کد خبر : 47084
تاریخ انتشار : ۹ فروردین ۱۳۹۳ - ۰۹:۴۷
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 859 بازدید

خاطره آزاده سرافراز عباس شمس اله زاده / بخش اول

با نام و یاد خداوند و با درود و سلام بر تمامی شهدای عزیز اسلام و انقلاب و جنگ تحمیلی قسمت اول خاطرات اسارت :     در مورخه ۶۴/۵/۲۴ مقرر گردید بنا به دستور فرماندهی سه تپه ی مهم استراتژیک و حساس بنام, ۱۴۵ ,۱۴۶ , ۱۴۷ واقع در منطقه ی مهران چنگوله از […]

با نام و یاد خداوند و با درود و سلام بر تمامی شهدای عزیز اسلام و انقلاب و جنگ تحمیلی

قسمت اول خاطرات اسارت :

 

scan0002

 

در مورخه ۶۴/۵/۲۴ مقرر گردید بنا به دستور فرماندهی سه تپه ی مهم استراتژیک و حساس بنام, ۱۴۵ ,۱۴۶ , ۱۴۷ واقع در منطقه ی مهران چنگوله از دشمن بعثی به تصرف نیروهای اسلام این رزمندگان دلیر و شجاع درآید . نظر به اصل غافلگیری در شب هنگام به سمت دشمن حرکت کردیم . در ساعت دو بامداد همان روز به پشت سنگرهای دشمن رسیدیم . با توجه به اینکه زودتر از نیروهای دیگر در محل مورد نظر استقرار پیدا کردیم تا رسیدن نیروی گردان های دیگر به انتظار نشستیم. در ساعت دو و سی دقیقه کلیه گردان ها و تیپ و لشگرهای جناحین {راست و چپ } از جمله لشگر شجاع علی ابن ابی الطالب قم و تیپ زرهی ۷۲ محرم خوزستان به محل مورد نظر رسیدند با رسیدن کلیه نیروها دستور تک به دشمن از سوی فرماندهی قرارگاه صادر گردید. گردان ما که گردان ویژه ی امام حسین(ع) نام داشت و جزء لشکر ۷ ولی عصر (عج ) بود به فرماندهی سردار شهید میریان ماموریت داشت مهمترین تپه ی حساس واستراتژیک ۱۴۷ را تصرف و تامین نماید. به حول قوه ی الهی در این عملیات که عاشورای ۲ نام داشت فقط با یک نفر نیروی زخمی که از ناحیه ی دست مجروح شده بود توانست بدون هیچ گونه تلفاتی هدف مورد نظر را تصرف و تامین نماید در این گردان فرماندهان شجاعی همچون آزاده جانباز حسین یازع (فرمانده ی اطلاعات تیپ )، سردارشهید شاهرخ (مسئول اطلاعات)، سردار عزیز جانباز، آزاده سهراب کاوسوار (فرمانده ی آموزش تیپ)، آزاده عزیز شجاع عبدالحسین شاهین (فرمانده ی گروهان )، آزاده عزیز جانباز جمعه ی عبادی ( مسئول تخریب) سردار دلاور شهید جمشید عشایری و فرمانده شجاع گردان شهید قائد رحمتی از دلاورمردان درودو دیگر عزیزان فرمانده که نامشان را فراموش کرده ام حضور داشتند از انجایی که منطقه متصرفی بسیارحساس بود مقارن ساعت ۱۱همان روز پاتک های سنگین دشمن شروع شد که پاتک اول و دوم دشمن توسط دلاورمردان سپاه اسلام دفع گردید و در این راستا تعدادی از رزمندگان از جمله شهیدان احمدی قبادی، نورالهی ، برادران ادینه وند، خسرو راستگو، سام قرعلیوند و دیگر دوستان عزیز و همرزم به درجه رفیع شهادت نائل آمدند که نحوه شهادت آنها بسیار زیبا و در جای خود بازگو خواهم کرد. درساعت ۲ بعد از ظهر همان روز تک بعدی دشمن که بسیار هم سنگین بود جهت باز پس گیری منطقه شروع شد آنچه را که دشمن در توان داشت پای کار اورده بود از زمین و هوا هجوم سنگین خود را شروع کرد با تلفات بسیار سنگینی که دشمن از خود به جای گذاشت تا جایی که شیارهای منطقه پر از جنازه ی نیروهای عراقی شده بود منطقه را ادوات منهدم شده دشمن پر کرده بود از آنجایی که استعداد دشمن کم شده بود و توان مقابله با نیروهای اسلام را نداشت به ناچار عقب نشینی نمود که در این حین تعدادی دیگر از رزمندگان عزیز به خیل شهدا پیوسته بودند و استعداد گردان ما هم به کمتر از گروهان رسیده بود اما جنگ جنگ غیرت شهامت و شجاعت و مردانگی بود باید مقاومت میکرد یا شهادت یا پیروزی که هر دو در نزد رزمندگان شیرین و گوارا بود با فاصله یک ساعت از شکست قبلی دشمن مجددا شروع به تک نمود در این راستا دشمن توانسته بود جناحین ما را تصرف وما را در محاصره خود در آورد ناگهان از هر سمت به طرف ما تیر اندازی می شد و نیروهای گردان ما که استعداد آن به دسته کشیده شده بود به شهادت می رسیدند منطقه از زمین وهوا مورد هجوم قرار می گرفت نیروی کمکی نمی توانست به اندازه تک دشمن از ما پشتیبانی کند گرمای شدید منطقه، گرد وغبار، نبود گلوله، نبود اب و اذوقه، آه و ناله مجروحین بالاخره همه و همه چیز باعث شد دشمن بتواند با تلفات بسیار سنگینی که داده بود منطقه را باز پس بگیرد در زمانی که دشمن مسلط بر منطقه شده بود به همراه چند تن از دوستان در داخل شیاری به همراه برادران عزیز فرمانده از جمله شاهین، حسین، مکی، جمشید، سهراب با دشمن درگیر بودیم که ناگهان خمپاره ای از خمپاره های دشمن در موقعیت ما منفجر شد تنی چند از دوستان شهید و حقیر را مجروح نمود همچنان گلوله های دشمن در اطراف ما شلیک و منفجر می شد که باعث موج گرفتگی و بیهوشی حقیر گردید زمانی که به هوش آمدم از ناحیه دو پا زخمی شده بودم خود را در میان انبوه جنازه نیروهای عراقی ( شب تک توسط رزمندگان به هلاکت رسیده بودند) دیدم در میان کشته های عراقی راه میرفتم که ناگهان یکی از آنان از میان کشته ها برخواست و خود را اسیر من کرد او را مشایعت کردم و همراه او فرمانده عزیزم شاهین را یافتم. از اینکه زنده مانده بودم و یک نفر عراقی را با خود اسیر کرده بودم شاهین و دوستان دیگر متحیر ماندند. سرانجام بعد از رشادت های رزمندگان اسلام دشمن بر منطقه مسلط شد با توجه به این که دشمن فشار زیادی میاورد اسیر عراقی شروع به فرار کرد به دستور شاهین او را به رگبار بستم بعد از ساعت ها جنگ و درگیری تعدادی از دوستان به صورت انفرادی و با تن مجروح توسط نیروهای تکاور لشگر مخصوص عراق اسیر شده بودند بنده نیز یکی از آن اسرا بودم …………….ادامه دارد

 

 scan0005

 

scan0009

 

 

 

درج شده توسط : بهزاد باقری / دبیر سرویس شهدا و منتظران " میرملاس نیوز "bagheri1348@yahoo.com

دیدگاه ها

موسی قادری در گفته :

سلام بر ازاده سرافراز محله مان حاج عباس ضمن خسته نباشی خیلی قبل تر منتظر خاطراتتون بودیم البته یه کم یادمه زمانی که از اسارت ازاد شدید اما دوست داشتم خیلی مفصل تر از خاطرات اسارتت بشنوم همیشه سرفراز وپاینده باشی

ناشناس در گفته :

سلام از لطف شما متشکذم بروی چشم عزیزم

س.م.والی پور در گفته :

درود وسلام خدا وائمه اطهارش برکلیه شهدا ، جانبازان وازادگان سرافراز میهن اسلامیمان ، علی الخصوص آزاده سرافراز سپاه اسلام ، برادر شمس الله زاده و خانواده صبور وگرامیش.

ملاس نيوز مير در گفته :

شنیده بودم از برادرش انشالله خاطرات بیشتر بازگو شود

مراد سوري در گفته :

با تشکر از برادر سرافراز شمس اله زاده وتشکر از بیان مطالب زیبایشان .مد تها بود دوست داشتم کسی راجع به عملیات چنگوله مطالبی بنویسد .زیرا دو تن از بهترین دوستان و بستگانم .شهید سام قرعلیوند وشهید خسرو راستگو در آن جا به فیض شهادت نایل آمدند.از برادر عزیز شمس اله زاده خواهشمندم راجع به نحوه شهادت این دو عزیز اگر مطالبی دارنددر این سایت وزین بنگارند.

عباس شمس الله زاده در گفته :

برادر سوری سلام علیکم
از لطف شما متشکرم . نحوه ی شهادت برادران سام قرعلیوند و خسرو راستگو بسیار زیبا است انشاالله در اولین فرصت به ان خواهم پرداخت

هادی قبادی در گفته :

شمس الله زاده عزیز
با سلام و ادب
خواندن اینگونه خاطرات که بازگو کننده بخشی از فضای حاکم در آن دوران است بسیار لذت بخش است .
به علت سفر به سرزمین وحی تا الان امکان مراجعه نبود اما مرور این خاطرات در جوار حرم شریف نبوی و جنه البقیع و در ایام فاطمیه صفای دیگری داشت .
نائب الزیاره و دعاگوی شما و همه دوستان هستم .

عباس شمس الله زاده در گفته :

سلام علیکم
قبول حق باشد حاج اقا از لطف حضرت عالی متشکرم در حرم دعا بفرمایید خداوند نصیب ما بفرماید التماس دعا دارم

حاجی علی شیراوند در گفته :

درودبرشهدای گرانقدرجنگ تحمیلی وهمچنین سلام وعرض ادب واحترام خدمت آزاده جانبازبرادرعزیزم جناب شمس اله زاده. مطالب آنقدر برایم جذاب بودکه باوربفرماییدبا………….چندبارآن راخواندم وبه فضای آن طرف تراز کوه دشت! پروازکردم.همواره سرافرازباشید.

عباس شمس الله زاده در گفته :

برادر عزیزم جناب حاجی علی شیراوند
سلام علیکم از لطف جتاب نسبت به حقیر متشکرم لطفا بخشهای بعدی را دنبال ومطالعه بفرمایید

اميد صادقي در گفته :

با سلام و عرض أدب واحترام خدمت برادر همسایه ودوست عزیز بزرگوارمان سردار شمس الله زاده
بحق که ذکر خاطرات و رشادت های شما در این سایت وزین زیبا وسرشار از پند ودرس وآموزه است امید که همیشه سربلند وسرافراز باشید خدا وند متعال به همه شما یادگاران جهاد وشهادت سلامتی وطول عمر باعزت عطا فرماید .
وعذر خواهی بنده را که به جهت مشغله کاری نتوانستنم در مراسم سوگواری پدر عزیز وگرامیتان شرکت کنم پذیرا باشید . خدا وند روحش را شاد وقرین رحمت الهی قرار دهد .

عباس شمس الله زاده در گفته :

برادر گرامی جناب صادقی
علیکم السلام
از لطفتان سپاسگزارم خداوند به شما خیر و برکت دهد

همکلاس پایه چهارم در دبستان باهنر (کلاس دو برادرها) در گفته :

سلام بر بسیجی نترس عباس اقای گل.
یادش بخیر اون دوران مدرسه حاجی جان .تو مدرسه با هم به رسم بچگی قهر بودیم که شما رفتید و اسیر شدید و من از این بابت ناراحت تا اینکه شما به سلامتی برگشتید و با بزرگی اومدین سراغ من .به قول بچه های جبهه دمت گرم حاجی

عباس شمس الله زاده در گفته :

همکلاسی عزیزم دوست گرامی برادر عزیزم
سلام علیکم
یاد دوست عزیزمان برادر شهید دارابگ جمالی بخیر چقدر دوست داشتم این شهید بزرگوار را بعد از ازادی زیارت میکردم .او مهمان خدا بود .زود رفت تا از خوان پروردگار عالمیان ارتزاق کند .روحش شاد و یادش گرامی

ابوالقاسم مرشدی در گفته :

شما سرمشق خوبی برا ما هستید.دعا کنید برا مون

سعید صالحی در گفته :

با سلام باتشکر از خاطرات زیبایتان لطفا ازوضعیت اسارت سهراب گاوسوار اگه اطلاعی دارید بنویسید خیلی مایلم از نحوه ی شهادت جوادزیارتی و شاهرخ محمدکریم بدانم خداوندشما رادرپناه خدا محفوظ بدارد سعید صالحی از رزمندگان ان روز تیپ زرهی هفتاد ودو محرم

سوری خدارحم. در گفته :

برادرعزیز:عزت وسرافرازی امروز مرهون زحمات دیروز شما وهمرزمان شهید،آزاده و جانباز شماست.لازم بذکر میدانم که شهیدخسروراستگو جوانی بودکه چهارماه بعدازعروسی عازم میدان رزم شد بطوری پنج شش ماه بعداز خبر شهادتس پسری برایش بدنیا آمد«پسرش خلف صالحی است برای پدر که الان کارمند شبکه بهداشت کوهدشت میباشد.»بعداز این همه سال که ازشهادت شهید راستگو مگذرد اهالی محل به پاکی،درستی وجوانمردی از اویاد می کنند انتظار دارم نحوه شهادت وی وهمرزمانش وهمچنین اگه خاطره ای از او دارید درسایت بگذارید خدا بهتون عزت دنیا وآخرت عطا کند.

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :