کد خبر : 4786
تاریخ انتشار : ۷ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۰:۵۸
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 222 بازدید

شعر ايران – غلامرضا بروسان

مي خواهم گوش باد را بگيرم  که اين همه در موهايت نپيچد و با زندگي ام بازي نکند تو هم کاري کن مثلا دکمه پيراهنت را ببند مثلا دامنت را جمع کن و فکر کن که پياده رو خيس است…  

مي خواهم

گوش باد را بگيرم

 که اين همه در موهايت نپيچد

و با زندگي ام بازي نکند

تو هم کاري کن

مثلا

دکمه پيراهنت را ببند

مثلا

دامنت را جمع کن

و فکر کن که پياده رو خيس است…

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

سميه نادي در گفته :

غلامرضا بروسان عالي بود. حيف زود رفت. چه شعر زيبايي انتخاب كرديد

علیآقا حسین پور در گفته :

گاهی شعری زیبا چون کار”غلامرضا بروسان”
مجبورمان می کند… در تخیل اش غرق شویم.
تا خیس پیاده رو، و دکمه ی باد شویم.

گراوند در گفته :

عالی بود

مگه فقط توشعر!!!

متعجب الدوله در گفته :

ها !!!! چي گفتي باران ؟ گنگه .بيشتر توضيح بده

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :