کد خبر : 47815
تاریخ انتشار : ۲۱ فروردین ۱۳۹۳ - ۰۱:۳۶
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 1,120 بازدید

میراث ما ، ویرانه های فراموش شده / قرارگاه شهید شفیع خانی

  به بهانه کاروان های راهیان نور   ویرانه های فراموش شده و خاموش قرارگاه شهید شفیع خانی میراث ما با شفیع خانی چه کردند ثمن قلیل شهادت پادگان شفیع خانی حفظ آثار بازار آهن پول و دیگر هیچ     **************** ” شرف المکان بالمکین” شرف مکان به کسی است که در آنجاست کربلای معلی […]

 

به بهانه کاروان های راهیان نور

 

ویرانه های فراموش شده و خاموش قرارگاه شهید شفیع خانی

میراث ما

با شفیع خانی چه کردند

ثمن قلیل

شهادت پادگان شفیع خانی

حفظ آثار

بازار آهن

پول و دیگر هیچ

    ****************

” شرف المکان بالمکین”
شرف مکان به کسی است که در آنجاست

کربلای معلی برای  شیعیان و شیفتگان حسین ابن علی (ع) حریمیست پاک و مقدس چرا که در آن سرزمین خونها ریخته شد و بدنها پاره پاره، و بنا بر روایات آن “ارواح  مطهر به کالبد آرمیده در خاک و به آن سرزیمین آسمانی توجه و نظر دارند”.
دشت خونین خوزستان و حکایت ماندگار خون و برف بر بلندای قله های سرافرازی حاج عمران وشاخ شمیران و کاتو و.. که در آن روزگار عرصه حماسه ها و شهادتها  بود در حقیقت جلوه ایست از ایثارگری یاران حسین ابن علی(ع) در کربلا و  دردفتر خونرنگ سرزمین نینوا تعریف و تعبیر میشود.
خاکریزهای آن دیار که سالها با شهید و شهادت قرین و همنشین بود بی شک محل نظر و توجه شهدایش بوده و هست و ارتباط معنوی آن ارواح بلند با زایرانشان منقطع نشده، آثار این توجه و نظر رحمت، تغییر حالات روحی و صیقل دلهای زنگار گرفته مشتاقانیست که از مشهد شهدای شلمچه و طلاییه و فکه و بازی دراز و مرصاد…. دیدن میکنند. هجرتی نورانی که جوان با بصیرت تربیت میکند که در طوفان فتنه های زمان مطیع ولی زمانشان باشند بس و این همان پیام ناب شهید است که “پشتیبان ولی زمانتان باشید تا ….”

پس اصالت آن خاک به شهدایش بوده و هست ورنه خاک بسیار است و خاکریز مشتی خاک که در هر جا یافت میشود .خاکریزیکه آمیخته با خون شهید است و بوی پیراهن یوسف برای شفای چشم بسیجیان یعقوب صفتی که از غافله عشاق بر جای ماندند.
در آن روزگاران دور و در عرصه حماسه های جبهه و جنگ مکانها یی محل نزول و اسکان کاروانهای عاشق رزمندگان بود و از آن منزلگاهها  آرام آرام روح لطیفشان پالایش میشد و دم به دم به لحظات پر کشیدن نزدیک و نزدیکتر میشدند

در جبهه این مکانها و قرارگاه ها  خود داستان و قصه های قشنگ و زیبایی دارد . قبرهاییکه برای تقرب بخدا در مقابل گردان تخریب و اخلاص لشگر ۲۷ همچنان به یادگار از آن دوران باقیست و جوانان مومن از راه های دور و نزدیک  به آن مکانها رفته در آن محراب مقدس شهدا به آن فضا و حال و هوا میروند و این پیوند معنوی جوان امروز با شهدا چه برکاتی دارد و چه نور ایمانی در دلها روشن میکند بماند
از این دست مکانهای معنوی در مناطق جنگی جنوب و غرب کم نیستند و حداقل هر یگان و تیپ و لشگر یکی از آن قرارگاه های زمان جنگ را حفظ نموده به عنوان موزه دفاع مقدس زیارتگاه مشتاقان شهدای شهر و استانشانست و قطعا این حرکت فرهنگی  به ریشه دار کردن هرچه بیشتر فرهنگ ناب ایثار و شهادت در جامعه و قشر جوانش منجر خواهد شد

دو کوهه اندیمشک لشگر ۲۷ حضرت رسول : تهران

، قرارگاه شهید غلامپور حمیدیه تیپ ۱۵ امام حسن ،بهبهان ،اهواز،

قرارگاه شهید زین الدین کرخه ۱۷ علی ابن ابیطالب قم،

قرارگاه لشگر ۷ ولیعصر ،اهواز ،

قرارگاه شهید جعفر زاده لشگر ۲۵ کربلا: اندیمشک و احیای قرارگاه هفت تپه  توسط 

لشگر ۲۵

گلف،اتاق جنگ قرارگاه خاتم

 و ده ها قرارگاه دیگر که نیاز به تحقیق بیشتردارد

*******************************************************

1

دانشجوی رشته پتروشیمی دانشگاه تهرانست و در جریان انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاهها ، آن ماهای ابتدایی انقلاب به همراه همسرش با  شوری انقلابی و لبریز ازایمان و اخلاص در کسوت لباس مقدس معلمی(آموزش قرآن) و بهیاری عزم حضور در مناطق محروم بر جای مانده از رژیم ستمشاهی میکنند و در این میان  قرعه بنام لرستان همیشه محروم می افتد لذا بار سفر بسته و در عین گمنامی و اخلاص راهی دیاری میشوند که مردمانش رنگ صداقت دارند و مردانگی و در میان زاگرس نشینان این دیار بی منت و خالص مشغول تعلیم و تربیت  نوجوان و جوان محروم  میشود . یعنی مصداق عینی همان آیه شریفه “الذین هاجروا و جاهدو فی سبیل الله…. و در کنار درس و مکتب، مشق ایثار و از خودگذشتگی میکند  و میز و دفتر و کلاس درس  و تعلیم قرآن عرصه ای برای جهاد در نقطه ای میشود که فقربی سوادی و فرهنگ بیداد میکند.

و بدینسان “محمد” جوانی غریب و کوچ کرده به دیار نداریهای لرستان اسوه ای از ایثار و از خود گذشتی برای مردمان این سامان میشود .

قابل توجه همشهریانی که به محض تصرف میزها!! به همه چیز و همه کس پشت کرده به خیال پنبه دانه های پوسیده دنیا دین خود با دنیای نامردمی ها معامله میکنند
در چنین حال و هوای مجاهدانه ای دیو ددمنش و نوکر سر سپرده  دنیای استکبار  که تاب استقلال و آزادگی ملتی مسلمان و مجاهد را بر نمیتابند به دست و پا افتاده و برای خاموش کردن این انفجار نورانی ارزشها انقلاب   هجوم ناجوانمردانه ای به خاک میهن اسلامی آغازمیکنند و “محمد “این جوان مخلص و انقلابی که سربازی از سربازان مخلص ولی زمانش خمینی کبیر است میز و دفتر و تعلیم را رها کرده پا به عرصه ای  والاتر مینهد  و راهی خوزستان، سرزمین خونها و لاله ها میشود . همان راهی که هم نسلانش چون حسن باقری ،همت و باکری و….بر گزیدند…..و در عملیاتهای فتح المبین ،بیت المقدس ،طریق القدس میجنگد و میجنگند ،

محمد  پس از مدتی  فرمانده گروهی از نیروهای اهوازی شده در عملیات رمضان شرکت میکند و او که عاشق صفا ، صمیمیت و صداقت همرزمان لرستانیست پس از تشکیل تیپ ۵۷ حضرت ابوالفضل در تابستان ۱۳۶۲ به عنوان معاون ستاد به جمع دلاور مردان لرستانی ۵۷ می پیوندد و درآوردگاه حماسه و ایثار خیبر و محور چزابه  با شور و اشتیاق به شهادت آرام آرام محیای وصال یار میشود

چه خوشست حال مرغی که قفس ندیده باشد             چه نکوتر آنکه مرغی زقفس پریده باشد
پر و بال ما شکستند و در قفس گشودند            چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد

2

برادر عینعلی رضایی یکی از نیروهای تخریبچی تیپ ۵۷ و راه گشای معبر عبور گردانهای عمل کننده درجنوب شرق جزایر مجنون (محور چزابه) نقل میکند : ،  نیروهای سبکبال تیپ ۵۷ حضرت ابوالفضل(ع)  در نقطه رهایی حمایلها بسته و جسور و بی باک محیای نبردی دیگر میشدند. حال و هوای غیر قابل وصفی بود. در آن شب به یادماندنی عملیات به محمد که از عملیات رمضان میشناختمش برخورد کردم و در آخرین دیدار به محض دیدنش چون باران بهاری شروع به گریه کرد و گفت: فرماندهان مافوق مانع از حضورم در کنار رزمندگان و شرکت در عملیات میشوند رضایی اگر به میادین مین رسیدی درآن لحظات که به شهادت و جانبازی نزدیک هستی از ته دل برایم دعا کن که به آرزویم شهادت برسم.
درآن شب عاشورایی محمد دلشکسته وخسته از دنیا و قفس تن در نقطه رهایی نیروها به اجبار بر جای میماند.
در شروع مراحل اولیه عملیات ،گردانی از نیروهای الیگودرز برای ورود در عملیات به منطقه وارد میشود و برای هدایت گردان به خط به راهنمایی نیاز میشود و” محمد شفیع خانی” فرصت را از دست نداده  راهنمای گردان ابوذر میشود و در عملیات شرکت نموده و به آرزوی دیرینه اش رسیده شهادت را در آغوش میگیرد.

                             *********************************

3

       قرارگاه سردار شهید محمد شفیع خانی  مدت کوتاهی بعد از جنگ

4

بعد از جنگ و خاطره های ویران شده

و اما

آن میعادگاه مقدس شهدا میتوانست امروز “دو کوهه ای “برای همشهریان و نسل جوان باشد که با همت مسولین تیپ ۵۷ این میراث گرانبها و قدمگاه و خیمه گاه شهدایمان که پر  از نغمه  و نجوای عارفانه عزیزانمان بود سقف شکافتند و ستونهای مجروح و دیوارهای پر دردش را که در دل هزاران خاطره مدفون داشت فرو ریخته آهن پاره هایش را در بازار آهن فروشان دنیا به کمترین بهایی به تاراج دادند، بازاری دنیایی  و خاکی که ارزش الماس گون شهید و سرمایه های رفیع معرفت آن نسل را به کمترین بهایی خریدار نیست، آن سقف و ستونهای پر درد را ویران کردند . و تداعی کننده آن خاطرات ناب که میشد هدیه ای معنوی و راهی روشن برای نسل جوان شهر و استانمان باشد به ویرانه ای بدل نمود

5

خاکی که بر آن بذر نان پاشیده شد و قوت دنیاییان ! یا به تعبیری محراب و سجده گاه عزیزانمان که از دامنش به اوج رسیده جان فدا کردند، همان زمین پاک خدا که سالها قدمگاه خوبترین خوبان عالم امکان بود ،آن خاک و حریم مقدس که بر قدمهایی بوسه زد که لبریز از تواضع و خشوع بر آن گام نهادند و این زمین که چند صباحی بیش میزبان حضور پر نورشان نبود ، ذره ای هوا و هوس و تکبر و درشتی در کردار و کلامشان حس نکرد یعنی مصداق آیه شریف: “عبادالرحمن الذی یمشون علی العرض هونا و اذا …… ”
“حسینیه دو کوهه را تصور کنید و به این تصاویر ویران شده هم نظری !!! ما هم مقر گردان اخلاص داشتیم واحد تخریب و حسینیه ای که از نوای دلنشین و سوزناک ذکر و مناجات شهدایمان لبریز بود در دو کوهه این مکانهای مقدس همچنان زیارتگاه عاشقان و محبان شهداست آنجا مقر لشگری بود (حضرت رسول) و اینجا هم مقر لشگری (۵۷ ابوالفضل)  در این باب به این شعر توجه کنیم :

ای گران جان خوار دیدستی مرا
زانکه بد ارزان خریدستی مرا
هرکه او ارزان خرد ارزان دهد

“گوهری، طفلی به قرصی نان دهد”

6

ساختمان ویران بسیج

 در بدو ورود هر بسیجی به قرارگاه شهید شفیع خانی میبایست به ساختمان بسیج مراجعه کند ساختمانیکه حال جز خرابه ای ویران اثری  از آن بر جای نیست. 

  واحدی از لشگر که هر رزمنده به محض ورود به آن فضای پاک و معنوی باید سرکی به آنجا هم میکشید یا به تعبیری هر شهیدی که رفت و ماندگار شد و یا هر رزمنده ایکه بسیجی باقی ماند  یا که در طوفان فتنه های روزگار نماند و محو شد.

 7

        دیوارهاییکه میتوانست با تو حر ف بزند و تو جا مانده از قافله های عاشقی    برایش درد دل کنی!

8

9

حوض مقابل حسینیه شهید همت دو کوهه

10

حسینیه شهید همت دوکوهه

12

13

حسینیه ویران شده  موقعیت شهید شفیع خانی

14

 همان حسینیه مقر شهید شفیع خانی  و آخرین دعای کمیل مداح شهید (جانشن گردان کمیل)حجت الله سرتیپ نیا پانزده روز قبل از عملیات کربلای پنج و شهادتش

15

حسینیه مقر شهید شفیع خانی و تلی از ویرانی!!
16
17
18
19

  ساختمان ویران  واحد تبلیغات تیپ ۵۷ حضرت ابوالفضل(ع)

20

21

         تصاویر مربوط به سایت انفطار است که اشباها آدرس وبلاگ گردان کمیل بر روی آن درج شده است

 

با تشکر از دکتر ایرج سرتیپ نیا

 

منبع : گردان کمیل

http://www.gordankomeil.ir/

 

 

درج شده توسط : بهزاد باقری / دبیر سرویس شهدا و منتظران " میرملاس نیوز "bagheri1348@yahoo.com

دیدگاه ها

مهدی رشنو (بهزاد گرافیک ) همه بخوننش در گفته :

سلام و درود به روان پاک شهیدان
و خسته نباشید به شما عزیزان
در مورد شهدای کوهدشت بیشتر مطلب بگذارید

فیروز ایازی در گفته :

باسلام خدمت جناب آقای سرتیپ نیا جدا باگذاشتن این تصاویرماروبه حال وهوای زمان جنگ بردیدواقعادستتون دردنکنه خداوندرحمت کندهمه سرداران شهید دفاع مقدس بخصوص برادران سرتیپ نیا که ازهمکلاسی های عزیزبنده بودند

هادی قبادی در گفته :

باسلام و تشکر فراوان از عزیزمان دکتر سرتیپ نیا
در این شرائط اگرجه ظاهراً جز حسرت و آه ، کار دیگری از دستمان بر نمی آید اما پیشنهادی ولو خام و مطالعه نشده به ذهنم خطور کرده که می تواند مورد بررسی قرارگیرد و اگر اراده جدی و عزم راسخ مسؤولین ذیربط و حمایت و مطالبه یادگاران دفاع مقدس بر آن قرار گیرد شاید قدری آن ضایعه ، قابل جبران باشد و آن اینکه :
۱- تکلیف مالکیت اراضی و عدم مانع برای اجرای پروژه ساختمانی پادگان شهید شفیع خانی روشن گردد.
۲- تیپ ۵۷ حضرت ابوالفضل علیه السلام ، سپاه ، استانداری لرستان ، بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس و دیگر مراجع ذیربط بطور جدی به میدان آمده و برای احیاء دوکوهه لرستان با استفاده از تصاویر موجود و بهره گیری از فرماندهان و نیروهای آن دوره وارد عمل شوند .
۳- یادگاران آن دوران ، در یک حرکت جهادی با مشارکت همه جانبه فرزندانشان ( نسل امروز ) تمامی امور مربوط به بازسازی مجموعه را عهده دار شوند .
۴- مراجع ذیربط طرح های خود را برای آماده سازی و حفظ و نگهداری مجموعه مهیا نمایند .

در صورت اجرایی شدن این پیشنهاد شاید قدری از آن حسرت قابل جبران باشد . ان شاء الله

ناشناس در گفته :

با سلام آقای قبادی شما که خودتان با مراجع ذیربط ارتباط دارید آستین ها را بالا بزنید تا دیگران هم وارد عمل شوند فقط پیشنهاددهنده نباشید.

برادر عزیز جناب حاج هادی قبادی همه ی این ها را که گفتی خوب بود اما قبل از ویرانی .
آن دیوارهایی که روز عزیمت بچه ها به خط مقدم قامت استوار داشتند وتکیه گاه اشک ریختن ما بود که باز هم از قافله معراجی ها جا ماندیم خراب شد ودیگرهیچ دیواری جای آن را نمی گیرد .
موکت های خشک کف حسینه دیگر بوی اشک های ریخته شهیدان خدا را نمی گیرد .
زنجیر در دژبانی را به خاطر دارید وقتی که از مرخصی بر می گشتیم به چه ولعی از رویش می پریدیم وهنگام رفتن به مرخصی به داخل پادگان می نگریستیم نکند بعد از ما گردان را حرکت دهند .یادتان هست تانکرهای آب و صف وضو برای نماز اول وقت ویادتان هست مانورهای شبانه به سمت اندیمشک .همه ی آنها را دربرابرمان شخم زدند واینک افسوس که ندیمش وخراب شد .همیشه وقتی از کنارش می گذشتم به فرزندانم می گفتم اینجا شفیع خانی است وجایگاه ومقر هزاران پرستوی مهاجر که اینجا وضوی شهادت می ساختند وراهی می شدند .
براستی چرا باید دوکوهه اینقدر آباد واینجا این گونه ویران شود .با همه ی احترامی که برای دوکوهه قائلم اما برای من هیچ صفا وخاطره ای ندارد .زیرا من رزمنده شفیع خانی هستم وآنجا مشق عشق وشهادت کردم .
یاد همه ی خاطرات شیرین شفیع خانی به خیر ودرود وسلام خدا بر همه ی مسافران دیروز شفیع خانی که اینک در جوار الهی هستند

سعید بالنگ / دبیر سرویس شهدا ( دلاوران لرستان ) "میرملاس نیوز در گفته :

سلام آقای فلاح
از حضورتون در بخش شهدای میرملاس سپاسگذارم
ممنون میشیم اگر خاطرات و تصاویرتون از جبهه و دفاع مقدس در اختیارمون بگذارید

کريم امرايي در گفته :

متاسفانه در طول تاریخ همواره در حق لرستان کم لطفی های زیادی شده اینبار نیز کم لطفی در حق شهدا و ایثارگران لرستانی پادگانی که میتوانست مرحمی بر درد رزمندگان هشت سال دفاع مقدس باشد ،همانجایی که در و دیوارش پر از خاطره بود برای بازماندگان ان دوران طلایی،میشد ان مکان مقدس را بعنوان یادمان شهدای لرستان حفظ نمود با کمال ناباوری به ویرانه ای تبدیل شده است،افسوس…..
اقا ایرج دست مریزاد اقای بالنگ سپاس،یاد دلاورمردان شهید فیروز و حجت سرتیب نیا را هم گرامی میداریم

سعید بالنگ / دبیر سرویس شهدا ( دلاوران لرستان ) "میرملاس نیوز در گفته :

ممنون از حضورتون آقای امرایی
باید کاری کرد فکری کرد
نباید بگذاریم مکان مقدسی که یادگار شهدای لرستان است اینجور نابود بشه و از بین بره

با سلام
واقعا ناراحت کننده است. شفیع خانی برای بسیاری از رزمندگان لرستان خاطرات فراموش نشودنی را با خودش داشت.
البته جای تعجب نیست که این پادگان نیز مانند رزمندگان این دیار در حاشیه باشد. حال آنکه بخش اعظمی از بار سنگین دفاع مقدس بر دوش جان بر کفان این دیار بوده است
دوکوهه و شفیع خانی به موازات هم میزبان رزمندگان بودند.
اما وضع فعلی دوکوهه کجا و شفیع خانی کجا؟؟؟؟
آقای بالنگ از توجهتون بسیار متشکرم

وبلاگ گردان محبین در گفته :

شفیع خانی تمثیلی از عاشقی است. اولین پله نردبان شهادت. شفیع خانی ، یکی از سربندهای سرخ ، بر پیشانی خاک جبهه است.. شفیع خانی فقط یک پادگان، همراه با چند سوله نبود ؛. پایتخت معنوی هزاران هزار بسیجی جانباز سردار و رزمنده و آشیانه پرستوهای بی نام و نشان است . شفیع خانی خاکی است پر از ستاره..

وبلاگ گردان محبین

محمود حاتمی در گفته :

با سلام روز گاری شفیع خانی دل ما را به آسمان پیوند می داد ،واینک وجودمان با خاطراتی با حضور شهدا در شفیع خانی صفا می یابد خاک ها وزمینش متبرک است چون قدمگاه رزمندگانی بود که دلهاشان رابه خداسپرده بودند. سربلند و سر افراز باشید ،

سلام برادربالنگ واقعا” جای تاسف است که مکان مقدسی این چنین به راحتی تخریب گردد واقعا” چرا اینجا مقدس بود به واسطه حضور مردان بزرگی که روزی جوان بودن وجنگیدن وشهید شدن آیا مسئولین مافراموش کرده اند کربلا اگزر مقدس شده به خاطر خاکش نیست بلکه به خاطر خون شهدای کربلاست چراباید آثار دوره ساسانی حفظ شود چون تاریخ ماست اماآثار جنگ وقدمگاه شهدا تخریب شود به خدا ازدیدن این صحنه به جوش آمدم این مکان جزء آثار معنوی مابوده

یادشهید عینعلی رضایی گرامی باد به حق مورد رضای خدا قرار گرفت که خوب انتخاب شد این شهید بزرگ مین های زمینی راتخریب می کرد وخنثی مابدون توجه پا روی مین های گناه می گذاریم آنهامعبر جنگ باز می کردن مامعبر گناه آنها کجا ما کجا

سعید بالنگ / دبیر سرویس شهدا ( دلاوران لرستان ) "میرملاس نیوز در گفته :

سلام امین جان
آقای رضایی شهید نشدن

داغ دیده در گفته :

برادر عزیزم ,یادگار شهدا و رزمنده دوران دفاع مقدس جناب اقای دکتر سرتپب نیا
از اینکه به فکر مظلومیت شهدا و رزمندگان دیار لرستان هستید سپاس گذارم تا زمانی که لرستان گرفتار باند بازی است هیچوقت به جایی نخواهد رسید اگر به استان های دیگر بنگریم می بینبم که چه احترام خاصی برای شهدا و بازماندگان جنگ دارد این مایه ی تاسف است برای استان لرستان که قرارگاه شفیع خانی(قدمگاه رزمنگان لرستان) در جلوی چشمان آقایانی که دنبال جاه و مقام دنیایی هستند به این روز بیفتد و متاسفانه اقایان حاضر نیستند کلمه ای در این خصوص بنویسند چون مطالبت به حق و غیر قابل انکار است و باور کن اگر درون مایه مطالب تعریف و تمجید از آقایان بود این کامنت جولانگاه تقدیر و تشکر بود.

سرتیپ نیا در گفته :

دیوارهای تزویر و تملق این شهر آنچنان بلند است که ندای مظلومانه آن حریم آسمانی به آن نرسد. و این یادها و فریادهای غریبانه همچنان باید بر ویرانه های فراموش شده اش مدفون بماند و مغفول ،و این تک صداییست حزین که در پایکوبی و شیپور گوش خراش شعارهای ناخالص این دیار گم میشود.
صدایی غریب و تنها که چون نسیمیست بی اثر بر کویر سوزان دلهای غبار گرفته و بی فروغ .

سلام جناب آقای دکتر سرتیپ نیا خسته نباشی .مثل همه مشکلات دیگر استان لرستان این هم یکی از مشکلاتیست که دست اندر کاران لرستانی در اقصی نقاط فقط به فکر پست ومقام خود هستند وهیچ وقت حاضر نیستند به خاطر آن(مقام) حتی صدای این مردم را به گوش مسئولین کشور برسانند؟؟؟؟؟.شهدا و رزمندگان لرستانی هم مثل هم استانیهای عزیزمان مظلوم واقع شده اند ……مثل امکانات رفاهی وضعیت جاده ها مشگل بی کاری جوانان تحصیل کرده ودیگر مشلات……………..

ای کسانی که مانده ایدبعد از شهدا و بر صندلیهای قدرت تکیه داده اید فردا باید در مقابل شهدای لشگر ۵۷ ابوالفضل (ع)جوابگو باشید که چرا قدمگاه شهیدانمان با خاک یکسان شده است و ان روز نزدیک است.

مسيحا برزگر در گفته :

آنچه درباره‌ی شفیع‌خانی می‌دانید، فقط یک قطره است از دریایی که کرانه ندارد. در آشفته‌بازار زندگی کسی درنگ نکرد تا دمی او را چنان که بود ببیند. دیدن او چشمانی پاک از زنگار ذهنیت‌های معتاد لازم داشت. بدیهی‌ست، دیدن هر آنچه آسمانی‌ست و صورت زمینی پیدا کرده است، با چشمان سر ممکن نیست. در این عرصه، تنها قلب است که آشکارا می‌بیند. محمد شفیع‌خانی، با حضور خود، دیدن خدای نادیدنی را با چشمان سر ممکن کرده بود. او را که می‌دیدی، خدا را می‌دیدی که در سیمای یک انسان بر روی خاک گام برمی‌دارد. اگر آدم‌ها فقط به اندازه‌ی انگشتانه‌ای از اقیانوس حضور و عشق و بی‌پیرایگی شفیع‌خانی بهره برده بودند، اکنون پادگان شفیع‌خانی دیگر فقط تلی از آوار نبود، بلکه زیارتگاهی بزرگ بود برای زائران عشق و عرفان و سادگی، معبدی بود برای ستایشگران لطافت و سبکبالی. چه بگویم؟ مشغول آماده سازی تفسیر دو جلدی او از کلمه‌ی مبارکه‌ی لا اله الا الله هستم. تا کنون هیچ‌کس چنین کشف‌المحجوب نکرده است! گرچه حضور خود او عین کشف‌المحجوب بود؛ عین عینیت یافتن حق. پادگانش نپایید، یاد خوبش پاینده باد! بعید است چون اویی باز تکرار شود. کاش می‌دانستید او که بود که در حجابی از تواضع پوشیده بود!

هرنگ دل در گفته :

دیروز شفیع خانی و امروز معشوره.
کجا داند ز حال ما سبک باران ساحل ها

س.م.والی پور در گفته :

سلام بردکترسرتیب نیا ، یادگار شهدا وبازمانده ی جبهه های غرب وجنوب ایران
دکترجان بجز اینکه داغی تازه ونو بر دلهایمان نهادی وحسرتی دیگر بردلمان گذاشتی بنظرم کار دیگه ای نکردی. فکرکنم جنابعالی هنوز تفکرات جبهه وجنگ ویکرنگی وصداقت و…… ازمغزتان بیرون نرفته وبه دور وبر خودت وروزگاری که درآن ، مشغول زندگی هستی نگاهی نکردی واگه کردی بیخیال همه چیز این روزگار شدی وفقط قصد داری که داغ دل بچه های جبهه وجنگ را بیشترکنی تا زودتردغ مرگ شوندوراحت شونداز……….. بنظر شما کسی یا بهتربگویم وجدان بیداری پیدا می شود که در این زمینه خودرا سهل انگارومقصربداند؟ بجزاینکه همه ، تقصیرها وکوتاهی ها رابرگردن دیگران میاندازند.بقول شما ودیگررزمندگان ،بچه های لرستان ، چه چیزی کمتراز رزمندگان سایراستانها داشتند. تنها چیزی که من میبینم اینه که رزمندگان سایراستانها مسئولینی دلسوز داشتند که ما نداشتیم .اکثرمسئولین ما فقط بفکرجناح بازی و ترویج تفکرات پوچ وریا کارانه خودهستند. و تنها چیزی که درفکرشان خطور نمی کند رزمنده ویادمان رزمندگان است. چه رسد به ……………
آقای دکتر درد دل زیاداست ولی متاسفانه گوش شنوا نیست . و این روشی که شما درپیش گرفته اید بهترین روش برای تازه کردن داغ دل وحسرت خوردن رزمندگان لرستانی است. اگه ادامه پیدا کند شاید درآینده ای نه چندان دور ، خبر دغ مرگ شدن تعدادی از همسنگرانت را بشنوی . حالا دیگه خود دانی. بقول معروف : این گوی واین میدان.

س.م.والی پور در گفته :

از آقای سعیدبالنگ که ایشان نیز همچون دکترایرج سرتپ نیا ، با اون دل صاف وصادق ویکرنگش هر روز داغ تازه ای بر دلهایمان می گذارد بی نهایت تقدیروتشکرمی شود.امیداست که خداوندمتعال این خدمات بی شائبه ی شمارا مقبول درگاه حقش قراردهد. آمین یا رب العالمین.

سعید بالنگ / دبیر سرویس شهدا ( دلاوران لرستان ) "میرملاس نیوز در گفته :

ممنونم آقای والی پور

با سلام خدمت دکترایرج سر تیب نیاکه خود یادگاری دلسوخته ازدفاع مقدس هست
واقعا بسیاردردناک هست بنده هم گرچه خودجبهه ودفاع مقدس را به اقتضای سنم درک نکردم اما همین ایام قبل از عید وقتی که از پاد گان شفیع خانی بنا به یک مو قعیت کاری دیدار کردیم بغض گلومون رو گرفت که چرا مسئو لان مابه خصوص بنیاد حفظ و نشر ارزشهای دفاع مقدس حرکتی نکردن و این میعاد گاه مقدس چنان با خاک یکسان شد
چرا استان های دیگه هر کدوم یاد مانی از دوران مقدس حفظ کردند

با سلام خد مت بردار عزیز جناب دکتر ایرج سر تیب نیا که خود از یادگاران دلسوخته دفاع مقدس هست
واقع بسیار در دناک هست بنده که به اقتضای سن دوران دفاع مقدس رادرک نکردم اما همین ایام قبل از عید که بنابه یک ما موریت کاری از پادگان شفیع خانی بازدیدی کردم بسیار ناراحت شدیم و این سئوال برامون پیش اومد مسئو لان فر هنگی استان ما به خصوص بنیاد حفظ و نشراثار و ارزرشهای دفاع مقدس کجایند و پاسداران مسئو ل کجایندکه چنین میعادگاه شهدای لر ستان و همرزمانشان رابه خاطر دنیا ویران کردند

مسيحا برزگر در گفته :

چه چیزی محمد شفیع‌خانی را تا بدان پایه بالا برد؟
پاسخ به این پرسش، ساده است:
شور عاشقانه!
محمد شفیع‌خانی، مست خدا بود.
او با اعمال قهرمانانه و ایثار بی‌پیرایه‌اش، خود را وقف کرده بود.
محمد شفیع‌خانی شدن ساده است، دو قاعده بیش ندارد: پرستش بی‌پیرایه‌ی خداوند و خدمتِ بی‌چشمداشت به خلق.
آری، ساده است،
اما آسان نیست.

مسيحا برزگر در گفته :

محمد شفیع‌خانی در ساحت فقر کامل می‌زیست.
فقر کامل، یعنی بی‌پیرایگی روح.
در دل بزرگ او، پیرایه‌ی دانسته‌ها نبود.
در دل بزرگ او، پیرایه‌ی قدرت نبود.
در دل بزرگ او، پیرایه‌ی ثروت نبود.
در دل بزرگ او، پیرایه‌ی شهرت نبود.
او چنان سبک بود که گاهی تردید می‌کردم پاهایش زمین را لمس کنند.
آنچه از قلبش می‌تراوید و همچون مُشک هوا را عطرآگین می‌کرد،‌عشق بود و شور و سرمستی.
لحن صدایش به آواز قدسیان شبیه بود؛ دل‌های مُرده را زنده می‌کرد.
نیایشی داشت بسان بارانِ بهار.
آری، او حادثه‌ای بود در زندگی ما.

شفيع خاني در گفته :

سلام . عرض تشکر دارم از مطلب زیباتون و ابراز لطف همه دوستان. ان شاالله فردای قیامت در مقابل شهدا سرافکنده نباشیم. یا حق.

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :