کد خبر : 45640
تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۳:۴۲
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 5,355 بازدید

مجتبي و نشاط به خدا پيوستن

   کرمرضا پیریائی / میرملاس نیوز:  روز وصل دوستداران ياد باد ياد باد آن روزگاران ياد باد گرچه صد رودست در چشمم مدام زنده‌رود باغ‌كاران ياد باد ورود در مباحث مربوط به شهيد و شهادت و ايثار و پرداختن به اين كليد واژه‌هاي انقلاب اسلامي حتي به‌عنوان نقل خاطرات كار چندان آساني نيست و نيازمند […]

 

 کرمرضا پیریائی / میرملاس نیوز:

 روز وصل دوستداران ياد باد
ياد باد آن روزگاران ياد باد
گرچه صد رودست در چشمم مدام
زنده‌رود باغ‌كاران ياد باد

ورود در مباحث مربوط به شهيد و شهادت و ايثار و پرداختن به اين كليد واژه‌هاي انقلاب اسلامي حتي به‌عنوان نقل خاطرات كار چندان آساني نيست و نيازمند دقت و حساسيت خاص و ويژه‌اي است. مدح و ستايش شهداي معظم انقلاب اسلامي به مثابه «مادح خورشيد مداح خود است كين دو چشمم سالم و نامرمد است» از احتياجات قطعي ما و جامعه ماست. آن عزيزان كه سر به آستان دوست ساييده و در اوج رفعت و كرامتند چه نيازي به طرح نام و ذكر و يادشان در ميان ما زمينيان دارند؟ ما از شهيد و شهادت و اوصاف و اهداف بلندمرتبه اين گل‌واژه‌هاي عشق و ايثار براي ساختن خود و جامعه اسلامي‌مان بهره مي‌گيريم. برادر ارجمندم جناب حجت‌الاسلام والمسلمين حاج شيخ هادي قبادي كه اكنون از پيشگامان خدمت در اين عرصه در منطقه كوهدشت هستند، خواستند كه من هم از خاطرات خود و شهيد عزيز مجتبي آدينه‌وند جملاتي بنويسم، اگرچه امتثال اين مطلب به‌اصطلاح «صعب مستصعب» شده لكن عرايض ذيل تقديم مي‌شود، ان‌شاءاله مقبول بيفتد.
شهيد مجتبي را از اوان دوره نوجواني‌اش تا ايام شهادت آن عزيز حميد از نزديك مي‌شناختم. از سال‌هاي 58 تا 64 رابطه ما بسيار عميق بود. سال 58 تا 59 جلسات چند نفره كه مرور كتب استاد شهيد علامه مطهري بود، سال 59 و 60 و 61 و 62 چه در زماني‌كه ايشان در دبيرستان امام جعفر صادق (ع) از پيشروان فعاليت‌هاي اسلامي دانش‌آموزي بودند و از سويي فرصت‌هاي مغتنمي كه در يك مباحثه دو نفره نسبتاً طولاني، نوارهاي درس سيوطي مرحوم مدرس افغاني را مرور مي‌كرديم و چه زماني كه بنده به خرم‌آباد براي خدمت در امور تربيتي استان رفتم و ايشان اغلب در اردوهاي مختلف استاني حضور داشتند. همه و همه اين‌ها نكاتي را به ذهن متبادر مي‌سازد كه:

شهيد مجتبي همواره دقيق و معمولاً متفكر بود، به‌خصوص در مطالعه و تلخيص كتب شهيد مطهري مثلاً كتب مقدمه‌اي بر جهان‌بيني، به‌ويژه كتاب انسان و ايمان از بهترين و دقيق‌ترين خلاصه‌ها و محوريابي‌ها بود با اينكه نوجوان بود اما سيرمطالعاتي‌اش و مطالبي كه در محوريابي و تلخيص ارايه مي‌كرد واقعاً پخته بود.

كلاس درس فرصت خوبي بود تا مشاهدات مستمر و مكرري از رفتار ايشان داشته باشم. شهيد مجتبي عامل واقعي به تولي و تبري بود. به‌ويژه سال 59 كلاس اول دبيرستان او جاذبه بسيار بالايي براي همكلاسي‌هايش داشت، نسبت به دوستان مومن و انقلابي اين جاذبه اوج مي‌گرفت و البته به‌عنوان نهي از منكر بي‌رغبتي خود را نسبت به بعضي علني مي‌كرد (نمونه‌هايش در ذهنم هست) و بعداً هم معلوم مي‌شد كه ايشان آنها را خوب مي‌شناخته است بنابراين جاذبه و دافعه‌اش تعريف روشني داشت.

به مرور قوت قلم و توان انديشه او را ديگران هم متوجه مي‌شدند، در نامه‌هايش به دوستان به‌ويژه به شهيد عزيز اسماعيل هاديان نكاتي شكل مي‌گرفت كه به توان انديشه و قلم او قوت يقين را هم مي‌افزود، مكاتبات اين دو شهيد جملاتي دارد كه خواننده را به سوي مفهوم اعجاز انقلاب اسلامي و عناصر ملكوتي ايثار و شهادت، عشق و يقين مي‌كشاند.

برغم آنكه مأخوذ به حيا بود و معمولاً سكوت شيرين و پرمعنايي داشت اما در همه احوال، حقيقتاً نشاط و ابتهاج معنوي در سيمايش ديدني بود و در رفتارش آموزه‌هايي از نشاط، صيرورت و شدن و به خدا پيوستن موج مي‌زد. در سفر و اردوي تربيتي سال 61 در اردوگاه ميرزاكوچك‌خان در رامسر كه 160 نفر از دانش‌آموزان اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي استان شركت داشتند و جمعي از بهترين دانش‌آموزان كوهدشت هم حضور يافتند از جمله شهيد اسماعيل هاديان.
مجتبي و حالاتش ترجمان آينده‌اي بود كه بعداً در اسفار الهي او در جبهه‌هاي حق عليه باطل تعبير شد.

در سال‌هاي همراهي با آن عزيز شهيد سير تكامل او كاملاً محسوس بود، او به سرعت پيش مي‌رفت و حد يقف نداشت. پرسش‌هايش دقيق، نگاه و مطالعاتش عميق، همواره به سمت هدف، كمال‌گرايي او الگو و نمونه بود، خوشا به سعات او و طوبي له.
نهايتاً: اين قلم با مجتبي دچار شطح مي‌شود شايد علت العلل سال‌ها سكوت اين قلم همين باشد وگرنه آنهمه با هم بودن و اين همه نگفتن و ننوشتن؟! حبذا اي سر پنهان حبذا

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

سلام به آقاي پيريايي عزيز!
گرچه كوتاه اما پر مغز واثر گذار بود.(عامل به تولي و تبري،جاذبه بسيار بالا، مرزبندي با برخي افراد،سير مطالعاتي،مطالعه دقيق و…) اين ها دريايي از معرفت و معني است كه بايد آموخت و بكار بست .با آن شهيد سعيد محشور باشي ان شا الله

آزادبخت در گفته :

سلام راستی آقای پیریایی راستی بودند یا چپی ؟ وبعد دوباره چپی شدند وبعد راستی ؟ آخر سر ایشان راست بودند وقبل از آن اصلا چپ نبودند؟ میر ملاس این کامنت را حذف نکن ، جناحی برخورد نکن.

بسم رب الشهداء در گفته :

آزادبخت عزيز، چه بهره اي از اين چپ اندر چپ و به راست راست عايد ما شده كه دست از آن برنمي داريم؟!! اما پيريايي از بنيانگذاران چپ قديم كوهدشت بودند كه همه ميدانيم حقا اشخاص مومن و انقلابي در آن جريان بودند، اما اگر دنبال حقيقتي با دقت به سوابق و سپس لواحق آن افراد نظري بيفكن و به انصاف بگو، كدام از مشي خود عدول كرده اند، پيريايي يا دوستان قديم او؟

کوهدشتی در گفته :

فارغ از بحث چپ و راست و کج و صاف این مهمه که پیریایی در پیچ های «چپ و راست و کج و صاف» “انقلابی” بوده و مونده…
این گریز به چپ و راستی که شما فرمودید ، این روزها بهش می گن: “فراجناحی” عمل کردن.
فراجناحی بودن آقای پیریایی ستودنیه.
آرزوی موفقیت و عاقبت بخیری دارم برام تمام کوهدشتی های عزیز و انقلابی .

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

ممنون از آقای پیریایی بابت مطلب زیبایی که از شهید والامقام مجتبی آدینه وند ذکر فرمودند
منتظر خاطرات بعدی شما از شهدای کوهدشت هستیم

گله گیس بریا از کوهدشت در گفته :

جای شکرش باقیه بعد از هشت سال مدیریت و بریز بپاش یادی از شهدا هم خوبه ؟!!!! چقدر خوبه موقعیکه در مسند قدرت باشی شهدا را مد نطر داشته باشی تا در مملکتی که به برکت خون شهدا باین بزرگی رسیده اختلاسهای سه هزار میلیاردی رخ ندهد گرچه جناب پیریایی از این امر مبراست ولی استاد قلم گاهی تازیانه ایست در خدمت اصلاح طلبان و گاهی هم مدیر است در خدمت منوچ جان آخر ما نفهمیدیم شما چپید را ستید خمید یا منحنی بالا غیرتن یکبار هم که شده راستی راستی بفرمایید در دولت عدالت محور شما جنابعالی برای کوهدشت واقعا شهید پرور چکار کردید ؟؟ نگو نتونستی که باور نمیکنم !!!!!!؟؟؟؟؟ موفق باشید

بسم رب الشهداء در گفته :

جناب گله گيس بريا!!! اول پيشنهاد مي كنم اگر بنا به نام مستعار داري نامي شايسته را انتخاب نماييد تا لااقل باعث اهانت ناخواسته به خود نشويد، در ثاني براي من هنوز اين مسئله حل نشده چرا ما هميشه اصرار داريم كه اشخاص را در اشلي كه خود مي خواهيم قرار داده و با آن اندازه گيري و سپس قضاوت كنيم؟!! چرا ميزان را شهدا، و عملكرد و مشي و نهج آنها را معيار و ملاك خوبي و بدي افراد قرار ندهيم؟ تا به كي خود ابزار موج سواري جريانات ساخته شده توهمات خويش باشيم و بهره آن را آنهايي ببرند كه مي برند!! تا آنجا كه من از پيش كسوتان جنگ و جهاد شنيده ام و تاريخ معاصر شهرمان بر آن گواه است آقاي پيريايي از مؤثرين تربيت شهداي نخبه اي بوده اند كه افتخار راه يافتن به جوار قرب الهي را شامل حال خود كرده اند، شايد به ذهن بسياري خطور كند بزرگي آنها را چه ربطي به پيريايي؟!! بايد عرض كنم همواره بوده و هست و خواهد بود كه تا مربي و استادي كاربلد و دلسوز نباشد هرگز متربي به رشد و بالندگي شايسته نخواهد رسيد و به اوج در نخواهد آمد. بحث بر سر اين نيست كه از شخص خاصي با نام وعنوان پيريايي دفاع شود و هر طور شده او را محق و موجه جلوه داد، بلكه جان كلام در اين است كه قدر بدانيم نخبگان و مؤثرين در فرهنگ شهر و ديارمان را و به صرف اختلاف سليقه و تفاوت نگاه بر صورت هم چنگ نياندازيم؛ جهت اطلاع عرض مي كنم بسياري از شهداي نخبه و فهيم شهرمان مديون آموخته هاي فرهنگي و مذهبي استاد خود پيريايي هستند، درست است كه مقام شهدا شامخ و عالي است و الآن براي استاد خود اساتيدي هستند كه دسترسي به مقام آنها امري محال مي نمايد لكن بايد بپذيريم كه فيض نائل شدن به اين مهم را مديون ارشادات راهگشاي همين معلمان زميني خود بوده اند. پيشنهاد مي كنم براي دقايقي هم كه شده از لاك تهاجمي به طرف مقابل بيرون آمده و فارغ از هرگونه گرايش سياسي و جناحي و به عنوان فردي بي طرف به عملكرد همشهريان توانمند خود از جمله آقاي پيريايي كه در سطح مديريت كلان ملي توان خود را به اثبات رسانده اند نيم نگاهي منصفانه داشته باشيد تا حقيقت خود را به خوبي بنماياند، چه اصراري بر چپ و راست و منحني و زاويه قائمه و … خواندن افراد؟!! چه اصراي بر لكه دار كردن سلامت شخصيتي نخبگان و كارآمدان شهرمان؟!! چه طرفي از اين برخواهيم بست كه چهره هاي موجه و شناخته شده ديار خود را زمين گير و مخدوش كنيم؟!! فرض بر اينكه اين شد آنگاه چه؟!! آيا مشكل ما و شهرمان حل مي شود و يا فقط آب سردي بر عطش گر گرفته درونمان ريخته مي شود و مي گوييم حالا كه نشد ما بالا برويم همان بهتر كه او را پايين كشيديم!! اگر اينگونه باشد كه واي بر ما و احوال ما، بنا بر اين نيست كه هر كس مجالي يافت حتما به رفع مشكلات زادگاه خود بپردازد چون اگر اين باشد مردم آن ديار از حق خود نيز نخواهند گذشت و از طرفي براي او نيز به نوعي خيانت در امانت خواهد شد، فرض بفرماييد كه فرماندار و يا مسول ديگري از شهرمان كه بومي نيست به صرف اينكه تعلق به دياري ديگر دارد از اين فرصت استفاده كند و توان خود را به جاي صرف در شهر من و تو مصروف زادگاه خود كند، به راستي ما چه خواهيم گفت و چه مي كنيم؟ وانگهي مگر اين شهر خود مسئول ندارد كه از مسئول شهري ديگر(هرچند زاده اين شهر باشد) توقع گره گشايي از مشكلات را داريم؟!! اينجاست كه بايد واقع بينانه بنگريم كه آيا ما مقصريم در انتخاب خود و مجال دادن به افرادي كه توان حل مشكلاتمان را ندارند يا مديران توانمند ديارمان كه به خاطر بي مهري امثال من و تو ترك ديار خود كرده و توان خود را در آباداني و خدمت رساني به شهري ديگر صرف كرده اند؛ هرچند كه جاي دوري نمي رود آنجا هم متعلق به ايران عزيز اسلامي است اما چه زيباتر بود كه اين رشد و بالندگي را با توان و نفوذ مديران توانمند هم ولايتي خود در مسير تحقق آرزوهاي دست نيافتني شهرمان نظاره گر مي بوديم. پس برادر عزيز؛ چشمها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد…

احسان میر تیموری در گفته :

جناب برادربسم رب الشهدا…. میگم قابل توجهتون اسم مستعار ادبی روش مرسومی وبعضی از این اسمها هم به صورت طنز هستند مثل نشریه گل آقا که یادش به خیر سال 76 نوشت :انتخابات دوم خرداد در مورخه یکم خرداد در شهرستان کوهدشت در کمال صحت وسلامت برگزار شد. ویادتون باشه که این کار رو هم طیف های اصول گرای شما انجام دادن برادر ….
و از همین حالا شما ووجدانتون رو به انتخابات بعدی شهرمون دعوت میکنم تا ببینین به قول شما چپیا متقلبن یا برادرای راستیمون که خدا وکیلی وجدانتو قاضی کن ……

ناشناس در گفته :

گله گيس بريا حرف حسابي زده

گل گیس بریا ارا ای بحثه نوم خویی نیه

عبداله امرایی در گفته :

باسلام محضرمبارک استاد بزرگوارم ، جناب آقای پیریایی.دستتون درد نکنه. هنوز از جایزه هایی که سال 60(آثارشهید مطهری) ازدست شما گرفتم ، نمونه هایی یادگار مانده است. استادجان، کوهدشت بیشتر خدمت برسیم.

هادی قبادی در گفته :

باسلام و تشکر وافر از جناب آقای پیریایی که از آغاز حرکتی که در سال های اخیر در حوزه احیاء نام و اندیشه بلند شهیدان صورت گرفته است همواره مشوّق دوستان بوده اند .
این یادداشت کوتاه اما گویا و نغز ، نوید بخش نوشتارهایی زیبا و تأثیرگزار در توصیف برخی از شهدای شهرمان است که انتظار آنست تداوم یابد .
از اظهار لطف معلم آن دوران و دوست صمیمی سالهای بعد سپاسگزارم و انتظار آنست که برکات این قلم در این مسیر هماره جاری باشد .

محمود مهکی قم در گفته :

سلام به معلم گلم
شهادتدری است که همیشه باز است،چون خداوند در قرآنش فرموده است منتظران شهادت شهیدند.

محمود مهکی قم در گفته :

سلام به معلم گلم
شهادت دری است که همیشه باز است،چون خداوند در قرآنش فرموده است منتظران شهادت شهیدند.

سرتیپ نیا در گفته :

عکس شهدا را میبینیم و عکس آن عمل میکنیم!!
سلا و صلوات بر روح شهید مجتبی

دوست در گفته :

سلام سرتیپ نیای عزیز ، جان گشاید سوی بالا بالها ———- تن زده اندر زمین چنگالها ، هماره موفق وسلامت باشید۰

سرتیپ نیا/ در گفته :

عکس شهدا را میبینیم و عکس آن عمل میکنیم!!

“شهید مجتبی آدینه وند : همیشه مدخل شهادت باز نیست که با بهترین مرگ بدیدار خدا رفتن چه بسا دفتر شهادت بسته شود و منتظران کوی دوست در غم چنین مرگ شریفی به نظاره بنشینند”
سلام و صلوات بر روح پاک این شهید

حسین پیرزادی در گفته :

سلام برسرور گرامی ومعلم دلسوز دوران دبیرستانم،استاد ارجمندجناب آقای پیریائی.
یادهمه شهیدان به خصوص شهید مجتبی بخیرباد.
شهید مجتبی رزمنده ای شجاع وعابد وزاهدی بی ادعابود.درعملیات بستان سعادت همراهی با ایشان راداشتم که دلاورمردانه جنگیدودرآن مقطع مجروح شد.
دانش آموزان آن زمان دبیرستان امام جعفرصادق(ع) که تعدادی از آنان شهیدوجانباز وتعدادی هم پاسدار شدند وعموم پاسداران هم به کسوت بازنشستگی نائل گشتند زحمات وتلاش های شما را چه در سنگرعلم ودانش وچه درمیادین جنگ فراموش نخواهندکردو همواره قدردان وسپاسگذار شما هستیم.خداوندبه شما برادر عزیز وبسیجی دلاور وجانباز دورا ن دفاع مقدس طول عمر باعزت عنایت فرماید.

گله گیس بریا از کوهدشت در گفته :

سلام : آقای داریوش خان ابراهیمی متشکرم سپاس . نجابت خانوادگی شما زبانزد خاص و عام است موفق باشید

م.قبادی در گفته :

شهادت آرزوی اولیاء

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

والذی نفسی بیده ((لولا ان رجالا من المومنین لاتطیب انفسهم)) لوددت انی اقتل فی سبیل الله، ثم احیا ثم اقتل ثم احیا ثم اقتل، ثم احیا ثم اقتل.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود :

قسم به آنکه جانم به دست اوست((اگر نبود اینکه جمعی از مومنین خوش ندارند)) دوست داشتم که در راه خدا نه یکبار و دوبار، که چندین بار زنده گشته و بار دیگر کشته گردم.

صحیح بخاری، ج4، ص21، باب تمنی الشهاده

http://gordanmohebin.mihanblog.com

ج نظریان در گفته :

باسلام وتشکرازجناب آقای پیریایی عزیز،عکس های اردوی رامسرروهرموقع ازآلبوم حاج آقای جعفری نگاه می کنم خلوص ویک رنگی ودوستیهای صمیمی رومی بینم وبرای آن روزهای عزیزافسوس می خورم آیادوباره آن ایام ناب تکرارمی شود؟ازحاج آقای جعفری درخواست دارم اون عکس های زیبارودراختیارسایت قراردهد.

همشهري در گفته :

جناب آقاي نظريان؛ اخلاص و يكرويي دور نيست درست بيخ گوشمان است و فقط به همت ما بسته است كه در زندگي و خط و مشي مان آن را به كار بگيريم و فقط خدا را لحاظ كنيم و بس. معامله با خدا شيرين است و دلچسب، منوط به اينكه نفس بر ما خدايي نكند!!

گله گیس بریا از کوهدشت در گفته :

سلام آقای ابراهیمی عزیز از شما بخاطر این همه خوبی سپاسگزارم .. نباید از چیزی واهمه داسته باشید اینجانب با نام گله گیس بریا گاها مطالبی را ارسال میکنم ولی متا سفانه خیلی از آنها بدلایل نا معلومی درج نمیشود من که جز نیش و کنایه به آنهایی که برای کوهدشت عزیز کار نمی کنند چیز ی نمیگم موفق باشید

گراوند در گفته :

با سلام بنده رهگذری هستم که جوابیه شما میر ملاسی ها به گله گیس بریا راخواندم بنده با این متونی که برآمده از تملق است مخالف هستم بخصوص با این جمله که درپاسخ مرقوم فرموده اید””” آقای پیریایی از مؤثرین تربیت شهدای نخبه ای بوده اند که افتخار راه یافتن به جوار قرب الهی را شامل حال خود کرده اند، بسیاری از شهدای نخبه و فهیم شهرمان مدیون آموخته های فرهنگی و مذهبی استاد خود پیریایی هستند. “” ((البته جمله غلط دستوری دارد بعدا تصحیح بفرمایید)) خواهش می کنم ننویسیدکه شهدا وام دار جناب آقای پیریایی بودند شهدا تربیت شدگان مکتب امام حسین (ع) بودند شهدا انتخاب شدگان جوار قرب الهی بودند شهدا اخلاص طلب می کردند ، به قول شهید همت : هر وقت که برای خدا خواستیم کار کنیم یا درجا زدیم یا جار زدیم ،اما شهدا ی شهرمان نه جار زدند ونه در جا زدند ، بودند افرادی که جبهه می رفنتد اما از نوع پشت خط ، آنهم با کیلومتر ها فاصله ، عملیات می رفنتد اما نه شب عملیات بلکه بعداز شب عملیات …..شهدا دنیایی از تواضع بودند که فقط کمتر از یک دهه
به من وامثال آقای پیریایی راه را نشان دادند آقای پیریایی خود شاگرد مکتب شهدا ست خود ایشان در محضر شهدا باید همچنان تلمذ کنند . .. شهدا ! بر ما نظری کنید و ما را در این وادی غربت دریابید.

کوهدشتی مقیم قم در گفته :

من هم با آقای گراوند موافقم.مطمئنم که خود آقای پیریایی عزیز هم هرگز با این تعریف و تمجیدها موافق نیستند .
نشان به آن نشان که یکی از خبرنگاران شبکه استانی نور تعریف می کرد : در یکی از جلسات شورای اداری استان یکی از حضار از ایشان (به عنوان استاندار) تعریف و تمجید اغراق آمیزی کرد ، ایشان هم با گفتن جملاتی جالب ، تعاریف اغراق آمیز آن فرد را قطع کرد . نحوه ی برخورد پیریایی با اغراق کنندگان مثال زدنی است.

حافظ در گفته :

سلام-جناب آقاي بسم رب الشهداء ، با احترام ؛ راستش را بخواهي مطلب آقاي پيرايي را خواندم و قصد نظر دادن نيز نداشم اما مطالب گوهر بار جنابعالي و دوستان گرانقدرتان را كه ديدم حيفم آمد نظر ندهم- شما در نوشته خود گفتيد((( بسیاری از شهدای نخبه و فهیم شهرمان مدیون آموخته های فرهنگی و مذهبی استاد خود پیریایی هستند، و….. باید بپذیریم که فیض نائل شدن به این مهم را مدیون ارشادات راهگشای همین معلمان زمینی خود بوده اند))) راستي جناب آقاي بسم رب الشهداء تا يادمان نرفته چند نفر كه نه ، يك نفر از اين شهداي نخبه كه شاگرد آقاي پيريايي بوده و از منويات ايشان به مقام رفيع شهادت رسيده اند را نام ببريد كه منويان و سخنان ايشان آنان را به اين مقام رسانده باشد – عزيز دل من شهداي گرانقدر ما تربيت شده مكتب امام حسين(ره) و فرزندشان خميني كبير (ره) و بزرگان اين انقلاب هستند – جناب آقاي بسم رب الشهداء يادتان نمي رود كه همين آقاي پيريايي از جمله استانداراني بودند(اگر اشتباه نكنم در زمان استانداري كردستان ) كه آن نامه معروف را به رهبري نوشته و امضاء كردند، مي دانيد كه كدام نامه رو مي گويم اگر نميدانيد از بزرگتان آقاي پيريايي بپرسيد-:ميرملاس جان حذف نكن:

ناشناس در گفته :

آفرین قابل تحسین بود اما میر ملاسی ها درج نمی کنند.

يك دوست در گفته :

حافظ عزيز توجه كنيد!
آقاي پيريايي هيچگاه استاندار كردستان نبوده اند آن استانداري كه به رهبري نامه نوشتند اسدالله رازاني استاندار دوره اصلاحات بودند كه در اعتراض به برخي رد صلاحيتها ذيل نامه استعفايي را امضا كردند. بالاخره آموزه قران است كه ولا تقف ما ليس لك به علم.انسان بايد مراقبت كند در كلام و قلمش به كسي اتهام وارد نكند، حال شما ناشناس كامنت گذاشته ايد يا بنده هم ، ولي آيا نزد خدا هم ناشناس مي مانيم پس الم يعلم بان الله يري چه مي شود؟ ضمنا برادر ويا خواهر عزيزم حد اقل اين يادداشت كوتاه در باره شهيد را غرض آلوده نكنيم .بدون آنكه بداني از كيست ببين محتوايش چيست؟ به دل نگيريد

ناشناس در گفته :

اطلاعات نداريد نظر نديد آقاي يك دوست !

شهبازی در گفته :

مسئله اینجاست که :
آقای پیریایی اساسا هیچ وقت استاندار کردستان نبوده اند که بخوان چیزی رو امضا کنن!
بعضیا از فرط بی اطلاعی و علاقه ی وافر به “خود علامه پنداری” به زور می خوان وانمود کنند که ماست سیاهه !
حضرت حافظ!
جناب یا سرکار خانم ناشناس زاده!
حضرات ناشناسان پورها!
و جمیع حضار محترم!
توجه بفرمائید که :
“ماست سفیده و آقای پیریایی تاکنون استاندار کردستان نبوده اند !”
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

رضا.کوهدشتی مقیم خرم آباد در گفته :

شهبازی عزیزم اینقدر سخت نگیر میخواستن بنویسند مدیرکل صداوسیمای کردستان

با سلام،اول از جناب گراوند تشکر میکنم هرچند رهگذرید اما تاثیر گذار بود مطلبتان.بدرستی یادم است زمستان سال 65 عملیات کربلای 4 منطقه شلمچه همانجا که شهید والا مقام مجتبی عزیز جان به جان آفرین تسلیم کردند.عصر همان شب شهید علیمردان آزادبخت (چی میتونیم بگیم؟اسم هرکدام از دلیران شهرمان را میاریم ذهنمان به سمت رشادتهایشان میرود که از او چه بگوییم؟)بهر حال،فرمانده دلیر گردان همیشه سرافراز محبین ما را جمع کرد و از نقشه عملیات برامون گفت،گفت امشب 18 لشگر با هم عملیات داریم ما لشگر هفدهم و لشگر 5نصر و 19 فجر بعنوان لشگر های 16 و 18 در دو جناح ما وارد عمل میشوند،از چگونگی وارد عمل شدن،چگونگی برخورد با اسرا و تداخل با نیروهای خودی در جناحین ،از چگونگی جابجائی با نیروی جایگزین و……سپس بعد از نماز مغرب و عشا بین ما سیب زمینی برای شام و هرکدام کنسرو ماهی برای فردایمان توزیع شد،یادش بخیر شهید سید اکبر پناهی که در همان عملیات به درجه رفیع نائل آمد زحمت توزیع را کشیدند ان چهره خندان و دلنشینش زمانی که کنسرو را دستم داد و خندید و به شوخی گفت (ازاد مواظبش باش از کنسرو خوبا بهت دادم)هنوز جلو چشممه.حدود ساعت 8جمع شدیم و مسافتی را با کمپرسی و بعد از آن پیاده رفتیم تا به پشت کمین دشمن رسیدیم.شیر مردان اطلاعات و عملیات قبل از ما زحمت کشیده بودندو نگهبانان کمین را بدون سرو صدا از سر راه برداشته بودند اما چون بعضی لشگر های عمل کننده وارد عمل شده بودن،خط آتش دشمن شروع شد و مازیر آتش خمپاره خود را به پشت سنگر خواب و استراخت عراقیهارساندیم عملیات شروع شد،چون تا حدودی عملیات از قبل لو رفته بود دشمن پشتیبانی محکمی را در منطقه مستقر کرده بود و به شدت همه منطقه را زیر آماج حملات انواع سلاح سبک و سنگین قرار داد،با وجود آتش سنگین دشمن ،هدفی را که ماموریت گردان محبین بود و در برنامه ریزی گفته بودن اگر محبین بتواند ساعت 12 ظهر فردا به هدفش برسد موفق عمل کرده ،شاید باور نکردنی باشد اما باور کنید گردان محبین ساعت 2.5 نیمه شب به هدفش که همان هلالی های معروف شلمچه بودند رسید و وقتی شهید سرافراز علیمردان ازادبخت خبر تصرف هلالی اول و سقوط هلالی دوم را با حاج نوری فرمانده لشگر دادند باور نمیکرد و میگفت شاید موج گرفته و هزیان میگه.بگذریم.چگونگی شکست عملیات و عقب نشینی برای جلسه بعد اما میخوام یادی کنم از شهدایی که در ان عملیات با هم بودیم شاید در سرای باقی دستگیرمان باشند.شهید مجتبی آدینه وند،شهید سید اکبر پناهی،شهید سید کاظم کاظم زاده،شهید نجم الدین عبدولی،شهید محمد تراب زاده،شهید اله کرم سوری،شهید جلال ابراهیمی(معاون گردان)شهید عباس جوکار.و یاد کنم از بزگوارانی چون سید رسول حسینی و جانبازان سرافراز جهانشاه رحیمی و سید علیرضانوربخش

رهگذر در گفته :

روز گار بی ریای بود،اخلاص از زبانها و چشم ها لبریز بود، یادشان بخیر همه آنهایی که مخلصانه رفتند

گله گیس بریا از کوهدشت در گفته :

سلام دوست عزیز مدافع آقای پیریایی : ای کاش شما هم مثل آ قای گراوند عزیز خود را معرفی میکردید !!!
اگر خوب متن مرا مطالعه میکردید متوجه میشدید که اینجانب اشاره نمودم که جناب پیریایی از آن فعل مبراست ولی متاسفانه امثال شما هیچگاه تاب و توان نقد و انتقاد را بر نمی تابید و به سیم آخر میزنید اگر میخواهی بدانی من کی هستم شماره ات را بگذار تا باشما تماس بگیرم البته اگر شماره ات هم ماند نامت محرمانه نباشد من در مقابل آدمهای کم ظرفیت سکو ت میکنم جون آدم فرهیخته ای چون جناب گراوند خیلی منطقی جواب شما را داد وقتی بزرگ پرچمدار انقلاب حضرت امام میفرماید اگر خمینی پایش را کج گذاشت ملت باید به او تذکر دهد امثال تو و بنده دیگر چه صیغه ای هستیم درمورد اسم مستعار بنده هم باید بگویم خیلی با معناست چون ………… ؟!!!! اما برادر ارجمند نگفتی امثال پیریایی – عباسی فرد – امامی راد-دوستی و……. برای شهرمان چکار کردند و چه گلی به سر شهرمان زدند باز خدا پدر اسفندیاری را بیامرزذ موقعیکه مدیر کل بود حد اقل دستی به رخسار مدارس کوهدشت کشید انصافا در ان مدت زحمات زیادی کشید ارادتمند همه شهدا و دستبوس تمام رزمندگان : اصولگرای اصلاح طلب گله گیس بریا

ازدوستان در گفته :

من در متن آقای پیریایی چیزی برای مقابله با ایشان ندیدم ایشان درستایش از شهدا ی عزیز مطلبی نوشته‌اند نبایددرموافقت ومخالفت با کامنت های. همدیگر دنبال بهانه حمله به شخص ثالث باشید

چه عجب ! گله گیس بریا اجازه دفاع از خود رایافت ،معمولا میر ملاسی ها مطالب انتقادی ومنطقی که فراتر از نظرشان وجناح شان باشد را درج نمی کنند.

پرويز گراوند در گفته :

به نظر من خوب است كه:
يك: دوستان با نام واقعي كامنت بگذارند. زيرا استفاده از نام واقعي از يك طرف باعث مي شود كامنت گذار منطقي تر و مسئولانه تر نظر بدهد و از طرف ديگر باعث رشد روحيه ي شفافيت ميشود. شفافيت در راستاي فرهنگ دمكراتيك است.
دو: با نظرات خود سعي كنند ابعاد موضوع مورد بحث را روشن تر كنند.
سه: در دفاع يا نقد، اغراق نكنند. اغراق و برخورد احساسي ما را از فرهنگ گفتگو دور ميكند. اگر نقد ميكنند يا دفاع، منصفانه و همه جانبه باشد.
چهار: افراد اجازه دهند اگر نويسنده ي يك مطلب يا مقاله نقد ميشود، خودش جواب نقدها را بدهد.

اشتری در گفته :

آقای گراوند شمادرست می فرمایید
دلایل مختلفی دارد،ازجمله:
1- کامنت گذاران محترم سریع انگ های آماده شده ای دارن بهش میچسبانند
2-ممکن است اون شخص کلی ضعف وعیب ونقص داشته باشد ومیترسد افشا بشود
بازم هم بگم یا نگم
اما باور بفرمایید این حقیر که بانام مستعار مینویسم، مبرا هستم از 2 عامل بالا

رحیم جعفری در گفته :

سلام ،ای کاش آقای پیریایی همان پیریایی دهه شصت میماند تا با شهدایی مثل مجتبی ودوستان آن که خود ایشان اشاره کرده اند محشور میشد، بنده وایشان برادر عقد اخوتی بوده و… ومن نگران این حشر هستم.

ضروني در گفته :

حاج آقا استفاده ابزاري از عقد اخوت ! خوشمزه س !

مخلصی در گفته :

«پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد» امام خمینی (ره)
فرق بعضی ها که “هنوز در دهه ی شصت مانده اند” با امثال آقای پیریایی در درک همین یک جمله از حضرت امام است . بعضی ها بی توجه از کنار جمله ی بالا گذشتند و “در دهه ی شصت ماندند” و پیریایی ها طبق جمله ی پرمعنای حضرت امام مبنی بر «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت آسیبی نرسد» “پیش رفتند” …
ماندن کجا و پیش رفتن کجا…
ماندن در ابتدای سطر کجا و سر مشق گرفتن از آن جمله ی پیر جماران و پیش رفتن طبق آن سرمشق کجا …
قضاوت در مورد یک مومن از شما بعید بود جناب حجت الاسلام والمسلمین جعفری.

سزارین در گفته :

منظورتون از ولایت مداری جریان انحرافیه ضمنا ایشان مرتبا اصول لگد مال میکردن تا به افول دنیوی دچار نشن

گراوند در گفته :

جناب آقای سزارین!
اگر خاطرتان باشد واژه ی “جریان انحرافی” را بعضی از معلوم الحال ها با روشن “سزارین” متولد کردند .
این واژه 4 ماهه متولد شد که برخی بتوانند اهداف خود را با خیال راحت تری پیش ببرند!
روش تولد این واژه ی موهوم هرچه بود طبیعی نبود … درست مثل اسم مستعار شما !
بقیه متن تان هم بستگی به تعریف شما از اصول و افول دارد.
یاحق.

آزادبخت در گفته :

دوست و هم دبيرستاني عزيزآقاي جعفري !
حرفي زده ايد كه از آدم درس دين خوانده اي مثل شما بعيد است.
گفته ايد نگرانيد!؟ نگران كدام بخش حشر و عقد اخوتيد؟آيا نگران اين هستيد كه شما به بهشت برويد و معلم عزيزمان آقاي پيريايي خداي ناكرده به جهنم بروند؟يعني اينقدر ازبهشت رفتن خودتان مطمئنيد؟يا يقين حاصل كرده ايد كه- شما هم خداي نكرده- به جهنم مي رويد و نگران اين هستيد كه ديگران را با خود به جهنم ببريد؟!هر دوي اين احتمالات بعيد به نظر مي رسد حشر به سبب علقه و اخوت بايد تداوم داشته باشد شما كه مسيرتان را جدا كرده ا ايد نگران نباشيد.
بعد هم اين چه مواجهه نا موجهي است كه مي كنيد آقاي پيريايي معلم همه ما بودند و آن مساله عقد اخوت هم سنتي ديني و از روشهاي تربيتي ايشان براي اعتماد به نفس دادن من وشما بود كه بايد قدر دان باشيم نه امروز اينگونه موضوعش موضع عقده گشايي شود. من هم براي شما آرزو ميكنم با شهدا محشور باشيد بدون اينكه نگران باشم چون آرزو ست و آرزو نوعي دعاست كه خدا بخواهد مستجاب ميشود.

سوال در گفته :

صعب مستصعب. صیرورت .شطح .حد یقف .طوبی له.يعني چه برادر پيريايي

كوهدشتي در گفته :

اگر برايت سخت نيست برو به فرهنگ لغت مراجعه كن

خيلي با هوشي

اشتری در گفته :

1- صعب=دشوار،سخت, کار سخت
2- مستصعب=کاری که سخت و دشوار بنظر آمده باشد
3=صیرورت=ازحالتی‌به‌حالت‌دیگردر آمدن
4=.شطح =ظاهرا از آن بوی خودپسندی و ادعا و خلاف شرع استشمام شود .سر ریز دیگ
5-حد یقف=بدون حد، بی اندازه بی کران
6- طوبی له=خیر سعادت

جانباز فرهنگی در گفته :

جناب پیریایی عزیز سلام بر شما : از اینکه در وصف شهید عزیزمان دست به قلم شدید سپاسگزاریم . هرچند که در وصف شهدا قلمها ناتوان و دستها لرزانند . عزیزان ،ما هر چه داریم از شهدا ست . اگر خون شهدا نبود این امنیتی که داریم هرگز تحقق نمی یافت . اگر شهدا نبودند بلایی که بر سر سوریه آوردند ، بر سر ما می آوردند . پس وظیفه ی سنگینی در برابر خون شهدا داریم ، و آن ادامه راه شهدا با دفاع از انقلاب اسلامی مان است که این امر تحقق نمی یابد مگر با پشتیبانی از مقام معظم رهبری . و اما بعد از شهدای عزیز ، جانبازان و ایثار گرانی داریم که با اهداء عضوی از بدن خود راه شهدا را ادامه دادند که البته بنده شرمم می آید که خود را در کنار این عزیزان جای دهم چرا که مقام والایی دارند و من حقیر …. اگر دستگاه هایی که جانبازان و ایثار گران جزء ابواب جمعی آنها هستند به این عزیزان به دید یک جانباز یا ایثارگر نگاه کنند شاید بتوان گفت که در حق این عزیزان کوتاهی نمی شود اما متاسفانه برخی از افراد نا اهل که با کمال تاسف در برخی از پستهای شاخص مشغولند نه تنها به کارکنان جانباز و ایثار گر از در لجاجت وارد می شوند بلکه با آنها بد رفتاری هم می کنند . نمونه اش رفتاری است که در آموزش و پرورش کوهدشت ( آموزش ابتدایی ) با اطلاع کامل مدیر اداره با بنده در مدت یک سال است دارند . البته شرمنده ام که این عبارات را نوشتم امید وارم شان و منزلت جانبازان و ایثارگران نیز مد نظر باشد .

محمد جعفر محمدزاده در گفته :

سلام بر همشهريان عزيز
مدتها بود از بهره گيري از قلم تواناي معلم ودوست وبرادر گرامي آقاي پيريايي محروم بوديم اميدوارم حال كه فراغتي حاصل شده و قلم شان به بركت نام وياد شهداي عزيز به جنبش افتاده آثار بركاتش بيشتر نمايان ومنشا اثر باشد .همين كه بسياري از همشهريان به ويژه جوانان ونوجوانان دهه شصت با افتخار خود را شاگرد ايشان مي دانند هم قدر داني است هم تاكيد برخدمت ماندگار آقاي پيريايي. استقامت ايشان بر محور ومدارآموزه ها و آرمانهاي امام و انقلاب و رهبري نيازي به تاكيد وتاييد ندارد.
از برادر عزيزم حاج شيخ هادي قبادي كه باعث وباني كارفرهنگي ارزشمندي در خصوص شهدا شده اند واز مير ملاسي هاي كوشا به ويژه آقاي بالنگ كه سرويس شهيد وشهادت را با حوصله ودرايت روز به روز بهتر مي كنند هم سپاسگزارم. 

ناشناس در گفته :

سلام مشغول ریاست بودند شما که با ایشان هم مسلک هستید.

ناشناس در گفته :

شما وقتی در مسندبه اصطلاح دولت عدالت محور بودید جواب سلام کوهدشتیا رونمیدادید

خیلی ها اینجوری اند
فکر می کنند براهمیشه این مقام رو دارند

احسان میر تیموری در گفته :

با سلام استاد محمدزاده عزیز میگم شما دیگه 1و2و3 ندارین اقای پیریایی برای مطلب شما 1و2 بود
میگم الان روی پای چپ وایسادین یا پای راست با چشم چب میبینین یا چشم راست میگم بازم کوهدشتی شدین به قول خودمون دیارته خیر ………..

عبداله امرایی در گفته :

سلام محضر برادر عزیزم جناب آقای کربلایی محمد جعفر محمدزاده.الآن که فراغ بال بیشتری دارید، به دیارمان سرکی بکشید، دیداری تازه کنید.

ایشان حاجی هستند

جناب دوست عزیز-اگر نوشته این حقیر رو دوباره نگاه کنی گفتم اگر اشتباه نکنم ؛اگر اشتباهی رخ داده عفو فرمایید؛( ضمنا آقای پیریایی استاندار همدان بودند که آن نامه رو نوشتند ، البته ایشان در استانداری کردستان مدیرکل اجتماعی و انتخابات استانداری کردستان بودند ) دوست عزیز اصل ، نوشتن نامه ایشان در حمایت از آقای احمدی نژاد به رهبر انقلاب است نه چیز دیگر(دوست عزیز مئ دانید که انتصاب ایشان به استانداری قم با اعتراض علماء و بزرگان قم به خاطر حمایت از آقای احمدی نژاد مواجهه شد )-ذوست عزیز من غرض آلود حرف نزدم فقط یه واقعیتی رو جهت اطلاع عزیزان بیان کردم-در آخر

یادآوری در گفته :

نقل است مردی دو زن داشت یکی دائم از او تعریف و تمجید می کرد یکی هم قضاوت به حق می نمود روزی مرد مار مولکی کشت و آن را به نزد دو زن آورد زن واقع بین گفت مار مولکی است که بچه ای هم می توانست جان او را بگیرد اما زن تعریف و تمجید کن گفت : این اژدرو ، شیر نرو ، کی کشترو مرد هم با خوشحالی می گفت من کشترو من کشترو. این همه سردار واقعی در خصوص شهدا اظهار نظر و خاطره کردند کمتر اظهار نظر شد حالا چه خبر آست آقایانی که شکست خورده اند و می خواهند مجددا خود را مطرح نمایند تا اظهار نظری می کنند که صرفا نیت مطرح کردن خود را دارند شروع می کنید به کامنت گذاشتن تعریف و تمجید کردن البته اگر شما هم کامنت نگذارید خودشان این کار را برای بازار گرمی می کنند جعفرمحمد زاده در باره آزادی می نویسد پیریایی شیر نرو راه می اندازد پیریایی چند جمله در باره کسی که حقش بالاتر از اینهاست با جملاتی سنگین و غیر قابل فهم ماننده صعب مستصعب. صیرورت .شطح .حد یقف .طوبی له می نویسد محمد زاده شیر نرو راه می اندازد ولی سایر دوستان متوجه حرکات اینها باشند سایت ها هم معمولا فقط تعریف و تمجیدها را اجازه تایید می دهند البته سایت وزین میر ملاس جای تشکر داردالبته اگر یک سوال را جواب دهد که بعدا خواهم گفت

بسم رب الشهداء در گفته :

قلمي آشنا با نامي تازه و ادبياتي مشخص، چطوري برادر عزيز، حالت خوبه انشاالله، روزگار به كام است؟
كدام اژدر؟! كدام مارمولك؟! كدام دو زن؟! مردم تو يك زنش هم گير كردند مرد مومن، كجاي عبارت محمدزاده شير نرو و… امثال اين عبارات را داره؟! و اما اگر مشكل شما با ادبيات پيريايي است بايد عرض كنم هر چند كه خودتان بهتر از بنده ميدانيد اين ادبيات مربوط به دهه شصت است و تغييري نكرده كه الآن باعث آزردگي خاطر شريفتان گردد، پس چيز تازه اي نيست. و اما اگر منظورتان اين است كه اين بهانه اي است براي مطرح كردن خودشان شما چرا نگرانيد؟! اگر پيريايي و محمدزاده چندان كسي نيستند چرا آشفته شده ايد و به هم ريخته ايد و مردم را به فراست و تيزهوشي نسبت به اين فاجعه!!! در حال وقوع فرا مي خوانيد!! به راستي اگر اينگونه باشد كه جنابتان مي فرمايد چه اشكالي دارد كساني در حد و قواره استاندار جهان شهر قم و معاون وزير براي اين شهر تصميم بگيرند نه كساني كه ساليان سال است مردم خيري از مديريت آنها نديده اند، اميدوارم لااقل اين پيش داوري شما درست باشد چرا كه خبر شيريني براي مردم مظلوم شهرمان خواهد بود. البته گمان نمي كنم با تغيير دولت و گرفتن پست مديريتي از آنها ديگر وامانده شده باشند لابد زمان حكومت اصلاحات و مديريتهاي كلان آقايان را در سطوح عالي مديريتي در صدا و سيما و مجلس و… را به خاطر داريد؟ همه جا كه تحت سيطره و نفوذ دولت متبوعتان نيست. فكر نمي كنيد خيلي زود دست به كار شديد؟!!

ناشناس در گفته :

آقاي محترم !!!!! من اگر به جاي شما باشم يك ليوان آب سرد مي خورم بعد كامنت مي نويسم تا اينجور عصبي نباشم . كامنت بالا حرف بدي نزده . پيريايي مقدس نيست كه كه اينطور از “يادآوري” گذشته ها برآشفته شديد
من اگر جاي شما باشم با عنوان مقدس بسم رب الشهدا كامنت نمي نويسم . شهيد متعلق به همه است نه شما و آقاي پيريايي و جناح راست . اسم مستعار ديگري براي خود انتخاب كنيد

بسم رب الشهداء در گفته :

عزيز ناشناس از سياق كلام مشخص است بنده عصبي هستم يا حضرتعالي، در ثاني تبرك و تيمن با نام خدا آنهم با استعانت از شهدا كجايش عيب دارد كه شما آن را هم برنمي تابيد. ثالثا نه پيريايي نه هر بشر عادي ديگر خالي از اشكال و به قول شما مقدس نيست، از تعارف شما به نوشيدن يك ليوان آب سرد سپاسگزارم هرچه باشد آب نطلبيده مراد است. در هر صورت با هر گرايشي هم كه باشيد براي ما محترميد و از تشرتان به اين حقير اصلا آزرده و ناراحت نيستم؛ ايام به كام و عزت مستدام.

بسم رب الشهداء در گفته :

جناب آقايان(و يا خانمها) گله گيس بريا، گراوند، حافظ، كوهدشتي مقيم قم، س- آ، جعفري؛ كه تصريحاً و يا تلويحاً گفته اين حقير را در بوته نقد گذاشته و آن را با برداشتها و عبارات مختلف مورد لطف!! خود قرار داده ايد، لازم ديدم چند مطلب را خدمت شريفتان عرض كنم:
1- گويي چنان از برخي واژه هاي گفته شده در متن بنده برآشفته شده ايد كه بدون در نظر گرفتن مابقي مطلب اين حقير را به باد انتقاد گرفته و متهم به تملق و چالوسي كرده ايد!! پناه مي برم به خدايي كه مدبّر امور است و مقلّب قلوب، اگر شأن و شخصيت خود را براي هر كسي به جز ذات باريتعالي و حضرات معصومين(ع) كه متصل به منبع وحي هستند حقير و زبان به تملق بگشايم، چون اساساً هم نيازي به تملق نمي بينم و هم شخصاً از اين خصلت زننده به شدت متنفر و بيزارم.
2- جناب گراوند عزيز، فرازي از نوشته را برش زده و بدون در نظر گرفتن پس و پيش آن قضاوت كرده و با عنايت به آن قطعه، كل نوشته را رد كرده ايد، لازم است كه كل مطلب را يكبار ديگر و با دقت بيشتر مطالعه بفرماييد؛ مطلب كامل اين است: “بسیاری از شهدای نخبه و فهیم شهرمان مدیون آموخته های فرهنگی و مذهبی استاد خود پیریایی هستند، درست است که مقام شهدا شامخ و عالی است و الآن برای استاد خود اساتیدی هستند که دسترسی به مقام آنها امری محال می نماید لکن باید بپذیریم که فیض نائل شدن به این مهم را مدیون ارشادات راهگشای همین معلمان زمینی خود بوده اند.” بله بنده هم كاملا با شما هم عقيده ام و آن را به تصريح در نوشته خود آورده ام كه: “برای استاد خود اساتیدی هستند که دسترسی به مقام آنها امری محال می نماید.” اما گفته بنده كجايش مغاير با تعاليم و تعابير اصيل ديني ماست؟!! مگر كسي مي تواند نقش علم و معلم را در پرورش بزرگان در تاريخ فراموش كند و ناديده انگارد، براي مثال نقش معلم در تربيت عمر بن عبدالعزيز را ببينيد كه در دل آل اميه شخصي را تربيت كرد كه برخلاف تمام اجداد خود راه صلاح و صواب را در پيش گرفت و خلافت را حق معصومين(ع) دانست و سب بر اميرالمؤمنين را درمنابر ممنوع كرد و… اين نمونه اي بود از نقش انكار ناشدني معلم در تربيت افراد اثرگذار به نحوي كه مسير تاريخ را عوض كرده اند. اينكه پيريايي معلم بسياري از شهداي به نام كوهدشت بوده اند چيز مبهم و ناگفته اي نيست و تعجب مي كنم از عزيزي كه مي گويد كدام شهيد؟ نام ببريد!! اگر واقعا مايل به دريافت پاسخ خود هستيد از سابقون جبهه و جهاد بپرسيد جواب خود را خواهيد يافت، فقط براي نمونه به نام مقدس شهيد والامقام مجتبي آدينه وند اشاره مي كنم كه آقاي پيريايي اين مطلب را با نام اين شهيد عزيز نگاشته است. ضمنا بسيار خوشحال خواهم شد كه ضعف دستوري نوشته اين حقير را عنوان فرماييد تا اصلاح كنم.
3- جناب كوهدشتي مقيم قم به نقل از خبرنگار شبكه نور فرموده ايد: آقاي پيريايي سخن كسي كه در جلسه شوراي اداري از ايشان تعريف و تمجيد كرد را قطع كرد و اجازه ادامه صحبت به ايشان را نداد، اتفاقاً اگر در موضع دفاع از آقاي پيريايي برآمدم به خاطر دارا بودن چنين خصائلي در ايشان است و قطعاً اگر غير از اين مي بود نه تنها از ايشان دفاع نمي كردم بلكه به عنوان يك منتقد و يا حتي مخالف جدي در مقابل ايشان مي ايستادم، چون افراد را در سير تحول احوالات آنها مي توان شناخت، وقتي كه آقاي پيريايي با دوستان خود و حتي كساني كه در كسوت زيرمجموعه اداري ايشان بوده اند با تواضع و رفاقت و مدارا مواجه مي شود نشان از ظرفيت بالاي شخصيتي اوست كه خود را به اصطلاح گم نكرده و مقام او را از طريق درست تربيتي كه كسوت ساليان مديد او بوده دور نساخته است.
4- دوستان منتقد، بنده به شدت نسبت به مقام شامخ شهدا تعصب دارم و هرگز در مقام مقايسه و تنزل جايگاه آنها برنيامده و نخواهم آمد وليكن بايد منطقي نگاه و قضاوت كنيم، چرا كه شهدا هم به مانند همه ما انسانهايي بودند كه مي توانستند با تعلق به تعلقات فاني دنيا ملكوتي نشوند و اسير خاك باقي بمانند ولي با تربيت مربيان شايسته و تهذيب نفس و پشت پا زدن به زخارف دنيا راهي را انتخاب كردند كه هر كسي همت آن را نداشت. آري به واقع روح بزرگ و ملكوتي آن بزرگ مردان در تنگناي اين جسم خاكي نمي گنجيد و تحمل گرفتاري در قفس تن را نداشتند و هزاران چون من و تو و پيريايي بايد در مقابل عظمت آنها زانوي ادب و تلمذ بزنند، ولي فكر نمي كنم اين منافاتي با عرض بنده در رابطه با نقش بي بديل مربي و استاد خوب داشته باشد، آيا شما خود نقش معلمان و مربيان تربيتي موفقي را كه باعث شكل گرفتن شخصيتتان شده را رد مي كنيد؟! ضمناً براي اينكه كسي پيرو مكتب امام حسين(ع) هم بشود لازم است از معلم، روحاني، مداح، منبري و… مخلص و كاربلد و آگاهي بهره بگيرد كه سر از ناكجاآباد و انحراف عقيدتي و فكري درنياورد پس زود اسم مقدس سيدالشهداء(ع) را براي اثبات ادعاي خود نياوريم و طرف را در مقابل اين عظمت بي مثال خلقت هستي قرار ندهيم.
5- جناب گله گيس بريا اينكه خطاب به بنده بيان داشته ايد كه نگفتي پيريايي براي كوهدشت چه كرد جواب را در مطلب فوق آورده ام ولي براي تكميل آن عرض مي كنم عزيز و بزرگوار چرا قدري منصفانه نظر خود را درج نمي كنيد خود مي گوييد باز خدا پدر اسفندياري را بيامرزد كه در زمان مدير كل بودن خود در آموزش و پرورش دستي به رخسار مدارس كوهدشت كشيد!! تو را به خدا اينكار را هم انجام نمي داد!! مگر خودتان نمي گوييد مدير كل آموزش و پرورش لرستان؟ نكند كوهدشت را جزء لرستان حساب نكرده ايد؟! برادر محترم اين حداقل كاري بوده كه مي توانسته براي كوهدشت در كسوت مدير كل انجام دهد، مگر مدير كل استان ديگري بوده؟!! آن جوك معروف را قطعا به خاطر داري (كه البته از يك واقعيت گرفته شده بود) بنده خدايي براي تبليغات انتخاباتي خود به مردم آن شهر مي گفت زماني كه من فلان مسئوليت را در فلان شهر داشتم در واقع براي شما كار مي كردم و جواب گرفته بود لابد وقتي نماينده ما هم شدي براي شهر ديگري كار مي كني!!! برادر محترم اين چه استدلالي است كه شما مي كنيد پيريايي اگر در استان لرستان استاندار مي شد و براي كوهدشت كاري نمي كرد حق با شما بود ولي نه اينكه مدير ارشد استاني ديگر باشد و براي كوهدشت بودجه و ظرفيتها و امكانات را هزينه كند، شما را به خدا كدام عقل سليمي اين را مي پذيرد؟ من براي شما مثالي را آورده بودم ولي گويي اصلا به آن توجه نكرده ايد و يا نخواسته ايد توجهي داشته باشيد!! در ضمن جالب است از بنده ميخواهيد مثل گراوند(كه آن هم اسم عام است و به واقع نامي است مستعار) خود را معرفي كنم، مثل اينكه فراموش كرده ايد كه خودتان با چه عنواني كامنت گذاشته ايد!!!!
6- جناب حاج آقاي جعفري نيز كه ماشاءالله تا ته بهشت و قعر جهنم را تخته گاز طي كردند!! حاج آقاي بزرگوار كاش لااقل به امتيازات و سپس پشت كردن به آن سجاياي دهه شصت آقاي پيريايي اشاره اي مي كرديد تا برادر عقد اخوت خوانده شما لااقل به فراست افتد و تا دير نشده فكري به حال خود بكند.
7- مطلبي كه بسيار لازم مي نمايد اين است كه ساحت مقدس شهيد و شهادت را با اين نوع موضع گيريها لوث و مخدوش نكنيم، و اگر بنده نيز در مقام دفاع از آقاي پيريايي برآمدم به اين دليل بود كه هنوز فضا در بحث شهيد والامقام مجتبي آدينه وند معطر است كه به ناگاه يك نفر از آن طرف به جاي پرداختن به اين مقوله مقدس شروع به حمله به پيريايي و بحث چپ و راست مي كند، حق دهيد كه وظيفه شاگردي اقتضاء مي كرد از موضع دفاع از كسي بر بيايم كه بي دليل و خارج از موضوع مورد حمله رسانه اي قرار گرفته است.
8- در پايان بايد عرض كنم چنانچه از نوشته بنده برداشتي اشتباه توسط دوستان عزيز شده پوزش خواسته و براي خود و همه اين عزيزان از خداوند طلب حسن عاقبت به خيري و سعادت دو سرا مي نمايم.

آزادبخت در گفته :

جالبه بنده وبقیه منتقدان خودمان رابه شیوه های متفاوت معرفی کردیم. نیاز است نام پدر و تحصیلات وآدرس منزل را هم قید کنم مسلما شما باور نخواهید کرد تنها چیزی که خیلی مبرهن است شتاب زدگی وعصبانیت در نوشتارنویسنده است معلوم است پاسخ دهنده یک نفر است وخیلی هم کم تحمل وخسته است ، تازمانی که میر ملاس ها از افراد پر حاشیه که خاطرات خوبی از آنها درباره حناح بندی ها نداریم دعوت می کند حضور منتقدان را پذیرا باشند ، سراغ کسانی بروید که دنبال منافع و مطرح شدن نیستند گاهی اوقات میر ملا س از شهدا مطالبی را درج می کند که بر جان می نشیند و راستی چرا؟فکر می کنم شاید چون بر آمده از اخلاص است.

بسم رب الشهداء در گفته :

جناب آزادبخت عزيز؛ فرموده ايد كه شما و ديگران خود را معرفي كرده ايد!! عجيب است ذكر نام طايفه بزرگي به نام آزادبخت آنهم براي يك نفر!! خيلي وقتگير خواهد بود پيدا كردن آن يكنفر!! درست است يا نه؟!! ضمن آنكه اصلاً عنوان نام ضرورتي ندارد چرا كه مهم ما قال است و نه من قال. و اما فرموده ايد كه با توجه به نوشتار نويسنده خيلي مبرهن است!!! كه پاسخ دهنده يكنفر است و خيلي هم کم تحمل و خسته است!! عزيز برادر پس توقع داشتي قشون كشي كرده باشم!! خب معلوم است كه يكنفرم اين كه زحمت القاء به مخاطب نمي خواهد، ضمناً از پشت مانيتور چهره خسته بنده را تشخيص دادي؟!! شما كه اينقدر داراي تشخيص فوق العاده ايد، اگر زحمت سفارش يك فنجان چاي دوغزال را هم ميدادي مزيد امتنان ميشد!! ايضاً كم تحملي بنده در ادبيات به كار برده شما مشخص است كه به جاي پاسخ به ادله اين حقير شروع به پرخاش كرده ايد!! ياللعجب از اين هنر دست پيش گرفتن!! اگر با اين ترفند ميخواهيد به مخاطبان القاء كنيد كه نگارنده اين مطلب كم حوصله و عصبي و… است بايد عرض كنم خير بنده كاملاً آرام و بدون هيچگونه خستگي مطالب را نگاشته ام فرمايشي باشد در خدمت عزيزان خواهم بود (البته در حد بضاعت ناچيز خود)

ناشناس در گفته :

آقاي محترم
لطفاً با يك اسم مستعار ديگه كامنت بنويس .
اين چه وضعشه؟ شهدا بازيچه و لقلقه زبان شما كه نيستن ازشون به عنوان اسم مستعار استفاده كردي . خجالت هم خوب چيزيه !!!
ادعاي حزب اللهي بودنتون گوش فلك رو كر كرده ولي رفتارتون با همه چيز سبك سبكه . ادعاي ارزشي بودن داريد و غير از خودتان هيچكس را قبول نداريد ولي با همه چيز به عنوان دستمايه برخورد مي كنيد .شهدا متعلق به همه هستن نه تو و پيرايي و محمدزاده و اين و اون .
واقعاً شرمنده باشي بهتره

بسم رب الشهداء در گفته :

ناشناس محترم پاسخ شما را به ناشناس ديگري دادم، اگر مايل بوديد به آن مراجعه فرماييد. در ثاني فرموده ايد كه خجالت هم خوب چيزيه، درست است اما خجالت از چه كسي و چرا؟ اگر از شهدا باشد كه همه بدون استثنا شرمنده آنها هستيم و اگر منظور از شخص و يا اشخاص ديگري باشد جاي بحث دارد، چرا و به چه منظور؟!! برادر عزيز اگر زحمت مطالعه كامنتها را از ابتدا بكشيد متوجه خواهيد شد كه بحث از كجا آغاز شد، نگارنده مطلب با ذكر فضايل يكي از شهداي بزرگ شهرمان به مانند خيلي ديگر از شهروندان كه بعضاً حتي در جبهه و جنگ هم نبوده اند ولي با آب و تاب به ذكر خاطره مي پردازند!! فضايي معنوي در راستاي زنده نگه داشتن و تكريم ياد و خاطره شهيد والامقام مجتبي آدينه وند را ترسيم و به وجود آورده، كه به ناگاه از آن طرف شخصي كه به صرف اينكه نگارنده اين مطلب پيريايي است و باب طبع ايشان نبوده، شروع مي كند به پرخاش و تندي!! من از شما مي پرسم اگر اين نوع برخورد در مواجهه با شخص سياسي ديگري كه مطلوب نظر شما بود باز اينگونه قضاوت و برخورد مي كرديد؟!! ضمنا ما ادعايي بر ارزشي بودن نداريم برادر عزيز چون ارزشها به معناي واقعي كلام در سيره و صورت شهداي مخلص و پاك سرشت متجلي بود كه چون من سراپا تقصيري كوچكترين ادعايي در اين خصوص ندارم شما را نمي دانم. در پايان به عنوان همشهري كوچك شما پيشنهاد مي كنم به جاي عصبانيت، در صورت تمايل با ديگر همشهريان خود در اين گفتمان مجازي همراه شويد شايد منتج به نتيجه منطقي و معقولي شود، انشاءالله. چون به زعم اين حقير اين نوع گفتمان مي تواند به نوعي تحقق فرمايش مقام معظم رهبري مبني بر برگزاري كرسي هاي آزادانديشي باشد، منوط به رعايت اصل صداقت در گفتار و رعايت حريم اخلاق و احترام متقابل و همچنين پرهيز از پرداختن به مسايل حاشيه اي بي فايده كه فقط كدورت و تلخكامي را در بر خواهد داشت. در هر صورت به هر نام و گرايش و عنوان كه باشيد براي بنده قابل احتراميد.

طرهانی - در گفته :

جناب بسمه رب الشهدا شهدا در بطن زمینه خدایی شدن را داشتند وخدایی شدن اگر ایشان باعث خدایی شدنشان شدن سری هم به آنهایی که زمینی شدن ودزد وسارق شدن هم در همین مکتب ها می بایس تعغیر می کردند شهداوارسته بودند وخدایی

محمد رضا گراوندپور در گفته :

جناب آقای پیریایی عزیز
تا به حال نوشته ای از شما ندیده بودم. محتوایش زیبا و قالبش روان بود.
آنچه حقیر را بیشتر سر ذوق می آورد حضور عزیزانی مانند شما و آقای محمدزاده و آقای دوستی و دیگران است که علی رغم گرفتاری های دیگرتان تماس با همشهریان را از یاد نمی برید. حقیر ساکن تهران هستم ولی از این بابت بسیار ناراحت، چون تماس بنده هم از طریق همین فضای مجازی است.
اگرچه همین هم غنیمتی است.
خواهشا این ارتباط و تماس ها را از بین نبرید. همشهریان حق دارند گلایه ای داشته باشند. به نظر بنده این گلایه ها بیشتر از اینکه رو به سوی شما داشته باشد، حرف دلشان است. و صد البته حرف دل خود ما و شما هم هست. مطمئنا صبر شما عزیزان از تندی انتقادات می کاهد و آنها را سازنده میکند.
نکته دیگر بنده رو به عزیزانی است که نکاتی را یادآور می شوند اما از ذکر نام خود سر باز میزنند. خواهشم این است که دوستان از اسامی واقعی خود استفاده کنند تا فضای خوبی که به وجود آمده خدشه دار نشود.
پایدار باشید.

ميرزايي- تهرات در گفته :

1-همان طور كه در متن نوشته آقاي پيريايي آمده آقاي قبادي از ايشان خواسته است كه مطلبي در باره شهيد مجتبي بنويسد وايشان هم اجابت كرده اند.خوب اگر كسي ادعا مي كند اين مطلب ضعيف و يا سخت است بسم الله خودش قلم به دست بگيرد و بهترش را بنويسد يا نه اصلا از زاويه اي ديگر به موضوع بپردازد.
2-شخصي گفته است آقاي پيريايي براي كوهدشت چه كرده است؟برادر عزيز اول همه بايد ببينيم چه كرده ايم در ثاني شما بايد كساني را مواخذه كنيد كه روزگاري نگذاشتند پيريايي همين كار تربيتي اش را در كوهدشت انجام دهد يا از كساني بپرسيد كه وقتي او براي همدان و لرستان مطرح بود تمام تلاششان را كردند كه به لرستان نيايد. آقاي پيريايي در جاهاي ديگر هم كه بوده اند در حد رشد و پرورش برخي نيروهاكم نگذاشتند.و بساري از نيروهاي كوهدشت و لرستان و غرب كشور به واسطه ايشان به دستگاههايي چون وزارت كشور راه يافتند.
3- راستي چرا مواخذه نمي كنيد آنهارا كه بارها مردم را در سرما و گرما دنبال راي دادن به خود كشاندند. نكند توقع شما از آنكه پنج بار راي مردم را گرفت فقط كشيدن دستي بر سر وروي مدارس كوهدشت است؟
3-ظاهرا بنا نيست ما اين رويه تخريب و تضعيف همديگر را كنار بگذاريم حتي اسم شهيد هم كه مي آيد كوتاه نمي آييم .بابا جان به خدا كوهدشت براي رشد و توسعه نياز به برادري ،سعه صدرو نشان دادن ظرفيت ها و… دارد ما چرا داريم ظرفيت خوبي مثل مير ملاس را تبديل به مقام و موقعيت براي تقويت كينه و دشمني مي كنيم .حرف بسيار است اما در خانه اگر كس است يك حرف بس است

طرهانی - در گفته :

جناب میرزایی سلام یاد دبیرستان شهید رجایی به خیر عزیز آقایان خود تصمیم گیر بودن آن زمان که با ایشان مخالفت می شد جناحی بودن که شما سنگ آنها را به سینه می زدید

گله گیس بریا از کوهدشت در گفته :

آقای بسم رب الشهدا چرا اینقدر از شنیدن سخن حق بر افروخته شدید باور کنید این مردم دیگر فریب جنابعالی و اربابانت که میخواهند خود را مجددا به جریان اصلاح طلبی آویزان کنند نمیخورند خواب دیدید خیر باشد

شهبازی در گفته :

روز از نو روزی از نو !
یعنی هر کاریت کنن ، هر عدله ای برات بیارن ، هر جواب منطقی ای هم که بهت بدهند ، سنگ آب میشه اما تو باز همون گله گیس بریا یی !!!!
خواهشا برو سر اصل مطلب:
از چی ناراحتی ؟

ناشناس در گفته :

آقا يا خانم شهبازي و ساير فداييان پيريايي با اسامي مختلف زنانه و مردانه !
لطفاً هر وقت توانستيد ادلّه را عدله ننويسيد كامنت بگذاريد .
من طرفدار گله… نيستم . اما مي دانم پيريايي و امثالهم اصول دين و مقدسات نيستن كه نشود نقدشان كرد و هركس كه انتقادي نوشت لزوماً از چيزي ناراحته
ضمناً خيلي زشته كه خودتون به جوابتون بگيد منطقي !!!! در سواد خواندن و نوشتن شما تشكيك جدي وجود داره .حداقل اجازه بديد منطقي بودن جواب رو خواننده تشخيص بده

شحبازی(بی صواد) در گفته :

آقای ناشناس و ایواکه و آواکه و… که همگی در “عبد” جمع شده اید !
بنده فامیلیم رو صادقانه ذکر کردم .
اینکه شما در بعضی از کامنت ها به اسم من و بقیه ی دوستان هم عقیده با من شک دارید و کامنت هایتان را با جملات کنایی شروع می کنید به روحیات شخصی تان مربوط میشود.(اینکه شما همه را به کیش خویش پندارید مسئله ی شخصی خودتان است)
شما در حالی به مستعار نویسی دوستان معترضید که خودتان را “ناشناس” معرفی کردید ! به عبارت دیگر اگر نهایتا قضاوتتان در مورد همگی درست بوده باشد باید نتیجه گرفت که :” دیگ به دیگ می گه : ته دیگ! ”
ضمنا ما از این پس به مدت چهار سال قراراست یک مشط عادم بی صواد باشیم ! رعیس جمحور مهترم هم که عشاره فرموده بودند : منطقدان یک مشط بی صواد هسطند…
پس تشکیک لازم نیست ؛ از این پث یغین داشته باشید و به صواد خود که فقط صورت “ادلّه” را در زندگی دیده و شنیده اید ببالید .
محض اطلاع شما که باسواد هستید : عدله جِ عادل ؛ به کسانی می گویند که برای شهادت دادن شایسته باشند .
اینهمه آدم اومدن گفتن ایشون معلم اخلاق ما بوده و… باز شما و گله گیس بریا جان و ایواکه و آواکه که همگی در یک عبد جمع شده اید بخاطر کینه های احتمالی و شخصی زیر بار نمیرید و نخواهید رفت!
اطمینان دارم با ورق ورق کردن فرهنگ لغت معین و دهخدا و زنده شدن آن مرحوم مغفور هم شما زیر بار نخواهید رفت ؛ پس وقتی حرفی برای گفتن ندارید بحث را عوض نکنید!
اصل مطلب با پاسخ شما به چند سوال روشن می شود :
– پیریایی چه ظلمی به شما و شهرتان کرد؟
– چه کاری می توانست بکند و نکرد؟
– کجا به او اعتماد کردید که جواب اعتمادتان را بد داد؟
– چه حقی از شما خورده است؟

بسم رب الشهداء در گفته :

اينكه اصرار داريد حرفتان را حق جلوه دهيد باز جاي تأمل دارد، وليكن قضاوت را به مردم فهيم و فرهيخته ديارم واگذار مي كنم، اما اينكه فرموده ايد اربابانت!! بايد خدمت شما عرض كنم به لطف باريتعالي اربابي جز رب العالمين ندارم و هرگز از اين اربابم كم توجهي نديده ام كه بخواهم متوجه اربابان زميني شوم!! اما با افتخار مي گويم شاگرد آقاي پيريايي بوده ام و به آن هم مباهات مي كنم. از طرفي بنده به نوبه خودم عرض مي كنم نيازي به آويزان شدن به جريانات سياسي كه شما ظاهراً خيلي براي آن حساب باز كرده ايد و تعصب آن را مي كشيد ندارم چرا كه اگر حضرات خيلي هنر كنند دهان باز شده سهم خواهان خود را پر كنند آنها را بس است. در ضمن براي رسيدن به اهداف خود گرفتار خواب نباش و خواب نبين!! تلاش كن، آنهم منطقي.

زارعي كوشا - قم در گفته :

18 سال است در محضر استاد عزيزم جناب آقاي پيريايي توفيق شاگردي و رفاقت نزديك دارم اگر بگويم جزو بيشترين اسامي و خاطراتي كه در اين قريب دو دهه آشنايي نزديك، از ايشان در اوج عشق و ارادت و علاقه و حسرت شنيده ام نام زيباي شهداي عزيز آن ديار بويژه شهيد مجتبي و شهيد شهرام و خاطرات شنيدني از عرفان و خلوص وصف ناشدني ايشان بوده سخن به حقيقت رانده ام . آنگونه كه اين كمترين برغم عدم آشنايي و با همه ي تاريكي ها وجود و تيرگي دل شيفته و واله اين جانهاي به پرواز در آمده در سپهر زيبايي و معني گشته و چه بسيار كه درماندگي هايي كه با توسل به اين عزيزان خداوند ، برطرف نموده ام.
از خدا براي استادم وهمه ي آناني كه ياد شهدا را زنده ميكنند دوام توفيق و كسب صواب بي بديل مسالت ميكنم كه مقتدايمان فرمود زنده نگهداشتن يادشان كمتر از شهادت نيست .

زارعي كوشا - قم در گفته :

۱۸ سال است در محضر استاد عزیزم جناب آقای پیریایی توفیق شاگردی و رفاقت نزدیک دارم اگر بگویم جزو بیشترین اسامی و خاطراتی که در این قریب دو دهه آشنایی نزدیک، از ایشان در اوج عشق و ارادت و علاقه و حسرت شنیده ام نام زیبای شهدای عزیز آن دیار بویژه شهید مجتبی و شهید شهرام و خاطرات شنیدنی از عرفان و خلوص وصف ناشدنی ایشان بوده سخن به حقیقت رانده ام . آنگونه که این کمترین برغم عدم آشنایی و با همه ی تاریکی ها وجود و تیرگی دل شیفته و واله این جانهای به پرواز در آمده در سپهر زیبایی و معنی گشته و چه بسیار درماندگی هايي كه با توسل به این عزیزان خداوند ، برطرف نموده ام.
از خدا برای استادم وهمه ی آنانی که یاد شهدا را زنده میکنند دوام توفیق و کسب ثواب بی بدیل مسالت میکنم که مقتدایمان فرمود زنده نگهداشتن یادشان کمتر از شهادت نیست .

درود بر زارعی کوشا فرماندار پر تلاش شهر مقدس قم .

امین جمشیدی در گفته :

من هیچگاه فضای جبهه را درک نکردم اما با توجه به همنشینی 7 سال متوالی با سرداری بی ادعا و مردی به حق آسمانی(حاج حمید قبادی) گویا تمام طول جنگ را در جبهه ها بودم ، در حالی که هیچگاه به دلیل سن کم در آن ایام با شهدا در جبهه نبودم و هماره غبطه میخورم که ای کاش من نیز سنم کفاف میداد تا با آنها در جبهه باشم و اگر لیاقت شهادت و یا جانبازی را نداشتم لااقل همنشینی و مصاحبت با آن مردان خدا را تجربه می کردم واگر در کار آخرتم مانده ام حد اقل در کار دنیایم به درستی از آموزه های آن مردان مرد بهره ای جویم، چرا که آنها به نسل خود و نسلهای بعد از خود آموختند که همه چیز در گرو خدا و اخلاص است و هر کس بر این ریسمان الهی چنگ زند گمراه نخواهد شد .

گله مندم : نه از شخص خاصی و نه از طیفی خاص ، از خود و امثالهم گله دارم ، اگر شهدا در سنگر مردی در اوج نوجوانی دنیا را به قول شهید محمد علیم عباسی سه طلاقه کردند و با عروجشان کتابی از طی طریق در صحنه عملی زندگی به جا گذاشتند آیا ما کتاب آنها را ورقی زدیم و اگر چنین است چند صفحه از آن را تاب آوردیم.و کدام بار خود را با محک شهدا عیار زدیم.

و بیشتر گله مندم: از کسانی که سالها همنشین شهدا بودند و اینک بازی روزگار آنها را مقابل هم قرار داده ،من نبودم و نمیدانم آما سوال میپرسم سروران گرامم و همنشینان سالهای حیات ظاهری شهدا آیا از شهدا گفتن فقط به واسطه جنباندن قلم و سیاهه پر کردن و ذکر خاطرات است ، پس سیره عملی آنان چه؟ مهمتر از آن پس هدف آنان چه؟ راستی از آن شبهای عملیات در سرمای استخوان سوز کردستان و گرمای طاقت فرسای خوزستان در سنگرهای خاکیتان چه خبر ؟ ایا فقط خاطراتش در ذهن شماست یا حال هوای آن روزها را نیز با خود دارید؟ راستی خون چند شهید بر پیراهنتان ریخته است و یا به راستی چند بار هنگام انفجار یک خمپاره خونتان با خون یک شهید بر روی خاک به هم آمیخته شده است؟و یا …

از شهید گفتن خوب است و یادش را گرامی داشتن خوبتر اما یادمان نرود حسین(ع)تشنه لبیک بود نه تشنه آب ، راستی چگونه می توان از علیمردان و رشادتهای بی مثالش گفت ، در حالی که فرزندش برای داشتن کاری مختصر ، ماهها و شاید سالها در خلوتهای شبانه خود گریست و روزها به هر اداره و ارگانی که به عقلش می رسید رجوع کرد، ولی بی حاصل ، راستی چند تن از شما رفیقان شفیق روزهای رشادت پدرش رییس همان اداره و ارگانی بودید که او رجوع نمود .

حالا در خواستی دارم ، لااقل شما ای راوی روایت رشادتهای آن بزرگمردان ، حال وهوای آن روزگاران را با امروز نیامیز و بی غرض بنگار ، و شما ای منتقد ،بی غرض پاسخ گو . بیایید این عرصه را صحنه بازی و برداشتهای شخصی و یا عقده گشایی خود نکنیم و خدا وکیلی در این عرصه نیتمان فقط زنده کردن هدفی باشد که شهدا برای آن جان دادند.واگر جا مانده ای از غافله شهدا دست به قلم می برد او را مورد هجوم قرار ندهیم ، شاید خدا حکمتی در قلمش نهاده باشد که بر ما و حتی خود نگارنده نیز پوشیده باشد.

با عرض پوزش از تمام دو ستان و سروران گرامی ، روی سخنم اول با خودم می باشد .

محمود مهکی قم در گفته :

سلام به امین عزیز،سخنی کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند،گل گفتی ،ای کاش….

محمد ضرونی در گفته :

میرزایی عزیز حالا که نوبت به اصلاح طلبان رسیده و شما از کرسی ریاست پیاده شدید یاد برادری و سعه صدر افتادید ؟؟ شهبازی محترم چرا بهت بر خورده اگه ناراحتی به یه وکیل مجرب مراجعه کن تا معنی ادله رو برات بگه ضمنا آقای ناشناس حرف بدی نزدند من به شما توصیه میکنم جوش نزنید برا قلبتون خوب نیست از همه عزیزانی که در این بحث زیبا شرکت فرمودید متشکرم به برکت صلوات بر محمد و آل محمد شب خوش پیروز باشید

زنگ دیکته! در گفته :

نیازی مراجعه به وکیل نیست. به همین فرهنگ لغت های دم دستی رجوع کنید بهتون می گه “عدله” یعنی چی.
به قول شهبازی : اگه مرحوم دهخدا هم زنده شه شما زیر بار نمی رید!
چون :
آنکس که نداند و نداند که نداند …

سرتیپ نیا در گفته :

قسمتی از وصیتنامه شهید دردمند حجت الله سرتیپ نیا .محل نگارش جبهه دربندیخان عراق ،سمت : نیروی اطلاعات عملیات لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل شهادت : شلمچه همراه با برادرش ،شهید فیروز سرتیپ نیا و در یک آن و یک انفجار
رئیس جمهور مملکتی( آقای خامنه ای) که نور چشم همه و امام عزیز است با صدای رسا و پر از درد و
سوز ندا سر می دهد که رزمندگان اگر به عنوان خادم مرا قبول کنند، خادم شما
هستم،………….
من به عنوان یک مسلمان و شیعه علی(ع) که شمشیر علی(ع) را بر کف گرفته و پا
به عرصه میدان جنگ برای نابودی دشمنان اسلام نهاده ام، نمی توانم خط بازی
ها و اغشاش های اینانرا در جامعه نادیده بگیرم، نمی توانم اینها را نگویم،
نمی توانم قلمم را فقط برای دکور لای جیبم بگذارم و فقط خیانت های اینها
را تماشا کنم.
دوستان عزیز و آن هایی که مرا دوست دارید، دوست داشتید، به جبهه بروید، امام را
تنها نگذارید، به خدا امام دوست مهدی (عج) یار امام زمان است، به خدایی که
پیامبر را در چشم انس و جان عزیز کرد و مهرش در دل همه قرار داد امام خمینی
چون فرزند حسین(ع) است با این انگل های جامعه مخالف است و دشمن اینها
است، اگر این فقیر را به عنوان یک دوست قبول دارید بگویید ای خمینی ما تا
آخرین قطره خون پشت تو را خواهیم گرفت و در فرزندان با وفای تو تزلزل و بی
ثباتی راه ندارد.
عزیزان همراه با عمل بگوئید و شما مبادا بی ثبات و متزلزل باشید که در قاموس آنها جز کراهت و پستی و رذالت چیز
دیگری راه ندارد. و فقط و فقط در فکر و اندیشه «پنبه دانه»هستند،عزیزان
محترم و معظم، آیا باید قبول کرد و باید این تباهی را پذیرفت که
جامعه ما را و افراد جامعه ما را تهذیب نفس کند؟!! آیا باید این طوطی زبان
بریده روح ها را از آلودگی نجات دهد،همان روحی که خداوند می فرماید«نفخت
فیه من روحی»؟!!
با جرأت هر چه تمام سوگند یاد می کنم که حتی درمکتب اینها هم نشستن گناه
است، چون اینها انگیزه و انگیخته خدائی ندارند، اینان برای ثبات خط خودشان
و برای عَلَم کردن شخصیت منحوس و کاذب خودشان این مراسم را بپا می دارند..

كوهدشتي در گفته :

آقاي سرتيپ نيا عزيز ! ضمن تشكر اگر قيد بفر ماييد كدام يك از آقايان سرتيپ نيا هستيد بهتر است . امين/ كميل/ ايرج ويا بهروز ويا ديگران بالاخره نظر هر كدام از اينها يك معنايي دارد. سپاس

عبد الله طرهانی در گفته :

گل گفتی نازارم

سيفاي كوهدشت در گفته :

اعوذ بالله من نفسي
خداوندا تو ميداني كه انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است
چه رنجي ميكشد آنكس كه انسان است و از احساس سرشار است

سلامي به تلخي تمام اين نامهرباني هاي بي دليل .
سلامي به سردي تمام اين كلام هاي نابجا و از سر تعصب .

اعوذ بالله من نفسي…
جان امانتي است كه بايد به جانان رساند،اگر خود ندهي ميستانند.فاصله ي هلاكت تا شهادت همين خيانت در امانت است …
در بيابان گر به شوق كعبه خواهي زد قدم / سرزنشها گر كند خار مغيلان غم مخور …

دوستان، آشنايان، مستعار نويسان و كليه عيب جويان عزيز توجه كنند .
مژده مژده…
هر كسي بتواند ركيك ترين كلمات، پرخاشگرانه ترين نقد ، بيشترين ايراد نگارشي ،بالاترين غلط املايي و تعصبي ترين جواب كه هيچ ربطي به موضوع اين كامنت ندارد را در مورد نظر بنده بگذارد برنده اعلام ميگردد !!!!

یک دوست در گفته :

آقای زارعی کوشا حق دارند جانانه از آقای پیریائی دفاع کنند زیرا هر چه دارند در قبلا حمایت های آقای پیریائی بوده است درحالی که بر اساس مستندات موثق آقای پیریائی هیچ گاه تلاشی برای خدمت به کوهدشت نداشته اند. و اینکه بگوئیم نتوانسته اند شاید درست نیاشد چون ایشان در دولت قبلی ارتباط نزدیکی با آقای رحیمی داشتند و قطعا از این حیث می توانستند به کوهدشت که جلوه واقعی فقر و بیکاری است خدمتی کرده باشند. اساسا برای من قابل توجیه نیست که برخی از جمله آقای پیریائی تا زمانی که در مسند قدرت هستند هیچ کس را نمی شناسند ولی پس آن ظهور پیدا می کنند. هنر این است که در زمان قدرت نمایان شوند تا روشن شوند آیا می توانند نقش موثری ایفا کنند یا خیر.

جمالی در گفته :

دوست محترم !آقای زارع کوشا نگفته که پیریایی براکوهدشت کار کرده۰ گفته من شاهدم همیشه از شهدای کوهدشت برای من می گفت۰ چرا اینجوری اظهار نظر می کنی? آقای کوشا خیلی خوب ومحترمانه حرفشو زده ۰شما اینجوری جواب میدی! حیف است برادر موضوع ارزشی ایثار وشهادت را با شکل موضع گیری بحث کنیم ۰

م/الف - تهران در گفته :

هنرمند مردن هنر پرورند که تن پروران از هنر لاغرند
ای کاش قدر اهل فکر و نویسندگان و صاحب نظران خود را بدانیم و کمی از تفکر ایلی فاصله بگیریم

باسلام خدمت همه.اول خدمت جناب بسم الرب الشهدا که گله کردند از تایید حرف گراوند توسط بنده،عرض کنم که حرف شما منطقی و درست است ومن تا امروز کامنت رو کامل نخوندم اما تائید بنده هم فقط در رد خصلت چاپلوسی توسط اقای گراوند بود نه اینکه تائید کنم که حرف شما اشتباه است،بهر حال عذر میخوام اگر باعث سوء تفاهم شدم.دوم خدمت جناب جمشیدی بگم که جانا سخن از دل ما میگوئی،چه خوب است اگر حال و حوصله دارید ادامه دهید و مطالب اینچنینی را بنویسید.بنده در عملیات مختلف نیروی شهید رشید سپاه اسلام علیمردان آزادبخت بوده ام و همیشه ازین حسرت میخورم که ای کاش ما هم میتوانستیم به آنها میپیوستیم و نبودیم که سر گردانی فرزند علیمردانها را ببینیم،شهدا همه عزیزند و همه از بهترین هدیه الهی شان که همان جانشان بود به افتخار گذشتند و برای ما عزت و امنیت و سربلندی به ارمغان اوردند و ما وظیفه داریم به فرزندشان که از داشتن محبت پدریکه بخاطر وطن و دین وکشورش جانش را نثار کرده محروم بوده احترام بگذاریم و اگر کوتاهی کنیم بحق میتوان گفت خیانت کرده ایم پس مواظب رفتارمان باشیم که این سرا فانیست باور کنیم فانیست بخدا میگذرد پس بگذاریم با سربلندی بگذرد.

محمدي-قم در گفته :

من يه پيشنهاد به مير ملاس دارم!
اگر مي شود بساط اين كامنتها را مثل خيلي از سايت ها و خبر گزاريها جمع كنيد واقعا اصل مطالب تحت الشعاع قرار مي گيرد،از طرفي ميدان اظهار نظر و درج مقالات و گفتگوها و اخبار را هم وسيع كنيد تا هر كس از هر طيف و جناحي اعم از اصلاح طلب و اصولگرا و يا اعتدالي و عير اعتدالي هر حرفي دارد بزند. اين رفتار ظالمانه اي ست كه برخي با اسم و رسم و با صراحت سخني يا مقاله اي يا حرفي ميزنند و خود را در معرض قضاوت قرار مي دهند و برخي در پشت ابرهايي تيره خود را پنهان مي كنند و نقد مي كنند .چه اشكالي دارد كسي علنا و با صداي رسا بگويد آقاي پيريايي من به تو نقد دارم و نقدم هم اين است حال يا درست است يا غلط يا پيريايي تمكين مي كند يا در مجالي ديگر پاسخ مي دهد و منتقد را قانع مي كند و البته بايد به منتقد هم حق بدهيم به قول فردوسي پور قانع نشود بعد مخاطب هم خودش در فضاي آرام قضاوت ميكند.اما اين فضاي فعلي نه تنها كمكي به فرهنگ كوهدشت نمي كند بلكه روحيه نفاق و دورويي را نيز تقويت مي كند .در باره اين مطلب آقاي پيريايي هم بايد از ايشان تشكر كرد كه در باره يكي از شهداي عزيز كوهدشت چيزي به در خواست دوست عزيز ديگري نوشته اند .نبايد مي نوشت؟ بايد طوري مي نوشت كه ما خوشمان بيايد؟ حالا شما به دولت احمدي نژاد نقد داري ؟سر جايش هر موقع پيريايي گفت بهترين دولت تاريخ احمدي نژاد بوده شما هم بگو نه آقا به نظر من بد ترين بوده و طبيعي است جواب هاي هوي است اما حال و هواي شهيد و شهادت چه ربطي به اين حرفها دارد .اينها بيشتر عقده گشايي است. يكي از جايگاه ملكوتي اش نگران حشر خوش با پيريايي و يا پيريايي با شهداست كه آرزو شده با شهدا محشور شود يكي به زارعي كوشا كار دارد كه پيريايي فرماندارش كرده ديگري با اسفندياري معاشقه مي كند و شيفته وار به ميز و صندلي مدارس كوهدشت نگاه ميكند و زيدي ديگر با انتخاب اسمي مستعار و فكاهي و هزل از شهيد و شهادت مي گويد . يكي هم پيريايي را تا اوج بالا مي برد تا ديگري از آن بالا بيندازدش پايين .باز هم مي گويم آقايان مير ملاس اين كامنت ها را جمع كنيد و يك فراخوان عمومي به همه اسامي مستعار بدهيد و اگر مي شناسيد يا حدس مي زنيد خواهش كنيد براي مير ملاس طنز و شعر و فكاهي ومقاله و عكس و… بفرستند و هر كدام را در جاي خود به اسم خودشان منتشر كنيد . والله براي كوهدشت خوب نيست . بعد هم مي شود نظراتي كه در باره مطلب هر شخصي گذاشته مي شود بدون انتشار علني آنهارا براي نويسنده ميل كنيد تا از نظرات سازنده و يا برخي افاضات همشهريانش به طنز و به جد مطلع گردد. خداوند همه ما را در مسير سداد قرار دهد.آمين

رحمتی در گفته :

مطالب خو بیست آقای محمدی- اما نقد ها هم تند نیست کامنتها به مرور اصلاح میشود حوصله خوب است جمع کردن کار اشتباهی است میرملاس حرفه ای باشد

آقای محمدی از قم -سلام
با احترام به فرمایشات شما
بنده نهاوندی مقیم همدان هستم فکر من با شما یکی نیست یعنی دو جور فکر می کنیم شما ازرشها وایثارگری را ازموضوعات روز و سیاست جدا می کنی د اصلا این طور نیست طوری می فرماییدکه گویی باید هرتلاش که در هر دوره ای شده کنار بگذاریم وفقط موضوعات یکراست ومستقیم راقبول کنیم عجیب است البته این شما تنها نیستید که اینجوری تفکر دارید در نهاوند -همدان -کوهدشتشما و متاسفم در همه جا چنین نگاهی بوسیله عده ای جا افتاده است .اینجانب همشهری شما را میشناسم(جناب آقای پیریایی)را میگویم -پیریایی شما که استاندار ما بود من از دو کارش که شاید شما عنایت بفرمایید قبولش کنید خبر دارم در ارتباط با وجلسات ایثارگران بسیار جدیت می کرد .تعجب می کنم شما از افراد چقدر بی خبرید !! یک کرمانشاهی بهروز مرادی (دکتر مرادی سردار سپاه هم بود)که استاندار ما بود قبل از آقای کرمرضا پیریایی (کوهدشتی همشهری شما )این دو باغ موزه درست کردند برای دفاع مقدس.بی انصافی است هر دو ایشان کم نیاوردند این باغ موزه الان در کشور شماره یک است.از همه جا بازدید کننده دارد .سردار جعفری از آقای کرمرضا پیریایی بخاطر باغ موزه و بزرگداشت سرداران وشهیدان سپاسگزاری کردند خوب شاید شما نظریه دهنده های عزیز از این چیزها خبر نداشته با شید یا مطلع نباشید !.من می خواهم به آقای محمدی از قم بگویم اگر بنا باشد اینجور بررسی از ارزشها داشته باشیم -نمیدانم چه می ماند؟هم عذرخواهی هم تعجت وهم تاسف

گراوند در گفته :

آقای سلگی ۰سلام -راستش من متوجه نشدم این کامنت شما معنیش چیه?- یکراست ومستقیم یعنی چی? ! کی گفته خدمت تو دستگاه های دولتی خدمت به کشور نیس! شاید حرف اون آقایی که بحث دهه ۶۰ آقای پیریایی رو گفته ۰ شمارو وارد این بحثا کرده! ۰ آقای پیریایی اینجا گزارش کار نداده تا ما راجع به اون صحبت کنیم ۰ایشون یه خاطراتی از شهید آدینه وند گفته ۰ البته جای تشکر داره ۰ا ی کاش همه اونایی که مطلبی در باره این ایثارگری ها دارن بنویسن۰ حالا چه در جبهه چه از جاهای دیگه چه اونایی که اون زمان مثل آقای پیریایی معلم بودن و تو کلاس درس خاطراتی از شهدای عزیز دارن ۰- نه جناب سلگی ما همشهری مون رو می‌شناسیم اما اینجا موضوع گزارش کار نبود ۰خوب معلومه آقای پیریایی حق داره خاطراتشو بنویسه بویژه راجع به این عزیزانی که با شهادتشون کشور رو نجات دادن وسربازی برای اسلام عزیز رو با خون پاکشون ثابت کردن ۰

سید محمدصادق محمدی وفایی در گفته :

آنان که به من بدی کردند، مرا هوشیار کردند
آنان که به من انتقاد کردند، به من راه و رسم زندگی آموختند
آنان که به من بی اعتنایی کردند، به من صبر و تحمل آموختند
آنان که به من خوبی کردند، به من مهر و وفا آموختند
پس خدایا!
به همه اینان که باعث تعالی دنیوی و اخروی من شدند، خیر و نیکی دنیا و آخرت عطا کن.

شهید دکتر مصطفی چمران ره

اابراهيمي در گفته :

با سلام خدمت تمام عزيزاني كه نظراتشان را درج نمودند بنده قصد طرفداري از اقاي پيريايي را ندارم وبجا ودر مجالي ديگر ودر صورت ضرورت انتقادات وارده برايشان ودوستانش را براي عزيزان همسشهري آن هم مستند ومستدل بيان خواهم كرد اما در اين مجال كه ايشان از شهداي عزيز شهرمان ذكري به ميان اورده جفا بر جايگاه رفيع مردان دلير اين ديار است كه با مسائل فرعي ودنيوي ايشان را مورد هجمه قرار دهيم اميدوارم خداوند متعال به ما سعه صدري عطا فرمابد تا در بيان ديدگاههايمان رعايت انصاف را مد نظر داشته باشيم .

احسان میر تیموری در گفته :

آقای پیریائی با سلام
میگم الان که یاد دفاع مقدس افتادین اگه عکسی از اون زمون براتون مونده نگاه کنید واون رو با وضع زندگی ورفاه امروزیتون مقایسه کنید وخودتون در محضر وجدانتون قاضی باشین(نشریه محترم میر ملاس در صورت صلاحدید اقای پیریائی این کامنت رو نمایش بدین)
میگم ولی چرا زمانی که استاندار قم بودین یاد کوهدشت ودیار مون نبودین به نظرم حالا که دور دست طیف مقابلتون افتاده شما واستاد محمد زاده یاد میر ملاس وکوهدشت افتادین حتما استاد محمد زاده یک ودو وسه و….. پیدا میشه
یا علی مدد

احسنت بر صراحت کلام .

ناشناس در گفته :

معلومه كه رفتي خونه آقاي پيريايي و از وضع و روز او باخبري؟!!! خب چي ديدي و چه خبر؟

از طرفداران قدیمی آقای پیریایی در گفته :

ضمن عرض سلام به تمامی دوستان ، ذکر یک نکته ضروری است و آن اینکه ما با چه رویی بایستی از آقای پیریایی انتظار خدمت داشته باشیم . زمانی که ایشان کاندید مجلس شدند چرا تنهایش گذاشتیم . باید از افرادی که به آنها در این چند ساله رای داده ایم انتظار داشته باشیم که هیچ خدمتی به شهر کوهدشت نداشتند.

ریز بین در گفته :

خوبی را خوب پاسخ دادن که هنر نیست هنر مردان خوب این است که بدی را با نیکی جواب دهند

چند در100 مخاطبان به موضوع مقاله پرداخته اند

باید از آنهایی توقع خدمت داشته باشیم که آنها را برگزیدیم نه پیریایی بنده خدا که قصد خدمت داشت و کسی به او رای نداد

کرمرضا پیریایی در گفته :

همشهریان عزیز ومخاطبان ارجمند . مدیرمحترم میرملاس آقای آزادبخت وهمکاران محترم ایشان بویژه آقایان ابراهیمی وبالنگ. وهمه عزیزانی که با درج نظرات خود اعم از اظهار لطف یا بیان نقد تا کنون در این بحث مشارکت کرده اند از همه شما صمیمانه ممنونم.وظیفه خود می دیدم به مثابه پاسخ سلام وعنایاتی که مبذول فرموده ایدبه هر یک عرض سلام وارادت نمایم اما تاخیر در انجام وظیفه کارم را مشکل کرد الان مواجه با قریب به پنجاه نظر هستم ودر این صورت چاره ای جز بیان چند نکته باقی نمی ماند: -یکم -آنکه اگر خدا بخواهد وما لایق باشیم ازخوان نعیم آن صاحبان کرامت یعنی شهدای عظیم الشان اسلام وانقلاب اسلامی بر خوردار باشیم این هم نعمت ویژه ای است وهم پیروی راه آنان سعادت وافتخا ربزرگی است.دوم-چنین یادداشت هایی که به قصد بیان خاطره وعرض ارادت به شهدای عزیزاگرچه سخت ولی کار لازمی است -لذاوجهی ندارد ذهنیت ها مایه منع خیرگردد –آن عزیزی که پرسیده بود”صعب مستصعب” یعنی چه؟ باید عرض کنم یعنی همین! یعنی کاری که به خودی خود سخت است ودر شرایطی مستعد سخت تر شدن هم می شود.سوم-موضوعات مشابه ادعای آن برادرعزیزی است که این یادداشت را بهانه گلایه مقدری می کند و سوژه ای می سازد که ” نه تو دانی ونه من”. او که به مدعیات برخی همین اشکال رادارد! به چه مجوزی خود را مجاز می داند!؟ یا آنکه: عزیزانی گمان می کنند درعرصه معنا -کلید همه ابواب شناخت را کلا و یکجا در اختیار دارند ومثلا حق دارند اشخاص را اینگونه مورد قضاوت قرار دهند! به قطع ویقین -اهداف ارزشی چنین وسایل و وسایطی را هر گز توجیه نمی کند.چهارم-این انتخابات کوهدشت هم عجب سوژه ای شده ! هر که قلمی بردارد لابد می خواهد نماینده شود !هر که سلامی بگوید حتما طمع سیاسی دارد ! خب عکس آن چه؟-پنجم-موضوع شهید وشهادت فارغ از دعوی ودعواهای سیاسی منفعت طلبانه جریانها وگروههای سیاسی است . مراقب باشیم -بررسی وتحلیل این مهم از منظر وموضع جریانی ما را از هدف ومشی وشیوه شهیدان دور می کند .وشاید در مواردی موضعی حتی به ظاهر حق باشد اما اراده باطل آن را باطل سازد(بیان این مطلب برای متوجه کردن تیغ اتهام علیه دیگران نیست بلکه برای مراقبت ازگفتار ورفتار خود است).ونهایتا: از همه شما به لحاظ طولانی شدن این عرایض عذر می خواهم .

فرهنگي-قم در گفته :

راستش را بخواهيد كاري به اين جنگ زرگري ندارم ولي درباره آقاي پيريايي خيلي كم لطفي است كه اينطوري بي انصافي شود، وقتي مي ديدم همشهري من در ميان مراجع تقليد داراي جايگاه و منزلت است به خود مي باليدم و وقتي كارهاي بزرگي مثل بزرگراه پيامبر اعظم(ص)، آمايش سرزمين قم، برنامه ريزي دقيق چشم انداز قم در آينده، رساندن آب از سرچشمه هاي دز براي قم و… را در مدت زمان نسبتا كوتاه استاندار بودنشان در قم به ثمر رساند و به همه حرفهاي حاشيه اي كه در ابتداي ورودش به قم عليه او بود به خوبي پايان داد، برايم يقين شد كه پيريايي يك سر و گردن بالاتر از خيلي از كساني است كه فقط ادعاي رياست را بلدند و نه انجام درست كار را. من مي گويم ايكاش به جاي تخريب هم زمينه استفاده هرچه بيشتر از سرمايه هاي انساني شهرمان داشته باشيم آنهم بدون در نظر گرفتن گرايشات سياسي و تعصبات جناحي كه هيچ وقت خيري برايمان نداشته است.

خودمانیم : تحمل اینهمه زخم زبان بی سر و ته هم کمتر از شهادت نیست 🙂
– یکی پیش از برپایی یوم الحساب ابتدا به جایگاه وعظ رفته ، با اتکا بر آنچه که به آن ملبس شده به قضاوت نشسته ، دوزخ و بهشت را ترسیم کرده و طبقات جنات نعیم را هم بین قوم و خویش خود تقسیم!
– یکی با چشم بسته ، وضع زندگی نگارنده مطلب بالا را بر اساس وهمیات تصور کرده !
– یکی بساط تهمت فروشی پهن کرده و دیگری بساط گفت ها و شنود ها و دروغ ها و غیبت های درگوشی!
– یک نفر هم این وسط از فرط بی خبری ترجیح می دهد فقط بگوید : تکبیر…!
مشکل دیرینه ی ما هم همین است.
همین فراوانی تکبیر گوهای بی خبر !
در شهر ما برخی از شغل ها عبارتند از :
– بی خبری
– دروغ فروشی
– تهمت فروشی
– قاضی زودهنگام شدن
– تکیه کردن بر ظواهر و القاب
– … و اندکی هم آن گروهی که همان سالهای دور و دهه شصت در همان جا ماندند و روی طناب تعصبات زیر گیره ی جهل ، خشکشان زد .
حقیقت این است که در شهر ما هیچ کس خودش نیست!
هیچ کس آنچه که هست نیست!
در شهر ما اگر هرکس خودش باشد همه چیز درست می شود .
در شهر ما کلاغ ها با آوای گوش خراش شان می خواهند بکوشند تا آنچه که هرگز نیستند (بلبل) باشند!
و الّا کیست که نداند اگر قرار باشد استاندار قم به یاد استان لرستان باشد ، پس استاندار بندر عباس هم علی القاعده باید به یاد مازندرانی ها باشد!
کیست که نداند در آن صورت وزیر نفت هم باید وظایف وزیر فرهنگ و ارشاد را قبول زحمت کند ، وزیر ورزش و جوانان هم برای انجام وظایف مرتبط با وزیر اقتصاد کمر همت ببندد!
کیست که این بدیهیات را نداند؟!
کاملا واضح است که برخی انتقادات و کامنت ها نه از سر دلسوزی که از سر بی خبری و کینه و نسنجیدگی یا ” نجوید”گی است!
اینکه برادری از استاندار پیشین قم بپرسد برای کوهدشت چه کردی ریشه در چه دارد واقعا؟! علم وافر؟! دلسوزی یا اطلاعات کامل؟!
برخی ظاهرا بدون خواندن اصل مطلب ، به محض اینکه دیده اند پیریایی نامی نویسنده ی مطلب است برای نوشتن جملات نسنجیده و زدن تیر خلاص به آبروها شتافته اند.
… اما یقینا صبر و تحمل در برابر این شتاب زدگی ها و زخم زبان های بی سر و ته نیز کمتر از شهادت نیست !

م. عینی زاده در گفته :

سلام عزیزان چه خبره تو این نصف شب این همه داد و بیداد راه انداختین !
به نظر من سنجیده آنست که انتقادات و گلایه ها را ببرید تو زمین سیاست . سعی کنید این صفحه این طوری نشه که بعدها کسی جرات نکنه خاطره یا نگاهشو بیان کنه .
اجازه بدیم افرادی گه خاطرات و برداشت هایی از شهدا دارند بیان کنند ، انگیزه ها هم پیش خدا محفوظ است اوست که پاسدار حرمت خون شهیدان است . اتفاقا اگر اگر ایشان همان است که در تیر گمان است ، نوشتن همراه بودن با شهدا که در به خود آمدن و بیدار شدن از امور دنیوی موثر تر است قطعا نگارش خاطرات شهدا از سفری عرفانی کم ندارد و اگر آدمی در این راه بیافتد بسیار بهتر از آن می شود که هست و هم بهتر از آن که مورد انتقادات مختلف قرار گیرد . اگر گمان می کنیم که ذکر این خاطرات برای کسب قدرت است خیلی این نگاه عجیب است بخصوص آنکه او بالا نشینی هایش را بدون این کارها طی کرده و حالا هم چند نفر به این پاسداشت ها بها میدن و بر اساس این نمره حکم مدیریت صادر می کنند؟! .
دوم آنکه با ملایمت برخورد کنید ، بازخوردها نشان می دهد شما چقدر کارکرد مثبت داشته اید مگه هدف تذکر یا اصلاح نیست اگه مواضع ما تاثیر منفی داشته باشد فایده انتقادات چیست . خوب دقت کنید چقدر ظرافت تو این جبهه گیریها هست آیا انتقادات می تواند اهداف مورد نظرتان را تامین نماید.منظورم بستن فضای انتقادی یا بی انتقاد بودن وی نیست ، بلکه منظورم اول جای انتقاد و بعد نتیجه انتقاد است . در ضمن تاثیر انتقاد رو در رو یا از طریق ایمیل خیلی متفاوت از فضای عمومی است .
به نظرم اگر آقای پیریایی در فضایی سیاسی موضعی غیر منتظره می گرفتند و یا هر بهانه دیگری می آفریدند اونجا جا داشت به صحنه هایی اینچنین تبدیل شود ، اما اینجا نه . شبیه اینه که یه فرد ی بیاد به عنوان خیر به مدرسه سازی وارد بشه اما به هر دلیل ما بیایم و اتتقادات سیاسی مان را در مراسم افتتاحیه مطرح نماییم! .

پس دوستان عزیز بیایید یه خط بکشیم زیر همه کانمت ها و با نگاهی دیگر از نو بنویسیم اول آقای پیریایی این حسن نیت رو نشون بدن بعد دوستان به نکات محتوایی بپردازند برویم بگردیم در این نکته اقای پیریایی که چگونه شهید آدینه وند از آثار شهید مطهری تاثیر پذیرفته است و هم اینکه چه رابطه ای هست بین ایمان و باورهای عمیق آن شهید و کتاب انسان و ایمان شهد مطهری و کتابهای جهان بینی وی . اونه که اون سالها با این کتابها مانوس بودندند احتمل بسیار در تاثیر پذیری این آثار و فلسفه سفارش امام ره به مطالعه آثارش را در میابد همچنین روش مطالعه و تحقیق آن شهید سعید که به خلاصه نویسی می پرداختند و سوالات دقیق می پرداختند . در نهایت از اونجایی که آقای پیریایی ازاین گونه خاطرات بسیار دارند و علاقه و توانی هم در زمینه نوشتن دارند اجازه بدیم این فضا بروی گشوده باشد و مانعی در این راه نگذاریم . خداوند همه ما را به راهش رهنمون و یاری رساند آمین .

مع_احمدی در گفته :

خوب شد آقای م۰ عینی زاده این چند جمله را نوشت۰ بابا ایول، واقعا چه خبره!? چه دعوایی راه انداخته اندبعضیا۰ازچه به راست ازراست به چپ، برای چه? ۰آقاجان این یادداشت رامی شود زمینه بحث راجع به این موضوعات قرار داد : اثر مطالعه کتب شهید مطهری در رشد نسل جوان سالهای اول انقلاب۰-نقش معلمانی که درجهت ترویج اندیشه عالمان برجسته دینی تلاش میکردند —- اصلا می تواند بحث اشخاص مطرح نباشد حتی آقای پیریایی وهر کس دیگری که نویسنده یادداشت باشد۰

ناشناس در گفته :

خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است
چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است….

درود خدا بر شهیدان وایثارگرانی کهدر راه خدا باجان شریفشان به قربانگاه عشق رفتند ودرود برآنها که با قلم وقدم در این راه طی طریق میکنند ودرود برخاندان بزرگوار شهدا که آنها هم با ادامه را ه عزیزان خود از جمله ایثارگران هستند۰

حاجی علی شیراوند در گفته :

درودمی فرستم به روح همه ی شهدای گرانقدرانقلاب اسلامی وجنگ تحمیلی،الخصوص عارف شهیدمجتبی آدینه وند. به حرمت قلمی که در وصف شهدابکارگرفته شده است، قصدنداشتم دراینجابه یک سری مطالب بپردازم، امابامطالعه کامنت ها مخصوصن”یکی ازطرفداران قدیمی جناب پیریایی وجناب مخلصی” که صدماشاا…!!تبحردارندوباانواع واقسام اسمهابانام مستعارظاهرمی شوند! تصمیم عوض شد وباعرض پوزش وشرمندگی ازمحضرجناب استادپیریایی معلم دوران دانش آموزی و معمارشکل گیری فکرواندیشه جناحی ام! ناچارم که آنهارامطرح نمایم، بنده یکی ازافرادی بودم که درجریان کاندیداتوری جناب پیریایی درمجلس ششم درکنارسایردوستان، ازایشان حمایت وپشتیبانی نمودم. ایشان اولین سخنرانی رسمی خودرادرمنزل بنده ایرادفرمودندواعلام کاندیداتوری نمودند،فیلم مربوط به سفرتبلیغاتی جناب آقای سیدمحمد خاتمی به شهرستان قروه،درزمانی که آقای پیریایی فرمانداراین شهرستان بودند، راآقای پیریایی به بنده دادندتاضمن بررسی موضوع به یک سری شایعات پایان دهیم! بنده تاآخرین لحظات روزانتخابات باایشان بودم وبرگه تعرفه رابانام جناب آقای کرمرضا پیریایی، درصندوق انداختم. به خاطردفاع وحمایت ازایشان موردغضب دوستان خودقرار گرفتم ومتحمل زیان وخساراتی شدم که دیگربه هیچ وجه نتوانستم آن راجبران کنم! جناب آقای پیریایی هرطورصلاح می فرمایند،اگرمایل هستندتاسآوالات رادراینجامطرح نمایم وایشان خودشخصاجواب بفرمایند،نه نماینده یانمایندگانی بازهم با اسم”مستعار” زیراکه ازمستعارنویسی وعدم شفافیت متنفربوده وهستم، لازم به ذکراست که بدین صورت هم یک کارفرهنگی صورت میگیردودیگران ازپنهان شدن درپشت نامهای مستعاربیرون می آیندومنطقی به نقدونقادی می پردازند وازطرفی بنده هم باتوجه به وضعیت خاصی که دارم وممکن است مرخصی تمدیدشده ام به اتمام برسد! جواب خودرادریافت نمایم تا از مطالبه ی آن دردادگاه صالح اخروی منصرف شوم.

ناشناس در گفته :

شما شیراوندعزیز خودت هم ازجنس پیریایی هستی وچپ وراست می کنی وهمیشه مخالف هستی یک بار هم درجهت آب حرکت کن

دوست در گفته :

آقای شیراوند دوست ندیده و نشناخته . یه سوال : آیا درخواست شخصی ای داشته اید که دم دست دوست سابق و رفیق شفیق و کاندیدای اصلحت خاک خورده باشد؟ یا توقعی ، چیزی ؟ لطفا روشن تر بگید . لابد می دانید اگر هم آن یک رای را اشتباه داده باشید در همان دادگاه صالح اخروی که اشاره فرمودید شخصا باید پاسخگوی آن یک رای هم باشید.به هر حال شما به بررسی فیلم نشسته اید . حالا آن فیلم چه بوده الله اعلم. مگه ما ملعبه ی شماییم که دیروز بیایید فریاد بزنید پیریایی اصلحه حالا بعد از سالها بگید پیریایی فلانه.لطفا اگر اشتباه کرده اید توبه کنید اگر نه روشن تر بگید ماهم بدونیم چی شده.
ما مشتاقیم بدونیم در جناح شماها چه خبره و چه اتفاقی افتاده که پیریایی حتی به درخواست های هواداران نزدیکی مثل شماهم هم توجهی نکرده.

شَل و شکَت در گفته :

آقای شیراوند
اگرآقای پیریایی شماراباخود میبردند،الان شماهم کتمان میکردیدکه به واسطه ایشان بالا رفته اید،
آقای شیراوند
فقط شمانبودید که به ایشان رأی دادید 3000 رأی بنام ایشان رأی کمی نبود، 3000رأی یعنی 3000 نفرآقای شیراوند
شما بهترازمن میدانیدپیریایی چه کسانی راباخودبالابردند
شخص این حقیردرمحضر آقای حاج ولی الله میرزایی ،ازپیریایی برای اینکه ولی میرزایی رو به وزارت کشوربردند،تشکرکردم
بی درنگ جواب داد که بواسطه آقای پیریایی به وزارت کشورنرفتن!!!!!!!!!!
ازآقای کلای کونانی (کورانی فر) همون سوال رو جویا شدم کتمان نمودند!!!!!
ازبرادرِ جناب آقای جعفرمحمدزاده که در شبکه بهداشت مشغول سوءاستفاده از نام برادرش جعفربود،حکومت میکرد پرسیدم ناراحت شدند وکتمان!!!!!
از آقای امین باقری پرسیدم بازم کتمان
عزیزان دل برادر
أین انصافکم

حاجی علی شیراوند در گفته :

باسلام به شل شکت!قصدندارم به افرادمجهول الهویه! البته شماببخشید!پاسخ دهم،اولن بحث بنده بااستادگرانقدرم جناب آقای پیریایی این نیست که جنابعالی وآن برادری که می خواهندپاجای پای عموی گرامیشان بگذارندوهردقیقه بانام مستعارجدیدی!!کامنت می گذارندوبه همه ی دوستان قدیم جناب پیریایی اتهام می زنندوبجزخانواده خودهمه رابه بی دینی و……!متهم می کنند!می فرمایید. بنده به قول ایشان معلم ابتدایی هستم که نهایتامی بایستی مدیردبستانی شوم! امامتاسفانه درهمان موقع ای که می بایستی ماهم درحدمدیرمدرسه ای رشدکنیم! بعضی آنچنان خودرابه بزرگان جریان “چپ” آن روزنزدیک کرده بودندوتریبون سخنرانی برایشان مهیامی کردندومیکروفونشان راکنترل وصندلیشان رادستمال می کشیدند!بازیرآب زنی که داشتند! نگذاشتندکسی نفس بکشدورشدکند!دوست دارم بعضی ازدوستان خودشان به حرف بیایندتایک سری ناگفته هارابازگوکنم!متاسفانه آقایان یک عده تفنگچی وچماق بدست رااجیرکرده اندودراین فضای مجازی باانواع اسم های مستعاربه دوستان انقلاب اتهام می زنند!بنده باهویت واقعی ازدوست وبرادرعزیزم جناب آقای پیریایی یک سری سئوالات داشتم ومی خواستم ایشان درصورت صلاحدیدجواب بفرمایند، نمی دانم آقایان علم غیب دارندکه پرسش بنده ازایشان چیست که اینچنین خودراکاسه داغ ترازآش می دانند؟ویاطبق معمول می خواهندغیرازخودشان کسی جناب آقای پیریایی رامشاهده نکندوارتباط برقرارنکند؟! شماکه الحمدا… استفاده خودتان رابرده ایدوفکرکنم قبل ازاینکه دیپلمتان رابگیریدبه همه چیزازشغل گرفته تامال ومنال رسیده اید!ماهم که یاران وهمراهان قدیمی جناب پیریایی، همگی یابازنشسته شده ایم ویادرشرف بازنشستگی هستیم وایشان هم که دیگردردولت جدیدنفوذی ندارند که ماراهمانندشماباخودبه نوایی برساند! نه برادرعزیز! جناب آقای ولی ا… میرزایی،باوساطت جناب آقای پیریایی به وزارت کشورمنتقل نشدوباکمک ایشان فرماندارنشد! بندکاملن درجریان انتقال ایشان هستم، جناب آقای میرزایی درزمان دولت اصلاحات، درزمان تصدی جناب آقای سیدمرتضا مبلغ،که ازدوستان آقای میرزایی بودندودرآن زمان معاون وزارت کشوربودند،به وزارت کشورمنتقل شدند!

همشهري در گفته :

اين كه شيراوند از پيريايي گله اي دارد چون نازش پيش او رواست والا شيراوند به اشخاص ديگري هم راي داده كه هم برنده شده اند وهم بيشتر از پيريايي راي آورده اند چرا از آنها گله نمي كند؟البته اگر او نكند ما گله منديم و ديده ايم كه شيراوند براي بعضي ها خود را به چه آب و آتشي زده است.بعد هم اين آقاي شل وشكت مطلقا دوست نيست به نظرم واضح است كه دارد به طور ظريفي شيطنت مي كند و الا كيست كه نداند مبلغ كيست و ولي الله چطور فرماندار شده و از صميميت رفقاي 25 ساله و بيشتر آگاه نباشد.تداوم اين بحث ها كمكي به رشد كوهدشت نمي كند

شل وشکت در گفته :

آقای شیراوندعزیز
سوء تفاهم نشه،خیلی دوستون دارم
شیراوندعزیز
درحق خیلی ها جفا شده بنده وشماهم مثل هم هستیم،به هرحال من کوچک شما هستم ،خدانگهدارت داداش

گراوند در گفته :

جناب آقایان محمئزائه وپیریایی گرچه قلمتان تیز ونوشته هایتان زیبا است اما شما سالها مدیر وصاحب مقام وبانفوذ بودید بگویید برای دیار فراموش شده ومحروم کوهدشت چه کار ماندگاری انجام دادید؟ شاید جواب هیچ باشد.

امرايي- قم در گفته :

برادر گراوند اين آقايان اگر خودشان توضيح بدهند حتما كارهاي بزرگي به ويژه در زمينه فرهنگ و پرورش نيروها كرده اند كه من به يك مورد از هر كدام اشاره ميكنم:عمده افرادي كه به وزارت كشور راه يافته اند از دوره حضور پيريايي از سال 68 در وزارت كشور بوده مي توانيد همه كوهدشتي هاي وزارت كشور را ليست كنيد و مقايسه نماييد. اتفاقا گله امثال برادر عزيزم شيراوند هم شايد از اين بابت است كه به ايشان كه همراه بوده اند در زماني كم توجهي شده است.
و بعدحالا كه شما از محمدزاده اسم برديد خوب است يك نمونه خدمات اورا بدانيد: در حوزه كار يشان بيش از 50 عنوان نشريه و چندين نشر و موسسه فرهنگي براي لرستان مربوط به دوره ايشان است مي توانيد نظري هم به نشريات كوهدشت بيندازيد ومقايسه كنيد ،حتما توقع نداريد كه محمدزاده كارخانه سيمان و آجر بسازد.
ضمناقبل از محمدزاده و پيريايي هم افراد با نفوذ تري اعم از نماينده و غير نماينده از كوهدشت در راس كشور بوده اند وبعضي اكنون هم هستند بياييد از آنها هم پرسش كنيد كه چه كرده اند و بعد هم مقايسه كنيد .تازه آنها كلي مردم را براي راي و انتخابات مكرر به زحمت انداخته اند. حالا محمدزاده كه در اين فضا نيست ولي آقاي پيريايي يكبار خودش را عرضه كرد و جواب گرفت يا نگرفت به كوهدشت و بچه هاي كوهدشت كه پشت نكرده است.نكته آخر هم اينكه همه مدعي اند براي كوهدشت چه شده است بي گمان اغلب منظورشان دست گيري از همشهريان در مناصب مختلف است كه بايد عرض كرد فاعليت بدون در نظر گرفتن قابليت هادر ساحت خداوند هم راه ندارد چه رسد به بنده خدا اما فرقش اين است كه خدا براي افاضه فيض محدوديت ندارد اما بندگان خدا در توان و قدرت محدودند و مطلق العنان نيستند.

كوهدشتي در گفته :

عجيب است هرچه بندگان خدا داد مي زنند كه ايهاالناس پيريايي استاندار لرستان نبوده و اگر در جاي ديگري استاندار بوده نمي توانسته براي كوهدشت كاري كند و اگر هم مي توانست و انجام ميداد به مردم آن ديار خيانت كرده بود، باز هم عده اي كانه هيچ چيزي نشنيده اند و هيچ كس چيزي نگفته دوباره ميروند سر پله اول!!! آقاي گراوند عزيز لااقل كامنتهاي قبلي را مطالعه كنيد تا دوباره نيازي به طرح اين سوالات نباشد. اما آقاي شيراوند بزرگوار گفته كه من به خاطر پيريايي ضررهاي زيادي متحمل شدم و مورد بي مهري دوستان خود قرار گرفتم! درست است چون دوستان قديمي پيريايي خود پيريايي را هم قبول نداشتند چه برسد به طرفدارانش!! اما باز هم مي گويم بد نيست يك مقدار به مطالب بالا نگاهي بياندازيد، شايد نيازي به تكرار مكررات نباشد. كساني كه زماني داعيه دفاع از ولايت فقيه را داشتند بعدها چه كردند؟!! اينكه پيريايي در دهه شصت توقف نكرد و اشتباه دوستان قديم خود را مرتكب نشد جرم و خلاف پيريايي است يا اينكه از دولت اصولگرا پست و سمت گرفت؟!! اينكه دوستان قديمي او كه زماني افتخار شاگردي و همراهي او را داشتند و او را ليدر جريان خود مي دانستند و حرف پيريايي را براي خود فصل الخطاب مباحث سياسي مي دانستند و بعدها سايه او را با تير مي زدند؟!! كدامشان جرم پيريايي است؟!! بحث بر سر پيريايي و يا هرنام و عنواني نيست بحث بر سر اين است كه عمق انحراف و اشتباه تا كجاست؛ برخي فكر مي كنند اگر زماني به جرياني تعلق داشته اند بايد تا آخر با او همراه بود ولو اگر راه به خطا رود و خلاف آنچه قبلا اعتقاد داشته عمل كند چرا كه در غير اينصورت ميشود خائن و نان به نرخ روز خور!! نمي دانم اين جوك سياسي از كجا گرفته شده اما الآن به خوبي مصداق پيدا كرده كه خط را بچسب نماز را ول كن!!! گويي بعضي نمازشان هم خطي و جناحي است!!! چون انتخاب مرجع تقليد، امام جماعت، سخنران مجلس ختم!! و… بايد با خط و جناح سياسي شان جور دربيايد وگرنه… اول بايد قبول كنيم كه يك اشتباه را با اشتباه ديگر نمي شود درست كرد بلكه مي شود دو اشتباه؛ بعد بر سر افراد به قضاوت نشست. بد نيست عملكرد و سوابق افراد را مروري منصفانه داشته باشيم تا شايد حقايق خود را به خوبي نشان دهند؛ مگر اميرالمومنين(ع) نفرمودند علم جواهر الرجال في تقلب الاحوال، شايد اگر گفته هاي خيلي از حزب اللهي هاي دو آتشه دهه شصت را با گفته ها و طرز فكر الآن آنها مقايسه كنيد باورتان نشود متعلق به يك نفر باشد!! اينقدر تغيير زيربنايي؟!! از كجا تا به كجا؟!! از طرفي چه كسي گفته پيريايي بايد پا به پاي دوستان قديم خود تحت هر شرايطي بايستد؟ مگر ظرفيت افراد همه به يك مقدار است؟ يكي نهايت توان و استعدادش در همين حد است كه مديريت يك مدرسه ابتدايي را داشته باشد حال شما هي به اين بنده خدا فشار بياور كه خود را بالا بكشد و در حد يك فرماندار خود را نشان دهد، نمي شود چون نمي تواند. از يك دانش آموز ابتدايي انتظار موفقيت در آزمون كارشناسي ارشد داشته باشي!! خب طبيعي است غيرمنطقي مي نمايد. ولي خود افراد بايد حقيقت توان خود را قبول داشته باشند تا دچار اشتباه نشوند. چرا اين را گفتم چون خيلي از اين حرفها ريشه در اين دارد چرا پيريايي حالا كه رشد كرد ما را هم با خود بالا نبرد؟!!! مگر ما چه از او كم داشتيم؟!! و خيلي از اشكالات ديگر، ريشه در تعصبات غلط اندر غلط جناحي و حزبي دارد كه چرا پيريايي چپ حالا راستي شده؟ راستي ها مي گويند دروغ مي گويد و چپي ها مي گويند خيانت كرده!! كل حرف همين است و بس!! وگرنه همه بر توانايي هاي پيريايي واقفند و به آن اعتراف مي كنند فقط جرم او همان است كه گفتم!! و اگر گناه پيريايي اين است خوش به حالش براي اين گناه پرثوابش!! نمي توان گفت چون من توان رفتن ندارم پس كسي حق پيشرفت و جلو رفتن ندارد!! ناگفته پيداست كه اين حرف تا چه اندازه اشتباه است. قبول كنيم بسياري از اين گفته ها ريشه در حسادت دارد كه مثل خوره بيش از هركس جان و روح شخص حسود را مي خورد. چطور است هركس زد وبند مي كند ميشود سياسستمدار و مدير متبحر و كاردان!! و اين را به حساب مغز متفكر و شم بالاي سياسي و مديريتي او مي گذاريم ولي به پيريايي كه مي رسد مي شود خيانت به دوستان و سوءاستفاده كردن و نان به نرخ روز خوردن و…!!! خداييش ساده و رك مي گويم اگر پيريايي براي همين دوستان منتقد كه او را با عناوين مختلف مورد هجوم قرار داده اند وسيله رسيدن به نان و نوايي مي شد باز درباره او به همين صورت اظهار نظر مي كردند؟!! پس بپذيريم دعوا سر دفاع از ارزشها و اهداف و مقاصد حزب و جريان سياسي هم نيست اين تسويه حسابها از جاي ديگري آب مي خورد. حال چرا پيريايي همه دوستان و همشهريان و همكلاسيها و هم رايها و هم محله ايها و هم حزبي ها وهم…. را بر پستهاي مختلف نگمارده!!! ببخشيد اگر اين مي بود كه ميشد شهرداري كوهدشت كه اطاقهايش از فرط ازدحام فك و فاميل شهردارها و اعضاي شوراي شهر دوره هاي مختلف در حد انفجار است!! اين ميشد همين آفتي كه الآن به جان شهر بي فريادرسمان افتاده كه هر نماينده تمام همّ و غمش را مصروف گماردن قوم و خويش و طرفدارانش كند و تا به خود بيايد چهارسال تمام شده و زخم كهنه فقر و بيچارگي دردآورتر از پيش به دملي بدخيم تبديل شده و مردم بايد همچنان با آن بسوزند و بسازند!! و يك نكته هم براي كساني كه مي خواهند قدري دقيقتر مسائل را رصد كنند؛ پيريايي يا هر چهره سياسي ديگري اگر محصور در باورهاي غلط و دست و پا گير اينچنيني شود محكوم به شكست است و توان و قدرت خود براي رسيدگي به امور را صرف حرفهايي كرده كه پشيزي ارزش ندارد و فقط خود را هلاك و مردم تحت مديريت خود را بيچاره كرده است- مصيبتي كه سالهاي سال است مردم اين شهر را بيچاره كرده- با تنگ نظري و تخريب هم هيچگاه موفق نمي شويم و بر مشكلاتمان فائق نخواهيم آمد، چه فايده كه همه مي ناليم و هيچگاه به جد دنبال رفع اين همه فلاكت و مصيبت كه گرفتار آن هستيم برنمي آييم. قدري به اطراف خود نگاه كنيم تا ببينيم چه مي كنند كه از ما جلوترند. كل تلاشمان شده اينكه زير پاي يكديگر را خالي كنيم و نگذاريم رقيبمان!!! پيشرفت كند، اگر اين است پس وضعمان هم همين خواهد بود.

حاجی علی شیراوند در گفته :

جناب کوهدشتی عزیز،باسلام. عرض کردم بنده اصولن بامستعارنویسی میانه خوبی ندارم! اگرمی خواهی سخنگوی آقای پیریایی شوی، خودتان راباهویت واقعی معرفی نماییدتابه اصل موضوع بپردازیم؟ سآوال بنده مربوط به برادرارجمندجناب آقای پیریایی می باشدوبهتراست ایشان جواب بفرمایند نه جنابعالی که سن وسال کمتان اقتضانمی کنددررابطه باآنچه به آن اشاره نموده ای تحلیل درستی داشته باشی! پایارباشی

به نظرمن شما هم بیا مستعار بنویس اما لااقل “منطقی” بنویس.
مستعار نویسی اگر محتوای کامنت “منطقی” باشد هیچ اشکالی ندارد .
اسم حقیقی نوشتن یک نوع ریاکاری شده ! بعضی ها برای عرض اندام و خودی نشان دادن اسم حقیقی درج می کنند ولو اینکه حرف هایشان منطقی نباشد .
اگر اسم کوچک و بزرگ و اسم طایفه را هم ذکر کنیم اما اصل حرف منطقی نباشد آن کامنت چه ارزشی دارد .

كوهدشتي در گفته :

جناب شيراوند عزيز؛ اول اينكه فرض بفرماييد بنده عباسي، كوناني، آزادبخت، گراوند، شيراوند، كيانوش، عليرضا و… نام داشته باشم!! چه فرقي به حال شما دارد مگر نمي شود نامي را هم به صورت كلي و به دروغ به عنوان نام اصلي خود قيد كرد؟!! پس چه اصراي بر اين امر بيهوده!! شما جان كلام و ارائه مطلب را بگير و در صورت موافقت و يا مخالفت با آن با قيد دليل قانع كننده وارد بحث و گفتگو شويد حال با نام و يا بدون نام. در ثاني فكر نمي كنم شما متعلق به عهد احمدشاه قاجار باشيد كه ما را كم و سن وسال و يا شايد راحت تر بگويم بچه فرض كرده باشيد چرا كه لااقل آنگونه كه شما گفته ايد كم سن و سال هم نيستيم ضمن آنكه در اين فرض هم شما را چكار به سن بنده پاسخ مطالب درج شده كه ربطي به سن و سال مخاطب ندارد شما اگر جوابي داريد با كمال ميل مي شنويم؛ البته اين خود جاي تعجب دارد كه جناب آقاي شيراوند ماشاءالله از پشت صفحه مانيتور قدرت تشخيص سن وسال مخاطب را هم دارد و با توجه به وسع معلومات آنها خود را به زحمت مي اندازد!!!(هر چند خطا كرده ايد). ثالثا نه بنده سخنگوي آقاي پيريايي هستم و نه ايشان نياز به سخنگو دارد، مگر شما كه ماشاءالله حضور فعال در همه مباحث داريد سخنگوي مردم كوهدشت هستيد؟!! تشخيص درستي تحليل را هم به مردم فرهيخته شهرم واگذار مي كنم قطعا خود اهل فهم عميق مطالب هستند. ضمناً شما نيز پايار باشيد برادر عزيز

شهید عارف مجتبی آدینه وند ‘درس آموز کوچک وبزرگ شهرمان است همه معلمان او شاگرد کلاس عرفان او هستند آقای پیریایی (نویسنده این مطلب ) هم شاگرد شهیدان است همانطور که خود ایشان در این نوشته گفته است ۰ از نویسنده هایی که در باره شهدای این سر زمین می نویسند تشکر میکنم۰

شَل و شکَت در گفته :

شهدا نور چشمان ما هستندوشهیدمجتبی وهمه ی شهدای عزیز وسرافراز نورچشمان ماهستند،وبه همهی شهدا افتخارمیکنیم لیکن بدانید آقای پیریایی استاد ایشان بودند والان هم پیریایی محبوب ما هستند
تواضع آقای پیریایی بی نظیراست،بادیگران مقایسش کنیم متوجه میشیم

دوستدار پیریایی در گفته :

من چندی پیش در خدمت آقای مهندس پیریایی بودم . ایشان طی سخنانی خود را شاگرد شهدا می دانستند .
شما ظاهرا زیادی شَل و شَکَت هستید.

ميرزايي- مقيم تهران در گفته :

معتقدم آقاي پيريايي اگر لب به سخن بگشايد و از كوهدشت و اول و آخر كوهدشت بنويسد حال خيلي ها بد و بد تر مي شود.همين چند جمله در باره شهيد عزيز مجتبي چه بر آشفتگي ايجاد كرده است ؟دست نوشته ها اسناد و نامه ها و … كه پيريايي دارد مي تواند دنيايي از معني و معرفت به ويژه شهدا را باز گو نمايد .همشهريان ! كاري نكنيد كه انگيزه نوشتن و كار فرهنگي بميرد و كوهدشت همچنان در ايكان و اكان بماند. كوهدشت مستعد و محق پيشرفت ها وآينده خوب و خوب تر است اگر بخواهيم و بگذاريم!

هادی قبادی در گفته :

آخرین پست یاد نیکان : منتخبی از آلبوم عکس دکتر موحدی
http://yadenikan.blogfa.com

مهدی قلایی در گفته :

با سلام به محضر همه ی دوستان کامنت نویس ه البته فکر نمیکنم خیلی هم همه باشند .فقط می خواستم پس از خواندن مطلب آقای پیریایی به این موضوع اشاره کنم که خیلی روی آن بحث نشده ومغفول مانده است.واقعیت این است که جنگ هشت ساله علاوه بر تحمیل هزینه ها وتاوان گزافی که در زمینه های اقتصادی , عمرانی , علمی و… بر انقلاب نوپای اسلامی گذاشت ؛ (البته که دستاوردهای زیادی هم داشت که در اینجا موضوع بحث بنده نیست )شاید بالاترین ضایعه ای که بر جا نهاد از لحاظ نیروی انسانی بود و آن هم از حیث این که ,یک نسل جوان و مخلص و فداکار این انقلاب را (که ذکر مصادیق را همه میدانند ) به شهادت رساند ؛ همان نسل شجاعی که چند سال قبل تر از آن در خیابان ها انقلاب را به پیروزی رسانده بودندو عده ای از دوستان خود را در کف خیابان کشته یافتند ,در جبهه ها فرماندگان لایق و شهدای مخلصی شدند ؛نسلی که اگر جنگ صورت نمی گرفت و می ماندند قطعن و بدون شک مدیران لایق و شایسته و راستینی برای این انقلاب و نظام می شدند و می توانستند همه ی آن ایثار و صداقت و از جان گذشته گی را در که در جبهه ها داشتند به پشت میز و توی مرزبیاورند و واقعیت این است که پس از جنگ و تحمل آن همه هزینه و نابسامانی ,از نظر نیروی انسانی مخلص و فداکار و طراح ,دست انقلاب و نظام اگر نگویم تهی ؛کم دست شد و به راستی چقدر نیروی لایق,شایسته از آن رزمندگان بازماندند که مملکت ما را مدیریت کنند؟

بسیجی کوهدشتی در گفته :

تا حدودی حرفتان درست.بله در طول آن 8 سال افراد شایسته بسیاری را از دست دادیم .
اما یادمان باشدآرامش مطلق در این دنیا آفریده نشده.مدینه ی فاضله در این دنیا تا حدودی دست نیافتنی است ؛ حتی اگر آن افراد شایسته را هم از دست نمی دادیم.(یعنی همیشه مخالفت ها و نقد ها هست تا زمانی که عدالت حقیقی توسط صاحب الزمان (عج)برقرار شود.)
یک مثال ساده _ در سطح کشوری _ را لازم می دانم ذکر کنم ، خوب دقت کنید :
شهید حاج ابراهیم همّت یکی از فرماندهان دفاع مقدس بود . محسن رضایی فرمانده کل سپاه بود. شهید همت در دفاع مقدس شهید شد ، محسن رضایی ماند .
حالا چرا اکثر ما به شهید همت (حاج همّت) ارادت داریم اما به محسن رضایی (با اینکه فرمانده ی همت بود) بهایی نمی دهیم؟…حقیقت این است اکثر ما زمانی که حاج ابراهیم همت زنده بود به او هم بهایی نمی دادیم !
به محض اینکه حاج ابراهیم همّت شهید شد و از میانمان رفت تازه یادمان افتاد همّت که بود و چه کرد و چه گفت!
تازه یادمان افتاد که همت متواضع و شایسته ، لایق مدیریت کلان بود …
تازه فهمیدیم چه فرماندهی را از دست دادیم…
ما طوری بار آمده ایم که اگر همین محسن رضایی در آن هشت سال شهید می شد حالا او را یل جبهه ها خطاب می کردیم ، تمام خیابان ها را به نامش می زدیم ، هر سال هم برایش سالگرد می گرفتیم و دائم میگفتیم کاش بود چون اداره ی مملکت شایسته ی او بود.(اگر ملاک این باشد محسن رضایی از همه بیشتر حق مملکت داری داشت چون هشت سال فرمانده ی تمام فرمانده هایی همچون همّت بود!)
با این روش و منشی که من از برخی سراغ دارم مطمئنم که اگر مجتبی آدینه وند، فیروز و حجت سرتیپ نیا و… هم شهید نمی شدند در آنصورت بعضی ها که اغلب ساز مخالفتشان کوک است باز هم جزو سرسخت ترین مخالفان این افراد ذکر شده بودند .
اگر غیر از این است ، حالا هم دیر نشده .
اگر این چند سطر واقعا در حد شعار نیست ، همین هایی که هستند و در امتداد راه آن شهدا در حال حرکتند را دریباید ! همین شهدای زنده را! حاج حسن باقری ها و آنهایی که جوانان پاک کوهدشت را تربیت کردند را دریابید.
به قول اقبال:
چو رخت خویش بر بستم از این خاک
همه گفتند با ما آشنا بود!
ولیکن کس ندانست این مسافر
چه گفت و با که گفت و از کجا بود!

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ در گفته :

خیلی تابلو ۰شل وشکت میخواهد بین پیریایی ودوستانش شیطنت کنه

م - ف لرستانی/ تهران در گفته :

به نام خداوند دوست و دشمن
از دلی خونین ابن گفتار می آید بیرون.؟!
رو ی سخنم با کسانی است که به جای نقد نوشته به نقد نویسنده می پردازند. بسیار جالب است !ما همیشه باید نمودمان با دیگران فرق کند حتا در نقد. یکی از عوامل بسیار مهمی که در عدم توسعه لرستان نقش بسزایی ایفا می کند همبن مقوله است. در این یادداشت خاطره گونه جناب پیریا یی که التهاب ناکامی بعضی را برافروخته در چه چیز است. بخاطر عدم توسعه لرستان درالتهابند با از حسادت نتوانستن خود. ما در ادبیات محلی خودمان ضرب المثل خوبی داریم می گوید: هرگاه کسی دستش به انجیر کوهی خوشمزه ای نمی رسد بلافاصله در ذهنش این جمله متبادر می شود که خراب بود. تو خود بخوان حديث مفصل. …… و اما ما خود مقصر هستیم و درک درستی از زمانه نداریم . جناب پیریایی انسانی درک بالا یی از زمانه خود دارد. می خواهید نقادان عزیز آن را بدانید سری به مقاله معروف شان بنام( آن سیزده کلمه چه ها که نکرد، ) بزنید تا بدانید ایشان چه کسی را که امروز رانده انقلاب است به باد انتقاد گرفته است. آدرس مقاله رو همین بس به اطلاعات سال 67 آن هم آذرماه سرکی بکشید. البته دقیق روزش را نمیگوییم تا لااقل تورقی زده باشیم هم بر ذهنمان هم بر عقاید کهنه ملبس به نومان. بیایم واقعیت ها را بگوییم نه آن چه که بافته ذهن درگیر روزمره گیمان است و به عنوان نقد انتقال دهم. آیا تا کنون به این اندیشیده اید که لرستان بعد از انقلاب چند مقام سیاسی داشته و مراتب را چگونه طى کرده اند .اکنون کتابی در دست تدوین است به قطع مشخص خواهد کرد پله ترقی آن
مقامات چه بوده و بعد زبان به نقد بگشاید از همه اسف بارتر آمار بدست خواهد آمد که نشانگر بی تدبیری ماست و درک درست از زمان.ه ای کاش پیریایی مثل اول انقلاب کلاس درس می گذاشت تا دوباره7 ده ها مثل مجتبی را تا اوج انسانیت بر می کشید

همشهری در گفته :

آقای شیراوند – سلام . اینگونه بحث کردن وجه مفیدی ندارد -خودتان را اینجور معرفی نکنید وصد البته دیگران را هم اینگونه معرفی کردن خوب نیست -شما آدم فرهنگی هستید لا اقل به حسب شغل. این وجه را از دست ندهید -این چه فایده دارد که ثابت کنید مثلا آقای میرزایی خودش فرماندار شده یا پیریایی در این قصه نقشی داشته است – در هر صورت شایستگی ولی اله میرزایی علت اصلی این ارتقا ء بوده -آقای میرزایی از این هم شایسته تر است-وبعد آنکه امور را اینقدر ساده نببین – اینقدر جناحی هم فکر نکن – اگر واقعا از مسایل اطلاع کامل داشته باشی -همچه تحلیلی نمی کردی-برادر شیراوند ! ممکن است در مواردی لطمه ای هم خورده باشی -در عرصه سیاست چه کلان آن چه خردش -صدمه دیدن محتمل است- اهل نظر بودن و وارد در مباحث شدن خوب وحق جنابعالی است اما حیف شماست که راجع به افراد اینطور صحبت کنی-خداوند بشما سلا مت کامل وعمر طولانی بدهد

حاجی علی شیراوند در گفته :

سلام برهمشهری خوب ونازنین وفهیمم!بنده اعتقاددارم که لیاقت وشایستگی برادران عزیزم آقایان ولی اله میرزایی وجناب کورانی فر، بیشتروبیشترازاین مناصب است. اگرچه بنابه دلایلی بنده هم به آنهاانتقاددارم!درهرصورت چشم اطاعت می شودوبنده به این بحث پایان می دهم و انشاالله همانطورکه دربالاعرض کردم؛ یک روزی دردادگاه عدل الهی همدیگرراملاقات خواهیم کرد!

بسيجي در گفته :

من از آقاي پيريايي عزيز مي خواهم ازين به بعد اگر مطلبي دارند در سايت خودشان بگذارند هر كس خواست ميبيند و هر كس هم گله اي داشت محرمانه ومحترمانه پيغام ميگذارد . چقدر طعنه؟چقدر نيش وكنايه؟چقدر زخم زبان ؟بگذار شما عامل اين فضاي مكدر نشويد. به قول شاعر :فكر بهبود خود اي دل زدري ديگر كن .همان بهتر كه كينه ها در دلهاي برخي اشخاص آنقدر بماند تا دمل شود و حسادتها آنقدر رشد كند كه آخرت كه هيچ دنياي برخي به جهنمشان تبديل شود.
كجاست مهرباني اين ديار؟كجاست صفاي شلمچه و حاج عمران وكردستان؟كجاست عصر هاي جماعت مسجد صاحب الزمان؟كجاست رنگ حناي دستان صميمي آيت الله مروجي وشهدا؟كجايند آنها كه تا نامشان را به تعريف و تمجيد ميبردي عرق شرم بر پيشانيشان مي نشست؟ به خدا دلتنگ روزهاي خوش رفته ام وآرزومند آينده بهتر وسخن آخر اين دوبيت خاطره انگيز:
در پس هر گريه آخر خنده ايست/مرد آخربين مبارك بنده ايست
اي خنك چشمي كه آن گريان توست/وي همايون دل كه آن بريان توست

جواد--ه در گفته :

بسیجی عزیز – از دلتنگی خودت ویاد جبهه ومسجد صاحب الزمان گفته ای ۰ همین را با اخلاص بنویس و به میر ملاس بده تا خواننده ومخاطب خود را پیدا کند آری فکربهبود اوضاع همین است۰

شَل و شَکَت در گفته :

http://www.petitions24.com/free_iranian_soldiers
امضا برای 5سرباز ربوده شده

کرم رضا پیریایی در گفته :

از همه شما عزیزان که با اظهار نظر(اعم از موافق یا مخالف ) به نوعی با یادداشت مختصر بنده همراهی کردید ممنون وسپاسگزارم۰این وب نویسی هم تجربه ایست ۰ بویژه جنس مشارکت در بحث ، وانواع ذهنیت هایی که ایجاد می کند۰طبعا گاهی ذهنیات نزدیک نزدیک وگاهی هم آنچنان دور دور می شود که کم ترین رابطه ای با هم ندارند۰ این شاید مهم ترین وجه تفاوت مباحثه حضوری با اینگونه مباحثات باشد ۰ این تجربه هم مثل سایر تجارب نتایجی دارد که در صورت لزوم بعدا راجع به آن بحث می کنیم۰ اما در این کامنت به حسب فرصت وضرورت واهمیت ، شاید مطلب اساسی در این نکته خلاصه شود که : این ما هستیم که بیشتر از همیشه به الگوی شهیدان گرانسنگ شهر ودیارمان محتاج ونیازمندیم ۰مصداق آشکار این احتیا ج درمجموعه انگیخته ها واانگیزه هایی که در این مناظرات بازتاب یافته ، خود نمایی می کند ۰ همفکری کمیاب وهمدلی نایاب است! آن همدلی نمونه وهمفکری الگوی شهیدان شاهد گم شده اصلی ماست، تا در انواع موضوعات خدمت به مردم ونظام واز جمله خدمت به مردم در دیارشهیدپرور کوهدشت با عنایت خداوند متعال موفق شویم ۰شهید مجتبی آدینه وند ودیگر شهدای شهرمان احتیاجی به مدح وستایش ما ندارند ، آنها محبوب وممدوح حضرت حق تعالی هستند ۰بنابراین جای این استدعا هست که مشی ومرام شهیدان را برای ساختن جامعه وشهر نمونه ترسیم نماییم ۰اما برای دست یابی به هر مقدار از این مقصد عالی باید از مجادلات نابجا واینهمه خودزنی نامتعارف ناصواب دست برداریم اگربتوانیم! هماره موفق ومعزز باشید۰

محمدعلی منتی در گفته :

ازمطالب ارزشمنداستاد پیریایی درباب شهیدوشهادت ونظرات سایربزرگان بهره بردیم اماحیف وبی نهایت حیف که بزرگانی مثل آقای پیریایی که مدتی صدا یشان بگوش مسولین می رسیددریغ از ذکریک موردمصیبت وگرفتاری مردم کوهدشت ..آقایان حتی اقوام نزدیک خودراهم فراموش می فرمایندچون اگرهرمسول کوهدشتی تبارفقط پیگیریک موضوع می شدوضعیت این شهراینگونه نبودآیاشهدای گرانقدرمان که سلام وصلوات خداوندبرآنها ازوضعیت کوهدشت راضیندوازحضرات گله ندارند

سال نو بر میرملاس مبارک۰ پیش به سوی قطعی کردن سد معشوره در سال جدید ۰

حال ندار در گفته :

!!! سد معشوره بازار بعضی ها شده . این شکل پیگیری سد را لوث می کند.بایداز ملکشاهی کمک بگیرید.مثل اینکه اینا نمی دونن .نقش نماینده چقدر است؟

غلامی در گفته :

آقای حال ندار! من فکرمیکنم اگه سد بازار بشه ولی راه بیفته بهتره تا مثل بعضیا بی خیالش بشیم ! خدای نخواسته آینده ای رو فکرکن که کوهدشت گرفتار بی آبی بشه ۰نقد میکنی ۰ جوری نقد که نفع مردم توش باشه۰ کی جلوی نماینده رو گرفته ، البته انصافا ایشونم پیگیری میکنن ، عرض بنده این بودکه توسال جدید یه کارقطعی بشه

حسن پور در گفته :

جناب غلامی ودیگران –موضوع شهید بزرگوار شهید مجتبی آدینه وند است بهتر است راجع به ارزشها وشهیدان صحبت شود بویژه اگر درباره ایشان صحبت شود خیلی مناسبتر وبهتره۰ اما از حق نگذریم بحث سد معشوره هم اهمیت خود را دارد ۰شهدا ناظر هستند که ما چه می کنیم۰ ما باید اینرا خوب بدانیم ،که آنها برا انقلاب وحفظ آن از عزیزترین سرمایه خودشون گذشتند۰ مقام رهبری امسال را سال فرهنگ واقتصاد با عزمی ملی ومدیریت جهادی اسم نهادند ۰به نظرم میرسد هر جایی برا سال جدید بنابر موقعیت خودشان باید مهمترین موضوع را انتخاب کنن ۰انصافا کوهدشت مطلب مهمش انجام سد معشوره است خداکند آقای استاندار براکوهدشت این اولویت راپیگیری کند ۰روح شهدا ناظر عملکرد ماست ۰دشت کوهدشت منتظر آب معشوره است۰

ساسان والی زاده در گفته :

هنگامه شگفتی است. بسیار دیده اید که اهالی شهرهای مختلف چون به زادبوم رجال فرهنگ و سیاست واقف شده و آنها را همتبار یافته اند بر آن فخر می کنند و بسیار شادکام و مسرور که زها فرزند شهرشان در عرصه ملی خوش درخشیده است. و شگفتا که مردم دیار من همه کوتاهی ها و خدمت نکرده فلان نماینده شهر و فرماندار بومی را از آن دیگری می جویند که اگر چه مهری از شهر خود ندیده است اما به اصالت خود افتخار می کند. باورم این است که یک وجه فرهنگی بودن یک شهر معرفت بزرگان است نه انکار آنان. و افسوس که ما همواره به انکار هم برخاسته ایم و تقاص محرومیت های ادواری خود در سیصد سال اخیر را یک جا از چند چهره معدودی می طلبیم که به مدد لیاقت و استعداد خود در پهنه ملی نامبردار شده اند تا من لرستانی بر این فخر کنم که همدیارانم در هر منصبی قرار گرفته اند جز نیکنامی نیافریده اند .

م- عالی نسب در گفته :

گاهی به سایت میر ملاس سری میزنم\ سایت امید وار کننده ایست ، از اینکه این همه بازدید کننده دارد که نشانی از پیشرفت شما ( میرملاس ) ومنش اجتماعی شما کوهدشتی هاست به شما تبریک میگویم \ این بار به سایتتان مراجعه کردم اسم آقای والیزاده را که کامنت گذاشته مشاهده کردم ، اما آقای والیزاده ( ساسان) — مدیرعامل خبرگزاری ملی ایسنا ،از چهره های برجسته رسانه کشور است ، همین کامنت او نشانی از شخصیت اخلاقی او ودلسوز بودن او نسبت هم استانی ها وهم تباران خود است۰ فکر می کنم این تذکر خوبی برای ما لرستانی هاست ظاهرا ما نیاز به این تذکر داریم۰

حمیدگراوند در گفته :

آقای عالی نسب ،، در مناسب بودن تذکرآقای والی زاده حرفی نیست اما من دونکته را مطرح میکنم ۱-زحمات عزیزان گرداننده سایت میرملاس ، ۲- عنوان دلکش یادداشت ” مجتبی ونشاط به خداپیوستن” ۰. کاش کامنت گذاران راجع به این عنوان هم توصیفات شان مطرح می کردن۰

ناشناس در گفته :

میرملاس
برای بالا بردن بازدید کنندگانت این روش درست نیست

حکمت اله امانی در گفته :

سلام بر همشهریان عزیز
از جناب آقای پیریایی بخاطره دست بقلم شدن و نوشتار ادبی شان آنهم در وصف شهیدی بسیار بزرگ و عارف چون مجتبای گرانسنگ متشکرم.
من روز اول که یاداشت را دیدم، چند سطر از آن دلنوشته را خواندم. اما به مزّاقم خوش نیامد. نه اینکه نوشته یا موضوع آن بد بود! نه! ولی از اینکه جوری وانمود شده که شهید مجتبی دست پرورده شخص ایشان است، به دلم نچسبید و ادامه ندادم. اما در تعطیلات نوروزی در کوهدشت یکی از دوستان توصیه به مطالعه آنرا داشت. امروز فرصتی شد و آنرا خواندم.
هم به نوبه خودم از نوع کامنت ها مکّدرم. ما کوهدشتی ها اساسأ بعد سیاسی مان قوی تر از ابعاد دیگرمان است. دلیل: چون آقای پیریایی فردی سیاسی است و احتمالاتی در رابطه با انتخابات بعدی مجلس برایشان متصور است اینقدر از ایشان دفاع و حمله بد و خوب شده است. شاید همین بعد سیاسی بودن است که توان مدیریتی کوهدشتی ها را بالاتر از سایر بلاد استان برده که جناب مهندس بازوند استاندار پرکار لرستان اخیرأ به آن اشاره کرده و رشد بعضی از دوستان در سایر استانها هم در همین رابطه است. دوست گرامی ام جناب حاج علی محمد محمدی خاطره ای بسیار زیبایی از دوران ستم شاهی نوشته ولی با گذشت قریب دو ماه از ان حدود 1500 بیننده داشته اما این نوشته جناب پیریایی با حدود یک ماه بیش از 4500 بیننده!! در حالی که مطالب کامنت های آن یادداشت کجا و کامنت های این نوشته کجا؟! اما دوستان ما لرستانیها بیشتر غریب پرست(دوست) هستیم تا کمکی همدیگر! در کوهدشت ما چند سال است که فرمانداری غیر بومی منصوب شده که اولین آداب و رسوم مدیریتی را بلد نیست! کسی هم چندان با او کاری ندارد. از نماینده محترم گرفته تا سیاسیون مقیم. ولی ما با بخشداری مرحوم جان محمد آزادبخت چه کردیم؟ با فرمانداری سیروس ابراهیمی با آن همه تلاشهایش چه کردیم؟ لااقل فرق برخوردمان با افراد را بدانیم. تا این موضوع را در ذهن خود حل نکنیم قصه همین است که هست! ما باید به داشته های خودمان(از جناح چپ و راست) افتخار کنیم نه آنها را به بهانه های واهی له و لگد مال کنیم. از نقاط قوت و دسترسی آنها به ارکان حاکمیت برای پیشرفت دیارمان استفاده کنیم. استان اصفهان را بنگریم که وقتی نماینده کاری را شروع می کند نماینده بعدی(ولو خط سیاسی شان مخالف هم باشد) ادامه دهنده راه اوست نه مخربش!
من جناب پیریایی را از دوران ابتدایی مان(بیش از چهل و پنج سال قبل) می شناسم. بعد از انقلاب ایشان در مقطعی که کوهدشت بودند یکی از لیدرهای جناح چپ بوده و زمانیکه برای ادامه تحصیل به اصفهان رفتند، در ایام فراغت به کوهدشت آمده و جلسات بسیار پرکاری را با همفکری هایش برپا کرده و خط و ربط کاری بین آنان رد و بدل شده و انصافأ در این بعد بسیار قوی و فعال بوند. لقب دکتر آیت کوهدشت برای ایشان بود! وی در انتخابات بسیار فعال بوده تا جاییکه در این راه هم مدتی گرفتار شدند! پس باید از این بعد وی استفاده کرد نه اینکه به صرف دلبستگی اش به فلان جناح بر او حمله ببریم. از برخورد جناب پیریایی با دکتر خاتمی در مقطع تبلیغات ریاست جمهوری در اردیبهشت 76 در قروه ناخرسندم چون وی فرماندار بود و این برخورد شایسته فرماندار جمهوری اسلامی با میهمانش نبود. ولی وی توان خوبی دارد و بایستی از این توان استفاده شود.
اما کامنت ها:
کامنتی به نام بسیجی کوهدشت اشاره خوبی کرده ولی جناب شیرواند عزیز ضمن احترام به نظر شما، اینگونه تاختن به دیگران شایسته بخش شهدای میرملاس نیست.
البته من بعنوان یک همشهری از آقای پیریایی تقاضا می کنم در نوشتار های بعدی(که انشاءالله ادامه خواهد یافت) ایمیل خودشان را معرفی تا دوستان موضوعات شخصی را از آن طریق با ایشان حل و فصل نمایند. از جمله جناب حاج آقای جعفری، آقای شیراوند و سایر دوستان. آقای پیریایی سوابقی در انقلاب و جنگ دارند و منبعد هم مطالبی در این رابطه قطعأ خواهند نوشت ولی همه بدانیم قداست شهدا را با مسایل زشت سیاسی مخلوط نکنیم که فردا در محضر خداوند سبحان پاسخگو خواهیم بود.
از اطاله کلام عذر می خواهم.

کرمرضا پیریایی در گفته :

ارجمند آقای حکمت الله امانی
با سلام
از نقد شما در باره یادداشت بنده و نظراتی که در ذیل آن درج کرده اند و نیز اظهار لطفی که به اینجانب داشته اید متشکرم اما در این خصوص نکاتی است که شاید لازم باشد مطرح کنم
1)همانطور که خودتان گفته اید این یادداشت دلنوشته است و البته در متن یادداشت هست که” کسی از دوستان عزیزدر این باره سفارش کرد” مقصود بیشتر، آن سفارش بود که ظاهرا بناست مطالبی در خصوص شهید مجتبی آدینوند در کتابی گرد آوری شود. بنابراین من این یادداشت را (مجتبی و نشاط به خدا پیوستن ) در سایت شخصی خودم درج کرده ام و از میر ملاس هم متشکرم که آن را منعکس نمود
2)همانطور که جنابعالی هم اشاره کرده اید احتمالات سیاسی و انتخاباتی نمی تواند بهانه ی این گونه اظهار نظر ها باشد بالاخره اشخاصی هستند که دیدگاه ها یا خاطرات یا شناخت های که از مباحث مهم از جمله امور ارزشی مثل موضوع بسیار ارزشمند ایثار و شهادت دارند
طبیعی است زمینه های فرهنگی و وظایف ما حکم می کند که در این مجال وارد شویم این که به اشخاص به صرف فعالیت های اینگونه و احتمالات نا مشخص مبنی بر نامزد شدن برای انتخابات مجلس نکات اثبات نشده با قضاوت یکطرفه بگویند به نظرم من درست نیست باید فضا را برای فعالیت های فرهنگی و ارزشی بیش از پیش فراهم نماییم
3)شان شهدا که دست پروده امام راحل (س) و فضای مبارک انقلاب اسلامی هستند بسیار بالاست و اگر کسی در آن زمان کسوت معلمی داشته یا بنابر مسئولیت اداری یا اعتقادی با آن بزرگواران ارتباط داشته است نمی تواند ادعای اضافه کند
البته بنده اگر بخواهم به موضوعاتی از قبیل شناخت و خاطرات آن عزیزان بپردازم با مستنداتی که در دست دارم
(اعم از خط مبارک آنها ،گزارش هایی که مکتوب کرده اند ،امضاء، اعلامیه ها و عکس و…) مجموعه ای بزرگ خواهد شد که می توان از آن مولفه ها،کتاب ها تالیف کرد .
4) از جنابعالی که عهد اخوت را منوط به امور اعتباری از جمله مباحث جناحی ندانسته اید و در این خصوص هم متذکر نکاتی شده اید صمیمانه متشکرم

طلبه قروه اي در گفته :

دوست عزيز خوبه اگه مطلبي مبنويسيد سعي كنيد ابتدا از درستي مطلب اطمينان حاصل كنيد بعد قضاوت كنيد ، ميشه بفرماييد برخورد ايشون با خاتمي در قروه چگونه بوده كه جنابعالي رو نا خرسند كرده ؟ چرا هنوز به يك شايعه نادرست كه 15 سال پيش با هدف تخريب انتخاباتي ساخته شد دامن ميزنيد . بهتر اطلاع داشته باشيد آنچه كه مايه ناخرسندي شما شده اساسا كذبه اتفاقا آقاي پيريايي هم از آقاي خاتمي استقبال كرد هم همراهي و هم تا شهر دهگلان كه آنروز از توابع قروه بود ايشان را بدرقه كردند و جالبتر اينكه آقاي خاتمي هم در سخنراني و در مسجد وهم در پايان سفر از فرماندار تشكر كرد .بنده خودم شاهد حضور آقاي خاتمي در مسجد جامع قروه با همراهي آقاي پيريايي و نماينده و امام جمعه قروه بودم . اين مطلب رو از باب وظيفه برادري نوشتم كه رفع شبهه كنم اميدوارم در گفتارمون بيشتر دقت كنيم و رضاي حق رو در نظر بگيريم.
ببخشيد.

کوهدشتی مقیم مرکز در گفته :

آقای امانی / سلام -الان مشکل ما با اشخاص اسم ورسم دار مانند پیریایی اینه که همیشه بد موقع یا دیر به صحنه ورود میکنن وزود هم با دوسه انتقاد میرنجن وجاخالی میدن -ساختن کوهدشت اینجوری نمیشه. اصلا نمیشه پیریایی بگه من کاندیدا نیستم .ولی میخوام به کوهدشت بدون رقابت خدمت بکنم.

جناب کوهدشتی مقیم مرکز- من واقعا متوجه نشدم چی فرمودی! منظورم آن جمله آخر شماست فکر کنم شاید یک علامت سوال کم گذاشتی۰ پس لطفا مطلبتون درست بنویسد۰ شاید قصدشما اینه آقای پیریایی اعلام کنه کاندیدا نیست ۰

حکمت اله امانی در گفته :

جناب پیریایی بزرگوار
سلام بر شما و ممنون از پاسختان
برای استحضارتان یادآوری می کنم ما هیچ عقد اخوتی تا کنون باهم نبسته ایم. بیش از ده سال است که نه تلفنی و نه مکاتبه ای و نه حضوری با شما ارتباط نداشته ام. در حد چند ثانیه اواخر سال 92 و در گردهم آیی کوهدشتی های مقیم مرکز در حضور آقای افشون از دوستان خوب من که لر و اهل نورآباد ممسنی هستند، با شما و آقای دوستی و دیگر بزرگواران، احوالپرسی کرده ام. آخرین دیدار ما اگر درست گفته باشم، در سال 76 در قروه و من میهمان آقای الماسی بودم، با حضور آقای درویش پور توفیق دیدارتان را داشتم. آقای حاج مصطفی هم در سال 91 به اصرار دوست مشترکمان جناب آقای حاج براتعلی غلامی خواست جلسه ای مشترک بین ما برقرار کند که میسر نشد. لکن آنچه من نوشته ام براساس باور دینی خودم و ادای تکلیف بوده و بس. چون بعد از یادداشتم از دوستان با من تماس گرفته و علت نوشتارم را جویا شدند. پاسخم این بود که بخش شهدای سایت آلوده به مسایل غیر از ارزش گذاری و خدمت به شهدا و ایثارگران نباشد. نوشتار من هم صرفأ رفع تکلیف در این خصوص بود و بس. بنظر خودم در آن نوشتار ظلمی به کسی نشده و آنچه از خصایص شما گفته ام حقیقتی است آشکار. نه من و نه هیچ کوهدشتی دیگری توان انکار آنها را ندارد. هرکسی توانی دارد و کتمان آن در سایت اینترنتی گناهی است نا بخشودنی. اما هر کسی مسئول عملکرد خویش و چرخش های نابجای خود است.
کلامم در خصوص برخورد شما با جناب آقای دکتر خاتمی عزیز، براساس گفته های آقای درویش پور(همکار و هم فکر شما در قروه) و سایر همکارانتان در آن دیار بود. اگر صحیح نیست همانگونه که در این رسانه گفته ام در همین سایت هم صادقانه از شما عذر می خواهم.
لازم به ذکر است نوشتارتان پر بود از اغلاط املایی و انشایی که به مزاقم خوش نیامد. زیرا از شما که ادبیات عرب خوانده اید، توقع بیشتری دارم.
از خداوند سبحان آرزوی سربلندی برای مردم شریف ایران، مردم خوب کوهدشت و جنابعالی دارم.
با سپاس حکمت اله امانی

آقاي اماني گفته ايد : “نوشتارتان پر بود از اغلاط املایی و انشایی که به مزاقم خوش نیامد” مزاق غلط است مذاق درست است.

حکمت اله امانی در گفته :

جناب ابراهیمی عزیز دبیر محترم بخش خبر سایت میرملاس نیوز
با سلام
بفرمایید چرا پاسخ بنده به جناب پیریایی را اجازه نشر ندادید؟ من نه توهینی کرده نه حرفی خلاف واقع نوشته ام. همه ضوابط سایت را هم رعایت کرده ام! لطفتان را تکمیل و آنرا منتشر کنید. متشکرم. امانی

داریوش ابراهیمی/ دبیر سرویس خبر " میرملاس نیوز " در گفته :

حاج حکمت الله امانی عزیز
با عرض احترام خدمت حضرت عالی

جهت استحضار حضرتعالی و دیگر عزیزان عرض می نمایم که سایت میرملاس تمام نظرات مخاطبان را در سریعترین زمان ممکن درج می نماید اگر چه ممکن است به خاطر اشکالات فنی یا عدم دسترسی با تاخیر در حد چند ساعت این امر صورت پذیرد.امیدواریم این امر باعث ” مکدّر ” شدن خاطر عاطر مخاطبان نگردد.

و قابل ذکر و تاکید مکرر است که عوامل سایت از شخص یا اشخاصی جهت تایید نظرات کسب اجازه نمی نمایند، چرا که به گواه نظرات مندرج در سایت بیشترین هجمه و مخالفت ها در این سایت نسبت به افرادی صورت گرفته که برخی از دوستان سعی در انتساب میرملاس به ایشان دارند.اگر چه این موضوع بارها اثبات شده ولی گو اینکه به
” مذاق ” برخی دوستان خوش نیامده و سعی در القا این مورد به سایر مخاطبان دارند.

میرملاس حضور جنابعالی و سایر عزیزان را در این سایت مغتنم می شمارد.

حکمت اله امانی در گفته :

جناب ابراهیمی عزیز سلام و تشکر از توضیحات شما
معمولأ وقتی کامنتی در سایت شما نوشته می شود عبارتی با این مضمون: نظر شما ثبت شده بعد از تأیید مدیر برای سایرین قابل دید است. و البته مطلب درج شده فقط برای کامنت گذار قابل دید است.
اما امروز کامنت بنده هم همین حالت را داشت. اما پس از دقایقی از رو سایت حذف گردید. بهمین جهت بود که دوباره برای جنابعالی یادداشت گذاشته و شما هم هردو رو با هم چاپ کردید!
بهر حال زحمات همه دست اندر کاران سایت قابل تقدیر است.
سپاسگذارم.

يك همشهري در گفته :

جناب حكمت اله
آقاي پيريايي را ٢٩ سال است مي شناسم/ كوهدشتي ام در تهران/او را وقتي از جبهه آمد بيشتر شناختم/برادرم زودتر با او آشنا شد/چند جمله را توجه كنيد:
انماالمومنين اخوه/درويش پور را مي شناسم از طريق ديگران اما گمان نمي كنم !/ كامنت هاي همشهريان من دارد…/توانايي پيريايي ظاهرا كم اهميت تر از چرخش اوست/ چرخش من ، چرخش تو ، چرخش ما اهميتي ندارد! چرخش او خيلي خيلي !!/
پيريايي اما چرخش انشايي ندارد !
‘مذاق’ او البته با ‘مزاق ‘شمافرق دارد
اين حرفتان لاليگايي بود
آقاي اماني شما را مي شناسم(٢٥ سال است)
و درويش پور را …
هر دو خوبيد و محترم /به سلامت

حکمت اله امانی در گفته :

آقا یا خانم همشهری گرامی سلام بر شما
من گفته ام توان آقای پیریایی را نه من و نه هیچ کوهدشتی دیگر نمی تواند کتمان کند. بابت مزاق ممنونم. ولی متوجه معنی کلمه « لالیگایی » شما نشدم. لطفأ توضیح دهید. البته اگر با شناسنامه به سایت بیایید بسیار زیبا شده و هرگز شائبه ای به ذهن من و دیگران خطور نخواهد کرد. حداقل تلفن کنید تا بشناسم و الاّ ممکن است مسئله یصورت وارونه در اذهان بنشیند. باز هم سپاس از شما. امانی

بجای این همه کامنت اگر فاتحه ای برای شهدا خوانده میشد بهتر بود

امید در گفته :

سلام
خوب بود حضرت پیریائی کمی هم از حضورش درنبرد هشت سال دفاع مقدس و رشادت هایش می گفت!مثلا نام عملیاتی رو ببره که خط شکن بوده ویا اوائل جنگ …… بهتره به همین مقام ومنزلتی که بدست آورده است قانع باشد ……

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :