کد خبر : 52485
تاریخ انتشار : ۶ تیر ۱۳۹۳ - ۱۳:۴۵
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 845 بازدید

نان خجالتی

حاج مرتضی ذهابی/سرویس منتظران:     بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم   مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا احزاب/ ۲۳   از میان مؤمنان مردانى ‏اند که به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا کردند برخى از آنان به شهادت رسیدند و برخى […]

139

حاج مرتضی ذهابی/سرویس منتظران:

 

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

 

مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا

احزاب/ ۲۳

 

از میان مؤمنان مردانى ‏اند که به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا کردند برخى از آنان به شهادت رسیدند و برخى از آنها در [همین] انتظارند و [هرگز عقیده خود را] تبدیل نکردند

                                                                                   

                                                          

همین که وارد روستای گلوران بالا(۱) شدم فهمیدم امروز بفهمی نفهمی اوضاع روستا یک طور دیگری است، و لی گوشم بدهکار این حرف نبود و به بچه ها گفتم  :برویم خانه کاکا رحمان(۲) نان خجالتی(۳) بخوریم .این بار هم مثل همیشه یک راست رفتیم درب خانه کاکا رحمان  .چند بار در را زدم تا بلاخره همراه با زنش آمدند و در حیاط را باز کردند.تا نگاهش کردم متوجه شدم امروز بر عکس همیشه که با روی باز می آمدند به استقبالمان سه گرمه هایش رفته اند توی هم  و مانده توی چهار چوب در و قصد ندارند راهمان بدهند برویم توی حیاط .چند بار هم با دست بهمان اشاره میکردند بروید بروید. مانده بودم بروبر نگاه پیره مرد و پیره زن میکردم .هرچه فکر میکردم نمی دانستم چرا امروز رفتارشان این طوری شده .فوری گفتم :کاکا رحمان منم چر امروز این طور شده ای با دست و سرو پا با من صحبت میکردو انگار می خواست چیزی بگوید ولی نمی توانست . فوری شصتم با خبر شد که شاید حزب توی روستا باشد باز هم که فکر کردم دیدم همین نیم ساعت پیش از بچه های اطلاعات وضعیت روستا را پرسیدم که گفته بودند:کسی توی روستا نیست.هرچه کاکا رحمان با دست به ما اشاره میکرد که بروید من همانطور مانده بودم وبه دلیل کارهایش فکر میکردم او هم موقعی دیده بود ما هنوز متوجه منظورش نشده بودیم شروع کرد به دادو بیداد بروید بروید پدر مان را در آوردید بچه هایمان را قتل عام کردید حالا با چه روی میآید در خانه ما چند فحش آب دار هم نثارمان کرد و باز گفت :برو برو اگر به خودت رحم نمیکنی به فکر بچه های مردم باش .با شنیدن این جمله آخری یکهو برق از سرم پرید .بله این جمله خیلی برایم آشنا بود چند بار دیگر این جمله را از زبان کاکا رحمان شنیده بودم .انگار این جمله یک رمز بود. دیگر یقینم حاصل شد که حزب توی روستا است و این حرکات و دادو بیدادهای کاکا رحمان به این خاطر است که من را متوجه حضور حزب توی روستا کند. بی درنگ به بچه ها اطلاع دادم سریع روستا را خالی کنند همینکه از روستا آمدیم بیرون ازطریق بی سیم با بچه های اطلاعات تماس گرفتم ، وضعیت را پرسیدم آنها هم گفتند:(هیز بیان توی روستا است تعدادشان هم زیاد است )تعداد نیروهای ما در حدی نبود که بخواهیم با آنها درگیر شویم به خاطر همین از روستا فاصله گرفتیم تا در زمان و مکان مناسب با نیروی بیشتر با آنها درگیر شویم دست بر قضا چند روز دیگر گذرمان به همان روستا افتاد و یک راست سراغ کاکا رحمان رفتیم این باربا گرمی به استقبالمان آمدند. خندیدم و گفتم :کاکا رحمان حالاد یگر ما را از خانه ات می اندازی بیرون و به ما و سپاه و جمهوری اسلامی فحش میدهی ؟ خودش هم خنده اش گرفته بود و فوری گفت :حاج ذهابی تورو به خدا یه کم بیشتر احتیاط کنید. اگر به فکر خودت نیستی به فکر بچه های مردم باش بعد قضیه را از سیر تا پیاز این طور برایم تعریف کرد یکی دوساعت قبل از شما حزب آمده بود توی روستا و توی خانه مخفی شده بودند .دست بر قضا دو سه نفرشان توی خانه خودم بودند ما مشغول پذیرایی از آنها بودیم که شما سر رسیدید اگر اجازه می دادم می آمدید توی خانه به آنها روبرو می شدید و چون تعداد آنها زیاد بود حتماٌ همه شما را شهید میکردند. برای همین مجبور شدیم اینطور رفتار کنیم . بعد هم با نان خجالتی از ما پذیرای کردند

۱)روستای گلوران بالا:یکی از روستاهای شهرستان بوکان که در جنوب غربی شهرستان بوکان واقع شده است

۲)کاکا رحمان :با عرض پوزش نام اصلی آن پیره مرد را به خاطر رعایت مسائل حفاظتی ننوشته ام و مجبور شدم از نام مستعار کاکا رجمان استفاده کنم

۳)نان خجالتی :صبحانه یا عصرانه ایست که معمولاٌ با ماست،کره ،پنیر،عسل،و تخم مرغ از ما پذیرایی میکردند.برای ما غذایی کامل و مقوی بود ولی مردم مهمان نواز اطراف بوکان به آن نان خجالتی میگفتند   

                                     

 1

 

 

8

 

 

5

 

 

61

 

 

63

 

 

121

 

 

درج شده توسط : بهزاد باقری / دبیر سرویس شهدا و منتظران " میرملاس نیوز "bagheri1348@yahoo.com

دیدگاه ها

ع م امرایی در گفته :

برادر ارجمندم حاج ذهابی عزیز،نانِ عزت و افتخار گوارای وجودِ نازنینتان، آرزو میکنم در پیشگاهِ خداوند متعال همچنان سربلند وسرافراز باشید

سیدحسین نظریان در گفته :

الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

کرم اله گراوند بسیجی سپاه بوکان در گفته :

سلام درود خدا بردوست عزیز سرداردلاور شجاع ونترس حاج مرتضی ذهابی فرمانده گردان جنداله بوکان خاطرات ان سردار نترس جالب وخواندنی بود امیدوارم ادامه داشته باشه که حقیر چندبار ان راخواندم ازبس که جذاب خواندنی بود ازعکسهایی که روی سایت دیدم یادم میاد روزی بود که گردان جنداله بوکان تحت فرماندهی شما درحال اعزام به جبهه برون مرزی جهت گرفتن ارتفاعات ماووت بود یادم هست که حقیربهمراه برادرعزیزم صفایی داریوش گراوند ازگردان علی ابن ابیطالب بعنوان داوطب امده بودیم گردان شما جهت اعزام که برادرمان صفایی خودشان هم درگردان مسولیت داشتن با پیشنهاد ایشان به شما وشهید حاج منصور قاسمی حقیررا که در عکس ایستاده درسمت چپ شهید قاسمی با شلوارپلنگی وتچهیزات میباشم بعنوان معاونت یکی از گروهانهای گردان تحت فرماندهی حضرت عالی معرفی شدم واعزام شدیم والحمداله بادرایت فرماندهی شما وبقیه برادران پیروزمندانه بردشمن بعثی غلبه ودشمن راتارومارکردیم ودو سه پاسگاه دشمن را فتح کردیم یاد ان روزها بخیر ارزوی سلامتی وسربلندی برای شما وکلیه رزمندگان ازخداوند منان خواهنم

فلاح در گفته :

خاطره‏ ‏بسیار‏ ‏خوبی‏ ‏بود‏ ‏اصولا‏ ‏هر‏ ‏خاطره‏ ‏ای‏ ‏در‏ ‏زمان‏ ‏خود‏ ‏بسیار‏ ‏مهیج‏ ‏وبیاد‏ ‏ماندنی‏ ‏است‏ ‏.بسیاری‏ ‏از‏ ‏مردم‏ ‏کردستان‏ ‏مدافع‏ ‏محکم‏ ‏رزمندگان‏ ‏اسلام‏ ‏بودند‏ ‏ومعدود‏ ‏افرادی‏ ‏با‏ ‏دشمن‏ ‏همکاری‏ ‏داشتند‏ ‏.
زمانی‏ ‏که‏ ‏به‏ ‏مرخصی‏ ‏توشهری‏ ‏وارد‏ ‏سقز‏ ‏وبانه‏ ‏می‏ ‏شدیم‏ ‏بسیاری‏ ‏از‏ ‏مردم‏ ‏کردستان‏ ‏با‏ ‏ما‏ ‏به‏ ‏مهربانی‏ ‏واحترام‏ ‏رفتار‏ ‏می‏ ‏کردند‏ ‏.برادر‏ ‏باقری‏ ‏خسته‏ ‏نباشید

شيخمرادي در گفته :

باتشکر از حاج ذهابی عزیز ،خاطره زیبا و جالبی بود.

محمد رضا صفی خانی در گفته :

یاد باد آن روزگارا ن یاد باد روزگار وصل یاران یاد باد

داریوش گراوند در گفته :

خاطره خوبی بود ان شاءالله ادامه داشته باشد

س.م.والی پور در گفته :

آیت الله دستغیب: هیچ خدمتی بالاتر از خدمت در زیر آسمان کبود کردستان نیست.
ضمن عرض سلام و ادب واحترام خدمت حاج ذهابی ، رزمنده خستگی ناپذیر وکلیه رزمندگان جبهه های غرب وجنوب کشور.
وآرزوی پیروز وموفقیت کلیه رزمندگانی که بر علیه گروههای تروریستی داعش وصدامیان در کشورهای عراق وسوریه همواره درحال مبارزه هستند.
وآرزوی ظهور عاجل آقا امام زمان ( عج) در این روزهای مبارک ماه رمضان .
وتقدیروتشکر از حاج بهزاد باقری که دراین راه متحمل زحمات فراوانی شده وخواهد شد.
خسته نباشید وخداقوت.

هادی قبادی در گفته :

یاد باد آن روزگاران یاد باد

مردانی در گفته :

با عرض سلام خدمت برادران با دیدن عکس ها و خواندن خاطره برادر بزرگوارمان حاج ذهابی که هنوز هم ایشان را فرمانده خود میدانم به یاد انهمه استفامت و از خود گذشتگی ایشان افتادم یاد ایام بخیر ارادتمند حجت مردانی

سپهوند در گفته :

برادران بزرگوار صحنه های جهاد شما بهتر از حقیر با برادر ذهابی و صداقت و یکرنگی ایشان اشنا هستید لکن ایشان از پاکترین و صادقترین مردان خداست با تشکر از بهزاد باقری عزیز ساکی

امیر حمزه عزیزی از الشتر در گفته :

حاج ذهابی عزیز هرگز کردستان و مردم شریف لرستان سرداردلاور وشجاع خود را فراموش نخواهد کرد ،(معلم وارد کلاس شد شروع به حضور و غیاب کرد :بزرگراه همت ….حاضر–غیرت همت …غ–ورزشگاه همت…حاضر —مردونگی همت …غ–مرام همت …غ–سمینار و همایش همت …حاضر –صداقت و صفای همت ..غ–عشق و آرمان همت …غ –یاران همت…غ)

ج نظریان در گفته :

سلام حاج بهزادجالب بود،یادسرداربی ادعاوفرمانده دلاورحاج ذهابی عزیزبخیرباد

رضاسهیل نزاد در گفته :

یادان روزها بخیر سال ۶۶من ۳ماه بسیجی دربایگاه گلولان بالا شهرستان بوکان بودم

دارابی در گفته :

درود بر مردان بی ادعا یاد عملبات فتح ۵ و فرمانده گردان جندالله بخیر حاجی ما ۱۰ نفر کوهدشتی بودیم که از عملیات شهری داوطلبانه به این گردان آمدیم

خرم ابادی در گفته :

عرض سلاا و احترام اینجانب از رشادتهای برادر زهابی بسیار شنیده ام و مدتی هر چند کوتاه در گردان جندا? خدمت ایشان بوده ام. ایشان حقیقتا مورد عنایت شهدا بوده و هستند .با تشکر از سایت میرملااس

محمدحسين حقي زاده در گفته :

بنده توفیق و افتخار خدمت را در یگان رزمی جندالله بوکان در زمان فرماندهی این سردار شجاع و نترس را داشته ام این سردار عزیز با تدابیر هوشمندانه خود در بوکان اجازه هرگونه تحرک و عرض اندام را از بدخواهان گرفته بود. بطوری که هرگاه اسم یگان رزمی جندالله به گوش معاندان نظام در منطقه می رسید ترس سراسر وجودشان را فرا می گرفت . یاد آن روزگارن به خیر.

اريافر در گفته :

ﺍﻳﻨﺠﺎﻧﺐ ﻋﻠﻴﺰﻣﺎﻥ ﺍﺭﻳﺎﻓﺮ ﻣﺴﻮﻝ ﻣﺨﺎﺑﺮﺍﺕ ﻛﺮﺩﺍﻥ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﺟﻨﺪﻳﻦ ﺑﺎﺭﺗﻮﻓﻴﻖ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﺩﺍﺷﺘﻢ ﻛﻪ ﺩﺭﺧﺪﻣﺖ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﺟﻨﻚ ﻳﻌﻨﻲ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺑﻲ ﻣﺪﻋﺎ ﺟﻨﺎﺏ ﺣﺎﺝ ﺫﻫﺎﺑﻲ باشم ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻜﻮﻳﻢ ﻫﻴﺞ ﻧﺨﺒﻪ ﺍی ﺑﺎﻫﻴﺞ ﻗﻠﻤﻲ ﻧﻤﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺭﺷﺎﺩﺕ ﻋﻆﻤﺖ ﻭﺍﻳﻤﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﻋﺰﻳﺰ ﺑﻲ ﻣﺪﻋﺎ ﺟﻨﻚ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﺼﻮﻳﺮ ﺑﻜﺸﺪ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﻋﺰﻳﺰ ﻫﺮﺟﺎ ﻛﻪ ﻫﺴﺘﻲ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪ ﺣﻖ ﺗﻌﺎﻟﻲ ﻧﻛﻪ ﺩﺍﺭ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﺷﺪ

ناشناس در گفته :

اسدالله علامی غلام سالاروند حمدالله دینداری ویوسف جامه بزرگی افتخار خدمت در یگان جندالله وفرماندهی حاج ذهابی این فرمانده دلاور را داشتیم بسلامت باد این مردبزرگ

سعیدی زاده در گفته :

با عرض سلام و احترام همینجا یاد میکنم از بزرگمرد صحنه های جنگ و استقامت و ایستادگی فرمانده دلیر و شجاع اسلام برادر ذهابی که برای بنده و خیلیها فرمانده بوده هست و خواهد بود و ایشان را بزرگ و فرمانده خود میدانیم باتشکر سعیدی زاده

برادر ذهابی را همه با استقامت سخت کوشی ایثار و همت ایشان میشناسند خدا همیشه یار و نگهدارتان باشد ارادتمند شما قاسمی همدان

با عرض سلام به ذهنم رسید اگر دوربینی بود و ان صحنه های استقامت و مردانگی برادر شجاع و با جرات برادر ذهابی را ثبت میکرد حال نسل فعلی با اسطوره اهی واقعی اشنا میشدند یاد سردار ذهابی و ان روزگاران حماسه بخیر

مصیب پوریان در گفته :

یاد ان روزگاران و یاد ان همه شور و عشق و شعور که در امثال عزیزان خوش نامی همچون سردار ژهابی هویدا بود بخیر

صبوری در گفته :

کجایید مردان بی ادعا

شهامت در گفته :

یاد و خاطره سرافرازان سپاه اسلام مردان مردی که با دستان خالی ان حماسه و شور و شعور را آفریدند برادران ایثارگری همچون ذهابی باقری و ? بخیر هر کجا که هستند خدا یار و همراهشان باد . شهامت

سیاه منصور در گفته :

برادر ذهابی خاطره خواندنی بود امیدوارم ادامه داشته باشد

اسدپور در گفته :

با سلاا خدمت برادر خوشنام و فداکار هشت سال دفاع مقدس حاج ذهابی که انصافا زحمت و فداکاری زیادی را متحمل شدند .با تشکر از سرویس منتظران میرملاا بابت درج خاطرات برادر ذهابیس

یوسوف زاده در گفته :

با سلام برادر بنده از نیروهای برادر ذهابی بوده اند که قبل شهادت بسیار از رشادتهای ایشان تمجید میکردند, امیدوارم خداوند طول عمر با عزت به ایشان عطا کند .با تشکر

غلام نژاد در گفته :

برادر زهابی با عرض سلام لطفا از خاطرات عملیات حاج عمران نیز خاطراتی درج نمایید با تشکر غلاا نژادم

جوانپور در گفته :

انشا? خداوند امثال برادر زهابی را عزت و شوکت دهد

هاشمی در گفته :

ضمن عرض سلاملطفا علاوه بر خاطرات سردار ذهابی خاطرات سردار باقری و نوری را نیز درج نمایید وعندا… توفیق

خلیلی در گفته :

سلام یاد حاج زهابی و رشادتهای مخلصانه و صادقانه ایشان بخیر

سردار ذهابی را تا العان هم همه به سادگی و مهربانی در عین جدیت و شهامت میشناسند

سلام عرض میکنم خدمت سردار سر افراز و بی ادعا برادر ذهابی که انصافا در مقوله جنگ بر گردن بنده حق زیادی داشته و دارند .بدینوسیله خدمت ایشان سلام رسانده آرزوی سلامتی برای ایشان دارم ارادتمند رشنو

قیطاس زاده در گفته :

خاطره بسیار خوبی از سردار ذهابی به همراه تصاویر از ایشان بود امیدوارم ادامه داشته باشد ضمنا خدمت ایشان سلام رسانده نسبت به ایشان ابراز ارادت قلبی مینمایم دست حق همراهتان سردار عزیز

حسن پور در گفته :

یاد باد ان روزگاران یاد سلام بر برادر ذهابی

فلاحت پیشه در گفته :

با سلام خدمت سردار ذهابی هنوز هم یاد ایشان در دل های ماست

حسین پور .لرستان در گفته :

با سلام امیدوارم خاطرات برادر ذهابی ادامه داشته باشد و با سلام و دورود خدنت ایشان

حسن پور در گفته :

خدمت فرمانده بزرگوار خود سلام رسانده برای ایشان ارزوی طول عمر با عزت دارم

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :