کد خبر : 60405
تاریخ انتشار : ۲۳ آبان ۱۳۹۳ - ۱۴:۴۸
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 1,620 بازدید

گریز

  اسدالله آزادبخت/سرویس منتظران:   بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم   مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا احزاب/ ۲۳ از میان مؤمنان مردانى ‏اند که به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا کردند برخى از آنان به شهادت رسیدند و برخى از آنها […]

image-a0896d2de576b5e30917cf7558970faa3df50a818a04dcc014a77e0fb5356475-V-768x1024

 

اسدالله آزادبخت/سرویس منتظران:

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

 

مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا

احزاب/ ۲۳

از میان مؤمنان مردانى ‏اند که به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا کردند برخى از آنان به شهادت رسیدند و برخى از آنها در [همین] انتظارند و [هرگز عقیده خود را] تبدیل نکردند

 

درسال ۶۲به منطقه پاسگاه زیداعزام شدیم .گردان محبین شامل ۳گروهان رزمی بود .فرمانده گردان سیروس لرستانی ،معاون گردان حاج بهزادباقری بودند.درخط مقدم استقرارپیداکردیم وبا خط دشمن فاصله ای درحدود هزارمتر داشتیم. اکثر بچه های کوهدشت(آنزمان)دراین اعزام حضور داشتند که ازصمیمیت وسادگی اهالی محبین نمیدانم چه بگویم چراکه با امروزه همخوانی ومصداق ندارد وشایسته است به این مقوله ورودپیدانکنم!
گروهی به نام “پیشمرگان”عراقی درسمت چپ گردان سنگری داشتندوکانالی را برای گروه اطلاعات وعملیات به سمت عراقی ها حفر کرده بودندکه طول آن درحدود ۵۰۰متربود.
من بیسیم چی گروهان یک بودم ،فرمانده گروهان رضاعاقل بود.حدودساعت ۱۰شب بودکه بهزادباقری واردسنگرماشدندومرا صدا زدوگفت:”بیسیم وباطری یدک روآماده کن ۵دقیقه دیگه حرکت کن بیا سمت ورودی کانال”،ازسنگرخارج شد.
وقتی به ورودی کانال رسیدم ،مرحوم حاج حمیدقبادی،حاج بهزادباقری و دونفرازبچه های گروه شناسایی آنجا بودند،حاج بهزاد منتظریکی دیگرهم بود و وقتی ازایشان سوال کردم چرا حرکت نمیکنید؟گفت:محمدمراد!فهمیدم که شهید دلاورمحمدمرادگراوندهم دراین ماموریت شرکت دارد.
روحیه بالا ی این شهیدزبانزدهمه ی همرزمانش بود.اخلاق بی نظیرش باعث شده بودکه اهالی محبین عاشق این دلاور باشند.
هرکجا محمدمرادگراوندبودخبری ازدلتنگی وغم واندوه دوری ازشهرودیارنبود،وقتی شهیدمحمدمرادواردسنگری میشدصدای صلوات اهل سنگرتاپیش خدامی رفت.اهالی محبین دیده بان شجاع وبی باک بلندی های زمین راهیچگاه فراموش نمکنند!
بالبخندملیح وهمیشگی اش به ما ملحق شدوبابقیه احوال پرسی کرد.به راه افتادیم .آزاده سرافراز نریمان امرایی بالای خاکریز درسنگر
تیربارجا خوش کرده بود،شهیدمحمدمراداوراصدازدوگفت:”نریمون!ارا گلا هواردن هاواست بو کنا کنا مو نهی”!
حاج حمیدقبادی وگروه دونفره اش جلومی رفتندوماهم پشت سرشان درحالت خمیده حرکت میکردیم.
هواکمی سردبود،سکوت دشت وسیع منطقه پراززیبایی خاص خود بود.خس وخاشاک با ضربه ی سیلی باد از ما سبقت میگرفتند.
شهیدمحمدمراددرگوشم می گفت:نترسی اینا درک(خار)هستند. ۱۴سال بیشترنداشتم وترس برای من دورازذهن نبود.به انتهای گودال رسیدیم .حاج حمیدوگروه ۲نفره اش ازکانال بیرون زدندوبه حاج بهزادگفتند:منتظرمان باشید.

ادامه دارد…………………..

 

j7

                                        

              از راست :مصطفی آزادبخت (برادر شهید حاج محمد آزادبخت)،………..،

           احمد ابراهیمی،اسدالله آزادبخت، شهید محمد مراد گراوند،     نشسته: بالنگ

                    

                                      

IMG-20141114-WA0039 

 

فیروز زارع نژاد ، اسدالله آزادبخت

 

 

IMG-20141114-WA0026

 

نیروهای رومشکانی ، پاسگاه زید ،گردان محبین

 

 

 

IMG-20141006-WA0029

 

                                         سمت راست :شهید محمد مراد گراوند

 

 

IMG-20140828-WA0004

 

                                        شهید محمد مراد گراوند، جانباز مصطفی محمدی

 

 

image-2512c17c142e3e3df27b0b108d5773a10634093c6520382dc6a0cd01137dc4ea-V

 

                                                     زنده یاد حاج حمید قبادی

 

 

درج شده توسط : بهزاد باقری / دبیر سرویس شهدا و منتظران " میرملاس نیوز "bagheri1348@yahoo.com

دیدگاه ها

یونس قبادی در گفته :

استفاده کردیم منتظر ادامه آن و خاطرات بعدیتان هستیم داداش گلم .

[پاسخ]

اسدالله آزادبخت پاسخ در تاريخ جمعه ۲۳ آبان , ۱۳۹۳ ۱۶:۰۶:

برادربزرگوارم جناب حاج یونس قبادی خیلی سپاسگزارم. مشتاق دیدار

[پاسخ]

یونس قبادی پاسخ در تاريخ جمعه ۲۳ آبان , ۱۳۹۳ ۱۹:۱۳:

انشاا.. بزودی شرفیاب حضور مبارک خواهم شد .

[پاسخ]

نجف شهبازي در گفته :

سلام برادر
منطقه ي پاسگاه زيد برام اشنا و اشنا است از ان جهت كه منطقه عملياتي رمضان ويز بود رزمندكانمان ساليان سال در اين منطقه جنگيدن فمنهم من قضي نحبه ومنهم من ينتظر از طريق نوشته ات براي چند لحظه سركي از نزديك به ديار ياران فاني وباقي زدم دستمريزاد

[پاسخ]

اسدالله آزادبخت پاسخ در تاريخ جمعه ۲۳ آبان , ۱۳۹۳ ۱۶:۰۷:

سلام بریاردبستانی ام حاج نجف شهبازی
ازحسن توجه حضرتعالی ممنونم. پاینده باشی

[پاسخ]

عباس رشنو در گفته :

باسلام وعرض ادب خدمت سرور گرامی اسدالله عزیز،شما الگویی هستید برای تمام نسلهای حال وآینده .پاینده ومانا باشی

[پاسخ]

اسدالله آزادبخت پاسخ در تاريخ جمعه ۲۳ آبان , ۱۳۹۳ ۲۱:۵۴:

باسپاس فراوان از عباس عزیزم . پایدارباشی

[پاسخ]

فیروز زارعی نژاد در گفته :

سلام عرض ادب خدمت همرزم گرامی
یاد آن دوران بخیر دوست عریر دست مریزاد امیدوارم با توجه به توانایی حضرتعالی وسایر دوستان ناگفته های جنگ برای نسل آینده بخوبی بیان شوند درضمن این حقیر در آن ماموریت بیسیم چی گروهان سوم به فرماندهی آقای محمدعلی امرایی بودم ویک عکس زیبا از جنابعالی از سفر زیارت حضرت معصومه همان سال را دارم بلبل اتوبوس موفق باشی

[پاسخ]

اسدالله آزادبخت پاسخ در تاريخ جمعه ۲۳ آبان , ۱۳۹۳ ۲۲:۰۶:

خدمت همرزم دوست داشتنی ام جناب فیروز زارع نژاد
بسیارازمحبتت سپاسگزارم وازاینکه تصویرزیبای حضرتعالی رو دیدم خیلی خوشحال شدم .بابت کامنت قشنگت وزحمتی که درموردعکس ها کشیدی ممنونم. انشالله همواره سربلند باشی

[پاسخ]

احترام آزادبخت در گفته :

باسلام خدمت داداش عزیزم اسد،وباتشکرازسایت میرملاس برای درج این مطالب زیبا وبه جا.من خاطرات خیلی زیبایی از جبهه رفتن عزیزم اسد دارم .که اگرایشان اجازه بدهندهربار یک خاطره ازایشان را برای مخاطبان گرامی بیان کنم!بااجازه داداشم!سال شصت ودو بود که منزل مسکونی ما بمباران شد وتمام وسایل وامکانات وساختمان ما با خاک یکسان شد.دراین موقع اسدجبهه بود ومدتی بود که ازش بی خبربودیم.ما به دیارزیبای سرچشمه ضرونی رفته بودیم.معلم به ما گفت که سوره فتح روحفظ کنید فردا میپرسم .من هم که کتاب نداشتم،چون توی بمباران ازبین رفته بود.لای قرآن خانه پدربزرگم را باز کردم ،تا سوره فتح راحفظ کنم .که چشمم به کاغذ تا کرده ای لای قرآن افتاد.بازش کردم نوشته بود.بسم رب الشهداوالصدیقین.وصیت نامه شهید اسدالله آزادبخت.با دیدن این جمله دنیا روی سرم خراب شد.قلبم داشت ازتپش می ایستاد. خیلی گریه کردم به طوری که همه وصیت نامه خیس شد.آخراین وصیت نامه کسی بودکه همه ی وجود ودلخوشی خانواده ما بود.بااینکه من کلاس چهارم ابتدایی بیشترنبودم ،امادرک وفهم این راداشتم که مادروپدرم نبایدازاین وصیت نامه مطلع شوند.چون اگرمادرم که شب وروزش شده بود گریه ،ازآن مطلع میشد حتمن سکته میکرد .ازترس این کار وصیت نامه را قایم کردم وتاالان دراین موردبه هیچ کس، حتی به اسدالله هم بعدا چیزی نگفتم .اما هرروزم شده بود گریه .یک روز مادرم مرادرحال گریه کردن دید که علت گریه را پرسید.گفتم :یاد داداشم افتادم ،دلم براش تنگ شده .که چشمتان روز بد نبیند مادرم شروع کرد به گریه کردن ومویه آوردن برای پسرعزیزش که ازش بیخبربود.من بودم ویک دنیا غم وغصه واشک ودلتنگی، که از ترس، هیچ کسی را شریک غم وغصه ام نکردم…

[پاسخ]

محمود مهکی پاسخ در تاريخ جمعه ۲۳ آبان , ۱۳۹۳ ۲۲:۲۴:

خولکه پایار

[پاسخ]

آزادبخت پاسخ در تاريخ شنبه ۲۴ آبان , ۱۳۹۳ ۰۸:۳۰:

درودبراسدالله دلاور.سلام برحشمت وامين دوست داشتني.ماشالله خانوادگي دست به قلم هستيد،نمي دانستم احترام خانم هم دست به قلمش خوب است. مرحبا.منتظرخاطرات بعدي تان هستم

[پاسخ]

اسداله آزادبخت پاسخ در تاريخ شنبه ۲۴ آبان , ۱۳۹۳ ۱۰:۵۳:

باسلام وعرض ادب خدمت خواهرمهربانم
ازمحبتت خیلی ممنونم .لطف کردی . انشالله که تندرست ومویدباشید

[پاسخ]

داریوش گراوند در گفته :

سلام ودرود بروان پاک همه شهدا خصوصا شهیدان بزرگوارمحمدمرادگراوند وسردارنامی که بحق بایستی ایشان روشهیدنامید.حاج حمیدقبادی که همیشه دوران میدرخشند
وباتشکر ازدوست همرزم وادیب لک حاج اسدالله آزادبخت ان شاالله زنده وپایدارباشید.

[پاسخ]

اسداله آزادبخت پاسخ در تاريخ شنبه ۲۴ آبان , ۱۳۹۳ ۱۰:۵۶:

همرزم دلاورجناب داریوش گراوند
سلام
ازلطف ومحبت حضرتعالی بی نهایت سپاسگزارم

[پاسخ]

حمیدازادبخت در گفته :

درود بر همرزمان شهدا
صحبت از عشق و عاشقی که به میان می آید دست و دلم می لرزد,بخصوص وقتی سخن از کسانی باشد که عشق حقیقی را درک کرده و مسیر رسیدن به معشوق را طی کرده اند و به کمال مطلوب رسیده اند.عده قلیلی هستند که به این مرحله می رسند,همانانی که گوهر معرفت الهی را شناختند(گوهری که خداوند در روز ازل در دل آدمی تعبیه کرد و فرشتگان از درک آن عاجز ماندند که :انی اعلم ما لا تعلمون),همانانی که دلشان چون شیشه ای نازک و شفاف است,همانانی که” مشتاق پروازند و میل خزیدن ندارند زیرا شرط اول پرواز را دل کندن از زمین می دانند”,حلاج بودند و اناالحق گفتند و عشق مایه قتل و شهادتشان شد.”مردانی که برای دنیا آفریده نشده اند و به همین جهت است که دنیا وقتی نتوانست آنها را بفریبد دام ها بر سر راهشان می گذارد و رقبایی دنیاپرست و دون فطرت برای آنها بوجود می آورد و عاقبت آنها را با یک طرز فجیع و ظالمانه ای به دست مرگ می سپارد و جهان آنها را به لقب شهید مفتخر می سازد.”

[پاسخ]

اسداله آزادبخت پاسخ در تاريخ شنبه ۲۴ آبان , ۱۳۹۳ ۱۱:۰۳:

فرهیخته گرامی جناب حمیدآزادبخت ،بدون شک خانواده شما نمادوسمبل چنگ وشهادت است.یادوخاطره ی فرمانده دلیرومتهورهشت سال دفاع مقدس هیچگاه ازذهن ما پاک نخواهدشد.شهیدعلیمردان آزادبخت فراترازهرآنچه که شنیده ایم !چندمرحله درکنارشان بوده ام وبراستی دانشگاهی از شجاعت وشهادت بود.راهشان مستدام

[پاسخ]

حمیدازادبخت پاسخ در تاريخ یکشنبه ۲۵ آبان , ۱۳۹۳ ۱۰:۱۰:

شاعر گرامی حمیدازادبخت از چم کبود

[پاسخ]

علی محمد امرایی پاسخ در تاريخ چهارشنبه ۲۸ آبان , ۱۳۹۳ ۲۳:۵۵:

آن رمــزِ عـاشقانـه ای که از ازل سروده انـد
نسیمی از حلاوتش به میگساران می رسد
……………………………………….

[پاسخ]

محمود مهکی در گفته :

سال اول راهنمایی بودم همراه عده ای از بچه های پایگاه مقاومت وآقای اسفندیارپور درتشییع جنازه ی شهیدمحمدمراد گراوند شرکت نمودم ،سخنرانی آقای اسفندیارپور در مزار آن شهیدسعید و رشحات تابش روح محمدمراد مسیر زندگی مرا معلوم کرد،بعدها که معلم شدم سه سال اول معلمی من در کلسرخ ودر مدرسه شهید محمد مراد زنگنه کلسرخی گذشت و نمک پرورده خانواده محترمش هم هستم وبدینوسیله مراتب قدردانی خود را از خانوده ایشان مخصوصا آقا سعید برادرزاده فهیمش وتمام کلسرخی های مهمان نواز اعلام میدارم

[پاسخ]

اسداله آزادبخت پاسخ در تاريخ شنبه ۲۴ آبان , ۱۳۹۳ ۱۱:۰۴:

درودبرهمکارگرامی جناب مهکی گرانسنگ

[پاسخ]

صیدجعفر جمشیدی / مرکز علمی کاربردی فرهنگ و هنر کوهدشت در گفته :

سلام و درود بر برادر بزرگوار جناب آقای اسدالله آزادبخت
بسیار خاطره ی زیبایی بود استفاده کردیم ، یاد و خاطر همه ی شهیدان والا مقام گرامی بخصوص زنده یاد سردار بی ادعا حاج حمید قبادی روحش شاد و یادش همیشه در قلبها ماندگار

[پاسخ]

اسداله آزادبخت پاسخ در تاريخ شنبه ۲۴ آبان , ۱۳۹۳ ۱۱:۰۶:

همکاردوست داشتنی جناب جمشیدی
ازمحبت حضرتعالی بی نهایت سپاسگزارم.ماناباشید

[پاسخ]

رستمی از کونانی در گفته :

با سپاس فراوان از استاد عزیزم جناب آزادبخت .

[پاسخ]

اسداله آزادبخت پاسخ در تاريخ شنبه ۲۴ آبان , ۱۳۹۳ ۱۱:۰۷:

جناب رستمی عزیزسپاسگزارم .

[پاسخ]

ايرج شهبازي در گفته :

دست مريزاد استاد عزيز عالي بود پاينده باشي

[پاسخ]

اسداله آزادبخت پاسخ در تاريخ شنبه ۲۴ آبان , ۱۳۹۳ ۱۱:۱۲:

باسلام خدمت برادرعزیزم ایرج شهبازی
خیلی خوشحالم کردی که کامنت گذاشتی . بعضی مواقع ازحاج نجف جویای سلامتی شما هستم. سپاسگزارم .به امیددیدار

[پاسخ]

مرادعباس تيموري در گفته :

سلام و درود خدا بر اسدالله عزيز و مهربان دوست نازارم خاطرات شما رو خواندم گريه ام گرفت مخصوصا خاطره اي كه خواهر بزرگوارم احترام خانم در وصف شما گفته بودند منتظر ادامه خاطرات شيرين حضرتعالي هستيم هر جاي ايران پهناور هستيد موفق و مستدام باشيد

[پاسخ]

اسداله آزادبخت پاسخ در تاريخ شنبه ۲۴ آبان , ۱۳۹۳ ۱۱:۱۴:

باسلام خدمت برادرم حاج مرادعباس تیموری
خیلی ارادتمندحضرتعالی هستم .ازمحبتت شما بی نهایت سپاسگزارم . مشتاق دیدار

[پاسخ]

قهرمان گراوند در گفته :

سلام ودرود خداوندبر شهداوامام شهدابالاخص شهید محمدمراد گراوند وشهید حمید قبادی.عرض ادب واحترام دارم خدمت برادرم ودوست بهترین دوران زندگیم استاد اسداله آزادبخت سلامتی وسرافرازی شما وقلمتان را آز خداوند منان خواستارم مطلبت جالب وخاطره انگیز بود تحت تاثیر قرار گرفتم دست مریزاد

[پاسخ]

اسداله آزادبخت پاسخ در تاريخ شنبه ۲۴ آبان , ۱۳۹۳ ۱۳:۱۲:

سلام بربرادرمهربانم جناب قهرمان گراوند
محبت حضرتعالی درهرشرایطی شامل حال بنده بوده و این سعادتی بس بزرگ است. ازاینکه به سایت میرملاس اومدی وکلک رنجه فرمودی سپاسگزارم . به امیددیدار

[پاسخ]

احسان صلاحی در گفته :

با سلام ودرود به دلاور و بسیجی مخلص جناب اسدالله آازادبخت
رشادت های شما و دلاوری های شما بر کسی پوشیده نیست چون شما و خانواده ی محترمتان در شهرستان زبانزد خاص و عام هستید و نماد یک خانواده سلحشور و انقلابی می باشید.انشالا در پناه امام عصر و زیر پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران همیشه با عزت و ابرو باشید همچنان که تا اکنون این چنین بوده است.

[پاسخ]

اسداله آزادبخت پاسخ در تاريخ شنبه ۲۴ آبان , ۱۳۹۳ ۱۳:۱۳:

احسان عزیزم سلام
عزیزم بسیار ممنونم .شما بزرگوارید .ماناباشید

[پاسخ]

وبلاگ سرداران شهید کوهدشت در گفته :

سلام برادر ازادبخت خسته نباشد خوش به حال شما و دوستان شهیدتان که به ندای هل من ناصر ینصرنی امام زمان تان لبیک گفتین خدارا شاهد می گیرم وقتی شما وامثال شمارا می بینم هنوز به فکر خاطرات جنگ و شهدا هستین لذت می برم . اللهم ارزقنا شهادت فی سبیلک

[پاسخ]

اسداله آزادبخت پاسخ در تاريخ یکشنبه ۲۵ آبان , ۱۳۹۳ ۱۱:۵۱:

سلام وعرض ادب خدمت مدیر وبلاگ سرداران شهیدکوهدشت
ذکر خاطرات جنگ وظیفه اهالی جنگ است اما بعضی ازدوستان دراین مورد کوتاهی میکنندوچون توان تداعی آن صحنه ها را ندارند دست به قلم نمی شوند. سپاس از شما دوست فرهیخته

[پاسخ]

اذری در گفته :

داداش عزیزم بهت افتخار میکنم.منتظر خاطرات بعدی هستیم.

[پاسخ]

اسداله آزادبخت پاسخ در تاريخ یکشنبه ۲۵ آبان , ۱۳۹۳ ۱۱:۲۳:

سلام برآذرعزیزومهربانم . همیشه برای من نماد یک انسان پاک ومقدسی وهیچوقت ازنگاه کردن به چهره ی معصومانه ات سیرنشدم ونمیشم.پایدارباشی

[پاسخ]

محمدمعصومی راد در گفته :

درود بر آزادبخت عزیز ودوست داشتنی دست مریزاد

[پاسخ]

اسداله آزادبخت پاسخ در تاريخ یکشنبه ۲۵ آبان , ۱۳۹۳ ۱۱:۲۵:

باعرض سلام وادب خدمت همکارفرهیخته ودوست داشتنی جناب معصومی راد
ازمحبتت شما برادرمهربانم سپاسگزارم .خوشحالم کردی

[پاسخ]

حشمت اله آزادبخت در گفته :

من کسی بانام اسد را می شناسم که وقتی کوچک بودم او دلاور میدان های جنگ بود و برادر بزرگترم و دست کوچک اندیشه های من به شانه های ستبر فلسفه اش نمی رسید . فلسفه ای که خیلی از شیران کمربسته ی این سرزمین را به جبهه ها کشاند تا از ناموس این خاک دفاع کنند و تابوت ها تکه تکه هاشان را به خانه آورد. اسد بارها مجروح شد و من باز نمی دانستم چرا با وجود اصرار مرحوم پدر و گریه های مادرم باز شبانه غیب می شد و همراه طلوع سراز خاکریزهای خونین درمی آورد.
هیچ فراموش نمی کنم وقتی او زخمی شد و مروت طرهانی و غلامعباس ضرونی شیر شهید شدند و علیمردان آزادبخت بی نظیر با پای زخمی و آن چوب دستی هایی که زیر بغل گرفته بود و هرگز فراموششان نمی کنم به مراسم فاتحه خوانی شهید ضرونی آمد و مادرم شب تاروز برای فرزندش که خبری از او نبود او را گریه می کرد و بالاخره او آمد اما با کمری زخم خورده و پس از چندروز دوباره غیب شد و مادر را با گوشه ای خیس جاگذاشت…نمی دانم چه بود؟!
حالا که کمی قد کشیده ام او نه برادر که رفیق تنهایی های شاعرانه ی من است و می دانم چرا نمی آمد و چرا می رفت و چرا تشنه ی رفتن بود.او مادری داشت به نام ایران. ایران بزرگ که عرب ها می خواستند به اسارت ببرندش چون خواهرم زینب و خواهرم رقیه و برادرم حسین و پدرم فرخزاد …واو با پوتین های بزرگ تر از جثه اش این را فهمیده بود.
درود بر برادرم و برادران خونینم.

[پاسخ]

اسداله آزادبخت پاسخ در تاريخ یکشنبه ۲۵ آبان , ۱۳۹۳ ۱۱:۳۹:

شاعرواندیشمندفرهیخته جناب حشمت آزادبخت ،ازنگاه ویژه شماوتمانم دغدغه هایتان سپاسگزارم.دیروز جنگ بودومیطلبیدکه سینه رادرمقابل زیاده خواهی های اجانب سپرکنیم و اما امروز باید قلم را تیزکرد ودرمیدان نبرد چرخاندتا فرهنگ وهویتمان موردهجمه واقع نشود. نقش قلم کمترازخون ریخته یاران دیروز من نیست! قلم سلاحی ست که خداوندبه آن قسم یادکرده وبهمین خاطرپاک ومقدس است. شما نقش بسزایی درفرهنگ آن سرزمین داریدوبرهیچکسی پوشیده نیست.دغدغه هایتان ستودنی ست! مانا باشید

[پاسخ]

شیخمرادی در گفته :

با سلام و عرض ادب به برادر بزرگوارم جناب آقای آزادبخت عزیز ،دلاورمرد جبهه های حق علیه باطل و معلم و مدیر دوست داشتنی و شاعر شهیر شهرستان ، بسیار خاطره زیبایی بود تکریم شهدا وایثارگران و خانواده های آنان وظیفه همگی ماست .موفق باشید.

[پاسخ]

اسداله آزادبخت پاسخ در تاريخ یکشنبه ۲۵ آبان , ۱۳۹۳ ۱۱:۴۱:

باسلام خدمت دوست صمیمی ومهربانم جناب شیخمرادی
همیشه برایم ماندگارهستید. خوشحال شدم

[پاسخ]

مراد سوري در گفته :

برادر آزادبخت با سلام ممنون خاطره آن دوران طلايي را برايمان تداعي كردي.آن زمان من در گروهان سوم بودم .فرمانده گروهان برادر عزيز محمد علي امرايي بود .فرمانده دسته ما شهيد بزرگوار سام قرعليوند بود .اولين باري كه شهيد محمد مراد رازيارت كردم در آن جا بود دوشكاچي بود .ياد و خاطره شهيد احمدپور وزنده ياد اسماعيل امرايي شهيد غضنفري كه روي توپ106 كار ميكرد ومتاسفانه خيلي گمنام است.هيچ جا عكس يا خاطره اي از او نمي بينم چقدر با صفا بود.را گرامي ميداريم

[پاسخ]

اسداله آزادبخت پاسخ در تاريخ یکشنبه ۲۵ آبان , ۱۳۹۳ ۱۱:۴۷:

سلام ودرودبرهمرزم دیروزودکترامروز
ازاینکه کامنت گذاشتی خیلی خوشحال شدم .یاد آن دوران همیشه ماندگارخواهدماند. وسپاس ویژه بخاطراینکه سبب شدی تا یادی کنیم ازشهیداحمدپور ومرحوم اسماعیل امرایی عزیز. درمنطقه پاسگاه زید باهم سراغ سیم های بریده میرفتیم .یکبار تلفن قورباغه ای را جاگذاشتیم که خودماجرایی شنیدنی ست!
روح همه ی شهدا ورفتگان شادوغریق رحمت باد. پاینده باشی

[پاسخ]

اسماعیل امرایی در گفته :

باسلام ودرودبرشهدای پاسگاه زیدوهمرزم شهیدان برادر ارجمند استاداسداله ازادبخت

ازاینکه با این روایتگری زیبادلاورمردی شهدا را برای ما ونسل جوان روایت میکنی اجرکم عندالله .واگر روایتگرانی که از نزدیک جنگ رالمس کرده اند نبودند شاید ان روزها به فراموشی سپرده شود.
یاردبستانیت اسماعیل امرایی

[پاسخ]

اسداله آزادبخت در گفته :

جانباز عزیزم _یادگار هشت سال دفاع مقدس _جناب اسماعیل امرایی باسلام وعرض ارادت
بدون شک حضرتعالی دین خودرابرای آب وخاک وناموس این مرزوبوم ادا نموده اید وسهم بسزایی دراین خصوص بجا آورده وامروز نشانه و سمبل یک رزمنده واقعی هستید .احترام حضرتعالی درهرشرایطی برای ما واجب و وظیفه است. اما خاطرات فراموش نشدنی شما چه درمیادین جنگ وچه در زمان تحصیل درذهن من به خوبی ماندگارخواهی بود. مشتاق دیدار

[پاسخ]

نوری نظری طبا در گفته :

درود بر شما برادر ازادبخت
بسیار عالی بود
منتظر ادامه اداستان می مانیم

[پاسخ]

اسداله آزادبخت پاسخ در تاريخ سه شنبه ۲۷ آبان , ۱۳۹۳ ۰۹:۰۷:

باسلام خدمت دوست فرهیخته جناب نظری طبا
ازمحبت شما دوست عزیزم سپاسگزارم . انشاله که مویدباشید

[پاسخ]

حمید 1 در گفته :

رسالت انتشار خاطرات جنگ به مراتب مهمتر از نگفتن یا پنهان کردن آنست تاریخ گذشتگان ما همواره نگارشی بوده پس بنگارید تا دیگران بیاموزند و قضاوت کنند از برادر عزیزم اسداله آزادبخت سپاسگزارم که به اشتباه با هم نام بنده ابراز لطف کردند.برادر ش علیمردان

[پاسخ]

اسداله آزادبخت پاسخ در تاريخ سه شنبه ۲۷ آبان , ۱۳۹۳ ۰۹:۱۳:

حمیدعزیزم سلام
کاملا حق باشماست وبنده این موضوع راباتذکری که دوست عزیزم حمید ازچم کبود داده بودند متوجه شدم . یادوخاطرشهدا به هربهانه ای زیباست چه با اسم شما وچه با هم اسم شما!سپاس ازمحبتت حمیدجان!

[پاسخ]

محمد قنبری در گفته :

درود خدا بر تمامی دلاورانی که با رشادت و ایثار ، آزادی را برای این سرزمین به ارمغان آوردند
تمامی ما مدیون خون “پاک و گرانقدر” شهدا هستیم ، روحشان شاد و یادشان گرامی باد
با تشکر از برادر بزرگوار (شیرخدا) اسدعزیز برای ذکر خاطره دلنشین از دوران مقدس ایثارگری

دل درد تو یادگار دارد *** جان عشق تو غمگسار دارد

16 نوامبر 2014 – قزاقستان

[پاسخ]

اسداله آزادبخت پاسخ در تاريخ سه شنبه ۲۷ آبان , ۱۳۹۳ ۰۹:۱۵:

سلام بردایی محمدمهربان ودوست داشتنی
عزیزم شما درهرشرایطی نسبت به بنده لطف ومحبت داشته واین سعادتی بزرگ است.امیدوارم همیشه ی ایام تندرست وبهروز باشی

[پاسخ]

افشین باقری در گفته :

دورد بر شاعر فرهیخته برادر جهادگر حاج اسدالله آزادبخت
بسیار زیبا و جالب بود ،بی صبرانه منتظر ادامه خاطرات هستم
یاد باد آن روزگاران یاد باد

[پاسخ]

اسداله آزادبخت پاسخ در تاريخ شنبه ۱ آذر , ۱۳۹۳ ۰۸:۳۴:

درودبرآزاده سرافراز جناب حاج افشین عزیز و مهربان
ازاینهمه لطف وبزرگواری شما بسیارسپاسگزارم .مویدباشید

[پاسخ]

جواد ضرونی در گفته :

با درود فراوان به روح بلند شهدای عزیز هشت سال دفاع مقدس وشهدای عزیز شهرمان.
از رزمنده دلاور میدان مردانگی وایثار اسداله آزادبخت عزیز به خاطر درج خاطره بسیار زیبایشان تشکر ویژه می نمایم واز خداوند بزرگ برای ایشان وسایر رزمندگان دلیر عزت ،سلامتی وعاقبت بخیری مسئلت دارم .
مشتاقانه منتظر ادامه خاطرات زیبایتان هستیم.

[پاسخ]

اسداله آزادبخت پاسخ در تاريخ شنبه ۱ آذر , ۱۳۹۳ ۰۸:۳۷:

باسلام خدمت هنرمندعزیز جناب آقای ضرونی
محبت شما سعادتی بزرگ برای بنده محسوب میشود.سپاسگزارم

[پاسخ]

ناشناس در گفته :

درود خدا بر جناب اسد الله آزادبخت هر کجا هستی خدا ودیار سرتا بو

[پاسخ]

اسداله آزادبخت پاسخ در تاريخ شنبه ۱ آذر , ۱۳۹۳ ۰۸:۳۸:

ممنونم عزیزم . لطف کردی وخداوندیارونگهدارتان باشد

[پاسخ]

حکمت اله امانی در گفته :

سلام خدا بر شهیدان، و سلام خدا بر ایثارگران و خانواده معظم شان
برادر رزمنده اسد عزیز از خاطره شیرین شما لذت بردم. از کامنت همشهریان خوبم هم.

ولی نمی دانم چه رابطه ای است بین دنیا و شهدا. من هر زمان اسم شهید گمنام محمد مراد گراوند را می شنوم دلم تنگ شده و هر زمان که خاطره ای از ایشان بخوانم لاشک اشکم سرازیر می شود.
ایشان دلاوری فهیم، رزمنده ای بی باک و نترس، و انسانی خدایی بوده است. با اینکه شاید هرگز وی را ندیده باشم اما دلم هوای او را نموده است.
خدا به شما و تمام ایثارگران انقلاب اسلامی سلامتی و عاقبت بخیری عطا فرماید. بسیار ممنون از قلم زیبایتان در وصف خاطرات دوران راستی ها و درستی ها. ممنون و متشکرم

[پاسخ]

اسداله آزادبخت پاسخ در تاريخ شنبه ۱ آذر , ۱۳۹۳ ۰۸:۴۰:

عرض سلام وادب خدمت برادربزرگوارم حاج حکمت امانی
ازاینکه لطف کرده وبرای این خاطره کامنت گذاشتیدبسیارممنون وسپاسگزارم. ماناباشید

[پاسخ]

هادی قبادی در گفته :

سلام
خیلی ها دوست گرامیمان اسد آزادبخت را فقط با شعرهایش می شناسند
اما باید بدانیم که او یادگار سالهای حماسه و عرفان و از خود گذشتگی و ایثار است
مطالبه همرزمانش جریان یافتن این قلم زیباست .
بدجوری دلمان برای آن روزها تنگ شده است .
قلمت را به حرکت درآور عزیز که بساری مشتاق روایت آن روزهایند .

[پاسخ]

اسداله آزادبخت پاسخ در تاريخ شنبه ۱ آذر , ۱۳۹۳ ۰۸:۴۶:

برادرمهربان حاج آقا قبادی عرض سلام وادب
درس پس دادن بعضی مواقع بسیار سخت مینماید وچنانچه ایرادی هست برما ببخشایید. تندرست باشید

[پاسخ]

علی محمد امرایی در گفته :

از اینکه دوستانی داریم که هر از گاهی از سر صدق وصفا یادِ نیکان را در دلهایمان زنده میکنند خدا را سپاسگذارم امیدوارم روزگاری فرا برسد که مدارِ زندگی بر وفقِ مرادِ خوبان بچرخد
یاد خوبان یاد پاکی و صفاست
یاد عاشق پیشگانِ با وفاست
…………………….

[پاسخ]

ع م امرایی پاسخ در تاريخ چهارشنبه ۲۸ آبان , ۱۳۹۳ ۲۳:۴۸:

یادِ خوبان یادِ پاکی و صفاست
یادِ عاشق پیشگانِ با وفاست

[پاسخ]

اسداله آزادبخت پاسخ در تاريخ شنبه ۱ آذر , ۱۳۹۳ ۰۸:۴۹:

دوست شاعروفرهیخته جناب امرایی ازاینهمه احساس پاک شما ودغدغه های فرهنگیتان سپاسگزارم.امیدوارم سلامت وبهروز باشید

[پاسخ]

محمد جواد ادینه وند در گفته :

درود بر استاد گرامی اسداله ازادبخت خاطره ای زیبا و دلنشین بود و هم چنین متن همشیره گرامیتان واقا حشمت هم جالب بود مانا و سربلند باشید

[پاسخ]

اسداله آزادبخت در گفته :

دوست وهمکارفرهیخته و بااخلاق جواد آدینه وند عزیز
حضرتعالی درهرشرایطی نسبت به بنده لطف داشته وازاین بابت بسیار ممنون وسپاسگزارم

[پاسخ]

سعیدگراوندکلسرخی در گفته :

مقام شهادت اوج بندگی است .
با سلام هرچند دیر اما ارادتم را بپذیر استاد روزهای حماسه عشق وایثار آقای آزادبخت
باتشکروسپاسگزاری از مطلب قشنگتون وبیقرار ادامه دلتنگی هایت از شهیدمحمدمرادگراوند
باکسب اجازه مطلب فوق در وبلاگ شهید گراوند کپی شد .
دوام توفیقات را از خداوند خواستارم

[پاسخ]

گم نام در گفته :

***شادی روح شهدای گردان محبین صلوات***

[پاسخ]

محمدی وفایی در گفته :

سلام علیکم

در نظام ارزشى اسلام، شهادت معیارى است که ارزشهاى دیگر و اعمال صالح انسان با آن سنجیده مى‏شود و در طبقه‏بندى ارزشها، جایگاه بسى رفیع به آن اختصاص داده شده است. رسول گرامى اسلام (ص) مى فرماید:

«فوق کل بر بر حتى یقتل الرجل فى سبیل الله، فاذا قتل فى سبیل الله عزوجل فلیس فوقه بر»

بالاتر از هر نیکى، نیکى دیگرى است تا اینکه انسان در راه خدا کشته گردد، هنگامى که کسى در راه خداوند متعال شهید شود هیچ نیکى و خیرى بالاتر از آن نیست. (میزان الحکمه، ج ۵، ح ۹۷۴۸)

ای خدای بزرگ نیم نگاهی از تو بس است همگان را جناب آزادبخت و همه ی رزمندگان اسلام را به همه ی نگاههایت می سپارم.

[پاسخ]

کرم الله گراوند در گفته :

سلام ارز ادب دارم خدمت برادربسیجی وادیب توانا
حاج اسدالله ازادبخت خاطراتت بسیار جذاب وخواندنی
دلنشین بود دست توانا وگلتان درد نکند مانا باشی برادر
درپناه حق تعالی

[پاسخ]

ف.میرزایی در گفته :

آن یارکزو خانه ماجای پری بود/سرتاقدمش چون پری ازعیب بری بود*****دل گفت فروکش کنم این دردندانست/بیچاره ندانست که یارش سفری بود.******درود بر بسیجیان مخلص وسلام بر برادراسد آزادبخت

[پاسخ]

فلاح از دلفان در گفته :

استادعزیز جناب اسد آزادبخت بسیار خاطره دل انگیزی بود اصولاً هرخاطره آن زمان خواندنی است .
شاید گذر زمان هر چزی را کم رنگ کند اما هرگز خاطرات شیرین دوران مقدس ، کم رنگ نخواهد شد متأسفانه گرفتاری های روزگار صبر وحوصله نوشتن وخواندن را کم کرده است وگرنه باید لحظه لحظه های بودن در جنگ را نوشت و آن را با آب طلا حکاکی کرد .
آیا کسی حتی پشت جبهه هم از خطر کشته شدن در امان بود ؟ خیر
در همین شفیع خانی ودر رزمایش شبانه یکی از عزیز ترین دوستان وهمراهان خود (شهید بهزاد امرایی) را از دست دادم ومظلومانه شهید شد در حالی که مدام از اشتیاقش برای حمله وعملیات سخن می گفت.
امیدوارم ادامه هید

[پاسخ]

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :