کد خبر : 49088
تاریخ انتشار : ۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۲۱:۵۳
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 829 بازدید

حالا که آمده ای/محمدرضا عبدالملکیان

      ۱     حالا که آمده ای   من هم همین را می گویم   میان من و تو فاصله ای نیست   میان من و تو تنها پرنده ای ست   که دو آشیانه دارد   ۲   حالا که آمده ای   قبول کن   جاده ها به جایی نمی […]

 

 

 

13503999675

۱

 

 

حالا که آمده ای

 

من هم همین را می گویم

 

میان من و تو فاصله ای نیست

 

میان من و تو تنها پرنده ای ست

 

که دو آشیانه دارد

 

۲

 

حالا که آمده ای

 

قبول کن

 

جاده ها به جایی نمی رسند

 

این بار از مسیر رودخانه می رویم

 

۳

 

حالا که آمده ای

 

چترت را ببند

 

در ایوان این خانه

 

جز مهربانی نمی بارد

 

۴

 

حالا که آمده ای

 

من هم موافقم

 

در امتحان بعدی

 

ورقه هایمان را سفید می دهیم

 

سفیدِ سفید

 

مثل برف

 

۵

 

حالا که آمده ای

 

دوباره این سوال را از هم می پرسیم

 

مگر ما برای ماهی ها چکار کرده ایم

 

که این همه قلاب می اندازیم

 

در آب؟!

 

۶

 

حالا که آمده ای

 

می گویم چه ماجرای قشنگی است

 

کبوتر ها دانه هایشان را در زمین می خورند و

 

امتحانشان را در آسمان پس میدهند

 

۷

 

حالا که آمده ای

 

هردو همین حرف را می زنیم

 

مرزها را ما نکشیده ایم

 

ما فقط برای سربازان گریه کرده ایم

 

۸

 

حالا که آمده ای

 

کنارم بنشین

 

بخند

 

دیگر برای پیر شدن فرصتی نیست…

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

حالا که آمده ای
رد چشمهایم را بگیر
بیا کمی پر واز کنیم
حتی اگر در ارتفاع پست…

سحربالنگ در گفته :

حالا که آمده ای

کنارم بنشین

بخند

دیگر برای پیر شدن فرصتی نیست………
عالی موفق باشید

ریرا در گفته :

حالا که آمده ای
من هم همین را می گویم
بمان و همیشه به این زیبایی شعر بگو.
مرسی

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :