کد خبر : 46505
تاریخ انتشار : ۲۷ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۴:۵۰
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 783 بازدید

هنرنمایشی سیاه بازی

* هنرنمایشی سیاه بازی * وحید کشاورز * سیاه بازی در فرهنگ معین این چنین آمده؛گونه ای نمایش سنتی که معمولاً در آن شخصی دارای غلامی سیاه – پوست و گیج و گول است که دست به کارهای خنده داری می زند. نمایشنامه های رو حوضی با اینكه ریشه در دوره صفویه دارد,اما از سال […]

001-

*

هنرنمایشی سیاه بازی

*

وحید کشاورز

*

سیاه بازی در فرهنگ معین این چنین آمده؛گونه ای نمایش سنتی که معمولاً در آن شخصی دارای غلامی سیاه – پوست و گیج و گول است که دست به کارهای خنده داری می زند. نمایشنامه های رو حوضی با اینكه ریشه در دوره صفویه دارد,اما از سال 1295 شمسی نضج بیشتری گرفت.این نمایش گونه خاصی از نمایش بود شباهت زیادی به(كمد یادلارته)ایتالیا و (وارثیه)اروپایی داشت و بدیهه سازی و بدیهه سرایی,محور اصلی این نوع نمایشنامه بود.رقص و آواز نیز چاشنی آن می شد.پایان خوش و نتیجه گیری اخلاقی از خصوصیات آن بشمار میرفت.در نمایشنامه رو حوضی معمولا دو تیپ حضور داشتند.یكی حاجی یا حاكم و دیگری سیاه كه معمولا(مبارك)نام داشت و نوكر بود،به گونه ای كه سیاه سمبل مردم زجر دیده و حاكم ,تجلی حكومت وقت بود. در نمایش های سیاه بازی، دکور بسیار ساده و کم حجم است و عموما شامل چند صندلی و پرده های نقاشی شده و یا چیزی شبیه تخت سلطانی می شود و همه آنچه که در صحنه دیده می شود و سن را پر می کند، توسط بدن و بیان و حرکات بازیگران به تجسم در می آید. بهرام بیضایی در كتاب (نمایش در ایران) می نویسد: بازی مقلدان، مبالغه آمیز و از واقع گرایی به دور بوده و لباس ها دقیق و مستند نیست و حامل و حاصل فكر و ابتكار مردم عامی است. مردمی كه به راحتی با شخصیت های سیاه بازی مثل (سلطان)، (حاجی)، (زن حاجی) و … ارتباط برقرار می كنند و انس می گیرند، زیرا این شخصیت ها، برآمده از زندگی روزمره همین مردم هستند. دسته‌بندی گروه‌های نمایش روحوضی در دوران ناصرالدین‌شاه صورت گرفت و سرپرست هر دسته، (سر‌دسته) نامیده شد و در طی چند سال دسته ‌های معروفی تشكیل شد كه پاتوق آنها در باغ (ایلچی) انتهای بازار عباس‌آباد و قهوه‌خانه (مشهدی صفر) در خیابان سیروس بود. اوج نمایش‌های روحوضی در دوران فعالیت سردسته‌ صاحب‌ نامی به نام (سیداحمد مؤید) معروف به (باشی) بود. او در سال 1300 با همكاری عده‌ای دیگر گروهی تشكیل داد كه با هزینه‌ شخصی در منازل خود با استفاده از تخته‌های بزرگ و نصب آنها روی حوض و پوشاندنشان با قالی و گلیم صحنه‌ای ترتیب دادند و به اجرای منظم نمایش پرداختند. تعداد اجراهای نمایشنامه ‌ها به قدری زیاد بود كه تمام بازیگران بارها نقشی خاص را بازی می‌كردند و دیگر نیازی به مرور متن و تمرین مجدد نداشتند و فقط به محفوظات خود اتكا می‌كردند. در سال‌های بعد، بویژه از دهه‌ 40 و 50، نمایش روحوضی رو به افول نهاد و در نهایت از صحنه‌ هنر رخت بربست. علل و عوامل گوناگونی در اضمحلال این نوع نمایش نقش داشتند كه شاید مهمترین آنها كهولت سن هنرمندان، تغییر سبك زندگی مردم، كوچك‌ تر شدن خانه ‌ها و رواج آپارتمان ‌نشینی باشد كه این آخری شرایط فیزیكی اجرای این‌ گونه نمایش ‌ها را نیز به ‌كلی از میان برد. شاید بتوان گفت پس از تعزیه كه پرمخاطب ترین هنر نمایش ایرانی است، به گونه ای از نمایش شاد و كمدی می رسیم كه به تخته حوضی یا سیاه بازی معروف و زمانی پررونق ترین اجراهای شاد را به خود اختصاص و مخاطبان عامه را مورد توجه قرار می داده است؛ هر چند این شیوه نمایش كاملا ایرانی بارها مورد غضب كج اندیشان قرار گرفته و با تهمت های ناروا آن را از چرخه حركت باز داشته اند، اما به جرات می توان آن را یكی از بزرگترین گونه های نمایشی جهان و در كنار هنر (نو) ژاپنی و (كاتاكالی) هندی و (كمدیا دلارته) ایتالیایی، چه از لحاظ شیوه اجرایی و چه از نظر پیام های انتقادی دانست. تاریخ دقیق پیدایش این هنر مردمی معلوم نیست. كسانی بر این باورند كه نمایش سیاه بازی همان (حاجی فیروز) است كه در پایان سال در كنار مبارك سیاه آواز خوان با دایره زنگی معروفش به در خانه ها می رفته و نوید رسیدن بهار را می داده است. شاید شخصیت حاجی و سیاه در كنار هم كه ساختار اصلی نمایش تخته حوضی را تشكیل می دهند؛ از همین نوید بهار حاجی فیروز و تحرك و دست افشانی سیاه برداشت شده و داستان های مختلفی وارد آن گردید و رنگ و جلای نمایش به خود گرفته است. پژوهشگرانی دیگر بر این اعتقادند كه ورود بردگان سیاه به سواحل خلیج فارس بویژه بوشهر و شوخ طبعی سیاهان و زبان نامأنوس آنان زمینه ساز این گونه نمایشی شده باشد. سیاه به صورت نوكر در خانه های اربابی كار می كردند و در بسیاری مواقع اربابان برای شاد كردن خود و اطرافیان این نوكران  ( برده ) بزله گو را دست می انداختند و مجلس داری می كردند. این هنر در روند تكاملی خود از میان عامه مردم جدا شد و شكل روشنفكری پیدا كرد و در ردیف هنر تئاتر، كار از روی حوض های منازل به سن تئاتر كشید و اصالت اولیه اش و هویت مناسب و مطلوبش را از دست داد. در قدیم دو نوع سیاه بازی یكی (سیاه چكیده) و دیگری (سیاه چسبیده) وجود داشت. (سیاه چكیده) به صورت ارثی از پدر به پسر می رسید. این سیاه بازان بسیار با دقت و بذله گو بودند و در تعلیق نمایشی، ید بیضایی داشتند، اما ‘سیاه بازان چسبیده’، مقلد بودند و از بیرون و بصورت انفرادی به گروه های نمایش می چسبیدند و بعد از یاد گرفتن فنون بازیگری نقش سیاه در شب های استراحت سیاه اصلی، در نقش سیاه ظاهر می شدند و گاهی نیز خوش می درخشیدند.

 

 

درج شده توسط : سجاد همتی / دبیر پاتوق هنری " میرملاس "

دیدگاه ها

داريوش جعفري در گفته :

درود بر كشاورز عزيز
از تلاش‌هاي آموزنده‌ات سپاسگزارم
بيش از پيش موفق باشيد
پيشوك

بهروز پیری در گفته :

بسیار عالی
هم از جناب کشاورز تقدیر میکنم و هم به اقای حسین پور دست مریضاد میگویم
امید که این روند ادامه داشته باشد

حیا ت الغیب در گفته :

مرسی از تلاش شما آقای کشاورز خیلی استفاده کردیم با آرزوی موفقیت های روزافزون واز استاد عزیزم نیز تشکرمیکنم که این مطالب رادراختیارما میزاره

تشکربه امیدموفقیت های بیشتر….

کـــــشــــاورز در گفته :

با سپاس از
استادجعفری،آقای پیری ،خانم حیات الغیب،خانم فضلی

مسـعود ضـرونی در گفته :

تشکر وحیدجا از متن زیبایی که در اختیارمون گذاشتی تا با این
هنر دوست داشتنی آشنایی بیشتری داشته باشیم …

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :