کد خبر : 48189
تاریخ انتشار : ۲۶ فروردین ۱۳۹۳ - ۲۳:۲۹
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 204 بازدید

مولف لرستانی به دنبال واکاوی تاریخ افغانستان

      مسعود یک کاریزمای مسلمان است/”مسعود” مهجور ؛ “چه گوارا” نقش بسته بر پیراهن جوانان مسلمان رضا سپهروند؛مولف لرستانی درکتاب” ازشیر پنجشیر تا قهرمان ملی” به فراز وفرود زندگی سیاسی ومبارزاتی” احمد شاه مسعود” رهبر اسلام گرای افغانستان در برهه زمانی خاص پرداخته است. به گزارش  میرملاس نیوز به نقل از سفیر افلاک […]

 

Untitled-1

 

 

مسعود یک کاریزمای مسلمان است/”مسعود” مهجور ؛ “چه گوارا” نقش بسته بر پیراهن جوانان مسلمان

رضا سپهروند؛مولف لرستانی درکتاب” ازشیر پنجشیر تا قهرمان ملی” به فراز وفرود زندگی سیاسی ومبارزاتی” احمد شاه مسعود” رهبر اسلام گرای افغانستان در برهه زمانی خاص پرداخته است.

به گزارش  میرملاس نیوز به نقل از سفیر افلاک ؛ شاید مهمترین دلیل اهمیت این تالیف از آن جهت باشد که شخصیتی مانند احمدشاه مسعود برای خیلی از مردم منطقه ناشناخته مانده است ومولف لرستانی این اثر تلاش نموده تا باواکاوی این شخصیت درقالب نظریه کاریزمای “ماکس وبر” این مهم را به منصه ظهور برساند.

 

درزیر گفت وگویی داشته ایم با رضا سپهروند مولف این اثر که تلاش شده تا به دور از هرگونه حب وبغض وجانبداری به تحلیل این اثر پژوهشی پرداخته شود:

 

**به عنوان یک مولف؛ اینکه شما این موضوع را مد نظر گرفته وسعی کرده اید مسائل منطقه رابامحوریت این شخصیت درنظر بگیرید چه بوده است؟علاوه براینکه درمنطقه بحران های زیادی را شاهد بوده ایم از جمله سوریه، عراق، پاکستان  وخیلی دیگر از کشورهای منطقه؟شما روی شخصیتی کاریزما تیک به نام احمدشاه مسعودافغانی به پژوهش پرداخته اید.کشوری که با ورود طالبان با بحران خاصی مواجه شده است؟

 

– دلمشغولی وآشنایی من درمبحث مربوط به تاریخ نگاری وتاریخ شاید بیشتر ریشه خانوادگی دارد.شاید یکی از دلایل عمده اش علاقه وافر مرحوم پدرم به تاریخ شناسی ومطالعه تاریخ مخصوصا تاریخ کشورهای هم فرهنگ با فرهنگ ما باشد.بی دلیل نیست که همزمان با انقلاب ایران یک سری اتفاقات خاص وهمزمان به وقوع پیوست؛ ازجمله حمله ارتش سرخ به کشور افغانستان که این کشور با چالش های جهانی دربرابراین تهاجم روبروشد.به تبع افغانستان ومردم آن درگذشته نه چندان دور که جزیی از خراسان بزرگ بوده از باب فرهنگی وزبانی با کشور ما قرابت داشته است.

طبیعتا این همزادپنداری که ریشه در فرهنگ غنی وارتباطی که بین کشور ما با افغانستان بوده وهست وجود دارد.همین طوری که می دانیم برعکس گفته هایی که هست؛ درافغانستان بیش از صد قومیت بزرگ وکوچک زندگی می کننداما چهار گروه قومی در افغانستان هستند که برتری دارند؛ گروه پشتون ها که پشتون زبان هستند وبه زبان اردو صحبت می کنند،تاجیک ها که درجنوب شرق افغانستان بیشتر دیده می شوند،تاجیک های فارسی زبان که بیشتر درشمال افغانستان وسنی مذهب هستند، پشتون ها هم همینطور سنی مذهب هستند،ازبک ها که درشمال افغانستان زندگی می کنند. اینها اکثرا سنی مذهب هستند واما درمرکز افغانستان ما قوم هزاره را می بینیم. این قوم، قومی هستند که قریب به یقینشان تشیع هستند. حتی در قومیت های مختلف که اشاره شد شیعه مذهب هم وجود دارد.ولی نگرش من این پژوهش، دیدگاهی مذهبی نبود .

 

ولی آن چیزی که برای من درمبحث افغانستان بسیار مهم و جالب توجه بود؛بررسی ریشه فرهنگی این دوکشور بود.ایران وافغانستان. بیشتراز دومحقق درافغانستان  برروی این شخصیت کارمطالعاتی انجام نداده اند. درمورد احمد شاه مسعود کاملا این خلاء درکشورما ودرکشورهای فارسی زبان وجود داشت ودارد. یکی از این محققان، چنگیز پهلوان است که باگرایشات مذهبی و ملی پیش رفته است ودیگری حسین جعفریان که قبلا دودوره کارگزار فرهنگی ایران درافغانستان بوده وزمانی که با احمد شاه مسعود درافغانستان بوده پایش را از دست می دهد .جعفریان یک مستند سازاست که باساخت مستند “شیرپنجشیر” زندگی مبارزاتی احمدشاه رابه تصویرمی کشد.

 

هنگامی که به دنبال تحقیق دراین رابطه بودم حتی در بنیاد شهید مسعود هم هیچ گونه منبع و کتاب علمی درمورد این شخصیت ندیدم.منابعی که موجود بود یا شدیدا درمدح وی بوده یا اینکه کاملا به وی بهتان زده اند.

 

من در بررسی هایم سعی کردم یک جنبه بی طرفانه و علمی را درنظر بگیرم ویک ساختار کاملا علمی را مورد بررسی قراربدهم.

 

واقعیت این است که چارچوب شخصیت احمدشاه مسعود، چارچوب شخصیتی کاریزماست؛ چون براساس تعریفی که “ماکس وبر” از نیروی کاریزما می دهد، شخصیت های کاریزما افرادی هستند که جانشین ندارند ومرید پرورند ؛ یعنی افرادی که در پیرامونشان قرار می گیرند علاقه شدیدی به آنها  دارند. علاوه بر جایگاه قانونی که می تواند داشته باشد، قدرت درونی وروحانی دارد که آن شخص را بارز می کند.به تبع احمد شاه مسعود را بی نصیب ازاین قضیه ندیدم ووی را ازاین جنبه  وبراساس” نظریه الیتیسم “مورد بررسی قرار دادم وبراساس این فرضیه هم پیش رفتم.

 

**پس به نظرشما این نظریه کاملا درمورد وی صدق می کند؟

 

 فکرمی کنم این اثرصدردرصد از ایرادخالی نیست ولی به طور کل صدق می کند.دراین میان دلمشغولی ها ودیدگاه احمد شاه مسعود قابل توجه است؛ یکی اینکه زمانی که احمد شاه مسعود به ایران  آمد درجمعی گفت چه کسی به فرهنگ وادب فارسی اهمیت داده ومقید بوده؟ هرکسی چیزی گفت. مسعود اشاره کرد که یک نفر درزمان قدیم خیلی به زبان فارسی خدمت کرده است. گفتند چگونه؟گفت: اگر دیدی درآن سوی دنیا یک قورباغه بازبان فارسی غورغورمی کند آن را دوستش بدارید. احمدشاه مسعود گفت:” من همان قورباغه ام کمکم کنید.”

 

ازدیگرمواردی که می شود به دلمشغولی های مسعود اشاره کرد اینکه وی زمانی که دچار منقلب شدن حالات روحی وروانی می شده به شدت به حافظ گرایش پیدامی کرده وبه اشعار این شاعر بزرگ روی می آورده است. وی به زبان فارسی علاقه داشته به گونه ای که جعفریان تعریف می کند که دریکی از جنگ ها به شدت جنگ شدت گرفته بود ومنتظر دستگیرشدن بودیم وآن زمان با احمدشاه مسعود داشتیم سرحافظ شناسی بحث می کردیم. معاونانش جرات نمی کردند بگویند دشمن رسید به صدمتری ماتا بحثش را تمام کند. یکی از معاونینش که خیلیفشار جنگ را درک کرده بود گفت:” عامرصاحب”  الان موقع این صحبت نیست.”احمدشاه مسعود می گوید:” تمام این جنگ به خاطر زبان است.”

 

می گویند احمد شاه بایک نفربه نام” اُرُد” که مسلک ومرامی داشته ارتباط  زیادی داشته است. این شخصیت هنوز ازنظر مسلک ومرام برای کسی شناخته شده نیست واینکه چرا وچگونه مسعود با او درارتباط بوده وچقدر این قضیه صحت دارد .اما نکته جالب توجه اینکه مسعود سنی مذهب بوده اما دربرابر جریانات سلفی که درافغانستان شکل می گیرد مقاومت می کند.نمونه بارزاین جریانات، دخالت بی حد وحسر پاکستان واستقرار وزارت اطلاعات واستخبارات عربستان درافغانستان است.مسعود مطلقا به این جریانات اعتقاد نداشته است وتمامی خواسته هایش را از طریق گلبدین حکمتیار که فردی تندرو ورهبر جناح حزب اسلامی بوده به جهانیان می رسانده است.

 

ترکی فیصل؛ رییس استخبارات عربستان درباره او گفته: احمد شاه مسعود همه چیزش خوب است؛ هم رزمنده وجنگنده است وهم مجاهدین خیلی تنومند وتوانمندی دارد اما یک عیب دارد وآن اینکه به زبان ایرانی ها صحبت می کند به خاطر این برای ما غیرقابل اعتماده است.

 

**به نظرشما این همزات پنداری زبانی چقدر توسط ایرانی ها صورت گرفته است؟

 

-احمد شاه مسعود در کشور ما، کشوری که پایلوت زبان فارسی است خیلی مهجوراست. سال گذشته برای یک سری تحقیق میدانی راهی مکه شدم.افغانی هایی که به مکه آمده بودند درمزمت وی صحبت می کردند.این واقعیت وجود دارد که یک سری وی را جنگ سالار می دانندو یک سری می گویند برای قدرت مبارزه می کرده. ولی واقعیت اینکه تاریخ ودنیا نشان می دهد اگر احمد شاه مسعود می خواست پستی یا مقامی بگیرد به راحتی با القاعده کنار می آمد.با طالبانیسم کنار می آمد با جریان سعودیسم کنارمی آمد .

 

**پس شما وی را شخصیتی مستقل ومورد اعتماد می دانید؟چقدر در مبارزاتش به این قضیه فکر کرده که منادی حمایت از اسلام وزبان فارسی است؟

 

-آن چیزی که حضرت امام(ره) می گفت اسلام آمریکایی وما نمی دانستیم واین چیزی که مقام معظم رهبری فرمایش می کنند همان اسلام امریکایی است . بیشترین موضوع وسندیت برای ما اینکه احمد شاه مسعود برای ما یک انسان آزاده بوده و دربرابرخط اسلام تفکیری درآن زمان مقابله ومبارزه کرده است. احمد شاه بهترین کسی است که درمقابلشان ایستادعلی رغم اینکه درزمینه مذهب باآن ها مشترک بوده ولی به عنوان یک انسان آزاده درمقابل سلفی گری ایستادگی می کند. در گروه احمد شاه از تمامی قومیت ها بوده؛ تاجیک، شیعه و سنی، ازبک.اما شالوده گروه وی به تبع نیروهای تاجیکی بودندکه فارسی زبان اند.

 

**آقای سپهروند؛ شما در کتابتان اشاره کرده اید که روش تحلیلتان اسنادی وتحلیلی- تفسیری است. می خواستیم بدانیم منابع واطلاعاتی را که انتخاب کرده اید تا چه حد صحت وسقمی را که باید داشته باشه انعکاس داده است.خیلی از منابعی که دراین باره وجود دارد مربوط به افرادی است که یا دوستدار مسعود بوده اند یا بادید خصمانه به او نگریسته اند این حب وبغض چقدر در اسنادی که شما استفاده کرده اید دخیل بوده است.هرچند شما اشاره کردید که اثری را تدوین کردم که به دور از هرگونه حب وبغض نسبت به این شخصیت است وروشی را که شما انتخاب کردید براساس نظریه الیگارشی ونخبه گرایی وکاریزمای وبربوده چقدر این نظریه به شما برای شناساندن این شخصیت کمک کرده است؟

 

-معمولاً خصلت ما شرقی ها تحلیل براساس عاطفه است نه براساس منطق.من منابعی را که جمع آوری کردم یک حالت بی طرفی درباره ایشان دیدم. افغانی هایی که در قم ساکن اند به خاطر اینکه از قوم هزاره بودند وی را تکفیرکردند این به آن دلیل است که  درجنگی که در کابل رخ داد وقلب کابل را که اکثرا شیعه بودند نشانه گرفت، احمد شاه مسعود نقش داشت.با تاجیک هایی که در ایران زندگی می کنند نیز صحبت داشتم. اینها به شدت ازوی به عنوان یک قهرمان ملی حمایت می کردند واین حب وبغض ها ناشی از ساختار قومی وقبیله ای است که در افغانستانوجود دارد.

 

**به نظرشما دلیل این همه حب وبغض چیست؟

 

-به خاطر اینکه در افغانستان یک ساختار واحد مرکزی وجود نداردو هرقومیتی خودش را برتر می داند. به خاطر دخالت مستقیم پاکستان ودست اندازی های بیش از حد پاکستان و عربستان، این کشور هیچ وقت به عنوان یک کشور یکپارچه وواحد شکل نگرفته است.به خاطر همین این تحلیل ها معمولا براساس قومیت نویسندگان وحب وبغض بوده است.اما من از دونظریه پردازیکی” ماکس وبر” و دیگری “پاره تو” استفاده کردم. این دوفرد از متقدمان نظریه الیتیسم هستند.اما نکته جالب توجه اینکه ماکس وبر وپاره تو هردو درنیمه دوم قرن نوزدهم می زیسته اند ودر کشورهایی زندگی می کرده اندکه درآن برهه زمانی، مطابق با جامعه توسعه نیافته فعلی افغانستان است.

 

 جامعه غیردموکراتیک و توسعه نیافته ،ساختار مدنی و ساختار سیاسی منسجمی ندارد. این است که این جوامع مستعد وجود افراد کاریزما می شوند.اینکه ما سعی کردیم دراین چارچوب نظریات این نظریه پردازان را مورد بررسی قرار دهیم وشخصیت مسعود رادراین قالب نظری بگنجانیم و تحلیل کنیم. اما درکنار این نظریه ما براساس نظریات روانشناسی نیزبه شخصیت شناسی پرداخته ایم.

 

اینکه چطور می شود که مسعود این ویژگی ها را از نظر رفتاری دارد. طبیعتا کسی که شخصیت کاریزما دارداز نظر رفتاری نیز رفتارهایی کاریزمایی دارد.

 

**شخصیت کاریزما پارامترهای خاصی دارد که براساس فرد متفاوت است. خصوصیت هایی که وبر درمورد شخص کاریزما می گوید تقریبا ثابت است .ما می بینیم درکشورهایی که شخصیت کاریزما ظهور می کنند هرکدام براساس موقعیت زمانی ومکانی خودشان اثر داشته اند مثلا شخصیت هایی مانند امام خمینی(ره)، موسولینی، هیتلر وغیره .به نظر شما آن ویژگی هایی که وبربیان داشته برای یک شخصیت کاریزما چقدر می تواند با قومیت متفاوت، ثابت باشد؟

 

-مشخصاتی که وبربراساس آن ها یک شخصیت کاریزما وفرهمندرا معرفی می کند؛ اعتماد به نفس ،دیدگاه آرمانگرایانه ، قدرت بیان، اعتقاد راسخ به هدف،رفتار خارق العاده، عامل تغییر و شناخت محیط است. به عنوان نمونه وقتی که هیتلر یا موسولینی برای زیردستانشان صحبت می کردند ناخداگاه مردم مسخ می شدند وساعت ها پای صحبتشان می نشستند.

 

شاید کاریزما درافرادهای مختلف شدت وحدّت داشته باشد. خود وبر هم همین اعتقاد را دارد. ولی به نظر می رسد در افغانستان ودر رابطه با احمد شاه مسعود با توجه به اینکه کشوری که ۹۰درصد مورد اشغال است ومورد حملات طالبان،این ویژگی ها کاملا صدق می کند.

 

همان طوری که می دانید طالبان افغانی نیستند.طالبان پاکستانی وعربستانی وبعضاً افرادی از کشورهای حوزه خلیج فارس اند .کسانی که پیرواسلام سلفی اند؛ اسلامی امریکایی؛ که از آن یاد می شود. ده درصد دربرابراینها ایستاده اند ومقاومت می کنند. این همان مشخصه رهبربودن وکاریزما بودن مسعود رانشان می دهد که جانش را دراین راه از دست داد .

 

همچنین؛براساس نظریه وبر، کاریزما جانشین ندارد واین درمورد مسعود صدق می کند که جانشین پرور نبوده است.ما در افغانستان شاهد یک جانشین بالقوه درمورد احمد شاه مسعود نیستیم.مارشال فهیم؛ معاون کرزای زمانی معاون مسعود بود. دکترعبدالله عبدالله  ونورمحمد والی قدرتمند درافغانستان معاونین مسعود بوده اند.

 

خانواده مسعود وخیلی از مقاماتی که الان در افغانستان مشغول فعالیت اند، تحت نظر اوکارمی کردنداما هیچ کدام نتوانسند جانشینی اورا تصاحب کنند.

 

به نظرمی رسد هیچ وقت یک جانشین خاص برای مسعود پیدانشده که رهبری را درافغانستان به دست بگیرد.تمام برآیند رفتن مسعود به بنیادی به نام” بنیاد احمد شاه مسعود” ختم شده است که عملاً هیچ کاری درحق احمد شاه مسعود انجام نداده اند.تمام تلاش این بنیاد منتهی شده است به چند سمینارسالانه که درلندن و نوتردام هلند که کم توفیق بوده است یا درافغانستان که خیلی کم جان هستند.

 

**خط فکری شما دراین پژوهش، حول محور شخصیت کاریزمای مسعود است. چه ویژگی کاریزمایی در این شخصیت دیدید که با دیگر شخصیت های مطرح جهان از این حیث تفاوت می کند.به نظر شما مسعود چه ویژگی بارزی داشته که به یک شخصیت کاریزمایی تبدیل شده است؟

 

-تمام ویژگی هایی که درمورد شخصیت کاریزما توسط وبرارائه شده در مسعود وجود دارد؛به انضمام اینکه درکنار آن، مسعود کسی بوده که به اندیشه های اسلامی اهمیت داده است.وی کسی بوده که تحت تاثیر انیشه های پروفسور ربانی بوده است. ربانی خودش ارتباط خیلی نزدیکی با ایران داشته است. مسعود یک اسلام اعتدال گرا رادر مقابل یک اسلام سلفی گرا مد نظر داشته ومن فکرمی کنم ما ایرانی ها چه از دید فرهنگی وزبانی وچه از نظر دینی به عنوان مسلمان درسراسر دنیا خودمان را ازوجود یک انسان بامنش وصحیح که می تواند به عنوان یک الگو در جهان اسلام قراربگیرد محروم کرده ایم.

 

جای تاسف اینکه به جای اهمیت دادن به شخصیت های چپ گرایی مانند “چه گوارا” به شخصیتی اسلامی مانند مسعود اهمیت داده نمی شود.پوسترهای “چه گوارا” درکشور ماو درخیابان ها به فروش می رسد وروی لباس جوانان خودنمایی می کند ولی یاد وخاطره ای از یک انسان مسلمان ومتعهد که درزمان جنگ وبدترین شرایط، نمازش رابه جا می آورده درایران نمی شود.کسی که دربدترین حالت ها ادب وزبان فاری رابجا می آورده است.یکی ازدلایل مخالفت پشتوها با مسعود این بوده که وی به دنبال اعتلای خراسان بزرگ بوده است.

 

**شاید ایرانیان، عقیده احیای خراسان بزرگ رامبنی بر تجزیه طلبی مسعود می دانند؟

 

-البته باتوجه به قانون دولت ها معمولا جداشدن واعلام استقلال کردن کارویژه خاص خودش رادارد.مسعود یک فرد تحصیل کرده ودانشگاهی بوده ولی قصد احیای قیمومت کشوری نداشته و به دنبال احیای فرهنگ خراسان بزرگ بوده است.خراسان بزرگ نه معنای سرزمینش بلکه به معنای خاص کلمه یعنی فرهنگ وتمدن فارسی است.

 

**شما به عنوان یک پژوهشگر درجریان هستید که یک کار پژوهشی باید از جانبداری مبراباشد واین درتمام آثار اکثر پژوهشگران جهان دخیل است.ولی خیلی ها هستند به دلیل عرق زبانی، قومیتی وملی که دارند درپژوهش هایشان حب وبغضشان را دخیل می کنند. همانطور که اشاره کردید مهمترین دلیلتان برای این پژوهش نزدیکی زبانی به شخصیت مسعود بوده است؟اثری که شما تدوین کردیده اید چقدر از این جانبداری به دور بوده است؟

 

-این قضیه را واقعا نمی شود کتمان کرد. طبیعتاً وقتی شخصیتی مورد علاقه پژوهشگری واقع می شود،تلاش می کند دیدگاه های خوشبینانه ای را درآن دخیل کند ولی من حتی الامکان تلاش کردم براساس الگوهای رفتاری که شاخصه وخاص علوم اجتماعی  است رفتارکنم.

 

حوادث تاریخی هم که درکتاب ذکرشده قطعا بدون جانبداری بوده است.مثلا دربرخی از قسمت ها این دلیل را آورده ام که احمد شاه مسعود شاید اگر این کار را انجام می داده بهتربوده است.من سعی کردم بالاتر از ۹۰درصد این پژوهش را بدون حب وبغض تدوین کنم. شاید تعلق خاطری که به اینشخصیت داشته ام در اثر وجود داشته باشد ولی جانبداری نه.

 

**پس باید بگوییم درنوع خود، شاید یک اثر کم نظیر یا بی نظیر درمورد این شخصیت است؟

 

-واقعا من فکرمی کنم که یک کار خیلی خاص وخوب است.آقای جامی معاون فرهنگی بنیاد شهید مسعود بامن تماس گرفت واحمدعلی مسعود برادر ایشان که سفیر افغانستان درلندن است از بنده دعوت کردند که در برنامه ای که دردانشگاه کابل برگزارمی کنند شرکت کنم. نسخه ای از کتاب را برایشان ارسال کردم انها مصربودند هزینه چاپ این کتاب را پرداخت کنند ولی من هزینه را قبول نکردم تا بی طرفی درنوشتن این کتاب ثابت شود. هرچند قضایای انتخابات ریاست جمهوری افغانستان مطرح است امیدوارم بتوانم درماه های آینده دعوت دوستان را اجابت کنم وبرای رونمایی از کتاب به افغانستان بروم. خوشبختانه چاپ اول کتاب تمام شده واز آن استقبال خوبی کردند به طوری که برای باردوم برای نوبت چاپ رفته است. نکته جالب توجه اینکه خود ناشر هزینه چاپ راداده ومن کتابی راندیدم که اینگونه مورد استقبال ناشران باشد.

 

**به عنوان یک فرد پژوهشگر خارج از تمام تعلقات، این کتاب را چقدرمنبعی جامع وکامل درمورد این شخصیت می دانید؟

 

-احساسم براین است که من الحق والانصاف سعی کردم از تمامی کتاب هایی که درمورد احمد شاه مسعود وزندگی نامه وی وتاریخ افغانستان چه فارسی وچه انگلیسی ودیگر زبان ها استفاده کنم وواقعا می شود گفت یک کتاب بسیار جامع درمورد این شخصیت بوده است.

 

**به نظر شما چه کمی وکاستی هایی بوده که در چاپ نخست جامانده و برای چاپ و ویراست دوم می خواهید اضافه کنید ؟ همان طور که می دانید؛برخی از شخصیت ها هستند که درتاریخ وزمان خودشان مطرح نشده اند ولی هنوز راجع به آنها حرف وحدیث های زیادی است و زوایای دیگری از زندگیشان کشف نشده باقی مانده است. آیا برای تکمیل این کتاب تحقیق تازه ای انجام داده اید؟

 

-تحقیقم درمورد وی دوسال ونیم طول کشید وآن چیزی که درمورد واقعیت مسعود گفته ونوشته شده  درهمین کتاب است. بنیادی که برای ترویج افکار وآثاروی بنا شده درواقع چیز جدیدی برای گفتن ندارد.

 

تمام تلاش این بنیاد درحد یک وبسایت بوده که آن هم تعطیل شده است.البته به تازگی یک صفحه راجع به این بنیاد درفضای شبکه های مجازی ایجادشده که جالب اینجاست اگر شما به این صفحه مراجعه کنید این کتاب را به عنوان یک اثر ازمولف لرستانی درآنجامی بینید.

 

**سخن پایانی؟

 – درلرستان، متولیان امر فرهنگ، هنوز این کتاب را نشناخته اند.هنوزازآن رونمایی نکرده اند؛ اما به عنوان یک نویسند در استان مرکزی از من دعوت کردند دررونمایی مراسم کتابم درهفته کتاب شرکت کنم.بنده به عنوان یک لرستانی قبول نکردم اما متولیان فرهنگ استان هنوز این تالیف را به عنوان یک اثرکه حاصل کار یک لرستانی است قبول ندارند.

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :