کد خبر : 45568
تاریخ انتشار : ۱۴ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۲:۱۷
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 844 بازدید

شهدای هفته سوم اسفند ماه

امام خمینی (ره) : شما پیروزید برای اینکه شهادت را در آغوش می گیرید آنهایی که از شهادت و از مردن می ترسند، آنها شکست خورده اند.   سردار شهید شمسعلی اهرون   شهیدان اسماعیل امرایی، اسفندیار پادروند، اسدمراد آقامحمدی و ابراهیم کوشکی شهیدان حمید خدادادی، حسین صفایی، آقارضاکونانی و ایرج میرزایی شهیده سمانه کونانی، […]

امام خمینی (ره) : شما پیروزید برای اینکه شهادت را در آغوش می گیرید آنهایی که از شهادت و از مردن می ترسند، آنها شکست خورده اند.

 

شمسعلی اهرون

سردار شهید شمسعلی اهرون

 

1

شهیدان اسماعیل امرایی، اسفندیار پادروند، اسدمراد آقامحمدی و ابراهیم کوشکی

2

شهیدان حمید خدادادی، حسین صفایی، آقارضاکونانی و ایرج میرزایی

3

شهیده سمانه کونانی، شهید سعید امرایی، شهیده زیبده گراوند و شهید رضا امرایی

4

شهید سید نورمراد رمضانی فرد، شهیده سوریه گراوند، شهیده سمیه سوری لکی ، سمت چپ شهید قدرت اله حسن پور

5

شهیده فروزان امرایی، شهیده فاطمه ملکی امرایی، شهیدان عزیزمراد مرادیان و صیدجعفر کونانی

6

شهید لطیف گراوند، شهیده گوهرتاج کرمی، شهید گودرز خدادادی، شهیده فریبا عباسی

7

شهیدان میرزابگ گرایی، مهرداد صفی پوریان، مسعود گراوند و محمدحسین امرایی

8

شهیدان یونس امرایی، یداله رستمی منفرد، وحید مهکی و نجفعلی گراوند

 

 

درج شده توسط : بهزاد باقری / دبیر سرویس شهدا و منتظران " میرملاس نیوز "bagheri1348@yahoo.com

دیدگاه ها

بهزاد باقری همدان در گفته :

چه زیبا از قفس پرواز کردند
مقام عشق را احراز کردند

دوا کردند درد خود پسندى
خدا داند همه اعجاز کردند

هوسها را سراسر سر بریدند
دو چشم از عشق بر حق بازکردند

سمندر وار آتش مى خریدند
عروج ازخویش چون شه باز کردند

خلوص خویش باخون مُهر کردند
سرودى از وفا آواز کردند

اگر چه در سکوتى ژرف خفتند
حیاتى نو زسر آغاز کردند

شهیدان شاهدان صدق و مستى
چه زیبا بر ملائک ناز کردند

شعری از شاعران دفاع مقدس تقدیم به شهدای کوهدشتی علی الخصوص شهدای هفته سوم اسفند ماه

ج نظریان در گفته :

یاسلام یادوخاطره این کبوتران عاشق گرامی باد.

س.م.والی پور در گفته :

یادوخاطره ی کلیه شهدا علی الخصوص شهید اهرون گرامی باد. آقای سعید عزیز به استحضارمیرساندکه تعدادی عکس ناب ازشهدا ورزمندگان تهیه کردم که انشاالله دراختیارآقای ابراهیمی قرارمیدهم لطفاًهماهنگی فرمائید.

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت "میرملاس نیوز " mirmalas@gmail.com در گفته :

خیلی ممنون از لطف و بزرگوای حضزتعالی بابت تصاویر
منتظر خاطرات ارزشمندتون هم هستیم

حکمت اله امانی در گفته :

سلام خدا بر شهیدان گرانسنگ
زمانی که جنازه شهیدان شمسعلی اهرون و ایرج میرزایی به کوهدشت رسید ، بعلت بمباران رژیم بعث افلقی صدام کافر ، مردم از شهرها مهاجرت کرده و بناچار در بیابانها و زیر چادرها با هزاران مشکل ، صبح را به شب می رساندند. بالطبع مغازه ها و از جمله پارچه فروشی های شهر هم تعطیل و به روستاها و … رفته بودند. بنابراین مغزه ای باز یا در دسترس نبود. یکی از دوستان فکر میکنم حاج محمد تیموری یک کفن در منزل داشت برای شهید اهرون آورده و من هم بهار سال ۱۳۶۳ به اتفاق شهیدان حاج محمد آزادبخت و حسن احمدپور (یادشان برای همیشه گرامی باد) ، به مشهد رفته و هرکدام یک کفن برای خومان خریدیم. با توجه به روایات و حسنات فراوانی که برای نوشتن دعای جوشن کبیر روی کفن شنیده و دیده بودم ، بمرور زمان آن دعای عظیم و پرفیض را روی آن کفن نوشته بودم. از طرفی چون دسترسی به مغازه ها و تهیه کفن برای دفن شهدا در آن روز کار سختی بود ، توفیق و سعادت یار و نصیبم شد تا به منزل رفته و آنرا با خودم به بهشت زهرا (س) آورده و شهید ایرج را با آن کفن کرده و سپس دفن کنیم. قسمت آن شد که شهید ایرج عزیز با کفن متبرک به حرم مولای مطهرمان علی ابن موسی الرضا علیه السلام و مزین به دعای زیبای جوشن کبیر با سرو و سالارش امام حسین علیه السلام ملاقات کند. لازم به توضیح است که جنازه شهید اهرون بعلت بمباران مرکز بسیج سپاه سردشت آنقدر از هم باز شده بود که بعضی از حاضرین معتقد بودند که جنازه نیازی به غسل ندارد. ولی با تلاش و همت زیاد جناب حاج محمد تیموری و بسختی آن جنازه مطهر را غسل و کفن نمودیم. روحشان با سید و سالار شهدای کربلا محشور باد.

حسن يگانه در گفته :

برادرامانی گرچه این خاطرات جانسوزندولی خوب است .دراین روزگاری که همه یه جورایی مشغول شده ایم وازآن روزگاران نه چندان دورفاصله گرفته ایم .ازشما بسیار تشکر می کنم مارا به آن دوران بردید.درقسمتی ازوصیت نامه شهید اهرون آمده خدایا مرگی را نصیبم کن که بدنم قطعه قطعه شود تادربرابرحضرت فاطمه
(س)خجالت نکشم.پاسگاه زید بودیم یادش بخیرشهیدایرج میرزایی معاون گردان محبین بود وماهم درخدمت آن شهیدبودیم.سلام به روح شهدای عزیزمان

رحیم جعفری در گفته :

سلام،درود بر این شهدای مظلوم ومخلص،شهید اهرون هم جزء شهدای با غیرت و انقلابی با جسارتی بود وعجیب متعصب و مخلص،یادش گرامی ویاد همه شهدای هفته سوم گرامی باد وروحشان شاد وتشکر از آقاسعید عزیز

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت "میرملاس نیوز " mirmalas@gmail.com در گفته :

ممنون از حضورتون حاج آقا

ابوذر سرتیپ نیا در گفته :

نمی توان از اهرون نام برد و از مظلومیت همسرش حرفی نزد نمی توان از دل سوخت ای دخترانش که دست نوازش بر سر نداشتند سخن به میان نیاورد.الحمد الله بزرگ شدندبا تمام سختی ها ،خواهرانم را میگویم فاطمه و سمیه خدا حفظشان کند. با هم همسایه بودیم یکی دو کوچه آن طرفتر، همسر شهید با مادرم درد دل می کرد سنگ صبور بود این زن، شیر زنی بود برای خودش، نمی دانند به همسر شهیدی ۱۷ ساله که با دو دختر تنها می مانند چه میگذرد، مظلومیت شمسعلی اینست نه شهادتش،خواستم به مانند شما عظمای جنگ و جبهه روایتگر باشم اما راوی بازماندگان شهیدان که شما از انها متاسفانه روایتی ندارید.

حضرت آقا: وقتی به ما می گویند منتظر فرج باشیدِ، فقط این نیست که منتظر فرج نهایی باشید، بلکه معنایش این است که هر بن بستی قابل گشوده شدن است. فرج،یعنی این . فرج یعنی گشایش

هادی قبادی در گفته :

آقا ابوذر به نکته حسّاسی اشاره کرده اند . با خواندن این نکات شرمندگی مان صد چندان می شود . هم از شهدا غافل شدیم هم از یادگاران شان . شاید با یادآوری رشادت هایشان و احیاء اندیشه هایشان قدری از این بار سنگین شرمندگی را سبک نماییم شاید ! ! !

امین جمشیدی در گفته :

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
هر گاه خوب به اتفاقات ریز و درشت اطرافمان خوب نگاه می کنیم در میابیم که این دنیا چقدر زود گذر است
و در طول عمر انسان تفاوت زیادی در تعداد سالهای زندگی وجود ندارد چه ۳۰ سال ، چه ۶۰ سال ، می گذرد ، در یک جمله کمیتش زیادمهم و تاثیر گذار نیست ، آن چیزی که مهم است کیفیت آن می باشد .
هنر شهدا آنجا بود که این مطلب را آکثر آنها در سنی بین ۱۵ تا ۳۰ سال درک کردند ، حال آنکه اکثر مردم سالهای سال عمر می کنند و به آن نمی رسند .
شهدا با سنهای بسیار کمشان و در اوج جوانی و نو جوانی بزرگ معلمان زندگی بودند برای ما جا مانده ها از قافله عشاق.

احسان امید در گفته :

آقای بالنگ تشکر به خاطر درج عکس شهدا هفته سوم اسفند روحشان شاد. بخصوص شهیدان اهرون و میرزایی . حقیر افتخار همکلاسی با شهید میرزایی را داشته ام .
از شهید شمسعلی اهرون این دلاور سرافرازو فرمانده فداکار خاطره ای دارم که انشاالله برایتان ارسال خواهم کرد

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت "میرملاس نیوز " mirmalas@gmail.com در گفته :

ممنون پس منتظر خاطره هستیم

م.قبادی در گفته :

شهدا به ما احتیاج ندارند … نه به گرامی داشتنشان و نه شناساندن دلاوریهایشان … دفاع مقدس هم همینطور … اما این ما هستیم که به شهدا محتاجیم …به نگاهشان ..به نفسهایشان … این ما هستیم که نیاز به تجدید آن استقامتها و دلاوری ها در درونمان داریم.

http://gordanmohebin.mihanblog.com

دقیقاً…

با‏ ‏انصاف در گفته :

با‏ ‏تشکر‏ ‏از‏ ‏برادر‏ ‏عزیز‏ ‏بالنگ‏ ‏.‏ ‏جام‏ ‏می‏ ‏وخون‏ ‏دل‏ ‏هرکدام‏ ‏به‏ ‏یکی‏ ‏دادند/‏ ‏در‏ ‏دایره‏ ‏قسمت‏ ‏اوضاع‏ ‏چنین‏ ‏باشد‏ ‏.شادی‏ ‏روح‏ ‏شهدای‏ ‏مظلوم‏ ‏صلوات.

هنوز بر لب سرخ تو رد لبخند است
بخند چون که برای دلم خوشایند است
چقدر جاذبه دارد نگاه گیرایت
هنوز عکس نگاهت به قاب دل بند است
چنان جسور و بزرگی که خاک خلقت توست
ز نسل خاک بلندی که در دماوند است
از آن شبی که تو رفتی ببین چه کرده دلم
به رغم این همه مدت به عشق پابند است
دو چشم زل زده بر در و آب و آیینه
هنوز کوچه معطر به بوی اسپند است
و من نشسته به راهت که می رسی یک روز
برای دیدن رویت دلم چه خرسند است
در انتظار تو هستم به خانه ات برگرد
و یا بگو که نشان پلاک تو چند است

کريم امرايي در گفته :

گمنامی تنهابرای شهرت پرستان درداست /وگرنه همه اجرهادرگمنامیست
محکمه خون شهداء محکمه عدلیست که ما را در ان به محاکمه میکشند…….
دران زمان شهیدان شمسعلی اهرون وایرج میرزایی درپیرانشهربودندواقای فرهادبازوند نیزجانشین فرمانده سپاه پیرانشهربود من هم به پیشنهاداقای بازوند وباتوجه به علاقه زیادی که به اقایان میرزایی/اهرون وبازوند داشتم زوق زده پذیرفتم اماتلخ ترین روز زندگیم همان روز شهادت این عزیزان بود/الان که دارم این خاطره رامینویسم اشک درچشمانم حلقه زده و انگشتانم بی حس…
یکروزصبح که به همراه اقای بازوند ازکوهدشت به سمت پیرانشهرحرکت کردیم درطی مسیرکه مسیر بسیارطولانی هم بودتمام خوشی ام این بودکه شب به پیرانشهر میرسیم وبازهم دورهم جمعیم وبهمون خوش میگذره امامتاسفانه پیرانشهرکه دران چهار پادگان مهم قراردارد
بطورشدیدی بمباران شده بودحتی دریکی ازپادگانها چهل تکاور شهیدشده بودند یکی از جاهایی هم که بمب اثابت کرده بود مقر بسیج بود
که مسولیت ان بعهده این شهیدان بزرگوار بود /این دو یار اسمانی نیز در همان جا شهید شده بودند تمام دنیا روی سرم خراب شده بود
فقط اشک میریختم.اشک میریختم .اشک میریختم / یاد و خاطرشان گرامیباد
ازجناب اقای بالنگ که مخلصانه درزنده نگهداشتن یاد شهداء همت مینمایند سپاسگزارم

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت "میرملاس نیوز " mirmalas@gmail.com در گفته :

سپاس از لطف شما آقای کریمی بابت بیان این خاطره زیبا
ممنون میشیم اگر بیشتر از اینها باهامون همکاری کنید

نوری در گفته :

سلام
آقای امرایی شما آقایان صفر امرایی و استاد اکبر امرایی رو می شناسید؟
اگر می شناسید خواهش میکنم شمره تماسی اگر از ایشون دارید به من بدید باهاشون تماس بگیرم
ایشون از همرزمان شهید جاویدالاثر محمد حسیم حیدری بوده اند.خیلی به اطلاعات و خاطراتشون در مورد شهید حیدری نیاز دارم

ممنون

علی جوزیبور در گفته :

سلام : خسته نباشید دست گلتون درد نکنه . غروب بود بچه ها مشغول وضو گرفتن بودند بنده در معیت حاج حکمت عزیز به اردوگاه رفتیم جهت انجام رزم شبانه یادم میآید به اولین نفری که بر خورد کردیم شهید والا مقام ایرج میرزایی بود که داشت جلوی تانکر آب وضو میگرفت بعد از احوالپرسی منو کنار کشید فرمود پاهایم تاول زده برا امشب کفش مناسب ندارم گفتم من کفش کتانی دارم آنها را به شما میدم و خودم کفش فوتبال در کوله دارم و میپو شم شب که در حین رزمایش اسلحه ام گیر کرد در ان تاریکی شب بادرایت حاج حکمت اسلحه را رفع گیر کردیم و چند انفجار بزرگ انجام دادیم و تا نماز صبح بیدار ماندیم که شهید ایرج و بنده موفق به دیدار همدیگر در آ ن رزمایش نشدیم بعد از مدتی شنیدم نامزدی کرده رفتم درب منزل اورا ببینم گفتند رفته منطقه حدود یکماه گذشت این شهید بزر گوار نامه ای برایم ارسال کرده بود فلانی بابت کفشها ممنونم حلال کن من وقت نکردم از شما تشکر کنم خلاصه کلی تشکر کرده بود . حالا همیشه این سئوال در ذهنم بی پاسخ ماند ه است چرا یک رزمنده بخاطر یک جفت کفش نا قابل اینهمه بخودزحمت میدهد نامه میدهد ولی امروز براحتی بخاطر خیلی کمتر از یک جفت کفش با آب روی هم دینمان و همسنگرانمان بازی میکنیم راستی چه وقت باید درس عبرت بگیریم این کارهای شهدا برای درس آموزی همه نسلهای انقلاب است . امیدوارم ادامه دهنده راه این عزیزان باشیم تا در سایه ولایت فقیه فردای قیامت در مقابلشان سر بزیر نباشیم . بامید آن روز خدایا روح شهدای ما را با شهدای کر بلا محشور بفرما .

سلام
حق با شماست
ان شاء الله

پرویز پورابراهیمی در گفته :

آن وجه خداوند که عارفان درپی آن اند وجه ای است که شهید بدان دست یافته بهای دیدن وجه خدا جان سپردن است ومگر وجه خدا جز انسان کامل است و امام زمان (ع).دفتر راز را جز شهید نمی تواند بخواند زیرا رزق خداوند در جنت رمز وراز است وشهید است مصداق این آیه (وعند ربهم یرزقون )

سيدحسين در گفته :

روحشان شاد ویادشان گرامی باد

امین آزادبخت در گفته :

سلام و درود بیکران خداوند سبحان بر شهدای گرانقدر شهرستان کوهدشت انشاالله شرمنده شهدا نباشیم

هادی قبادی در گفته :

با برخی از این شهیدان همکلاسی بوده و با برخی دیگر همسنگر ، الان آنها کجا هستند و من از قافله جا مانده کجا ؟!

عبداله امرایی در گفته :

باسلام محضر مقدس و نورانی شهدای شهرمان.شهر بی کسمان. مسؤولین محترم! چرابا وجود این همه دلاور مرد وسردار گرانقدر ، شهرمان همه جوره عقب مونده؟چرا این همه بیکاری؟ چرا این همه معتاد ؟ چرا این همه دزدی و ناامنی؟ چرا؟ چرا؟………….

سيدحسين در گفته :

درسته واقعا..
انشاالله ک شهدا دست همه مونو بگیرن خصوصا مسئولین عزیزمون..

نوری در گفته :

سلام آقای بالنگ

اینطور که من شنیدم شهید جاویدالاثر محمد حسین حیدری هم هفته سوم اسفند ماه شهید شده اند. ۱۸/۱۲/۶۱

سلام
آقای بالنگ ممنون از لطفتون

کامران امرایی در گفته :

[جناب بالنگ خسته نباشی و خدا قوت. عکس شهیدمحمدحسین امرایی اشتباه چاپ شده.

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت "میرملاس نیوز " mirmalas@gmail.com در گفته :

سلام کامران جان
ممنون از حضور و راهنمایی تون
ممنون میشم اگر عکسی از شهید والامقام محمدحسین امرایی داری در اختیارمون بگذاری

احمدگرايي در گفته :

امیدوارم خداوند منان روح برادرم میرزا گرایی را با شهدای کربلا محشور بدارد.
وما و مسئولین بتوانیم کاری کنیم که خونشان پایمال نشود.انشااله

سمیه اهرون در گفته :

با سلام به همه برادران عزیز من فرزند ارشد شهید شمسعلی اهرون هستم از خواندن این مطالب وخاطراتی که نوشته بودید خوشحال شدم که هنوز هم یادی از شهدای جنگ میشود.اما این واقعیتی است که آ نگو نه که شایسته حق استقامت وخون ریخته شهدا و جوانی و یتیم ماندن فرزندان آ ن هاست بجا نیامد و نخواهد آمد.ما با خدا معامله کردیم ندیدن پدرانمان را ..باخدا معامله کردیم دلتنگی هایمان را..با خدا معامله کردیم آ غوش پر مهر پدر را…باتشکر التماس دعا

ناشناس در گفته :

فاطمه اهرون در۱۱بهمن ۱۳۹۳گفته: با سلام برادرم ابوذر از دلتنگیهایمان نمیگویم چرا که جز خود وخدایمان هیچ کس نمیداند در دل ما چه میگذرد کاش برای زمانه معنا داشت هیچ پناهگاهی امن تر از اغوش گرم پدر برای فرزند نیست نمیگویم که چه سخت بر ما گذشت وچه شبها و روزهایی که با حسرت بر دستان پدری می نگریستیم که عاشقانه کودکش را نوازش میکرد واینجا اشک بود که گونه های ما را میبوسید و ما زیر لب زمزمه میکردیم که ای کاش…… ما با استقامت بزرگ شده ایم وبر خود میبالیم که از نسل آفتابیم وبر سر هیچ کس منت نداریم چرا که یقین دارم شهدا برگذیده شده اند تا ادامه دهنده تاریخ باشند

احمدعلی قیطاسی در گفته :

من سنم به جنگ قد نمیدهد فقط ،مطینم که کسی که برای کشورش ودینش ازجانش میگذرد ،روح بی نهایت بزرگی دارد ولی این را خوب میدانم که ما دربرابرخون شهدإ ویادگارانشان مسولیم ومطمینأ اگر باخودمان روراست باشیم ،چیز جز شرمندگی دربرابرشهدا نداریم،آری شهدأ مایادمان رفت که هدف خداست وبه دنیادلبسته ایم یادمان رفت راه شما کدام سمت است ویادمان رفت تفکراتتان چه بود ،فقط همین رادارم بگویم:شهدأ شرمنده ایم

احمدعلی قیطاسی در گفته :

درمسلخ عشق جزنکو رانکشند
روبه صفتان زشت خورانشکند
روح تمام شهدأ بخصوص شهید شمسعلی اهرون گرامی باد

فرزندان شهید اهرون در گفته :

دلتنگ تر از هرشب وهر روز شدم من

بی مهر پدرشمع پر از سوز شدم من

تقدیر مرا بی سر و سامان و سپر کرد

محروم زدیدار گل روی پدر کرد

سخت است که دیدار رود تا به قیامت

رویاست پدر آید از این در به سلامت

شب را به خیالش به سحر گاه رساندم

از حکمت الله دگر هیچ ندانم ………..

بمناسبت سالگرد شهادت شهید شمسعلی اهرون

فرزندان شهید اهرون در گفته :

با سلام از برادران حاج مصطفی آزادبخت و حاج مراد علی محمدی انتظار داریم با توجه به شناخت بزرگواران از شهید اهرون خاطراتشان را در اختیار سایت قرار دهند با تشکر – فرزندان شهید اهرون

سمیه اهرون فرزند شهید در گفته :

تقدیم به پدرم:
آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو…
تو کجایی پدرم…؟!
آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو…
بسکه دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا…
آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو…
جانِ من حرف بزن!
امر بفرما پدرم.
آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو…
کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست
آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو…
پدر ای یاد تو آرامش من…!
امشب از کوچه ی دلتنگیِ من میگُذری؟!
جانِ من زود بیا
بغلم کن پدرم…!
آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو…
به خدا دلتنگم!
رو به رویم بِنِشینی کافیست
همه دنیا به کنار…
گرچه از دور ولی، من تو را میبوسم
آنقَدر خاک کف پای تو هستم که نگو. .. به سلامتی همه پدرها و شادی باباهای سفر کرده

سمیه اهرون فرزند شهید در گفته :

تقدیم به همه فرزندان شهید که حسرت گفتن پدر روزت مبارک سالهای سال است که به دلشان مانده و خواهد ماند .

آیداامانی در گفته :

امیدوارم خداوند روح داییم میرزا گرایی را شاد گرداند

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :