کد خبر : 45640
تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۳:۴۲
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 5,343 بازدید

مجتبی و نشاط به خدا پیوستن

   کرمرضا پیریائی / میرملاس نیوز:  روز وصل دوستداران یاد باد یاد باد آن روزگاران یاد باد گرچه صد رودست در چشمم مدام زنده‌رود باغ‌کاران یاد باد ورود در مباحث مربوط به شهید و شهادت و ایثار و پرداختن به این کلید واژه‌های انقلاب اسلامی حتی به‌عنوان نقل خاطرات کار چندان آسانی نیست و نیازمند […]

 

 کرمرضا پیریائی / میرملاس نیوز:

 روز وصل دوستداران یاد باد
یاد باد آن روزگاران یاد باد
گرچه صد رودست در چشمم مدام
زنده‌رود باغ‌کاران یاد باد

ورود در مباحث مربوط به شهید و شهادت و ایثار و پرداختن به این کلید واژه‌های انقلاب اسلامی حتی به‌عنوان نقل خاطرات کار چندان آسانی نیست و نیازمند دقت و حساسیت خاص و ویژه‌ای است. مدح و ستایش شهدای معظم انقلاب اسلامی به مثابه «مادح خورشید مداح خود است کین دو چشمم سالم و نامرمد است» از احتیاجات قطعی ما و جامعه ماست. آن عزیزان که سر به آستان دوست ساییده و در اوج رفعت و کرامتند چه نیازی به طرح نام و ذکر و یادشان در میان ما زمینیان دارند؟ ما از شهید و شهادت و اوصاف و اهداف بلندمرتبه این گل‌واژه‌های عشق و ایثار برای ساختن خود و جامعه اسلامی‌مان بهره می‌گیریم. برادر ارجمندم جناب حجت‌الاسلام والمسلمین حاج شیخ هادی قبادی که اکنون از پیشگامان خدمت در این عرصه در منطقه کوهدشت هستند، خواستند که من هم از خاطرات خود و شهید عزیز مجتبی آدینه‌وند جملاتی بنویسم، اگرچه امتثال این مطلب به‌اصطلاح «صعب مستصعب» شده لکن عرایض ذیل تقدیم می‌شود، ان‌شاءاله مقبول بیفتد.
شهید مجتبی را از اوان دوره نوجوانی‌اش تا ایام شهادت آن عزیز حمید از نزدیک می‌شناختم. از سال‌های ۵۸ تا ۶۴ رابطه ما بسیار عمیق بود. سال ۵۸ تا ۵۹ جلسات چند نفره که مرور کتب استاد شهید علامه مطهری بود، سال ۵۹ و ۶۰ و ۶۱ و ۶۲ چه در زمانی‌که ایشان در دبیرستان امام جعفر صادق (ع) از پیشروان فعالیت‌های اسلامی دانش‌آموزی بودند و از سویی فرصت‌های مغتنمی که در یک مباحثه دو نفره نسبتاً طولانی، نوارهای درس سیوطی مرحوم مدرس افغانی را مرور می‌کردیم و چه زمانی که بنده به خرم‌آباد برای خدمت در امور تربیتی استان رفتم و ایشان اغلب در اردوهای مختلف استانی حضور داشتند. همه و همه این‌ها نکاتی را به ذهن متبادر می‌سازد که:

شهید مجتبی همواره دقیق و معمولاً متفکر بود، به‌خصوص در مطالعه و تلخیص کتب شهید مطهری مثلاً کتب مقدمه‌ای بر جهان‌بینی، به‌ویژه کتاب انسان و ایمان از بهترین و دقیق‌ترین خلاصه‌ها و محوریابی‌ها بود با اینکه نوجوان بود اما سیرمطالعاتی‌اش و مطالبی که در محوریابی و تلخیص ارایه می‌کرد واقعاً پخته بود.

کلاس درس فرصت خوبی بود تا مشاهدات مستمر و مکرری از رفتار ایشان داشته باشم. شهید مجتبی عامل واقعی به تولی و تبری بود. به‌ویژه سال ۵۹ کلاس اول دبیرستان او جاذبه بسیار بالایی برای همکلاسی‌هایش داشت، نسبت به دوستان مومن و انقلابی این جاذبه اوج می‌گرفت و البته به‌عنوان نهی از منکر بی‌رغبتی خود را نسبت به بعضی علنی می‌کرد (نمونه‌هایش در ذهنم هست) و بعداً هم معلوم می‌شد که ایشان آنها را خوب می‌شناخته است بنابراین جاذبه و دافعه‌اش تعریف روشنی داشت.

به مرور قوت قلم و توان اندیشه او را دیگران هم متوجه می‌شدند، در نامه‌هایش به دوستان به‌ویژه به شهید عزیز اسماعیل هادیان نکاتی شکل می‌گرفت که به توان اندیشه و قلم او قوت یقین را هم می‌افزود، مکاتبات این دو شهید جملاتی دارد که خواننده را به سوی مفهوم اعجاز انقلاب اسلامی و عناصر ملکوتی ایثار و شهادت، عشق و یقین می‌کشاند.

برغم آنکه مأخوذ به حیا بود و معمولاً سکوت شیرین و پرمعنایی داشت اما در همه احوال، حقیقتاً نشاط و ابتهاج معنوی در سیمایش دیدنی بود و در رفتارش آموزه‌هایی از نشاط، صیرورت و شدن و به خدا پیوستن موج می‌زد. در سفر و اردوی تربیتی سال ۶۱ در اردوگاه میرزاکوچک‌خان در رامسر که ۱۶۰ نفر از دانش‌آموزان اتحادیه انجمن‌های اسلامی استان شرکت داشتند و جمعی از بهترین دانش‌آموزان کوهدشت هم حضور یافتند از جمله شهید اسماعیل هادیان.
مجتبی و حالاتش ترجمان آینده‌ای بود که بعداً در اسفار الهی او در جبهه‌های حق علیه باطل تعبیر شد.

در سال‌های همراهی با آن عزیز شهید سیر تکامل او کاملاً محسوس بود، او به سرعت پیش می‌رفت و حد یقف نداشت. پرسش‌هایش دقیق، نگاه و مطالعاتش عمیق، همواره به سمت هدف، کمال‌گرایی او الگو و نمونه بود، خوشا به سعات او و طوبی له.
نهایتاً: این قلم با مجتبی دچار شطح می‌شود شاید علت العلل سال‌ها سکوت این قلم همین باشد وگرنه آنهمه با هم بودن و این همه نگفتن و ننوشتن؟! حبذا ای سر پنهان حبذا

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

سلام به آقای پیریایی عزیز!
گرچه کوتاه اما پر مغز واثر گذار بود.(عامل به تولی و تبری،جاذبه بسیار بالا، مرزبندی با برخی افراد،سیر مطالعاتی،مطالعه دقیق و…) این ها دریایی از معرفت و معنی است که باید آموخت و بکار بست .با آن شهید سعید محشور باشی ان شا الله

آزادبخت در گفته :

سلام راستی آقای پیریایی راستی بودند یا چپی ؟ وبعد دوباره چپی شدند وبعد راستی ؟ آخر سر ایشان راست بودند وقبل از آن اصلا چپ نبودند؟ میر ملاس این کامنت را حذف نکن ، جناحی برخورد نکن.

بسم رب الشهداء در گفته :

آزادبخت عزیز، چه بهره ای از این چپ اندر چپ و به راست راست عاید ما شده که دست از آن برنمی داریم؟!! اما پیریایی از بنیانگذاران چپ قدیم کوهدشت بودند که همه میدانیم حقا اشخاص مومن و انقلابی در آن جریان بودند، اما اگر دنبال حقیقتی با دقت به سوابق و سپس لواحق آن افراد نظری بیفکن و به انصاف بگو، کدام از مشی خود عدول کرده اند، پیریایی یا دوستان قدیم او؟

کوهدشتی در گفته :

فارغ از بحث چپ و راست و کج و صاف این مهمه که پیریایی در پیچ های «چپ و راست و کج و صاف» “انقلابی” بوده و مونده…
این گریز به چپ و راستی که شما فرمودید ، این روزها بهش می گن: “فراجناحی” عمل کردن.
فراجناحی بودن آقای پیریایی ستودنیه.
آرزوی موفقیت و عاقبت بخیری دارم برام تمام کوهدشتی های عزیز و انقلابی .

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

ممنون از آقای پیریایی بابت مطلب زیبایی که از شهید والامقام مجتبی آدینه وند ذکر فرمودند
منتظر خاطرات بعدی شما از شهدای کوهدشت هستیم

گله گیس بریا از کوهدشت در گفته :

جای شکرش باقیه بعد از هشت سال مدیریت و بریز بپاش یادی از شهدا هم خوبه ؟!!!! چقدر خوبه موقعیکه در مسند قدرت باشی شهدا را مد نطر داشته باشی تا در مملکتی که به برکت خون شهدا باین بزرگی رسیده اختلاسهای سه هزار میلیاردی رخ ندهد گرچه جناب پیریایی از این امر مبراست ولی استاد قلم گاهی تازیانه ایست در خدمت اصلاح طلبان و گاهی هم مدیر است در خدمت منوچ جان آخر ما نفهمیدیم شما چپید را ستید خمید یا منحنی بالا غیرتن یکبار هم که شده راستی راستی بفرمایید در دولت عدالت محور شما جنابعالی برای کوهدشت واقعا شهید پرور چکار کردید ؟؟ نگو نتونستی که باور نمیکنم !!!!!!؟؟؟؟؟ موفق باشید

بسم رب الشهداء در گفته :

جناب گله گیس بریا!!! اول پیشنهاد می کنم اگر بنا به نام مستعار داری نامی شایسته را انتخاب نمایید تا لااقل باعث اهانت ناخواسته به خود نشوید، در ثانی برای من هنوز این مسئله حل نشده چرا ما همیشه اصرار داریم که اشخاص را در اشلی که خود می خواهیم قرار داده و با آن اندازه گیری و سپس قضاوت کنیم؟!! چرا میزان را شهدا، و عملکرد و مشی و نهج آنها را معیار و ملاک خوبی و بدی افراد قرار ندهیم؟ تا به کی خود ابزار موج سواری جریانات ساخته شده توهمات خویش باشیم و بهره آن را آنهایی ببرند که می برند!! تا آنجا که من از پیش کسوتان جنگ و جهاد شنیده ام و تاریخ معاصر شهرمان بر آن گواه است آقای پیریایی از مؤثرین تربیت شهدای نخبه ای بوده اند که افتخار راه یافتن به جوار قرب الهی را شامل حال خود کرده اند، شاید به ذهن بسیاری خطور کند بزرگی آنها را چه ربطی به پیریایی؟!! باید عرض کنم همواره بوده و هست و خواهد بود که تا مربی و استادی کاربلد و دلسوز نباشد هرگز متربی به رشد و بالندگی شایسته نخواهد رسید و به اوج در نخواهد آمد. بحث بر سر این نیست که از شخص خاصی با نام وعنوان پیریایی دفاع شود و هر طور شده او را محق و موجه جلوه داد، بلکه جان کلام در این است که قدر بدانیم نخبگان و مؤثرین در فرهنگ شهر و دیارمان را و به صرف اختلاف سلیقه و تفاوت نگاه بر صورت هم چنگ نیاندازیم؛ جهت اطلاع عرض می کنم بسیاری از شهدای نخبه و فهیم شهرمان مدیون آموخته های فرهنگی و مذهبی استاد خود پیریایی هستند، درست است که مقام شهدا شامخ و عالی است و الآن برای استاد خود اساتیدی هستند که دسترسی به مقام آنها امری محال می نماید لکن باید بپذیریم که فیض نائل شدن به این مهم را مدیون ارشادات راهگشای همین معلمان زمینی خود بوده اند. پیشنهاد می کنم برای دقایقی هم که شده از لاک تهاجمی به طرف مقابل بیرون آمده و فارغ از هرگونه گرایش سیاسی و جناحی و به عنوان فردی بی طرف به عملکرد همشهریان توانمند خود از جمله آقای پیریایی که در سطح مدیریت کلان ملی توان خود را به اثبات رسانده اند نیم نگاهی منصفانه داشته باشید تا حقیقت خود را به خوبی بنمایاند، چه اصراری بر چپ و راست و منحنی و زاویه قائمه و … خواندن افراد؟!! چه اصرای بر لکه دار کردن سلامت شخصیتی نخبگان و کارآمدان شهرمان؟!! چه طرفی از این برخواهیم بست که چهره های موجه و شناخته شده دیار خود را زمین گیر و مخدوش کنیم؟!! فرض بر اینکه این شد آنگاه چه؟!! آیا مشکل ما و شهرمان حل می شود و یا فقط آب سردی بر عطش گر گرفته درونمان ریخته می شود و می گوییم حالا که نشد ما بالا برویم همان بهتر که او را پایین کشیدیم!! اگر اینگونه باشد که وای بر ما و احوال ما، بنا بر این نیست که هر کس مجالی یافت حتما به رفع مشکلات زادگاه خود بپردازد چون اگر این باشد مردم آن دیار از حق خود نیز نخواهند گذشت و از طرفی برای او نیز به نوعی خیانت در امانت خواهد شد، فرض بفرمایید که فرماندار و یا مسول دیگری از شهرمان که بومی نیست به صرف اینکه تعلق به دیاری دیگر دارد از این فرصت استفاده کند و توان خود را به جای صرف در شهر من و تو مصروف زادگاه خود کند، به راستی ما چه خواهیم گفت و چه می کنیم؟ وانگهی مگر این شهر خود مسئول ندارد که از مسئول شهری دیگر(هرچند زاده این شهر باشد) توقع گره گشایی از مشکلات را داریم؟!! اینجاست که باید واقع بینانه بنگریم که آیا ما مقصریم در انتخاب خود و مجال دادن به افرادی که توان حل مشکلاتمان را ندارند یا مدیران توانمند دیارمان که به خاطر بی مهری امثال من و تو ترک دیار خود کرده و توان خود را در آبادانی و خدمت رسانی به شهری دیگر صرف کرده اند؛ هرچند که جای دوری نمی رود آنجا هم متعلق به ایران عزیز اسلامی است اما چه زیباتر بود که این رشد و بالندگی را با توان و نفوذ مدیران توانمند هم ولایتی خود در مسیر تحقق آرزوهای دست نیافتنی شهرمان نظاره گر می بودیم. پس برادر عزیز؛ چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید…

احسان میر تیموری در گفته :

جناب برادربسم رب الشهدا…. میگم قابل توجهتون اسم مستعار ادبی روش مرسومی وبعضی از این اسمها هم به صورت طنز هستند مثل نشریه گل آقا که یادش به خیر سال ۷۶ نوشت :انتخابات دوم خرداد در مورخه یکم خرداد در شهرستان کوهدشت در کمال صحت وسلامت برگزار شد. ویادتون باشه که این کار رو هم طیف های اصول گرای شما انجام دادن برادر ….
و از همین حالا شما ووجدانتون رو به انتخابات بعدی شهرمون دعوت میکنم تا ببینین به قول شما چپیا متقلبن یا برادرای راستیمون که خدا وکیلی وجدانتو قاضی کن ……

ناشناس در گفته :

گله گیس بریا حرف حسابی زده

گل گیس بریا ارا ای بحثه نوم خویی نیه

عبداله امرایی در گفته :

باسلام محضرمبارک استاد بزرگوارم ، جناب آقای پیریایی.دستتون درد نکنه. هنوز از جایزه هایی که سال ۶۰(آثارشهید مطهری) ازدست شما گرفتم ، نمونه هایی یادگار مانده است. استادجان، کوهدشت بیشتر خدمت برسیم.

هادی قبادی در گفته :

باسلام و تشکر وافر از جناب آقای پیریایی که از آغاز حرکتی که در سال های اخیر در حوزه احیاء نام و اندیشه بلند شهیدان صورت گرفته است همواره مشوّق دوستان بوده اند .
این یادداشت کوتاه اما گویا و نغز ، نوید بخش نوشتارهایی زیبا و تأثیرگزار در توصیف برخی از شهدای شهرمان است که انتظار آنست تداوم یابد .
از اظهار لطف معلم آن دوران و دوست صمیمی سالهای بعد سپاسگزارم و انتظار آنست که برکات این قلم در این مسیر هماره جاری باشد .

محمود مهکی قم در گفته :

سلام به معلم گلم
شهادتدری است که همیشه باز است،چون خداوند در قرآنش فرموده است منتظران شهادت شهیدند.

محمود مهکی قم در گفته :

سلام به معلم گلم
شهادت دری است که همیشه باز است،چون خداوند در قرآنش فرموده است منتظران شهادت شهیدند.

سرتیپ نیا در گفته :

عکس شهدا را میبینیم و عکس آن عمل میکنیم!!
سلا و صلوات بر روح شهید مجتبی

دوست در گفته :

سلام سرتیپ نیای عزیز ، جان گشاید سوی بالا بالها ———- تن زده اندر زمین چنگالها ، هماره موفق وسلامت باشید۰

سرتیپ نیا/ در گفته :

عکس شهدا را میبینیم و عکس آن عمل میکنیم!!

“شهید مجتبی آدینه وند : همیشه مدخل شهادت باز نیست که با بهترین مرگ بدیدار خدا رفتن چه بسا دفتر شهادت بسته شود و منتظران کوی دوست در غم چنین مرگ شریفی به نظاره بنشینند”
سلام و صلوات بر روح پاک این شهید

حسین پیرزادی در گفته :

سلام برسرور گرامی ومعلم دلسوز دوران دبیرستانم،استاد ارجمندجناب آقای پیریائی.
یادهمه شهیدان به خصوص شهید مجتبی بخیرباد.
شهید مجتبی رزمنده ای شجاع وعابد وزاهدی بی ادعابود.درعملیات بستان سعادت همراهی با ایشان راداشتم که دلاورمردانه جنگیدودرآن مقطع مجروح شد.
دانش آموزان آن زمان دبیرستان امام جعفرصادق(ع) که تعدادی از آنان شهیدوجانباز وتعدادی هم پاسدار شدند وعموم پاسداران هم به کسوت بازنشستگی نائل گشتند زحمات وتلاش های شما را چه در سنگرعلم ودانش وچه درمیادین جنگ فراموش نخواهندکردو همواره قدردان وسپاسگذار شما هستیم.خداوندبه شما برادر عزیز وبسیجی دلاور وجانباز دورا ن دفاع مقدس طول عمر باعزت عنایت فرماید.

گله گیس بریا از کوهدشت در گفته :

سلام : آقای داریوش خان ابراهیمی متشکرم سپاس . نجابت خانوادگی شما زبانزد خاص و عام است موفق باشید

م.قبادی در گفته :

شهادت آرزوی اولیاء

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

والذی نفسی بیده ((لولا ان رجالا من المومنین لاتطیب انفسهم)) لوددت انی اقتل فی سبیل الله، ثم احیا ثم اقتل ثم احیا ثم اقتل، ثم احیا ثم اقتل.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود :

قسم به آنکه جانم به دست اوست((اگر نبود اینکه جمعی از مومنین خوش ندارند)) دوست داشتم که در راه خدا نه یکبار و دوبار، که چندین بار زنده گشته و بار دیگر کشته گردم.

صحیح بخاری، ج۴، ص۲۱، باب تمنی الشهاده

http://gordanmohebin.mihanblog.com

ج نظریان در گفته :

باسلام وتشکرازجناب آقای پیریایی عزیز،عکس های اردوی رامسرروهرموقع ازآلبوم حاج آقای جعفری نگاه می کنم خلوص ویک رنگی ودوستیهای صمیمی رومی بینم وبرای آن روزهای عزیزافسوس می خورم آیادوباره آن ایام ناب تکرارمی شود؟ازحاج آقای جعفری درخواست دارم اون عکس های زیبارودراختیارسایت قراردهد.

همشهري در گفته :

جناب آقای نظریان؛ اخلاص و یکرویی دور نیست درست بیخ گوشمان است و فقط به همت ما بسته است که در زندگی و خط و مشی مان آن را به کار بگیریم و فقط خدا را لحاظ کنیم و بس. معامله با خدا شیرین است و دلچسب، منوط به اینکه نفس بر ما خدایی نکند!!

گله گیس بریا از کوهدشت در گفته :

سلام آقای ابراهیمی عزیز از شما بخاطر این همه خوبی سپاسگزارم .. نباید از چیزی واهمه داسته باشید اینجانب با نام گله گیس بریا گاها مطالبی را ارسال میکنم ولی متا سفانه خیلی از آنها بدلایل نا معلومی درج نمیشود من که جز نیش و کنایه به آنهایی که برای کوهدشت عزیز کار نمی کنند چیز ی نمیگم موفق باشید

گراوند در گفته :

با سلام بنده رهگذری هستم که جوابیه شما میر ملاسی ها به گله گیس بریا راخواندم بنده با این متونی که برآمده از تملق است مخالف هستم بخصوص با این جمله که درپاسخ مرقوم فرموده اید””” آقای پیریایی از مؤثرین تربیت شهدای نخبه ای بوده اند که افتخار راه یافتن به جوار قرب الهی را شامل حال خود کرده اند، بسیاری از شهدای نخبه و فهیم شهرمان مدیون آموخته های فرهنگی و مذهبی استاد خود پیریایی هستند. “” ((البته جمله غلط دستوری دارد بعدا تصحیح بفرمایید)) خواهش می کنم ننویسیدکه شهدا وام دار جناب آقای پیریایی بودند شهدا تربیت شدگان مکتب امام حسین (ع) بودند شهدا انتخاب شدگان جوار قرب الهی بودند شهدا اخلاص طلب می کردند ، به قول شهید همت : هر وقت که برای خدا خواستیم کار کنیم یا درجا زدیم یا جار زدیم ،اما شهدا ی شهرمان نه جار زدند ونه در جا زدند ، بودند افرادی که جبهه می رفنتد اما از نوع پشت خط ، آنهم با کیلومتر ها فاصله ، عملیات می رفنتد اما نه شب عملیات بلکه بعداز شب عملیات …..شهدا دنیایی از تواضع بودند که فقط کمتر از یک دهه
به من وامثال آقای پیریایی راه را نشان دادند آقای پیریایی خود شاگرد مکتب شهدا ست خود ایشان در محضر شهدا باید همچنان تلمذ کنند . .. شهدا ! بر ما نظری کنید و ما را در این وادی غربت دریابید.

کوهدشتی مقیم قم در گفته :

من هم با آقای گراوند موافقم.مطمئنم که خود آقای پیریایی عزیز هم هرگز با این تعریف و تمجیدها موافق نیستند .
نشان به آن نشان که یکی از خبرنگاران شبکه استانی نور تعریف می کرد : در یکی از جلسات شورای اداری استان یکی از حضار از ایشان (به عنوان استاندار) تعریف و تمجید اغراق آمیزی کرد ، ایشان هم با گفتن جملاتی جالب ، تعاریف اغراق آمیز آن فرد را قطع کرد . نحوه ی برخورد پیریایی با اغراق کنندگان مثال زدنی است.

حافظ در گفته :

سلام-جناب آقای بسم رب الشهداء ، با احترام ؛ راستش را بخواهی مطلب آقای پیرایی را خواندم و قصد نظر دادن نیز نداشم اما مطالب گوهر بار جنابعالی و دوستان گرانقدرتان را که دیدم حیفم آمد نظر ندهم- شما در نوشته خود گفتید((( بسیاری از شهدای نخبه و فهیم شهرمان مدیون آموخته های فرهنگی و مذهبی استاد خود پیریایی هستند، و….. باید بپذیریم که فیض نائل شدن به این مهم را مدیون ارشادات راهگشای همین معلمان زمینی خود بوده اند))) راستی جناب آقای بسم رب الشهداء تا یادمان نرفته چند نفر که نه ، یک نفر از این شهدای نخبه که شاگرد آقای پیریایی بوده و از منویات ایشان به مقام رفیع شهادت رسیده اند را نام ببرید که منویان و سخنان ایشان آنان را به این مقام رسانده باشد – عزیز دل من شهدای گرانقدر ما تربیت شده مکتب امام حسین(ره) و فرزندشان خمینی کبیر (ره) و بزرگان این انقلاب هستند – جناب آقای بسم رب الشهداء یادتان نمی رود که همین آقای پیریایی از جمله استاندارانی بودند(اگر اشتباه نکنم در زمان استانداری کردستان ) که آن نامه معروف را به رهبری نوشته و امضاء کردند، می دانید که کدام نامه رو می گویم اگر نمیدانید از بزرگتان آقای پیریایی بپرسید-:میرملاس جان حذف نکن:

ناشناس در گفته :

آفرین قابل تحسین بود اما میر ملاسی ها درج نمی کنند.

يك دوست در گفته :

حافظ عزیز توجه کنید!
آقای پیریایی هیچگاه استاندار کردستان نبوده اند آن استانداری که به رهبری نامه نوشتند اسدالله رازانی استاندار دوره اصلاحات بودند که در اعتراض به برخی رد صلاحیتها ذیل نامه استعفایی را امضا کردند. بالاخره آموزه قران است که ولا تقف ما لیس لک به علم.انسان باید مراقبت کند در کلام و قلمش به کسی اتهام وارد نکند، حال شما ناشناس کامنت گذاشته اید یا بنده هم ، ولی آیا نزد خدا هم ناشناس می مانیم پس الم یعلم بان الله یری چه می شود؟ ضمنا برادر ویا خواهر عزیزم حد اقل این یادداشت کوتاه در باره شهید را غرض آلوده نکنیم .بدون آنکه بدانی از کیست ببین محتوایش چیست؟ به دل نگیرید

ناشناس در گفته :

اطلاعات ندارید نظر ندید آقای یک دوست !

شهبازی در گفته :

مسئله اینجاست که :
آقای پیریایی اساسا هیچ وقت استاندار کردستان نبوده اند که بخوان چیزی رو امضا کنن!
بعضیا از فرط بی اطلاعی و علاقه ی وافر به “خود علامه پنداری” به زور می خوان وانمود کنند که ماست سیاهه !
حضرت حافظ!
جناب یا سرکار خانم ناشناس زاده!
حضرات ناشناسان پورها!
و جمیع حضار محترم!
توجه بفرمائید که :
“ماست سفیده و آقای پیریایی تاکنون استاندار کردستان نبوده اند !”
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

رضا.کوهدشتی مقیم خرم آباد در گفته :

شهبازی عزیزم اینقدر سخت نگیر میخواستن بنویسند مدیرکل صداوسیمای کردستان

با سلام،اول از جناب گراوند تشکر میکنم هرچند رهگذرید اما تاثیر گذار بود مطلبتان.بدرستی یادم است زمستان سال ۶۵ عملیات کربلای ۴ منطقه شلمچه همانجا که شهید والا مقام مجتبی عزیز جان به جان آفرین تسلیم کردند.عصر همان شب شهید علیمردان آزادبخت (چی میتونیم بگیم؟اسم هرکدام از دلیران شهرمان را میاریم ذهنمان به سمت رشادتهایشان میرود که از او چه بگوییم؟)بهر حال،فرمانده دلیر گردان همیشه سرافراز محبین ما را جمع کرد و از نقشه عملیات برامون گفت،گفت امشب ۱۸ لشگر با هم عملیات داریم ما لشگر هفدهم و لشگر ۵نصر و ۱۹ فجر بعنوان لشگر های ۱۶ و ۱۸ در دو جناح ما وارد عمل میشوند،از چگونگی وارد عمل شدن،چگونگی برخورد با اسرا و تداخل با نیروهای خودی در جناحین ،از چگونگی جابجائی با نیروی جایگزین و……سپس بعد از نماز مغرب و عشا بین ما سیب زمینی برای شام و هرکدام کنسرو ماهی برای فردایمان توزیع شد،یادش بخیر شهید سید اکبر پناهی که در همان عملیات به درجه رفیع نائل آمد زحمت توزیع را کشیدند ان چهره خندان و دلنشینش زمانی که کنسرو را دستم داد و خندید و به شوخی گفت (ازاد مواظبش باش از کنسرو خوبا بهت دادم)هنوز جلو چشممه.حدود ساعت ۸جمع شدیم و مسافتی را با کمپرسی و بعد از آن پیاده رفتیم تا به پشت کمین دشمن رسیدیم.شیر مردان اطلاعات و عملیات قبل از ما زحمت کشیده بودندو نگهبانان کمین را بدون سرو صدا از سر راه برداشته بودند اما چون بعضی لشگر های عمل کننده وارد عمل شده بودن،خط آتش دشمن شروع شد و مازیر آتش خمپاره خود را به پشت سنگر خواب و استراخت عراقیهارساندیم عملیات شروع شد،چون تا حدودی عملیات از قبل لو رفته بود دشمن پشتیبانی محکمی را در منطقه مستقر کرده بود و به شدت همه منطقه را زیر آماج حملات انواع سلاح سبک و سنگین قرار داد،با وجود آتش سنگین دشمن ،هدفی را که ماموریت گردان محبین بود و در برنامه ریزی گفته بودن اگر محبین بتواند ساعت ۱۲ ظهر فردا به هدفش برسد موفق عمل کرده ،شاید باور نکردنی باشد اما باور کنید گردان محبین ساعت ۲٫۵ نیمه شب به هدفش که همان هلالی های معروف شلمچه بودند رسید و وقتی شهید سرافراز علیمردان ازادبخت خبر تصرف هلالی اول و سقوط هلالی دوم را با حاج نوری فرمانده لشگر دادند باور نمیکرد و میگفت شاید موج گرفته و هزیان میگه.بگذریم.چگونگی شکست عملیات و عقب نشینی برای جلسه بعد اما میخوام یادی کنم از شهدایی که در ان عملیات با هم بودیم شاید در سرای باقی دستگیرمان باشند.شهید مجتبی آدینه وند،شهید سید اکبر پناهی،شهید سید کاظم کاظم زاده،شهید نجم الدین عبدولی،شهید محمد تراب زاده،شهید اله کرم سوری،شهید جلال ابراهیمی(معاون گردان)شهید عباس جوکار.و یاد کنم از بزگوارانی چون سید رسول حسینی و جانبازان سرافراز جهانشاه رحیمی و سید علیرضانوربخش

رهگذر در گفته :

روز گار بی ریای بود،اخلاص از زبانها و چشم ها لبریز بود، یادشان بخیر همه آنهایی که مخلصانه رفتند

گله گیس بریا از کوهدشت در گفته :

سلام دوست عزیز مدافع آقای پیریایی : ای کاش شما هم مثل آ قای گراوند عزیز خود را معرفی میکردید !!!
اگر خوب متن مرا مطالعه میکردید متوجه میشدید که اینجانب اشاره نمودم که جناب پیریایی از آن فعل مبراست ولی متاسفانه امثال شما هیچگاه تاب و توان نقد و انتقاد را بر نمی تابید و به سیم آخر میزنید اگر میخواهی بدانی من کی هستم شماره ات را بگذار تا باشما تماس بگیرم البته اگر شماره ات هم ماند نامت محرمانه نباشد من در مقابل آدمهای کم ظرفیت سکو ت میکنم جون آدم فرهیخته ای چون جناب گراوند خیلی منطقی جواب شما را داد وقتی بزرگ پرچمدار انقلاب حضرت امام میفرماید اگر خمینی پایش را کج گذاشت ملت باید به او تذکر دهد امثال تو و بنده دیگر چه صیغه ای هستیم درمورد اسم مستعار بنده هم باید بگویم خیلی با معناست چون ………… ؟!!!! اما برادر ارجمند نگفتی امثال پیریایی – عباسی فرد – امامی راد-دوستی و……. برای شهرمان چکار کردند و چه گلی به سر شهرمان زدند باز خدا پدر اسفندیاری را بیامرزذ موقعیکه مدیر کل بود حد اقل دستی به رخسار مدارس کوهدشت کشید انصافا در ان مدت زحمات زیادی کشید ارادتمند همه شهدا و دستبوس تمام رزمندگان : اصولگرای اصلاح طلب گله گیس بریا

ازدوستان در گفته :

من در متن آقای پیریایی چیزی برای مقابله با ایشان ندیدم ایشان درستایش از شهدا ی عزیز مطلبی نوشته‌اند نبایددرموافقت ومخالفت با کامنت های. همدیگر دنبال بهانه حمله به شخص ثالث باشید

چه عجب ! گله گیس بریا اجازه دفاع از خود رایافت ،معمولا میر ملاسی ها مطالب انتقادی ومنطقی که فراتر از نظرشان وجناح شان باشد را درج نمی کنند.

پرويز گراوند در گفته :

به نظر من خوب است که:
یک: دوستان با نام واقعی کامنت بگذارند. زیرا استفاده از نام واقعی از یک طرف باعث می شود کامنت گذار منطقی تر و مسئولانه تر نظر بدهد و از طرف دیگر باعث رشد روحیه ی شفافیت میشود. شفافیت در راستای فرهنگ دمکراتیک است.
دو: با نظرات خود سعی کنند ابعاد موضوع مورد بحث را روشن تر کنند.
سه: در دفاع یا نقد، اغراق نکنند. اغراق و برخورد احساسی ما را از فرهنگ گفتگو دور میکند. اگر نقد میکنند یا دفاع، منصفانه و همه جانبه باشد.
چهار: افراد اجازه دهند اگر نویسنده ی یک مطلب یا مقاله نقد میشود، خودش جواب نقدها را بدهد.

اشتری در گفته :

آقای گراوند شمادرست می فرمایید
دلایل مختلفی دارد،ازجمله:
۱- کامنت گذاران محترم سریع انگ های آماده شده ای دارن بهش میچسبانند
۲-ممکن است اون شخص کلی ضعف وعیب ونقص داشته باشد ومیترسد افشا بشود
بازم هم بگم یا نگم
اما باور بفرمایید این حقیر که بانام مستعار مینویسم، مبرا هستم از ۲ عامل بالا

رحیم جعفری در گفته :

سلام ،ای کاش آقای پیریایی همان پیریایی دهه شصت میماند تا با شهدایی مثل مجتبی ودوستان آن که خود ایشان اشاره کرده اند محشور میشد، بنده وایشان برادر عقد اخوتی بوده و… ومن نگران این حشر هستم.

ضروني در گفته :

حاج آقا استفاده ابزاری از عقد اخوت ! خوشمزه س !

مخلصی در گفته :

«پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد» امام خمینی (ره)
فرق بعضی ها که “هنوز در دهه ی شصت مانده اند” با امثال آقای پیریایی در درک همین یک جمله از حضرت امام است . بعضی ها بی توجه از کنار جمله ی بالا گذشتند و “در دهه ی شصت ماندند” و پیریایی ها طبق جمله ی پرمعنای حضرت امام مبنی بر «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت آسیبی نرسد» “پیش رفتند” …
ماندن کجا و پیش رفتن کجا…
ماندن در ابتدای سطر کجا و سر مشق گرفتن از آن جمله ی پیر جماران و پیش رفتن طبق آن سرمشق کجا …
قضاوت در مورد یک مومن از شما بعید بود جناب حجت الاسلام والمسلمین جعفری.

سزارین در گفته :

منظورتون از ولایت مداری جریان انحرافیه ضمنا ایشان مرتبا اصول لگد مال میکردن تا به افول دنیوی دچار نشن

گراوند در گفته :

جناب آقای سزارین!
اگر خاطرتان باشد واژه ی “جریان انحرافی” را بعضی از معلوم الحال ها با روشن “سزارین” متولد کردند .
این واژه ۴ ماهه متولد شد که برخی بتوانند اهداف خود را با خیال راحت تری پیش ببرند!
روش تولد این واژه ی موهوم هرچه بود طبیعی نبود … درست مثل اسم مستعار شما !
بقیه متن تان هم بستگی به تعریف شما از اصول و افول دارد.
یاحق.

آزادبخت در گفته :

دوست و هم دبیرستانی عزیزآقای جعفری !
حرفی زده اید که از آدم درس دین خوانده ای مثل شما بعید است.
گفته اید نگرانید!؟ نگران کدام بخش حشر و عقد اخوتید؟آیا نگران این هستید که شما به بهشت بروید و معلم عزیزمان آقای پیریایی خدای ناکرده به جهنم بروند؟یعنی اینقدر ازبهشت رفتن خودتان مطمئنید؟یا یقین حاصل کرده اید که- شما هم خدای نکرده- به جهنم می روید و نگران این هستید که دیگران را با خود به جهنم ببرید؟!هر دوی این احتمالات بعید به نظر می رسد حشر به سبب علقه و اخوت باید تداوم داشته باشد شما که مسیرتان را جدا کرده ا اید نگران نباشید.
بعد هم این چه مواجهه نا موجهی است که می کنید آقای پیریایی معلم همه ما بودند و آن مساله عقد اخوت هم سنتی دینی و از روشهای تربیتی ایشان برای اعتماد به نفس دادن من وشما بود که باید قدر دان باشیم نه امروز اینگونه موضوعش موضع عقده گشایی شود. من هم برای شما آرزو میکنم با شهدا محشور باشید بدون اینکه نگران باشم چون آرزو ست و آرزو نوعی دعاست که خدا بخواهد مستجاب میشود.

سوال در گفته :

صعب مستصعب. صیرورت .شطح .حد یقف .طوبی له.یعنی چه برادر پیریایی

كوهدشتي در گفته :

اگر برایت سخت نیست برو به فرهنگ لغت مراجعه کن

خیلی با هوشی

اشتری در گفته :

۱- صعب=دشوار،سخت, کار سخت
۲- مستصعب=کاری که سخت و دشوار بنظر آمده باشد
۳=صیرورت=ازحالتی‌به‌حالت‌دیگردر آمدن
۴=.شطح =ظاهرا از آن بوی خودپسندی و ادعا و خلاف شرع استشمام شود .سر ریز دیگ
۵-حد یقف=بدون حد، بی اندازه بی کران
۶- طوبی له=خیر سعادت

جانباز فرهنگی در گفته :

جناب پیریایی عزیز سلام بر شما : از اینکه در وصف شهید عزیزمان دست به قلم شدید سپاسگزاریم . هرچند که در وصف شهدا قلمها ناتوان و دستها لرزانند . عزیزان ،ما هر چه داریم از شهدا ست . اگر خون شهدا نبود این امنیتی که داریم هرگز تحقق نمی یافت . اگر شهدا نبودند بلایی که بر سر سوریه آوردند ، بر سر ما می آوردند . پس وظیفه ی سنگینی در برابر خون شهدا داریم ، و آن ادامه راه شهدا با دفاع از انقلاب اسلامی مان است که این امر تحقق نمی یابد مگر با پشتیبانی از مقام معظم رهبری . و اما بعد از شهدای عزیز ، جانبازان و ایثار گرانی داریم که با اهداء عضوی از بدن خود راه شهدا را ادامه دادند که البته بنده شرمم می آید که خود را در کنار این عزیزان جای دهم چرا که مقام والایی دارند و من حقیر …. اگر دستگاه هایی که جانبازان و ایثار گران جزء ابواب جمعی آنها هستند به این عزیزان به دید یک جانباز یا ایثارگر نگاه کنند شاید بتوان گفت که در حق این عزیزان کوتاهی نمی شود اما متاسفانه برخی از افراد نا اهل که با کمال تاسف در برخی از پستهای شاخص مشغولند نه تنها به کارکنان جانباز و ایثار گر از در لجاجت وارد می شوند بلکه با آنها بد رفتاری هم می کنند . نمونه اش رفتاری است که در آموزش و پرورش کوهدشت ( آموزش ابتدایی ) با اطلاع کامل مدیر اداره با بنده در مدت یک سال است دارند . البته شرمنده ام که این عبارات را نوشتم امید وارم شان و منزلت جانبازان و ایثارگران نیز مد نظر باشد .

محمد جعفر محمدزاده در گفته :

سلام بر همشهریان عزیز
مدتها بود از بهره گیری از قلم توانای معلم ودوست وبرادر گرامی آقای پیریایی محروم بودیم امیدوارم حال که فراغتی حاصل شده و قلم شان به برکت نام ویاد شهدای عزیز به جنبش افتاده آثار برکاتش بیشتر نمایان ومنشا اثر باشد .همین که بسیاری از همشهریان به ویژه جوانان ونوجوانان دهه شصت با افتخار خود را شاگرد ایشان می دانند هم قدر دانی است هم تاکید برخدمت ماندگار آقای پیریایی. استقامت ایشان بر محور ومدارآموزه ها و آرمانهای امام و انقلاب و رهبری نیازی به تاکید وتایید ندارد.
از برادر عزیزم حاج شیخ هادی قبادی که باعث وبانی کارفرهنگی ارزشمندی در خصوص شهدا شده اند واز میر ملاسی های کوشا به ویژه آقای بالنگ که سرویس شهید وشهادت را با حوصله ودرایت روز به روز بهتر می کنند هم سپاسگزارم. 

ناشناس در گفته :

سلام مشغول ریاست بودند شما که با ایشان هم مسلک هستید.

ناشناس در گفته :

شما وقتی در مسندبه اصطلاح دولت عدالت محور بودید جواب سلام کوهدشتیا رونمیدادید

خیلی ها اینجوری اند
فکر می کنند براهمیشه این مقام رو دارند

احسان میر تیموری در گفته :

با سلام استاد محمدزاده عزیز میگم شما دیگه ۱و۲و۳ ندارین اقای پیریایی برای مطلب شما ۱و۲ بود
میگم الان روی پای چپ وایسادین یا پای راست با چشم چب میبینین یا چشم راست میگم بازم کوهدشتی شدین به قول خودمون دیارته خیر ………..

عبداله امرایی در گفته :

سلام محضر برادر عزیزم جناب آقای کربلایی محمد جعفر محمدزاده.الآن که فراغ بال بیشتری دارید، به دیارمان سرکی بکشید، دیداری تازه کنید.

ایشان حاجی هستند

جناب دوست عزیز-اگر نوشته این حقیر رو دوباره نگاه کنی گفتم اگر اشتباه نکنم ؛اگر اشتباهی رخ داده عفو فرمایید؛( ضمنا آقای پیریایی استاندار همدان بودند که آن نامه رو نوشتند ، البته ایشان در استانداری کردستان مدیرکل اجتماعی و انتخابات استانداری کردستان بودند ) دوست عزیز اصل ، نوشتن نامه ایشان در حمایت از آقای احمدی نژاد به رهبر انقلاب است نه چیز دیگر(دوست عزیز مئ دانید که انتصاب ایشان به استانداری قم با اعتراض علماء و بزرگان قم به خاطر حمایت از آقای احمدی نژاد مواجهه شد )-ذوست عزیز من غرض آلود حرف نزدم فقط یه واقعیتی رو جهت اطلاع عزیزان بیان کردم-در آخر

یادآوری در گفته :

نقل است مردی دو زن داشت یکی دائم از او تعریف و تمجید می کرد یکی هم قضاوت به حق می نمود روزی مرد مار مولکی کشت و آن را به نزد دو زن آورد زن واقع بین گفت مار مولکی است که بچه ای هم می توانست جان او را بگیرد اما زن تعریف و تمجید کن گفت : این اژدرو ، شیر نرو ، کی کشترو مرد هم با خوشحالی می گفت من کشترو من کشترو. این همه سردار واقعی در خصوص شهدا اظهار نظر و خاطره کردند کمتر اظهار نظر شد حالا چه خبر آست آقایانی که شکست خورده اند و می خواهند مجددا خود را مطرح نمایند تا اظهار نظری می کنند که صرفا نیت مطرح کردن خود را دارند شروع می کنید به کامنت گذاشتن تعریف و تمجید کردن البته اگر شما هم کامنت نگذارید خودشان این کار را برای بازار گرمی می کنند جعفرمحمد زاده در باره آزادی می نویسد پیریایی شیر نرو راه می اندازد پیریایی چند جمله در باره کسی که حقش بالاتر از اینهاست با جملاتی سنگین و غیر قابل فهم ماننده صعب مستصعب. صیرورت .شطح .حد یقف .طوبی له می نویسد محمد زاده شیر نرو راه می اندازد ولی سایر دوستان متوجه حرکات اینها باشند سایت ها هم معمولا فقط تعریف و تمجیدها را اجازه تایید می دهند البته سایت وزین میر ملاس جای تشکر داردالبته اگر یک سوال را جواب دهد که بعدا خواهم گفت

بسم رب الشهداء در گفته :

قلمی آشنا با نامی تازه و ادبیاتی مشخص، چطوری برادر عزیز، حالت خوبه انشاالله، روزگار به کام است؟
کدام اژدر؟! کدام مارمولک؟! کدام دو زن؟! مردم تو یک زنش هم گیر کردند مرد مومن، کجای عبارت محمدزاده شیر نرو و… امثال این عبارات را داره؟! و اما اگر مشکل شما با ادبیات پیریایی است باید عرض کنم هر چند که خودتان بهتر از بنده میدانید این ادبیات مربوط به دهه شصت است و تغییری نکرده که الآن باعث آزردگی خاطر شریفتان گردد، پس چیز تازه ای نیست. و اما اگر منظورتان این است که این بهانه ای است برای مطرح کردن خودشان شما چرا نگرانید؟! اگر پیریایی و محمدزاده چندان کسی نیستند چرا آشفته شده اید و به هم ریخته اید و مردم را به فراست و تیزهوشی نسبت به این فاجعه!!! در حال وقوع فرا می خوانید!! به راستی اگر اینگونه باشد که جنابتان می فرماید چه اشکالی دارد کسانی در حد و قواره استاندار جهان شهر قم و معاون وزیر برای این شهر تصمیم بگیرند نه کسانی که سالیان سال است مردم خیری از مدیریت آنها ندیده اند، امیدوارم لااقل این پیش داوری شما درست باشد چرا که خبر شیرینی برای مردم مظلوم شهرمان خواهد بود. البته گمان نمی کنم با تغییر دولت و گرفتن پست مدیریتی از آنها دیگر وامانده شده باشند لابد زمان حکومت اصلاحات و مدیریتهای کلان آقایان را در سطوح عالی مدیریتی در صدا و سیما و مجلس و… را به خاطر دارید؟ همه جا که تحت سیطره و نفوذ دولت متبوعتان نیست. فکر نمی کنید خیلی زود دست به کار شدید؟!!

ناشناس در گفته :

آقای محترم !!!!! من اگر به جای شما باشم یک لیوان آب سرد می خورم بعد کامنت می نویسم تا اینجور عصبی نباشم . کامنت بالا حرف بدی نزده . پیریایی مقدس نیست که که اینطور از “یادآوری” گذشته ها برآشفته شدید
من اگر جای شما باشم با عنوان مقدس بسم رب الشهدا کامنت نمی نویسم . شهید متعلق به همه است نه شما و آقای پیریایی و جناح راست . اسم مستعار دیگری برای خود انتخاب کنید

بسم رب الشهداء در گفته :

عزیز ناشناس از سیاق کلام مشخص است بنده عصبی هستم یا حضرتعالی، در ثانی تبرک و تیمن با نام خدا آنهم با استعانت از شهدا کجایش عیب دارد که شما آن را هم برنمی تابید. ثالثا نه پیریایی نه هر بشر عادی دیگر خالی از اشکال و به قول شما مقدس نیست، از تعارف شما به نوشیدن یک لیوان آب سرد سپاسگزارم هرچه باشد آب نطلبیده مراد است. در هر صورت با هر گرایشی هم که باشید برای ما محترمید و از تشرتان به این حقیر اصلا آزرده و ناراحت نیستم؛ ایام به کام و عزت مستدام.

بسم رب الشهداء در گفته :

جناب آقایان(و یا خانمها) گله گیس بریا، گراوند، حافظ، کوهدشتی مقیم قم، س- آ، جعفری؛ که تصریحاً و یا تلویحاً گفته این حقیر را در بوته نقد گذاشته و آن را با برداشتها و عبارات مختلف مورد لطف!! خود قرار داده اید، لازم دیدم چند مطلب را خدمت شریفتان عرض کنم:
۱- گویی چنان از برخی واژه های گفته شده در متن بنده برآشفته شده اید که بدون در نظر گرفتن مابقی مطلب این حقیر را به باد انتقاد گرفته و متهم به تملق و چالوسی کرده اید!! پناه می برم به خدایی که مدبّر امور است و مقلّب قلوب، اگر شأن و شخصیت خود را برای هر کسی به جز ذات باریتعالی و حضرات معصومین(ع) که متصل به منبع وحی هستند حقیر و زبان به تملق بگشایم، چون اساساً هم نیازی به تملق نمی بینم و هم شخصاً از این خصلت زننده به شدت متنفر و بیزارم.
۲- جناب گراوند عزیز، فرازی از نوشته را برش زده و بدون در نظر گرفتن پس و پیش آن قضاوت کرده و با عنایت به آن قطعه، کل نوشته را رد کرده اید، لازم است که کل مطلب را یکبار دیگر و با دقت بیشتر مطالعه بفرمایید؛ مطلب کامل این است: “بسیاری از شهدای نخبه و فهیم شهرمان مدیون آموخته های فرهنگی و مذهبی استاد خود پیریایی هستند، درست است که مقام شهدا شامخ و عالی است و الآن برای استاد خود اساتیدی هستند که دسترسی به مقام آنها امری محال می نماید لکن باید بپذیریم که فیض نائل شدن به این مهم را مدیون ارشادات راهگشای همین معلمان زمینی خود بوده اند.” بله بنده هم کاملا با شما هم عقیده ام و آن را به تصریح در نوشته خود آورده ام که: “برای استاد خود اساتیدی هستند که دسترسی به مقام آنها امری محال می نماید.” اما گفته بنده کجایش مغایر با تعالیم و تعابیر اصیل دینی ماست؟!! مگر کسی می تواند نقش علم و معلم را در پرورش بزرگان در تاریخ فراموش کند و نادیده انگارد، برای مثال نقش معلم در تربیت عمر بن عبدالعزیز را ببینید که در دل آل امیه شخصی را تربیت کرد که برخلاف تمام اجداد خود راه صلاح و صواب را در پیش گرفت و خلافت را حق معصومین(ع) دانست و سب بر امیرالمؤمنین را درمنابر ممنوع کرد و… این نمونه ای بود از نقش انکار ناشدنی معلم در تربیت افراد اثرگذار به نحوی که مسیر تاریخ را عوض کرده اند. اینکه پیریایی معلم بسیاری از شهدای به نام کوهدشت بوده اند چیز مبهم و ناگفته ای نیست و تعجب می کنم از عزیزی که می گوید کدام شهید؟ نام ببرید!! اگر واقعا مایل به دریافت پاسخ خود هستید از سابقون جبهه و جهاد بپرسید جواب خود را خواهید یافت، فقط برای نمونه به نام مقدس شهید والامقام مجتبی آدینه وند اشاره می کنم که آقای پیریایی این مطلب را با نام این شهید عزیز نگاشته است. ضمنا بسیار خوشحال خواهم شد که ضعف دستوری نوشته این حقیر را عنوان فرمایید تا اصلاح کنم.
۳- جناب کوهدشتی مقیم قم به نقل از خبرنگار شبکه نور فرموده اید: آقای پیریایی سخن کسی که در جلسه شورای اداری از ایشان تعریف و تمجید کرد را قطع کرد و اجازه ادامه صحبت به ایشان را نداد، اتفاقاً اگر در موضع دفاع از آقای پیریایی برآمدم به خاطر دارا بودن چنین خصائلی در ایشان است و قطعاً اگر غیر از این می بود نه تنها از ایشان دفاع نمی کردم بلکه به عنوان یک منتقد و یا حتی مخالف جدی در مقابل ایشان می ایستادم، چون افراد را در سیر تحول احوالات آنها می توان شناخت، وقتی که آقای پیریایی با دوستان خود و حتی کسانی که در کسوت زیرمجموعه اداری ایشان بوده اند با تواضع و رفاقت و مدارا مواجه می شود نشان از ظرفیت بالای شخصیتی اوست که خود را به اصطلاح گم نکرده و مقام او را از طریق درست تربیتی که کسوت سالیان مدید او بوده دور نساخته است.
۴- دوستان منتقد، بنده به شدت نسبت به مقام شامخ شهدا تعصب دارم و هرگز در مقام مقایسه و تنزل جایگاه آنها برنیامده و نخواهم آمد ولیکن باید منطقی نگاه و قضاوت کنیم، چرا که شهدا هم به مانند همه ما انسانهایی بودند که می توانستند با تعلق به تعلقات فانی دنیا ملکوتی نشوند و اسیر خاک باقی بمانند ولی با تربیت مربیان شایسته و تهذیب نفس و پشت پا زدن به زخارف دنیا راهی را انتخاب کردند که هر کسی همت آن را نداشت. آری به واقع روح بزرگ و ملکوتی آن بزرگ مردان در تنگنای این جسم خاکی نمی گنجید و تحمل گرفتاری در قفس تن را نداشتند و هزاران چون من و تو و پیریایی باید در مقابل عظمت آنها زانوی ادب و تلمذ بزنند، ولی فکر نمی کنم این منافاتی با عرض بنده در رابطه با نقش بی بدیل مربی و استاد خوب داشته باشد، آیا شما خود نقش معلمان و مربیان تربیتی موفقی را که باعث شکل گرفتن شخصیتتان شده را رد می کنید؟! ضمناً برای اینکه کسی پیرو مکتب امام حسین(ع) هم بشود لازم است از معلم، روحانی، مداح، منبری و… مخلص و کاربلد و آگاهی بهره بگیرد که سر از ناکجاآباد و انحراف عقیدتی و فکری درنیاورد پس زود اسم مقدس سیدالشهداء(ع) را برای اثبات ادعای خود نیاوریم و طرف را در مقابل این عظمت بی مثال خلقت هستی قرار ندهیم.
۵- جناب گله گیس بریا اینکه خطاب به بنده بیان داشته اید که نگفتی پیریایی برای کوهدشت چه کرد جواب را در مطلب فوق آورده ام ولی برای تکمیل آن عرض می کنم عزیز و بزرگوار چرا قدری منصفانه نظر خود را درج نمی کنید خود می گویید باز خدا پدر اسفندیاری را بیامرزد که در زمان مدیر کل بودن خود در آموزش و پرورش دستی به رخسار مدارس کوهدشت کشید!! تو را به خدا اینکار را هم انجام نمی داد!! مگر خودتان نمی گویید مدیر کل آموزش و پرورش لرستان؟ نکند کوهدشت را جزء لرستان حساب نکرده اید؟! برادر محترم این حداقل کاری بوده که می توانسته برای کوهدشت در کسوت مدیر کل انجام دهد، مگر مدیر کل استان دیگری بوده؟!! آن جوک معروف را قطعا به خاطر داری (که البته از یک واقعیت گرفته شده بود) بنده خدایی برای تبلیغات انتخاباتی خود به مردم آن شهر می گفت زمانی که من فلان مسئولیت را در فلان شهر داشتم در واقع برای شما کار می کردم و جواب گرفته بود لابد وقتی نماینده ما هم شدی برای شهر دیگری کار می کنی!!! برادر محترم این چه استدلالی است که شما می کنید پیریایی اگر در استان لرستان استاندار می شد و برای کوهدشت کاری نمی کرد حق با شما بود ولی نه اینکه مدیر ارشد استانی دیگر باشد و برای کوهدشت بودجه و ظرفیتها و امکانات را هزینه کند، شما را به خدا کدام عقل سلیمی این را می پذیرد؟ من برای شما مثالی را آورده بودم ولی گویی اصلا به آن توجه نکرده اید و یا نخواسته اید توجهی داشته باشید!! در ضمن جالب است از بنده میخواهید مثل گراوند(که آن هم اسم عام است و به واقع نامی است مستعار) خود را معرفی کنم، مثل اینکه فراموش کرده اید که خودتان با چه عنوانی کامنت گذاشته اید!!!!
۶- جناب حاج آقای جعفری نیز که ماشاءالله تا ته بهشت و قعر جهنم را تخته گاز طی کردند!! حاج آقای بزرگوار کاش لااقل به امتیازات و سپس پشت کردن به آن سجایای دهه شصت آقای پیریایی اشاره ای می کردید تا برادر عقد اخوت خوانده شما لااقل به فراست افتد و تا دیر نشده فکری به حال خود بکند.
۷- مطلبی که بسیار لازم می نماید این است که ساحت مقدس شهید و شهادت را با این نوع موضع گیریها لوث و مخدوش نکنیم، و اگر بنده نیز در مقام دفاع از آقای پیریایی برآمدم به این دلیل بود که هنوز فضا در بحث شهید والامقام مجتبی آدینه وند معطر است که به ناگاه یک نفر از آن طرف به جای پرداختن به این مقوله مقدس شروع به حمله به پیریایی و بحث چپ و راست می کند، حق دهید که وظیفه شاگردی اقتضاء می کرد از موضع دفاع از کسی بر بیایم که بی دلیل و خارج از موضوع مورد حمله رسانه ای قرار گرفته است.
۸- در پایان باید عرض کنم چنانچه از نوشته بنده برداشتی اشتباه توسط دوستان عزیز شده پوزش خواسته و برای خود و همه این عزیزان از خداوند طلب حسن عاقبت به خیری و سعادت دو سرا می نمایم.

آزادبخت در گفته :

جالبه بنده وبقیه منتقدان خودمان رابه شیوه های متفاوت معرفی کردیم. نیاز است نام پدر و تحصیلات وآدرس منزل را هم قید کنم مسلما شما باور نخواهید کرد تنها چیزی که خیلی مبرهن است شتاب زدگی وعصبانیت در نوشتارنویسنده است معلوم است پاسخ دهنده یک نفر است وخیلی هم کم تحمل وخسته است ، تازمانی که میر ملاس ها از افراد پر حاشیه که خاطرات خوبی از آنها درباره حناح بندی ها نداریم دعوت می کند حضور منتقدان را پذیرا باشند ، سراغ کسانی بروید که دنبال منافع و مطرح شدن نیستند گاهی اوقات میر ملا س از شهدا مطالبی را درج می کند که بر جان می نشیند و راستی چرا؟فکر می کنم شاید چون بر آمده از اخلاص است.

بسم رب الشهداء در گفته :

جناب آزادبخت عزیز؛ فرموده اید که شما و دیگران خود را معرفی کرده اید!! عجیب است ذکر نام طایفه بزرگی به نام آزادبخت آنهم برای یک نفر!! خیلی وقتگیر خواهد بود پیدا کردن آن یکنفر!! درست است یا نه؟!! ضمن آنکه اصلاً عنوان نام ضرورتی ندارد چرا که مهم ما قال است و نه من قال. و اما فرموده اید که با توجه به نوشتار نویسنده خیلی مبرهن است!!! که پاسخ دهنده یکنفر است و خیلی هم کم تحمل و خسته است!! عزیز برادر پس توقع داشتی قشون کشی کرده باشم!! خب معلوم است که یکنفرم این که زحمت القاء به مخاطب نمی خواهد، ضمناً از پشت مانیتور چهره خسته بنده را تشخیص دادی؟!! شما که اینقدر دارای تشخیص فوق العاده اید، اگر زحمت سفارش یک فنجان چای دوغزال را هم میدادی مزید امتنان میشد!! ایضاً کم تحملی بنده در ادبیات به کار برده شما مشخص است که به جای پاسخ به ادله این حقیر شروع به پرخاش کرده اید!! یاللعجب از این هنر دست پیش گرفتن!! اگر با این ترفند میخواهید به مخاطبان القاء کنید که نگارنده این مطلب کم حوصله و عصبی و… است باید عرض کنم خیر بنده کاملاً آرام و بدون هیچگونه خستگی مطالب را نگاشته ام فرمایشی باشد در خدمت عزیزان خواهم بود (البته در حد بضاعت ناچیز خود)

ناشناس در گفته :

آقای محترم
لطفاً با یک اسم مستعار دیگه کامنت بنویس .
این چه وضعشه؟ شهدا بازیچه و لقلقه زبان شما که نیستن ازشون به عنوان اسم مستعار استفاده کردی . خجالت هم خوب چیزیه !!!
ادعای حزب اللهی بودنتون گوش فلک رو کر کرده ولی رفتارتون با همه چیز سبک سبکه . ادعای ارزشی بودن دارید و غیر از خودتان هیچکس را قبول ندارید ولی با همه چیز به عنوان دستمایه برخورد می کنید .شهدا متعلق به همه هستن نه تو و پیرایی و محمدزاده و این و اون .
واقعاً شرمنده باشی بهتره

بسم رب الشهداء در گفته :

ناشناس محترم پاسخ شما را به ناشناس دیگری دادم، اگر مایل بودید به آن مراجعه فرمایید. در ثانی فرموده اید که خجالت هم خوب چیزیه، درست است اما خجالت از چه کسی و چرا؟ اگر از شهدا باشد که همه بدون استثنا شرمنده آنها هستیم و اگر منظور از شخص و یا اشخاص دیگری باشد جای بحث دارد، چرا و به چه منظور؟!! برادر عزیز اگر زحمت مطالعه کامنتها را از ابتدا بکشید متوجه خواهید شد که بحث از کجا آغاز شد، نگارنده مطلب با ذکر فضایل یکی از شهدای بزرگ شهرمان به مانند خیلی دیگر از شهروندان که بعضاً حتی در جبهه و جنگ هم نبوده اند ولی با آب و تاب به ذکر خاطره می پردازند!! فضایی معنوی در راستای زنده نگه داشتن و تکریم یاد و خاطره شهید والامقام مجتبی آدینه وند را ترسیم و به وجود آورده، که به ناگاه از آن طرف شخصی که به صرف اینکه نگارنده این مطلب پیریایی است و باب طبع ایشان نبوده، شروع می کند به پرخاش و تندی!! من از شما می پرسم اگر این نوع برخورد در مواجهه با شخص سیاسی دیگری که مطلوب نظر شما بود باز اینگونه قضاوت و برخورد می کردید؟!! ضمنا ما ادعایی بر ارزشی بودن نداریم برادر عزیز چون ارزشها به معنای واقعی کلام در سیره و صورت شهدای مخلص و پاک سرشت متجلی بود که چون من سراپا تقصیری کوچکترین ادعایی در این خصوص ندارم شما را نمی دانم. در پایان به عنوان همشهری کوچک شما پیشنهاد می کنم به جای عصبانیت، در صورت تمایل با دیگر همشهریان خود در این گفتمان مجازی همراه شوید شاید منتج به نتیجه منطقی و معقولی شود، انشاءالله. چون به زعم این حقیر این نوع گفتمان می تواند به نوعی تحقق فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر برگزاری کرسی های آزاداندیشی باشد، منوط به رعایت اصل صداقت در گفتار و رعایت حریم اخلاق و احترام متقابل و همچنین پرهیز از پرداختن به مسایل حاشیه ای بی فایده که فقط کدورت و تلخکامی را در بر خواهد داشت. در هر صورت به هر نام و گرایش و عنوان که باشید برای بنده قابل احترامید.

طرهانی - در گفته :

جناب بسمه رب الشهدا شهدا در بطن زمینه خدایی شدن را داشتند وخدایی شدن اگر ایشان باعث خدایی شدنشان شدن سری هم به آنهایی که زمینی شدن ودزد وسارق شدن هم در همین مکتب ها می بایس تعغیر می کردند شهداوارسته بودند وخدایی

محمد رضا گراوندپور در گفته :

جناب آقای پیریایی عزیز
تا به حال نوشته ای از شما ندیده بودم. محتوایش زیبا و قالبش روان بود.
آنچه حقیر را بیشتر سر ذوق می آورد حضور عزیزانی مانند شما و آقای محمدزاده و آقای دوستی و دیگران است که علی رغم گرفتاری های دیگرتان تماس با همشهریان را از یاد نمی برید. حقیر ساکن تهران هستم ولی از این بابت بسیار ناراحت، چون تماس بنده هم از طریق همین فضای مجازی است.
اگرچه همین هم غنیمتی است.
خواهشا این ارتباط و تماس ها را از بین نبرید. همشهریان حق دارند گلایه ای داشته باشند. به نظر بنده این گلایه ها بیشتر از اینکه رو به سوی شما داشته باشد، حرف دلشان است. و صد البته حرف دل خود ما و شما هم هست. مطمئنا صبر شما عزیزان از تندی انتقادات می کاهد و آنها را سازنده میکند.
نکته دیگر بنده رو به عزیزانی است که نکاتی را یادآور می شوند اما از ذکر نام خود سر باز میزنند. خواهشم این است که دوستان از اسامی واقعی خود استفاده کنند تا فضای خوبی که به وجود آمده خدشه دار نشود.
پایدار باشید.

ميرزايي- تهرات در گفته :

۱-همان طور که در متن نوشته آقای پیریایی آمده آقای قبادی از ایشان خواسته است که مطلبی در باره شهید مجتبی بنویسد وایشان هم اجابت کرده اند.خوب اگر کسی ادعا می کند این مطلب ضعیف و یا سخت است بسم الله خودش قلم به دست بگیرد و بهترش را بنویسد یا نه اصلا از زاویه ای دیگر به موضوع بپردازد.
۲-شخصی گفته است آقای پیریایی برای کوهدشت چه کرده است؟برادر عزیز اول همه باید ببینیم چه کرده ایم در ثانی شما باید کسانی را مواخذه کنید که روزگاری نگذاشتند پیریایی همین کار تربیتی اش را در کوهدشت انجام دهد یا از کسانی بپرسید که وقتی او برای همدان و لرستان مطرح بود تمام تلاششان را کردند که به لرستان نیاید. آقای پیریایی در جاهای دیگر هم که بوده اند در حد رشد و پرورش برخی نیروهاکم نگذاشتند.و بساری از نیروهای کوهدشت و لرستان و غرب کشور به واسطه ایشان به دستگاههایی چون وزارت کشور راه یافتند.
۳- راستی چرا مواخذه نمی کنید آنهارا که بارها مردم را در سرما و گرما دنبال رای دادن به خود کشاندند. نکند توقع شما از آنکه پنج بار رای مردم را گرفت فقط کشیدن دستی بر سر وروی مدارس کوهدشت است؟
۳-ظاهرا بنا نیست ما این رویه تخریب و تضعیف همدیگر را کنار بگذاریم حتی اسم شهید هم که می آید کوتاه نمی آییم .بابا جان به خدا کوهدشت برای رشد و توسعه نیاز به برادری ،سعه صدرو نشان دادن ظرفیت ها و… دارد ما چرا داریم ظرفیت خوبی مثل میر ملاس را تبدیل به مقام و موقعیت برای تقویت کینه و دشمنی می کنیم .حرف بسیار است اما در خانه اگر کس است یک حرف بس است

طرهانی - در گفته :

جناب میرزایی سلام یاد دبیرستان شهید رجایی به خیر عزیز آقایان خود تصمیم گیر بودن آن زمان که با ایشان مخالفت می شد جناحی بودن که شما سنگ آنها را به سینه می زدید

گله گیس بریا از کوهدشت در گفته :

آقای بسم رب الشهدا چرا اینقدر از شنیدن سخن حق بر افروخته شدید باور کنید این مردم دیگر فریب جنابعالی و اربابانت که میخواهند خود را مجددا به جریان اصلاح طلبی آویزان کنند نمیخورند خواب دیدید خیر باشد

شهبازی در گفته :

روز از نو روزی از نو !
یعنی هر کاریت کنن ، هر عدله ای برات بیارن ، هر جواب منطقی ای هم که بهت بدهند ، سنگ آب میشه اما تو باز همون گله گیس بریا یی !!!!
خواهشا برو سر اصل مطلب:
از چی ناراحتی ؟

ناشناس در گفته :

آقا یا خانم شهبازی و سایر فداییان پیریایی با اسامی مختلف زنانه و مردانه !
لطفاً هر وقت توانستید ادلّه را عدله ننویسید کامنت بگذارید .
من طرفدار گله… نیستم . اما می دانم پیریایی و امثالهم اصول دین و مقدسات نیستن که نشود نقدشان کرد و هرکس که انتقادی نوشت لزوماً از چیزی ناراحته
ضمناً خیلی زشته که خودتون به جوابتون بگید منطقی !!!! در سواد خواندن و نوشتن شما تشکیک جدی وجود داره .حداقل اجازه بدید منطقی بودن جواب رو خواننده تشخیص بده

شحبازی(بی صواد) در گفته :

آقای ناشناس و ایواکه و آواکه و… که همگی در “عبد” جمع شده اید !
بنده فامیلیم رو صادقانه ذکر کردم .
اینکه شما در بعضی از کامنت ها به اسم من و بقیه ی دوستان هم عقیده با من شک دارید و کامنت هایتان را با جملات کنایی شروع می کنید به روحیات شخصی تان مربوط میشود.(اینکه شما همه را به کیش خویش پندارید مسئله ی شخصی خودتان است)
شما در حالی به مستعار نویسی دوستان معترضید که خودتان را “ناشناس” معرفی کردید ! به عبارت دیگر اگر نهایتا قضاوتتان در مورد همگی درست بوده باشد باید نتیجه گرفت که :” دیگ به دیگ می گه : ته دیگ! ”
ضمنا ما از این پس به مدت چهار سال قراراست یک مشط عادم بی صواد باشیم ! رعیس جمحور مهترم هم که عشاره فرموده بودند : منطقدان یک مشط بی صواد هسطند…
پس تشکیک لازم نیست ؛ از این پث یغین داشته باشید و به صواد خود که فقط صورت “ادلّه” را در زندگی دیده و شنیده اید ببالید .
محض اطلاع شما که باسواد هستید : عدله جِ عادل ؛ به کسانی می گویند که برای شهادت دادن شایسته باشند .
اینهمه آدم اومدن گفتن ایشون معلم اخلاق ما بوده و… باز شما و گله گیس بریا جان و ایواکه و آواکه که همگی در یک عبد جمع شده اید بخاطر کینه های احتمالی و شخصی زیر بار نمیرید و نخواهید رفت!
اطمینان دارم با ورق ورق کردن فرهنگ لغت معین و دهخدا و زنده شدن آن مرحوم مغفور هم شما زیر بار نخواهید رفت ؛ پس وقتی حرفی برای گفتن ندارید بحث را عوض نکنید!
اصل مطلب با پاسخ شما به چند سوال روشن می شود :
– پیریایی چه ظلمی به شما و شهرتان کرد؟
– چه کاری می توانست بکند و نکرد؟
– کجا به او اعتماد کردید که جواب اعتمادتان را بد داد؟
– چه حقی از شما خورده است؟

بسم رب الشهداء در گفته :

اینکه اصرار دارید حرفتان را حق جلوه دهید باز جای تأمل دارد، ولیکن قضاوت را به مردم فهیم و فرهیخته دیارم واگذار می کنم، اما اینکه فرموده اید اربابانت!! باید خدمت شما عرض کنم به لطف باریتعالی اربابی جز رب العالمین ندارم و هرگز از این اربابم کم توجهی ندیده ام که بخواهم متوجه اربابان زمینی شوم!! اما با افتخار می گویم شاگرد آقای پیریایی بوده ام و به آن هم مباهات می کنم. از طرفی بنده به نوبه خودم عرض می کنم نیازی به آویزان شدن به جریانات سیاسی که شما ظاهراً خیلی برای آن حساب باز کرده اید و تعصب آن را می کشید ندارم چرا که اگر حضرات خیلی هنر کنند دهان باز شده سهم خواهان خود را پر کنند آنها را بس است. در ضمن برای رسیدن به اهداف خود گرفتار خواب نباش و خواب نبین!! تلاش کن، آنهم منطقی.

زارعي كوشا - قم در گفته :

۱۸ سال است در محضر استاد عزیزم جناب آقای پیریایی توفیق شاگردی و رفاقت نزدیک دارم اگر بگویم جزو بیشترین اسامی و خاطراتی که در این قریب دو دهه آشنایی نزدیک، از ایشان در اوج عشق و ارادت و علاقه و حسرت شنیده ام نام زیبای شهدای عزیز آن دیار بویژه شهید مجتبی و شهید شهرام و خاطرات شنیدنی از عرفان و خلوص وصف ناشدنی ایشان بوده سخن به حقیقت رانده ام . آنگونه که این کمترین برغم عدم آشنایی و با همه ی تاریکی ها وجود و تیرگی دل شیفته و واله این جانهای به پرواز در آمده در سپهر زیبایی و معنی گشته و چه بسیار که درماندگی هایی که با توسل به این عزیزان خداوند ، برطرف نموده ام.
از خدا برای استادم وهمه ی آنانی که یاد شهدا را زنده میکنند دوام توفیق و کسب صواب بی بدیل مسالت میکنم که مقتدایمان فرمود زنده نگهداشتن یادشان کمتر از شهادت نیست .

زارعي كوشا - قم در گفته :

۱۸ سال است در محضر استاد عزیزم جناب آقای پیریایی توفیق شاگردی و رفاقت نزدیک دارم اگر بگویم جزو بیشترین اسامی و خاطراتی که در این قریب دو دهه آشنایی نزدیک، از ایشان در اوج عشق و ارادت و علاقه و حسرت شنیده ام نام زیبای شهدای عزیز آن دیار بویژه شهید مجتبی و شهید شهرام و خاطرات شنیدنی از عرفان و خلوص وصف ناشدنی ایشان بوده سخن به حقیقت رانده ام . آنگونه که این کمترین برغم عدم آشنایی و با همه ی تاریکی ها وجود و تیرگی دل شیفته و واله این جانهای به پرواز در آمده در سپهر زیبایی و معنی گشته و چه بسیار درماندگی هایی که با توسل به این عزیزان خداوند ، برطرف نموده ام.
از خدا برای استادم وهمه ی آنانی که یاد شهدا را زنده میکنند دوام توفیق و کسب ثواب بی بدیل مسالت میکنم که مقتدایمان فرمود زنده نگهداشتن یادشان کمتر از شهادت نیست .

درود بر زارعی کوشا فرماندار پر تلاش شهر مقدس قم .

امین جمشیدی در گفته :

من هیچگاه فضای جبهه را درک نکردم اما با توجه به همنشینی ۷ سال متوالی با سرداری بی ادعا و مردی به حق آسمانی(حاج حمید قبادی) گویا تمام طول جنگ را در جبهه ها بودم ، در حالی که هیچگاه به دلیل سن کم در آن ایام با شهدا در جبهه نبودم و هماره غبطه میخورم که ای کاش من نیز سنم کفاف میداد تا با آنها در جبهه باشم و اگر لیاقت شهادت و یا جانبازی را نداشتم لااقل همنشینی و مصاحبت با آن مردان خدا را تجربه می کردم واگر در کار آخرتم مانده ام حد اقل در کار دنیایم به درستی از آموزه های آن مردان مرد بهره ای جویم، چرا که آنها به نسل خود و نسلهای بعد از خود آموختند که همه چیز در گرو خدا و اخلاص است و هر کس بر این ریسمان الهی چنگ زند گمراه نخواهد شد .

گله مندم : نه از شخص خاصی و نه از طیفی خاص ، از خود و امثالهم گله دارم ، اگر شهدا در سنگر مردی در اوج نوجوانی دنیا را به قول شهید محمد علیم عباسی سه طلاقه کردند و با عروجشان کتابی از طی طریق در صحنه عملی زندگی به جا گذاشتند آیا ما کتاب آنها را ورقی زدیم و اگر چنین است چند صفحه از آن را تاب آوردیم.و کدام بار خود را با محک شهدا عیار زدیم.

و بیشتر گله مندم: از کسانی که سالها همنشین شهدا بودند و اینک بازی روزگار آنها را مقابل هم قرار داده ،من نبودم و نمیدانم آما سوال میپرسم سروران گرامم و همنشینان سالهای حیات ظاهری شهدا آیا از شهدا گفتن فقط به واسطه جنباندن قلم و سیاهه پر کردن و ذکر خاطرات است ، پس سیره عملی آنان چه؟ مهمتر از آن پس هدف آنان چه؟ راستی از آن شبهای عملیات در سرمای استخوان سوز کردستان و گرمای طاقت فرسای خوزستان در سنگرهای خاکیتان چه خبر ؟ ایا فقط خاطراتش در ذهن شماست یا حال هوای آن روزها را نیز با خود دارید؟ راستی خون چند شهید بر پیراهنتان ریخته است و یا به راستی چند بار هنگام انفجار یک خمپاره خونتان با خون یک شهید بر روی خاک به هم آمیخته شده است؟و یا …

از شهید گفتن خوب است و یادش را گرامی داشتن خوبتر اما یادمان نرود حسین(ع)تشنه لبیک بود نه تشنه آب ، راستی چگونه می توان از علیمردان و رشادتهای بی مثالش گفت ، در حالی که فرزندش برای داشتن کاری مختصر ، ماهها و شاید سالها در خلوتهای شبانه خود گریست و روزها به هر اداره و ارگانی که به عقلش می رسید رجوع کرد، ولی بی حاصل ، راستی چند تن از شما رفیقان شفیق روزهای رشادت پدرش رییس همان اداره و ارگانی بودید که او رجوع نمود .

حالا در خواستی دارم ، لااقل شما ای راوی روایت رشادتهای آن بزرگمردان ، حال وهوای آن روزگاران را با امروز نیامیز و بی غرض بنگار ، و شما ای منتقد ،بی غرض پاسخ گو . بیایید این عرصه را صحنه بازی و برداشتهای شخصی و یا عقده گشایی خود نکنیم و خدا وکیلی در این عرصه نیتمان فقط زنده کردن هدفی باشد که شهدا برای آن جان دادند.واگر جا مانده ای از غافله شهدا دست به قلم می برد او را مورد هجوم قرار ندهیم ، شاید خدا حکمتی در قلمش نهاده باشد که بر ما و حتی خود نگارنده نیز پوشیده باشد.

با عرض پوزش از تمام دو ستان و سروران گرامی ، روی سخنم اول با خودم می باشد .

محمود مهکی قم در گفته :

سلام به امین عزیز،سخنی کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند،گل گفتی ،ای کاش….

محمد ضرونی در گفته :

میرزایی عزیز حالا که نوبت به اصلاح طلبان رسیده و شما از کرسی ریاست پیاده شدید یاد برادری و سعه صدر افتادید ؟؟ شهبازی محترم چرا بهت بر خورده اگه ناراحتی به یه وکیل مجرب مراجعه کن تا معنی ادله رو برات بگه ضمنا آقای ناشناس حرف بدی نزدند من به شما توصیه میکنم جوش نزنید برا قلبتون خوب نیست از همه عزیزانی که در این بحث زیبا شرکت فرمودید متشکرم به برکت صلوات بر محمد و آل محمد شب خوش پیروز باشید

زنگ دیکته! در گفته :

نیازی مراجعه به وکیل نیست. به همین فرهنگ لغت های دم دستی رجوع کنید بهتون می گه “عدله” یعنی چی.
به قول شهبازی : اگه مرحوم دهخدا هم زنده شه شما زیر بار نمی رید!
چون :
آنکس که نداند و نداند که نداند …

سرتیپ نیا در گفته :

قسمتی از وصیتنامه شهید دردمند حجت الله سرتیپ نیا .محل نگارش جبهه دربندیخان عراق ،سمت : نیروی اطلاعات عملیات لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل شهادت : شلمچه همراه با برادرش ،شهید فیروز سرتیپ نیا و در یک آن و یک انفجار
رئیس جمهور مملکتی( آقای خامنه ای) که نور چشم همه و امام عزیز است با صدای رسا و پر از درد و
سوز ندا سر می دهد که رزمندگان اگر به عنوان خادم مرا قبول کنند، خادم شما
هستم،………….
من به عنوان یک مسلمان و شیعه علی(ع) که شمشیر علی(ع) را بر کف گرفته و پا
به عرصه میدان جنگ برای نابودی دشمنان اسلام نهاده ام، نمی توانم خط بازی
ها و اغشاش های اینانرا در جامعه نادیده بگیرم، نمی توانم اینها را نگویم،
نمی توانم قلمم را فقط برای دکور لای جیبم بگذارم و فقط خیانت های اینها
را تماشا کنم.
دوستان عزیز و آن هایی که مرا دوست دارید، دوست داشتید، به جبهه بروید، امام را
تنها نگذارید، به خدا امام دوست مهدی (عج) یار امام زمان است، به خدایی که
پیامبر را در چشم انس و جان عزیز کرد و مهرش در دل همه قرار داد امام خمینی
چون فرزند حسین(ع) است با این انگل های جامعه مخالف است و دشمن اینها
است، اگر این فقیر را به عنوان یک دوست قبول دارید بگویید ای خمینی ما تا
آخرین قطره خون پشت تو را خواهیم گرفت و در فرزندان با وفای تو تزلزل و بی
ثباتی راه ندارد.
عزیزان همراه با عمل بگوئید و شما مبادا بی ثبات و متزلزل باشید که در قاموس آنها جز کراهت و پستی و رذالت چیز
دیگری راه ندارد. و فقط و فقط در فکر و اندیشه «پنبه دانه»هستند،عزیزان
محترم و معظم، آیا باید قبول کرد و باید این تباهی را پذیرفت که
جامعه ما را و افراد جامعه ما را تهذیب نفس کند؟!! آیا باید این طوطی زبان
بریده روح ها را از آلودگی نجات دهد،همان روحی که خداوند می فرماید«نفخت
فیه من روحی»؟!!
با جرأت هر چه تمام سوگند یاد می کنم که حتی درمکتب اینها هم نشستن گناه
است، چون اینها انگیزه و انگیخته خدائی ندارند، اینان برای ثبات خط خودشان
و برای عَلَم کردن شخصیت منحوس و کاذب خودشان این مراسم را بپا می دارند..

كوهدشتي در گفته :

آقای سرتیپ نیا عزیز ! ضمن تشکر اگر قید بفر مایید کدام یک از آقایان سرتیپ نیا هستید بهتر است . امین/ کمیل/ ایرج ویا بهروز ویا دیگران بالاخره نظر هر کدام از اینها یک معنایی دارد. سپاس

عبد الله طرهانی در گفته :

گل گفتی نازارم

سيفاي كوهدشت در گفته :

اعوذ بالله من نفسی
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است
چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است

سلامی به تلخی تمام این نامهربانی های بی دلیل .
سلامی به سردی تمام این کلام های نابجا و از سر تعصب .

اعوذ بالله من نفسی…
جان امانتی است که باید به جانان رساند،اگر خود ندهی میستانند.فاصله ی هلاکت تا شهادت همین خیانت در امانت است …
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم / سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور …

دوستان، آشنایان، مستعار نویسان و کلیه عیب جویان عزیز توجه کنند .
مژده مژده…
هر کسی بتواند رکیک ترین کلمات، پرخاشگرانه ترین نقد ، بیشترین ایراد نگارشی ،بالاترین غلط املایی و تعصبی ترین جواب که هیچ ربطی به موضوع این کامنت ندارد را در مورد نظر بنده بگذارد برنده اعلام میگردد !!!!

یک دوست در گفته :

آقای زارعی کوشا حق دارند جانانه از آقای پیریائی دفاع کنند زیرا هر چه دارند در قبلا حمایت های آقای پیریائی بوده است درحالی که بر اساس مستندات موثق آقای پیریائی هیچ گاه تلاشی برای خدمت به کوهدشت نداشته اند. و اینکه بگوئیم نتوانسته اند شاید درست نیاشد چون ایشان در دولت قبلی ارتباط نزدیکی با آقای رحیمی داشتند و قطعا از این حیث می توانستند به کوهدشت که جلوه واقعی فقر و بیکاری است خدمتی کرده باشند. اساسا برای من قابل توجیه نیست که برخی از جمله آقای پیریائی تا زمانی که در مسند قدرت هستند هیچ کس را نمی شناسند ولی پس آن ظهور پیدا می کنند. هنر این است که در زمان قدرت نمایان شوند تا روشن شوند آیا می توانند نقش موثری ایفا کنند یا خیر.

جمالی در گفته :

دوست محترم !آقای زارع کوشا نگفته که پیریایی براکوهدشت کار کرده۰ گفته من شاهدم همیشه از شهدای کوهدشت برای من می گفت۰ چرا اینجوری اظهار نظر می کنی? آقای کوشا خیلی خوب ومحترمانه حرفشو زده ۰شما اینجوری جواب میدی! حیف است برادر موضوع ارزشی ایثار وشهادت را با شکل موضع گیری بحث کنیم ۰

م/الف - تهران در گفته :

هنرمند مردن هنر پرورند که تن پروران از هنر لاغرند
ای کاش قدر اهل فکر و نویسندگان و صاحب نظران خود را بدانیم و کمی از تفکر ایلی فاصله بگیریم

باسلام خدمت همه.اول خدمت جناب بسم الرب الشهدا که گله کردند از تایید حرف گراوند توسط بنده،عرض کنم که حرف شما منطقی و درست است ومن تا امروز کامنت رو کامل نخوندم اما تائید بنده هم فقط در رد خصلت چاپلوسی توسط اقای گراوند بود نه اینکه تائید کنم که حرف شما اشتباه است،بهر حال عذر میخوام اگر باعث سوء تفاهم شدم.دوم خدمت جناب جمشیدی بگم که جانا سخن از دل ما میگوئی،چه خوب است اگر حال و حوصله دارید ادامه دهید و مطالب اینچنینی را بنویسید.بنده در عملیات مختلف نیروی شهید رشید سپاه اسلام علیمردان آزادبخت بوده ام و همیشه ازین حسرت میخورم که ای کاش ما هم میتوانستیم به آنها میپیوستیم و نبودیم که سر گردانی فرزند علیمردانها را ببینیم،شهدا همه عزیزند و همه از بهترین هدیه الهی شان که همان جانشان بود به افتخار گذشتند و برای ما عزت و امنیت و سربلندی به ارمغان اوردند و ما وظیفه داریم به فرزندشان که از داشتن محبت پدریکه بخاطر وطن و دین وکشورش جانش را نثار کرده محروم بوده احترام بگذاریم و اگر کوتاهی کنیم بحق میتوان گفت خیانت کرده ایم پس مواظب رفتارمان باشیم که این سرا فانیست باور کنیم فانیست بخدا میگذرد پس بگذاریم با سربلندی بگذرد.

محمدي-قم در گفته :

من یه پیشنهاد به میر ملاس دارم!
اگر می شود بساط این کامنتها را مثل خیلی از سایت ها و خبر گزاریها جمع کنید واقعا اصل مطالب تحت الشعاع قرار می گیرد،از طرفی میدان اظهار نظر و درج مقالات و گفتگوها و اخبار را هم وسیع کنید تا هر کس از هر طیف و جناحی اعم از اصلاح طلب و اصولگرا و یا اعتدالی و عیر اعتدالی هر حرفی دارد بزند. این رفتار ظالمانه ای ست که برخی با اسم و رسم و با صراحت سخنی یا مقاله ای یا حرفی میزنند و خود را در معرض قضاوت قرار می دهند و برخی در پشت ابرهایی تیره خود را پنهان می کنند و نقد می کنند .چه اشکالی دارد کسی علنا و با صدای رسا بگوید آقای پیریایی من به تو نقد دارم و نقدم هم این است حال یا درست است یا غلط یا پیریایی تمکین می کند یا در مجالی دیگر پاسخ می دهد و منتقد را قانع می کند و البته باید به منتقد هم حق بدهیم به قول فردوسی پور قانع نشود بعد مخاطب هم خودش در فضای آرام قضاوت میکند.اما این فضای فعلی نه تنها کمکی به فرهنگ کوهدشت نمی کند بلکه روحیه نفاق و دورویی را نیز تقویت می کند .در باره این مطلب آقای پیریایی هم باید از ایشان تشکر کرد که در باره یکی از شهدای عزیز کوهدشت چیزی به در خواست دوست عزیز دیگری نوشته اند .نباید می نوشت؟ باید طوری می نوشت که ما خوشمان بیاید؟ حالا شما به دولت احمدی نژاد نقد داری ؟سر جایش هر موقع پیریایی گفت بهترین دولت تاریخ احمدی نژاد بوده شما هم بگو نه آقا به نظر من بد ترین بوده و طبیعی است جواب های هوی است اما حال و هوای شهید و شهادت چه ربطی به این حرفها دارد .اینها بیشتر عقده گشایی است. یکی از جایگاه ملکوتی اش نگران حشر خوش با پیریایی و یا پیریایی با شهداست که آرزو شده با شهدا محشور شود یکی به زارعی کوشا کار دارد که پیریایی فرماندارش کرده دیگری با اسفندیاری معاشقه می کند و شیفته وار به میز و صندلی مدارس کوهدشت نگاه میکند و زیدی دیگر با انتخاب اسمی مستعار و فکاهی و هزل از شهید و شهادت می گوید . یکی هم پیریایی را تا اوج بالا می برد تا دیگری از آن بالا بیندازدش پایین .باز هم می گویم آقایان میر ملاس این کامنت ها را جمع کنید و یک فراخوان عمومی به همه اسامی مستعار بدهید و اگر می شناسید یا حدس می زنید خواهش کنید برای میر ملاس طنز و شعر و فکاهی ومقاله و عکس و… بفرستند و هر کدام را در جای خود به اسم خودشان منتشر کنید . والله برای کوهدشت خوب نیست . بعد هم می شود نظراتی که در باره مطلب هر شخصی گذاشته می شود بدون انتشار علنی آنهارا برای نویسنده میل کنید تا از نظرات سازنده و یا برخی افاضات همشهریانش به طنز و به جد مطلع گردد. خداوند همه ما را در مسیر سداد قرار دهد.آمین

رحمتی در گفته :

مطالب خو بیست آقای محمدی- اما نقد ها هم تند نیست کامنتها به مرور اصلاح میشود حوصله خوب است جمع کردن کار اشتباهی است میرملاس حرفه ای باشد

آقای محمدی از قم -سلام
با احترام به فرمایشات شما
بنده نهاوندی مقیم همدان هستم فکر من با شما یکی نیست یعنی دو جور فکر می کنیم شما ازرشها وایثارگری را ازموضوعات روز و سیاست جدا می کنی د اصلا این طور نیست طوری می فرماییدکه گویی باید هرتلاش که در هر دوره ای شده کنار بگذاریم وفقط موضوعات یکراست ومستقیم راقبول کنیم عجیب است البته این شما تنها نیستید که اینجوری تفکر دارید در نهاوند -همدان -کوهدشتشما و متاسفم در همه جا چنین نگاهی بوسیله عده ای جا افتاده است .اینجانب همشهری شما را میشناسم(جناب آقای پیریایی)را میگویم -پیریایی شما که استاندار ما بود من از دو کارش که شاید شما عنایت بفرمایید قبولش کنید خبر دارم در ارتباط با وجلسات ایثارگران بسیار جدیت می کرد .تعجب می کنم شما از افراد چقدر بی خبرید !! یک کرمانشاهی بهروز مرادی (دکتر مرادی سردار سپاه هم بود)که استاندار ما بود قبل از آقای کرمرضا پیریایی (کوهدشتی همشهری شما )این دو باغ موزه درست کردند برای دفاع مقدس.بی انصافی است هر دو ایشان کم نیاوردند این باغ موزه الان در کشور شماره یک است.از همه جا بازدید کننده دارد .سردار جعفری از آقای کرمرضا پیریایی بخاطر باغ موزه و بزرگداشت سرداران وشهیدان سپاسگزاری کردند خوب شاید شما نظریه دهنده های عزیز از این چیزها خبر نداشته با شید یا مطلع نباشید !.من می خواهم به آقای محمدی از قم بگویم اگر بنا باشد اینجور بررسی از ارزشها داشته باشیم -نمیدانم چه می ماند؟هم عذرخواهی هم تعجت وهم تاسف

گراوند در گفته :

آقای سلگی ۰سلام -راستش من متوجه نشدم این کامنت شما معنیش چیه?- یکراست ومستقیم یعنی چی? ! کی گفته خدمت تو دستگاه های دولتی خدمت به کشور نیس! شاید حرف اون آقایی که بحث دهه ۶۰ آقای پیریایی رو گفته ۰ شمارو وارد این بحثا کرده! ۰ آقای پیریایی اینجا گزارش کار نداده تا ما راجع به اون صحبت کنیم ۰ایشون یه خاطراتی از شهید آدینه وند گفته ۰ البته جای تشکر داره ۰ا ی کاش همه اونایی که مطلبی در باره این ایثارگری ها دارن بنویسن۰ حالا چه در جبهه چه از جاهای دیگه چه اونایی که اون زمان مثل آقای پیریایی معلم بودن و تو کلاس درس خاطراتی از شهدای عزیز دارن ۰- نه جناب سلگی ما همشهری مون رو می‌شناسیم اما اینجا موضوع گزارش کار نبود ۰خوب معلومه آقای پیریایی حق داره خاطراتشو بنویسه بویژه راجع به این عزیزانی که با شهادتشون کشور رو نجات دادن وسربازی برای اسلام عزیز رو با خون پاکشون ثابت کردن ۰

سید محمدصادق محمدی وفایی در گفته :

آنان که به من بدی کردند، مرا هوشیار کردند
آنان که به من انتقاد کردند، به من راه و رسم زندگی آموختند
آنان که به من بی اعتنایی کردند، به من صبر و تحمل آموختند
آنان که به من خوبی کردند، به من مهر و وفا آموختند
پس خدایا!
به همه اینان که باعث تعالی دنیوی و اخروی من شدند، خیر و نیکی دنیا و آخرت عطا کن.

شهید دکتر مصطفی چمران ره

اابراهيمي در گفته :

با سلام خدمت تمام عزیزانی که نظراتشان را درج نمودند بنده قصد طرفداری از اقای پیریایی را ندارم وبجا ودر مجالی دیگر ودر صورت ضرورت انتقادات وارده برایشان ودوستانش را برای عزیزان همسشهری آن هم مستند ومستدل بیان خواهم کرد اما در این مجال که ایشان از شهدای عزیز شهرمان ذکری به میان اورده جفا بر جایگاه رفیع مردان دلیر این دیار است که با مسائل فرعی ودنیوی ایشان را مورد هجمه قرار دهیم امیدوارم خداوند متعال به ما سعه صدری عطا فرمابد تا در بیان دیدگاههایمان رعایت انصاف را مد نظر داشته باشیم .

احسان میر تیموری در گفته :

آقای پیریائی با سلام
میگم الان که یاد دفاع مقدس افتادین اگه عکسی از اون زمون براتون مونده نگاه کنید واون رو با وضع زندگی ورفاه امروزیتون مقایسه کنید وخودتون در محضر وجدانتون قاضی باشین(نشریه محترم میر ملاس در صورت صلاحدید اقای پیریائی این کامنت رو نمایش بدین)
میگم ولی چرا زمانی که استاندار قم بودین یاد کوهدشت ودیار مون نبودین به نظرم حالا که دور دست طیف مقابلتون افتاده شما واستاد محمد زاده یاد میر ملاس وکوهدشت افتادین حتما استاد محمد زاده یک ودو وسه و….. پیدا میشه
یا علی مدد

احسنت بر صراحت کلام .

ناشناس در گفته :

معلومه که رفتی خونه آقای پیریایی و از وضع و روز او باخبری؟!!! خب چی دیدی و چه خبر؟

از طرفداران قدیمی آقای پیریایی در گفته :

ضمن عرض سلام به تمامی دوستان ، ذکر یک نکته ضروری است و آن اینکه ما با چه رویی بایستی از آقای پیریایی انتظار خدمت داشته باشیم . زمانی که ایشان کاندید مجلس شدند چرا تنهایش گذاشتیم . باید از افرادی که به آنها در این چند ساله رای داده ایم انتظار داشته باشیم که هیچ خدمتی به شهر کوهدشت نداشتند.

ریز بین در گفته :

خوبی را خوب پاسخ دادن که هنر نیست هنر مردان خوب این است که بدی را با نیکی جواب دهند

چند در۱۰۰ مخاطبان به موضوع مقاله پرداخته اند

باید از آنهایی توقع خدمت داشته باشیم که آنها را برگزیدیم نه پیریایی بنده خدا که قصد خدمت داشت و کسی به او رای نداد

کرمرضا پیریایی در گفته :

همشهریان عزیز ومخاطبان ارجمند . مدیرمحترم میرملاس آقای آزادبخت وهمکاران محترم ایشان بویژه آقایان ابراهیمی وبالنگ. وهمه عزیزانی که با درج نظرات خود اعم از اظهار لطف یا بیان نقد تا کنون در این بحث مشارکت کرده اند از همه شما صمیمانه ممنونم.وظیفه خود می دیدم به مثابه پاسخ سلام وعنایاتی که مبذول فرموده ایدبه هر یک عرض سلام وارادت نمایم اما تاخیر در انجام وظیفه کارم را مشکل کرد الان مواجه با قریب به پنجاه نظر هستم ودر این صورت چاره ای جز بیان چند نکته باقی نمی ماند: -یکم -آنکه اگر خدا بخواهد وما لایق باشیم ازخوان نعیم آن صاحبان کرامت یعنی شهدای عظیم الشان اسلام وانقلاب اسلامی بر خوردار باشیم این هم نعمت ویژه ای است وهم پیروی راه آنان سعادت وافتخا ربزرگی است.دوم-چنین یادداشت هایی که به قصد بیان خاطره وعرض ارادت به شهدای عزیزاگرچه سخت ولی کار لازمی است -لذاوجهی ندارد ذهنیت ها مایه منع خیرگردد –آن عزیزی که پرسیده بود”صعب مستصعب” یعنی چه؟ باید عرض کنم یعنی همین! یعنی کاری که به خودی خود سخت است ودر شرایطی مستعد سخت تر شدن هم می شود.سوم-موضوعات مشابه ادعای آن برادرعزیزی است که این یادداشت را بهانه گلایه مقدری می کند و سوژه ای می سازد که ” نه تو دانی ونه من”. او که به مدعیات برخی همین اشکال رادارد! به چه مجوزی خود را مجاز می داند!؟ یا آنکه: عزیزانی گمان می کنند درعرصه معنا -کلید همه ابواب شناخت را کلا و یکجا در اختیار دارند ومثلا حق دارند اشخاص را اینگونه مورد قضاوت قرار دهند! به قطع ویقین -اهداف ارزشی چنین وسایل و وسایطی را هر گز توجیه نمی کند.چهارم-این انتخابات کوهدشت هم عجب سوژه ای شده ! هر که قلمی بردارد لابد می خواهد نماینده شود !هر که سلامی بگوید حتما طمع سیاسی دارد ! خب عکس آن چه؟-پنجم-موضوع شهید وشهادت فارغ از دعوی ودعواهای سیاسی منفعت طلبانه جریانها وگروههای سیاسی است . مراقب باشیم -بررسی وتحلیل این مهم از منظر وموضع جریانی ما را از هدف ومشی وشیوه شهیدان دور می کند .وشاید در مواردی موضعی حتی به ظاهر حق باشد اما اراده باطل آن را باطل سازد(بیان این مطلب برای متوجه کردن تیغ اتهام علیه دیگران نیست بلکه برای مراقبت ازگفتار ورفتار خود است).ونهایتا: از همه شما به لحاظ طولانی شدن این عرایض عذر می خواهم .

فرهنگي-قم در گفته :

راستش را بخواهید کاری به این جنگ زرگری ندارم ولی درباره آقای پیریایی خیلی کم لطفی است که اینطوری بی انصافی شود، وقتی می دیدم همشهری من در میان مراجع تقلید دارای جایگاه و منزلت است به خود می بالیدم و وقتی کارهای بزرگی مثل بزرگراه پیامبر اعظم(ص)، آمایش سرزمین قم، برنامه ریزی دقیق چشم انداز قم در آینده، رساندن آب از سرچشمه های دز برای قم و… را در مدت زمان نسبتا کوتاه استاندار بودنشان در قم به ثمر رساند و به همه حرفهای حاشیه ای که در ابتدای ورودش به قم علیه او بود به خوبی پایان داد، برایم یقین شد که پیریایی یک سر و گردن بالاتر از خیلی از کسانی است که فقط ادعای ریاست را بلدند و نه انجام درست کار را. من می گویم ایکاش به جای تخریب هم زمینه استفاده هرچه بیشتر از سرمایه های انسانی شهرمان داشته باشیم آنهم بدون در نظر گرفتن گرایشات سیاسی و تعصبات جناحی که هیچ وقت خیری برایمان نداشته است.

خودمانیم : تحمل اینهمه زخم زبان بی سر و ته هم کمتر از شهادت نیست 🙂
– یکی پیش از برپایی یوم الحساب ابتدا به جایگاه وعظ رفته ، با اتکا بر آنچه که به آن ملبس شده به قضاوت نشسته ، دوزخ و بهشت را ترسیم کرده و طبقات جنات نعیم را هم بین قوم و خویش خود تقسیم!
– یکی با چشم بسته ، وضع زندگی نگارنده مطلب بالا را بر اساس وهمیات تصور کرده !
– یکی بساط تهمت فروشی پهن کرده و دیگری بساط گفت ها و شنود ها و دروغ ها و غیبت های درگوشی!
– یک نفر هم این وسط از فرط بی خبری ترجیح می دهد فقط بگوید : تکبیر…!
مشکل دیرینه ی ما هم همین است.
همین فراوانی تکبیر گوهای بی خبر !
در شهر ما برخی از شغل ها عبارتند از :
– بی خبری
– دروغ فروشی
– تهمت فروشی
– قاضی زودهنگام شدن
– تکیه کردن بر ظواهر و القاب
– … و اندکی هم آن گروهی که همان سالهای دور و دهه شصت در همان جا ماندند و روی طناب تعصبات زیر گیره ی جهل ، خشکشان زد .
حقیقت این است که در شهر ما هیچ کس خودش نیست!
هیچ کس آنچه که هست نیست!
در شهر ما اگر هرکس خودش باشد همه چیز درست می شود .
در شهر ما کلاغ ها با آوای گوش خراش شان می خواهند بکوشند تا آنچه که هرگز نیستند (بلبل) باشند!
و الّا کیست که نداند اگر قرار باشد استاندار قم به یاد استان لرستان باشد ، پس استاندار بندر عباس هم علی القاعده باید به یاد مازندرانی ها باشد!
کیست که نداند در آن صورت وزیر نفت هم باید وظایف وزیر فرهنگ و ارشاد را قبول زحمت کند ، وزیر ورزش و جوانان هم برای انجام وظایف مرتبط با وزیر اقتصاد کمر همت ببندد!
کیست که این بدیهیات را نداند؟!
کاملا واضح است که برخی انتقادات و کامنت ها نه از سر دلسوزی که از سر بی خبری و کینه و نسنجیدگی یا ” نجوید”گی است!
اینکه برادری از استاندار پیشین قم بپرسد برای کوهدشت چه کردی ریشه در چه دارد واقعا؟! علم وافر؟! دلسوزی یا اطلاعات کامل؟!
برخی ظاهرا بدون خواندن اصل مطلب ، به محض اینکه دیده اند پیریایی نامی نویسنده ی مطلب است برای نوشتن جملات نسنجیده و زدن تیر خلاص به آبروها شتافته اند.
… اما یقینا صبر و تحمل در برابر این شتاب زدگی ها و زخم زبان های بی سر و ته نیز کمتر از شهادت نیست !

م. عینی زاده در گفته :

سلام عزیزان چه خبره تو این نصف شب این همه داد و بیداد راه انداختین !
به نظر من سنجیده آنست که انتقادات و گلایه ها را ببرید تو زمین سیاست . سعی کنید این صفحه این طوری نشه که بعدها کسی جرات نکنه خاطره یا نگاهشو بیان کنه .
اجازه بدیم افرادی گه خاطرات و برداشت هایی از شهدا دارند بیان کنند ، انگیزه ها هم پیش خدا محفوظ است اوست که پاسدار حرمت خون شهیدان است . اتفاقا اگر اگر ایشان همان است که در تیر گمان است ، نوشتن همراه بودن با شهدا که در به خود آمدن و بیدار شدن از امور دنیوی موثر تر است قطعا نگارش خاطرات شهدا از سفری عرفانی کم ندارد و اگر آدمی در این راه بیافتد بسیار بهتر از آن می شود که هست و هم بهتر از آن که مورد انتقادات مختلف قرار گیرد . اگر گمان می کنیم که ذکر این خاطرات برای کسب قدرت است خیلی این نگاه عجیب است بخصوص آنکه او بالا نشینی هایش را بدون این کارها طی کرده و حالا هم چند نفر به این پاسداشت ها بها میدن و بر اساس این نمره حکم مدیریت صادر می کنند؟! .
دوم آنکه با ملایمت برخورد کنید ، بازخوردها نشان می دهد شما چقدر کارکرد مثبت داشته اید مگه هدف تذکر یا اصلاح نیست اگه مواضع ما تاثیر منفی داشته باشد فایده انتقادات چیست . خوب دقت کنید چقدر ظرافت تو این جبهه گیریها هست آیا انتقادات می تواند اهداف مورد نظرتان را تامین نماید.منظورم بستن فضای انتقادی یا بی انتقاد بودن وی نیست ، بلکه منظورم اول جای انتقاد و بعد نتیجه انتقاد است . در ضمن تاثیر انتقاد رو در رو یا از طریق ایمیل خیلی متفاوت از فضای عمومی است .
به نظرم اگر آقای پیریایی در فضایی سیاسی موضعی غیر منتظره می گرفتند و یا هر بهانه دیگری می آفریدند اونجا جا داشت به صحنه هایی اینچنین تبدیل شود ، اما اینجا نه . شبیه اینه که یه فرد ی بیاد به عنوان خیر به مدرسه سازی وارد بشه اما به هر دلیل ما بیایم و اتتقادات سیاسی مان را در مراسم افتتاحیه مطرح نماییم! .

پس دوستان عزیز بیایید یه خط بکشیم زیر همه کانمت ها و با نگاهی دیگر از نو بنویسیم اول آقای پیریایی این حسن نیت رو نشون بدن بعد دوستان به نکات محتوایی بپردازند برویم بگردیم در این نکته اقای پیریایی که چگونه شهید آدینه وند از آثار شهید مطهری تاثیر پذیرفته است و هم اینکه چه رابطه ای هست بین ایمان و باورهای عمیق آن شهید و کتاب انسان و ایمان شهد مطهری و کتابهای جهان بینی وی . اونه که اون سالها با این کتابها مانوس بودندند احتمل بسیار در تاثیر پذیری این آثار و فلسفه سفارش امام ره به مطالعه آثارش را در میابد همچنین روش مطالعه و تحقیق آن شهید سعید که به خلاصه نویسی می پرداختند و سوالات دقیق می پرداختند . در نهایت از اونجایی که آقای پیریایی ازاین گونه خاطرات بسیار دارند و علاقه و توانی هم در زمینه نوشتن دارند اجازه بدیم این فضا بروی گشوده باشد و مانعی در این راه نگذاریم . خداوند همه ما را به راهش رهنمون و یاری رساند آمین .

مع_احمدی در گفته :

خوب شد آقای م۰ عینی زاده این چند جمله را نوشت۰ بابا ایول، واقعا چه خبره!? چه دعوایی راه انداخته اندبعضیا۰ازچه به راست ازراست به چپ، برای چه? ۰آقاجان این یادداشت رامی شود زمینه بحث راجع به این موضوعات قرار داد : اثر مطالعه کتب شهید مطهری در رشد نسل جوان سالهای اول انقلاب۰-نقش معلمانی که درجهت ترویج اندیشه عالمان برجسته دینی تلاش میکردند —- اصلا می تواند بحث اشخاص مطرح نباشد حتی آقای پیریایی وهر کس دیگری که نویسنده یادداشت باشد۰

ناشناس در گفته :

خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است
چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است….

درود خدا بر شهیدان وایثارگرانی کهدر راه خدا باجان شریفشان به قربانگاه عشق رفتند ودرود برآنها که با قلم وقدم در این راه طی طریق میکنند ودرود برخاندان بزرگوار شهدا که آنها هم با ادامه را ه عزیزان خود از جمله ایثارگران هستند۰

حاجی علی شیراوند در گفته :

درودمی فرستم به روح همه ی شهدای گرانقدرانقلاب اسلامی وجنگ تحمیلی،الخصوص عارف شهیدمجتبی آدینه وند. به حرمت قلمی که در وصف شهدابکارگرفته شده است، قصدنداشتم دراینجابه یک سری مطالب بپردازم، امابامطالعه کامنت ها مخصوصن”یکی ازطرفداران قدیمی جناب پیریایی وجناب مخلصی” که صدماشاا…!!تبحردارندوباانواع واقسام اسمهابانام مستعارظاهرمی شوند! تصمیم عوض شد وباعرض پوزش وشرمندگی ازمحضرجناب استادپیریایی معلم دوران دانش آموزی و معمارشکل گیری فکرواندیشه جناحی ام! ناچارم که آنهارامطرح نمایم، بنده یکی ازافرادی بودم که درجریان کاندیداتوری جناب پیریایی درمجلس ششم درکنارسایردوستان، ازایشان حمایت وپشتیبانی نمودم. ایشان اولین سخنرانی رسمی خودرادرمنزل بنده ایرادفرمودندواعلام کاندیداتوری نمودند،فیلم مربوط به سفرتبلیغاتی جناب آقای سیدمحمد خاتمی به شهرستان قروه،درزمانی که آقای پیریایی فرمانداراین شهرستان بودند، راآقای پیریایی به بنده دادندتاضمن بررسی موضوع به یک سری شایعات پایان دهیم! بنده تاآخرین لحظات روزانتخابات باایشان بودم وبرگه تعرفه رابانام جناب آقای کرمرضا پیریایی، درصندوق انداختم. به خاطردفاع وحمایت ازایشان موردغضب دوستان خودقرار گرفتم ومتحمل زیان وخساراتی شدم که دیگربه هیچ وجه نتوانستم آن راجبران کنم! جناب آقای پیریایی هرطورصلاح می فرمایند،اگرمایل هستندتاسآوالات رادراینجامطرح نمایم وایشان خودشخصاجواب بفرمایند،نه نماینده یانمایندگانی بازهم با اسم”مستعار” زیراکه ازمستعارنویسی وعدم شفافیت متنفربوده وهستم، لازم به ذکراست که بدین صورت هم یک کارفرهنگی صورت میگیردودیگران ازپنهان شدن درپشت نامهای مستعاربیرون می آیندومنطقی به نقدونقادی می پردازند وازطرفی بنده هم باتوجه به وضعیت خاصی که دارم وممکن است مرخصی تمدیدشده ام به اتمام برسد! جواب خودرادریافت نمایم تا از مطالبه ی آن دردادگاه صالح اخروی منصرف شوم.

ناشناس در گفته :

شما شیراوندعزیز خودت هم ازجنس پیریایی هستی وچپ وراست می کنی وهمیشه مخالف هستی یک بار هم درجهت آب حرکت کن

دوست در گفته :

آقای شیراوند دوست ندیده و نشناخته . یه سوال : آیا درخواست شخصی ای داشته اید که دم دست دوست سابق و رفیق شفیق و کاندیدای اصلحت خاک خورده باشد؟ یا توقعی ، چیزی ؟ لطفا روشن تر بگید . لابد می دانید اگر هم آن یک رای را اشتباه داده باشید در همان دادگاه صالح اخروی که اشاره فرمودید شخصا باید پاسخگوی آن یک رای هم باشید.به هر حال شما به بررسی فیلم نشسته اید . حالا آن فیلم چه بوده الله اعلم. مگه ما ملعبه ی شماییم که دیروز بیایید فریاد بزنید پیریایی اصلحه حالا بعد از سالها بگید پیریایی فلانه.لطفا اگر اشتباه کرده اید توبه کنید اگر نه روشن تر بگید ماهم بدونیم چی شده.
ما مشتاقیم بدونیم در جناح شماها چه خبره و چه اتفاقی افتاده که پیریایی حتی به درخواست های هواداران نزدیکی مثل شماهم هم توجهی نکرده.

شَل و شکَت در گفته :

آقای شیراوند
اگرآقای پیریایی شماراباخود میبردند،الان شماهم کتمان میکردیدکه به واسطه ایشان بالا رفته اید،
آقای شیراوند
فقط شمانبودید که به ایشان رأی دادید ۳۰۰۰ رأی بنام ایشان رأی کمی نبود، ۳۰۰۰رأی یعنی ۳۰۰۰ نفرآقای شیراوند
شما بهترازمن میدانیدپیریایی چه کسانی راباخودبالابردند
شخص این حقیردرمحضر آقای حاج ولی الله میرزایی ،ازپیریایی برای اینکه ولی میرزایی رو به وزارت کشوربردند،تشکرکردم
بی درنگ جواب داد که بواسطه آقای پیریایی به وزارت کشورنرفتن!!!!!!!!!!
ازآقای کلای کونانی (کورانی فر) همون سوال رو جویا شدم کتمان نمودند!!!!!
ازبرادرِ جناب آقای جعفرمحمدزاده که در شبکه بهداشت مشغول سوءاستفاده از نام برادرش جعفربود،حکومت میکرد پرسیدم ناراحت شدند وکتمان!!!!!
از آقای امین باقری پرسیدم بازم کتمان
عزیزان دل برادر
أین انصافکم

حاجی علی شیراوند در گفته :

باسلام به شل شکت!قصدندارم به افرادمجهول الهویه! البته شماببخشید!پاسخ دهم،اولن بحث بنده بااستادگرانقدرم جناب آقای پیریایی این نیست که جنابعالی وآن برادری که می خواهندپاجای پای عموی گرامیشان بگذارندوهردقیقه بانام مستعارجدیدی!!کامنت می گذارندوبه همه ی دوستان قدیم جناب پیریایی اتهام می زنندوبجزخانواده خودهمه رابه بی دینی و……!متهم می کنند!می فرمایید. بنده به قول ایشان معلم ابتدایی هستم که نهایتامی بایستی مدیردبستانی شوم! امامتاسفانه درهمان موقع ای که می بایستی ماهم درحدمدیرمدرسه ای رشدکنیم! بعضی آنچنان خودرابه بزرگان جریان “چپ” آن روزنزدیک کرده بودندوتریبون سخنرانی برایشان مهیامی کردندومیکروفونشان راکنترل وصندلیشان رادستمال می کشیدند!بازیرآب زنی که داشتند! نگذاشتندکسی نفس بکشدورشدکند!دوست دارم بعضی ازدوستان خودشان به حرف بیایندتایک سری ناگفته هارابازگوکنم!متاسفانه آقایان یک عده تفنگچی وچماق بدست رااجیرکرده اندودراین فضای مجازی باانواع اسم های مستعاربه دوستان انقلاب اتهام می زنند!بنده باهویت واقعی ازدوست وبرادرعزیزم جناب آقای پیریایی یک سری سئوالات داشتم ومی خواستم ایشان درصورت صلاحدیدجواب بفرمایند، نمی دانم آقایان علم غیب دارندکه پرسش بنده ازایشان چیست که اینچنین خودراکاسه داغ ترازآش می دانند؟ویاطبق معمول می خواهندغیرازخودشان کسی جناب آقای پیریایی رامشاهده نکندوارتباط برقرارنکند؟! شماکه الحمدا… استفاده خودتان رابرده ایدوفکرکنم قبل ازاینکه دیپلمتان رابگیریدبه همه چیزازشغل گرفته تامال ومنال رسیده اید!ماهم که یاران وهمراهان قدیمی جناب پیریایی، همگی یابازنشسته شده ایم ویادرشرف بازنشستگی هستیم وایشان هم که دیگردردولت جدیدنفوذی ندارند که ماراهمانندشماباخودبه نوایی برساند! نه برادرعزیز! جناب آقای ولی ا… میرزایی،باوساطت جناب آقای پیریایی به وزارت کشورمنتقل نشدوباکمک ایشان فرماندارنشد! بندکاملن درجریان انتقال ایشان هستم، جناب آقای میرزایی درزمان دولت اصلاحات، درزمان تصدی جناب آقای سیدمرتضا مبلغ،که ازدوستان آقای میرزایی بودندودرآن زمان معاون وزارت کشوربودند،به وزارت کشورمنتقل شدند!

همشهري در گفته :

این که شیراوند از پیریایی گله ای دارد چون نازش پیش او رواست والا شیراوند به اشخاص دیگری هم رای داده که هم برنده شده اند وهم بیشتر از پیریایی رای آورده اند چرا از آنها گله نمی کند؟البته اگر او نکند ما گله مندیم و دیده ایم که شیراوند برای بعضی ها خود را به چه آب و آتشی زده است.بعد هم این آقای شل وشکت مطلقا دوست نیست به نظرم واضح است که دارد به طور ظریفی شیطنت می کند و الا کیست که نداند مبلغ کیست و ولی الله چطور فرماندار شده و از صمیمیت رفقای ۲۵ ساله و بیشتر آگاه نباشد.تداوم این بحث ها کمکی به رشد کوهدشت نمی کند

شل وشکت در گفته :

آقای شیراوندعزیز
سوء تفاهم نشه،خیلی دوستون دارم
شیراوندعزیز
درحق خیلی ها جفا شده بنده وشماهم مثل هم هستیم،به هرحال من کوچک شما هستم ،خدانگهدارت داداش

گراوند در گفته :

جناب آقایان محمئزائه وپیریایی گرچه قلمتان تیز ونوشته هایتان زیبا است اما شما سالها مدیر وصاحب مقام وبانفوذ بودید بگویید برای دیار فراموش شده ومحروم کوهدشت چه کار ماندگاری انجام دادید؟ شاید جواب هیچ باشد.

امرايي- قم در گفته :

برادر گراوند این آقایان اگر خودشان توضیح بدهند حتما کارهای بزرگی به ویژه در زمینه فرهنگ و پرورش نیروها کرده اند که من به یک مورد از هر کدام اشاره میکنم:عمده افرادی که به وزارت کشور راه یافته اند از دوره حضور پیریایی از سال ۶۸ در وزارت کشور بوده می توانید همه کوهدشتی های وزارت کشور را لیست کنید و مقایسه نمایید. اتفاقا گله امثال برادر عزیزم شیراوند هم شاید از این بابت است که به ایشان که همراه بوده اند در زمانی کم توجهی شده است.
و بعدحالا که شما از محمدزاده اسم بردید خوب است یک نمونه خدمات اورا بدانید: در حوزه کار یشان بیش از ۵۰ عنوان نشریه و چندین نشر و موسسه فرهنگی برای لرستان مربوط به دوره ایشان است می توانید نظری هم به نشریات کوهدشت بیندازید ومقایسه کنید ،حتما توقع ندارید که محمدزاده کارخانه سیمان و آجر بسازد.
ضمناقبل از محمدزاده و پیریایی هم افراد با نفوذ تری اعم از نماینده و غیر نماینده از کوهدشت در راس کشور بوده اند وبعضی اکنون هم هستند بیایید از آنها هم پرسش کنید که چه کرده اند و بعد هم مقایسه کنید .تازه آنها کلی مردم را برای رای و انتخابات مکرر به زحمت انداخته اند. حالا محمدزاده که در این فضا نیست ولی آقای پیریایی یکبار خودش را عرضه کرد و جواب گرفت یا نگرفت به کوهدشت و بچه های کوهدشت که پشت نکرده است.نکته آخر هم اینکه همه مدعی اند برای کوهدشت چه شده است بی گمان اغلب منظورشان دست گیری از همشهریان در مناصب مختلف است که باید عرض کرد فاعلیت بدون در نظر گرفتن قابلیت هادر ساحت خداوند هم راه ندارد چه رسد به بنده خدا اما فرقش این است که خدا برای افاضه فیض محدودیت ندارد اما بندگان خدا در توان و قدرت محدودند و مطلق العنان نیستند.

كوهدشتي در گفته :

عجیب است هرچه بندگان خدا داد می زنند که ایهاالناس پیریایی استاندار لرستان نبوده و اگر در جای دیگری استاندار بوده نمی توانسته برای کوهدشت کاری کند و اگر هم می توانست و انجام میداد به مردم آن دیار خیانت کرده بود، باز هم عده ای کانه هیچ چیزی نشنیده اند و هیچ کس چیزی نگفته دوباره میروند سر پله اول!!! آقای گراوند عزیز لااقل کامنتهای قبلی را مطالعه کنید تا دوباره نیازی به طرح این سوالات نباشد. اما آقای شیراوند بزرگوار گفته که من به خاطر پیریایی ضررهای زیادی متحمل شدم و مورد بی مهری دوستان خود قرار گرفتم! درست است چون دوستان قدیمی پیریایی خود پیریایی را هم قبول نداشتند چه برسد به طرفدارانش!! اما باز هم می گویم بد نیست یک مقدار به مطالب بالا نگاهی بیاندازید، شاید نیازی به تکرار مکررات نباشد. کسانی که زمانی داعیه دفاع از ولایت فقیه را داشتند بعدها چه کردند؟!! اینکه پیریایی در دهه شصت توقف نکرد و اشتباه دوستان قدیم خود را مرتکب نشد جرم و خلاف پیریایی است یا اینکه از دولت اصولگرا پست و سمت گرفت؟!! اینکه دوستان قدیمی او که زمانی افتخار شاگردی و همراهی او را داشتند و او را لیدر جریان خود می دانستند و حرف پیریایی را برای خود فصل الخطاب مباحث سیاسی می دانستند و بعدها سایه او را با تیر می زدند؟!! کدامشان جرم پیریایی است؟!! بحث بر سر پیریایی و یا هرنام و عنوانی نیست بحث بر سر این است که عمق انحراف و اشتباه تا کجاست؛ برخی فکر می کنند اگر زمانی به جریانی تعلق داشته اند باید تا آخر با او همراه بود ولو اگر راه به خطا رود و خلاف آنچه قبلا اعتقاد داشته عمل کند چرا که در غیر اینصورت میشود خائن و نان به نرخ روز خور!! نمی دانم این جوک سیاسی از کجا گرفته شده اما الآن به خوبی مصداق پیدا کرده که خط را بچسب نماز را ول کن!!! گویی بعضی نمازشان هم خطی و جناحی است!!! چون انتخاب مرجع تقلید، امام جماعت، سخنران مجلس ختم!! و… باید با خط و جناح سیاسی شان جور دربیاید وگرنه… اول باید قبول کنیم که یک اشتباه را با اشتباه دیگر نمی شود درست کرد بلکه می شود دو اشتباه؛ بعد بر سر افراد به قضاوت نشست. بد نیست عملکرد و سوابق افراد را مروری منصفانه داشته باشیم تا شاید حقایق خود را به خوبی نشان دهند؛ مگر امیرالمومنین(ع) نفرمودند علم جواهر الرجال فی تقلب الاحوال، شاید اگر گفته های خیلی از حزب اللهی های دو آتشه دهه شصت را با گفته ها و طرز فکر الآن آنها مقایسه کنید باورتان نشود متعلق به یک نفر باشد!! اینقدر تغییر زیربنایی؟!! از کجا تا به کجا؟!! از طرفی چه کسی گفته پیریایی باید پا به پای دوستان قدیم خود تحت هر شرایطی بایستد؟ مگر ظرفیت افراد همه به یک مقدار است؟ یکی نهایت توان و استعدادش در همین حد است که مدیریت یک مدرسه ابتدایی را داشته باشد حال شما هی به این بنده خدا فشار بیاور که خود را بالا بکشد و در حد یک فرماندار خود را نشان دهد، نمی شود چون نمی تواند. از یک دانش آموز ابتدایی انتظار موفقیت در آزمون کارشناسی ارشد داشته باشی!! خب طبیعی است غیرمنطقی می نماید. ولی خود افراد باید حقیقت توان خود را قبول داشته باشند تا دچار اشتباه نشوند. چرا این را گفتم چون خیلی از این حرفها ریشه در این دارد چرا پیریایی حالا که رشد کرد ما را هم با خود بالا نبرد؟!!! مگر ما چه از او کم داشتیم؟!! و خیلی از اشکالات دیگر، ریشه در تعصبات غلط اندر غلط جناحی و حزبی دارد که چرا پیریایی چپ حالا راستی شده؟ راستی ها می گویند دروغ می گوید و چپی ها می گویند خیانت کرده!! کل حرف همین است و بس!! وگرنه همه بر توانایی های پیریایی واقفند و به آن اعتراف می کنند فقط جرم او همان است که گفتم!! و اگر گناه پیریایی این است خوش به حالش برای این گناه پرثوابش!! نمی توان گفت چون من توان رفتن ندارم پس کسی حق پیشرفت و جلو رفتن ندارد!! ناگفته پیداست که این حرف تا چه اندازه اشتباه است. قبول کنیم بسیاری از این گفته ها ریشه در حسادت دارد که مثل خوره بیش از هرکس جان و روح شخص حسود را می خورد. چطور است هرکس زد وبند می کند میشود سیاسستمدار و مدیر متبحر و کاردان!! و این را به حساب مغز متفکر و شم بالای سیاسی و مدیریتی او می گذاریم ولی به پیریایی که می رسد می شود خیانت به دوستان و سوءاستفاده کردن و نان به نرخ روز خوردن و…!!! خداییش ساده و رک می گویم اگر پیریایی برای همین دوستان منتقد که او را با عناوین مختلف مورد هجوم قرار داده اند وسیله رسیدن به نان و نوایی می شد باز درباره او به همین صورت اظهار نظر می کردند؟!! پس بپذیریم دعوا سر دفاع از ارزشها و اهداف و مقاصد حزب و جریان سیاسی هم نیست این تسویه حسابها از جای دیگری آب می خورد. حال چرا پیریایی همه دوستان و همشهریان و همکلاسیها و هم رایها و هم محله ایها و هم حزبی ها وهم…. را بر پستهای مختلف نگمارده!!! ببخشید اگر این می بود که میشد شهرداری کوهدشت که اطاقهایش از فرط ازدحام فک و فامیل شهردارها و اعضای شورای شهر دوره های مختلف در حد انفجار است!! این میشد همین آفتی که الآن به جان شهر بی فریادرسمان افتاده که هر نماینده تمام همّ و غمش را مصروف گماردن قوم و خویش و طرفدارانش کند و تا به خود بیاید چهارسال تمام شده و زخم کهنه فقر و بیچارگی دردآورتر از پیش به دملی بدخیم تبدیل شده و مردم باید همچنان با آن بسوزند و بسازند!! و یک نکته هم برای کسانی که می خواهند قدری دقیقتر مسائل را رصد کنند؛ پیریایی یا هر چهره سیاسی دیگری اگر محصور در باورهای غلط و دست و پا گیر اینچنینی شود محکوم به شکست است و توان و قدرت خود برای رسیدگی به امور را صرف حرفهایی کرده که پشیزی ارزش ندارد و فقط خود را هلاک و مردم تحت مدیریت خود را بیچاره کرده است- مصیبتی که سالهای سال است مردم این شهر را بیچاره کرده- با تنگ نظری و تخریب هم هیچگاه موفق نمی شویم و بر مشکلاتمان فائق نخواهیم آمد، چه فایده که همه می نالیم و هیچگاه به جد دنبال رفع این همه فلاکت و مصیبت که گرفتار آن هستیم برنمی آییم. قدری به اطراف خود نگاه کنیم تا ببینیم چه می کنند که از ما جلوترند. کل تلاشمان شده اینکه زیر پای یکدیگر را خالی کنیم و نگذاریم رقیبمان!!! پیشرفت کند، اگر این است پس وضعمان هم همین خواهد بود.

حاجی علی شیراوند در گفته :

جناب کوهدشتی عزیز،باسلام. عرض کردم بنده اصولن بامستعارنویسی میانه خوبی ندارم! اگرمی خواهی سخنگوی آقای پیریایی شوی، خودتان راباهویت واقعی معرفی نماییدتابه اصل موضوع بپردازیم؟ سآوال بنده مربوط به برادرارجمندجناب آقای پیریایی می باشدوبهتراست ایشان جواب بفرمایند نه جنابعالی که سن وسال کمتان اقتضانمی کنددررابطه باآنچه به آن اشاره نموده ای تحلیل درستی داشته باشی! پایارباشی

به نظرمن شما هم بیا مستعار بنویس اما لااقل “منطقی” بنویس.
مستعار نویسی اگر محتوای کامنت “منطقی” باشد هیچ اشکالی ندارد .
اسم حقیقی نوشتن یک نوع ریاکاری شده ! بعضی ها برای عرض اندام و خودی نشان دادن اسم حقیقی درج می کنند ولو اینکه حرف هایشان منطقی نباشد .
اگر اسم کوچک و بزرگ و اسم طایفه را هم ذکر کنیم اما اصل حرف منطقی نباشد آن کامنت چه ارزشی دارد .

كوهدشتي در گفته :

جناب شیراوند عزیز؛ اول اینکه فرض بفرمایید بنده عباسی، کونانی، آزادبخت، گراوند، شیراوند، کیانوش، علیرضا و… نام داشته باشم!! چه فرقی به حال شما دارد مگر نمی شود نامی را هم به صورت کلی و به دروغ به عنوان نام اصلی خود قید کرد؟!! پس چه اصرای بر این امر بیهوده!! شما جان کلام و ارائه مطلب را بگیر و در صورت موافقت و یا مخالفت با آن با قید دلیل قانع کننده وارد بحث و گفتگو شوید حال با نام و یا بدون نام. در ثانی فکر نمی کنم شما متعلق به عهد احمدشاه قاجار باشید که ما را کم و سن وسال و یا شاید راحت تر بگویم بچه فرض کرده باشید چرا که لااقل آنگونه که شما گفته اید کم سن و سال هم نیستیم ضمن آنکه در این فرض هم شما را چکار به سن بنده پاسخ مطالب درج شده که ربطی به سن و سال مخاطب ندارد شما اگر جوابی دارید با کمال میل می شنویم؛ البته این خود جای تعجب دارد که جناب آقای شیراوند ماشاءالله از پشت صفحه مانیتور قدرت تشخیص سن وسال مخاطب را هم دارد و با توجه به وسع معلومات آنها خود را به زحمت می اندازد!!!(هر چند خطا کرده اید). ثالثا نه بنده سخنگوی آقای پیریایی هستم و نه ایشان نیاز به سخنگو دارد، مگر شما که ماشاءالله حضور فعال در همه مباحث دارید سخنگوی مردم کوهدشت هستید؟!! تشخیص درستی تحلیل را هم به مردم فرهیخته شهرم واگذار می کنم قطعا خود اهل فهم عمیق مطالب هستند. ضمناً شما نیز پایار باشید برادر عزیز

شهید عارف مجتبی آدینه وند ‘درس آموز کوچک وبزرگ شهرمان است همه معلمان او شاگرد کلاس عرفان او هستند آقای پیریایی (نویسنده این مطلب ) هم شاگرد شهیدان است همانطور که خود ایشان در این نوشته گفته است ۰ از نویسنده هایی که در باره شهدای این سر زمین می نویسند تشکر میکنم۰

شَل و شکَت در گفته :

شهدا نور چشمان ما هستندوشهیدمجتبی وهمه ی شهدای عزیز وسرافراز نورچشمان ماهستند،وبه همهی شهدا افتخارمیکنیم لیکن بدانید آقای پیریایی استاد ایشان بودند والان هم پیریایی محبوب ما هستند
تواضع آقای پیریایی بی نظیراست،بادیگران مقایسش کنیم متوجه میشیم

دوستدار پیریایی در گفته :

من چندی پیش در خدمت آقای مهندس پیریایی بودم . ایشان طی سخنانی خود را شاگرد شهدا می دانستند .
شما ظاهرا زیادی شَل و شَکَت هستید.

ميرزايي- مقيم تهران در گفته :

معتقدم آقای پیریایی اگر لب به سخن بگشاید و از کوهدشت و اول و آخر کوهدشت بنویسد حال خیلی ها بد و بد تر می شود.همین چند جمله در باره شهید عزیز مجتبی چه بر آشفتگی ایجاد کرده است ؟دست نوشته ها اسناد و نامه ها و … که پیریایی دارد می تواند دنیایی از معنی و معرفت به ویژه شهدا را باز گو نماید .همشهریان ! کاری نکنید که انگیزه نوشتن و کار فرهنگی بمیرد و کوهدشت همچنان در ایکان و اکان بماند. کوهدشت مستعد و محق پیشرفت ها وآینده خوب و خوب تر است اگر بخواهیم و بگذاریم!

هادی قبادی در گفته :

آخرین پست یاد نیکان : منتخبی از آلبوم عکس دکتر موحدی
http://yadenikan.blogfa.com

مهدی قلایی در گفته :

با سلام به محضر همه ی دوستان کامنت نویس ه البته فکر نمیکنم خیلی هم همه باشند .فقط می خواستم پس از خواندن مطلب آقای پیریایی به این موضوع اشاره کنم که خیلی روی آن بحث نشده ومغفول مانده است.واقعیت این است که جنگ هشت ساله علاوه بر تحمیل هزینه ها وتاوان گزافی که در زمینه های اقتصادی , عمرانی , علمی و… بر انقلاب نوپای اسلامی گذاشت ؛ (البته که دستاوردهای زیادی هم داشت که در اینجا موضوع بحث بنده نیست )شاید بالاترین ضایعه ای که بر جا نهاد از لحاظ نیروی انسانی بود و آن هم از حیث این که ,یک نسل جوان و مخلص و فداکار این انقلاب را (که ذکر مصادیق را همه میدانند ) به شهادت رساند ؛ همان نسل شجاعی که چند سال قبل تر از آن در خیابان ها انقلاب را به پیروزی رسانده بودندو عده ای از دوستان خود را در کف خیابان کشته یافتند ,در جبهه ها فرماندگان لایق و شهدای مخلصی شدند ؛نسلی که اگر جنگ صورت نمی گرفت و می ماندند قطعن و بدون شک مدیران لایق و شایسته و راستینی برای این انقلاب و نظام می شدند و می توانستند همه ی آن ایثار و صداقت و از جان گذشته گی را در که در جبهه ها داشتند به پشت میز و توی مرزبیاورند و واقعیت این است که پس از جنگ و تحمل آن همه هزینه و نابسامانی ,از نظر نیروی انسانی مخلص و فداکار و طراح ,دست انقلاب و نظام اگر نگویم تهی ؛کم دست شد و به راستی چقدر نیروی لایق,شایسته از آن رزمندگان بازماندند که مملکت ما را مدیریت کنند؟

بسیجی کوهدشتی در گفته :

تا حدودی حرفتان درست.بله در طول آن ۸ سال افراد شایسته بسیاری را از دست دادیم .
اما یادمان باشدآرامش مطلق در این دنیا آفریده نشده.مدینه ی فاضله در این دنیا تا حدودی دست نیافتنی است ؛ حتی اگر آن افراد شایسته را هم از دست نمی دادیم.(یعنی همیشه مخالفت ها و نقد ها هست تا زمانی که عدالت حقیقی توسط صاحب الزمان (عج)برقرار شود.)
یک مثال ساده _ در سطح کشوری _ را لازم می دانم ذکر کنم ، خوب دقت کنید :
شهید حاج ابراهیم همّت یکی از فرماندهان دفاع مقدس بود . محسن رضایی فرمانده کل سپاه بود. شهید همت در دفاع مقدس شهید شد ، محسن رضایی ماند .
حالا چرا اکثر ما به شهید همت (حاج همّت) ارادت داریم اما به محسن رضایی (با اینکه فرمانده ی همت بود) بهایی نمی دهیم؟…حقیقت این است اکثر ما زمانی که حاج ابراهیم همت زنده بود به او هم بهایی نمی دادیم !
به محض اینکه حاج ابراهیم همّت شهید شد و از میانمان رفت تازه یادمان افتاد همّت که بود و چه کرد و چه گفت!
تازه یادمان افتاد که همت متواضع و شایسته ، لایق مدیریت کلان بود …
تازه فهمیدیم چه فرماندهی را از دست دادیم…
ما طوری بار آمده ایم که اگر همین محسن رضایی در آن هشت سال شهید می شد حالا او را یل جبهه ها خطاب می کردیم ، تمام خیابان ها را به نامش می زدیم ، هر سال هم برایش سالگرد می گرفتیم و دائم میگفتیم کاش بود چون اداره ی مملکت شایسته ی او بود.(اگر ملاک این باشد محسن رضایی از همه بیشتر حق مملکت داری داشت چون هشت سال فرمانده ی تمام فرمانده هایی همچون همّت بود!)
با این روش و منشی که من از برخی سراغ دارم مطمئنم که اگر مجتبی آدینه وند، فیروز و حجت سرتیپ نیا و… هم شهید نمی شدند در آنصورت بعضی ها که اغلب ساز مخالفتشان کوک است باز هم جزو سرسخت ترین مخالفان این افراد ذکر شده بودند .
اگر غیر از این است ، حالا هم دیر نشده .
اگر این چند سطر واقعا در حد شعار نیست ، همین هایی که هستند و در امتداد راه آن شهدا در حال حرکتند را دریباید ! همین شهدای زنده را! حاج حسن باقری ها و آنهایی که جوانان پاک کوهدشت را تربیت کردند را دریابید.
به قول اقبال:
چو رخت خویش بر بستم از این خاک
همه گفتند با ما آشنا بود!
ولیکن کس ندانست این مسافر
چه گفت و با که گفت و از کجا بود!

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ در گفته :

خیلی تابلو ۰شل وشکت میخواهد بین پیریایی ودوستانش شیطنت کنه

م - ف لرستانی/ تهران در گفته :

به نام خداوند دوست و دشمن
از دلی خونین ابن گفتار می آید بیرون.؟!
رو ی سخنم با کسانی است که به جای نقد نوشته به نقد نویسنده می پردازند. بسیار جالب است !ما همیشه باید نمودمان با دیگران فرق کند حتا در نقد. یکی از عوامل بسیار مهمی که در عدم توسعه لرستان نقش بسزایی ایفا می کند همبن مقوله است. در این یادداشت خاطره گونه جناب پیریا یی که التهاب ناکامی بعضی را برافروخته در چه چیز است. بخاطر عدم توسعه لرستان درالتهابند با از حسادت نتوانستن خود. ما در ادبیات محلی خودمان ضرب المثل خوبی داریم می گوید: هرگاه کسی دستش به انجیر کوهی خوشمزه ای نمی رسد بلافاصله در ذهنش این جمله متبادر می شود که خراب بود. تو خود بخوان حدیث مفصل. …… و اما ما خود مقصر هستیم و درک درستی از زمانه نداریم . جناب پیریایی انسانی درک بالا یی از زمانه خود دارد. می خواهید نقادان عزیز آن را بدانید سری به مقاله معروف شان بنام( آن سیزده کلمه چه ها که نکرد، ) بزنید تا بدانید ایشان چه کسی را که امروز رانده انقلاب است به باد انتقاد گرفته است. آدرس مقاله رو همین بس به اطلاعات سال ۶۷ آن هم آذرماه سرکی بکشید. البته دقیق روزش را نمیگوییم تا لااقل تورقی زده باشیم هم بر ذهنمان هم بر عقاید کهنه ملبس به نومان. بیایم واقعیت ها را بگوییم نه آن چه که بافته ذهن درگیر روزمره گیمان است و به عنوان نقد انتقال دهم. آیا تا کنون به این اندیشیده اید که لرستان بعد از انقلاب چند مقام سیاسی داشته و مراتب را چگونه طى کرده اند .اکنون کتابی در دست تدوین است به قطع مشخص خواهد کرد پله ترقی آن
مقامات چه بوده و بعد زبان به نقد بگشاید از همه اسف بارتر آمار بدست خواهد آمد که نشانگر بی تدبیری ماست و درک درست از زمان.ه ای کاش پیریایی مثل اول انقلاب کلاس درس می گذاشت تا دوباره۷ ده ها مثل مجتبی را تا اوج انسانیت بر می کشید

همشهری در گفته :

آقای شیراوند – سلام . اینگونه بحث کردن وجه مفیدی ندارد -خودتان را اینجور معرفی نکنید وصد البته دیگران را هم اینگونه معرفی کردن خوب نیست -شما آدم فرهنگی هستید لا اقل به حسب شغل. این وجه را از دست ندهید -این چه فایده دارد که ثابت کنید مثلا آقای میرزایی خودش فرماندار شده یا پیریایی در این قصه نقشی داشته است – در هر صورت شایستگی ولی اله میرزایی علت اصلی این ارتقا ء بوده -آقای میرزایی از این هم شایسته تر است-وبعد آنکه امور را اینقدر ساده نببین – اینقدر جناحی هم فکر نکن – اگر واقعا از مسایل اطلاع کامل داشته باشی -همچه تحلیلی نمی کردی-برادر شیراوند ! ممکن است در مواردی لطمه ای هم خورده باشی -در عرصه سیاست چه کلان آن چه خردش -صدمه دیدن محتمل است- اهل نظر بودن و وارد در مباحث شدن خوب وحق جنابعالی است اما حیف شماست که راجع به افراد اینطور صحبت کنی-خداوند بشما سلا مت کامل وعمر طولانی بدهد

حاجی علی شیراوند در گفته :

سلام برهمشهری خوب ونازنین وفهیمم!بنده اعتقاددارم که لیاقت وشایستگی برادران عزیزم آقایان ولی اله میرزایی وجناب کورانی فر، بیشتروبیشترازاین مناصب است. اگرچه بنابه دلایلی بنده هم به آنهاانتقاددارم!درهرصورت چشم اطاعت می شودوبنده به این بحث پایان می دهم و انشاالله همانطورکه دربالاعرض کردم؛ یک روزی دردادگاه عدل الهی همدیگرراملاقات خواهیم کرد!

بسيجي در گفته :

من از آقای پیریایی عزیز می خواهم ازین به بعد اگر مطلبی دارند در سایت خودشان بگذارند هر کس خواست میبیند و هر کس هم گله ای داشت محرمانه ومحترمانه پیغام میگذارد . چقدر طعنه؟چقدر نیش وکنایه؟چقدر زخم زبان ؟بگذار شما عامل این فضای مکدر نشوید. به قول شاعر :فکر بهبود خود ای دل زدری دیگر کن .همان بهتر که کینه ها در دلهای برخی اشخاص آنقدر بماند تا دمل شود و حسادتها آنقدر رشد کند که آخرت که هیچ دنیای برخی به جهنمشان تبدیل شود.
کجاست مهربانی این دیار؟کجاست صفای شلمچه و حاج عمران وکردستان؟کجاست عصر های جماعت مسجد صاحب الزمان؟کجاست رنگ حنای دستان صمیمی آیت الله مروجی وشهدا؟کجایند آنها که تا نامشان را به تعریف و تمجید میبردی عرق شرم بر پیشانیشان می نشست؟ به خدا دلتنگ روزهای خوش رفته ام وآرزومند آینده بهتر وسخن آخر این دوبیت خاطره انگیز:
در پس هر گریه آخر خنده ایست/مرد آخربین مبارک بنده ایست
ای خنک چشمی که آن گریان توست/وی همایون دل که آن بریان توست

جواد--ه در گفته :

بسیجی عزیز – از دلتنگی خودت ویاد جبهه ومسجد صاحب الزمان گفته ای ۰ همین را با اخلاص بنویس و به میر ملاس بده تا خواننده ومخاطب خود را پیدا کند آری فکربهبود اوضاع همین است۰

شَل و شَکَت در گفته :

http://www.petitions24.com/free_iranian_soldiers
امضا برای ۵سرباز ربوده شده

کرم رضا پیریایی در گفته :

از همه شما عزیزان که با اظهار نظر(اعم از موافق یا مخالف ) به نوعی با یادداشت مختصر بنده همراهی کردید ممنون وسپاسگزارم۰این وب نویسی هم تجربه ایست ۰ بویژه جنس مشارکت در بحث ، وانواع ذهنیت هایی که ایجاد می کند۰طبعا گاهی ذهنیات نزدیک نزدیک وگاهی هم آنچنان دور دور می شود که کم ترین رابطه ای با هم ندارند۰ این شاید مهم ترین وجه تفاوت مباحثه حضوری با اینگونه مباحثات باشد ۰ این تجربه هم مثل سایر تجارب نتایجی دارد که در صورت لزوم بعدا راجع به آن بحث می کنیم۰ اما در این کامنت به حسب فرصت وضرورت واهمیت ، شاید مطلب اساسی در این نکته خلاصه شود که : این ما هستیم که بیشتر از همیشه به الگوی شهیدان گرانسنگ شهر ودیارمان محتاج ونیازمندیم ۰مصداق آشکار این احتیا ج درمجموعه انگیخته ها واانگیزه هایی که در این مناظرات بازتاب یافته ، خود نمایی می کند ۰ همفکری کمیاب وهمدلی نایاب است! آن همدلی نمونه وهمفکری الگوی شهیدان شاهد گم شده اصلی ماست، تا در انواع موضوعات خدمت به مردم ونظام واز جمله خدمت به مردم در دیارشهیدپرور کوهدشت با عنایت خداوند متعال موفق شویم ۰شهید مجتبی آدینه وند ودیگر شهدای شهرمان احتیاجی به مدح وستایش ما ندارند ، آنها محبوب وممدوح حضرت حق تعالی هستند ۰بنابراین جای این استدعا هست که مشی ومرام شهیدان را برای ساختن جامعه وشهر نمونه ترسیم نماییم ۰اما برای دست یابی به هر مقدار از این مقصد عالی باید از مجادلات نابجا واینهمه خودزنی نامتعارف ناصواب دست برداریم اگربتوانیم! هماره موفق ومعزز باشید۰

محمدعلی منتی در گفته :

ازمطالب ارزشمنداستاد پیریایی درباب شهیدوشهادت ونظرات سایربزرگان بهره بردیم اماحیف وبی نهایت حیف که بزرگانی مثل آقای پیریایی که مدتی صدا یشان بگوش مسولین می رسیددریغ از ذکریک موردمصیبت وگرفتاری مردم کوهدشت ..آقایان حتی اقوام نزدیک خودراهم فراموش می فرمایندچون اگرهرمسول کوهدشتی تبارفقط پیگیریک موضوع می شدوضعیت این شهراینگونه نبودآیاشهدای گرانقدرمان که سلام وصلوات خداوندبرآنها ازوضعیت کوهدشت راضیندوازحضرات گله ندارند

سال نو بر میرملاس مبارک۰ پیش به سوی قطعی کردن سد معشوره در سال جدید ۰

حال ندار در گفته :

!!! سد معشوره بازار بعضی ها شده . این شکل پیگیری سد را لوث می کند.بایداز ملکشاهی کمک بگیرید.مثل اینکه اینا نمی دونن .نقش نماینده چقدر است؟

غلامی در گفته :

آقای حال ندار! من فکرمیکنم اگه سد بازار بشه ولی راه بیفته بهتره تا مثل بعضیا بی خیالش بشیم ! خدای نخواسته آینده ای رو فکرکن که کوهدشت گرفتار بی آبی بشه ۰نقد میکنی ۰ جوری نقد که نفع مردم توش باشه۰ کی جلوی نماینده رو گرفته ، البته انصافا ایشونم پیگیری میکنن ، عرض بنده این بودکه توسال جدید یه کارقطعی بشه

حسن پور در گفته :

جناب غلامی ودیگران –موضوع شهید بزرگوار شهید مجتبی آدینه وند است بهتر است راجع به ارزشها وشهیدان صحبت شود بویژه اگر درباره ایشان صحبت شود خیلی مناسبتر وبهتره۰ اما از حق نگذریم بحث سد معشوره هم اهمیت خود را دارد ۰شهدا ناظر هستند که ما چه می کنیم۰ ما باید اینرا خوب بدانیم ،که آنها برا انقلاب وحفظ آن از عزیزترین سرمایه خودشون گذشتند۰ مقام رهبری امسال را سال فرهنگ واقتصاد با عزمی ملی ومدیریت جهادی اسم نهادند ۰به نظرم میرسد هر جایی برا سال جدید بنابر موقعیت خودشان باید مهمترین موضوع را انتخاب کنن ۰انصافا کوهدشت مطلب مهمش انجام سد معشوره است خداکند آقای استاندار براکوهدشت این اولویت راپیگیری کند ۰روح شهدا ناظر عملکرد ماست ۰دشت کوهدشت منتظر آب معشوره است۰

ساسان والی زاده در گفته :

هنگامه شگفتی است. بسیار دیده اید که اهالی شهرهای مختلف چون به زادبوم رجال فرهنگ و سیاست واقف شده و آنها را همتبار یافته اند بر آن فخر می کنند و بسیار شادکام و مسرور که زها فرزند شهرشان در عرصه ملی خوش درخشیده است. و شگفتا که مردم دیار من همه کوتاهی ها و خدمت نکرده فلان نماینده شهر و فرماندار بومی را از آن دیگری می جویند که اگر چه مهری از شهر خود ندیده است اما به اصالت خود افتخار می کند. باورم این است که یک وجه فرهنگی بودن یک شهر معرفت بزرگان است نه انکار آنان. و افسوس که ما همواره به انکار هم برخاسته ایم و تقاص محرومیت های ادواری خود در سیصد سال اخیر را یک جا از چند چهره معدودی می طلبیم که به مدد لیاقت و استعداد خود در پهنه ملی نامبردار شده اند تا من لرستانی بر این فخر کنم که همدیارانم در هر منصبی قرار گرفته اند جز نیکنامی نیافریده اند .

م- عالی نسب در گفته :

گاهی به سایت میر ملاس سری میزنم\ سایت امید وار کننده ایست ، از اینکه این همه بازدید کننده دارد که نشانی از پیشرفت شما ( میرملاس ) ومنش اجتماعی شما کوهدشتی هاست به شما تبریک میگویم \ این بار به سایتتان مراجعه کردم اسم آقای والیزاده را که کامنت گذاشته مشاهده کردم ، اما آقای والیزاده ( ساسان) — مدیرعامل خبرگزاری ملی ایسنا ،از چهره های برجسته رسانه کشور است ، همین کامنت او نشانی از شخصیت اخلاقی او ودلسوز بودن او نسبت هم استانی ها وهم تباران خود است۰ فکر می کنم این تذکر خوبی برای ما لرستانی هاست ظاهرا ما نیاز به این تذکر داریم۰

حمیدگراوند در گفته :

آقای عالی نسب ،، در مناسب بودن تذکرآقای والی زاده حرفی نیست اما من دونکته را مطرح میکنم ۱-زحمات عزیزان گرداننده سایت میرملاس ، ۲- عنوان دلکش یادداشت ” مجتبی ونشاط به خداپیوستن” ۰. کاش کامنت گذاران راجع به این عنوان هم توصیفات شان مطرح می کردن۰

ناشناس در گفته :

میرملاس
برای بالا بردن بازدید کنندگانت این روش درست نیست

حکمت اله امانی در گفته :

سلام بر همشهریان عزیز
از جناب آقای پیریایی بخاطره دست بقلم شدن و نوشتار ادبی شان آنهم در وصف شهیدی بسیار بزرگ و عارف چون مجتبای گرانسنگ متشکرم.
من روز اول که یاداشت را دیدم، چند سطر از آن دلنوشته را خواندم. اما به مزّاقم خوش نیامد. نه اینکه نوشته یا موضوع آن بد بود! نه! ولی از اینکه جوری وانمود شده که شهید مجتبی دست پرورده شخص ایشان است، به دلم نچسبید و ادامه ندادم. اما در تعطیلات نوروزی در کوهدشت یکی از دوستان توصیه به مطالعه آنرا داشت. امروز فرصتی شد و آنرا خواندم.
هم به نوبه خودم از نوع کامنت ها مکّدرم. ما کوهدشتی ها اساسأ بعد سیاسی مان قوی تر از ابعاد دیگرمان است. دلیل: چون آقای پیریایی فردی سیاسی است و احتمالاتی در رابطه با انتخابات بعدی مجلس برایشان متصور است اینقدر از ایشان دفاع و حمله بد و خوب شده است. شاید همین بعد سیاسی بودن است که توان مدیریتی کوهدشتی ها را بالاتر از سایر بلاد استان برده که جناب مهندس بازوند استاندار پرکار لرستان اخیرأ به آن اشاره کرده و رشد بعضی از دوستان در سایر استانها هم در همین رابطه است. دوست گرامی ام جناب حاج علی محمد محمدی خاطره ای بسیار زیبایی از دوران ستم شاهی نوشته ولی با گذشت قریب دو ماه از ان حدود ۱۵۰۰ بیننده داشته اما این نوشته جناب پیریایی با حدود یک ماه بیش از ۴۵۰۰ بیننده!! در حالی که مطالب کامنت های آن یادداشت کجا و کامنت های این نوشته کجا؟! اما دوستان ما لرستانیها بیشتر غریب پرست(دوست) هستیم تا کمکی همدیگر! در کوهدشت ما چند سال است که فرمانداری غیر بومی منصوب شده که اولین آداب و رسوم مدیریتی را بلد نیست! کسی هم چندان با او کاری ندارد. از نماینده محترم گرفته تا سیاسیون مقیم. ولی ما با بخشداری مرحوم جان محمد آزادبخت چه کردیم؟ با فرمانداری سیروس ابراهیمی با آن همه تلاشهایش چه کردیم؟ لااقل فرق برخوردمان با افراد را بدانیم. تا این موضوع را در ذهن خود حل نکنیم قصه همین است که هست! ما باید به داشته های خودمان(از جناح چپ و راست) افتخار کنیم نه آنها را به بهانه های واهی له و لگد مال کنیم. از نقاط قوت و دسترسی آنها به ارکان حاکمیت برای پیشرفت دیارمان استفاده کنیم. استان اصفهان را بنگریم که وقتی نماینده کاری را شروع می کند نماینده بعدی(ولو خط سیاسی شان مخالف هم باشد) ادامه دهنده راه اوست نه مخربش!
من جناب پیریایی را از دوران ابتدایی مان(بیش از چهل و پنج سال قبل) می شناسم. بعد از انقلاب ایشان در مقطعی که کوهدشت بودند یکی از لیدرهای جناح چپ بوده و زمانیکه برای ادامه تحصیل به اصفهان رفتند، در ایام فراغت به کوهدشت آمده و جلسات بسیار پرکاری را با همفکری هایش برپا کرده و خط و ربط کاری بین آنان رد و بدل شده و انصافأ در این بعد بسیار قوی و فعال بوند. لقب دکتر آیت کوهدشت برای ایشان بود! وی در انتخابات بسیار فعال بوده تا جاییکه در این راه هم مدتی گرفتار شدند! پس باید از این بعد وی استفاده کرد نه اینکه به صرف دلبستگی اش به فلان جناح بر او حمله ببریم. از برخورد جناب پیریایی با دکتر خاتمی در مقطع تبلیغات ریاست جمهوری در اردیبهشت ۷۶ در قروه ناخرسندم چون وی فرماندار بود و این برخورد شایسته فرماندار جمهوری اسلامی با میهمانش نبود. ولی وی توان خوبی دارد و بایستی از این توان استفاده شود.
اما کامنت ها:
کامنتی به نام بسیجی کوهدشت اشاره خوبی کرده ولی جناب شیرواند عزیز ضمن احترام به نظر شما، اینگونه تاختن به دیگران شایسته بخش شهدای میرملاس نیست.
البته من بعنوان یک همشهری از آقای پیریایی تقاضا می کنم در نوشتار های بعدی(که انشاءالله ادامه خواهد یافت) ایمیل خودشان را معرفی تا دوستان موضوعات شخصی را از آن طریق با ایشان حل و فصل نمایند. از جمله جناب حاج آقای جعفری، آقای شیراوند و سایر دوستان. آقای پیریایی سوابقی در انقلاب و جنگ دارند و منبعد هم مطالبی در این رابطه قطعأ خواهند نوشت ولی همه بدانیم قداست شهدا را با مسایل زشت سیاسی مخلوط نکنیم که فردا در محضر خداوند سبحان پاسخگو خواهیم بود.
از اطاله کلام عذر می خواهم.

کرمرضا پیریایی در گفته :

ارجمند آقای حکمت الله امانی
با سلام
از نقد شما در باره یادداشت بنده و نظراتی که در ذیل آن درج کرده اند و نیز اظهار لطفی که به اینجانب داشته اید متشکرم اما در این خصوص نکاتی است که شاید لازم باشد مطرح کنم
۱)همانطور که خودتان گفته اید این یادداشت دلنوشته است و البته در متن یادداشت هست که” کسی از دوستان عزیزدر این باره سفارش کرد” مقصود بیشتر، آن سفارش بود که ظاهرا بناست مطالبی در خصوص شهید مجتبی آدینوند در کتابی گرد آوری شود. بنابراین من این یادداشت را (مجتبی و نشاط به خدا پیوستن ) در سایت شخصی خودم درج کرده ام و از میر ملاس هم متشکرم که آن را منعکس نمود
۲)همانطور که جنابعالی هم اشاره کرده اید احتمالات سیاسی و انتخاباتی نمی تواند بهانه ی این گونه اظهار نظر ها باشد بالاخره اشخاصی هستند که دیدگاه ها یا خاطرات یا شناخت های که از مباحث مهم از جمله امور ارزشی مثل موضوع بسیار ارزشمند ایثار و شهادت دارند
طبیعی است زمینه های فرهنگی و وظایف ما حکم می کند که در این مجال وارد شویم این که به اشخاص به صرف فعالیت های اینگونه و احتمالات نا مشخص مبنی بر نامزد شدن برای انتخابات مجلس نکات اثبات نشده با قضاوت یکطرفه بگویند به نظرم من درست نیست باید فضا را برای فعالیت های فرهنگی و ارزشی بیش از پیش فراهم نماییم
۳)شان شهدا که دست پروده امام راحل (س) و فضای مبارک انقلاب اسلامی هستند بسیار بالاست و اگر کسی در آن زمان کسوت معلمی داشته یا بنابر مسئولیت اداری یا اعتقادی با آن بزرگواران ارتباط داشته است نمی تواند ادعای اضافه کند
البته بنده اگر بخواهم به موضوعاتی از قبیل شناخت و خاطرات آن عزیزان بپردازم با مستنداتی که در دست دارم
(اعم از خط مبارک آنها ،گزارش هایی که مکتوب کرده اند ،امضاء، اعلامیه ها و عکس و…) مجموعه ای بزرگ خواهد شد که می توان از آن مولفه ها،کتاب ها تالیف کرد .
۴) از جنابعالی که عهد اخوت را منوط به امور اعتباری از جمله مباحث جناحی ندانسته اید و در این خصوص هم متذکر نکاتی شده اید صمیمانه متشکرم

طلبه قروه اي در گفته :

دوست عزیز خوبه اگه مطلبی مبنویسید سعی کنید ابتدا از درستی مطلب اطمینان حاصل کنید بعد قضاوت کنید ، میشه بفرمایید برخورد ایشون با خاتمی در قروه چگونه بوده که جنابعالی رو نا خرسند کرده ؟ چرا هنوز به یک شایعه نادرست که ۱۵ سال پیش با هدف تخریب انتخاباتی ساخته شد دامن میزنید . بهتر اطلاع داشته باشید آنچه که مایه ناخرسندی شما شده اساسا کذبه اتفاقا آقای پیریایی هم از آقای خاتمی استقبال کرد هم همراهی و هم تا شهر دهگلان که آنروز از توابع قروه بود ایشان را بدرقه کردند و جالبتر اینکه آقای خاتمی هم در سخنرانی و در مسجد وهم در پایان سفر از فرماندار تشکر کرد .بنده خودم شاهد حضور آقای خاتمی در مسجد جامع قروه با همراهی آقای پیریایی و نماینده و امام جمعه قروه بودم . این مطلب رو از باب وظیفه برادری نوشتم که رفع شبهه کنم امیدوارم در گفتارمون بیشتر دقت کنیم و رضای حق رو در نظر بگیریم.
ببخشید.

کوهدشتی مقیم مرکز در گفته :

آقای امانی / سلام -الان مشکل ما با اشخاص اسم ورسم دار مانند پیریایی اینه که همیشه بد موقع یا دیر به صحنه ورود میکنن وزود هم با دوسه انتقاد میرنجن وجاخالی میدن -ساختن کوهدشت اینجوری نمیشه. اصلا نمیشه پیریایی بگه من کاندیدا نیستم .ولی میخوام به کوهدشت بدون رقابت خدمت بکنم.

جناب کوهدشتی مقیم مرکز- من واقعا متوجه نشدم چی فرمودی! منظورم آن جمله آخر شماست فکر کنم شاید یک علامت سوال کم گذاشتی۰ پس لطفا مطلبتون درست بنویسد۰ شاید قصدشما اینه آقای پیریایی اعلام کنه کاندیدا نیست ۰

حکمت اله امانی در گفته :

جناب پیریایی بزرگوار
سلام بر شما و ممنون از پاسختان
برای استحضارتان یادآوری می کنم ما هیچ عقد اخوتی تا کنون باهم نبسته ایم. بیش از ده سال است که نه تلفنی و نه مکاتبه ای و نه حضوری با شما ارتباط نداشته ام. در حد چند ثانیه اواخر سال ۹۲ و در گردهم آیی کوهدشتی های مقیم مرکز در حضور آقای افشون از دوستان خوب من که لر و اهل نورآباد ممسنی هستند، با شما و آقای دوستی و دیگر بزرگواران، احوالپرسی کرده ام. آخرین دیدار ما اگر درست گفته باشم، در سال ۷۶ در قروه و من میهمان آقای الماسی بودم، با حضور آقای درویش پور توفیق دیدارتان را داشتم. آقای حاج مصطفی هم در سال ۹۱ به اصرار دوست مشترکمان جناب آقای حاج براتعلی غلامی خواست جلسه ای مشترک بین ما برقرار کند که میسر نشد. لکن آنچه من نوشته ام براساس باور دینی خودم و ادای تکلیف بوده و بس. چون بعد از یادداشتم از دوستان با من تماس گرفته و علت نوشتارم را جویا شدند. پاسخم این بود که بخش شهدای سایت آلوده به مسایل غیر از ارزش گذاری و خدمت به شهدا و ایثارگران نباشد. نوشتار من هم صرفأ رفع تکلیف در این خصوص بود و بس. بنظر خودم در آن نوشتار ظلمی به کسی نشده و آنچه از خصایص شما گفته ام حقیقتی است آشکار. نه من و نه هیچ کوهدشتی دیگری توان انکار آنها را ندارد. هرکسی توانی دارد و کتمان آن در سایت اینترنتی گناهی است نا بخشودنی. اما هر کسی مسئول عملکرد خویش و چرخش های نابجای خود است.
کلامم در خصوص برخورد شما با جناب آقای دکتر خاتمی عزیز، براساس گفته های آقای درویش پور(همکار و هم فکر شما در قروه) و سایر همکارانتان در آن دیار بود. اگر صحیح نیست همانگونه که در این رسانه گفته ام در همین سایت هم صادقانه از شما عذر می خواهم.
لازم به ذکر است نوشتارتان پر بود از اغلاط املایی و انشایی که به مزاقم خوش نیامد. زیرا از شما که ادبیات عرب خوانده اید، توقع بیشتری دارم.
از خداوند سبحان آرزوی سربلندی برای مردم شریف ایران، مردم خوب کوهدشت و جنابعالی دارم.
با سپاس حکمت اله امانی

آقای امانی گفته اید : “نوشتارتان پر بود از اغلاط املایی و انشایی که به مزاقم خوش نیامد” مزاق غلط است مذاق درست است.

حکمت اله امانی در گفته :

جناب ابراهیمی عزیز دبیر محترم بخش خبر سایت میرملاس نیوز
با سلام
بفرمایید چرا پاسخ بنده به جناب پیریایی را اجازه نشر ندادید؟ من نه توهینی کرده نه حرفی خلاف واقع نوشته ام. همه ضوابط سایت را هم رعایت کرده ام! لطفتان را تکمیل و آنرا منتشر کنید. متشکرم. امانی

داریوش ابراهیمی/ دبیر سرویس خبر " میرملاس نیوز " در گفته :

حاج حکمت الله امانی عزیز
با عرض احترام خدمت حضرت عالی

جهت استحضار حضرتعالی و دیگر عزیزان عرض می نمایم که سایت میرملاس تمام نظرات مخاطبان را در سریعترین زمان ممکن درج می نماید اگر چه ممکن است به خاطر اشکالات فنی یا عدم دسترسی با تاخیر در حد چند ساعت این امر صورت پذیرد.امیدواریم این امر باعث ” مکدّر ” شدن خاطر عاطر مخاطبان نگردد.

و قابل ذکر و تاکید مکرر است که عوامل سایت از شخص یا اشخاصی جهت تایید نظرات کسب اجازه نمی نمایند، چرا که به گواه نظرات مندرج در سایت بیشترین هجمه و مخالفت ها در این سایت نسبت به افرادی صورت گرفته که برخی از دوستان سعی در انتساب میرملاس به ایشان دارند.اگر چه این موضوع بارها اثبات شده ولی گو اینکه به
” مذاق ” برخی دوستان خوش نیامده و سعی در القا این مورد به سایر مخاطبان دارند.

میرملاس حضور جنابعالی و سایر عزیزان را در این سایت مغتنم می شمارد.

حکمت اله امانی در گفته :

جناب ابراهیمی عزیز سلام و تشکر از توضیحات شما
معمولأ وقتی کامنتی در سایت شما نوشته می شود عبارتی با این مضمون: نظر شما ثبت شده بعد از تأیید مدیر برای سایرین قابل دید است. و البته مطلب درج شده فقط برای کامنت گذار قابل دید است.
اما امروز کامنت بنده هم همین حالت را داشت. اما پس از دقایقی از رو سایت حذف گردید. بهمین جهت بود که دوباره برای جنابعالی یادداشت گذاشته و شما هم هردو رو با هم چاپ کردید!
بهر حال زحمات همه دست اندر کاران سایت قابل تقدیر است.
سپاسگذارم.

يك همشهري در گفته :

جناب حکمت اله
آقای پیریایی را ٢٩ سال است می شناسم/ کوهدشتی ام در تهران/او را وقتی از جبهه آمد بیشتر شناختم/برادرم زودتر با او آشنا شد/چند جمله را توجه کنید:
انماالمومنین اخوه/درویش پور را می شناسم از طریق دیگران اما گمان نمی کنم !/ کامنت های همشهریان من دارد…/توانایی پیریایی ظاهرا کم اهمیت تر از چرخش اوست/ چرخش من ، چرخش تو ، چرخش ما اهمیتی ندارد! چرخش او خیلی خیلی !!/
پیریایی اما چرخش انشایی ندارد !
‘مذاق’ او البته با ‘مزاق ‘شمافرق دارد
این حرفتان لالیگایی بود
آقای امانی شما را می شناسم(٢۵ سال است)
و درویش پور را …
هر دو خوبید و محترم /به سلامت

حکمت اله امانی در گفته :

آقا یا خانم همشهری گرامی سلام بر شما
من گفته ام توان آقای پیریایی را نه من و نه هیچ کوهدشتی دیگر نمی تواند کتمان کند. بابت مزاق ممنونم. ولی متوجه معنی کلمه « لالیگایی » شما نشدم. لطفأ توضیح دهید. البته اگر با شناسنامه به سایت بیایید بسیار زیبا شده و هرگز شائبه ای به ذهن من و دیگران خطور نخواهد کرد. حداقل تلفن کنید تا بشناسم و الاّ ممکن است مسئله یصورت وارونه در اذهان بنشیند. باز هم سپاس از شما. امانی

بجای این همه کامنت اگر فاتحه ای برای شهدا خوانده میشد بهتر بود

امید در گفته :

سلام
خوب بود حضرت پیریائی کمی هم از حضورش درنبرد هشت سال دفاع مقدس و رشادت هایش می گفت!مثلا نام عملیاتی رو ببره که خط شکن بوده ویا اوائل جنگ …… بهتره به همین مقام ومنزلتی که بدست آورده است قانع باشد ……

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :