراد تاثیر گذار و دارای جایگاهی مهم و حیاتی بدانیم . توجه به مساله امنیت در وجود انسان سابقه ای به طول تاریخ خلقت بشر دارد. این مهم همواره در سخت ترین شرایط جای خود را با هیچ عامل دیگری عوض نکرده و اهمیت خود را از دست نداده است تا جایی که می توان یکی از برجسته ترین دلایل وقوع تمام حوادث، اتفاقات، جنگ ها و لشکر کشی ها را همین مساله تامین امنیت در ابعاد مختلف فرهنگی، مذهبی، اجتماعی، رفاهی و دیگر مسائل اینچنینی که می تواند در سطوح فردی، گروهی، ملی و منطقه ای حائز اهمیت باشد دانست. با ماشینی شدن زندگی انسان و با وجود تحولات تریجی و گسترده ای که در حیطه و محدوده ی جغرافیایی، سیاسی، اجتماعی و از همه مهمتر فرهنگی انسانها بوجود می آید باید تک تک اشخاص از راه هایی متفاوت در صدد تامین امنیت جانی، مالی و آینده ی خود برآیند .از آنجایی که با عصری بنام عصر تکنولوزی یا به تعبیری در دهکده ای جهانی مشغول زندگی هستیم یکی از مهمترین دغدغه ها را مسائل شخصی افراد تشکیل می دهد. زیرا در جامعه ای اینچنینی فرد است که باید آینده ی خود را رقم بزند و امنیت خود و خانواده اش را از لحاظ اجتماعی تامین نماید و افراد هستند که مسیر رسیدن به آتیه ای امن را برای خود هموار می سازند. در تقسیم بندی راههای رسیدن به تامین آتیه مهمترین عوامل را می توان عوامل درونی چون پشتکار، توانمندی، کارآمدی، تجربه، تحصیلات و … دانست، در واقع شخص است که با اتکاء به توانمندیهای خود می تواند با کسب تجربه، کسب تحصیلات، بروز بودن و همگام بودن با فن آوری های روز دنیا و مسائلی از این قبیل که ریشه در ذات و توانایی های فردی دارد آینده ی خود را رقم بزند و آتیه خود را تضمین کند .
در این میان آنانی که در جامعه ای اسلامی چون ایران، پشتکار، جدیدت، تلاش، عزت، شرافت و انسانیت را سر لوحه زندگی خود قرار می دهند کسانی هستند که امنیت آینده ی خود و فرزندانشان را نیز تامین نموده و نباید دغدغه ای برای تامین امنیت شغلی و منزلت اجتماعی خود داشته باشند .
متاسفانه از گذشته های دور هستند کسانی که هیچ کدام از راه های عزتمندانه و شرافتمندانه را برای طی کردن مسیر تامین امنیت خود بر نمی گزینند و برای رسیدن به منفعت خود به هر مسیری پای میگذارند و در این میان حتی عزت و انسانیت خود را نا دیده میگیرند .دسته ای از این راه گم کردگان کسانی هستند که احساس حقارتشان به اوج رسیده و برای رفع کمبودهای شخصیتی، مالی و اجتماعی خود دست به دامن پدیده ای ناپسند بنام تملق می شوند و این راه را برای تامین خود بر می گزینند .
تملق و چاپلوسی که هدفی جز رسیدن به منفعت شخصی، کسب جایگاه و دست یابی به اهداف فرد متملق را ندارد تا آنجا در دین مبین اسلام نهی شده که در حدیثی از امام علی (ع) جزء صفات منافقین شمرده شده در جایی دیگر آن حضرت افراد خوش سخن، ستایشگر و شیرین زبان را دشمن پنهانی می نامند. در نگاه امام علی (ع) کرامت انسان و عزت آدمی تا آنجا پیش بینی می شود که در کنار حاکمان نباید عزت و کرامت آدمی کم شود و تواضع حاکمان تا آنجا پیش بینی شده است که نباید میان مردم این برتری به شکل سوار بر مرکب نمایان شود.
می توان تملق و چاپلوسی را رفتاری حساب شده توسط فرد برای جلب نظر افراد بالا دستی، یک نوع برنامه ریزی رفتاری برای کسب وجهه، تامین امنیت شغلی و ارتقاء جایگاه خود بدون کمترین هزینه و زحمت بحساب آورد.
جامعه شناسان معتقدند چاپلوسی در بین افرادی دیده می شود که تخصص و اطلاعات کافی ندارندو با این روش سعی می کنند خود را حفظ و ارتقا بخشند .
مسئولین و روئسایی که با انواع شخصیتها بعنوان کارمند و ارباب رجوع در ادارت و دوایر دولتی در تماس هستند باید مد نظر داشته باشند تملق و چاپلوسی که این روزها به طنز از آن بعنوان پاچه خواری یاد می شود همزمان به فرد متملق و کسی که مورد تملق قرار میگیرد آسیب می ساند . این معضل می تواند تا جایی پیش برود که در جامعه به یک الگوی رفتاری نامناسب تبدیل شده و رواج پیدا کند .باید یاد آوری کرد که چاپلوسی یا همان پاچه خواری عزت نفس، اراده و اقتدار فرد متملق را از بین می برد و طرف مقابل را دچار تکبر و غرور می کند. این رفتار غلط در جامعه اگر تکرار شود کم کم تبدیل به یک فرهنگ شده و مردم سعی میکنند راه سریع رسیدن به خواستهای خود را از طریق تملق باز کنند به این ترتیب هرکس چاپلوس تر باشد جایگاه بهتری پیدا می کندو متاسفانه نهایتاً اشخاص کمبود دار و ساده لوح هستند که به چاپلوسی عادت می کنند و این تا جایی ادامه پیدا می کند که اگر کسی بسیار محترم و بطور منطقی خواسته ی خود را بیان کند به او اعتنایی نمیکنند .
یاد آوری این موضوع نیز خالی از لطف نیست که شخص چاپلوس و کسی که مورد چاپلوسی قرار میگیرد هر دو می دانند که حقیقتی در کار نیست اما روحیه فخر فروشی و خود بزرگ بینی فرد مورد تملق قرار گرفته از یک طرف و حقارت و ذلیل بودن متملق از طرف دیگر باعث می شود که هر دو خودشان را به خواب بزنند و به تملق گویی و تملق شنوی ادامه بدهند .
از آنجایی که انسانهای متملق و چاپلوس گفتارشان با رفتارشان فرق دارد،به دنبال مادیات و مطامع دنیوی هستند، با چرب زبانی سعی در رسیدن به هدف خود دارند و حرفی میزنند که باب میل بالا دستی باشد شناسایی آنها کار دشواری نیست پس باید مدیران، مسئولین و افراد بالا دستی در هر رده و سازمانی که هستند همواره این نکته را مد نظر داشته باشند که بی اعتنایی به رفتار چاپلوسان از عوامل مهم ریشه کنی این معضل اجتماعی در جامعه است .

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

هفت اقلیم در گفته :

سلام
قسم به عمر و روزگاری که در حال گذر است همانا تمام انسانها در حال خسران و ضررند مگر آنان که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند

گلستانه در گفته :

گل گفتی نو یسنده…به خدا ما یکی تو دوراهی بازوند دار یم ایشون چند وقت پیش قبل رسیدن نماینده به رومشکان یه بنر بزرگ بر فراز تیرهای چراغ برق زده بود و یه چیز بی ربط رو به نماینده تبریک گفته بود.ز یرش هم درشت زده بود از طرف فلانی با ارادت کامل

تِف مَر چاپلوس در گفته :

عاقبت چاپلوسی در دربار کریم خان زند .
کریم خان زند هر روز صبح علی الطلوع تا شامگاه برای دادخواهی ستمدیدگان، رفع ستم و احقاق حقوق مردم در ارک شاهی می نشست و به امور مردم رسیدگی می کرد. یک روز مردک حقه باز و چاپلوسی پیش آمد و همین که چشمش به کریم خان افتاد، شروع به های و های گریستن کرده و سیلاب اشک از دیدگان فرو ریخت، او طوری گریه می کرد که هق و هق هایش اجازه سخن گفتن به او نمی داد.

شاه که خود را وکیل الرعایا می نامید؛ دستور داد او را به گوشه ای برده، آرام کنند زان پس به حضور برسد. مردک حقه باز را بردند و آرام کردند و در فرصت مناسب دیگری به حضور کریم خان آوردند.

کریم خان قبل از آنکه رسیدگی به کار او را آغاز کند نوازش و دلجویی فراوانی از وی به عمل آورد و آنگاه از خواسته اش جویا شد. آن مرد گفت: “من از مادر کور و نابینا متولد شدم و سالها با وضع اسف باری زندگی کرده و نعمت بینایی و دیدن اطراف و اکناف خود محروم بودم تا اینکه روزی افتان خیزان و کورمال خود را روی زمین کشیدم و به سختی به زیارت آرامگاه پدر شما رفته و برای کسب سلامتی خود، متوسل به مرقد مطهر ابوی مرحوم شما شدم. در آن مزار متبرک آنقدر گریه کردم که از فرط خستگی ضعف،‌ بیهوش شده ، به خواب عمیقی فرو رفتم! در عالم خواب و رویا، مردی جلیل القدر و نورانی را دیدم که سراغ من آمد و گفت: ابوالوکیل پدر کریم خان هستم. آنگاه دستی به چشمان من کشید و گفت برخیز که تو را شفا دادم! از خواب که بیدار شدم،‌ خود را بینا دیدم و جهان تاریک پیش چشمانم روشن شد! این همه گریه و زاری امروز من از باب تشکر و قدر دانی و سپاسگذاری از والد ماجد شما بود!”.

مردک حقه باز که باادای این جملات و انجام این صحنه سازی مطمئن بود کریم خان را خام کرده است، منتظر دریافت صله و هدیه و مرحمتی بود که مشاهده کرد کریم خان برافروخته شده، دنبال د‍ژخیم می گردد! موقعی که دژخیم حاضر گردید کریم خان دستور داد چشمان مرد حقه باز را از حدقه بیرون بکشد! درباریان و بزرگان قوم زندیه به دست و پای کریم خان افتادند و شفاعت مرد متملق و چاپلوس را کرده و از وکلیل الرعایا خواستند از گناه او در گذرد. کریم خان که ذاتا آدم رقیق القلبی بود، خواهش درباریان و اطرافیان را پذیرفت، ولی دستور داد مرد متملق را به فلک بسته، چوب بزنند!

هنگامی که نوکران شاه مشغول سیاست کردن مرد حقه باز بودند کریم خان خطاب به او گفت: “مردک پدر سوخته! پدر من تا وقتی زنده بود در گردنه بید سرخ، خر دزدی می کرد من که مقام و مسند شاهی رسیدم عده ای متملق برای خوشایند من و از باب چاپلوسی برایش آرامگاهی ساختند و مقبره ای برپا کردند و آنجا را عنیان ابوالوکیل نامیدند. اکنون تو چاپلوس دروغگو آمده ای و پدر خر دزد مرا صاحب کرامت و معجزه معرفی می کنی؟! اگر بزرگان مجلس اجازه داده بودند دوباره چشمانت را در می آوردم تا بروی برای بار دوم از او چشمان تازه و پر فروغ بگیری!” .

مردک سرافکنده و شرمسار به سرعت از پیش او رفت و ناپدید شد.

کیوَشت در گفته :

تف مَر نشق چاپلوسی .

هدایت اسماعیلی در گفته :

تشکرفراوان ازاقای محمد زاده .خداقوت، درپناه خدا محفوظ باشید انشاالله.

سلام به همه . ای گل گفتی آقای محمدزاده . هرچی میکشیم از چاپلوسی و پاچه خواریه . یک ماه یش آزمون دادم جز نفرات اول بودم که قبول شدم . همه مراحل رو خوب رد کردم بجز داشتن داشتن پارتی و بلد بودن چاپلوسی . وای بر چاپلوستان که انسانیت رو زیر سوال میبرن

چاپلوس الممالك در گفته :

کی گفته چاپلوسی یده ؟!
اتفاقآ خیلی هم کار خوب و جذابیه .
من به داشتن چنین رفتاری در وجود خودم افتخار میکنم . چاپلوسی اگر نبود که الان تمام کارهای این مملکت دست از ما بهترون بود!
نمیدونید چه کیفی داره وقتی چاپلوسی میکنم . چه کیفی داره وقتی الکی هندونه میذارم زیر بغل رئیسم و اونم با تعریفای من میرسه به عرش و سرش میخوره به سقف . اینم تک بیتی برای رئیس خوبم که فی البداهه سرودم!!
پاچه خواریست شغلم و از شرط شرف آزادم هرچه خواهی تو بکن اما مبر از یادم

ممنون از عنوان کردن و یاد آوری این معضل بزرگ آقای محمدزاده .به امید ریشه کنی این رفتار زشت .

هادی قبادی در گفته :

با سلام دو فراز از سخنان حضرت امام و مقام معظم رهبری
بیانات حضرت امام خمینی(ره):
من خوف این را دارم که مطالبی که آقای حجازی (۱) فرمودند درباره من، باورم بیاید. من خوف این را دارم که با این فرمایشات ایشان و امثال ایشان برای من یک غرور و انحطاطی پیش بیاید. من به خدای تبارک و تعالی پناه می‌برم از غرور. من اگر خودم را برای خودم نسبت به سایر انسانها یک مرتبتی قائل باشم، این انحطاط فکری است و انحطاط روحی. من در عین حال که از آقای حجازی تقدیر می‌کنم که ناطق برومندی است و متعهد، لکن گله می‌کنم که در حضور من مسائلی که ممکن است من باورم بیاید فرمودند.
۴ خرداد ۱۳۵۹

۱) آقای فخرالدین حجازی، نماینده اول مردم تهران در اولین دوره مجلس شورای اسلامی. آقای حجازی، سخنرانی خود را با جمله «بابی انْتَ وَ امّی» آغاز کرد و بقیه محتوای سخنرانی نیز در تجلیل از مقام والای امام بود که با گلایه شدید معظمٌ له روبرو شد.

بیانات مقام معظم رهبری :
من به شما عرض میکنم، به همه هم این را میگویم و گفته‌ام و تکرار میکنم؛ مبادا آن صفاتی، خصالی، مناقبی که متناسب با وجود ولی‌عصر (ارواحنا فداه) هست، اینها را تنزل بدهیم در سطح انسانهای کوچک و ناقصی مثل این حقیر و امثال این حقیر. اینی که گفته میشود کسانی که در این سفینه سوارند، غم طوفان ندارند:
چه غم دیوار امت را که دارد چون تو پشتیبان
چه باک از موج بحر آن را که باشد نوح کشتیبان

این نوح امام زمان است، اما با یک نگاه عمومی به طول تاریخ اسلام وقتی نگاه کنیم – که سعدی هم با همان نگاه این شعر را گفته است – وجود مقدس خاتم‌الانبیاء (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نوحِ کشتیبان این امت است. بله، این امت در طول تاریخ خود فراز و نشیبهائی داشته؛ گاهی به گل نشسته، گاهی دچار ذلت شده، گاهی با مشکلات غیرقابل توصیفی مواجه شده، دست به گریبان شده؛ این ناشی از این است که سوار کشتی نشده. اگر واقعاً متمسک بشویم، متوسل بشویم بر کشتی نجات اسلام، همراه پیغمبر باشیم، مسلماً پیروزی نصیب ماست. البته دریا طوفان دارد، سختی دارد، مشکلات دارد، گاهی هراسهای بزرگ دارد، اما وقتی کشتیبان بنده‌ی برگزیده‌ی خداست، معصوم است، آن وقت دیگر بیمی وجود ندارد. این آن نکته‌ی کوتاهی بود که خواستم عرض بکنم؛ این صفات را مخصوص بدانید به آن بزرگواران. نوحِ این کشتی اوست، پشتیبان این امت اوست، واسطه‌ی فیض الهی به یکایک آحاد ما، به دلهای ما، به جانهای ما، به ذهنهای ما، به جسمهای ما، به حیات فردی و اجتماعی، وجود مقدس خاتم‌الاوصیاء و در رتبه‌ی قبل از او، وجود مقدس خاتم‌الانبیاء (صلی‌الله‌علیه‌وآله) است.

بیانات در دیدار نیروهاى مسلح منطقه‌ى شمال کشور و خانواده‌هاى آنان ۱۳۹۱/۰۶/۲۸

محمدی وفایی در گفته :

سلام

دل مردم در دست خداست تا خداوند نخواهد دلها به سمت کسی نمی رود ، گر کسی طالب دل دیگران است باید به سمت خداوند برود به اذن خداوند توانا دلها به سمتی خواهند رفت . آن که خدا محور شد مالک دلداران نیز خواهد بود . با این وصف چرا چاپلوس؟

کیوَشت در گفته :

شما از باب عارفانه عرض کردید.
یادمان باشد با هر کس باید به زبان خودش سخن گفت.
با رند به رندی سخن گوی و با عارف به عرفان .
فراموش نکنیم که :
اکثر الناس لایعلمون …

محمدی وفایی در گفته :

منشأ چاپلوسی :

هدف انسانی که طالب رضا و خشنودى مردم است و توجه به جلب نظر و قلوب مردم دارد، آن است که آنها را مؤثر در امورى مى‏داند که مورد طمع اوست.
درمان چاپلوسی :

برای درمان این رذیله اخلاقی دو زمینه هست اول اینکه شخص چاپلوس در آثار و مفاسد این صفت خوب بیاندیشد و با خود بنگرد که آیا می ارزد در عوض مال یا جاه و مقامی که بر فرض اثرگذاری چاپلوسی اش نصیب او می شود بین خدا و خلق خدا، خود را ذلیل و خوار کند و در وادی شرک داخل شود که عقاب و رسوایی هر دو جهان را در پی خواهد داشت.
از طرفی باید روح قناعت را در خود پرورش داده و شکوفا سازد چون «هر که بناى قناعت بگذارد، براى گذران زندگی به زحمت نمى‏افتد.امیرالمؤمنین علی السلام فرمودند « فقر و ناداری را بر تملق دیگران برگزیند.»
سوم این که مسولین محترم بر چاپ لوسی چاپلوسان اثری مترتب نکنند .
و…

ع م در گفته :

نانِ عزت نانِ پاکست وعزیز / نانِ ذلت نانِ عبدست وکنیز

ناشناس در گفته :

نویسنده جوان را معرفی کنید

نه براشتری سوارم نه چوخربه زیربارم /نه خداوندرعیت نه غلام شهریارم (سعدی )معصوم (ع)میفرماید برصورت متملقان وچاپلوسان خاک بپاشید راستی نصب این همه بنرونوشتن تبریک انتصاب بجاوشایسته بجزتملق چه نامی دارد دراین مملکت علامه دهرباشی اماچاپلوسی ندانی به هیچ جایی نمیرسی

چاپلوس اباد در گفته :

آره والا . فکر کنم ریشه تمام بدبختیها و عقب افتادگی های این مملکت به این معضل برمیگرده .
امام علی (ع) می فرمایند: منافق بیشرم، کودن، چاپلوس و بدبخت است ./
به عمر خویش مدح کس نگفتم / دری از بهر دنیا می نسفتم (عطار)

كوهدشتي اصيل در گفته :

آقای آزادبخت اسم اینکه نوشته ی پسر محمدزاده رو بذارید رو ی سایتتون چی میذارید ؟! فکر نمیکنید اینم یه طور چاپلوسی حساب میشه ؟
درج کنید اگر چاپلوس نیستید.

ع م امرایی در گفته :

احسنت برشما جوان خوش ذوق، زنده باشی

نادری در گفته :

متن زیبا و جذابی بود

محمدزاده 63 در گفته :

با سلام
بنیان کلی این موضوع که تعریف و تمجید بیش از حد و نیز ستایش افرادی که شایستگی آن را ندارند….با اهداف مختلف

۱٫ از دیدگاه دینی: شرک خفی

میر مومنان علی(ع) در تبیین مرزهای “تقدیر” و “تملق” می فرمایند :مدح و تقدیر بیش از اندازه تملق و چاپلوسی است که هم طرف مقابل را گرفتار عجب و خودبینى مى کند و هم شخصیت گوینده را در هم مى شکند.
قرآن، هرگونه تحلیل و تفسیر نابجا را نسبت به هر کس و هر موردی محکوم می‌کند. «لاتحسبن… فلاتحسبنهم»

۲٫ داستان و راستان:فرهنگی و هنری
شعر معروف «روباه و زاغ» نوشته ژان دو لافونتن فرانسوی که سراینده‌اش حبیب یغمایی معرفی شده است
چه سری چه دُمی عجب پایی

پر و بالت سیاه‌رنگ و قشنگ

نیست بالاتر از سیاهی رنگ

گر خوش‌آواز بودی و خوش‌خوان

نبودی بهتر از تو در مرغان
۳٫ شخصیتی:عاطفی و احساسی
در جهان امروز بین افرادی که خود را از جنس مخلالف پایین تر می بینند……….تملق‌…….همین جای خالی که فرد برای رسیدن
به هدفش (عشق) باعث طلاق ها و خلاء های اجتمای شده
۴٫ تاریخ ایران:
با ذکر حکایتی
کریم‌خان زند گفت: می‌گویند عموی کریم خان زند به شیراز می‌رود و چند روزی مهمان وکیل الرعایا می‌َشود. روزی به کریم‌خان زند می‌گوید که خواب پدر او را دیده در حالی که در بهشت جامی از آب کوثر می‌نوشد. کریم خان دستور می‌دهد تا او را از شهر بیرون کنند و در آن هنگام می‌گوید: «وقتی تملق آغاز گردد، کار رعیت به سامان نگردد.»

با تشکر

م. عینی زاده در گفته :

باسلام و دست مریزاد . به موضوع مهمی پرداخته اید که امروز مبتلا به جامعه ماست .اما لازم است تا آنرا بسط دهید . نگاهی جامعه شناختی به این موضوع که نظاره گر ساختار های موجو و موثر در این کنش ناپسند است بر غنای مطلب می افزاید .مثلا وجود ساختارهای چاپلوس پروری چون نظام های استبدادی و خان سالاری از جمله این موارد است. اسیب شناسی فرهنگ عمومی نیز به ویژه در حوزه ادبیات چاپلوس پرور که من مقالات متعددی را در این زمینه دیده ام به تکمیل و تکامل بحث کمک می کند .مضافا در این حوزه توجه به اسطوره سازی نیز موجب این برساخته نامناسب گردیده است .
آنگاه ورود به به وجه انضمامی و مصادیق یا مصادیق عام در چارچوب مصالح و رعایت جوانب کلام شما را به کارامدی بیشتر نزدیک می کند.مانند آنچه آقای قبادی مثال آوردند .
در دنیای متجدد اذعان می شود به دلیل توجه به فردیت موجب شده است تا فرد نه در جمع ذوب شود و نه در اسطوره از سوی دیگر ساختارهایی که این فردیت را محقق می سازند از جمله سازوکارهای دمکراتیک بر این اختیارمندی و عاملیت و به قولی دیگر سوژه بودن افزوده است .
در مبانی دینی نیز چه درحوزه اندیشه و چه در وجه انضمامی و واقعی شاهد بستر سازی مناسب برای پرهیز از این صفت ناشایست هستیم . ابتنای به عبودیت خداوند یکتا و توصیه قرآن به نپرستیدن دیگران و حتی عدم شرک و شریک و…. از جمله این مواردند . در احادیث فروان است که مسلمانان نباید به این منکر عمل نمایند . امام هادی ع می فرمایند هر کس برای خود ارزش قائل نیست ازشر او در ایمن نباش . بیش از این احتمالا امام علی ع می فرمایند حتی در مورد ما هم غلو نکنید .
با این وجود برداشت های غلط در فرهنگ عمومی مسلمانان ناقض متن دینی و سنت برامده از آن است .
به هر صورت این مشگل اکنون در جامعه ما رواج چشم گیری دارد ، که باید هر کس به سهم خود به آسیب شناسی آن بپر دازد .

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :