کد خبر : 60807
تاریخ انتشار : ۲۹ آبان ۱۳۹۳ - ۱۶:۳۴
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 194 بازدید

آغاز حفاظت از سنگ‌نگاره‎های صخره‎ای میرملاس و هومیان

  مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری لرستان گفت: بزودی حفاظت از سنگ نگاره‎های صخره‎ای میرملاس و هومیان کوهدشت، اجرایی می‎شود.  به گزارش میرملاس به نقل از ایسنا، عبدالرضا مهاجری‎نژاد با اشاره به روند حمایت از تولیدکنندگان صنایع‌دستی استان در جمع خبرنگاران، بیان‌کرد: ۲۵ میلیارد ریال از صندوق مهر امام‌رضا(ع) در ارتباط با تولیدکنندگان صنایع‌دستی […]

17

 

مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری لرستان گفت: بزودی حفاظت از سنگ نگاره‎های صخره‎ای میرملاس و هومیان کوهدشت، اجرایی می‎شود.

 به گزارش میرملاس به نقل از ایسنا، عبدالرضا مهاجری‎نژاد با اشاره به روند حمایت از تولیدکنندگان صنایع‌دستی استان در جمع خبرنگاران، بیان‌کرد: ۲۵ میلیارد ریال از صندوق مهر امام‌رضا(ع) در ارتباط با تولیدکنندگان صنایع‌دستی مصوب شده و در آستانه تخصیص است. بزودی این اعتبار در اختیار هنرمندان قرار می‎گیرد.

 وِی با اشاره به برگزاری مراسم شب فرهنگی لرستان در هفته گردشگری امسال و استقبال گردشگران که سه شب به طول انجامید، بیان کرد: این مراسمات باید ادامه داشته باشد چرا که با مساعدتی که استاندار از برگزاری شب‎های فرهنگی دارند، می‎توان در استان‎های دیگر هم شب فرهنگی لرستان را داشته باشیم.

 مهاجری‎نژاد با اشاره به سنگ نگاره‎های هومیان و میرملاس، گفت: بزودی حفاظت از آنها اجرایی می‎شود.

 مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری اضافه کرد: بعد از گذشت ۴۰ سال و بنابر خواسته به حق مردم در حوزه سنگ نگاره‎های صخره‎ای میرملاس و هومیان کوهدشت، طرح مطالعاتی آن انجام شده و گزارش آماده است و بزودی وارد فاز اجرا خواهیم شد.

 

 

درج شده توسط : امیرحسین آزادبخت " سرویس خبر میرملاس "

دیدگاه ها

امرایی در گفته :

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟

نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا؟

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست

من که یک امروز مهمان تو ام فردا چرا؟

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم

دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا؟

وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار

این همه غافل شدن از چون من شیدا چرا؟

شور فرهادم بپرس سر به زیر افکنده بود

ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا؟

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت

اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا؟

آسمان چو جمع مشتاقان پریشان می کند

در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا؟

در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین

خامشی شرط وفاداری بود خوخا چرا؟

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر

راه مرگ است این یکی بی مونس و تنها چرا؟

خصه هور در گفته :

حالا که دیگه آثاری ازشون نمونده، بزرگواران تازه یادشون افتاده که باید از این مناطق بی نظیر، حفاظت هم بشه! سپاس از لطفتون ولی حسابی زحمت میشه…!

علی کولیوند در گفته :

خوشاله کی این “به زودی” زویتر هت

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :