کد خبر : 4771
تاریخ انتشار : ۷ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۰:۴۲
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 181 بازدید

شعر جهان – توماس هاردی

مردی‌ که‌ کشته‌ شد اگر من‌ و او در قهوه‌ خانه‌ ای‌ قدیمی‌ یکدیگر را دیده‌ بودیم‌ شاید با هم‌ می‌ نشستیم‌ و نوشیدنی‌ ای‌ با هم‌ می‌ خوردیم‌ اما چون‌ در جنگ‌ مثل‌ دو سرباز ساده‌ رودروی‌ هم‌ قرار گرفتیم‌ به‌ روی‌ هم‌ آتش‌ گشودیم‌ من‌ به‌ او شلیک‌ کردم‌ و در جا او […]

مردی‌ که‌ کشته‌ شد

اگر من‌ و او
در قهوه‌ خانه‌ ای‌ قدیمی‌
یکدیگر را دیده‌ بودیم‌
شاید با هم‌ می‌ نشستیم‌
و نوشیدنی‌ ای‌ با هم‌ می‌ خوردیم‌
اما چون‌ در جنگ‌ مثل‌ دو سرباز ساده‌
رودروی‌ هم‌ قرار گرفتیم‌
به‌ روی‌ هم‌ آتش‌ گشودیم‌

من‌ به‌ او شلیک‌ کردم‌
و در جا او را کشتم‌
او را زدم‌ و کشتم‌ زیرا
دشمن‌ من‌ بود
آری‌ البته‌ که‌ او دشمن‌ من‌ بود
و این‌ مثل‌ روز روشن‌ بود
اما ….

او هم‌ شاید چون‌ من‌ به‌ اجبار
وارد ارتش‌ شده‌ بود
و حتی‌ از سر بیکاری‌
وسایل‌ زندگی‌ اش‌ را هم‌ فروخته‌ بود.

جنگ‌ چیز عجیب‌ و غریبی‌ است‌
به‌ کسی‌ شلیک‌ می‌ کنی‌
که‌ اگر جایی‌ قهوه‌ خانه‌ ای‌ وجود داشت‌
او را به‌ آنجا دعوت‌ می‌ کردی‌
یا با قدری‌ پول‌ به‌ کمکش‌ می‌ رفتی.

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

سميه نادي در گفته :

بهترین شعر ضد جنگیه که تا به حال خواندم. دست مریزاد

ضدجنگ!؟عجب!!!!!!!!!!!!!

لطیف آزادبخت در گفته :

فوق العاده زیبا بود ، اما مترجم شعر کیست ؟

مرتضا خدايگان در گفته :

با سلام به استاد عزیزم لطیف آزادبخت و سرکار خانم نادی. جناب آزادبخت این از قلم من افتاده و باید همراه شعر می نوشتم. ترجمه ی این شعر بسیاز زیبا توسط آقایان : هادی محمدزاده – کامبیز تشیعی صورت گرفته که منبعش هم سایت سارا شعر هستش. در اولین فرصت نام مترجمین اضافه خواهد شد… تندرست باشید

مرتضا خدايگان در گفته :

اینم شکل اورجینال اثر برای علاقه مندان و اساتید :
***********

۳ The Man He Killed.
From “The Dynasts”

“HAD he and I but met
By some old ancient inn,
wet We should have sat us down to
Right many a nipperkin!

But ranged as infantry,”
And staring face to face,
I shot at him as he at me,
And killed him in his place.

“I shot him dead because
Because he was my foe,
Just so ؛my foe of course he was:
That’s clear enough؛although

“He thought he’d ‘list, perhaps,
Off-hand like just as I
work Was out of had sold his traps
No other reason why.

؛ You shoot a fellow down Was quaint and curious war is!
bar is, You’d treat, if met where any
Or help to half-a-crown.”

علیآقا حسین پور در گفته :

جدن بسیار زیبا و پز از مغز ” معنی” بود.

جنگ‌ چیز عجیب‌ و غریبی‌ است‌

به کسی دیگر شلیک می کنی

و خود بر زمین می افتی……………

مهدی دوست محمدی در گفته :

جهان جای عجیبی است
این جا هر کس شلیک می کند
خودش کشته می شود…
رسول یونان
.
.
.
ممنون مروای عزیز

جنگ‌ چیز عجیب‌ و غریبی‌ است‌
به‌ کسی‌ شلیک‌ می‌ کنی‌
که‌ اگر جایی‌ قهوه‌ خانه‌ ای‌ وجود داشت‌
او را به‌ آنجا دعوت‌ می‌ کردی‌
یا با قدری‌ پول‌ به‌ کمکش‌ می‌ رفتی.
___________________________
چه عمیق و جانانه. این شاعران کجا هستند و آنها را از کجا گیر می آورید؟

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :