کد خبر : 4771
تاریخ انتشار : ۷ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۰:۴۲
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 240 بازدید

شعر جهان – توماس هاردي

مردي‌ كه‌ كشته‌ شد اگر من‌ و او در قهوه‌ خانه‌ اي‌ قديمي‌ يكديگر را ديده‌ بوديم‌ شايد با هم‌ مي‌ نشستيم‌ و نوشيدني‌ اي‌ با هم‌ مي‌ خورديم‌ اما چون‌ در جنگ‌ مثل‌ دو سرباز ساده‌ رودروي‌ هم‌ قرار گرفتيم‌ به‌ روي‌ هم‌ آتش‌ گشوديم‌ من‌ به‌ او شليك‌ كردم‌ و در جا او […]

مردي‌ كه‌ كشته‌ شد

اگر من‌ و او
در قهوه‌ خانه‌ اي‌ قديمي‌
يكديگر را ديده‌ بوديم‌
شايد با هم‌ مي‌ نشستيم‌
و نوشيدني‌ اي‌ با هم‌ مي‌ خورديم‌
اما چون‌ در جنگ‌ مثل‌ دو سرباز ساده‌
رودروي‌ هم‌ قرار گرفتيم‌
به‌ روي‌ هم‌ آتش‌ گشوديم‌

من‌ به‌ او شليك‌ كردم‌
و در جا او را كشتم‌
او را زدم‌ و كشتم‌ زيرا
دشمن‌ من‌ بود
آري‌ البته‌ كه‌ او دشمن‌ من‌ بود
و اين‌ مثل‌ روز روشن‌ بود
اما ….

او هم‌ شايد چون‌ من‌ به‌ اجبار
وارد ارتش‌ شده‌ بود
و حتي‌ از سر بيكاري‌
وسايل‌ زندگي‌ اش‌ را هم‌ فروخته‌ بود.

جنگ‌ چيز عجيب‌ و غريبي‌ است‌
به‌ كسي‌ شليك‌ مي‌ كني‌
كه‌ اگر جايي‌ قهوه‌ خانه‌ اي‌ وجود داشت‌
او را به‌ آنجا دعوت‌ مي‌ كردي‌
يا با قدري‌ پول‌ به‌ كمكش‌ مي‌ رفتي.

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

سميه نادي در گفته :

بهترين شعر ضد جنگيه كه تا به حال خواندم. دست مريزاد

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ سه شنبه ۹ خرداد , ۱۳۹۱ ۰۱:۰۲:

ضدجنگ!؟عجب!!!!!!!!!!!!!

[پاسخ]

لطیف آزادبخت در گفته :

فوق العاده زیبا بود ، اما مترجم شعر کیست ؟

[پاسخ]

مرتضا خدايگان در گفته :

با سلام به استاد عزيزم لطيف آزادبخت و سركار خانم نادي. جناب آزادبخت اين از قلم من افتاده و بايد همراه شعر مي نوشتم. ترجمه ي اين شعر بسياز زيبا توسط آقايان : هادی محمدزاده – كامبیز تشیعی صورت گرفته كه منبعش هم سايت سارا شعر هستش. در اولين فرصت نام مترجمين اضافه خواهد شد… تندرست باشيد

[پاسخ]

مرتضا خدايگان در گفته :

اينم شكل اورجينال اثر براي علاقه مندان و اساتيد :
***********

3 The Man He Killed.
From “The Dynasts”

“HAD he and I but met
By some old ancient inn,
wet We should have sat us down to
Right many a nipperkin!

But ranged as infantry,”
And staring face to face,
I shot at him as he at me,
And killed him in his place.

“I shot him dead because
Because he was my foe,
Just so ؛my foe of course he was:
That’s clear enough؛although

“He thought he’d ‘list, perhaps,
Off-hand like just as I
work Was out of had sold his traps
No other reason why.

؛ You shoot a fellow down Was quaint and curious war is!
bar is, You’d treat, if met where any
Or help to half-a-crown.”

[پاسخ]

علیآقا حسین پور در گفته :

جدن بسیار زیبا و پز از مغز ” معنی” بود.

[پاسخ]

جنگ‌ چیز عجیب‌ و غریبی‌ است‌

به کسی دیگر شلیک می کنی

و خود بر زمین می افتی……………

[پاسخ]

مهدی دوست محمدی پاسخ در تاريخ شنبه ۱۳ خرداد , ۱۳۹۱ ۱۹:۱۰:

جهان جای عجیبی است
این جا هر کس شلیک می کند
خودش کشته می شود…
رسول یونان
.
.
.
ممنون مروای عزیز

[پاسخ]

جنگ‌ چیز عجیب‌ و غریبی‌ است‌
به‌ کسی‌ شلیک‌ می‌ کنی‌
که‌ اگر جایی‌ قهوه‌ خانه‌ ای‌ وجود داشت‌
او را به‌ آنجا دعوت‌ می‌ کردی‌
یا با قدری‌ پول‌ به‌ کمکش‌ می‌ رفتی.
___________________________
چه عميق و جانانه. اين شاعران كجا هستند و آنها را از كجا گير مي آوريد؟

[پاسخ]

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :