کد خبر : 45651
تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۹:۳۳
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 1,457 بازدید

عيدي/زليخا همتي

     حالا كه سال بي تو تحويل مي شود   احسن نمي خواهم   من كه هر سال گريه مي كنم   پيراهنت با گل هاي مرده   هفت سينم شده   و تارهاي دلتنگي ام را كه مي زنم   عنكبوت به زحمت خودش را   به گوشه ي اتاق مي رساند   […]

092

 

 

 حالا كه سال بي تو تحويل مي شود

 

احسن نمي خواهم

 

من كه هر سال گريه مي كنم

 

پيراهنت با گل هاي مرده

 

هفت سينم شده

 

و تارهاي دلتنگي ام را كه مي زنم

 

عنكبوت به زحمت خودش را

 

به گوشه ي اتاق مي رساند

 

هرچه فال مي گيرم

 

ديگر قسمت من نيستي

 

از بي بي بدم مي آيد

 

كه بين ما ايستاده

 

ورق ها را پرت مي كنم

 

بي بي به سمتي افتاده

 

و تو به سمتي كه

 

من نيستم

 

بگذارسال كه تحويل شد

 

سهم گنجشك ها را

 

روي ايوان بريزم

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

حالا که سال بی تو تحویل می شود

احسن نمی خواهم
بسیار عالی

[پاسخ]

زلیخا همتی پاسخ در تاريخ پنج شنبه ۲۲ اسفند , ۱۳۹۲ ۲۲:۴۸:

سال بی توکه تحویل میشود،ابرهای تیره بردیدگانم به هفت سین تنهاییم هجوم می آوردومن پناه میبرم به صخره های دلتنگی وگلهای پیراهنت که پرپرمیشوند…سپاس ازلطف شما

[پاسخ]

سال، سال احسن نیست
بی تحویل تو و گلهای پیراهنت
عنکبوت به ستار دلتنگی‎ام زده
گوشه اتاق جای دنجی نیست برای هفت‎سین خشکیده
زلیخا
بی‎بی فال‎هایت را بگو
برای گنجشک‎های روی ایوان کمی قصه خوشبختی بخواند
سال، سال احسن نیست

[پاسخ]

بیژن گراوند پاسخ در تاريخ سه شنبه ۲۰ اسفند , ۱۳۹۲ ۱۳:۴۵:

سپاس شاعر س آ .چند سالی است ایوان تحویل سال ندیده . معمار پیر گفته بود خانه کلنگی است

[پاسخ]

زلیخا همتی پاسخ در تاريخ پنج شنبه ۲۲ اسفند , ۱۳۹۲ ۲۲:۰۷:

دلم میخواست تمام دلتنگی ام راسنجاق کنی به زیبایی دنیایت ولحظه ای کوتاه میان شعرهایت دنیاراببینم….سپاس ازلطف ومهربانیت

[پاسخ]

زلیخا همتی پاسخ در تاريخ پنج شنبه ۲۲ اسفند , ۱۳۹۲ ۲۱:۵۸:

این شعربرای توباتمام دلتنگی هایم ازتوعبورکه میکنم رنگهاازلابلای موهایم همچون رنگین کمان برتیرگی شهرنمایان میشودومن باقلموهایت شکل دخترکی باموهای بافته بربوم نقاشیت به توخیره شده ام … باسپاس ازاستادبزرگوارم.
سپاس ازشعرزیباتون ازاینکه دیرپاسخ دادم عذرمیخوام

[پاسخ]

قشنگ بود منتظرکارای بعدیتون هستم…

[پاسخ]

زلیخاهمتی پاسخ در تاريخ جمعه ۲۳ اسفند , ۱۳۹۲ ۰۱:۳۱:

سپاس ازلطف شما

[پاسخ]

مصطفی پاسخ در تاريخ چهارشنبه ۸ مرداد , ۱۳۹۳ ۱۶:۳۹:

سلام

[پاسخ]

بسیار عالی بود اگه میشه لطفاً اون شعر که آخرش مشیه ( ومن سالهاست که مرده بودم ) رو هم از همین شاعره قرار بدین ممنونم

[پاسخ]

خیلی قشنگه ، منتظر شعرهای زیبایی از این شاعره هستیم ، با امید موفقیت شما و دوستانتان

[پاسخ]

امیر محمد همتی در گفته :

خیلی قشنگ بود عمه جون ، امید وارم یه روزی شاعر بزرگی بشین و شعرهای زیادی بگین

[پاسخ]

زلیخا همتی پاسخ در تاريخ پنج شنبه ۲۲ اسفند , ۱۳۹۲ ۲۲:۴۹:

امیرعزیزم متشکرم فدات شم

[پاسخ]

کامیار از تهران در گفته :

بسیار زیبا و با احساس سرودی دروووووووووووود

[پاسخ]

زلیخا همتی پاسخ در تاريخ پنج شنبه ۲۲ اسفند , ۱۳۹۲ ۲۲:۱۲:

خوشحالم که زیبادیدی.سپاسگذارم

[پاسخ]

علیآقا حسین پور / دبیر سرویس هنری " میرملاس نیوز " در گفته :

حالا که سال بی تو تحویل می شود
احسن نمی خواهم.
*
کوتاه و زیبا

[پاسخ]

زلیخا همتی پاسخ در تاريخ پنج شنبه ۲۲ اسفند , ۱۳۹۲ ۲۲:۲۷:

دلم به این خوش بودکه بیایی وسهم تنهاییم رابه دست بادبسپاری،حالاکه نیستی چه فرقی میکند،سال که تحویل شد من به سمت بهاردلمردگی های خودم میروم.سپاس ازلطف شما

[پاسخ]

آزادبخت تهران در گفته :

آه ،چه بی پرده از آمدن سال نو خبر می دهی
انگار مژدگانی بهار را از یاد برده ای!
نکندبه سوگ سال گذشته نشسته ای!
من به امید سبزه ها
به شوق گلهای ارغوان
همه ی سردی لحظه های زمستان را به جان خریده ام
راز رازقی را فقط بهار می داند……………..

[پاسخ]

زلیخا همتی پاسخ در تاريخ پنج شنبه ۲۲ اسفند , ۱۳۹۲ ۲۲:۳۸:

مژدگانی بهاربغض های شکفته ام شد،روزهای بی برگشت ومادرنگرانیش ازاین بودکه دیگربازنگرددو کسی به سبزه هایش آب ندهد….سپاس

[پاسخ]

آزادبخت تهران پاسخ در تاريخ شنبه ۲۴ اسفند , ۱۳۹۲ ۱۰:۰۹:

نبض سکوت پنچره را بشکن
بگذار چو باد بودن را بیاموزم
در پیچ .تاب لحظه ها بپیچ
بدان که یکجاماندن مرا به حبس میکشد…..متشکرم

[پاسخ]

زلیخاهمتی پاسخ در تاريخ سه شنبه ۵ فروردین , ۱۳۹۳ ۱۲:۱۳:

مرابه حبس کشیدنداین لحظه هاکه بی توبه خنده ای مصنوعی مجبورم می کند،وپنجره ای که مدام به رویم بسته می شود…سپاس

[پاسخ]

مصطفی ابراهیمی در گفته :

خیلی خوب ،زیبا وپخته بود .خسته نباشی خانم همتی به امید سروهای بهتروجدید تر از شما

[پاسخ]

زلیخاهمتی پاسخ در تاريخ جمعه ۲۳ اسفند , ۱۳۹۲ ۰۱:۳۰:

سپاس ازلطف شما

[پاسخ]

زلیخاهمتی در گفته :

درون من پرازاندوه نگفته ست،وستاره های دنباله دارغم زده ای که مرابه کهکشان سردصداها می کشاند،ومردمی که درباورشان همه چیزواقعیست،من پرم ازگریه های دخترکی مغموم که پروانه هایش رابه دارآویختندودیگرکسی برایش ازپروازسخن نگفت،واوخودش رابه تنهایی سپرد….سپاس ازشماکه همیشه دربزرگی شعرهایتان درلرستان الگوی صداقت هستید

[پاسخ]

حشمت آزادبخت در گفته :

سهم گنجشک ها این روزها همیشه دوبال شکسته است…درود!

[پاسخ]

بیژن گراوند در گفته :

مگر میشود دادت از دست
مگر میشود بردت از یاد
تورا دادم از دست افسوس
مرا بردی از یاد فریاد .
نوروز پیشاپیش مبارک

[پاسخ]

زلیخاهمتی پاسخ در تاريخ سه شنبه ۵ فروردین , ۱۳۹۳ ۱۱:۵۱:

ازیادرفته بودم، امروزکه پنجم فروردین است گویی یکسال بااندوه گذشت ،کناره های راه مردم باخوشحالی آتش برپاکرده بودندشاخه هایی که میسوختندودرهیاهوی کودکان زبانه می کشیدندترادریادمن شعله ورمی ساختندوچشمان اشکبارم وصداهایی که می گفتند:ازآتش فاصله بگیرتاآب چشمانت سرازیرنشودغافل ازاشک های من وآتشی که دردل دارم .بهارتان جاویدان

[پاسخ]

بیژن گراوند پاسخ در تاريخ چهارشنبه ۳ اردیبهشت , ۱۳۹۳ ۱۲:۵۶:

زیبا بود

[پاسخ]

زیبایی صد بهار با خود داری

وقتی به کویر جان من می باری

دور از تو دلم وادی بی باران است

با توست تمام رودها در جان جاری. خوش باشين

[پاسخ]

زلیخاهمتی پاسخ در تاريخ سه شنبه ۵ فروردین , ۱۳۹۳ ۱۱:۵۷:

بهاررابه توهدیه میدهم باتمام شکوفه های نورسش،وسهم من گلهای پژمرده ی سالی که گذشت…سپاس

[پاسخ]

سحرحسن زاده در گفته :

زلیخای عزیز بسیار زیبا و با احساس سروردی…سربلند و موفق باشي.

[پاسخ]

زلیخاهمتی پاسخ در تاريخ سه شنبه ۵ فروردین , ۱۳۹۳ ۱۲:۰۹:

سحربایدتوزیباباشی که همه به شوق روی دیدنت ازخواب خودمی زنند…سپاس

[پاسخ]

باسلام خدمت دوست دیرینم عالی بودعزیزمنتظرادامه اشعارت هستم …دل تو اولین روز بهار دل من آخرین جمعه ی سال وچه دورندو چه نزدیک به هم ….

[پاسخ]

زلیخاهمتی پاسخ در تاريخ سه شنبه ۵ فروردین , ۱۳۹۳ ۱۲:۰۵:

سرخ دم کوه دلنشین لحظه های دلتنگی هرچندازطایفه ی تونیستم مرامی فهمی،وگلهای تازه شکفته ات را به من می بخشی…سپاس ازلطف شما

[پاسخ]

صمد ابراهیمی در گفته :

سلام خیلی قشنگ بود

به من آخرچه که نوروز عزیز است امروز کهنه روزم چه بود آخر که چه باشد نوروز

[پاسخ]

زلیخاهمتی پاسخ در تاريخ سه شنبه ۵ فروردین , ۱۳۹۳ ۱۲:۰۱:

به من چه همه بیقرارنوروزند،من که دلم پرازآشوب است،وهمیشه سهم مردم دلتنگ ازبهار،میشودتعریف وتمجیدتکراری ازبهار…سپاس

[پاسخ]

داريوش جعفري در گفته :

آفرين بر خانم همتي
شعرت پر از احساس است.
چاشني اين عيدي، بغضي است كه هم شيرين و هم دلتنگ‌كننده است.
.
اميد كه شعرهاي بيشتري از شما بخوانيم

[پاسخ]

زلیخاهمتی پاسخ در تاريخ سه شنبه ۵ فروردین , ۱۳۹۳ ۱۳:۴۶:

روزهای شیرین امادلتنگ بی تومی گذرد واین بغض دنباله دار درگلوگاهم خودرابدارمی آویزدومن میان مردمکهایت پنهان میشوم گاه خیره به دنیای توگاه غمگین به دنیای خودم بازمی گردم …سپاس ازلطف شمااستادبزرگوار

[پاسخ]

فرزاد مرادی در گفته :

درود بسیار زیبا و با احساس

[پاسخ]

حمیرااسدی در گفته :

نوروزآمدولی بابانوروزدرکشاکش کدام حادثه جاماند؟
…شعرتون خیلی زیباوبااحساس بود.ممنون

[پاسخ]

حجت علی پور در گفته :

زلیخا دلتنگی مستدامی که چنان جویباری آرام و مدام می موید و می رود اما کمی یکنواخت . قشنگ بود و لبالب از عاطفه ای اندوهناک. باشی تا همیشه ها

[پاسخ]

بهار تازه در گفته :

با سلام شعرهای قشنگی سرودید اگه میشه شعر های قشنگتو بهاری کن امید بده نه دلتنگی

[پاسخ]

ع.احمد.زال پور در گفته :

با درود
و تارهای دلتنگی ام را که می زنم

عنکبوت به زحمت خودش را

به گوشه ی اتاق می رساند. . .
قشنگ و زیبا بود
ماندگار باشید
تا درود

[پاسخ]

بیژن گراوند در گفته :

بوری تو و پاو دل اژ سر نثاران دیار بئ
تا م چوی آیل گیانالک مزگانا بارمه پیریتا

پیش کش به تو

[پاسخ]

زلیخا همتی پاسخ در تاريخ یکشنبه ۱۴ اردیبهشت , ۱۳۹۳ ۰۰:۰۸:

سپاس ازلطف بیشماراستاد ببخشیددیرپاسخ دادم

[پاسخ]

مهرداد رشیدی در گفته :

اندوه شیرین تو،مرا می کشاند،تا ژرفنای هق هق گریه ای بس شیرین تر! احسنت،خسته نباشید خانم همتی:عالی بود و غم انگیز!

[پاسخ]

بهرامي در گفته :

كاش شعر هاي شيرينت رو انقدر تلخ نسرايي…قشنگ بود فره ه ه

[پاسخ]

بهرامي در گفته :

كاش شعرهاي شيرينت رو انقدر تلخ نسرايي…قشنگ بود فره ه ه

[پاسخ]

زهرا خوشنامی در گفته :

بسیار بسیار زیبا و روان

[پاسخ]

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :