کد خبر : 60297
تاریخ انتشار : ۲۲ آبان ۱۳۹۳ - ۱۰:۵۶
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 1,082 بازدید

مهمترین مشکل این شهرستان چیست؟

  س . ج  / میرملاس نیوز :‌ از منظر بسیاری از پژوهشگران اولین شرط توسعه یافتگی آن است که عموم مردم بپذیرند که سیستم سازی مبنای تحول است. با این نگرش برای انجام یک تحلیل جامع ، علمی، سیستماتیک و منصفانه، مقایسه شرایط شهرستان با شرایط شهرهای دیگر استان و استانهای همجوار می تواند […]

2 (35)

 

س . ج  / میرملاس نیوز :‌

از منظر بسیاری از پژوهشگران اولین شرط توسعه یافتگی آن است که عموم مردم بپذیرند که سیستم سازی مبنای تحول است. با این نگرش برای انجام یک تحلیل جامع ، علمی، سیستماتیک و منصفانه، مقایسه شرایط شهرستان با شرایط شهرهای دیگر استان و استانهای همجوار می تواند مناسب ترین روش باشد.

شهرهای مورد نظر این یاداشت به لحاظ سرمایه گذاری در بخش تولید بیشترین آمار شاغلین را دارند، تاجایی که در بسیاری موارد پذیرای کارگران سایر شهرهای مجاور خود نیز هستند. همچنین شهرهای مورد نظر به لحاظ میزان سرمایه گذاری و نوع آن بیشترین سودآوری را برای شهر خود از نظر سرمایه گذاری در صنعت و پروژه های بزرگ صنعتی در سایر شهرها دارا می باشند. به گونه ای که این موضوع به فرهنگی برای سرمایه گذاری و انتقال سود آن به درون شهرشان تبدیل شده است، تا جایی که جزئی ترین خریدها، یعنی مایحتاج روزانه، پوشاک، سوخت خودرو و… را نیز تا حد امکان در شهر خود انجام می دهند.
معاني صريح و تلويحي اين تحولات در سطح همسايه‌هاي ما در مقیاس کشوری چيست؟ ساکنان مناطق مختلف در سطح کشور به فكر توسعه و افزايش توان‌مندي هستند. اما در شهر ما سرمایه عمدتاً حول مستقلات، درآمدهای کاذب و دلال بازی می گردد. در صورتی که سرمایه داران بزرگ شهرهای همجوار به ‌تدريج در حال خريد روزافزون سهام شركت‌هاي بزرگ کشور هستند و اگر ما در آينده بخواهيم به‌منظور دستيابي به فن‌آوري با شركت‌هاي بزرگ همكاري كنيم چه‌ بسا با دستور كار سياسي همسايگان سهامدار خود نيز روبرو شويم. به گونه ای که به فرض بروز شرایط احداث کارخانه جات مولد در این شهرستان، از نفوذ خود برای احداث آن در شهر خود استفاده کنند.( پتروشیمی اراک و شاید سد معشوره)
در اینجا پرداختن به این سوال لازم به نظر می رسد که: آیا مي‌توان عنصر فن‌آوري و تكنيك را از فرآيند توليد ثروت و قدرت ناديده گرفت؟ عمدتاً افراد حقیقی و حقوقی در قالب شهری، کشوری و حتی جهانی به دو دليل وارد عرصة اقتصادی می شوند: اول فروش كالا و خدمات و دسترسي به پول و ثروت و دوم همكاري‌هاي مربوط به دستيابي به فن‌آوري های مورد نیازشان.
آيا مي‌توان به جز افزايش توان‌مندي‌هاي اقتصادي، توليدي، مالي و فن‌آوري هدف ديگري براي شهرستان در اين منظومة موجود جهاني تصور كرد؟ هر هدف سياسي و هر افق فرهنگي كه يك منطقه براي خود درنظر بگيرد، تابع توليد امكانات و ثروت است.
وقتي روزنامه‌ها، رسانه‌ها و کامنت هایی را که در فضای مجازی درج شده مطالعه مي‌كنيم، یا به مباحث صورت گرفته میان جناح ها در سطح شهرستان توجه می کنیم، هر فردي، نهادي و هر جمعيتي، اشكالات شهرستان را از زاويه ديد و منافع خود مي‌بيند و با مستمسک قرار دادن آن به گروه و جناح دیگر می تازد. يكي مي‌گويد مهمترين مشكل، عدم امکانات در جهت ایجاد شغل مناسب است، ديگري اعتقاد ‌دارد بالا بودن تعداد سارقان و معتادان مسئله اصلي ماست، باز ديگري تصور مي‌كند كه مسئله اصلي ما عدم وجود افراد شاخص در پست های کلیدست و … همينطور مسايل ديگر: فساد، رانت‌خواري، بوروكراسي ناكارآمد، جاده‌هاي ناامن، بحران کمبود آب، تعداد پرونده‌هاي قضايي، نبود امكانات براي عامه مردم جهت رسيدگي به بهداشت و درمان، رسانه‌هاي ضعيف و عمدتاً تبليغاتي و …
آيا با وجود دهها اداره و صدها محقق در شهرستان، تا بحال “درخت مسائل و مشكلات شهر” را ترسيم كرده‌ايم؟ آيا نبايد تقدم و تأخر مشكلات را طراحي كنيم؟ اگر افزايش توان‌مندي را به‌عنوان كليدي‌ترين هدف شهرستان بپذيريم، مشكلات و موانع تحقق چنين هدف كانوني كدام است؟ امروز دزفولی ها و بروجردی ها در بازارهای مالی تهران حضوری فعال دارند. در دنیای اقتصاد محور کنونی قدرت تأثيرگذاري بازاریان تهران با وزارت كشور، وزارت جهاد کشاورزی و حتی بانک ها هم‌ترازي مي‌كند. در تحولات منطقه ای اخير مربوط به کشور عراق، ظرفيت‌هاي فكري، سياسي و اقتصادی شهرستان برای ترانزیت، نه تنها برایمان سودآوری ندارد بلکه به نقطه ضعفی تبدیل شده که جان همشهریان را به مخاطره انداخته است.
در شهرستان ما، تعداد مباحث سیاسی بسيار است. معمولاً، نمایندگان که شاه کلید تغییرات مدیریتی را در اختیار دارند در چند روز اول بعد از انتخاب شدن که در سطح شهرستان حضور دارند، مباحث عمدتاً مربوط به شرایط خاص(تغییر مدیران) است و پس از آن عمداتاً به شرکت در مراسمات عرفی خلاصه می شود گویی وظیفه ‌تغییر مدیران مهم‌‌ تر از قانونگذاری و نظارت بر حُسن اجرای قانون است. اگر بخاطر بياوريم تا اواخر دهة 90 تنها يك روزنامه در شهرستان وجود داشت. اما امروز شرایط متفاوت است، عليرغم رشد كمي در اين‌گونه ادبيات و متون، آيا ما توانسته‌ايم هرم علت و معلولي مشكلات شهرستان را طراحي كنيم؟
چند مشکل اول شهرستان به ترتیب كدامند؟ طبعاً نمي‌توان گفت شهرستان تعداد بی شماری مشکل دارد، زيرا كه مجموعه مشكلات در يك شبكة علت و معلولي معنا پيدا مي‌كنند. منطقي نخواهد بود كه بعضي معلول‌ها را مشكلات اصلي بدانيم و يا 50 اولويت مساوي داشته باشيم.
مدیريت مطلوب به يك نظام فهم دقيق مسايل، علت‌ها و معلول‌ها، هرم مشكلات و طراحي درخت اولويت‌ها نياز دارد. اتاق فكر بررسي ماتريس مسايل شهرستان كجاست؟ بخشی ديدن مسايل شهر، غرق شدن در حل و فصل مسايل يك سازمان و ناديده‌گرفتن كل سيستم اجتماعي ـ سياسي ـ اقتصادي ـ فرهنگي ، ما را همچنان مشغول بحث‌هاي بديهي، كلي با حواشي فراوان كرده و خواهد كرد. اگر با نگاه سيستمي و منظومه‌وار به كل مسايل ننگريم، نمي‌توانيم اولویت بندی مشكلات شهرستان را تشخيص دهيم.
اگر مجموعة مشكلات شهر را يكجا ببينيم، بنظر مي‌رسد كانون ماهوي اين مسايل در ناكارآمدي است. از خراب‌شدن آسفالت يك هفته پس از تكميل گرفته تا صدای انفجارها و رگبارهای شبانه، از كشته شدن روزانه مردم در جاده‌ها گرفته تا وضعيت آبهای زیر زمینی و رودخانه ها ، از رتبه بسيار پايين فضاي كسب و كار در شهرستان گرفته تا بيكاري شدید و غیر قابل قبول زنان تحصيل‌كرده، از اول بودن شهرستان در مهاجرت نخبگان و مدیرانی که در این دیار بدون هیچ تجربه قبلی اولین پست خود را در آزمون و خطا با هزینه های مردم محروم این دیار تجربه کرده اند تا تعویض سلیقه ای مسئولین تراز اول شهرستان و جایگزین کردن آنها با سرپرست بدون توجه به مطالبه عمومی و باز رایزنی به جهت پیدا کردن نیرویی همراه و… مجدداً تكرار مي‌كنم: اتاق فكر بررسي ماتريس مسايل شهر كجاست؟ آيا ما در مديريت شهرستان به تئوري سيستم‌ها قائل هستيم؟ هر چند تمامي خلقت تابع تئوري سيستم‌هاست.
بر اساس همين منطق، اگر ريشه مشكلات را در ناكارآمدي بدانيم كه صدها مصداق مي‌توانيم براي آن مطرح كنيم، پس بايد بپرسيم علت‌العلل ناكارآمدي این شهرستان در كدام عنصر و عامل قابل جستجوست؟ علمي و منطقي است كه در اتاق فكر كانوني شهر پاسخ های متعددی به این سوال داده شود. تازه اینکه اتاق فکر شهرستان کجاست موضوعی به شدت پیچیده است. اگر ما در حد بروجرد با کانونهای اقتصادی ارتباط داشتيم، تخصص را گرامي مي‌داشتيم و به افراد نالایق حكم اجرايي نمي‌داديم. اگر ارتباطات جدي اقتصادی داشتيم، در سريعترین زمان مجبور می شدیم ايمني جاده‌ها، مبلمان شهري، نظام اداري، امنیت و دهها مورد دیگر را حل و فصل كنيم.
اگر ارتباطات وسيع علمی داشتيم، نمي‌توانستيم نرخ بالای 50% بیکاری را براي دهه‌ها حفظ كنيم. اگر با نظم بوديم، در دانشگاههاي ما، از اساتید مجرب و بزرگ کشورحضور پيدا مي‌كردند، آموزش مي‌دادند و مي‌آموختند و افراد دانشگاهی در داخل شهرستان، خود را محك مي‌زدند، قبول نمي‌كرديم دانشجویان مان از انواع روشهای نفوذ برای قبولی و گرفتن مدرک استفاده كنند و بدینسان فارغ التحصیلان دانشگاههای ما از سوادی به مراتب پایین تر نسبت به شهرهای دیگر برخوردار نبودند.
منظور از از ارتباط داشتن چيست؟ سه اصل است:‌ رقابت، كيفيت و استاندارد. يكي از بهترين مصاديق براي فهم ارتباط داشتن، شهرستان بروجرد است. هم پيشرفت خارق‌العاده‌اي كرده‌اند، هم زبان، فرهنگ و ادبيات خود را حفظ كرده‌اند و هم مي‌توانند با سيستمي رقابتي كه بپا كرده‌اند، سایر شهرهای استان را در صورت نیاز تهديد اقتصادي كنند. اما تفکرشهرستان ما و عمده مدیران آن نگران بازشدن است (پیمانکاری غیر بومی که توسط افرادی ناشناس مقابل شهرداری به شدت مورد حمله قرار گرفت)چون تضادهاي دروني مان برملا مي‌شود و نظمي كه ايجاد شده را متزلزل مي‌كند.
آيا مردم بروجرد مي‌توانند پنج نفر از مقامات شهرشان را نام ببرند. احتمالاً خير. چون بروجرد تا حد زیادی سيستم است و نه فرد. البته به میزان رشد فرهنگی این موضوع در شهرهای پیشرفته جهان پر رنگ تر می شود. اما همين كه در شهرمان بگردیم و بپرسیم احتمالاً همگان نام بسیاری از مسئولان گذشته تا کنون و احتمالاً آینده را می دانند. اول شرط توسعه‌يافتگي اين است كه همه بپذيرند، سيستم‌سازي مبناي تحول است و افراد صرفاً سيستم را مديريت مي‌كنند. لکن در شهر ما عزل و نسب ها با تغییر نمایندگان شروع و تجربیات مدیران پیشین بدون استفاده در داخل به سایر نقاط کشور تقدیم می شود .
اعتقاد به رشد شهرستان و آينده مردم شهر باعث خواهد شد تا از مباحث نظري عبور كرده و به راهبردها و سياست‌هاي محك‌خورده روي‌ آوريم و مانع از بروز بحران‌هاي جديد شويم. اگر اين‌گونه تصميم‌گيري‌ها و چرخش‌ها صورت نپذيرد، متأسفانه با قواعد علمي مي‌توان نتيجه گرفت که شهر ما با يك فرآيند افول پايدار روبرو خواهد شد. مسئله ما ناكارآمدي است و راه‌حل آن سيستم، ترتیب، تخصص، كيفيت، رقابت و استاندارد منحصراً در سايه روابط گسترده قابل تحقق است.
شهری كه ثروت دارد، مي‌تواند فرهنگ، ارزش‌ها و تعادل سياسي خود را حفظ كند، مدیریت آن مشروعيت داشته و در نتیجه به پایداری متخصصین در پستهای کلیدی و جذب سرمایه که نتیجه آن رفاه، اشتغال و تسهیل توليد ثروت براي عامه مردم است دسترسي پيدا ‌كند.
در برابر هر آنچه گفته شد اما يك نقطه باقي ماند. در شهر چندین روزنامه ، سایت و وبلاگ به اطلاع‌رساني، تحليل و تبليغ مشغولند. در اين آشفته بازار خبر و تحليل و تبليغ، فهم دقيق، علمي، سيستماتيك و منصفانه مسايل شهرستان كارآسانی نيست. در بسیاری از مواقع، مزاج، تعصب، احساس، حسادت، كينه‌توزي، قبیله گرایی، تحريف، بزرگ‌نمايي، سياه‌نمايي در خبر و تحليل و تبليغ و ترويج همه در هم مطرح مي‌شوند. تميز صواب از ناصواب بسيار مشكل است. تشخیص تواضع از تزویر که بعضا با هم آمیخته می شوند، کار هر کسی نیست. بدون ترديد هستند افراد، روزنامه‌ها و سايت‌هايي كه دغدغة شهر و این مردم مظلوم را دارند و به جامعه معيار و آگاهي مي‌دهند. در عين حال، خلأ تحليل علمي، بي‌طرف، سيستم‌وار و آينده‌نگرانه مشاهده مي‌شود.
در متدلوژي علوم انساني، كارآمدترين و دقيق‌ترين روش فهم يك پديده، مقايسة آن با پديده‌هاي مشابه است. شايد براي دستيابي به يك تحليل علمي، سيستماتيك، واقع‌بينانه و منصفانه از مسايل شهر، مقايسه شهرستا‌ن‌ با شاخص‌هاي شهرهایی مانند بروجرد، ملایر، کاشان، دزفول و.ساوه مناسب‌ترين روش باشد…

« این نوشته بر گرفته از مقاله دکتر محمود سریع القلم با اندکی هماهنگ سازیست« 

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

حمیدآزادبخت در گفته :

حکایت های مدیریتی
………………………………………………………………….
كارهاي بزرگ در دست انسانهاي كوچك

وكارهاي كوچك در دست انسانهاي بزرگ

از سلطان سنجر سلجوقي، يكي از حاكمان بزرگ سلجوقي، هنگامي كه به دست «غزان» گرفتار شده بود، پرسيدند: علت چه بود كه عرصه بر تو تنگ شد و مملكتي به آن وسعت و آراستگي را از دست دادي؟!

سلطان سنجر گفت:
علتش، خود کرده بود، زيرا كه كارهاي بزرگ را به مدیران كوچك واگذار كردم و انجام كارهاي كوچك را به عهده مدیران بزرگ گذاشتم!
در نتيجه، آدم هاي كوچك از انجام كارهاي بزرگ عاجز ماندند و افراد بزرگ نيز كه از انجام كارهاي كوچك عار داشتند دنبال انجام آنها نرفتند و از اين رو، هر دو كار تباه شد و نقصان به ملك رسيد و كار لشكر و كشور، رو به فساد گذاشت.

شرح حکایت
………………………………………………………………………………………………………
واقعيت نيز جز اين نيست كه اگر در واگذاري پست، مقام و مديريت به افراد، به توانايي، تجربه و شأن آنان توجه نشود، قطعاً اين واگذاري هاي بي حساب و كتاب، هم خود فرد را به خاك سياه مي نشاند و هم شأن آن پست و مديريت را زير سوال مي برد و از همه مهم تر اينكه، تمامي اين اشتباهات و خرابكاري ها به نام مسئولي نوشته مي شود كه چنين فرد ناتوان، بي تجربه و ناآزموده را در چنين پستي گمارده است!

نکات کلیدی:

کارهای بزرگ را به اهلش واگذار کنید.
واگذاری ها با حساب و کتاب

حميدرضا در گفته :

مهمترين مشكل اين شهرسياسي بودن بيش ازحداست

اصلی ترین عامل عدم پیشرفت این شهرستان، سیاست زدگی و طایفه گرایی است. هر که ارا وژه

طرزتفکر خود مردم است هرکدوم به فکر منافع شخصی خودن تا شهرو…

م دلفانی در گفته :

با امید به اینکه ببینند و بخوانند آن کسانی که باید.

همشهری در گفته :

فعلا آفتی که این شهر تهدید میکند آفت « سرپرست» است. آفتی که نه فقط شبکه بهداشت . بیمارستان . جهاد کشاورزی. شهرداری. و به زودی صنعت و معدن را گرفته ٬ بلکه گریبانگیر ارشدترین مقام اجرایی شهرستان هم شده.
به نظر من این آفت در دو سال گذشته ضربه ای به ساختار این شهر زده که شاید هیچ تاریخی آنرا ثبت نکرده و ندیده ایم.
ایا این توهین به شعور مردمی نیست که این همه رشادت ها کردند؟ مردمی که مقصر اصلی انرا میدانند و سکوت کرده اند و فقط متضرر میشوند.

همه مسئولند

م.م در گفته :

ازاین همه باند بازی وجناح بازی واقعا خسته شدیم وتاوقتی این افت است شهر کوهدشت رشدنمی کند

پرسشگر در گفته :

مشگل عدم پرسشگری ماست مانیز خومقصریم

م.ق در گفته :

هرکس مسولیتی قبول میکنداز نماینده مجلس تاعضوشوراومسولین ادارات بایدهم در این دنیا وهم در جهان اخرت مسول اعمال خود باشند ودر قیامت به اندازه ی که به سایر مسلمانان وبرادر دینی خود ستم کرد ه باشد باید سزای اعمال خود راپس بدهد امادر این دنیاشایدامکان وقدرت داشته باشدولی در اخرت جایگاه بدی داردودیگراینکه متاسفانه نظارت ضعیف است مثلادراداره اموزش وپرورش که همه اش این است که اگر رای به نماینده دادی بهترین مسولیت ومدیریت مدارس را بهت میدهند وشایسته سالاری افراد جه می شوداماسوال این است چرادر مملکت امام زمانی عج الله وشیعه او باید این طور باشد وما در جهان اخرت چطور پیش امامان باید روسفید باشیم پس اندکی درک داشته باشیم وبه فکر اخرت واعمال خود باشیم وجناح بازی راکنار بگذاریم

[

حشمت اله آزادبخت در گفته :

سپاس از نویسنده ی فرهیخته ی مطلب.
این تکه را که بریده ای از یکی از بندهای متن شماست رو کپی کردم و پایین کشیدم و به شرح چندجمله ای آن بسنده می کنم چرا که ریشه ی تمام مشکلات این شهرستان ستمکش دراین تکه است:
” هر فردی، نهادی و هر جمعیتی، اشکالات شهرستان را از زاویه دید و منافع خود می‌بیند و با مستمسک قرار دادن آن به گروه و جناح دیگر می تازد.”
از وقتی بنده نوجوان بودم یادم هست که این جناح می آمد و شلوارها را پاره می کرد و جوان های معصوم را با ردگزینش نان می برید و یک راست به جدول تنگ اعتیاد چپ می کرد و به ریش شماره یک فرهنگیان گیر سه پیچ می شد و مدام هم به تیر آتشین نقد جناح مخالف دوخته می شد…این تا اینجا
پرده ی دوم تراژدی: جناح بعد پیروز می شد و روسای جناح قبلی حتما عزل می شدند و و جدیدی ها همه کاره ی میدان ریاست می شدند و زیر پلاکاردهای انتصاب های به جا و شایسته موراد بالا باز تکرار می شد .
پرده ی سوم: جناح اول….
پرده ی چهارم: جناح بعدی….
و نقش اول این تراژدی کسی نبود جز پهلوانی به نام نماینده.
پرده ی پنجم: همان ها که شلوارها دریدند خود پوشیدند و همان ها که رد کردند خود صدای انتقاد و اعتراض این گناه کبیره شدند و آن ها که به چشم چپ غضب ریش های شماره یک را پاییدند خود در تیغ تیز ناصر اوسا شدند و موها را بالا زدند و…
سینه ی سوخته ی مردم کوهدشت بود که زیر لگد اسبان جناح بازی و این بیا و بروها له می شد و له می شد و له می شد…واین شهر بود و کوبانی پیشانی صبر و استقامتش در برابر داعش این همه تعویض الکی و سرکاری.
جناح هایی که هرکدام زور می زد جای دیگری را بگیرد تا مدیر سیاسی نماینده بشود نه مدیر صندلی مسئولیت . واین شهر شکار لاغری شده بود در دندان تیز این زور زدن های سیاسی که البته فرسنگ ها با فرهنگ سیاسی بازی اصیل و عالمانه فاصله دارد.
پرده ی امروز : شهری ست بی کرشمه و و قحطی ز شش جهت / با مردمی که بنده ی خندان هرششند

طرهان در گفته :

بدون تعارف ما هیچی داریم. نظم، وطن پرستی،گذشت، ایثار، فداکار… و از همه مهمتر دلسوز نداریم . و این شامل همه ما میشود

در انتظار کار در گفته :

امان از مسئولین این شهر از خرد تا کلان

مهدی در گفته :

من دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری هستم میخوام کوهدشتو از نظر رشته خودم براتون برسی کنم
1- خبر دارید بیشترین سرعت گسترش جاشیه تو ایران متعلق به کجاس؟ جالبه بدونید همینجا من موندم اتاق نظارت و معاونت شهر سازی تو شهرداری دارن چکار میکنن تمام.الگوی استفاده شهرداری برای اجرای طرح های شهری متعلق به 1378 هست یعنی مال 15 سال پیش حالا اینارو ول کنیم بریم توبخش نظرات همین سایت مملک اومدندارن نماینده ها رو تمجید میکنن عزیزان مشکل مائیم که تو کوهدشت زندگی میکنیم اینا با ما مشکل دارن نه با همدیگه

س.راد در گفته :

از نویسنده مطلب تشکر می کنم
امیدوارم که روزی هر کس به سهم خود،بخصوص مسئولین به دور از منافع شخصی،سیاسی و… قدمی در جهت آبادانی و پیشرفت شهر بردارند.

با سلام و احترام
متاسفانه شهرما سكوي پرتاب برخي سياسيون جناح باز براي رسيدن به اهدف ومقاصدشان شده است.
ديار ما از همه جنبه ها داراي عقب افتادگي شديدي مي باشد كه همه آن نيز از دستاورد همان افراد است
در اين شهرستان كارهاي زير ساختي وزير بنايي كه اساس توسعه پايدار است انجام نشده و نمايندگان مجلس ادوار گذشته تا كنون فقط چند مصوبه كه توسط جانشينان بعدي پي گيري نشده اند را در كارنامه خود دارند.
مهمترين عامل توسعه در دنياي كنوني ارتباطات، كه در چند دهه اخير توجه چنداني در حوزه راههاي اصلي ارتباطي شهرستان نشده است،بعد از ساليان سال اطلاع رسانيهاي مكرر مردم اين ديار بايستي مسافت كوهدشت كرمانشاه را بجاي حدود 100كيلو متر در 200كيلو متر طي نمايند،همچنين كوهدشت به ايلام را ميتوان به حدود 100كيلمتر كاهش داد، كه با ساخت اين دو جاده ميتوان شاهد توسعه شهرستان هم از لحاظ ايجادشغلهاي خدماتي، جذب سرمايه گذار،توسعه مراكز دانشگاهي باشيم. در جلسه اخير انجمن كوهدشتي هاي مقيم تهران آقاي ملكشاهي علت اصلي عدم توفيق در حل مشكلات شهرستان را صرف وقت نمايندگان قبلي به مسائل جزيي دانسته اند،جناب آقاي ملكشاهي عزيز شما بجز تجزيه شهرستان و رسيدن به بخش كوچكي از حوزه انتخابيه خود كار ديگري انجام داديد.

ناشناس در گفته :

این شهر و مشکلات آن بقدری زیاد است که حتی نویسندگان را مجور به نگارش های طولانی میکند. این مطب که تقریبا بلند هم بود تمام مشکلات شهر را به نحوی برشمرده است و به درستی اصل مشکلات را در نا کارآمدی و سیستمی نبودن این شهر می بیند. راستش من بیشتر به این نکته اعتقاد دارم که از ماست که بر ماست. انتخابهای سنتی ما که باعث شده چند خانواده خاص کوهدشت را از آن خود بدانند (چرا که شاه کلید مدیران در دست نماینده است) و مردم هم که این موضوع را به نوعی پذیرفته اند باعث شده شهر ما با تمام پتانسیلی که دارد از تکاپو بیفتد. شهر از دست این همه پیری و کهولت مرده است و راه نجات آن دمیدن خونی جوان برای به حرکت در آوردن این قلب مریض است. اگرچه کس خاصی مد نظرم نیست لکن به امید به میدان آمدن کسانی که توان تحمل بار مشکلات این شهر را داشته باشند…

این شهر و مشکلات آن بقدری زیاد است که حتی نویسندگان را مجور به نگارش های طولانی میکند. این مطب که تقریبا بلند هم بود تمام مشکلات شهر را به نحوی برشمرده است و به درستی اصل مشکلات را در نا کارآمدی و سیستمی نبودن این شهر می بیند. راستش من بیشتر به این نکته اعتقاد دارم که از ماست که بر ماست. انتخابهای سنتی ما که باعث شده چند خانواده خاص کوهدشت را از آن خود بدانند (چرا که شاه کلید مدیران در دست نماینده است) و مردم هم که این موضوع را به نوعی پذیرفته اند باعث شده شهر ما با تمام پتانسیلی که دارد از تکاپو بیفتد. شهر از دست این همه پیری و کهولت مرده است و راه نجات آن دمیدن خونی جوان برای به حرکت در آوردن این قلب مریض است. اگرچه کس خاصی مد نظرم نیست لکن به امید به میدان آمدن کسانی که توان تحمل بار مشکلات این شهر را داشته باشند…

چرامسولین شهرستان برای منطقه روستای شهید پرور اولاد قباد که دارای مناطق تفریحی وباستانی ازجمله کاکیزه وشیرز وتقوش همیان هیچ گونه اقدامی ازنظر توسعه ویاسایر خدمات دیگر از جمله ساختن پلی برروی رودخانه سیمره برای ارتباط کوهدشت به کرمانشا ه از مسیر جاده اولاد قباد نمی کند تاهم مسیر جاده کوته شود وهم باعث رونق اولاد قباد بشود

ن.ق در گفته :

جناب آقای…..بااسم مستعار م. ق :ماکه نمایندگانمان ازسالیان دوریاازباندوحتی اهل دیاراولادقبادبودندبرونگاهی ازنزدیک به اولادقبادبندازتاهمه چیزرادریابی ؟.میخاستنددبیرستان بزرگی به آن دیاراهداء کنندآنقدرمقالف داشت که هنوزباورم نیست برادربه برادرخودش رحم نمی کردوحاضرنبودزمین سنکلاخی که جزء منابع طبیعی حساب می شد وغیرقانونی تصاحب کرده بودند حاضرنبودندبخاطرفرزندخودشان چندمتربه دولت بفروشدمیگفتندبچه ماسوادنمی خواهدتابرادر وهمسایه نیزازتحصیل محروم شودآنقدرمردمش بفکردیگرانندکه حاضرندخودشان ضربه بخورندتاشاهدآبادانی همسایه نشوند. کاش اول مردم رابشناسیم بعداظهارنظرنماییم باتشکر ن.ق

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :