کد خبر : 53441
تاریخ انتشار : ۲۸ تیر ۱۳۹۳ - ۱۷:۴۹
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 863 بازدید

زخمه برساز – جدال با زندگی / امیر شرفیان

  – امیر شرفیان / پاتوق هنری میرملاس نیوز زخمه برساز-جدال با زندگی – زخمه برساز،جدال با زندگیحوالی عصر پنج شنبه بودکه بادوستانم از اهالی موسیقی (فرشید میرزایی-گرشاسب حاتمی-سیدتیمور حسینی جاویدکاظمی-امین آزادی فر)برای رفتن به خانه ی یک هنرمند گمنام یک عصاینگرواقعی یک امیدوار به زندگی.دل تودلمان نبود ولحظه شماری می کردیم تا این دیدارمیسر […]

 

87518219051874195813

امیر شرفیان / پاتوق هنری میرملاس نیوز

زخمه برساز-جدال با زندگی

زخمه برساز،جدال با زندگی
حوالی عصر پنج شنبه بودکه بادوستانم از اهالی موسیقی (فرشید میرزایی-گرشاسب حاتمی-سیدتیمور حسینی جاویدکاظمی-
امین آزادی فر)
برای رفتن به خانه ی یک هنرمند گمنام یک عصاینگرواقعی یک امیدوار به زندگی.
دل تودلمان نبود ولحظه شماری می کردیم تا این دیدارمیسر شود.دوستان یکی یکی جمع شدند امین آزادی فر دسته گلی وگرشاسب حاتمی دوربین. اتلیه اش را همراه اورده بودند به راه افتادیم به در خانه اش درخیابان جهاد شمالی رسیدیم بعدازدق الباب در را که گشودند.حیاط خانه رابا حوصله زیاد آب جارو کرده بودند.گویی می خواست پرندگانی به دشت پر ملال زندگیشان پربزند وبرای چندلحظه ای باورشان شود که در این زمانه ی بی میلی ها وکم حوصلگی ها زیادیم بی کس نیستند وهنوز بوی عطوفت ومهربانی به تمامی به تاراج نرفته است .بعداز عبور از حیاط به اتاق پذیرای وارد شدیم.سفره هفت سینی توجه همه رابه خود جلب کرد.سفره لبریز بود از کارهای (آقای فرشاد نیازی)
در یک طرف سفره زنانی بودند که دوک می ریستندوشیارهای صورتشان زخم جانکاه زندگی خالقشان راباز گومی کردند.انسوی سفره کشتی بود که طوفان هیکلش را تغییر داده بود.موج دریا چنان آنرا در پهنه ی خشک ساحل سفره نشانده بود که با هزار جزرامید به نجات نداشت وناخدای سازنده اش بر بالای بادبان دستش را سایبان کرده بود.وفریاد می زد که آیا دوردست برهوت امیدی هست!خلاصه سفره ای بود که سفره ی دل تک تک اعضای خانواده را بازگو می کرد.پشت سفره کمی دورتر به خالق سفره رسیدیم.هنرمند گمنام( فرشاد نیازی) تک تک دوستان خم شدندوصورتش را بوسیدند.گویی که تقدیر چنین بود که در برابر این شیر مرد باید سر تعظیم فرود می آوردیم واو را می بوسیدیم.پاهایش توان استقامت قامت اورانداشتند ولی دستان هنرمندش استقامت ما را ربود وچون گلی خوشبوبردورش حلقه زدیم .کم گوبود وپرحوصله بی هیچ مقدمه ای تنبور را برداشت زخمه ازپس زخمه زخم دلش راواگویه می کرد.زخم بی کسی ها زخم بی توجهی ها زخم رویاهای مه آلود،زخم بود و زخم زخمه زخم را تمام نمی کرد وترانه پیوسته بود واندوه اورا ابدیتی ساخته بود.هیچ کس با هیچکس حرف نمی زد .سکوتی بود سرشاراز ناگفته ها.ناگهان مادر اقای نیازی در را گشود واندوهی دیگر را به اتاق آورد.فرزندی که فلج بود(امیر حسام).توماری در سر داشت که جز نگاهی مبهوت به زندگی همه چیز ش رابه یغما برده بود .وقتی آقای جاوید کاظمی او را بغل گرفت پنهان کردن اشک هایمان تنها کاری بود که می توانستیم انجام دهیم.واقعه بس اسفناک بود وجانکاه وبضاعت اندک دستان ما هیچ گرهی را نمی گشود. وتنها آرزوکردیم ای کاش پزشکی یا ارگانی یا کسانی که بضاعت مالی دارند سایه ی لطفشان روزی بر بام این خانواده بیافتد ونام آدمی را برای خود بر گزینند.

نمی دانم کجا غم می فروشند
کجا عصیان آدم می فروشند
بیا با ما بخوان آواز دشتی
که اینجا زخم و مرحم می فروشند

01 -

02 -

03 -

04 -

05 -

06 -

 

 

درج شده توسط : سجاد همتی / دبیر پاتوق هنری " میرملاس "

دیدگاه ها

علی جوزی پور در گفته :

وانکو به دل دردی ندارد آدمی نیست !!
بیزارم از بازار این بی هیچ دردان ؟؟
بسیار عالی . دست مریزاد ، دل هر انسانی را بدرد میآورد . البته تا بوده همین بوده خصوصا در لرستان سهم هنرمند جز درد و رنج چیز دیگری نمیتواند باشد چه میشود گفت تا مادامی که قدر هنر را ندانند و به هنرمندان ما القاب گوناگونی را که در شان آنها نیست نسبت میدهند …………….. چه باید کرد هنرمند یا با نوای دل انگیز سازش می نوازد یا با خوانندگی اش غم و شادی را در هم می آمیزد و درد های جامعه را منعکس میکند . هنرمند یا خطاط است یا بازیگر است یا …………………………………………………..!!!!!
کشتی نشستگانیم ای باد شرطه بر خیز
باشد که باز بینیم دیدار آشنا را
بامید روزی که مسئولین بلند پایه استانی فکری بحال اهل هنر کنند و با تخصیص اعتبار با سود کم حد اقل گوشه ای از مشگلات این قشر دوست داشتنی بر داشته شود
حسین پور عزیز خدا قوت .

شهبازی در گفته :

جور خود را با ضعیفان می آزماید روزگار
تیغ تیز را دائم برای امتحان بر مو زنند

امیدوارم هر چه زودتر باری از دوش این خانواده برداشته بشه. سپاس از شما که یادی کردید ازش

فتحعلی شهبازی در گفته :

در این جمع مشتاق و خوش تیپ که عکس یادگاری گرفته اند سوژ ه ی اصلی را نشناختیم و هنرش را ندیدیم کاش با دقت بیشتری هنرمند مورد نظر را جلوه گر می ساختید

سيدمجتبي حسيني(طرهان) در گفته :

ایکاش قدرت ناگفته های که در دل خودم و همچنین دوست عزیزم فرشاد جمع شده است را بتوان به یکباره فریاد کشید. این روزها فقط درد مهمان همه دلهاست.چرا که درد را از هر طرف بنویسی درد است .
مسولین و اهالی هنر باید بدانند که انسان بودن و انسان ماندن فقط به جسم نیست. اگر کمی تامل کنیم به درستی درک خواهیم کرد که همین آقای فرشاد نیازی که خدای تبارک و تعالی در حقش لطف داشته و هیچ کار او بی حکمت نیست، مسیر مشخصی را طی نموده که تویی که مدعی انسان بودن هستی هنوز در ابتدایی آنی. بنده یک روز در رفتن به نماز جمعه شخصی را ملاحظه نمودم که با یک پا و یک عصا لنگان لنگان دارد خود را به صفوف نماز گذاران می رساند ، با خودم کلنجار رفتم،و محو این صحنه شدم، که این انسان معلول و مشخص بود از سواد چندانی هم برخوردار نیست چگونه خود را به آب و تاب می زند تا به این فریضه ی الهی برسد ، ولی انسانهایی هستند که از تمام نعمت های خدادادی و در صحت و سلامت به سر میبرند اما سال می آید نه اینکه نماز جمعه شرکت نمیکنند دستی در انفاق و نیکوکاری هم ندارند.خیلی از انسانهای بی پا با اهداف و آرمانهای مشخص حرکت می کنند،باید به این نکته اشاره کرد که در اصحاب پیامبران، در اصحاب ائمه‌ اطهار اشخاصی بوده که عضوی از بدن نداشتند، اما به رشد و تکامل رسیده بودند. مثال همان بلال حبشی که نمیتوانست سخن بگوید، به جای”اشهد ان لا اله الا الله” می گفت “اسهد ان لا اله الا الله” و با این وجود اطرافیان حضرت رسول تمام تلاش خود را برای دست کشیدن ایشان از او کردند ولی حضرت رسول الله اینگونه نکرد که معاندان میخواستند و بلال را بعنوان سخنگوی خود قبول کرد، به پیامبر خدا عرض کردند او نمیتواند سخنی بگوید و سخنگوی خوبی باشد، اما ایشان فرمودند: ما بی زبانی‌اش را می پذیریم. صداقت و پاکی و اخلاص تنها به ظاهر نیست ، و چنانچه به گوشت و پوست باشد خداوند میفرماید اگر هیکلی است «لَخَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَکْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ» “سوره غافر/۵۷″ آسمان از تو بزرگتر است.
«أَأَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا‌ام السَّمَاءُ» “سوره النازعات/۲۷ ” حالا تو بزرگتری یا آسمان؟… خیر . کیلو فروشی که نخواهد بود.
پس همه انسانها در هر وضعیتی که باشند خواهند توانست برترین انسانها باشند و مسولینی که این احساس در آنها وجود ندارد باید یقین داشت که خواسته یا ناخواسته این معلولیت روزی دامنگیرشان خواهد شد.
از درد سخن گفتن و از درد شنیدن
با مردم بی درد ندانی که چه دردیست

ع نورمحمدى در گفته :

چه زیبا نوشته ای
درد رو ازهرطرف بخوانى ویا بنویسى درد است

اعظمي در گفته :

با سلام خدمت شما هنرمندان عزیز شهرمان
آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید
با اینکه شاید نتوانسته باشید مشکلی از این خانواده حل کرده باشید ولی با انکار درس انسان دوستی به بسیاری از مسئولین این شهر ودیار داده اید ای کاش خیرین فکری به حال درد های این خانواده میکردند

ابراهیم عبدی پور در گفته :

از دوستانم هستن هم هنرمند خوبی هستن هم ورزشکار خوبی

انار سیاو در گفته :

توژ بنر ار زمله بی مرحمم—————————-ساز بژن ار شوه بی روزنم

علی رضا کریمی (ترحم) در گفته :

دوستان شرافتمند آقایان شرفی،میرزایی ،حسینی ،حاتمی ،کاظمی و امین آزادی فر به خاطر کار بشر دوستانه و انسانی از شما تشکر می کنم انشالله مسئولین صدای شما را بشنوند و به این هنرمند دردمند فرشاد نیازی و فرزندنازنینش امیر حسام کمک کنند .

ع نورمحمدى در گفته :

امیرجان
بعیدمیدونم کسی این دردنامه ودست نوشته شما رو بخواندوجشمانش خیس اشک نشود
اینکه به راحتى بتونى باقلم مردم رو شادکنى ویا به گریه بیاندازى کارآسانى نیست این کار فقط هنر هنرمندانی است که همجون شماصادقانه به موضوعاتى اینجنینى پرداخته اید,این حقیر به سهم خودازشماسپاسگزارم

بهروز پیری در گفته :

شیر مردانند در عالم مرد//ان زمان کافغان مظلومان رسد
بانگ مظلومان زهر جا بشنوند//ان طرف چون رحمت حق میدوند
ان ستونهای خللهای جهان//ان طبیبان مرضهای جهان
محض مهر و داوری و رحمتند//همچو حق بی علت بی رشوتند

فرزاد مرادی(هاشم آبادی) در گفته :

هنر مندان عزیز و بزگ آقایان جاویدکاظمی ، و امین آزادی فر من واقعا برام دیگه برایم هیچ جای سوالی نمونده که شما هنرمندی بزرگ و مهربان هستید و برای کار انسان دوستانه تون واقعا ممنونم انشاله ماهم روزی بتوانیم در این راه شما رو کمک کنیم

داريوش جعفري در گفته :

درود بر هنرمندان با شرف و انسان دوست کوهدشتی

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :