کد خبر : 4742
تاریخ انتشار : ۶ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۸:۴۴
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 233 بازدید

مدیریت «عتیقه» بر ميراث فرهنگي لرستان!

محمود كوماس‌جودكي : رونق «زیرآبی»‌ در  اداره‌ی «زیرخاکی» مدیریت «عتیقه» بر ميراث فرهنگي لرستان!   توپ در زمين چه كسي است، مشخص نيست ولي جايي كه من ايستاده‌ام بوي گنج  مي‌دهد،  بوي عتيقه. همه  مي‌خواهند گُل بزنند، كسي داور نيست. كسي نمي‌خواهد با ديگران هم پاسكاري كند.  اينجا اداره‌كل ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري […]

محمود كوماس‌جودكي :

رونق «زیرآبی»‌ در  اداره‌ی «زیرخاکی»

مدیریت «عتیقه» بر ميراث فرهنگي لرستان!

 

توپ در زمين چه كسي است، مشخص نيست ولي جايي كه من ايستاده‌ام بوي گنج  مي‌دهد،  بوي عتيقه.

همه  مي‌خواهند گُل بزنند، كسي داور نيست. كسي نمي‌خواهد با ديگران هم پاسكاري كند.

 اينجا اداره‌كل ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري لرستان است. همه چيز به رنگ باستان است و هياهو.

اينجا هميشه تا دل‌ات بخواهد اتفاق تازه وجود دارد و سوژه‌ي ناب حتي براي خبرنگاران تازه‌كار. چيزي كه فراموش شده است ميراث‌داري فرهنگ است و هنر مديريت.

روايت يك رفت و آمد

به عقب‌تر برمي‌گرديم؛  به 13 دي‌ماه 1390. شبانه مدير عوض مي‌شود. يك مدير ناكارآمد -البته به تعبیر رسانه‌ها-شبانه مي‌رود و يك جوان تقريباً بي‌تجربه در حوزه‌ی ميراث فرهنگي كه تحصيلات‌اش نيز بعدها – يعني تا به امروز- مسأله‌ساز شده است، در منطقه‌ي خوش آب و هواي كوهپايه‌ي قلعه‌ي فلك‌الافلاك در رأس امور اين اداره‌كل مي‌نشيند. او مي‌آيد كه اولين صبحانه مديريت‌اش را دور از چشم رسانه‌ها و فقط در كنار فرستاده‌ي ويژه ي رئيس سازمان ميراث فرهنگي كشور چاشت كند و به همكاران جديدش معرفي شود.

گفته مي‌شود مديري كه عملكردش دادِ همه را تا بام خرم‌آباد برده بود و يا بيشتر، تا فلك‌الافلاك، “ماساژورش” را دردفتر ميراث فرهنگي به ارث گذاشته و رفته است. شايد بعدها به چند قدم آن‌طرف‌تر يعني موزه‌ي عبرت قلعه‌ي فلك‌الافلاك منتقل شود و محمد رحم‌دل كه  به قول خودش دل‌اش از بي‌رحمي‌هاي برخي به ويژه رسانه‌ها گرفته بود مي‌رود، اما رفتن‌اش از ماندش پر هياهوتر است. ميراث‌فرهنگي براي او فقط در دو شهر آن‌هم نيم‌مرده معنا شده بود و ديگر شهرستان‌هاي استان  بي‌بهره از همه چيز، زمان مديريت‌اش را به سر بردند.  او كاري از پيش نبرد و رفت. در روز رفتن‌اش قلعه همچنان در حصار است. آبشارها همچنان بدون امكانات اوليه مثل سرويس بهداشتي، نمازخانه، سكوهاي پيك‌نيكي  و اماكن اقامتي، چشم گردشگران و دوستداران طبيعت را نوازش مي‌دهد و قرار بود باز هم نمايشگاه‌هاي نوروزي‌ صنايع دستي همچنان پول‌آور براي جيب دلالان باشد كه او رفت و نشد.  هتل صخره‌اي خرم‌آباد همچنان ناتمام و بي‌ستاره در مركز شهر مي‌درخشد تا درخشاني كارنامه‌ي اين مدير چشم‌گيرتر باشد. كار استحكام‌بخشي قلعه پس از پنج سال هنوز به درصد چشم‌گيري نرسيده است و در نهايت به قول كارشناسانِ همكار رحم‌دل، بيشترِ آنچه كه او ساخته است را همانند پله‌هاي ناموزون ورودي خانه‌ي تاريخي آخوند ابو بايد بكوبيم و از سر بسازيم.

رسانه‌ها بيشتر از همه شوق و ذوق رفتن رحم‌دل را داشتند اما سوابق و تجربيات مدير جديد( هم‌شهري رحم‌دل) آنها را بيشتر عصباني كرد؛ تا جايي‌كه مانع از برگزاري جلسه‌ي توديع و معارفه‌‌ي وي شدند. اما تجمع اعتراض‌گونه‌ی دو نماينده‌ي خرم‌آباد در مجلس شوراي اسلامي در كنار خبرنگاران و كاركنان ميراث فرهنگي نتوانست مانع از معارفه‌ي عباس گودرزي بشود. بالاخره گودرزي سي و يك سااله با مدرك‌ تحصيلي ليسانس فيزيك از دانشگاه اراك و با سابقه‌ي كاري عضويت در شوراي شهر بروجرد و دبير دبيرستان‌هاي اين شهر بر ميز مديريت اين اداره‌كل تكيه كرد.

در ميراث فرهنگي چه مي‌گذرد؟

هر چه بود گذشت و امروز عباس گودرزي دست‌كم به مدت شش ماه بر ميراث فرهنگي لرستان سرپرستي مي‌كند. آمدن او حداقل اوضاع را براي كار اطلاع‌رساني كمي بهتر كرده و رفت و آمد خبرنگاران به محل قديم دانشگاه لرستان بيشتر شده است. گودرزي بر خلاف رحم‌دل، رسانه‌ها را بازوي توانمند خود مي‌داند و در هر حال پاسخ‌گوي آنان است.

اما گرهِ كار جاي ديگري است و كارمندان نسبتاً پول‌دار ساختمان كلنگي و قديمي ميراث فرهنگي حالا به چند دسته تقسيم شده‌اند: بي‌طرف، منتقد، معترض و مخالف مديريت گودرزي.

گويا كسي موافق نيست و اگر هم هست شجاعت بيان كردن‌اش را گذاشته است براي جلسات محرمانه‌ي اتاق رييس. آنچه كه عيان است دليل مشخصي پشت كارشان ديده نمي‌شود و فقط همه مي‌خواهند رييس باشند. اين هولِ حليم از آنجا شروع شد كه يك تصور پديد آمد و به قول خود اين كاركنان، هيچ كدام‌شان چيزي از گودرزي كمتر ندارند كه هيچ، بلكه مدرك تحصيلي و سابقه‌ي كاري مرتبط هم دارند. اين وضع نا به‌سامان همچنان ادامه دارد و با آن‌كه در هنگام تخريب ساختمان‌هاي دانشگاه، استخر آن هم پُر شد بازار زيرآبي رفتن همچنان پر رونق است.

رسانه‌ها هم بيكار ننشسته‌اند و چپ و راست حرف‌هاي به بيرون نشت كرده از اين اداره‌كل را بدون سنجش صحت به خورد ملت مي‌دهند. خروجي اين آشفته‌بازار چيزي جز گروكِشي و گروكُشي نيست. دروغ‌پردازي و زخم‌زبان زدن تنها هنري است كه اين روزها از دستگاه حافظ فرهنگ اين مرز و بوم پشت سر هم تيتر رسانه‌ها مي‌شود.

چرا چنين شد؟

بايد دوباره به عقب‌تر برگرديم، به زمان مديريت مديران قبل از رحم‌دل. به زماني كه خيلي وقت‌ها به زعمِ عموم – درست یا نادرست- ميراث ملت بين همين میراث‌داران به راحتي تقسيم مي‌شد تا دوام رييس را قوام دهند. اگر ليست كاركنان تازه‌كار (يعني كمتر از چند سال سابقه‌ي) اين اداره را رصد كني هم نام و هم‌خانواده‌ي كاركنان با سابقه، زياد به چشم مي‌خورد. 

سر اين قصه از آنجا درازتر مي‌شود كه ابلاغ به‌كارگيري سي نفر در یگان حفاظتی به دست آقاي رييس وقت رسيد اما او قانع نشد و با چانه‌زني از بالا اين سهم را به دو برابر يعني شصت نفر افزايش داد و با دست پُر به ميان همكاران‌اش بازگشت. به‌كارگيري اين شصت نيرو بين همكاران تقسيم شد و بازي “هزار فاميل” اين بار در گوشه‌ي دنجِ به جا مانده از گذشتگان لرستان به راه افتاد. مدتي نگذشت كه بازي سياست، آقاي‌ رييس را به جاي ديگري رهسپار كرد اما ميراث به جاي مانده از او – يعني سهم‌خواهي از مدير- هم‌چنان گريبان مديران بعد از او را گرفته ‌و مي‌گيرد.

از طرفي ديگر دست‌اندازهاي اداري در اين اداره‌كلِ پُر پول، راه رسيدن برخي كاركنان و عده‌اي از رسانه‌اي‌ها را تا حدودي هموارتر كرده است كه بايد بنشينيم و صبر پيش گيريم كه گودرزي جوان چگونه اين اوضاع را به سر خواهد برد.

استاندار دير اعتماد مي كند

دوباره به امروز برمي‌گرديم؛ اين‌بار نه به اطراف قلعه‌ی فلك‌الافلاك، بلكه چند خيابان آن‌طرف‌تر. روبروي دو رستوران خوش‌خوراك و هميشه پُر مشتري شهر. به استانداري لرستان و جايي كه رييس‌جمهور استان تا به امروز نشان داده است كه انتصاب و يا جابجايي مدير، همان چشمان رويين‌تن است براي مديريت كم‌نقص او. دكتر دهمرده براي تغيير مديران زياد لِفت‌اش مي‌دهد آن‌قدر كه مدير كم‌كار خودش از رو مي‌رود و به بهانه‌اي زودتر از دست به كار شدن او از ميز مديريت‌اش جدا مي‌شود. همين اتفاق شايد دليل اين اوضاع بي‌سامان امروز ميراث فرهنگي باشد. رسانه‌ها در همان روزهاي آغازين مديريت دكتر، به طور مرتب ضعف عملكرد رحم‌دل را به او گزارش مي‌دادند اما دهمرده‌ي كاركُشته نزديك به بيست ماه دست به تركيب ميراث فرهنگي نزد. اين سكوت و سكون آن‌قدر سنگين شد كه ورود مدير جديد شبيه يك كودتا اتفاق افتاد و شوك سنگيني به بدنه‌ي ميراث فرهنگي وارد كرد. شايد عظمت رياست ميراث‌فرهنگي همان‌جا و قبل از شروع به كار گودرزي دچار آسيب شد. آقاي “دكترِ رياضي” هنوز هم سكوت كرده و گويا ميل ندارد سايه‌ي سنگين حاشيه و سرپرست را بر سر اين اداره‌كل بر چيند. البته انتظار هم نمي‌رود كه او دست به كار شود؛ چرا كه حبيب‌الله دهمرده نشان داده كه مرد دير اعتمادي است و شاهد غيب‌اش هم سرپرست‌هاي چندين ماهه و به تعبيري غيرقانوني دفاتر و ادارات كل در حوزه‌ي استانداري است كه بعد از چندين ماه به تازگي تكليف يكي- دو تاي آن مشخص شد. پس نبايد بيش از اين انتظار داشت كه استاندار بخواهد به همين زودي قال سرپرست‌بازي را در ادارات استان به ويژه ميراث فرهنگي بِكَند.

آياعباس گودرزي قابل اعتماد است؟

تمام تلاش گودرزي مصروف بر اين شده كه حتي در كوتاه‌ترين فرصت، نام خود را تا مدت‌زمان مديدي با ميراث فرهنگي لرستان همراه كند. او تلاش مي‌كند نگاه همه از جمله همكاران خود، رسانه‌ها، مديران ارشد استان و بالاخره مديران بالادست خود را به سمت ميراث فرهنگي معطوف كند، تا با همكاري و همفكري آن‌ها رويكرد جهادي خود را در اين حوزه به طور كامل عملي نمايد. او توصيه‌هاي استاندار حتي اگر عمومي و غير مستقيم باشد را خوب درك مي‌كند و تمام تلاش‌اش را به كار مي‌گيرد كه آن‌ها را مو به مو پياده كند و در مصداق همين مورد‌، ميزش را رها كرده و هر روز بين پروژه‌هاي دور و نزديكِ در حال اجرايِ ميراث فرهنگي در گردش است. او با تكيه‌كلام‌هاي خاص خود، مثل “چند خانواده مي‌تونه از اين جا نون بخوره”، به دنبال فرصت‌سازي و ايجاد مزيت اقتصادي در اطراف جاذبه‌هاي توريستي است اما برخي معتقدند كه تجربه‌ی كافي ندارد و برخي ديگر هم نمي‌خواهند او فرصت پيدا كند كه خودش را ثابت كند.

 اصل خطا همين جاست!

رفتن يا ماندن عباس گودرزي مهم نيست، اما آن‌چه مهم است سر و سامان يافتن اوضاع مديريتي در استان و به ويژه ميراث فرهنگي است. اين مدير جوان در فرصت آزمون و خطا به سر مي‌بَرَد و اصل خطا همين جاست؛ چرا هميشه ادارات لرستان به ميدان كارآموزي مديران تازه‌كار تبديل مي‌شود؟ چرا رفتن و آمدن يك مدير در لرستان هميشه اين‌قدر چالش‌ساز مي‌شود؟ از مسائل دستگاه ميراث‌دار فرهنگ گذشتگان كه بگذريم جابجايي مديركل و به دنبال آن سرپرست ميراث‌دار و متولي فرهنگ امروز هم نمونه‌اي ديگر از اين دست است كه به همين شكل و با سم‌پاشي برخي رسانه‌ها شروع شد و پايان گرفت. به راستي اگر امين كمالوند (سرپرست سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي لرستان) به گفته‌ي همان رسانه‌ها ناكارآمد و ناتوان بود، پس چرا در يك استان ديگر(كهكيلويه و بوير احمد) مديركلي گرفت و تا به حال هم به خوبي از پس آن برآمده است؟ (به عنوان مثال برگزاري هفته‌ي فرهنگ و هنر  لرستان و استان متبوع كمالوند را در تهران با هم مقايسه كنيد).

سازمان بهزيستي، اداره‌كل ورزش و جوانان، اداره‌كل ثبت احوال، اداره‌كل دامپزشكي و… نيز كم و بيش با چنين بحران‌هاي مديريتي رو‌به‌رو بوده‌اند. البته تا چند روز پيش نيز شهرداري خرم‌آباد هم‌ در چنين وضع وخيمي به سر مي‌برد.

البته جناب استاندار در هنگام توديع‌ برخي مديران كارآمد و پرتلاش نيز زياد به كرامت‌شان توجهي ندارد و خيلي ساده با آن‌ها خداحافظي مي‌كند، بعضا هم مثل عباس رضايي(مديركل سابق راه و ترابري) و روح‌الله مهربان (مديركل با 17 سال سابقه مديريت امور مالياتي) اصلا بي خداحافظي با آن‌ها خداحافظي مي‌كند.

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :