کد خبر : 51860
تاریخ انتشار : ۲۶ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۴:۱۸
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 1,828 بازدید

نیمه پنهان تورم

      دکتر محمدرضا عباسی فرد / میرملاس نیوز : دهخدا در لغتنامه اش می گوید: تورم نام مرغی است که پاهای بلندی دارد و زیستگاه آن در دره نیل است و در جرات و جسارت این پرنده می گوید این مرغ برای سدجوع و سیر نمودن خود ریسک و خطر حمله کردن به […]

IMG_6874_copy

 

 

 

دکتر محمدرضا عباسی فرد / میرملاس نیوز :

دهخدا در لغتنامه اش می گوید: تورم نام مرغی است که پاهای بلندی دارد و زیستگاه آن در دره نیل است و در جرات و جسارت این پرنده می گوید این مرغ برای سدجوع و سیر نمودن خود ریسک و خطر حمله کردن به دهان تمساح و ربودن لقمه از دهان آن را هم می پذیرد.
اگر بخواهیم با بهره گیری از استعاره و مجاز رشد بی رویه قیمت ها و آثار مخرب اجتماعی آن را با این معنی بسنجیم باید بپذیریم انسان گرسنه همواره در معرض خطر قرار دارد و در مواردی ممکن است همه معیارها و ملاک ها را زیر پا بگذارد و مرتکب اعمال و رفتاری شود که هیچگاه انتظار آن نبوده.
در این موارد این گونه افراد به شدت قابل ترحم هستند و باید از هر راه ممکن به جای ملامت و خشونت برای نجات آنان سعی و تلاش کرد.
دهخدا در ادامه می گوید تورم به معنی ورم کردن و آماسیدن و رشد بی رویه است که این معنی بر تورم مورد نظر ما یعنی گرانی افسارگسیخته و رشد بی رویه قیمت ها منطبق است.
صادقانه بگویم وقتی تورم و بیماری سخت و کشنده گرانی را در لغتنامه دهخدا بررسی می کردم بیماری لاعلاج سرطان برایم تداعی شد.
اجازه بدهید به بیانی ساده که برای همه قابل دریافت باشد مساله را توضیح دهم. اگر سرطان را حاصل ظلم بی حساب و کتاب گروهی از سلول های یاغی علیه سایر سلول های بدن فرض و تصور کنیم در نتیجه سلول های طغیانگر چاق و متورم می شوند و دیگر سلول ها ضعیف و لاغر می شوند و از گرسنگی رو به مرگ و فنا می روند و عجیب است که با خود زمزمه کردم: «عجب سرطانی است این تورم.»
تورم و گرانی موجب خلق و ایجاد آشفته بازاری می شود که در آن توده مردم قدرت خرید نسبت به بخش ضروری زندگی و مایحتاج عمومی را از دست می دهند.
افراد صاحب نظر در بررسی علل و عوامل ناهنجاری های اقتصادی ضمن صحبت از عرضه و تقاضا و ضرورت هماهنگی آن برای تنظیم بازار و سلامت اقتصاد از برنامه ریزی صحیح و کارشناسانه برای تولید و ایجاد امکان برابری یا افزایش آن از مصرف و آمایش سرزمین و شناخت نیازها و تعیین اولویت ها و اعمال صرفه جویی و پرهیز از اسراف و تبذیر نسخه هایی تجویز می کنند و حسب مورد موفقیت هایی هم به دست می آورند.
ولی در کنار این همه به یکی از اصلی ترین علل که نابرابری در برخورداری از شرایط و امکانات و حمایت و پشتیبانی عادلانه از همگان است کمتر می پردازیم.
راستی سرمایه کشور برای همه در گردش است؟
ارزش افزوده به همه بر می گردد؟ بانک ها و نقدینگی برای عموم می چرخد؟ و بالاخره عمده نقدینگی قابل توجه و بخش اعظم چرخه اقتصاد در قالب صادرات و واردات در اختیار و در انحصار چه درصدی از جمعیت کشور است؟
من به عنوان فردی که نظام اسلامی را تنها حکومت مورد عنایت خداوند می شناسد از اینکه بیش از ۷۰ میلیون نفر برای ثبت نام یا دستیافت به یارانه در صف بایستند رنج می برم.
با این حال من قبول دارم که تورم مساله یی است اقتصادی با ابعاد پیچیده و باید کارشناسان صاحبنام و صاحب نظر در مورد آن به بحث و بررسی بپردازند و اینکه افرادی مثل من وارد این مقوله می شوند به علت عریان شدن اقتصاد و سقوط گشت آن از بام است.
هر چند آنچه در این مقام و مقال به آن می پردازم چیزی در حدود مایحتاج عمومی و مربوط به نان و آب جامعه و به تعبیر رایج روز سبد کالای خانواده است و این مقوله را همه خوب می فهمند و آن را با تمام وجود لمس می کنند و تمام زندگی شان تحت تاثیر آن است.
بنابراین در این باب آنان که اقتصاد را در سفره های خود و در هزینه مدرسه و دانشگاه و درمان و ایاب و ذهاب و حمل و نقل و چیزهایی از این دست تحلیل می کنند، به مراتب بهتر از آنان که با عدد و رقم و بر روی کاغذ در شعار و سخنرانی از اقتصاد سخن می رانند، معنی آن را و آثار مخرب مترتب بر آن در طبقات و اقشار ضعیف و کم درآمد یا بی درآمد را می فهمند و درک می کنند و در یک کلمه طرف حساب جامعه و توده مردم اقتصاد کلاسیک نیست.
مردم به جیب خود و قدرت خرید خود و هزینه های افسارگسیخته روزمره نگاه می کنند. در فرهنگ دیانت و در احکام شرع علمای دین می فرمایند فقیر به کسی اطلاق می شود که قدرت تامین هزینه های اولیه و ضروری خود و خانواده و افراد تحت تکفل را برای یک سال آماده و در اختیار ندارد، ولی مسکین آن کسی است که با تامین هزینه جاری روزانه خود با مشکل مواجه است.
من فقیر و مسکین نیستم، ولی در میان آنان زندگی می کنم و با آنان در ارتباطم و صدای ناله و ضجه خود و فرزندان شان را خوب می شنوم و این دل نوشته ادای تکلیفی در انعکاس شمه یی از آن است که فرمودند: «من سمع مسلما ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم». پنبه در گوش گذاشتن و سر در برف کردن و از کنار آه و ناله مسکین و یتیم و فقیر و اقشار آسیب پذیر و آنان که قدرت خرید داروی نسخه شده را ندارند، ساده گذشتن به حل معما کمک نمی کند و اقتصاد را شکوفا نمی نماید.
توجه داشته باشیم بسیاری از ناهنجاری های اجتماعی و ناامنی و فساد در حال حاضر قبل از آنکه تحت تاثیر ضعف فرهنگ باشد، معلول زندگی سخت و مشقت باری است که جامعه برای تامین معیشت همه چیز خود را در کوره های داغ و سوزان تورم در آتش می ریزد.
در شرایطی که افرادی برای تامین مایحتاج روزمره ناچار به فروش کلیه می شوند با سخنرانی، مقاله و موعظه نه مشکل ازدواج و تشکیل خانواده به سامان می رسد و نه می توان جلوی بحران طلاق را گرفت.
در فضای اقتصادی حاکم که دانش آموخته دانشگاه از خیر استخدام در سیستم اداری گذشته و امکان استفاده درست از مدرک و معلومات و اندوخته های خود در بخش آزاد هم برایش فراهم نیست و خود را به سرایداری و نگهبانی مجموعه یی دل خوش کرده ولی تحت تاثیر عوامل اقتصادی حاکم بر جامعه و کسادی و عدم رونق کسب و کار یک باره لغو قرارداد و اخراج می شود، چگونه باید در او ایجاد شوق کرده او را به شور و نشاط تشویق کرد که او حق دارد در پاسخ بگوید: «تو قدر آب چه دانی که در کنار فراتی.» توجه داشته باشیم نمونه های ملال آوری که بیان شد تنها بخشی از یک روی سکه تورم است و آن روی آشکار تورم است.
یعنی قسمتی که به راحتی قابل شناسایی است. مثلاقیمت نان و آب و گوشت و حبوبات و لبنیات و میوه و تر بار و حامل های انرژی در سال ۱۳۹۳ را با قیمت این کالاها در سال ۱۳۹۲ مقایسه می کنند و ما معمولابه روی پنهان تورم نمی پردازیم و آن خسارتی است که از ناحیه تنزل کیفیت یا کم فروشی بر مصرف کنندگان تحمیل می شود.
باور کنید که افسانه نیست روزی دوستی می خواست در بازار فروش دام و طیور گوسفند زنده یی خریداری کند، بعد از توزین گوسفند به طور زنده و تعیین قیمت آن، کسی در گوش او گفت که حداقل دو یا سه کیلو بیش از وزن واقعی به شما فروخته شده.
پرسید: چرا؟ در پاسخ گفت: صرف نظر از امکان دستکاری وسیله توزین به این گوسفندان قبل از فروش مقادیری آب و نمک خورانده می شود. انگلیسی ها ضرب المثل معروفی دارند تحت این عنوان «به اندازه یی پولدار نیستم که جنس ارزان و دست دوم بخرم».
در باب کم فروشی به میزان شیر، ماست و پنیر و مقدار موجود در ظرف هایی دربسته و با پلمب به مشتری تحویل می شود و مقایسه وزن اسمی و اعلامی با وزن واقعی و تحویلی و نیز دورریزهای مرغ و گوشت که قیمت آن را از مصرف کننده دریافت می کنند روشن می سازد که بخشی از وجه پرداختی غیر عادلانه و فریبکارانه رد و بدل شده است و به قول مردم کوچه و بازار «نم کشیده و آب رفته».
این در حالی است که برای محاسبه نرخ تورم نه تنها شباهتی بین نرخ های اعلامی بانک مرکزی و سایر مراجع ذی ربط با قیمت بازار وجود ندارد که تفاوت فاحش آن در جای جای زندگی مصرف کنندگان موج می زند.
فاجعه بزرگ و دردآور وقتی رخ می نماید که قیمت عدم کیفیت و کم فروشی نیز به تورم آشکار اضافه شود و در یک کلمه در محاسبه نرخ تورم باید فاکتورهای تعیین کننده را تماما شناسایی کرد.
شاید این معادله قدری به شناساندن نرخ واقعی تورم نزدیک تر باشد.

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

جالب بود مطالب خوبی عنوان شده است که نشان از تسلط حاجآقا عباسی بر اقتصاد وحقوقاست

هادی قبادی در گفته :

با تشکر از استاد عزیزمان جناب حجه الاسلام والمسلمین دکتر عباسی فرد
بنده مطالعه یا پژوهشی در باب مسائل اقتصادی نداشته و در این حوزه آگاهی چندانی ندارم و لذا اظهار نظر برایم میسور نیست فقط آرزومندم سیاست گذاران و دست اندر کاران اقتصاد ، فکری به حال این تورم لجام گسیخته بکنند که حقیقتاً بخش عظیمی از جامعه را با بحران مواجه ساخته است .

ک.گراوند در گفته :

تشکر و سپاس از استاد عباسی فرد خیلی دوست دارم بدانم احساس وجود تورم در زندگی اقشار متوسط به پایین و اقشاری مانند حضرتعالی را

حمید آزادبخت در گفته :

مطلب بسیار عالی و آموزنده ای بود . نگانرنده به خوبی توانسته بود به زوایای مختلف موضوع با دیدی کاملاً کارشناسی و توأم با راهکارهای راهبردی بپردازد ضمن این که نثر بسیار سلیس و روانی نیز داشتند که البته این قلم شیوا و نوانا برازنده نام دکتر عباسی فرد عزیز نیز هست . در کل خیلی استفاده کردیم سپاس از دکتر .

افشین باقری در گفته :

خدمت حجت السلام دکتر عباسی
سلام
بنظر بنده شما در نطق وبیان هم جزء بهترینها هستی ،ویکی از مفاخر لرستان .با آرزوی توفیق وسلامتی برای برادر مجاهد ونستوه .
پاینده واستوار باشید

فرج الهی در گفته :

درخصوص دکتر عباسی فرد عزیز چه بگویم سیاستمداری کهنه کار،دردآشنای دردشناس،جامعه شناسی همراه جامعه،دلسوزی سوز شنو،عالمی عامل،حکیمی حکمت یار،حقوقدانی حق مدار، فقیهی فهیم،چراغی فروزان امیداست همه از نور این شعله که روشن کننده راه پیروزمندانه وخداپسند است مخصوصا مسئولین بهره گیرند

فرج الهی در گفته :

درخصوص دکتر عباسی فرد عزیز چه بگویم سیاست مداری کهنه کار،دردآشنای درد شناس،جامعه شناسی همراه جامعه،دلسوزی سوز شنو، عالمی عامل، حکیمی حکمت یار، فقیهی فهیم، حقوقدانی حق مدار، چراغی فروزان. امیداست که از نور این شعله که روشن کننده راه پیروز مندانه وخداپسندانه است مخصوصا مسئولین بهره گییرند، انشالله.

استاد کونانی در گفته :

با سلام به محضر حجه الاسلام و المسلمین جناب دکتر عباسی فرد:
مطالب جامع وگیراست، باز هم مثل همیشه استفاده کردیم از سخنان گوهر بارتون..ارزوی سلامتی و سربلندی را از خداوند متعال برای شما بزرگ مرد لرستان خواستاریم……

اکبر علیزاده دوستی در گفته :

تشکر ویژه دارم از دوست گرامی وعزیزم

سرزده در گفته :

بابت چی جناب علی زاده دوستی؟؟؟؟؟/

علی موحدی در گفته :

مطلب خوبی است اگر امکان دارد در سایتهایی که برد بیشتری دارندوفرا گیرهستند قرار بگیرد تا مسئولین کشوری هم استفاده کنند.

رضایی در گفته :

با سلام خیلی ها فقط معنی تورم رو می دونن…

نورالدين فعلي در گفته :

کاروانی همی از ری به سوی دسکره شد
آب پیش آمد و مردم همه بر قنطره شد

گله ی دزدان از دور بدیدند چو آب
هر یکی زیشان گفتی که یک قسوره شد

آنچه دزدان را رای آمد بردند و شدند
بُد کسی نیز که با دزد همی یکسره شد

رهروی بود، درآن راه درم یافت بسی
چون توانگر شد گویی سخنش نادره شد

هر چه پرسیدند او را، همه این بود جواب
کاروانی زده شد، کار گرهی سره شد
برگرفته از تاریخ بیهقی

خسروی در گفته :

ارزوی موفقیت و سربلندی برای شما مصدق لرستان وپدر سیاست لرستان از خداوند منان خواستارم

کو کسانی که زر زیب زینت فر داشتند…………..؟؟؟؟ با سلام جناب خسروی لرستان که خیری از این سیاست ندید-پتروشیمی زمان اوایل انقلاب که قرار بود در لرستان ساخته بشه پر کشید رفت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اکثر مردم خوب حرف می زنند اما خوب عمل نمی کنند.

لرستانی در گفته :

باسلام خدمت جناب آقای کمیر، نظر شما را خواندم صرف نظر از اینکه درست یا نادرست باشد آن را یک نظر محترم تلقی کرده و میخواهم ضمن تشکر از سایت میرملاس و استفاده از فرصتی که برای ارائه نظر به همه ما داده هم تشکر و هم استفاده کنم و چند نکته را برای خود و همه خوانندگان فهیم به عنوان نظر شخصی ارائه کنم:
۱- نظر خود را به همه مردم یک منطقه نسبت ندهیم.
۲- دنبال کالبد شکافی و نبش قبر نباشیم و فکر و ذهن و توان خود را بکار ببندیم تا لرستان امروز را در یابیم و این سخن گرانقدر حافظ را که می گوید”کمال سر محبت ببین نه نقص گناه”سر لوحه قرار دهیم.
در آخر خدمت شما عرض بنمایم که انتقال پتروشیمی لرستان در مجلس سوم بوده است و در انتهای حرفهایم به عنوان فرزند کوچک لرستان از آقای عباسی فرد و همه آنانی که می تواند برای این استان فقیر صنعتی کار ی انجام بدهند دست یاری دراز کرده و از رفیقان ره استمداد همت می‌کنم.

کونانی در گفته :

ضمن سلام خدمت جناب آقای عباسی،یه سوال داشتم اینکه این همه درسیاست وکسب قدرت موفق بودیدچه کاری برای کونانی کرده ایدمگه ما چندتا مثل شما داریم،ماازشما انتظارداریم ولی شما حتی یک قدم کوچولو برای کونانی وکوهدشت برنداشته اید

کونانی در گفته :

نازی جان تعجب می کنم از این همه انتظارت

ميثم در گفته :

با سلام

تا جایی که من میدونم بخش شدن کونانی توسط ایشون انجام شد، آن زمان آقای بشارتی وزیر کشور بودن فقط بخاطر دکتر عباسی فرد کونانی رو بخش کردند، حالا شما اینو قدم کوچک میدونید!!! و یا الان برای شهرداری کوهنانی در جهت رفع بدهکاریش با وزارت کشور رایزنی انجام دادن که مشکل مالی شهرداری رو حل کنن و این حرف رو خودم از آقای ملکشاهی نماینده محترم در روز افتتاح دادگستری کوهنانی که تایید و تشکر کردند شنیدم. یا قبلاً در کوهدشت تأسیس بیمارستان امام خمینی و …. دوست عزیز آقای عباسی فرد در هر دوره هر کی شده نماینده در امور اجرایی و ارتباط با رده های بالا مشاوره و کمک کرده که امور انجام بشه اما ایشون هیچ وقت نخواستن خودشون رو طوری نشان بده که فلان پروژه رو من انجام دادم و یا من کار رو پیگیری کردم و همیشه خواسته دیگران رو بزرگ نشون بده و به همه کمک کرده و این شخصیت بزرگ دکتر عباسی فرد است و هر کی مشاوره نگرفت موفق نشد. و یا جدیداً در مورد سد معشوره چه رایزنی های خوبی با مسئولین دولت داشته و یا در مورد اراضی مردم و سد رودبار زیر تنگ واسه کمک به مردم با وزارت کشور و نماینده چقدر مذاکره کردن و باز هم پیگیرن….. در کل برادر گرامی اگه کوچکترین کاری که می بینی در شهرستان کوهدشت و بخش های زیر مجموعه هست این رو بدون اگه نقش عباسی فرد در آنها نبود انجام شدنی نبودن اما ایشون اهل شعار نیستن، به امید سربلندی کوهدشت و دکتر عباسی فرد

ميثم در گفته :

با سلام

تا جایی که من میدونم بخش شدن کونانی توسط ایشون انجام شد، آن زمان آقای بشارتی وزیر کشور بودن فقط بخاطر دکتر عباسی فرد کونانی رو بخش کردند، حالا شما اینو قدم کوچک میدونید!!! و یا الان برای شهرداری کوهنانی در جهت رفع بدهکاریش با وزارت کشور رایزنی انجام دادن که مشکل مالی شهرداری رو حل کنن و این حرف رو خودم از آقای ملکشاهی نماینده محترم در روز افتتاح دادگستری کوهنانی که تایید و تشکر کردند شنیدم. یا قبلاً در کوهدشت تأسیس بیمارستان امام خمینی و …. دوست عزیز آقای عباسی فرد در هر دوره هر کی شده نماینده در امور اجرایی و ارتباط با رده های بالا مشاوره و کمک کرده که امور انجام بشه اما ایشون هیچ وقت نخواستن خودشون رو طوری نشان بده که فلان پروژه رو من انجام دادم و یا من کار رو پیگیری کردم و همیشه خواسته دیگران رو بزرگ نشون بده و به همه کمک کرده و این شخصیت بزرگ دکتر عباسی فرد است و هر کی مشاوره نگرفت موفق نشد. و یا جدیداً در مورد سد معشوره چه رایزنی های خوبی با مسئولین دولت داشته و یا در مورد اراضی مردم و سد رودبار زیر تنگ واسه کمک به مردم با وزارت کشور و نماینده چقدر مذاکره کردن و باز هم پیگیرن….. در کل برادر گرامی اگه کوچکترین کاری که می بینی در شهرستان کوهدشت و بخش های زیر مجموعه هست این رو بدون اگه نقش عباسی فرد در آنها نبود انجام شدنی نبودن اما ایشون اهل شعار نیستن، به امید سربلندی کوهدشت و دکتر عباسی فرد.

كوناني (شكيب) دانشگاه آزاد كوهدشت: در گفته :

با سلام خدمت عالم فرزانه،حجت السلام والمسلمین جناب آقای دکتر عباسی فرد

قطعاً متن ومفهوم مطالب بسیار زیبا وگیرا است.آرزوی موفقیت وکامیابی را از خالق هستی برای حضرتعالی

خواستارم.

با تشکر

محمدی علیمحمد در گفته :

با سلام خدمت جناب آقای دکتر عباسی فرد .
همچون مطالب گذشته باز زیبا وجالب وآموزنده بود به امیدباز شدن گره از مشگل اقتصادی مملکت ومهار تورم در دولت تدبیر وامید .توفیقتان را از حضرت حق خواستارم .

علی آدینه وند در گفته :

باسلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار جناب آقای دکتر عباسی . بسیار دلنشین وجذاب ایراد نمودید. در اینجا این نکته رو میخوام یادآور بشوم . ای کاش در این آشفته بازاری که همه بنوعی در بوجود آمدن آن مقصر هستیم .یه کم هم خودمون به هم دیگه رحم کنیم . آنکه بالا نشیند دیگری بر زیر دست نیست رحمی چون سهمی از جوانمردیش نیست (شعر از زنده یاد استاد خانمنصور ناصری آدینه وند)اگر روال همین باشد شک نکنید آمار ظلم و فساد و……. روز به روز بیشتروبیشتر میشود . ای کاش ثروتمندان کشور ما عدالت داشتن و اینقدر به فکر ثروت اندوزی نبودن یه مبلغ ناقابلی هم برای بدبخت بیچاره ها از دستشون اشتباهی حساب نمیشد و رها میگشت و …………

سلام، توفیف روز افزون دکتر عباسی فرد و همه خوانندگان عزیز لرستانی را از خداوند متعال خواستارم.

سلام، توفیق روز افزون دکتر عباسی فرد و همه خوانندگان عزیز لرستانی را از خداوند متعال خواستارم.

کردستان در گفته :

سلام جناب دکتر در جراید و سایتهای سراسری ومشهور هم قلم زنی بفرمایید.امیدواریم این چند ساله اخیر فرصت کافی برای تحقیق وپژوهش در حوزههای مختلف علمی به ویژه اقتصادی وفقهی وحقوقی هم چون سیاست یافته باشید.درود بر شناسنامه لرستان

سلام در گفته :

مطالبی که در سایت میرملاس از آقای دکتر عباسی فرد گذاشته میشه هر کدام در روزنامه های سراسری منتشر میشه، مثلا همین مطلب در روزنامه آرمان، فرهیختگان، جمهوری و ….. منتشر شد.

مهدی قلایی در گفته :

یارا+نه جواب گرس+نه

ولی از این حرف ها گذشته نوشتار آموزنده ای بود.
دست مریزاد

حمیدازادبخت در گفته :

حکایتهای مدیریتی
در سمیناری به حضار گفته شد اسم خود را روی بادکنکی بنویسید.
همه اینکارو انحام دادند و تمام بادکنک ها درون اتاقی دیگر قرار داده شد.
اعلام شد که هر کس بادکنک خود را ظرف ۵ دقیقه پیدا کند.
همه به سمت اتاق مذکور رفتند و با شتاب و هرج و مرج به دنبال بادکنک خود گشتند ولی هیچکس نتوانست بادکنک خود را پیدا کند.
دوباره اعلام شد که این بار هر کس بادکنکی که برمیدارد به صاحبش دهد.
طولی نکشید که همه بادکنک خود را یافتند.
دوباره بلندگو به صدا درآمد که این کار دقیقاً زندگی ماست.
وقتی تنها به دنبال شادی خودمان هستیم به شادی نخواهیم رسید
در حالی که شادی ما در شادی دیگران است، شما شادی را به دیگران هدیه دهید و شاهد آمدن شادی به سمت خود باشید.

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :