کد خبر : 56798
تاریخ انتشار : ۵ مهر ۱۳۹۳ - ۰۰:۳۱
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 1,347 بازدید

هشت سال دفاع مقتدرانه

نجف شهبازی/سرویس  منتظران:   ما  آزموده ایم  در این شهر بخت خویش بیرون باید کشید از این ورطه رخت خویش   ایرانیان در چنین روزی بخت شان گرفتار آزموده ای ناخواسته ای گردید که هشت سال پیوسته در آن به زور آزمایی پرداختند. در برابر تاخت و تاز بی امان دشمن با داشته های اندک […]

photo

نجف شهبازی/سرویس  منتظران:

 

ما  آزموده ایم  در این شهر بخت خویش

بیرون باید کشید از این ورطه رخت خویش

 

ایرانیان در چنین روزی بخت شان گرفتار آزموده ای ناخواسته ای گردید که هشت سال پیوسته در آن به زور آزمایی پرداختند. در برابر تاخت و تاز بی امان دشمن با داشته های اندک خود بیاری پیر و جوان، کوچک و بزرگ با چنگ دندان به دفاع  از خانه و کاشانه ومیهن پرداختند، در همان دو سال آغازین جنگ نابرابر دشمن را بی آبرو از خانه وخاک خود بیرون رانده تا دگر بار اینچنین خوابی در سر نپروراند.ازاینروست آن پایداری بزرگ مردم وسلحشوری سربازانش در چنین روزی دفاع مقدس نام نهادند و هرساله به پاسداشت آن روزگار سخت یک هفته ی آغازین جنگ از سوی دشمن راگرامی میدارند،تا هم سختی های آن روزگار چراغ راه آینده شان شود وهم گذشته درخشان سربازانشان به فراموشی سپرده نشوند، اما نیک میدانیم که ماهیت جنگ وذاتش ورطه ی بس خطرناک است ، گرفتارانش چون نیاندیشند در گرداب چرخانش سر گردان و دچار توهم  وهلاکت خواهند شد از اینروست بقول حافظ حکیم سخن ؛ بیرون باید کشید از این ورطه رخت خویش؛چرا که بی تدبیران غره ی پیروزی های  سرزمینی  در توهمات جهان گستر خود سیر میکنند تا بدانجاه پیش میروند که خود وکشورشان به ورطه نابودی می کشانند، کاری که هیتلر ، موسولونی در جنگ جهانی و صدام وقذافی در ده های اخیر مرتکب آن شدند، این تشنه گان قدرت  در آغاز، جنگ را سر زنش  کرده  ولی چون به پیروزی سرزمینی می رسند، به ستایش جنگ می پردازندوحضور دشمن را در خاک خود تجاوز و تخاصم  می پندارند اما حضور نیروهای خود در خاک متخاصم نیک می شمارند ،

نگارنده این یاداشت که خود از اسیران ایران و از بخت آزمودگان  جنگ هشت ساله ایران وعراق است ، نیک بیاد دارد پس از آزادی خرمشهر زمانیکه در عملیات موسوم به رمضان برای اولین بار بقصد شهر بصره در خاک عراق اسیر شد، افسر فرمانده عراقی در جمع اسیران ایرانی این جملات را بعربی بزبان مى اورد “هذا ارض العراق ، ارض الحرامی، معتدون محکومون بالدمار”این خاک عراق است این خاک حرمت دارد متجاوزین آن محکوم به نابودی هستند، این فرمانده جاهل فراموش کرده بود او  ولشکریانش یک ماه پیش در خاک ایران در خیابان های خرمشهر ایران پرسه می زند ، آیا خاک ایران حرمت نداشت ؟!آیا خاک ایران دشمن را در هم نکوبید؟! هر کس نداند ایشان که بخویی باید بیاد داشته باشد،

از آنسو ما قرار نیست تنها با بازگو کردن خطاهای دیگران در این وقایع مهم قرن بیستم از پندهای آن بهره ببریم وبر کژی های خود دیدگانمان فرو بندیم، هنر آن است که به خطاهای خود پی ببریم، مرغ همسایه را غاز نبینیم و از خود آغاز کنیم .

 نه چندان دور، برای خرید از یکی از فروشگاه های تهران بهمراه خانواده با خودروی خود وارد پارکینگ آن فروشگاه شدم پارکینگ جا نداشت ، اما یکی از خودروهای پارک شده در حال خروج بود چراغ های راهنمای خودرویم بنشان رعایت واولویت جهت پارکینگ روشن کردم اما خودرویی با علم  به اولویت اینجانب بسرعت وارد پارکینگ شد به اعتراض  نوع عملکرد راننده بوق ماشینم را پیوسته گرفتم و به کنایه به او تذکر دادم  که  فرهنگ  رعایت حقوق  دیگران  را ندارد، ایشان در پاسخ  گفت بوق گرفتن  ممتد شما  خود نیز نشان از نداشتن فرهنگ شماست ،دراین باره متوجه شدم گرچه او حقوق اینجانب را رعایت ننمود اما  نباید پاسخ او را با یک عمل مشابه غیر فرهنگی داده می شد ،

عیب است بزرگ بر کشیدن ،خویش را

و ز جمله ی خلق ،برگزیدن  خویش را

از  مردمک   دیده   بباید   آموخت 

دیدن همه کس را  و ندیدن خود را

 

  پیروزیهای چشمگیر رزمندگان در آزاد سازی  بستان ،شکستن حصر آبادان، عملیات فتح المبین و آزادی خرمشهر کام مان را آنچنان شیرین کرده بود که  ناکامی مان در عملیات رمضان وحتی مصیبت بزرگ اسیری مان و مشاهده شهادت بیشمار همرزمان مان  در آن عملیات ناچیز جلوه  می نمود و سرخوش از این همه پیروزی توام با روحیه وتعصبات انقلابی  ایثارگریهای بی مانند رزمندگان جای برای پذیرش چهره خشونت آمیز و خانمانسوز ماهیت جنگ در اندیشه ها. راه  نبود ، تنها آن رشادت ها دلاوری ها ی جوانان رزمنده ی نیرومند بر زبان ها جاری بود ، از بیماران پیران همراهان ناهمراهان،توانایان  ناتوانان،  موافقان مخالفان، رفاه  فقر جامعه، جهان، گذشته، اینده ،درست، غلط، یادی بمیان نمی آمد حتی در روزهای پایانی جنگ  آنگاه که دیگر ورق کامیابی های جنگی برای ایرانیان ورق نمی خورد و دشمن بیاری هم پیمانانش نیرومند شده بود ،عملیات های گوناگون برای آزاد سازی خاک خود آغاز کرده بود  و آزاد سازی خاک خود را از تلویزیون بصورت زنده به نمایش می گذاشت وشمارگان اسیران ایرانی در این عملیات ها با شمارگان اسرای عراقی در ایران برابری می کرد ،باز هم ما اسیران ایرانی که جزیی از کارزار جنگی بودیم آمادگی غبار روی از تقدس روحیه انقلابی خود و دیدن آن سوی تراژدی رقت بار جنگ نمی شدیم وهنوز هم امید به باز شدن درب اسارت گاها بدست سر بازانمان داشتیم، و این اندیشه از عالیترین سطح عملیاتی کشوری و لشکری باوری عقیدتی پنداشته می شد.

و آنگاه که آن ناخدای بزرگ و بی همتا، کشتی نشستگان دریای پر تلاطم جنگ  را  از  چرخش روز افزون گرداب  ورطه  جنگ آگاه کرد و با آتش به جان خود و ردای مقدس رهبری آب را بر آتش برافروخته بدخواهان  و دشمن ریخت وبا فدا کردن خود واعتبار بخشیدن  به نقش رهای بخش رهبریش وجه تمایز خود را از رهبران خود کامه  جهان نشان داد و با نوشیدن جام زهر منافع ملی  و سرنوشت کشور را بر جایگاه  و قدرت شخصی اش ترجیح داد و به رزمندگان که بسختی پذیرای آن تصمیم  کارساز تاریخی بودند وبجای شادی برای رهایی از ورطه جنگ بسوگ نشسته بودند درس بزرگی داد.

اما دشمن خون آشام(صدام) که تند خویی اش با تصمیم امام راحل ناکام شده بود،رفع تشنگی قدرتش را در به آتش کشیدن دیگر کشور همسایه اش ( کویت ) دید  که نتیجه ان خودکامکی هلاکت خود و کشورش رابدنبالداشت.

 

 فاعتبروا یاالوالباب

 

 

درج شده توسط : بهزاد باقری / دبیر سرویس شهدا و منتظران " میرملاس نیوز "bagheri1348@yahoo.com

دیدگاه ها

منصوره امرایی در گفته :

بسیار عالی بود امیدوارم که همیشه مردم سرزمینم از دو نعمت امنیت وسلامت برخوردار باشندو دست مریزاد به قلم زیبای شما

نجف شهبازي در گفته :

درود بر خانم امرای سپاس از محبت تون
خواستن توانستن است ،نامبرده رنج کنج میسر نمیشود

سلام برآزاده سرافراز از ادبیات فاخر ونگارش ادبی اتان حظ وافر بردم، سربلند وپایدار باشید.

یونس قبادی در گفته :

سلام بر آزاده دلاور میهن اسلامیمان . یاد آن روزهای خون و آتش که افتخار این ملت است گرامی باد.

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :