کد خبر : 45099
تاریخ انتشار : ۶ اسفند ۱۳۹۲ - ۰۹:۱۵
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 1,665 بازدید

دلاوران لرستان / بخش نهم / سردار شهید حاتم آزادبخت

اكنون  كه اسلام  در خطر می باشد و بارها امام عزيزمان متذكر شده است و در خطر بودن اسلام را اعلام داشته بدين وسيله برادران از باند بازی و گروه  گرايی اعتنا ورزيد. چون خدا می داند  بسيار خطرناك است و در مقابل اين گونه  كارها اعلام خطر می نمايم و خون هزاران شهيد جوان […]

اكنون  كه اسلام  در خطر می باشد و بارها امام عزيزمان متذكر شده است و در خطر بودن اسلام را اعلام داشته بدين وسيله برادران از باند بازی و گروه  گرايی اعتنا ورزيد. چون خدا می داند  بسيار خطرناك است و در مقابل اين گونه  كارها اعلام خطر می نمايم و خون هزاران شهيد جوان مانند علی اكبرها در ميدان جنگ ريخته شده به هدر ندهيد ” فرازی از وصیت نامه سردار شهید حاتم آزادبخت “

 

 1277 018

سردار شهید حاتم آزادبخت ” قائم مقام گردان عاشورا “

 

زندگی نامه سردار شهيد حاتم آزادبخت
در سال 1321 در شهرستان كوهدشت ديده به جهان گشود ايشان از همان اوان كودكی از لحاظ انجام دادن فرائض دينی در بين اقوام و آشنايان الگو بودند و هميشه نسبت به ائمه معصوم عشق می ورزيدند.
 دوران جوانی ايشان مصادف شده بود با تظاهرات سيل آسای مردم برعليه رژيم طاغوتی، ايشان هم مانند ديگر مردم در اين راهپيمايی ها شركت می كردند.
بعد از پيروزی انقلاب شكوهمند اسلامی به رهبری امام خمينی به عضويت رسمی سپاه درآمد و مدتی بعد به عنوان  مسئول ستاد نماز جمعه شهرستان انجام وظيفه نمود.
شهيد بعد از ماه ها رشادت و نبرد سرانجام در تاريخ 66/11/6 در منطقه ماهور به شهادت رسيد.
روحش شاد و يادش گرامی باد

1277 022

 

1277 024

 

1277 006سرداران شهید علی محمد کوشکی و حاتم آزادبخت

1277 025

 

PIC_0003

پیش نماز جعفر حسن پور

صف سوم سمت چپ سردار شهید حاتم آزادبخت

1277 015

 

1277 016

 

وصيت نامه سردار شهيد حاتم آزادبخت
انا لله و انا اليه راجعون
همه از خداييم و به سوی خدا خواهيم رفت
با درود فراوان بر كليه شهدای اسلام از هابيل تا كنون و درود بر امام امت و تمام پيروان مكتب اسلام و راه حق و عدالت. چون در اين لحظات سرنوشت ساز از زمان كه با كاروان امام حسين(ع) و همراه سبز پوشان راه حسينی عازم جبهه حق عليه باطل می باشم وصيت نامه ام را آغاز می كنم امت حزب الله بيدار باشيد دشمنان اسلام نقشه هايی طرح می نمايند و می خواهند انقلاب اسلامی ايران را كه عدالت حضرت مهدی می باشد به بيراهه بكشاند كه امت حزب الله بايد جلو اين گونه توطعه ها را بگيرند خواهر تو با حجابت و برادر تو با خون سرخ حسينی ات  پدر و مادر تو با پرورش جوانان  مكتبی و خدا خواهی كه به جامعه تحويل می دهيد صحنه را خالی نكنيد و به مبارزه عليه دشمنان اسلام ادامه دهيد اكنون  كه اسلام در خطر می باشد و بارها امام عزيزمان متذكر شده است و در خطر بودن اسلام را اعلام داشته بدين وسيله برادران از باند بازی و گروه گرايی اعتنا ورزيد.
چون خدا می داند بسيار خطرناك است و در مقابل اين گونه كارها اعلام خطر می نمايم و خون هزاران شهيد جوان مانند  علی اكبرها در ميدان جنگ ريخته شده به هدر ندهيد و چون می خواهم هر چه زودتر خود را به خاك كربلای حسينی برسانم وقت ندارم توضيح بيشتری بدهم اما برادران خواهران پدران و مادران دست از امام برنداريد به حق می گويم امام خمينی نائب امام زمان می باشد
اما سخنی دارم با پدر و مادرم اگر به شهادت رسيدم جسد اينجانب را در قبرستان گلگون كفنان راه حسين دفن نماييد چون كه كليه پيروان اين مكتب در اين نقطه آرميده اند و در سخن بعدی ام با خانواده ام می خواهم كه بعد از شهادت من فرزندانم را طوری تربيت كنيد كه پيرو رهبر و مقلد امام باشند و بچه هايم را در حد مطلوب تربيت نماييد و دخترانم را  فاطمه گونه و پسرانم را حسين وار تحويل جامعه دهيد و چنان در تربيت آن ها كوشش نمايند كه همواره در مسير اسلام راستين حركت كنند. در پايان از خداوند می خواهم  ما را از ياران حسین بن علی قرار دهد و مرگی نصيبم نمايد كه رضايت خدا در آن باشد
ان شاءالله

1277 014

شهیدان حاتم آزادبخت وعلی محمد کوشکی

سرداران شهید حاتم آزادبخت و علی محمد کوشکی

نفر وسط مرتضی قبادی

1277 017

 

1277 004

 

خاطره ی مجتبی آزادبخت فرزند سردار شهید حاتم آزادبخت

سال 1365 بمباران های رژيم بعثی عراق خيلی زودتر از سال های قبل شروع شد و مردم هم مثل سالهای قبل مجبور به ترك خانه و كاشانه خود جهت در امان ماندن از بمباران هواپيماهای دشمن شدند. خانواده ما هم در بهشت زهرا(س) كوهدشت در آرامگاهی كه مرحوم حاج محمد كوشكی رحمانی پدر بزرگ مادری بنده 15 سال قبل از فوتشان ساخته بودند ساكن شده بودند، آرامگاه پشت غسالخانه بهشت زهرا(س) واقع شده بود. ( پدر ) هم كمافی سابق در مناطق عملياتی به سر می بردند و ما هم مثل سال های گذشته در نبود ایشان مجبور به فرار از شهر و پناه بردن به اطراف شهر می شدیم.  اتفاقاً آن ایام مصادف شده بود با عمليات كربلای 5. پدر موقعی كه در مناطق عملياتی حضور داشتند ما به نديدنشان برای مدت طولانی عادت داشتيم.

آن زمان 13 ساله بودم و به اتفاق هم سن وسال هايم در بين درختان بهشت زهرا(س) مشغول بازی بوديم. يكي از بچه ها صدايم زد مجتبی بابات! يك لحظه سرم رو بلند كردم، پدر رو ديدم. حقيقتاً از ديدن ايشان بعد از چند روزی كه از رفتنش گذشته بود شوكه شدم. مثل هميشه به طرفش دويدم. برخلاف هميشه كه پدر به من و دوستانم ابراز محبت می كرد، اين بار آمدنش با هميشه فرق داشت. با سر باند پيچی شده، خيلی سرد و بی روح و آشفته به نظر می رسيد.

يك كيسه پلاستيكی دستش بود كه از دستشان گرفتم. با سابقه هميشگی هر بسته و پاکتی را كه دست پدر می ديدم حسب عادت كودكی در ذهنم خوراكی و ملعبه كودكانه تداعی شد. داخل كيسه را نگاه كردم!! محتويات آن چند قلم دارو و چند باند برای پانسمان بود.

ماجرا از اين قرار بوده كه پدر در جريان عمليات كربلای 5 مجروح و دچار موج گرفتگی شديدی می گردد كه پس از انتقال به بیمارستانی در اصفهان و انجام مراحل درمانی در آنجا جهت گذراندن دوران نقاهت به کوهدشت منتقل می گردند.

از ناحیه گوش دچار خونریزی می شدند و سردردهای شدیدی داشتند. پدر بزرگ و مادرم جويای حال شهيد علی محمد كوشكي از وی شدند كه از پسر عموهای مادرم بودند. با توجه به ارتباط عميق عاطفی و رفاقت بين اين دو شهيد، پدرم از شهادت قريب الوقوع علی محمد به خاطر شرايط سخت جنگ در آن عمليات و حالات روحانی شهيد علی محمد خبر داد. فردا يا پس فردای روز برگشت ايشان، صبح زود برای شستن دست و صورت به بيرون از محل اقامتمان رفتم. با وجود آمبولانس لندكروز خاكی رنگ كه شيشه هايش گل اندود شده بود و چند نفری كه در ورودی غسالخانه تجمع کرده بودند كنجكاو شده و جلو رفتم. تابوت های حامل پيكر مطهر دو شهيد جلوی در غسالخانه بود و تابوت ديگری را به داخل غسالخانه انتقال داده بودند. اسامی (شهيدان علی مروت طرهانی و غلام عباس ضرونی ) را از روی تابوت ها خواندم. با اينكه هميشه بی پروا وارد غسالخانه می شدم، آن روز به علت اينكه شهيد سوم را روی سكوی غسالخانه گذاشته بودند و چون شخص ديگری داخل نبود حقيقتاً جرأت ورود و خواندن اسم شهید سوم را پيدا نكردم. می دانستم سردار شهيد طرهانی دوست و همرزم پدرم است. سريعاً دويدم  و خبر آوردن پیکر مطهر سه شهيد و از جمله شهيد طرهانی را به ایشان دادم. سراسيمه اوركتش را پوشيد و بيرون رفت . چند دقيقه ای نگذشته بود و با چشمانی گریان برگشت و به پدر بزرگ ومادرم گفت علی محمد هم شهيد شده. پدر اين اتفاق رو پيش بينی كرده بود و گوي هر لحظه انتظار خبر شهادت دوستان و همرزمانش را می كشيد.

من از انتهای جنون آمدم            من از زير باران خون آمدم

همه خانواده ما از بزرگ و کوچک علاقه شدیدی به سردار شهيد علی محمد كوشكی با توجه به نسبت فامیلی و ارتباطات عمیق عاطفی و خلق نیکوی ایشان داشتند. عینیت این موضوع را در روز شهادت این دو شهید می توان به وضوح درک کرد. این دو عزیز به فاصله یکسال از همدیگر و در روز 6 بهمن ماه 1365 و 1366 دوری دوستان و همرزمان شهیدشان را تاب نیاورده و به خیل آنها پیوستند.

uii0eydeaur9xwlupki

 

حاتم آزادبخت

 

با تشکر از آقای مجتبی آزادبخت

 

درج شده توسط : بهزاد باقری / دبیر سرویس شهدا و منتظران " میرملاس نیوز "bagheri1348@yahoo.com

دیدگاه ها

اللهم عجل سریعاشهادتی در گفته :

آخرين اعزام به جبهه
آخرين نهار را با شهيد صرف نموديم اشك در چشمانش حلقه زد از او پرسيدم چرا گريه مي كني چون تو هر وقت به جبهه رفته اي خوشحال و خندان بوده اي درجواب گفتند به خدا قسم اين آخرين سفر من به جبهه است و مي دانم كه شهيد مي شوم به من الهام شده است كه بعد از شهادت من خانه ام بمباران مي شود و پسر كوچكم امين مجروح مي شود ولي نمي دانم كه بعد از من چه كسي به داد او خواهد رسيد.
بعد از چهلم شهيد بود كه منزل ما مورد اصابت بمبهاي هواپيماهاي عراق قرار گرفت و فرزند كوچكم امين از ناحيه چشم مجروح كرديد به اين امر پي برديم كه عارفان و عاشقان راستين خدا كه به درجه رفيع شهادت نائل شده اند همگي از حوادث بعد از خود خبر داشتند،به طوري كه تمام الهامات شهيد حاتم به واقعيت پيوست.

شادی روح سالکان الی الله وعارف کوی یار شهید معظم حاتم آزادبخت قرائت کن سوره الرحمن .

ابراهیمی در گفته :

روحش شاد و یادش گرامی باد .

اللهم عجل سریعاشهادتی در گفته :

باسلام خدمت کلیه پیروان راه راستین شهدا وهمرزمان وخانواده های معظم ومعزز شهدای سرافراز .
راوی خاطره فوق (آخرین اعزام به جبهه)همسرمکرمه شهید والامقام حاتم آزادبخت می باشد.

کريم امرايي در گفته :

اقامجتبي:يادگاردوست بااخلاص وخوش اخلاقمان شهيدحاتم ازادبخت /سلام وعرض ارادت
وقتي خاطره ات رامي خواندم اشک درچشمانم حلقه زدبياداشک هاي چشمان قشنگ ومعصومت به هنگام شهادت پدربزرگوارت افتادم
برايت ارزوي موفقيت درتمام سطوح زندگي رادارم /شادي روح شهداءصلوات

مجتبی آزادبخت در گفته :

با عرض سلام و ادب و آرزوی توفیق از درگاه باری تعالی برای جنابعالی که از یادگاران و مجاهدین سالهای غرور آفرین حماسه و دفاع مقدس ایران اسلامی می باشید . جناب آقای امرایی ، از ابراز لطف شما سپاسگزارم و امیدوارم که بتوانیم رهروان صدیق راه شهدا باشیم.

س.م.والی پور در گفته :

خداوندکلیه شهدای شهرمان ،علی الخصوص شهید حاتم آزادبخت را باشهدای کربلا محشورگرداند. باتشکراز زحمات بیدریغ آقا سعیدبالنگ

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت "میرملاس نیوز " mirmalas@gmail.com در گفته :

ممنون از حضورتون آقای والی پور

مجتبی آزادبخت در گفته :

جناب آفای والی پور سلام علیکم و رحمت الله . از ابراز لطف شما سپاسگزارم

ج نظریان در گفته :

سلام این شهیدوالا مقام انسانی وارسته وسرزنده وهمیشه تبسمی برلب بود،این شهید ازافتخارات کوهدشت وطایفه بزرگ آزادبخت است،ایشان دارای روح بزرگی ومردم دار بود،این شهیدعزیزازدوستان خوب وصمیمی ابویم بود. روح بلندشان شادویادوخاطره اش گرامی باد.درودبرشماسعیدآقای دوست داشتنی

مجتبی آزادبخت در گفته :

جناب آقای نظریان سلام علیکم و رحت الله، از ابراز لطف و محبت جنابعالی کمال تشکر را دارم. توفیق روز افزون جنابعالی و خانواده محترمتان را از پروردگار بزرگ مسئلت می نمایم

مراد‏ ‏سوری در گفته :

سلام‏ ‏ودرود‏ ‏خداوند‏ ‏تبارک‏ ‏وتعالی‏ بر‏ ‏شهید‏ ‏مهربان‏ ‏و‏ ‏مخلص‏و‏ ‏شجاع‏ ‏.‏ ‏حاتم‏ ‏ازادبخت‏ ‏که‏ ‏در‏ ‏منطقه‏ ‏ماهوت‏ ‏عراق‏ ‏در‏ ‏سال‏ ‏۶۶ به‏ ‏فیض‏ ‏عظمایی‏ ‏شهادت‏ ‏رسید‏ ‏.‏ ‏مجتبی‏ ‏عزیز‏ ‏‏ ‏من‏ ‏در‏ ‏زمان‏ ‏شهادت‏ ‏پدرت‏ ‏همراه‏ ‏او‏ ‏بودم‏ ‏.‏ ‏روز‏ ‏قبل‏ ‏از‏ ‏شهادتش‏ ‏در‏ ‏دره‏ ‏اولاق‏ ‏لو‏ ‏عراق‏ ‏بودیم‏ ‏.پدرت‏ ‏عزیزت‏ ‏به‏ ‏چادر‏ ‏ما‏ ‏آمد‏ ‏حال‏ ‏و‏ ‏هوای‏ ‏شهادت‏ ‏پیدا‏ ‏کرده‏ ‏بود‏ ‏.دقیق‏ ‏یادم‏ ‏نیست‏ ‏خودم‏ ‏بودم‏ ‏یا‏ ‏یکی‏ ‏دیگر‏ ‏از‏ ‏همرزمان‏ ‏از‏ ‏او‏ ‏پرسید‏ ‏.آقای‏ ‏آزادبخت‏ ‏گرفته‏ ‏ای‏ ‏سرحال‏ ‏به‏ ‏نظر‏ ‏نمیایی.‏ ‏آن‏ ‏شهید‏ ‏عزیز‏ ‏در‏ ‏حالی‏ ‏که‏ ‏متفکرانه‏ ‏دست‏ ‏به‏ ‏محاسن‏ ‏زیبایش‏ ‏می‏ ‏کشید‏ ‏گفت‏ .حالم‏ ‏عادی‏ نیست‏ ‏.شب‏ ‏همان‏ ‏روز‏ ‏به‏ ‏ملکوت‏ ‏اعلی‏ ‏پیوست‏ ‏.مجتبی‏ ‏عزیز‏ ‏دوست‏ ‏دارم‏ ‏دلبند‏ ‏دوست‏ ‏شهیدم‏ ‏‏را ‏‏زیارت‏ ‏کنم‏ ‏.هر‏ ‏موقعی‏ ‏به‏ ‏خرم‏ ‏اباد‏ ‏آمدی‏ ‏من‏ ‏در‏ ‏دانشگاه‏ ‏علو‏ ‏پزشکی‏ ‏خرم‏ ‏ابادم‏ ‏سری‏ ‏به‏ ‏ما‏ ‏بزن‏ ‏.سراافراز‏ ‏وپاینده‏ ‏باشید ‏‏

مجتبی آزادبخت در گفته :

جناب آقای سوری سلام علیکم و رحمت الله. از ابراز لطف جنابعالی کمال تشکر و قدردانی را دارم. بی شک عزتی بالاتر از شهادت در راه خدا نبوده و خداوند سبجان مژده لقای خویش را به بنده برگزیده برای شهادتش می دهد که همین مژده وصل، حالات روحی شهدا قبل از شهادت را از معنویت وصف ناپدیری برخوردار می نماید . انشاالله به شرط بقا عمر ، سعادت دیدار جنابعالی را داشته باشم.

مرادعلی در گفته :

خدایا ما را از ادامه دهندگان راه شهدا قرار بده

سید محمدصادق محمدی وفایی در گفته :

استاد شهید مطهری (ره)

شهادت به حکم این که عملى آگاهانه و اختیارى است و در راه هدفى مقدّس است و از هر گونه انگیزه‏ى خودگرایانه منزّه و مبراست، تحسین‏انگیز و افتخارآمیز است و عملى قهرمانانه تلقّى مى‏شود. در میان انواع مرگ و میرها این نوع از مرگ است که ارزش آن از حیات و زندگى برتر و مقدّس‏تر است .
وظیفه مهم ما گام برداشتن در راه نورانى شهدا و الگو قرار دادن آنها در زندگى است. دفاع از دین و ارزش هاى الهى و اسلامى و انجام وظایفى که از طرف خداوند به عنوان مسلمان مؤمن بر عهده ما گذاشته شده و منطبق کردن برنامه زندگى با دستورات دین و قرآن و سنت معصومین (ع) همان راه روشن و سعادت بخش شهدا است. اگر در این راه گام برداریم در مسیر شهادت قرار گرفته ایم و از ثواب و پاداش شهیدان بهره مند مى شویم هر چند به شهادت هم نرسیم. باید روحیه شهید و شهادت را همواره در وجود خویش حفظ کنیم و این وظیفه مهم کنونى ما است. اگر در راه شهدا و در مسیر تحقق بخشیدن به هدف عالى آنها که همان حاکمیت دین الهى و دستورات قرآن و ایجاد جامعه اى توحیدى و اسلامى گام برداشتیم، به مسؤلیت مهم خود عمل شویم هر چند به ظاهر به شهادت هم نرسیم. همین روحیه موجب مى گردد که اگر زمانى زمینه شهادت و جانبازى در راه خدا فراهم گردد، با شوق و اشتیاق این مقام را پذیرا باشیم

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت "میرملاس نیوز " mirmalas@gmail.com در گفته :

سپاس از حضورتون حاج آقا
التماس دعا

در كنار همه عكس ها، عكس هفتم جالب و پر از رمز و راز است . براي حقير كه افتخار آشنايي و معاشرت با خانواده شهيد را داشته ام تلخ ودردناك است كه يادآوري كنم امين آقا ( كوچك ترين فرزند شهيد حاتم ) در سنين خردسالي پدر را از دست داد . اگرچه اين تلخي با شيريني ديدن امين كه امروز جوان برومند و محجوبي است قدري تعديل مي شود .
در عكس هفتم امين است كه در آغوش پدر مي خندد و دلبري مي كند . امين خردسال چند ماه بعد خود بر اثر اصابت تركش در بمباران كوهدشت از ناحيه چشم مجروح شد و از سنين طفوليت و نوباوگي جانباز جنگ تحميلي و استقلال ميهن است و اين برش حيرت انگيز ديگري از تاريخ انقلاب ماست . قطعه اعجاب آور و رازآلود ديگري از راه ما . مينياتور پرشكوهي از جلالِ جنگ و به تعبير آقامصطفي چمران : جمالِ دفاع
بهترين درودها بر بال ملائك برسد به روح پرفتوح اسوه وقار و نجابت و حيا، مظهر ادب و صفا، عبد صالح خدا ، زنده ي جاويد شهيد ” حاتم آزادبخت ”
و صميمانه ترين ارادت ها خدمت خانواده شهيد. فرزندان ذكور مجتبي ، ابوذر و امين ، خواهران گرامي شان كه در كودكي داغ پدر ديدند و مادر چون كوه استوارشان حاجيه خانم رحماني آزادبخت كه خواهر بزرگ تر همه ماست
و ممنون از زحمات ميرملاس

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت "میرملاس نیوز " mirmalas@gmail.com در گفته :

ممنون از حضورتون آقای عبد
ممنون میشیم اگر خاطرات و تصاویری که از شهدا دارید در اختیارمون بگذارید

مجتبی آزادبخت در گفته :

سلام علیکم و رحت الله. سپاسگزارم از ابراز لطف جنابعالی. قطعاً تاریخ دفاع مقدس سرشار از وقایع حیرت انگیزی است که جز مردان بزرگ قادر به خلق آن نبودند و این خلاقیت را مدیون مکتب عاشورا و کسب فیض از این واقعه ی عظیم و برکات خون سالار شهیدان (ع) می باشند.

آزادبخت تهران در گفته :

خوشا آنان که الله یارشان بی
به حمد وقل هوالله کارشان بی
خوشا آنان که دائم در نمازند
بهشت جاودان بازارشان بی

روحش شاد ویادش گرامی باد

حسن باقری همدان در گفته :

شهدا تک ستارگان شب ظلمانی این دوران هستند که بانور خود فطرت انسان را روشن میکنند کبوتران حریم آسمان وحدتندکه دلها را بهم پیوند میدهند .ای ستارگان درخشان تاریخ . نور وجود شما زینت بخش آسمان دنیاست . درود خداوند بر شهیدان درود خداوند برشهیدان شهرمان کوهدشت درود وسلام برسرداران شهید حاتم آزادبخت وعلیمحمد کوشکی درود بر خانواده معظم این شهیدان بزرگوار

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت "میرملاس نیوز " mirmalas@gmail.com در گفته :

سپاس از حضورتون آقای باقری
درود بر شما فرمانده دلاور که یادگار شهدا هستین

مجتبی آزادبخت در گفته :

سردار دلاور جناب حاج حسن باقری ، سلام علیکم و رحمت الله. از ابراز لطف جنابعالی کمال تشکر را دارم. بی شک وجود یادگاران با ارزش دفاع مقدس همچون جنابعالی و برادران بزرگوارتان ، گنجینه ای تمام نشدنی از یاد و خاطره و حماسه سازی مردان مرد ایران اسلامی بوده که تا ابد همچون خورشید در آسمان ایران روشنایی بخش زندگی ما می باشد. انشاالله رهروان صدیق شهدا باشیم

بهزاد باقری همدان در گفته :

سلام و درود خداوند به تمامی شهدا الخصوص شهید حاتم عزیز که همیشه بجای برادر بزرگتری برای ما بود
شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان
که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان
پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد
گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان
با صبا در چمن لاله سحر میگفتم
که شهیدان که اند این همه خونین کفنان
گفت حافظ من و تو محرم این راز نه ایم
از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان

مجتبی آزادبخت در گفته :

جناب آقای باقری سلام علیکم و رحمت الله، از ابراز لطف جنابعالی متشکرم. امیدوارم که خداوند متعال به جنابعالی و سایر رزمندگان عزیز خیر دنیا و آخرت و هم نشینی با شهدا را عنایت فرماید

رحیم جعفری در گفته :

سلام، امام خمینی (ره) من به جرآت مدعی هستم که ملت ایران وتوده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله ص وکوفه وعراق درعهد امیرالمومنین ع وامام حسین ع میباشد.یکی از شاخصهای این کلام قاطع امام ایثارگریهای شهدا ورزمندگان عزیز است وشهید حاتم آزادبخت هم نمونه ای تام وتمام از شهادت وایثار است واز افتخارات ارزشمند وبا اخلاص منطقه است روحش شاد وتشکر از آقا سعید عزیز . فرزندان برومند و شایسته ایشان هم خوشبختانه در تهران و جاه های دیگر ضمن حفظ انیشه های پدر باعث افتخار ایران سرافراز هستند.

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت "میرملاس نیوز " mirmalas@gmail.com در گفته :

ممنون از حضورتون حاج آقا

مجتبی آزادبخت در گفته :

جناب آقای جعفری سلام علیکم و رحمت الله، از ابراز لطف جنابعالی متشکرم. خون پاک شهیدان دارای برکاتی می باشد که قطعاً عزت و سربلندی ایران اسلامی جز با این برکات میسر نگردیده است . انشاالله مورد شفاعت شهدا قرا گیریم.

هادی قبادی در گفته :

با درود فراوان بر شهید گرانقدر حاتم آزادبخت آن اسوه اخلاص و شهامت
آن روزها را هیچگاه فراموش نمی کنم ، زمستان سال ۱۳۶۶منطقه پوشیده از برف با ارتفاعات سر به فلک کشیده و شرایط آب و هوایی بسیار سرد آن منطقه کوهستانی به گونه ای که هر گروهانی در یک زمان ۱۲ ساعته وظیفه پدافند ارتفاعات الاغلو را به عهده داشت و این نشانگر سختی آن بود به طوری که برای پدافند ،سنگری وجود نداشت بلکه محل استقرار چاله ها و گودال هایی بود پوشیده از برف با ظرفیت نشستن دو نفر با تکه مشمایی برای بر سر کشیدن که نیرو می باید آن مدت را در آن شرائط سپری کند . از طرفی چون منطقه در دید دشمن بود جابجایی گروهان ها برای استقرار در محل مأموریت پدافندی می باید در تاریکی صورت گیرد یعنی صبح قبل از طلوع آفتاب و غروب بعد از تاریک شدن هوا . ما در گروهانی بودیم که فرماندهی آن را شهید ابراهیمی به عهده داشت ، سر شب در بالای ارتفاع در درون آن سنگرها مستقر و صبح هم قبل از طلوع آفتاب منتظر گروهان بعدی بودیم که شهید حاتم آزادبخت فرماندهشان بود ، فرمانده عزیزی که همه برایش احترام خاصی قائل بودند.
جابجایی قدری بطول انجامید به گونه ای که هوا در حال روشن شدن بود و دشمن هم که متوجه جابجایی شده بود شروع کرد به شلیک خمپاره ، به صورتی که نیروها زمینگیر شده و حرکت ستون به سختی صورت می گرفت . شهید ابراهیمی فریاد می زد نیروها سریع تر بسمت پایین ارتفاع بدوند . ما که به سمت پایین می رفتیم تندتر می دویدیم اما نیروهای جایگزین در شرائط سخت تری بودند ، آتش دشمن هم خیلی سنگین شده بود . در این هنگام چند خمپاره به ستون نیروها اصابت کرد و فرمانده مخلص حاتم آزادبخت که در حال هدایت نیروهایش به بالای ارتفاع بود به شهادت رسید . من و چند نفر دیگر به همراه فرمانده مان حمید ابراهیمی بر بالینش رفتیم در همان لحظه به شهادت رسیده بود در آن شرائط به هیچ عنوانی امکان انتقال به پشت خط نبود و توقف نیروها تلفات را بیشتر می کرد لذا شهید ابراهیمی سریع باقیمانده نیروهایش را به پایین هدایت کرد و به من گفت : من برمی گردم بالا برای هدایت نیروهای شهید حاتم آزابخت ، شما خودت را برسان به چادر فرماندهی لشگر و به حاج نوری شهادت او و برگشت مراخبربده .

********************************************
با آرزوی علو درجات آن سردار شهید
به فرزندان عزیزش خصوصاً آقا مجتبی ، آقا ابوذر و آقا امین و همسر صبورش عرض ادب می نمایم .

امین آزادبخت در گفته :

جناب آقای قبادی عرض سلام و ادب این برادر کوچکتان را پذیرا باشید. از ابراز محبت و لطف شما سپاسگزارم
امیدوارم با توکل بر خداوند متعال و توجهات حضرت ولی عصر (عج) ادامه دهنده راه پرخیر و برکت اثار و شهادت باشیم انشالله

حسین پیرزادی در گفته :

درود خداوندبرهمه شهیدان،به ویژه شهیدان شهرمان کوهدشت قهرمان.
درودخدابرخانواده شهیدگرانقدر سردارحاتم آزادبخت وفرزندش امین آقا،که هم افتخارجانبازی دارند وهم مدال خانواده شهیدبودن رادارند.
رشادت ها ودلاورمردی های سردارشهید حاتم آزادبخت درکنار مهربانی هاوگذشت هاوخوش اخلاقی ایشان هیچ وقت فراموش نمی شود.روحش شادویادش گرامی باد.
آرزوی توفیق وسربلندی برای فرزندان عزیزش را ازخداوندبزرگ خواستارم.
ودرپایان به روح بلندوپاک شهید علی محمدکوشکی نیزدرود می فرستم.وازتلاش های بی وقفه وشبانه روزی سایت میرملاس بسیار سپاسگذارم.

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت "میرملاس نیوز " mirmalas@gmail.com در گفته :

سلام آقای پیرزادی
ممنون از حضورتون

امین آزادبخت در گفته :

جناب آقای پیرزادی عرض سلام و ارادت اینجانب را از راه دور پذیرا باشید. از لطف جنابعالی ممنونم. امیدوارم که به حق خون پاک شهیدان بتوانیم روز به روز بر عزت و سربلندی ایران اسلامی بیفزاییم انشالله

مرتضی قبادی در گفته :

شهید سید مرتضی آوینی:

هرشهید کربلایی دارد … خاک آن کربلا …. تشنه خون اوست…. و زمان انتظار می کشد تا پای آن شهید بدان کربلا برسد و آنگاه….

خون شهید ، جاذبه خاک را خواهد شکست و ظلمت را خواهد درید و معبری از نور خواهد گشود و روحش را از آن ، به سفری خواهد برد

که برای پیمودن آن هیچ راهی جز شهادت وجود ندارد……

http://gordanmohebin.mihanblog.com

مرتضی قبادی در گفته :

ای شهید

ای روشنای خانه امید، ای شهید
ای معنی حماسه جاوید، ای شهید
چشم ستارگان فلک از تو روشن است
ای برتر از سراچه خورشید ای شهید
« زهره » به نام توست غزلخوان آسمان
با یاد توست مشعل « ناهید » ای شهید
« قد قامت الصلاه » به خون تو سکه زد
در گسترای ساحت تحمید ای شهید
تیغ سحر زجوهره خونت آبدار
گشت و شکست لشکر تردید، ای شهید
آئینه‌دار خون تو اند آسمانیان
رنگین‌کمان به شوق تو خندید ای شهید
ایمن شدند دین و وطن تا به رستخیز
فارغ شدند زآفت تهدید، ای شهید
در فتنه‌خیز حادثه‌ها جان پناه ماست
بانگی که در گلوی تو پیچید، ای شهید
صرافی جهان زتو گر نقد جان گرفت
جام شهادتش به تو بخشید، ای شهید
نام تو گشت جوهر گفتار عارفان
« عارف » زبان گشوده به تأکید، ای شهید

حسن يگانه در گفته :

حوالي اذان صبح بود درپايين كوه بوديم دشمن متوجه حضور جابجاي ماشدبه صورت ستوني حركت مي كرديم شهيد حاتم پشت سرمن بودندهوا درحال روشن شدن بود شهيد به من فرمودندحركت كن من برم جلو ستون ببينم چه خبره كه دشمن مارو زير گلوله هاي خمپاره قرار داد چندين نفر از همرزمان ازشهرهاي ديگروشهيدحاتم وشهيد بسه پورهم دركنار هم به شهادت رسيدند خداوند به فرزندان شهيد آزادبخت سلامتي عنايت كند انشاءاله كه يادگاري ارزشمند ي براي پدر باشند.از خواهر زاده عزيزمان سعيد بالنگ تشكر مي كنم كه مارا به خاطرات آن دوران ميبردخاطرات آن دوران براي مامثل مصائب كربلااست خداوند شهداي مارابا شهداي كربلا محشور وهمنشين كند.

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت "میرملاس نیوز " mirmalas@gmail.com در گفته :

سپاس از حضورت دایی جان
برایتان آرزوی سلامتی و موفقیت دارم

مجتبی آزادبخت در گفته :

جناب آقای یگانه سلام علیکم و رحمت الله. ممنون و سپاسگزارم از ابراز لطف جنابعالی. همنشینی با شهدا سعادتی است که خداوند سبحان به بندگان خالص و بی ادعای خویش همانند شما عطا فرموده و این سعادت خیر دنیا و آخرت را در پی خواهد د اشت.

مصیب ازادبخت در گفته :

درود بریادگار جبهه های جنگ اقا ی حاج حسن یگانه عزیزمدااح اهل بیت که همیشه درمراسمات مذهبی ازشهدا ورزمندگان کوهدشتی یادمی کند.درپناه حق موفق باشید

حسن يگانه در گفته :

برادرعزيزم مصيب آزادبخت خادم اهل بيت عصمت وطهارت ازلطف شما تشكر ميكنم انشاءاله كه خداونداين نوكري ها را از همه ما قبول كند.

حسين اماني در گفته :

اي كاش در عصر اين مردان خدايي مي زيستيم
افسوس…

هادی قبادی در گفته :

باسلام بر حسین آقای عزیز
امثال بنده باید افسوس بخوریم که با آنها بودیم و از قافله جا ماندیم
چندی پیش در پاسخ به جوانی که او هم مشابه شما ناله سر داده بود نوشتم که :
انسان باید همیشه بین خوف و رجاء باشد . در همه سالهای پس از جنگ ، خدا می داند خوف ، بیشتر بر من مستولی بوده است که چرا ما از کاروان ره یافتگان جا ماندیم . اما اخیراً با تمام ناملایماتی که در کشورمان وجود دارد من امید و رجایم بیشتر شده بخاطر ظهور نسلی جنگ ندیده اما دردمند و دغدغه ارزشهای راستین آن دوران پرافتخار داشته و اهل شعور ونه شعارهای دروغین گوش فلک کر کرده .
نمی دانم شاید امثال ما مانده ایم و سالها غم هجران یاران مان را به دوش کشیده ایم تا امروز مشوّق این نسل نوظهور که خدای شهیدان نگه دارشان باشد باشیم . نمی دانم ای کاش که این چنین باشد .

میرزاپور در گفته :

سلام خدا بر شهیدان ، سلام خدا برمجاهدان راه حق ، سلام خدا بر آن کسانی که که آن حماسه وشور را آفریدند .
سلام ودرود بر روح بلند و ملکوتی سردارشهید حاتم آزادبخت دایی عزیز‏ مهربان‏ ‏و‏ ‏مخلص‏و‏ ‏شجاع‏ ام . وصمیمانه ترین ارادت ها خدمت پسر دایها ودختر دایها.که ادامه دهنده راه پدر بزرگوارشان هستن.وعرض ادب واحترام خدمت زن دایی صبورواستوارام. ممنون از زحمات میرملاس

مجتبی آزادبخت در گفته :

جناب آقای میرزاپور سلام علیکم و رحمت الله. ممنون از ابراز لطف شما. انشاالله راه شهدا را ادامه داده و با شهدا محشور شویم

امین جمشیدی در گفته :

و او می رفت آهسته به سوی خاکریز عشق
جبهه از حضور او پر از احساس باور بود

دو چشمش خیس از اشک و دلش لبریز از احساس
میان جمع بود اما دل او جای دیگر بود

عجب حال عجیبی داشت آن شب در دل سنگر
و او آماده پرواز مثل یک کبوتر بود

زمان حمله نزدیک و همه آماده رفتن
نوای کاروان آن شب پر از الله اکبر بود

چپیه روی دوش او به سر سربند یا حیدر
و او در کارزار جنگ چو سربازی دلاور بود

زمین دریایی از خون شد،زمرگ لاله های سرخ
و او مانند یک ماهی به شط خون شناور بود

که ناگه ترکشی خورد و تبسم کرد و پرپر شد
از او در ذهن من باقی، همان لبخند آخر بود.

ناشناس در گفته :

بسم رب الشهدا و الصدیقین

درودبر شهیدان جنگ تحمیلی بردلاوران لرستان وبخصوص شهید حاتم آزادبخت

مجتبی آزادبخت در گفته :

سلام علیکم و رحمت الله. ممنون از ابراز محبت شما

مجتبی آزادبخت در گفته :

با عرض سلام و ادب خدمت تمام سروران و بزرگوارانی که نسبت به مقام شامخ شهید حاتم آزادبخت ادای احترام نموده و اینجانب و خانواده ام را مورد لطف و عنایت قرار داده اند کمال تشکر و قدردانی را می نمایم. بی شک تاریخ ایران اسلامی یاد و خاطره رشادت ها و حماسه های خلق شده به واسطه فرزندان غیور و برومندش را از یاد نخواهد برد و به فرموده مقام معظم رهبری (مدظله العالی) هر شهید پرچمی برای استقلال و شرف این ملت است. امید است که با الطاف بیکران الهی و در سایه ی عنایات حضرت ولی عصر (عج) ادامه دهنده راه شهدا و ایثارگران سرافراز ایران اسلامی باشیم.
بدین وسیله از جنا آقای آزادبخت، مدیریت محترم و جناب آقای بالنگ دبیر محترم سرویس ایثار و شهادت سایت وزین میرملاس نیوز که به نحو شایسته نسبت به بیان فرهنگ ایثار و شهادت و زنده نگهداشتن یاد و خاطره شهدای گرانقدر شهرستان کوهدشت اقدام نموده اند ، کمال تشکر و قدر دانی را دارم.
امیدوارم که راه شهدا را ادامه داده و شاهدعزت و سربلندی روز افزون ایران اسلامی باشیم .

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت "میرملاس نیوز " mirmalas@gmail.com در گفته :

درود بر روح بلند سردار شهید حاتم آزادبخت
مجتبی جان شما فرزندان شهدا یادگاران ارزشمندی هستین که به فرموده امام خمینی (ره) : خانواده شهدا، چشم و چراغ این ملتند.
با آرزوی سلامتی و موفقیت روزافزون برای شما و سایر فرزندان سردار شهید حاتم آزادبخت

دارابی در گفته :

آفای بالنگ با سلام لطفاً عارف بزرگوار سردار جعفر یگانه را وارد مرور خاطرات جنگ کنید

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت "میرملاس نیوز " mirmalas@gmail.com در گفته :

سلام آقای دارابی
چشم حتما باهاشون صحبت میکنم
شما هم خاطرات و تصاویر رو در اختیارمون بگذارید

ناشناس در گفته :

مرحبا آقاي دارابي
پيشنهاد شايسته اي است
درود خدا بر حاج جعفر
درود خدا بر حاج جعفر
درود خدا بر حاج جعفر

هادی قبادی در گفته :

باسلام بر دارابی عزیز
سال گذشته خاطرات مختصری از آقای یگانه ضبط شد که در فرصت مناسبی به آقای بالنگ ارائه خواهد شد .
امسال هم با بزرگواری تمام ، آلبوم تصاویر و آرشیو مکاتباتشان را در اختیار قرار دادند که اسکن شده و گزارش مختصر آن در وبلاگ یاد نیکان آمده است .
http://www.yadenikan.blogfa.com/

مجید سوری در گفته :

سلام درود خدواند بر روح همه ی شهدا بویژه سر دار شهید حاتم آزادبخت که عشق به لقای دوست و وصال یار را در اوج ایثار و از خود گذشتگی قرار داده بود . از خدای متعال می خواهم که به ما توفیق درک مقامات معنوی رزمندگان و شهیدان را عنایت فرماید.

مجتبی آزادبخت در گفته :

جناب آقای سوری سلام علیکم و رحمت الله. سپاسگزارم از ابراز لطف جنابعالی.

سالارنصيري قرعليوند در گفته :

درود خدابرهمه شهيدان جنگ و شهيد والامقام حاتم آزادبخت كه آن روز(روز شهادتش)بنده در منطقه بودم براي فرزندعزيزشان آقاامين وخانواده محترمشان آرزوي سلامت دارم .

امین آزادبخت در گفته :

عرض سلام و ادب خدمت جناب آقای نصیری ، ممنون از بذل توجهات جنابعالی . از درگاه پروردگار متعال عزت، سلامت و سربلندی شما را خواستارم

عظیم ازادبخت در گفته :

سلام درود خدا بر همه مجاهدان خط سرخ شهادت .آنهای که آرزوی شهادت را داشتند شهید شدند یقینا شهید حاتم آزادبخت هم یکی از آن سرداران بود یادش به خیر .

مجتبی آزادبخت در گفته :

جناب آقای آزادبخت سلام علیکم و رحمت الله. از ابراز محبت جنابعالی متشکرم.

نعمتپور در گفته :

ما هر چه داریم از این شهدا داریم /عزت افتخار

ناشناس در گفته :

همين طور است

امین آزادبخت در گفته :

السلام علیک یا اباعبدالله (ع)
ضمن عرض سلام و ادب خدمت تمام عزیزان و بزرگوارانی که با جملات زیبا به بیان احساسات پاک خویش در مقام شهید والامقام حاتم آزادبخت پرداخته و خانواده شهید و بنده به عنوان کوچکترین فرزند ایشان را مورد لطف و عنایت قرار داده ، متشکر و سپاسگزارم.
انشالله فردای قیامت مورد شفاعت شهدا قرار بگیریم
برادر بالنگ و برادر آزادبخت خدا قوت ، زحماتتان مورد قبول خداوند متعال

ناشناس در گفته :

داش امين ! خيلي چاكريم

امین آزادبخت در گفته :

ممنون برادر

ن.آزادبخت در گفته :

سلام و دورود بی کران بر پیکرهای عاشورایی شهیدان ایران اسلامی
دورود بر قله اهی سر به فلک ساییده سرداران رشید جوانمردی، عزت، شرف و خداخواهی
به راستی خامه بر خود می شکند آنگاه که بر آن است تا به پندار خود به یاد خوبان امین درگاه حق، یعنی شهیدان مظلوم، بر این سرای فانی یاد و یادگاری بنگارد شاید سپاس بگزارد و ووظیفه شناسی نماید.
از حاتم آزادبخت آن سردار بی ادعا، مردم مدار و پرهیزگار و مخزن مهر، صفا و سرزندگی چه می توان گفت. از جنس همین مردم خوب و عادی پیرامون ما بود. با آن سیمای جذاب مظهر اقتدار و ابهت کم نظیر در برابر دشمن بود اما در بین بسیجیان او را «دایی حاتم» می شناختند. بر چوبدستی خود به جای جنگ افزار تکیه می کرد و فضای پیرامونی به ظاهر خشن را به شدت دلنشین،پر نشاط و گوارا می نمود. از نخستین پاسدارانی بود که در تقویت نظم و نظام و توانمندسازی مهارت های نظامی عزیزان پاسدار نقش آفرین بود. بی تردید او مزد فروتنی، اخلاص، پاکبازی، مردم گرایی، عشق به خاندان عصمت و طهارت (علیه السلام) را با مدال شهادت دریافت نمود. او در راه سرداران شهیدی چون علی محمد کوشکی مرگ شکار و بی باک، فیروز و حجت اله سرتیپ نیا دلیر و شجاع، حمیدرضا ابراهیمی مظلوم و دلاور، علی مروت طرهانی آزادبخت و علی مردان آزادبخت مهربان و قهرمان، حسین کریمی(شاه طهماس یار کفراج) مظلوم و خستگی ناپذیر، یوسف زاده، شمس اله اهرود، حمید سوری خدا باور و با صفا و …جام می وصال جانان را سر کشید و جاودانه شد. حاتم جان! یادت سپیده دمی است که بر کنگره های جانمان می درخشد. متبرک باد نامت! خدایا ما را شرمنده راه و مرامشان منما.
دایی حاتم عزیزم! امید فراوان داریم خدای بزرگ شما را بر سفره برترین نیکان و پاکان عالم همنشین و ما را نیز وامدار شفاعت شما فرماید (انشاالله)

امین آزادبخت در گفته :

عرض سلام و ادب خدمت جناب آقای آزادبخت، ابراز لطف شما را صمیمانه سپاسگزارم. بی شک تاریخ ایران به وجود مردان مردش که در 8سال دفاع جانانه با دست خالی ولی قلبی پر از امید و یاد خداوند متعال ، حماسه ها آفریده ، افتخار خواهد کرد . تمام شهدا مظهری از جلوه ی قدرت پروردگار بوده که تا ابد همچون خورشید تابناک روشنایی بخش راه و زندگی دنیوی و آخری ما می باشند . انشاالله رهروان صدیق راه شهدا و نیکان عالم باشیم

ن.آزادبخت در گفته :

سلام و دورود بی کران بر پیکرهای عاشورایی شهیدان ایران اسلامی
دورود بر قله های سر به فلک ساییده سرداران رشید جوانمردی، عزت، شرف و خداخواهی
به راستی خامه بر خود می شکند آنگاه که بر آن است تا به پندار خود به یاد خوبان امین درگاه حق، یعنی شهیدان مظلوم، بر این سرای فانی یاد و یادگاری بنگارد شاید سپاس بگزارد و ووظیفه شناسی نماید.
از حاتم آزادبخت آن سردار بی ادعا، مردم مدار و پرهیزگار و مخزن مهر، صفا و سرزندگی چه می توان گفت. از جنس همین مردم خوب و عادی پیرامون ما بود. با آن سیمای جذاب مظهر اقتدار و ابهت کم نظیر در برابر دشمن بود اما در بین بسیجیان او را «دایی حاتم» می شناختند. بر چوبدستی خود به جای جنگ افزار تکیه می کرد و فضای پیرامونی به ظاهر خشن را به شدت دلنشین،پر نشاط
و گوارا می نمود. از نخستین پاسدارانی بود که در تقویت نظم و نظام و توانمندسازی مهارت های نظامی عزیزان پاسدار نقش آفرین بود. بی تردید او مزد فروتنی، اخلاص، پاکبازی، مردم گرایی، عشق به خاندان عصمت و طهارت (علیها سلام) را با مدال شهادت دریافت نمود. او در راه سرداران شهیدی چون علی محمد کوشکی مرگ شکار و بی باک، فیروز و حجت اله سرتیپ نیا دلیر و شجاع، حمیدرضا ابراهیمی مظلوم و دلاور، علی مروت طرهانی آزادبخت و علی مردان آزادبخت مهربان و قهرمان، حسین کریمی(شاه طهماس یار کفراج) مظلوم و خستگی ناپذیر، حسن رضا یوسف زاده، شمسعلی اهرون، حمید سوری خدا باور و با صفا و …جام می وصال جانان را سر کشید و جاودانه شد. حاتم جان! یادت سپیده دمی است که بر کنگره های جانمان می درخشد. متبرک باد نامت! خدایا ما را شرمنده راه و مرامشان منما.
دایی حاتم عزیزم! امید فراوان داریم خدای بزرگ شما را بر سفره برترین نیکان و پاکان عالم همنشین و ما را نیز وامدار شفاعت شما فرماید (انشاالله)

ز-کونانی در گفته :

یاد و خاطرات مرحوم حاتم آزادبخت در شب های قبل از عملیات بیت المقدس 2کردستان برایم فراموش نشدنی است که میگفت بچه ها هر شبی که سیب زمینی پخته بیارن اون شب عملیات است و همین طور بود روحش شاد باد…

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت "میرملاس نیوز " mirmalas@gmail.com در گفته :

ممنون از حضورتون آقای کونانی
ممنون میشیم اگر تصاویر و خاطرات ارزشمندتون رو در اختیارمون بگذارید

امین آزادبخت در گفته :

جناب آقای کونانی سلام علیکم. از ابراز لطف شما سپاسگزارم

زمان کونانی در گفته :

بنده یکی از جانبازان جنگ تحمیلی هستم در عملیاتهای مختلفی از جمله کربلای 5-فتح 5-نصر 8-بیت المقدس 2-حضور داشتم یاد و خاطرات عملیات بیت المقدس 2-مورخ6/11/66برایم فراموش نشدنی است قبل از شروع عملیات ما را به دره ای در میان کوه های سر به فلک کشیده عراق کنار یه رود خانه که پر از جنازه های عراقی بود اسکان دادن. هوا بارانی وبرفی بود اونجا چادر زدیم از بس که زمین پر از آب بود امکان نشستن در چادر امکان پذیر نبود برای اینکار از شاخ وبرگ درختان بلوط برای زیر انداز در داخل چادر وروی شاخ وبرگ نایلون کشیدیم فرمانده گردان روحش شاد آقای حمید رضا ابراهیمی بود و معاون گردان مرحوم آزادبخت .قبل از شروع عملیات مارا به 3دسته و گورهان تقسیم کردن فرماندهی ومعاون فرماندهی ودسته ها در یک چادر و بقیه بچه های گردان در چادرهای دیگر.چند تا ماشین ریو غنیمتی عراقی آماده کرده بودن که ما را به نزدیکی های خط عملیات منتقل کنند بی احتیاطی یکی از راننده ها که ماشین را کنار چادرها زده بود و ناچار در خواب استارت ماشین را زده بود و روی یکی از چادرها اومده بود که ناگهان شب ساعت 12سروصدایی بلند شد و ما همه بیدار شدیم و چرخ ماشین روی سر یکی از بچه ها که نمخوام اسمش را ببرم شهید شد و چندتا از بچه های دیگر همون چادر زخمی شدن.وهمون شب اونا رابه عفب برگردوندندکه ساعت 4صبح مارا آماده کردند و سوار همون ماشین های غنیمتی کردن و تا نزدیکی های دشمن که دیگر جاده ای نبود که با ماشین بریم .ناچار بودیم که پیاده شویم و با پیاده حرکت کنیم و به فاصله 2 متر از هم نزدیک به یک ساعتی زیر توپ وخمپاره های دشمن حرکت کردیم وبه پای تپه که دشمن در بالای آن قرا داشت رسیدیم که منو آقای ابراهیمی و مرحوم عباس درویشی تکاور گردان و مرحوم آزاد بخت جلو حرکت می کردیم و هر لحظه خمپارهای دشمن روی سر ما ریخته میشد و مجبور بودیم برای در امان ماندن. خود را بر روی زمین پهن میکردیم که من تیربار به دست داشتم و دوتا هم کمکی در حال حرکت بودیم.ناگهان یه گلوله کاتیوشا بغل ستون .جلو ما زد و همه روی زمین خوابیدن که سروصدای بچه ها بلند شد و آقای حاتم ازادبخت و عباس بسه پور و سه نفر دیگر از بچه ها که اسمشون فراموش کردم شهید شدن.و کمک تیر بارچی من که پشت سرم بود به همراه 10نفر ازبچه ها زخمی شدند خلاصه توی اون دره. دشمن از آتش زیادی علیه ما استفاده کرد و بالای تپه که رسیدیم نه سنگری بود و نه جان پناهی و دشمن در 100متری ما قرارداشت و مرتب تیر مستقیم میزد که ناچار بودیم با همون کلاه آهنی یه چاله ای برای خودمون کندیم که اون هم پر از آب و برف شد و مجبور بودیم در داخل سنگرهای پر از آب به دشمن تیر اندازی کنیم که تپه توسط گردان عاشورا و گردان های دیگر از دست دشمن تسخیر شد. یاد و خاطرات شهدای گردان گرامی باد

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت "میرملاس نیوز " mirmalas@gmail.com در گفته :

سپاس از حضورتون و همچنین تشکر بابت ذکر خاطره
آقای کونانی ممنون میشیم اگر خاطرات و تصاویر ارزشمند رو در اختیارمون بگذارید
لطفا شماره همراتون رو بگذارید تا تماس بگیریم خدمتون

هادی قبادی در گفته :

آقای کونانی
ممنون از اینکه باذکر برخی از جزئیات : جنازه عراقی ها ، نحوه انتقال به خط و استقرار در سنگرهایی پر از برف که بنده نیز به آن اشاره نموده ام و … زوایای بیشتری ازخاطرات آن روزها را زنده نمودی .
اگر با آقای بالنگ مرتبط شوید این مجموعه خاطرات کامل تر و زیباتر می شود .

مجتبی آزادبخت در گفته :

ایثارگر سرافراز جناب آقای کونانی سلام علیکم و رحمت الله. از ابراز لطف شما صمیمانه سپاسگزارم. انشاالله موفق و پیروز باشید.

ر.مهری قم در گفته :

سلام ودرود خدا برشهدا وشهید عزیز حاتم آزادبخت
هم خانواده محترم شهید وهم شهرمان به وجود چنین راست قامتان با اخلاص وبا اعتقادی باید افتخار کنند روح همه شهدا شاد وخدا بر درجاتشان بیفزاید امیدوارم چشم خیرشان به ماها باشد

امین آزادبخت در گفته :

جناب آقای مهری سلام علیکم از ابراز لطف جنابعالی سپاسگزارم. انشاالله مورد عنایت شهدا قرا بگیریم

امین آزادبخت در گفته :

جناب آقای مهری سلام علیکم از ابراز لطف جنابعالی سپاسگزارم. انشاالله مورد عنایت شهدا قرا بگیریم

علی مرادی در گفته :

در مورد سردار شهید حاتم ازادبخت فقط میتونم بگم که:
یعنی انسان باید خیلی خلوص نیت داشته باشد, یعنی انسان باید خیلی اعتقاد داشته باشد, یعنی انسان باید خیلی غیرت داشته باشد, یعنی انسان باید خیلی جوانمرد باشد, یعنی انسان باید خیلی وطن پرست باشد, یعنی انسان باید خیلی خیلی خیلی بزرگوار و از خودگذشته باشد تا مهربانانه از زن و بچه های خودش بگذرد و برای دفاع از همه و دفاع خاک و وطن به فرمان رهبرش لبیک بگوید و جان خویش را فدای جانهای دیگر کند.
انصافاً که در حق چنین دلاورمردانی بسیار ظلم شده و الحق که باید در مورد ایشان بیشتر از اینها ببینیم و بشنویم.

درود بر روح جوانمردت ای شهید دلاور شهید آزادبخت

با رزوی سلامتی برای خانواده محترم و فرزندان شهید

ضمن تشکر از آقای بالنگ به خاطر زحمات همیشگی و همه بچه های میرملاس. خدا قوت به شما عزیزان.

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت "میرملاس نیوز " mirmalas@gmail.com در گفته :

ممنون از حضورتون آقای مرادی
با آرزوی سلامتی و موفقیت روزافزون برای جنابعالی که با وجود دوری مسافت و مشغله فراوان اما همچنان سر می زنید
سپاس

امین آزادبخت در گفته :

جناب آقای مرادی سلام علیکم از ابراز لطف جنابعالی سپاسگزارم امیدوارم شرمنده خون پاک شهدا نباشیم و فردای قیامت مورد شفاعت این افلاکیان قرار بگیریم انشاالله

فلاح ازدلفان در گفته :

سال 66قرار بود مارا به گردان محبین بفرستند ،گفتند گردان محبین ظرفیتش تکمیل شده وباید گردان دیگری را از

رزمندگان کوهدشتی تشکیل دهند ونام گردان را عاشورا گذاشتند وما اولین رزمندگان آن گردان بودیم،شهید

حمیدرضا ابراهیمی فرمانده گردان یونس قبادی معاون گردان وشهید حاتم آزادبخت قائم مقام گردان .تعداد کمی

از بچه های پاسدار در گردان بودند به این خاطر من که بار دوم بود به جبهه رفته بودم تا آمدن یک پاسدار به

عنوانمسئول دسته انتخاب شدم .راستش را بخواهید خیلی خوشحال بودم اما می ترسیدم زیرا افراد زیادی از

نظر سنی بزرگتر ازمن در گردان بودند به این خاطر نزد شهید آزادبخت رفتم وگفتم :نه اینکه نتوانم دسته ای را

اداره کنم اما افراد زیادی بزرگتر از من هستند وخجالت می کشم به آنها دستور بدهم .ایشان در کمال مهربانی

به من گفت :توباید فرمانده همه ی گردان می شدی دسته که چیزی نیست اما به خاطر خودت یک نفر از بچه

های پاسدار را به عنوان فرمانده انتخاب می کنم وشما جانشین دسته باش.وباهم به میدات تیر رفتیم وبه من

شلیک آر پی چی را آموخت ،شلیک کردم اما تیرم نمی دانم به کجا رفت اما شهید آن چنان مرا تشویق می کرد

که انگار تانکی را زدم .
شهید علاقه بسیاری به طهارت ونماز داشت خدایش در جوار سالار شهیدان جای دهاد

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :