کد خبر : 61476
تاریخ انتشار : ۸ آذر ۱۳۹۳ - ۲۰:۱۶
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 355 بازدید

نگرانی

  کاوه غضنفری امرایی  ****  نگرانی  از مهر نگاهت نگرانی تا کی این دلهره و شور نهانی تا کی دلگرمی جانی و چنِن سرد شدی با فتنه ی بدخواه تبانی تا کی با دانه و دام جلد بامت گشتم من مانده ام این سنگ پرانی تا کی از غربت و از فاصله ها می گویم […]

unnamed

 

کاوه غضنفری امرایی 

****

 نگرانی 

از مهر نگاهت نگرانی تا کی

این دلهره و شور نهانی تا کی

دلگرمی جانی و چنِن سرد شدی

با فتنه ی بدخواه تبانی تا کی

با دانه و دام جلد بامت گشتم

من مانده ام این سنگ پرانی تا کی

از غربت و از فاصله ها می گویم

همراهی و قربت زبانی تا کی

آن شب گله کردم تو به شوخی گفتی

ای پیر غم عشق جوانی تا کی

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

شیخی در گفته :

ممنون قشنگ بود

احمد حسيني در گفته :

با سلام .خیلی زیبا بود .امیدوارم اشعار بیشتری رو از شما دوست عزیز ببینیم

شاهین نعمتی در گفته :

با سلام خدمت پسر دایی عزیزم بسیار زیبا و شکیل بود امید وارم اشعار بعدی شما رو ببینیم

صادق ابراهیمی در گفته :

سلام خدمت مردم اهل ذوق شهرم کوهدشت وسلامی دیگر بار محضرمبارک آقای امرایی که در قاب این درگاه کلاماتی را به یادگار نهاده اند که باعث خوشحالی من حقیر شد از انجهت که میبینم که جوانان این مرز بوم با تمام مشکلات ریز ودرشت جای دنجی را برای زیبا اندیشیدن وزیبا نوشتن در وجود خود کنار گذاشته ودر سخت ترین شرایط زیستی ان را به تکرار وروز مرگی نمیدهند.روزگارتان سبز بام هاتان پر از کبوتر خیال باد

ناشناس در گفته :

در میان برف و بوران
در میان باد و طوفان
در کنار آتش خاکسترین عشق
باید ماند
باید سوخت
باید شعله ای افروخت

مسعود یاراحمدی در گفته :

درود بر کاوه عزیز و بزرگوار.دست مریزاد واقعا عالی بود، موفق و پیروز باشی.

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :