کد خبر : 57409
تاریخ انتشار : ۱۰ مهر ۱۳۹۳ - ۱۳:۱۸
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 712 بازدید

میرملاس ، استخوان لای زخم زاگرس

  لطیف آزادبخت / میرملاس نیوز :  پنجم مهرماه ( برابر با ۲۷ سپتامبر) روز جهانی گردشگری ( WTD ) بود و البته این مناسبت مهم طبق معمول در سکوت و بی خبری رسانه ای سپری شد و یک بار دیگر داغ دل دوستداران تاریخ ، فرهنگ و هنر بومی هم تازه شد. اما برای […]

 

111

لطیف آزادبخت / میرملاس نیوز : 

پنجم مهرماه ( برابر با ۲۷ سپتامبر) روز جهانی گردشگری ( WTD ) بود و البته این مناسبت مهم طبق معمول در سکوت و بی خبری رسانه ای سپری شد و یک بار دیگر داغ دل دوستداران تاریخ ، فرهنگ و هنر بومی هم تازه شد. اما برای ما که نه اهل جهانگردی هستیم و نه سهم چندانی در جذب جهانگرد و گردشگر داریم، چرا باید روز گردشگری مهم باشد ؟ بی تردید کشور ما زیستگاه و مهد یکی از درخشان ترین حوزه های تمدنی جهان بوده، و زاگرس مرکزی و لرستان نیز یکی از مهم ترین قطعات این پیکره ی تمدنی است که آثار و اشیاء باستانی به دست آمده درآن خصیصه نمای هنر ایرانیانی است که تمدن های پیش از ماد را ساختند، و بعد از شکل گیری نخستین دولت شهرهای مدنی آثار و ابژه های فرهنگی بیشماری پدید آوردند و به مرور بر قوام و سختگی و غنا و پختگی آثار فرهنگی آن ها افزوده شد. به دنبال کاوشهای باستانی به عمل آمده در اواخر دوره قاجار و اوایل دوره ی پهلوی توجه جهانیان به این معدن سرشار از میراث های بشری جلب شد و تا دهها سال بعد ایران بهشت خیال انگیزی برای کاوشگران آثار باستانی ، مورخین و باستانشناسان غربی و مستشرقین بود و طی این سال ها هزاران قطعه از ثروت ها و میراث های فرهنگی ایرانیان از کشور خارج شده و در ویترین معتبرترین موزه های تاریخی جهان قرار گرفت. اهمیت و عظمت و بخصوص معروفیت جهانی آثار باستانی، ابنیه ی تاریخی، پل ها، کتیبه ها و سنگ نوشته ها، مساجد و مقابر تاریخی، موزه ها و … و تنوع آب و هوایی و اقلیمی، جاذبه های طبیعی و فرهنگی و قومی و ویژگی های دیگری از این قبیل باعث شده است که ایران عزیز ما و از جمله حوزه ی جغرافیایی زاگرس مرکزی برای سیاحان و جهانگردان و دوستداران تاریخ و فرهنگ بشر یکی از جذاب ترین حوزه های گردشگری جهان باشد.
در سالهای اخیر بسیاری از کارشناسان، مدیران و مسئولان اقتصادی کشور در ضرورت عدم وابستگی اقتصاد کشور به عروس هزار داماد و بی خیر و رو به مرگی به نام صنعت نفت اتفاق نظر دارند، مزیت اقتصادی عرصه هایی چون کشاورزی ، شیلات ، دامپروری و صنعت گردشگری به عنوان برخی از محورهای بدیل برای توسعه ی پایداراقتصادی چنان محرز و بدیهی است که نه نیاز به اقامه دلیل دارد و نه حتی کسی در آن تردید دارد. در این میان اهمیت حیاتی توسعه ی صنعت گردشگری آن هم برای کشوری چون کشور ما که به شکل خداداد یکی از پرجاذبه ترین، نادرترین و محبوب ترین حوزه های سیاحتی جهان محسوب می شود، چنان بدیهی است که کمترین اهمالی در آن معنایی جز قصور و بی توجهی به توسعه ی پایدار نمی تواند داشته باشد. در دنیای امروز گردشگری کسب و کاری پر سود، کم هزینه، بدون ریسک و پایدار است، که با کمترین سرمایه گذاری و اعمال مدیریتی ، به سرعت به مرحله ی بازدهی اقتصادی رسیده و آثار حیاتبخش آن برای اقتصاد ملی حتی در کوتاه مدت هم پدیدار خواهد شد. اما گویی ابر و باد و مه و خورشید و فلک دست به دست هم داده اند، که این ثروت ها و فرصت های عظیم اقتصادی و فرهنگی مثل آب جاری و ریگ روان از دست بروند.
در سال ۱۹۷۹ میلادی ( برابر با سال ۱۳۵۷ ) در سومین نشست مجمع عمومی سازمان جهانی گردشگری ( UNWTO ) مصوبه ای به تصویب رسید که بر اساس آن مقرر شد از سال ۱۹۸۰ به بعد روزی به عنوان “روز جهانی گردشگری” در نظر گرفته شده و در تقویم رسمی کشورهای عضو درج شود. از آن تاریخ تا امروز کشورهای عضو این سازمان هر ساله ۲۷ سپتامبر را با برنامه های ویژه ای گرامی داشته و توجه ملت ها را به آثار فرهنگی بیشمار ناشی از این تجارت پرسود جهانی معطوف کرده و بر نقش سفرهای فرهنگی در افزایش تعاملات و درک متقابل فرهنگ های مختلف بشری از همدیگر تأکید دارند. این سازمان جهانی برای گسترش صنعت گردشگری و توسعه ی فرهنگی جوامع عضو هر ساله شعاری را سرلوحه برنامه های خود قرار داده و هدف مشخصی را دنبال می کند تا جوامع بشری ضمن آگاهی از تفاوت های فرهنگی موجود، درک متقابلی از ارزش های مشترک تاریخی و فرهنگی همدیگر پیدا کرده و محیطی امن و بی خطر و پویا برای گردش و مبادله ی اطلاعات تاریخی و افزایش تفاهم فرهنگی متقابل فراهم نموده و خود نیز از مزیت های اقتصادی و فرهنگی این تعاملات بین المللی برخوردار شوند.
شعار سال ۲۰۱۴ سازمان جهانی گردشگری « گردشگری و توسعه جوامع محلی » است. ناگفته آشکار است که مدیریت بهینه ی آثار و میراث های فرهنگی جوامع بومی و تسهیل روند جذب گردشگران و گشودن پای علاقمندان فرهنگ و تاریخ بشر به این مناطق فراموش شده می تواند چه آثار و برکات اقتصادی و فرهنگی حیاتبخشی برای این حوزه ی جغرافیایی به بار آورد. به استناد آثار، اخبار و گزارشاتی که تا کنون در خصوص ارزش و اعتبار جهانی میراث های بشری موجود در حوزه ی زاگرس مرکزی منتشر شده است، این زیستگاه کم نظیر مأمن و مدفن آثار، ابنیه، و میراث های تاریخی شاخصی است که کثرت، تراکم و ارزش های تاریخی و فرهنگی خیره کننده ی آن منحصر به فرد است. یکی از مهم ترین و محبوب ترین عرصه های گردشگری برای سیاحان و علاقمندان به تاریخ بشر سنگ نگاره ها و آثاری است که از جوامع اولیه ( انسان های عصر شکار، و دوران نوسنگی و پارینه سنگی و آثار و بقایای انسان های فرهنگ اوریناسی ) در اعماق دره ها و انزوای کوهستان های زاگرس مرکزی بر جای مانده است. این آثار نه تنها واجد ارزش های هنری ، نشانه شناختی و فرهنگی هستند ، بلکه در مطالعات دیرینه شناشی ، مردم شناسی و قوم شناسی اجتماعات انسانی دوره های پیشا تمدنی واجد ارزش و اعتبار بوده و بسیار نادر ، گرانبها و مورد علاقه ی گردشگران و تورهای مسافرتی و گروههای سیاحتی هستند. ویژگی نخست این آثار این است که اثر و علامت هستند و نه ابژه های دست ساز و قابل انتقالی چون اشیاء و دفینه ها. و یکی از مهم ترین دلایل ماندگاری آن ها هم همین است که سودجویان نمی توانند کوهها و غارها را جابجا کنند. بسیاری از علاقمندان به تاریخ جوامع شرقی می توانند آثار دست ساز ، اشیاء ، سکه ها و ابزارهای منتسب به این فرهنگ ها را در موزه های معتبر اروپا و آمریکا ببینند. اما شرط نخست رؤیت سنگ نگاره ها و کتیبه های عظیم سنگی و متون کنده کاری شده و نقوش درج شده بر روی سطوح صخره ای و دیواره ی غارها سفر به موطن اصلی آن هاست.

 

17

 

حدود دو سال قبل ( پاییز سال ۹۰ ) خبری در برخی از نشریات داخلی درج شد ، که یک بار دیگر ظرفیت های عظیم فرهنگی این دیار را به رخ جهانیان کشید. در سن سنجی و کربن سنجی نگاره های صخره ای کوه یافته ( در ۲۵ کیلومتری خرم آباد) که توسط پروفسورمارسل اُت ( استاد آثار پیش از تاریخ دانشگاه لیژ بلژیک ) و هیئت همراه صورت گرفت، سن تقریبی این نگاره ها با قاطعیت ۴۰ هزار سال تعیین شد. حال آن که قدمت تقریبی معروف ترین غارنگاره های جهان ( از آلتامیرای اسپانیا گرفته تا ولاسکوئه و پرگوست فرانسه ) قدمتی از حدود ۱۶ هزار سال تا حداکثر ۳۵ هزار سال ثبت گردیده است. به گفته “محمد ناصری فرد ” متخصص نگاره ها و نقوش صخره ای و نویسنده ی کتاب « سنگ نگاره های ایران» قدیمی ترین قدمتی که تا قبل از کربن سنجی نقوش صخره ای یافته در جهان به ثبت رسیده است ۳۲ هزار سال است. از آن گذشته قدمت سنگ نگاره های میرملاس و سنگ نگاره های پراکنده ای که در منطقه ی باستانی هومیان ( در کوهدشت ) به ثبت رسیده است دست کم به ۱۲ هزار سال می رسد. و نحوه پراکنش جغرافیایی این سنگ نگاره ها در محدوده ای پوشیده از جنگل های پر پشت بلوط و محصور در رشته کوههای زاگرس میانی با طول تقریبی بیش از ۷۰ کیلومتر، چنان موقعیت و زیبایی خداداد و کم نظیری به این مناطق تاریخی داده است، که در جهان نمی توان نظیری برای آن یافت. با وجود این مزیت های طبیعی و فرهنگی، رها شدگی و عدم مدیریت این زیستگاههای منحصر به فرد باعث گردیده است که این آثار در معرض فرسایشی بی سابقه قرار گرفته و حتی پوشش جنگلی این نواحی نیز در آستانه ی خطر قرار گیرد.
گزارشات ، اخبار و عکسهایی که در سالیان اخیر از طریق سایت میرملاس و هومیان و نشریه سیمره از این استخوان لای زخم زاگرس منتشر شده و در برخی دیگر از رسانه های بومی نیز بازتاب یافت ، نشان می دهد که روند تخریب تصاعدی این آثار کم نظیر تاریخی چنان سرعت گرفته است که تنها اراده ای در همان سطح حیاتی، فوری و بدون اهمال و تردید می تواند این میراث های بشری را از چنگ حوادث ایام نجات دهد. حدود دو سال قبل حیاتی بودن و عاجل بودن این ضرورت چنان بود که حتی راه حل هایی چون مسدود کردن موقت این آثارِ به عنوان یکی از راههای ممکن برای محافظت از آن عنوان شد. این راه حل تجربی قبلاً کارایی خود را نشان داده بود. به دنبال اوج گرفتن نگرانی هایی که کارشناسان و عموم بازدیدکنندگان از فرسایش تدریجی نگاره های صخره ای آلتامیرا در اسپانیا بروز دادند، این اثر کم نظیر جهانی در سال ۲۰۰۲ ( ۱۳۸۱) به کلی مسدود و از دسترس بازدیدکنندگان خارج شده و در ۱۲ سال گذشته تنها یک بار به مدت ۳۷ دقیقه به روی ۵ نفر ( سه جهانگرد و دو خبرنگار ) گشوده شد تا این افراد بتوانند روند تغییرات تدریجی این آثار را مشاهده کرده و گزارش مشاهدات خود را در جهان منتشر کنند. در دیگر آثار مشابه هم اراده ای جهانی وجود دارد که بر مبنای آن این آثار به علت کثرت بازدید و تغییرات حرارتی و رطوبتی ناشی از وفور این بازدیدها به مرور اکسیده شده و روند فرسایش آنها تشدید می شود. البته میراث داران اسپانیایی کوشیده اند که بسته ماندن این اثر جهانی لطمه ای به آمار جذب گردشگران علاقمند به این اثر منحصر به فرد وارد نکرده و از مزیت های اقتصادی آن در عین بسته ماندن بهره مند شوند. برای همین توانسته اند در کریدورهای مشابهی این آثار را مدل سازی کرده و از طریق مستند سازی و نمایش های چند رسانه ای احساس بازدید از این آثار را در گردشگران ایجاد کنند.
این حساسیت ها و توجهات خاص به سنگ نگاره ها در جهان در حالیست که میرملاس سال هاست عرصه ی انواع تخریب ها ی طبیعی و انسانی است. کوهنوردان بی توجه در پناه صخره های میرملاس آتش روشن کرده و این دیواره ی صخره ای را به قول مل لک ها چنان دیوه رژ ( آغشته به دود ) کرده اند که هر بیننده ای از این بی توجهی شگفت زده می شود. این دیواره ی غار مانند زمستان ها آغلی موقت برای شب چرای دام ها و بیتوته ی شکارچیان و رهگذران است . و برخی از نقوش به علت رسوبات تدریجی در پایه ی دیواره چنان در دسترس قرار گرفته اند که رهگذران با رنگهای روغنی و انواع اسپری ها و زغال و کنده کاری بر روی سنگ بر روی این آثار بی نظیر یادگاری نوشته و برخی از این آثار هزاران ساله را رسماً ناپدید کرده اند. به دنبال ابراز نگرانی های عدیده و پیگیری هایی که در دو سه سال اخیر از سوی خبرنگاران و گزارشگران رسانه های بومی به عمل آمد راه حلی از سوی میراث فرهنگی برای رفع این نگرانی ها ارائه گردید و این خبر رسماً در نشریات بومی منتشر شد که میراث فرهنگی بنا دارد این آثار را با ایجاد دیواره های شیشه ای قطور و نشکن محصور نماید. اما به مصداق ضرب المثل ” سنگ بزرگ نشانه ی نزدن است ” این راه حل آرمانی تنها در حد حرف و قول ماند و به نظر می رسد که تنها راه حلی اضطراری برای تسکین فوری این تب نوبه بود که به شکل بی سابقه ای در رسانه ها انعکاس یافته و میراث فرهنگی را در معرض پاسخگویی عاجل قرار داده بود. در دو سال گذشته نیز این ضرورت و ابرام به مرور جای خود را به رخوت و سستی و در نهایت فراموشی و پاک کردن صورت مسئله داد. در این میان کسی نبود از میراث فرهنگی استان بپرسد که حالا که بحمدا.. ضرورت اقدام فوری در این زمینه حتی برای خود دست اندرکاران این سازمان عریض و طویل هم روشن شده است ، مشکل چیست ؟ میراث فرهنگی به مردم و رسانه ها گزارش بدهد که در این دو سال چه گامی در این راستا برداشته است و اگر اقدامی صورت گرفته و یا در شُرف اجراست چرا آثار آن به وضوح دیده نمی شود و یا خبری از آن در رسانه های بومی منعکس نمی گردد؟
چند سال قبل طرحی جامع و بلند پروازانه برای ایجاد این قطب گردشگری در این جغرافیای بی نظیر از سوی یکی از هنرمندان متخصص در این زمینه طراحی شد؛ اما گستردگی این طرح که نیازمند عزمی کلان و ملی بود، از یک سو و شناختی که این هنرمند از سازوکارها، ظرفیت ها و توانایی های میراث فرهنگی استان داشت از سوی دیگر، سبب شد که قید پیشنهاد دادن آن را بزند. ایجاد موزه های مردم شناسی، تأسیس بازارهای محلی صنایع دستی، پارک طبیعی، راهها و تأسیسات ترابری، مراکز اطراق و اسکان و جابجایی گردشگران از میرملاس تا هومیان و شیرز تنها بخشی کوچک از ظرفیت های محتمل این اقدام کلان بود. اما می دانیم که امروزه ایجاد یک محیط طبیعی گردشگری، آن هم با این ابعاد و دامنه که بتواند از ظرفیت های باستانی نامکشوف منطقه ی کُمیر زرگران، حفاری های دالاب و بقایای به جای مانده از کاوش های سُرخدُم گرفته تا نگاره های صخره ای میرملاس، تیشه کن ، قلعه منیژه و آثار و گورستان های تاریخی منطقه ی اولاد قباد، کوره دشت، هومیان تا دره ی رؤیایی شیرِز را به هم پیوند داده و مرکزی بی نظیر برای گسترش صنعت گردشگری در منطقه باشد ، آن قدر دور از ذهن است که پهلو به خواب و خیال می دهد. اما بر خلاف تصور رایج همیشه کارهای بزرگ را افراد بزرگ سامان می دهند. نگارنده شنیده است که استاندار محترم استان با شناخت کاملی که از ظرفیت های کم نظیر تاریخی و گردشگری استان دارد، به توسعه ی صنعت گردشگری در این خطه علاقمندی زیادی نشان داده و در پی جلب توجه مقامات و مدیران بالادستی برای ایجاد حرکتی اساسی و بی سابقه در این زمینه است. امید است استاندار محترم این یادگار ماندگار را از خود برجای بگذارند که یک بار برای همیشه راه حلی اساسی برای این مشکل پیدا کرده و آن را عملیاتی کنند. وظیفه ی رسانه ها و افکار عمومی هم این است که ریسک کم توجهی و نابودی احتمالی این میراث های بشری را چنان بالا ببرند که جز اندیشیدین و اجرای راه حلی اساسی و فوری هیچ گزینه ی دیگری برای مسئولین میراث فرهنگی باقی نماند. آقایان عزیز ! شما برای این حقوق می گیرید که از میراث های فرهنگی این مردم محافظت کنید. اگر توانایی این کار را ندارید، مسئولانه این مطالبه را به عنوان نیازی فوری و فرابخشی طرح نموده و استاندار محترم و نمایندگان عزیز مردم در مجلس شورای اسلامی و دولت تدبیر و امید را به یاری بطلبید و در غیر این صورت با توجه به نابودی قریب الوقوع این آثار لطفاً لااقل پاسخی عقل پسند برای جهانیان و نسل های آتی آماده کنید.

  

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

دالوند در گفته :

ضمن تشکر از این مطالب تاپ و تشکر از استاد آزادبخت که از دوستان من هم هستند و بسیار هم باسواد هستند ــ استفاده کردم و واقع جای تاسف دارد وا باعث شرمندگی است مطمئن باشید اگر این آثار در مرکز استان بود به این روز نمی افتاد

لطیف ازادبخت در گفته :

از شما دوست و همکار عزیز سپاسگزارم. با دیدن نامتان غافلگیر و خوشحال شدم. مرا شرمنده لطف خود کرده اید. ولی کاش اینطور بود و حداقل آثار مرکز استان مورد حفاظت جدی قرار می گرفت.

ولی اله آزادبخت در گفته :

لطیف عزیز! در این دوران بی مهری، باز هم بی مهری است که مهره مار دارد …وجود ذی جودتان هر آنچه شرط بلاغ است گفته است. بژیای. خواه از سخنت پند گیرند خواه…
هر آن مریض که پند طبیب نپذیرد سزاش تاب و تب روزگار بیماری است
“همه کار ایام درس است و پند دریغا که شاگرد هوشیار نیست”
خدا کند پیدا شود گوهرشناس قابلی وگرنه آش همین آش است و کاسه همین کاسه…
ره مخوف است بپرهیز از خفتن ابر تیره است بیندیش ز بارانش

لطیف ازادبخت در گفته :

درود بر ولی اله عزیز . خوشحالم که هر از گاه نام عزیزت را از طریق این پنجره ی گشوده به روی دنیا می بینم. به قول شما امیدوارم آنها که در این وادی دستی بر آتش دارند پیام این نوشتار را شنیده باشند. برایت موفقیت و سربلندی روزافزون آرزو می کنم.

حجت علی پور در گفته :

تو چاتمت داسری بی گیونه نازار!
قاوات مپل تر ای هومیونه نازار!
من و دشت کوشت چن ساله تینی
دو چمت سیمره و کشکونه نازار!

بنویس عزیز بنویس از زخم های شانه ی میرملاس از غربت بلوط های سربه زیر بنویس که: سیل مپل ار سایه تو ها خس خاو —– مر دم تو دشت کوشت بایژی آو. نفس نافذت مانا

داود داودی در گفته :

با عرض احترام خدمت دوست گرامی جناب آقای آزادبخت.
مطالب شما را خواندم و دغدغه های جنابعالی را در خصوص مبحث گردشگری و آثار تاریخی درک میکنم. ذکر چند نکته در خصوص این مطلب ضروری است تا با کمک هم بتوانیم از تحریف واقعیات جلوگیری نماییم.
۱- غار یافته بعد از حفریات پیش از انقلاب فرانک هول و کنت فلنری مجددا در سال های ۲۰۰۵ و ۲۰۰۷ توسط پروفسور مارسل اوت و هیات ایرانی مورد کاوش قرار گرفت و شواهدی از دوره آغازین پارینه سنگی جدید به دست آمد. در طی این فعالیتها هیچ گونه نقش صخره ای از این ناحیه شناسایی نشده که مورد آزمایشات رایج سن سنجی قرار گیرد. مطلبی را که در خصوص سن سنجی نگاره های یافته اشاره فرمودید به نقل از یکی از دوستان به ظاهر باستان شناس و در یکی از جراید داخلی در سال ۹۰ چاپ شده که فاقد هرگونه پایه و اساس علمی است و ایشان صرفا جهت تبلیغات در خصوص به اشتهار رساندن خویش از این ترفند استفاده کرده است.
۲- در خصوص تاریخ نگاره های میرملاث نیز بایستی بگویم که نظرات شفاهی متفاوتی وجود دارد. اما در این خصوص دو مقاله وجود دارد که در صورت ارسال ایمیلتان جهت مطالعه برایتان ایمیل خواهم کرد. به طور کلی تاریخ نگاره های میرملاث جدیدتر از زمانی است که به نقل از اشخاص مختلف ذکر کرده اید.

در هر صورت چون هدفتان از نوشتن این مطلب ابراز دغدغه های فرهنگی است، قابل احترام است و تلاشتان را میستایم.

ارادتمند شما.
داود داودی.
دانشجوی مقطع دکتری باستان شناسی پیش از تاریخ.

لطیف ازادبخت در گفته :

دوست عزیز جناب اقای داود داودی
ضمن عرض سلام و آرزوی موفقیت روزافزون برای شما دوست عزیز ؛
اگر این متن را به دقت خوانده باشید ، متوجه شده اید که این متن درواقع دغدغه و دلنوشته ای است که در آن بی توجهی غیر قابل توجیه مسئولین نسبت به ظرفیت های بی نظیر تاریخی و فرهنگی این دیار فراموش شده به نقد کشیده شده است . همانطور که می بینید موضوع اصلی بحث من در این مقال میرملاس است و مستندات مربوط به غار یافته هم تنها به عنوان شاهد یاد شده است.
شما که در این زمینه متخصص هستید بهتر از من می دانید که سخن بدون مدرک و منبع در این قبیل مسائل حاد و فوق العاده مهم از هیچکس پذیرفته نیست. متأسفم که خود شما در حالی سفر هیئت بلژیکی ( و به طور خاص مارسل اوت ) را تأیید کرده اید که تلویحاً وجود هر گونه نقشینه و نگاره ی صخره ای در این غار را از اساس منکر شده اید . مرا ببخشید که سخن شما فاقد سندیت است و منبع استناد اینجانب ” دکتر محمد ناصری فرد ” هستند و ایشان به عنوان نویسنده ی یکی از مهم ترین منابع فارسی موجود در باره ی غارنگاره های ایران فرد چندان ناشناسی نیست که برای معروف کردن خود این خبر مهم را رسانه ای کند.
مرا ببخشید که ناچار هستم از میان حرف شما که هیچ منبع رسمی و شناخته شده ای آن را تأیید نمی کند و سخنان دکتر ناصری فرد که چندین رسانه آن را درج کرده اند ( و حتی برخی از رسانه ها نمونه هایی را از نقش ها را نیز درج کرده اند ) حرف ایشان را بپذیرم مگر این که شما منابعی به همان اندازه مهم و قابل دسترس را معرفی کنید که اصل این خبر را تکذیب کند . جالب این است خود شما ضمن تأیید اصل خبر ( سفر مارسل اوت ) و به دست آمدن شواهدی از دوران پارینه سنگی در تناقضی آشکار بخش دوم سخنان خود را نفی می کنید.
اما جهت رفع ابهامات شما دوست عزیز و دیگر خوانندگانی که ممکن است با خواندن کامنت شما دچار شبهه شوند من ناچارم برخی از مستندات خود را دار اینجا ذکر کنم : اصل خبر مورد استناد اینجانب در روزنامه شرق ( ۹ آذر ۱۳۹۰ ـ ص ۱۹ ) درج شده است. و البته این خبر در چندین منبع رسانه ای دیگر نیز باز نشر شده است که آدرس و برخی از شواهد کتبی آنها به شرح ذیل می باشد : ( از درهم و برهم بودن این مستندات پوزش می خواهم . در صورت امکان این بحث به شکل شسته رفته تری در آینده پیگیری خواهد شد .)

نقل از http://avalinnaghashi.blog.ir/post : کهن ترین قدمتی که تاکنون به آثار این غارها نسبت داده می شد مربوط به ۳۲ هزار سال پیش است. سنگ نگاره های رنگین (Pictograph) کشف شده با قدمت ۴۰ هزار ساله در غار «یافته» اما همه این معادلات را بر هم می زند. محمد ناصری فرد متخصص نقوش صخره ای و نویسنده کتاب های «سنگ نگاره های ایران» و «موزه های صخره ای هنرهای سنگی» در گفت وگویی با شرق می گوید: «سنگ نگاره های رنگین کشف شده در غار«یافته» در ۲۵ کیلومتری جنوب خرم آباد در استان لرستان دست کم متعلق به ۴۰ هزار سال پیش است. پروفسور مارسل اُت (Perfessor Marcel Otte)، استاد پیش از تاریخ دانشگاه لیژ در بلژیک در بازدیدی که از این غار داشت و روی این آثار آزمایش کربن سنجی و سن سنجی را انجام داد نیز با قاطعیت سن دقیق آنها را به ۴۰ هزار سال پیش مربوط دانسته است.»
http://avalinnaghashi.blog.ir/post
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
http://bayanbox.ir/id/2930934032836087868?image_preview( تصویر یکی از نقوش غار یافته )
( نقل از سایت باشگاه گردشگری خراسان ) :قدیمی ترین اثر هنری ساخت دست بشر با ۴۰هزار سال قدمت در ایران کشف شده است؛ در استان لرستان و در ۲۵کیلومتری جنوب غربی خرم آباد در یک غار آهکی به نام «یافته». این اثر هنری سنگ نگاره هایی رنگین است کنده شده بر دیواره این غار. این را محمد ناصری فرد متخصص نقوش صخره ای و نویسنده کتاب سنگ نگاره های ایران اعلام می کند. سال هاست بسیاری بر این باورند قدیمی ترین آثار هنری ساخت دست بشر در غار آلتامیرا در اسپانیا، یا غارهای شووه، کرکس و ولاسکو در فرانسه است. در دیواره ها و سقف غارهای آلتامیرا و ولاسکو تصاویر حیوانات نقاشی شده که تاکنون به عنوان قدیمی ترین آثار هنری ساخته دست بشر در جهان شناخته می شدند. با این همه اما کهن ترین قدمتی که تاکنون به آثار این غارها نسبت داده می شد مربوط به ۳۲ هزار سال پیش است. سنگ نگاره های رنگین
(Pictograph) کشف شده با قدمت ۴۰ هزار ساله در غار «یافته» اما همه این معادلات را بر هم می زند. محمد ناصری فرد متخصص نقوش صخره ای و نویسنده کتاب های «سنگ نگاره های ایران» و «موزه های صخره ای هنرهای سنگی» در گفت وگویی با شرق می گوید: «سنگ نگاره های رنگین کشف شده در غار«یافته» در ۲۵ کیلومتری جنوب خرم آباد در استان لرستان دست کم متعلق به ۴۰ هزار سال پیش است. پروفسور مارسل اُت (Perfessor Marcel Ot)، استاد پیش از تاریخ دانشگاه لیژ در بلژیک در بازدیدی که از این غار داشت و روی این آثار آزمایش کربن سنجی و سن سنجی را انجام داد نیز با قاطعیت سن دقیق آنها را به ۴۰ هزار سال پیش مربوط دانسته است.»
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
http://tnews.ir/news/D7D519544698.html( رسانه خبری تحلیلی گفت و گو ) :
کد خبر: ۲۰۰۵۵ تاریخ انتشار: ۱۳۹۲ سه شنبه ۱۲ آذر – ۹:۲۵ عصر ارسال به دوست نسخه چاپی
خرّم آباد نخستین سکونتگاه انسانها

گفت و گو نیوز:خرّم آباد نخستین سکونتگاه پیش از تاریخ جهان
سال ها بسیاری بر این باور بودند که قدیمی ترین آثار هنری ساخت دست بشر در غار آلتامیرا در اسپانیا، و یا غارهای شووه،کرکس و ولاسکو در فرانسه است.در دیواره ها و سقف غارهای آلتامیرا و ولاسکو تصاویر حیوانات نقاشی شده که تاکنون به عنوان قدیمی ترین آثار هنری ساخت دست بشر شناخته می شدند.با این همه کهن ترین قدمتی که تاکنون به آثار این غارها نسبت داده می شد مربوط به ۳۲ هزار سال پیش است ولی سنگ نگاره های رنگین کشف شده با قدمت ۴۰ هزار ساله در غار »یافته خرم آباد« همه این معادلات را بر هم می زند به گفته پروفسور مارسل ات(perfessor marcel ot ) استاد پیش از تاریخ دانشگاه لی یژ در بلژیک، در بازدیدی که از این غار داشته و آزمایش کربن سنجی و سن سنجی را که بر روی این آثار انجام داده با قاطعیت سن دقیق آنها را به ۴۰ هزار سال پیش مربوط دانسته است و معتقد است که خاستگاه اولیه بشر،مربوط به آفریقا نمی باشد،بلکه متعلق به منطقه آسیا و به احتمال قریب به یقین به لرستان(خرّم آباد) بر می گردد. و این گونه است که بسیاری از باستان شناسان از لرستان(خرّم آباد»(نخستین سکونتگاه پیش از تاریخ جهان« یاد می کنند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ضمن تشکر و سپاس مجدد بابت مشارکت شما در این بحث ، به عنوان یک متخصص باستانشناسی پیش از تاریخ از شما انتظار می رفت به جای انکار اصل ماجرا و زیر سئوال بردن منبع این خبر ( دکتر ناصری فرد ) به عنوان فردی شناخته شده در عرصۀ نقشینه های تاریخی منابع و مستندات خود را ارائه می نمودید. گر چه حتی اثبات این فرض هم نمی تواند چیزی از اهمیت جهانی میرملاس و فراموش شدگی این میراث بشری کم کند. موفق و سربلند باشید

داود داودی در گفته :

دوست عزیزم آقای آزادبخت.

متاسفانه بایستی بگویم منابع خبری و ارجاعاتی که شما در خصوص موضوعات فوق به آنها مراجعه کرده اید فاقد پایه و اساس هستند.
صراحتا میگویم: من کاوش پروفسور اُت در طی سال های ۲۰۰۵ و ۲۰۰۷ را در غار یافته تایید میکنم. قدمت قدیمیترین لایه فرهنگی در این سایت هم بر اساس آزمایش کربن ۱۴ که بر روی نمونه های ذغال صورت گرفته به حدود ۳۸۰۰۰ سال پیش میرسد. ولی هیچ گونه شواهدی دال بر وجود رنگین نگاره در این غار وجود ندارد. محض اطلاع بایستی خدمت شما عرض کنم که پروفسور اُت که شما به نقل از آقای ناصری فر به ایشان رفرنس داده اید استاد مشاور بنده در تز دکترایم هستند. اگر مایل هستید هر وقت که شما افتخار دادید به اتفاق هم سری به غار یافته میزنیم تا صحت و یا نادرستی برخی اخبار برای شما مشخص گردد.اگر منظورتان از انکار اصل ماجرا توسط بنده انکار دغدغه های شماست که به صراحت در کامنتی که برایتان گذاشتم نوشته ام که دغدغه هایتان را درک میکنم و قابل احترام است. اما اگر منظورتان انکار واقعیت های علمی توسط بنده است که هنوز هم میگویم از غار یافته هیچ رنگین نگاره ای شناسایی نشده. مقاله ای هم در خصوص غار یافته توسط پروفسور اُت و دیگران نوشته شده که مایلم در صورت داشتن ایمیلتان برایتان ارسال کنم. در ضمن بنده در خصوص نگاره های میرملاث و هومیان فقط در مورد تاریخشان بحث کرده ام که نظرات مختلفی وجود دارد که در مقالاتی ارائه شده اند. کامنت بنده به هیچ وجه ارتباطی به کم اهمیت جلوه دادن میرملاث ندارد چرا که نه تنها این سایت ارزشمند بلکه هر محوطه تاریخی دارای ارزش است. در خصوص خواستگاه بشری که گفتید نیز بایستی بگویم که نظر مارسل این نیست که خواسگاه بشر آسیا و شاید لرستان است. ایشان در حال حاضر معتقد است که منشا انسان مدرن اروپایی احتمالا آسیای مرکزی، غربی و شاید ایران است (دقت کنید که انسان مدرن با انسان اولیه تفاوت دارد). اتفاقاً در این خصوص با هماهنگی بنده برای مارسل اُت در میراث فرهنگی لرستان یک سخنرانی با عنوان:
Europian Modern Human were Coming from Iran
تدارک دیدیم که ایشان در این خصوص سخنرانی نمودند.
در هر صورت اگر کامنت های بنده باعث تکدر خاطر می شوند پوزش میطلبم و دیگر مزاحم اوقات نمیشوم. در غیر اینصورت مایلم با ارسال مقالات نگاشته شده در خصوص این موضوعات باز هم میگویم با همکاری شما از تحریف واقعیتها جلوگیری نماییم تا بتوانیم به دغدغده های فرهنگیمان بپردازیم.
ارادتمند شما.
داودی.

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :