کد خبر : 51762
تاریخ انتشار : ۲۴ خرداد ۱۳۹۳ - ۲۳:۵۵
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 1,499 بازدید

مدرسه اقتدارگرا

  نجف شهبازی/سرویس منتظران:     آغازشدیم که بمانیم  ,   آمدیم که همراه شویم  جوشیدیم تامست شویم در مجازیم که حقیقتیم  پس آغازمان عشق،نیازمان ناز ، نفسمان گرم امروزمان  فردا ،  بارمان بار  و  خدایمان  یار همراهانم  در بخش نخستین به این سرانجام رسیدیم بسال ١٣۵٢دگرگونی تند زمانه در آن روزگار ، و ساخت دبستان و نبود کمترین […]

DSC00551 

نجف شهبازی/سرویس منتظران:  

 

آغازشدیم که بمانیم  ,   آمدیم که همراه شویم  
جوشیدیم تامست شویم در مجازیم که حقیقتیم 
 پس آغازمان عشق،نیازمان ناز ، نفسمان گرم 
امروزمان  فردا ،  بارمان بار  و  خدایمان  یار 
همراهانم  در بخش نخستین به این سرانجام رسیدیم بسال ١٣۵٢دگرگونی تند زمانه در آن روزگار ، و ساخت دبستان و نبود کمترین نقش روستاییان در ساخت آن و از طرفی رفتن برابر دختران و پسران به کلاس سواد آموزی ، شگفتی روستائیان را بدنبال داشت . فرجام ناخوشاىیند مدرسه و تبدیل شدنش به ویرانه، سرنوشتی  غم انگیز و عبرت انگیز برای دیده های باز است .از اینرو برآن شدم    تا  داستان این مدرسه که بخشی از زمانه ا م است  با عنوان مدرسه اقتدار گر برای گرامیانم بازگو کنم . در این رهگذر امید دارم که براى چشمان خواب آلودم چراغ  و براى دل نگرانم همراه باشید
چراخ دیده شب زنده دار من گردی
أنیس   خاطر امیدوار من    باشى 
دبستان ما با پایه ها و ستون های بتنی ومعماری ایرانی واسلامی ساخته شده بود برخوردار از دو کلاس اموزشی  فراخ نقاشی شده  و  سقف های  بلند  و فرش شده به موزاییک ساده ، فضای داخلی هر یک از کلاس های آن آنچنان بزرگ بود که با فرا رسیدن ماه محرم مردم در کلاس های ان  شب ها را با نوحه سرای  به عزا داری می پرداختند . این بنا با ویژیگی های برشمرده شده با خانه های روستاییان هم سنگ و هم نوا  نبود. جلوه و شکوهش علاوه بر ساختار فیزیکی اش بجهت جایگاه مقتدرانه ی آموزگارانش، روستاییان و دانش آموزان را به کرنش وا می داشت .مدرسه بیش از آنکه رشد و پیشرفت روانی علمی وافزایش جایگاه اجتماعی روستاییان بدنبال داشته باشد ویژیگی نیرومندانه آن جلوه می نمود.  
آموزگاران برخوردار از توانای آموزشی و مهارت بالا  و جایگاه اجتماعی متفاوت و رفتاری مقتدرانه بودند. آموزش قهر آمیز (تنبیه) بخشی از تکالیف آموزشی جا افتاده روزانه آنان و تهیه غذای روزانه شان بعهده روستاییان بود، دبستان بمانند دگر دبستانهای سراسر کشور برخوردار از  جیره( اغذیه) روزانه بود تا جائیکه به دانش آموزان پنیر، تخم مرغ  که محصول غذای اصلی روستاییان بود بعنوان جیره دانش آموزان در نظر گرفته شده بود ، روستاییان وظیفه ی تامین   غذای روزانه آنان بعهده داشتند با توجه به ویژگی های مهمان نوازی آنان مشتاقانه ان را می پزیرفتند اما  ویژگی اقتدارگرائی آموزگاران  برجستگی حضورشان برای سرو نهار ویا شام  پر رنگ تر قلمداد می کرد . آموزگاران در ضمن  تکلیف به آموزش نقش آگاهی از چگونگی زندگی روستاییان برای خود وظیفه می دانستند. تاجائیکه در رتق و فتق امور روستائیان وارد می شدند. ودر برهه ای از زمان درنقش  سپاه دانش  یونیفرم نظامى به تن داشتند.
بنابراین در یک کلام نقش ،مکان ،آموزش ،پوشش،خوراک ،نظارت نشان از اقتدارگرایی آنان داشت،واین وضعیت اقتدارگرائی ،روستائیان و دانش آموزان را وا مى داشت که با اندیشه  رفتار برنامه های آموزگاران موافق باشند. آنها سالم، پاک ،اندیشمند و در رشته آموزشی و  خود ماهر بودند اما در وضعیت و شرایط اقتداگرانه به آموزش می پرداختند.  ناخواسته از توانایی مقتدرانه ی که در آن زمان  نمونه ى از عملکرد اقتدار مقتدر ان روزگاربود بهره می جستند. .وبه روشنی این نظریه که مدیریت در ایران درمجموع رئیس، مدیر، دایره نفوذ قابل توجهی دارد و این دایره تنها بنفوذ شخص پادشاه محدود نمی شد بلکه رئیس،مدیر یک اداره ،مدرسه،پاسگاه تقریبا هر کاری را انجام میدهند، تصدیق می کرد. واین نظریه که سالم ترین افراد در شرایطی که با قدرت قابل توجه روبرو میشوند امکان تغییر وتحول دارند برای اینجانب دانش اموز دبستان شفق که از نزدیک آنرا لمس و تجربه کرده است قابل باور است.
 
در داستان دبستان ما آموزگارن آمده بودند که شغل انبیا را نمایندگی کنند اما بیرون از دایره انبیاء نمایندگی برای آنها ترسیم  و تعریف شده بود  و بهمىن جهت  برای  روستاییان تهیه خوراکشان  فرض ، پذیرش تنبیه آموزشی  گریزناپذیر بود  و وضعیت مقتدرانه مدرسه و آموزگاران  جامعه روستای را مجبور می کرد تا با همه امور واندیشه آنان موافقت کنند ،  پس تا انقلاب ۵٧ پیروز می شود آن جامعه کوچک روستای  اصراری در حفظ نگهداری مدرسه ی بی مانند خود نمى ورزند. و حتی  در برابر تخریب کنندگانش چه در گذشته و حال  احساس مسئولیت نمی کنند و از آن بنای زیبا و مستحکم تنها خرابه ای رو به نیستی بجا مانده است ، و هنوز روستاییان ونسل جایگزین کنونی بهره ای برای خود در آن نجسته اند . 
نقطه عشق نمودم به تو هان سهو مکن
ورنه چون بنگری از دایره بیرون باشی
ازاینروست تا مقتدر رو به نیستی میرود نه تنها یادمان های با ارزششان که سرمایه ملی یک کشور است از سوی مردم نگهباىی نمی شود بلکه این یادبودها هدف خشم مردم قرار میگیرند  و زمانه گویای این پدیده است اگر بناهایی تاریخی ازاین قبیل از بین نرفته اند  مردم توانایی ازبین بردنشان نداشته اند. 
تاریخ نشان داده است یادبودهای  مقتدران دیکتاتور نهاد به واژگونی دیکتاتورها بویرانه ها تبدیل و بناهای مردم نهاد به استواری مردم همچنان پایدار  می مانند از اینرو ست یادبودهای عالمان ، دانشمندان ، بزرگان دین  بمانند یاداشتهای علمی اجتماعی ،سیاسی ،فرهنگی شان همیشه در کانون گرم مردم دست نخورده بجا می مانند و  دست بدست  زبان بزبان بازگو و  نگهداری میشوند.و از آنها به نیکو یاد و بهره فراوان برده می شود.
ما روستائیان و
دانش اموزان وقت میدانستیم که مدرسه می خواهیم ولی در ساخت مدرسه نقشی بدوش نگرفتیم  .در برابر دبستان و آموزگاران اقتدار گر، منافع ، جایگاه، قدرت،برای خود در نظر نداشتیم تا مالکیت، منافع وجایگاه مدرسه را از آن خود بدانیم. پس باید بکوشیم همیشه بامدرسه شریک باشیم آینده ی مان در ان رقم بزنیم تا بار دگر سرنوشت دبستان شفق روی ندهد.
  واژگونی دیکتاتوردر سال ١٣۵٧ همزمان بود با آغاز دوران نوجوانی ام و ورود به  پایه  تحصیلی(راهنمای)  . .سرگذشت آن   که سر گذشت بیشر خوانندگان نیز می باشد ، بگمانم شنیدنی و اموختنی های  زیادی در ان باشد. 
به امید دیدار دوباره

 

 

 

DSC00550

 

 

DSC00552

 

 

 

DSC00553

درج شده توسط : بهزاد باقری / دبیر سرویس شهدا و منتظران " میرملاس نیوز "bagheri1348@yahoo.com

دیدگاه ها

مهدی یاری نیویورک در گفته :

دست مریزاد جناب شهبازی” استفاده کردم از مطلب زیبایتان. سبز و پایدار باشی.

نجف شهبازي در گفته :

سلام مهدی
با اینکه از وطن فرسنگ ها دوری عشق به وطن وزادگاهت همچنان شعله ور و ناهمواری ها وطن برات دغدغه

س.م.والی پور در گفته :

باعرض سلام وادب واحترام خدمت آزاده ی سرافراز حاج نجف شهبازی.
دوست گرامی همچنان مشناق خواندن خاطرات گرانبهای شما آزادگان پرافتخار شهرمان هستیم . امید که مقبول افتد. انشاالله/.

نجف شهبازي در گفته :

سلام اقای والی پور ازه بنده نوازی شما سپاسگزارم

ايرج شهبازي در گفته :

دست مریزاد داداش عالی بود

احمد بیابانی در گفته :

عمارت پیر روستا
در بغل گرفته خاطرات کودکی مرا .

کمی
کاه می آورم
کمی
گل تورا
آب خواهیم داد
تشنگی عصر پیری را .

جناب شهبازی عزیز
دوس داشتم نوشته تان را
تحلیل تان را .

موفق باشید

نجف شهبازي در گفته :

اول زتخت وفوق وجودم خبر نبود
در مکتب غم تو چنین نکته دان شدم

یاسمنی در گفته :

دوست عزیزم جناب اقای شهبازی من لر نیستم ولی اذعان میکنم که یکی از برکات انقلاب وجنگ برای من پیدا شدن دوستانی از جایجای ایران عزیزم میباشد واشنایی باشما ودوستان لرستانی مشترکمون حاج حسن باقری مورد افتخار من است ازدستدادن ایام ویادایام برای من خیلی حزت الوداست اه اه اه وصد افسوس که تکرار دنی نیست پایدار باشید

نجف شهبازي در گفته :

در شاهراه دولت سرمد به تخت بخت
با جام می بکام دل دوستان شدم

در عصر دیکتاتوری و جهالت مدرسه پایدار و استوار و استقبال از آن کم نظیر بود اما در عصر مبارزه با بی سوادی مدرسه یه ویرانه ای تبدیل شده است . جا دارد مسئولین آموزش و پرورش منطقه توجه کنند به فکر توسعه فضا های آموزشی باشند تا در آینده سایر آموزشگاه ها به سرنوشت دبستان شفق گرفتار نشوند.
با تشکر از آقای شهبازی مطلبتان بسیار مفید و پنداموز بود.

به امید روزی که روستای ما دوباره پر شود از اهالیه خودش همه بر گردند و روستا پر شود از هیاهوی بچه ها “مدرسه دوباره از نو ساخته شود و بچه های ما در آن مشغول درس خواندن شوند. روستای دالاب را دوست دارم مدرسه اش را دوست دارم و مردمش را نیز دوست دارم. 

امیدوارم اموزش وپرورش یا میراث فرهنگی مدرسه شفق دالاب را بعنوان یک مرکز عبرت اموز و فرهنگی بازسازی کنند …..

بسیار عالی و زیبنده !
به امید آبادانی ،
موفق باشید

احمدوند/بروجرد در گفته :

با درود خدمت جناب شهبازی
خوشحال شدم پس از مدتها تونستم از شما خبری بگیرم. یادش بخیر دوران دانشگاه تهران و داشکده حقوق و همیشه با آرامش و برهان در باره مسایل روز تحلیلهای خود را بیان میکردی. همیشه موفق و پیروز باشی.

هادی قبادی در گفته :

باسلام بر آزاده سرافراز حاج نجف شهبازی ( که البته شهرت عبدی پور برای من خاطره انگیزتر است )
این متن با هنرمندی خاص خود به توصیف بخشی از دوره حیات ما پرداخته که جداً حظ بردم .
ارادت حقیر به این عزیز از سرمایه های گرانبهایم به حساب می آید .

نجف شهبازي در گفته :

سلام حاج اقا هادی دوست داشتنی ، من نیز با شهرت عبدیپور سازگارم ، در زیبای رفاقت دوستان گران مایه ام با این شهرت پیمانه می زنم ،
اما قهرا بتبعیت از پدر ناچار از پزیرش قانونی ان شدم هرانچه دوستان راحتند من نیز کام می گیرم.
برنامه دارم برای هر قسم از زمانه مان از تاریخ، عشق ، زندگی ،بهره بجویم و بزبان داستان برای دانایی ایندگان بازگو نمایم

علی .ع در گفته :

این بنا بوی معلمان مسٔولیت پذیر و با وجدان که از شفق تا فلق به فراگیران درس مهارت و ادب و اخلاق می آموختند را به مشاممان میرساند و حیف است به ویرانه ای تبدیل شود یاد باد نام معلمینی همچون فتح اله و محمد رضا رزمجو ،خانم رزمجو و آقای سوخته زاری و خانواده محترمش . از آقا ی شهبازی بسیار سپاسگزاریم که به خوبی حال و هوای آن روزگار را برایمان تداعی و تحلیل نمود و با بیان شیوا ، فلسفه وجودیش و نقشها را بیان نمود قلمت مستدام باد .

فريدون در گفته :

سلام آقای شهبازی ذکر خیر و از توانمندیهای شما خیلی شنیدم چه میشود که امسال حضرتعالی برای پیشرفت دیار خود پیشقدم میشودید و مهاجرت نمی نمودید و از توانمندیها و تفکرات باز خود جهت آبادانی و طرقی شهر بکار گیری می کردید ما چی را از شهرهای مثل بروجرد کمتر داریم اگه شما ها میدان را خالی نمی کردید وضع چنین نبود که هر کجا میریم نمی توانیم بگیم بچه فلان شهریم به قولی ماهی را هر موقع از آب بگبری تازه است یا علی

محمود مهکی در گفته :

با سلام وعرض ادب به آزاده سر افراز حاج نجف شهبازی
اقتدارو امنیت دو کلمه مرادفند که بدون همدیگر بی معنی اند،باید دید چرا روستای دالاب که روزی نمونه یک روستای بروز بود به روستایی متروک تبدیل شد تا مدرسه اش هم ویران شود ،مدرسه ای که نقش پاسگاه و مسجد و بهداشت روستا و ورزشگاه ده
را بر عهده داشت و پرچم بلندبالای رقصانش نمایش حضور مرکز در آنجا بود.لوله کشی آب ،طراحی خیابان وکوچه ،قرقبانی مرتب
مراتعی کافی ،کدخدایی نجیب وپاکدامن ،پشتیبانی مالکی قوی از مرکز و معلمانی فرهیخته مثل جناب سوخته زاری و استقبال همگانی از تحصیل باعث شده بود تا دالاب را به روستایی خوب و سرزنده تبدیل کند ولی افسوس که آب !!!آری کمبود آب موجب
مهاجرت اکثر مردم روستا گردید و دالاب را به خانه اشباح تبدیل کرد……

نادر علی نژادیان در گفته :

با سلام خدمت برادر بزرگوارم حاج اقا ی مهکی

اقای مهکی عزیز میدونم که به قم عزیمت نموده ای و کماکان از اوضاع واحوال زادگاهمان که بدون شک با هیچ جای دنیا عوضش نمی کنیم با خبر هستی ولی جهت یاداوری خدمت شما عارضم که دالاب دیگر اون سرسبزی وزیبایی را ندارد متاسفانه با آسفالت شدن جاده ونزدیک بودن به شهر مراتع زیبا دست کمی از مدرسه ندارند . ان چمن زیبا در زیر لاستیکهای انواع واقسام وسایل نقلیه تبدیل به جاده برای عبور ومرور کسانی شده است که هر روز جهت تفریح به دالاب می ایند والبته به حدی ساکنین باقی مانده در روستا را اذیت کردند که بارها برای رفع مشگلشان به نزد فرماندار و مسئولین شهر رفتند ونتیجه ای هم حاصل نشدتا اینکه تعدادی از جوانان روستا که از اقوام جنابعالی وبنده میباشند خود دست به کار شدند وبا حفر کانال در تمام ورودیهای روستا از ورود هر نوع وسیله ای جلوگیری کردند حتی نزدیک بود کار به جاهای باریک بکشد که به خیر گذشت چندین بار نیروی انتظامی با بولدزر و بیل مکانیکی در صدد پر کردن کاناله بود که اهالی با هر وسیله ای مانع از این کار شدند همه اهالی خودشان را در این قضیه دخیل می دانند واقعا به اتحادجوانان روستای دالاب در این مورد باید درود فرستاد

محمود مهکی در گفته :

جناب علینژادیان از بذل توجه شما ممنونم،البته از وحدت فرزندان دالاب که خود سرمایه ای بزرگ است مسروریم ،مردمی که به فکر احیاء مرتع باشند مردمی بافرهنگ محسوب میشوند،البته کار فرزندان دالاب غیرقانونی بود،هر حرکتی باید از روی اصول باشد
این درختان اموال ملی هستند و همان اندازه که به من وشما متعلقند به دیگران دیگران هم متعلقند،باید با استفاده از نیروی دولت
ضمن جلوگیری از انهدام درخت و مرتع به احیاء آن در درازمدت پرداخت……حضوری صحبت می کنیم

درودبر پسر عموی عزیزم
چنانچه هم ولایتی هایم در ان زمان بمانند جوانان امروزی بحقوق خود در حفظ وحراست این مرز بوم می ایستادند، سر نوشت مدرسه به این حالت اسفناک نمی افتاد دولت و قانون همیشه إز خواست مردم پیروی میکند ،کما اینکه امروز در قبال خواست جوانان دالاب تمکین نمود، فرخنده وخجسته باد دستاورد مردم روستا و علی نژادها مستدام باد

امیر هوشنگ امرایی در گفته :

دبستان شفق در روستای دالاب و فاصله ی آن تا مرکز شهرذستان کوهدشت فقط پنج کیلومتر می باشد یکی از دلالیل اصلی مهاجرت روستاییان به شهر مشکل کم آبی روستا بود . تنها منبع آب آن یک چشمه ی قدیمی است که با همت خود روستاییان و شهردار وقت قبل از انقلاب لوله کشی شده است اما به دلیل خشک سالی های مکرر چشمه خشک و تنها منبع تامین آب آن نیز از دست رفته است . متاسفانه بعد از سی و پنج سال از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و با وجود اینکه خوده مردم چندین بار اقدام به جمع آوری مبلغی تحت عنوان خود یاری کردند اما مسئولین سازمان آب هنوز هیچگونه اقدامی در این مورد انجام نداده اند و خوده روستا نیز به سرنوشت مدرسه دچار شده و معدود ساکنان آن نیز در فکر مهاجرت و ترک روستا می باشند .از مسئولین محترم سازمان آب فرماندار و استاندار محترم لرستان انتظار می رود مشکل بی آبی روستا را حل نمایند تا شور و شوق زندگی به روستا بر گشته و مدرسه از هیاهوی بچه ها پر شود که اگر این امر محقق شود بیشتر روستاییان به روستا یرگشته و کار و تلاش و تولید رونق بیشتری می گیرد . درپایان از مدیران دولت تدبیر و امید توقع داریم امید به زندگی و تلاش و تولید را در مردم زنده کرده تا فقر و بیکاری در تمام کشور ریشه کن شود.
به امید آن روز …
از آزاده ی سرافراز نجف شهبازی و مسئول سایت میر ملاس تشکر کرده و همیشه به وجودتان افتخار می کنیم .

فاصله ی خط لوله ی اصلی آب شهر تا روستا کمتر از دو کیلو متر است که متاسفانه مسئولین سازمان آب از انجام آن طفره می روند .
با تشکر از همه ی دوستان

بوعلى زاده (تهران) در گفته :

پس از ابلاغ تحیات وافر حضور دوست ازاده سرافرازم حاج اقا شهبازى بعرض میرسانم قلم شیواى حضرتعالى یکى از صدها علتى است که دوستان اهل ادب ، هنر و فرهنگ را بیش از پیش شیفته شما نموده، برایتان بهروزى و تندرستى خواهانم و امیدوارم همچنان و به شکلى روز افزون از فیوضات شما برادر بزرگوار بهره مند گردیم.
و من ا… التوفیق و علیه التکلان

حسن از هلند در گفته :

سلام مطالب تان زیبا بود.

اسدالله آزادبخت در گفته :

سلام
مطالب زیبای شما رو که میخونم پرازلذت وشعروشعور می شوم. سبک وسیاق متفاوت قلم شما وبکارگیری واژه های دلنشین که بوی تازگی واصالت میدهتد فضای موضوع رو کاملابارانی ودلپذیرمیکنند. وافعیت با بهره گیری ازمستندات که تلفیقی ازحافظه وتخیلی کودکانه است روح را برای لحظاتی اندک برفراز روزگاران دور به پرواز درمی آورد. مخاطب چنان درلابلای سطورسرک میکشدکه انگار خود قهرمان مطلب است. ارتباط زنجیره ای آغاز تا پایان ،ناگسستنی ست واین جز فن ومهارت نویسنده چیزدیگری را اثبات نمیکند. تسلط شما بردایره واژگان اصیل وایرانی که حاکی ازعمق دانش سرشارشماست مهرتاییدی برتک تک واژه هاوتغابیرچشم گیراست. کشش وجاذبه جولان قلم همچون آهن ربایی قوی ،ذهن مخاطب را به دنبال خود میکشاندتا سیراب شدن خودرااحساس نماید.هرچند با مطلب قبلی شما کمی مخالف بودم (آنهم بخاطرادغام نظم آغشته درنثر)چون سردرگمی برای خواننده بهمراه داشت اما روان وسلیسل بودن این مطلب حاکی ازتغییر رویه شما برای مخاطبین عزیزاست. قلمتان همواره سیمره ای جاری واروندی خروشان!
با سپاس فراوان از برادرمهربانم جناب حاج بهزادباقری که تلاششان بیش ازحدانتظار چشم گیراست.

نادر علی نژادیان در گفته :

با عرض سلام وادب خدمت شما ازاده سرافراز

دیدن مدرسه دکتر رضازاده شفق در این حال روز انسان را یاد ایوان مدائن می اندازد واز جنابعالی به خاطر احترامی که برای خرابه های این مدرسه فراموش شده به دست تاریخ قائل هستید تشکر می کنیم ای کاش همه دانش آموزان این مدرسه که اکنون بیشتر در ادارات دولتی مشغول به کار هستند به اندازه جنابعالی به فکر این مدرسه بودند تا به این حال وروز گرفتار نمی شد

افشین باقری در گفته :

خدمت برادر جهادگر وارجمند جناب آقای نجف شهبازی
سلام
انصافا دلنوشته ات بدل می نشیند خیلی استفاده کردم .انشالله ادامه داشته باشه .
استوار وپاینده باشی

سلام بر آزاده سرفراز حاج نجف عبدی پور شهبازی دورادور جویای احوال شما هستم موفق موید باشید تو را همه ی فامیل و ْآشنا دوستت دارند

ح .امرائي در گفته :

سلام عالی بود از زمان اسارت هم بنویس با تشکر

محمود حاتمی در گفته :

با سلام مطالب خوب تقریر شده بود باید از آقایان بهزاد باقری و بالنگ که بابی برای بیان خاطرات آقای شهبازی فراهم نمودند تشکر نمود.

کردستان در گفته :

سلام اقای شهبازی به سیاق ساده کوههای کردستان عرض میکنم؛خداوکیلی افرین .مایلم دو نکته محضر مبارک عرض کنم ،یک اینکه حقیر اگر در این نوشته ام نقطه ای کم و زیاد بنویسم به جایی بر نمیخورد ولی بلکم نوشته ان جناب مخاطب منتظر دارد وزمانی اهنگ زیبای جملات شما را که از به هم خوردن کلمات بلورینتان در خیالش شکل میگیرد ،را میشنود وقتی ناگهان به نبود نقطه ای ،حرفی،چیزی میخورد مانند نوازنده ایست که از نت خارج میشود البته ویرایش کامپیوتری خطای چشم است نه خطای ذهن .دوم اینکه خواستم دقت کنم بدون اشکال بنویسم که متاسفانه این دومی یادم رفت.ببشخید

نجف شهبازي در گفته :

درود بر مریوان
اول ز تخت و فوق وجودم خبر نبود
در مکتب غم تو. نکته دان شدم

افشین باقری در گفته :

خدمت برادر پارسا ودانشمند م جناب آقای نجف عزیز
سلام دوباره وارادت خالصانه دارم ؛نمیدانم با چه زبانی از شما تشکر کنم منو شرمنده محبت های بی ریای خود نمودی ؛قلم وزبان قاصر از رنج ها ومرارت های اسارت شما می شوند .بدون شک شما از مفاخر دوران دفاع مقدس که هنوز بوی عطر پاکی وصفا میدهدوبرای بعضی از دوستان همرزم متاسفم که جواب تلفن دوستان قدیمی را نمی دهند وبِل کُل همه چیز را فراموش کرده اندوشاید خود را به خواب زده اند وبه اصطلاح ؛تهرانی شده اند .اگر در آن دو پست جواب محبهای شما را نداده ام دلیل بر بی توجهی نیست خدا شاهده توان جبران محبتهای دیگر دوستان را ندارم وسعی کردم در یک کامنت از همه تشکر کنم .صمیمانه میگویم حاج نجف عزیز از این که کوهدشت جوانان ودلاورانی فداکار ووایثارگر مخلص ومتعهد وپاک همچون حضرت عالی دارد برخود می بالم مشتاق دیدار
حقیرت افشین باقری

با سلام و احترامی خاص و قدردانی از پسردایی مهربان و صبورم چونکه او مظهر ایثار و مقاومت است پسر دایی نثدمه نوشته شما چنان پرمغز . استوار است که نشاندهنده نویسنده ای هنرمند و عالم چون شماست و مطمئن هستم که ادامه مطالب با موفقیت همراه است و مدرسه شفق مدرسه ای است که انسانسی ناب و پاک سرشت اولین سالهای تحصیلی اش را در آن گذرانده و اکنون مایه افتخار و سربلندی ماست که گنجینه ای ست برای ما به خود می بالیم

شمس الله زاده در گفته :

برادر عزیزم جناب حاج نجف
سلام بسیار زیبا بود .استفاده کردیم .خداوند همچنان بهتون عزت و سربلندی عطا فرماید
از عزیزان دوستداشتنی برادران حاج بهزاد باقری وسعید بالنگ متشکرم

قرباني بندعباس در گفته :

با سلام و عرض سلام و ادب محضر استاد عزیز و ارجمند خودم آزاده زجر دیده سرفراز آقای شهباری خیلی خوشحال شدم از نام مبارک شما و استفاده نمودم از مطالب دلنشین و پر معنا دست مریزاد به دست قلم تون جای تحسین و تمجید داره مشتاقق دیدار ارادتمند شما قربانی بندرعباس

قرباني بندعباس در گفته :

عذر خواهی میکنم اصلاح میکنم سلام اولی اضافه تایپ نمودم حذفش کنید با تشکر از مدیریت محترم سایت

فکری در گفته :

جناب اقای شهبازی استاد گرامی.
از مطالب شما استفاده کردم و امیدوارم که بازهم شاهد مطالب زیبا. و دلنشین شما باشم.

علی موحدی در گفته :

استفاده کردیم آرزوی موفقیت وسربلندی برایتان دارم.

ز-ی در گفته :

رییس خیلی زیبا و دل چسپ بود بی صبراته منتظر دست نوشته هایه زیبایتان هستم
به امید حق.

جعفر امرایی در گفته :

باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش***بر جفای خار هجران،صبر بلبل بایدش
جناب آقای شهبازی هچون گذشته زیبا و دلنشین بود.

عبدالرضا کریمی در گفته :

پسردایی عزیزم! قلمت وقتی می چرخد، عجیب دنیا را جای زیبایی برای ماندن وانمود می کند! حقا که قلمت زیبا و فریباست اما شک ندارم این زرق و برق چینش کلمات شیوا در کنار هم نیست، که این تداعی وجود نازنین و پرمهر توست که دنیای همه ی ما را مورد لطفش قرار داده و سایه‌ای آرام برای مباهات من و هم دیارانم در تبلور اندیشه هایت گسترانیده است! انوشه باشی و پایدار

سجاد نعمتی در گفته :

با سلام خدمت آزاده سرفراز پسر دای عزیزم با اینکه آن زمان ما بچه بودیم و هیچ چیز به ذهن نداریم ازشما ممنون هستیم که مدرسه یادبود و دالاب مان را زنده کردی دالاب از بهترین جاهای تفریحی دنیاست و شیر مردانی همچون جناب عالی زاینده خاکش هستن باتشکر

سجاد نعمتی در گفته :

تشکر شیر مرد دالاب دای عزیزم

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :