کد خبر : 53201
تاریخ انتشار : ۲۲ تیر ۱۳۹۳ - ۲۲:۱۴
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 309 بازدید

جنگ،چرایی،چیستی(3)

دکتر بهداروند/سرویس منتظران:    ضرورت درگيرى و محو انقلاب اسلامى، استراتژى دشمن با تعريف و تحليل سوم از انقلاب اسلامى كه هدفش حذف مدرنيته و تمدن مادى است، بدون شك چنين انقلابى در باطن خود درگير با كل جبهه استكبار و تمدن مادى و طرفداران آن مى‏ گردد و اين درگيرى قطعاً در نقاطى ظهور […]

17543_794-242x300

دکتر بهداروند/سرویس منتظران:

 

 ضرورت درگيرى و محو انقلاب اسلامى،

استراتژى دشمن با تعريف و تحليل سوم از انقلاب اسلامى كه هدفش حذف مدرنيته و تمدن مادى است، بدون شك چنين انقلابى در باطن خود درگير با كل جبهه استكبار و تمدن مادى و طرفداران آن مى‏ گردد و اين درگيرى قطعاً در نقاطى ظهور و بروز خواهد نمود.
– جنگ ضرورتى اجتناب‏ ناپذير
به عبارت ديگر ضرورت چنين انقلابى با اهداف جهانى حتماً منجر به حذف فيزيكى مى‏ گردد گرچه گفت‏گو و اتمام‏ حجت و نفوذ سياسى و… از ابزارهاى اين انقلاب بود و هستند و در مسير به كار مى‏ آيند ولى بى‏ ترد يد اگر دو تمدن با دو ايده متفاوت بنيادين جهانى درصدد توسعه و بسط خود و جامعه جهانى باشند و در آرمان‏هاى خود با رقيب مقابلشان نقطه وفاق و اشتراكى نداشته باشند، اين دو تمدن توسعه‏ گرا به درگيرى فيزيكى كشيده خواهند شد.
بر اين اساس طبق نظريه هانتيگنتون و يا فارغ از آن، انقلاب اسلامى با آرمان‏هاى منحصر به فرد خود در عالم، نمى‏ توانست درگير و متحمل تهاجمى همه‏ جانبه و جدى و تمام‏ عيار با رقيب خود، يعنى كليّت تمدن غرب نباشد! در اين عرصه به خوبى متوجه مى‏ شويم كه على‏ رغم اختلافى كه بين دو بلوك و دو تمدن مدرنيته (نظام‏هاى سوسياليستى و نظام‏هاى ليبرال دمكرات) وجود داشت ولى آنان (از اروپا تا امريكا تا دنياى شرق) با هم متحد و هماهنگ گرديده و يكپارچه اين جنگ را برعليه انقلاب اسلامى و ملت ايران طراحى و راه‏ اندازى نمودند كه اين ادعا امروز به خوبى توسط غربى‏ ها در اسناد و مداركشان هويداست.
(هارلودبراون)، وزير دفاع دولت كارتر، در بيانيه‏اى در 28 ژانويه 1980 ميلادى (10 بهمن 1358) مى‏ نويسد:
بزرگترين خطر براى امنيت امريكا در خليج‏ فارس خطر توسعه‏ طلبى شوروى نيست، بلكه خطرى است كه از گسترش آشوب‏هاى غيرقابل كنترل در جهان سوم ناشى مى‏ شود.(23)
(جورج شولتز) نيز در پانزدهم ماه مه 1986، در سخنرانى خود در جمع صهيونيست‏هاى امريكا گفت:
(خطر در خليج‏ فارس يك خطر واقعى است، اگر خمينيسم در منطقه پيشرفت كند، منافع استراتژيك امريكا آسيب خواهد ديد و بديهى است كه منافع اسراييل نيز ضربه خواهد خورد).(24)
(واينبرگر) وزير دفاع امريكا، نير فرياد برمى‏ آورد كه:
(پيروزى ايران در جنگ يك مصيبت است).
نويسنده كتاب (ناگفته‏ هاى جنگ عراق با ايران) مى‏ نويسد:
(دولت ريگان از نخستين ماه‏هاى سال 1985، درهاى فروش تكنولوژى بسيار پيشرفته امريكايى را به روى عراقى‏ ها كاملاً باز كرد و حتى صدور تكنولوژى و كالاهايى كه فروش آنها به شوروى و بلوك شرق ممنوع شده بود، براى عراق ممنوعيتى نداشت).(25)
پس در مسير حركت و تهاجم برعليه انقلاب اسلامى و ايده‏هاى آن، شيوه نظامى در آن زمان گزينه‏اى بود كه مى‏ بايست اجرا مى‏ گرديد. البته در شرايط كنونى و پس از پايان جنگ تحميلى به خوبى پيداست كه براى ادامه مقابله با انقلاب اسلامى حركتى همه‏ جانبه تحت عنوان برخورد تمدن‏ها كه شامل برنامه‏ ها و تدبيرهاى سياسى، فرهنگى و اقتصادى است شكل گرفته است. پس دنياى قدرت غربى با بالندگى و رشد انقلاب اسلامى و حكومت دينى، براى خود به واسطه اين پديده، ظهور احساس خطر و ناامنى مى‏نمود، زيرا در يك جنگ منطقه ه‏اى بين دو كشور (ايران – عراق) كه آسيبى به مناطق خارج از محدوده جنگ وارد نمى‏ كند، ضرورتى احساس نمى‏ شود كه در دنيا قدرت‏هاى جهانى با هم هماهنگ و متحد شوند برعليه يك طرف درگيرى.
در حقيقت جنگ تحميلى، نقطه ظهور درگيرى فيزيكى بين انقلاب جهانى اسلام و كليت تمدن مادى (مدرنيته) است. البته جاى اين سؤال در تحليل جنگ باقى است كه اين درگيرى چرا از اين نقطه عالم (عراق) آغاز گرديد و به عبارت ديگر به دست خود مسلمانان و در درون دنياى اسلام اتفاق افتاد؟ در پاسخ مى‏ توان گفت كه گرچه درگيرى به حسب ظاهر، درون تمدنى است (ايران – عراق)اما با اندكى تأمل متوجه خواهيم شد كه روح اين درگيرى، درگيرى ميان دو تمدن است كه در اين نقطه ظهور و بروز پيدا كرده است.
جنگ و تهاجم همه‏ جانبه (نظامى و سياسى و اقتصادى و فرهنگى) برعليه ايران حاصل ايده‏ هاى انقلابى اسلامى است كه معتقد است دين بايد عهده امور جامعه شود و الگوهاى زندگى بشر براساس دين تنظيم شود. انقلاب اسلامى و جنگ تحميلى هشت‏ ساله، انسان‏ هايى را تربيت و پرورش داد كه در اقصى نقاط دنيا (عراق – بوسنى – لبنان و…) بر سر اين عقيده ايستاده‏ اند و تا پاى جان مقاومت كرده و مى‏ كنند، خونشان ريخته مى‏ شود، ناموسشان هتك شده و از وطن خود آواره مى‏ شوند، اما هرگز و هيچ‏گاه دست از آرمان و عقيده‏ شان كه منبعث از تفكرات انقلاب اسلامى است برنمى‏ دارند.
پرورش چنين انسان‏هايى و القاء چنين فرهنگى به جوامع، كارى است كه انقلاب اسلامى صورت داده و اين بزرگترين هجوم و يورش فرهنگى از سوى انقلاب اسلامى برعليه فرهنگ مادى عالم است. تمامى برخورد ابرقدرت‏ها در تمامى توطئه‏ ها از اوان پيروزى انقلاب تاكنون در ابعاد گوناگون، برخوردى انفعالى و عكس‏ العملى است. اين حادثه‏ سازى را انديشه انقلاب اسلامى به وجود آورد تا رقيب مجبور به پاسخ‏گويى به آن باشد. امروزه اگر در عالم نمودارست كه بزرگ‏ترين بتى كه رقيب با دستان خود تراشيده و پاى‏بندى به آن را در قلوب اكثريت ملل كاشته (بت دمكراسى) و بر روى آن سرمايه‏ گذارى فراوانى كرده‏ اند از فلسفه و مبادى سياسى آن كه بر محور اومانيزم (انسان‏ مدارى و عقل خودبنياد) تا الگوهاى جزيى‏ تر كه ساخته و پرداخته‏ اند با دستان خود در پاره‏ اى از نقاط جهان نظير عراق – افغانستان – الجزاير – بوسنى و هرزگوين و… به مذبح برده‏ اند به خاطر هجوم فرهنگى است كه انقلاب اسلامى بر آنها برده و آنها را ناچار كرده كه روى بت ساخته خود پا نهاده والاّ هنوز آنان با اين بت كارها داشتند.

 

پاورقی…………………………

23) ريشه‏ هاى تهاجم، مركز مطالعات و تحقيقات جنگ، 1378، ص 60.
24) روزنامه اطلاعات، 1365/2/27.
25) سوداگرى مرگ، ناگفته‏ هاى جنگ عراق با ايران، كنت تيمرمن، پيشين، ص 480.

 

ادامه دارد……..

درج شده توسط : بهزاد باقری / دبیر سرویس شهدا و منتظران " میرملاس نیوز "bagheri1348@yahoo.com

دیدگاه ها

هادی قبادی در گفته :

شاید بتوانیم ادعا کنیم تاریخ 8 ساله جنگ عراق علیه ایران درطول تاریخ ایران ، برهه ای بی نظیر است که تحلیل جامع آن نیازمند یک نگاه سیستمی و همه جانبه به این مقطع ازتاریخ کشورمان است و لذا مطالعه دقیق بحثی که پژوهشگر فرهیخته برادر عزیزمان جناب حجةالاسلام و المسلمین دکتر بهداروند ارائه می نمایند برای تمامی کسانی که دل در گرو رشد و تعالی و اعتلای کشور دارند ضروری است .

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :