- پایگاه خبری، تحلیلی میرملاس - http://www.mirmalas.com -

بازی قدرتها با کارت القاعده

ww

 

سعیدجمشیدی / میرملاس نیوز :

سال ۱۹۷۹ با حمله ارتش سرخ شوروی به افغانستان فرصتی طلایی برای ایلات متحده و هم پیمانانش ایجاد شد تا بتوانند اندکی از زخم هایی را که در ویتنام به واسطه حمایت بلوک شرق از ویت کنگ ها خورده بودند التیام بخشند.مدت زمان کوتاهی پس از شروع جنگ، سیل کمک هایی که وجهه تسلیحاتی آن بر سایر وجوهش می چربید به سمت افغانستان سرازیز شد. در این راستا ساماندهی جنگجویانی که در صدد کمک به مردم افغانستان بودند در دستور کار سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی غرب قرار گرفت. موضوعی که در شکل دهی و ایجاد سازمان القاعده به رهبری یکی از ثروتمندان عربستانی و از خاندان آل سعود صورت عینی بخود گرفت.
بر اساس اسناد موجود، سازمان القاعده و نیروهای آن، تحت حمایت و آموزش سازمانهای اطلاعاتی غرب قرار گرفته اند و اینکه کشورهای غربی و در راس آن ایالات متحده آمریکا بانیان ایجاد این سازمان مخوف تروریستی بوده اند.

آموزش های سخت اطلاعاتی همراه با تعصبات خشک ایدئولوژیکی، نیروهای این سازمان را به تاثیرگذارترین سازمان در منطقه ئ درگیری تبدیل کرده بود.

با خروج ارتش سرخ از افغانستان و بروز مناقشات داخلی و همزمان با صحنه گردانی بازیگران منطقه ای و بین المللی، سازمان القاعده با اتحاد با مردمان پشتون در ایالت های مرزی افغانستان و پاکستان، همچنین کمک برای شکل گیری و حتی برقراری رابطه خویشاوندی با سرکرده طالبان (ازدواج دختر ملاعمر وبن لادن)دارای قدرتی مضاعف در منطقه شد. به گونه ای که به همراه طالبان توانست بیش از ۹۰ درصد از کشور افغانستان را تحت کنترل خود در آورده و حتی دامنه نفوذ خود را از ایالات مرزی پاکستان به سمت منطقه مورد مناقشه با هند یعنی کشمیر بکشاند.

ایجاد حکومتی تحت عنوان «امارت اسلامی» از همان ابتدا چهره ای خشن از این سازمان برای جهانیان ترسیم کرده بود، به گونه ای که با بروز اختلافات بین آنها و کشورهای غربی و بخصوص با حوادث یازده سپتامبر، انفجارات مترو لندن و حملاتی دیگر از این دست، این سازمان و رهبران آن در تقابل با کشورهای غربی قرار گرفتند. موضوعی که لشکر کشی به افغانستان و معرفی این سازمان به عنوان مخوفترین گروه تروریستی را در عرصه بین الملل در پی داشت.

در طول دهه اول هزاره سوم درگیریهای غرب با این سازمان تروریستی عمدتاً در خاورمیانه به خصوص در افغنستان و عراق به یکی از خبرسازترین موضوعات بین المللی تبدیل شد. در این بین سازمان مزبور نیز با بسط نفوذ خود، شبکه ای جهانی ایجاد کرده است که دامنه نفوذ آن در بیشترین مناطق جهان به چشم می خورد.

لکن در سالهای اخیر شاید این نکته که با کشته شدن رهبر القاعده نگرشی نو در این سازمان ایجاد شده قابل توجه است. ایمن الظواهری رهبر مصری این سازمان اگرچه مانند بن لادن عربستانی داری شخصیت کاریزما در میان بزرگان این تشکیلات نیست، لکن با سیاستی که دنبال می کند، نگاه جهانی این سازمان را به سوی مناقشات منطقه ای هدایت کرده است. موضوعی که مداخله در عراق و سوریه نمونه بارز آن است.

آنچه موضوعات پیش گفته را برای نگارنده قابل توجه نموده است، حرکتی آرام و تدریجی در راستای همسویی دوباره سیاست های غرب و این سازمان تروریستی در نقاط مختلف جهان است.

جبهه النصره به عنوان یکی از شاخه های اصلی از القاعده، اگر چه در لیست گروههای تروریستی غرب قرار گرفته است، اما در کنار غرب بر ضد بشار اسد در سوریه می جنگد و گروه داعش(دولت اسلامی عراق و شام)، در سوریه و همچنین در عراق دولت شیعی طرفدار ایران را آماج حملات خود قرار می دهد.

در لبنان سفارتخانه ایران به دفعات مورد حمله قرار گرفت و در یمن دیپلمات های ایرانی توسط وابستگان این سازمان مورد حمله قرار گرفته و یا ربوده می شوند. در بعد جهانی، منافع روسیه از سوی این سازمان مورد تهدید قرار گرفته و زمزمه هایی از گسیل نیروهای این سازمان به اوکراین به عنوان بحرانی ترین منطقه بین روسیه و غرب به گوش می رسد. در حالی که مخالفت با رژیم صهیونیستی یکی از موضوعات مورد توافق دولت و حتی ملت های اسلامی ست، این سازمان در طول حیات خود نه تنها برای این رژیم مشکلی ایجاد نکرده، بلکه خبرهایی از مداوای نیروهای زخمی شده این سازمان در بیمارستانهای رژیم اشغالگر به گوش می رسد و از همه مهمتر اینکه در سالهای اخیر شاهد تهدیدی جدی در منطقه برای منافع ایلات متحده از سوی این سازمان نیستیم.

 موضوعات بسیاری از این دست، نظر تحلیلگران بین المللی را به سوی خود کشانده است.از آنجا که سازمانهای اطلاعاتی کارنامه سیاهی در رابطه با همکاری با نیروهای مخوف در جهت نیل به اهداف خود دارند و با وجود شعارهای مبارزه با تروریسم که همواره با معیارهای دوگانه مطرح می شود، می توان رگه هایی از همسویی در اهداف و برنامه های سازمان القاعده و غرب را در سالهای اخیر مشاهد کرد. آنچنان که پس از جنگ تمام عیاری که بین اتحاد جماهیر شوروی و القاعده با حمایت غرب در افغانستان در گرفت و منجر به خروج نیروهای ارتش سرخ از افغانستان شد، در تاریخ ۱ دسامبر ۱۹۹۶ ایمن الظواهری به عنوان فرد شماره دو القاعده با هویت جعلی “عبدالله امام محمد امین” به همراه دو نفر دیگر از نیروهای این سازمان تروریستی در روسیه دستگیر شد. بنابر گزارش وال استریت ژورنال، این گروه ۳ نفره، با گذشت ۴ ساعت از ورودشان به خاک روسیه از سوی نیروهای اطلاعاتی این کشور بازداشت می‌شوند. این ۳ محکوم امنیتی، ۵ ماه را در زندان های روسیه برای برگزاری دادگاه خود در انتظار می مانند. اما در این هنگام اتفاقی مایه تعجب همگان می‌شود چرا که در دادگاه این افراد، چند تن از نمایندگان پارلمان روسیه، خواستار آزادی زودهنگام این تاجرانی که به اشتباه بازداشت شده‌اند، می‌شوند! در نهایت، دادگاه روسیه این ۳ نفر را به ۶ ماه حبس محکوم می‌کند.

اما این ۳ تروریست تکفیری حتی دوران محکومیت خود را نیز به طور کامل سپری نکرده و پس از گذشت تنها ۱ ماه، از زندان آزاد می‌شوند. جالب اینکه پس از آن، در سال ۱۹۹۸ سلسله حملات تروریستی به سفارت های آمریکا در نقاط مختلف دنیا مخصوصا در آفریقا از جمله دارالسلام، تانزانیا، کنیا و نایروبی کلید خورد که طراح آن شخص ایمن الظواهری بود. موضوعی که با افشای دستگیری این تروریست در روسیه توجه جامعه جهانی را به خود جلب کرد.

اگرچه بروز اتفاقاتی از این دست موضوع تازه ای نیست، اما اتفاقات پیش گفته اثبات کننده این موضوع است که سازمان های تروریستی به عنوان ابزاری در اختیار منابع اطلاعاتی عمل می کنند به گونه ای که به فراخور شرایط در جهت تامین منافع گروهی خاص دست به عملیات نظامی می زنند.

از این منظر اینکه در آینده نزدیک با مدیریت سازمانهای اطلاعاتی رقیب، حملاتی گسترده تر به منافع روسیه و ایران توسط این تشکیلات برنامه ریزی شود و مانند سوریه، عراق، یمن و… همسویی قابل تاملی مشاهده شود و حتی برای سرکوب روس گراهای مخالف دولت در اوکراین، نوعی از همکاری بین غرب و القاعده البته در شکل و شمایلی متفاوت را شاهد باشیم، نمی تواند موضوعی به دور از واقعیت باشد.

منبع: روزنامه ابتکار۲۹/۲/۹۳