کد خبر : 62055
تاریخ انتشار : ۱۷ آذر ۱۳۹۳ - ۱۹:۲۹
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 565 بازدید

درکربلای ۴ چه گذشت؟ / بسیجی امید فلاح

            امید فلاح / میرملاس نیوز     درکربلای ۴ چه گذشت؟ اوایل آذرماه ماه بود وتیپ ۵۷ ابوالفضل(ع) خود را برای شرکت در عملیات آماده می کرد و گردان ثارالله  به همراه گردان محبین و انبیا و ذوالفقار چند گردان دیگر به عنوان خط شکن انتخاب شده بودند و […]

02

 

 

 

 

 

 

امید فلاح / میرملاس نیوز

 

 

درکربلای ۴ چه گذشت؟

اوایل آذرماه ماه بود وتیپ ۵۷ ابوالفضل(ع) خود را برای شرکت در عملیات آماده می کرد و گردان ثارالله  به همراه گردان محبین و انبیا و ذوالفقار چند گردان دیگر به عنوان خط شکن انتخاب شده بودند و بدین خاطر خیلی به خود افتخار می کردیم. ظاهراً قسمت شده بود در یک عملیات شرکت کنیم.

عملیات در منطقه شلمچه و جزایر نزدیک به بصره بود شنا را در آب های بهمن شیر آموخته بودیم و راهپیمایی را در شفیع خانی مرخصی هم رفته بودیم .از هر نظر آماده نبرد با دشمن متجاوز بودیم .

شاید تا آخر همین ماه به منطقه شلمچه اعزام شویم . هرشب عده ای از فرماندهان از جنگ در صحرا و جزیره و نی زار برای ما آموزش می دادند ظاهراً عملیات خیلی سخت و مهمی در پیش است . نقشه های منطقه و جزایر آن را برایمان تشریح می کردند

ام الرصاص – پنج ضلعی  شلمچه – بوارین و هورالعظیم عملیات در شب سوم دیماه بود هدف اصلی ما تصرف پنج ضلعی و پیشروی تا جزایر نزدیک بصره بود اما انگار دشمن همه چیز را فهمیده بود و منتظر ما . نیمه های شب بود منورها پشت سر هم پرتاب می شد هواپیماها بمب باران می کردند و صدای شلیک انواع تیربارها و خمپاره ها دشت را به قیامتی تبدیل کرده بود .

خدایا مگر اینجا چه خبر است؟ فرماندهان که گفته بودند راحته! پیش فرمانده گروهان رفتم و گفتم چگونه باید زیر بارش این همه گلوله حرکت کرد ؟ و او به آرامی می گفت: اگر خدا بخواهد، دشمن کور و کر خواهد شد یقیناً ما لشگر پیروزیم .

دشمن سراسر منطقه را با کانالهایی مختلف و تو در تو حفر کرده بود آب رودخانه های مختلف به داخل نهرها رفته بود و امکان پیشروی خیلی سخت بود با گذر از میان نیزارها بسیاری از عزیزان ما شهید شدند جنازه های بسیاری در مسیر ما قرار داشت .

با هر صدایی خود را آماده شهادت می کردیم . تعدادی از عزیزان ما در گردان ثارالله شهید شدند اما توانستیم به جلو پیشروی کنیم . خبر آمد فرمانده گردان هم زخمی شده و فرمانده گروهان ما هم از ناحیه پشت مورد اصابت گلوله دوشکا قرار گرفته بود. همه سر درگم بودیم .

ظاهراً یک مشگل بزرگی در ادامه پیشروی وجود داشت لشگرهای جناح چپ و راست لشگر ۵۷ به پیش نرفته بودند .هر لحظه امکان قیچی شدن لشگر و گردان صف شکن ثارالله وجود داشت و فرماندهان مدام از فرمانده کل عملیات کسب اجازه می کردند . گاهی فرمان عقب نشینی صادر می شد و گاهی ایست .

روحیه بچه ها بسیار خراب شده بود اما با شنیدن خبر اینکه لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل(ع) به مواضع خود رسیده دوباره روحیه می گرفتند . به همراه برادر جان بزرگی و گودرزی به کانالی نزدیک یکی از جزیره ها رفتیم .آه چه منظره  وحشتناکی بسیاری از عزیزان غواص ما، همان جا روی هم افتاده بودند و شهید شده بودند . امکان نداشت حتی یکی از آنها را با خود به عقب بیاوریم .

موضوع را به فرمانده گردان گزارش دادیم و ایشان هم به رده های بالا تر. دشمن تمام تلاش و تجهیزات خود را داخل نهر و هور و منطقه عمومی  شلمچه بکار گرفته بود و از قبل در جریان عملیات بود. بیش از دو شبانه روز بود که غذا و آب  خیلی نایاب شده بود و از شب  گذشته حتی لقمه ای نان نخورده بودیم .

امشب شب سوم بود . خدایا مگر چه اتفاقی افتاده است ؟ چرا به جلو نمی رویم ؟ چرا عقب نشینی نمی کنیم .؟ فقط اطاعت از فرماندهان ما را آنجا زمین گیر کرده بود و الا همه ی کسانی که زنده بودند دوست داشتند به جلو می رفتند.

نه امکان پیشروی وجود داشت و نه امکان عقب نشینی . ظاهرا دشمن در دو طرف لشگر ما موفق شده مانع عبور لشگرهای ۳۱عاشورا و لشگر ۴۱ ثارالله شده بود . بالاخره فرمان قطعی عقب نشینی صادر شد .شاید عقب نشینی به مراتب سخت تر از پیشروی بود . با هر زحمتی شد به عقب برگشتیم . در حالی که بسیاری از پاره های دیگر تنمان را جا گذاشتیم .

آنان رفتند تا به ما بفهمانند که شهادت اتفاقی نیست . شهادت گل چین کردن مخلصان خداست و ما همچنان خود درحسرت شهادت.

جهت مرخصی به کوهدشت برگشتم اما چنان ضعیف و بیمار شدم که مدتها نتوانستم از خانه بیرون روم .سینه پهلو فشار عملیات و جنازه ی جامانده عزیزان همراهم، همه عواملی بود که نتوانم در عملیات کربلای ۵ شرکت کنم.

 

IMG_20141201_1

 

از راست ایستاده : امید فلاح ، دوستی ، ناشناس ، خداکرم 

 

نشسته : ولی مراد همتی، فرج علی جمشید

 

IMG_20141201_2

از راست : امید فلاح ، ولیمراد همتی ، دو روحانی بروجردی ، خداکرم 

نشسته : صادق اتیوند

 

IMG_20141201_4

از راست :  امید فلاح ، صادق اتیوند ، ولی مراد همتی

 

 

 

 

درج شده توسط : بهزاد باقری / دبیر سرویس شهدا و منتظران " میرملاس نیوز "bagheri1348@yahoo.com

دیدگاه ها

‏ همتی در گفته :

سلام‏ ‏حاج‏ ‏امید‏ ‏عزیز‏ ‏
خاطره‏ ‏کربلای‏ ‏۴بسیار‏ ‏غم‏ ‏انگیز‏ ‏و‏ ‏در‏ ‏عین‏ ‏حال‏ ‏برای‏ ‏لشگر‏ ‏لرستان‏ ‏افتخار‏ ‏آمیز‏ ‏بود‏ ‏.حاجی‏ ‏عزیز‏ ‏ادامه‏ ‏بدهید‏ ‏خاطرات‏ ‏سال۶۶خواندنی‏ ‏وشنیدنی‏ ‏است‏ ‏.

فلاح در گفته :

ممنون جناب آقای همتی .قطعاً شما نیز باید خاطرات شیرین جبهه وجنگ را برای نسل حاضر بازگو نمایید تا همه از آن استفاده کنیم.

م فلاح در گفته :

بسیار شندیدنی بود بیان حقایق جنگ برای شما عزیزان تجسم روزهای ایثار و رشادت و برای کسانی همچو ما درس عبرتی است که بدانیم عزت و شرف و اسایش و امنیتمان را مدیون چه کسانی هستیم

فلاح در گفته :

سلام بر داداش عزیز وگرامی
از اینکه نسبت به بنده لطف فرمودی ممنونم .بارها شاهد تلاش شما برای رفتن به جبهه وجنگ بئدم که به علت صغر سن موفق نمی شدید.
شما در زمینه مشاوره و روان شناسی صاحب نظر هستید امید است مقالات خود را در سایت وزین میر ملاس بگذارید تا همه از آن بهره ببریم.
همواره موفق وپیروز باشید .

سید عباس ابراهیمی در گفته :

و تا ابد به آنانکه پلاکشان را از گردن خویش درآوردند تا مانند مادرشان گمنام و بی مزار بمانند مدیونیم ………

از حاج امید فلاح بابت درج این خاطرات تاثیر گذار با قلمی نافذ تشکر می کنیم. به راستی که ایشان بخوبی توانسته اند هنر رزمندگان اسلام را با هنر و مهارت ادبی خود تلفیق نموده و متنی پر احساس و جذاب در اختیار مخاطبان فهیم سایت وزین میرملاس قرار داده اند. از آقای فلاح درخواست داریم دست به قلم برده و خاطرات و ناگفته های آن دورانها را در قالب کتابی تنظیم کنند تا آیندگان با رشادتها و مشقت هایی که این عزیزان دیده اند بیشتر آشنا شوند. رجاء واثق دارم کتاب ایشان هم ردیف کتابهای پرتیراژ خاطرات دفاع مقدس همچون کتاب “دا” کتاب ” پایی که جا ماند” کتاب ” نورالدین پسر ایران” و … قرار خواهد گرفت. ان شالله…
.
.
.
.
مکه برای شما ، فکه برای من !
بالی نمی خواهم ، این پوتین های کهنه هم می توانند مرا به آسمان ببرند …….

فلاح در گفته :

دکتر عزیز سلام امیدوارم همیشه موفق و پیروز باشید.
لطف کردید نظر دادید .نظرتان همیشه صائب است شما افتخار خانواده شهدا وشهر کوهدشت هستید .

حجت الله رفیعیان در گفته :

ضمن تقدیر وتشکر ازدست اندرکاران سایت میرملاس که یاد وخاطر ه شهدا ورزمندگان هشت سال دفاع مقدس را برای نسل جدید بیان نموده وفرهنگ ایثار وشهادت رازنده نگه می دارید. جا دارد یادی از شهدا ورزمندگان مخلص سادات حسینی شهرستان کوهدشت که سهم بسزایی در عملیاتهای انجام گرفته توسط گردان محبین و… داشته بنماییم ۱-شهید سید قیصور حسینی۲-شهید سید میرزا حسینی۳-شهید سید نورمحمد بیگی۴-شهید سید عزیز کرم باقری۵- شهید سید تقی نیکزاد۶-شهید سید گل نظر سیفی و…. شهدای والا مقام وجانبازان عزیز ورزمندگان دلیری که ذکر نام مبارک یکایک آنها دراین مجال مقدورنیست در ÷ایان امیدوارم که خدای متعال همه جاماندگان از قافله شهدا را مورد شفاعت جدشان قرار دهد.

فلاح در گفته :

ممنون از نگاه مقدستان به فرهنگ جبهه وجنگ وشهادت.
بنده نیز یاد همه ی شهدای عزیز را گرامی می دارم بخصوص شهدای سادات عظیم الشأن

سید احمد ابراهیمی در گفته :

حاجی عزیز دلاورمردی های شما و همسنگرانتان و سایر جوانان در سال های دفاع مقدس، انقلاب و نظام را بیمه کرد و امروز همه ما جوانان مدیون رشادت های شماها هستیم.
وَالْعَقْلُ حِفْظُ التَّجارُبِ، وَ خَیْرُ ما جَرَّبْتَ ما وَعَظَکَ، وَ مِنَ الْکَرَمِ لینُ الشِّیم. بادِرِ الْفُرْصَهَ قَبْلَ أَنْ تَکُونَ غُصَّهً؛
نشانه عقل و خرد، به خاطر سپردن تجربه‌هاست. بهترین تجارب، آن است که تو را پند دهد. رفتار نرم از کرم و بزرگوارى است. فرصت را غنیمت شمار پیش از آن که[از دست برود] و اندوه گلوگیر شود.

فلاح در گفته :

دکتر سید احمد ابراهیمی ممنون از اینکه نظر دادید . شما نیز یکی از افتخارات خانواده شهدا وشهر کوهدشت هستید .
ارائه مقالات معتبر علمی در زمینه اقتصاد در کنفرانس های بزرگ جهانی ،از جانب حضرت عالی مؤید آینده درخشان شماست.
پیروز وسربلند باشید .هر زمان مقاله ای ارائه فرمودید ما را نیز در جریان قرار دهیدخوشحال می شویم .
یاد وخاطره عموی گرامی شما ودکتر سید عباس ابراهیمی که نام آن شهید بحق زیبنده ایشان است گرامی باد.
شهید سیدعباس ابراهیمی هم سن وسال شهید فهمیده بود که دلاورانه در فتح خرم شهر شهد شیرین شهادت را نوشید.

علی رستمی در گفته :

درودبر استادعزیزامید فلاح بسیجی دلاور

فلاح در گفته :

ممنون استاد رستمی عزیز ودوست داشتنی لطف نمودی .

فتحعلی شهبازی در گفته :

سلام بر امید عزیز. روزهای غم انگیز کربلای ۴ فراموش نشدنی است وبرای لشگر ۵۷ غرورآفرین که تنها لشگری بود که اهداف تعیین شده را فتح کرد. در پناه حق باشید

فلاح در گفته :

از استادفرهیخته وتوانا جناب شهبازی عزیز بسیار ممنونم لطف کردید .
قطعاً خاطرات جناب عالی با قلم فاخر وادبی تان بسیار شنیدنی تر خواهد بود. امیدوارم همواره پیروز وسربلند باشید.

کوهدشتی در گفته :

ممنون از ذکر خاطره شیرین شما .لطفا نام فرماندهان و جزییات را بیشتر بازگو کنید تا جوانان این دیار بدانند چه عزیزانی را تقدیم جنگ کرده اند

فلاح در گفته :

کوهدشتی عزیز وگرامی .
بسیاری از عزیزان هر رزم حقیر در کربلای ۴ اهل بروجرد بودند و کمتر مورد شناخت اهالی کوهدشت هستند.
اما آقای احمد محمدی فرمانده گروهان ما بود وآقای جان بزرگی معاون گردان وآقای خداشناس فرمانده محترم گردان ثارالله .

ازادبخت در گفته :

ممنون دلاور

ناشناس در گفته :

شیر مردان لرستانی ،در دوران دفاع مقدس ،همچون آفتاب درخشیدند و جانانه از تمامیت ارضی کشورمان دفاع کردند.

‘رزم فرزندان لر قبل از آنکه شنیدنی باشد دیدنی است’.

فلاح در گفته :

قطعاً همین گونه است که فرمودید لشگر فاتح ۵۷ حضرت ابوالفضل از معدود لشگر هایی بود که در فرصت بسیار کوتاهی امان از دشمن برید و حتی از موقعیت تعیین شده خود نیز جلو تر رفتند واگر دیگر لشکرهای کناری ۵۷ پیشروی می کردند تا بصره درنگ نمی کردیم اما افسوس که جنگ باید بر روی قاعده وتاکتیک پیش می رفت .

داریوش گراوند در گفته :

سلام ودرود برآقای فلاح خاطرات جناب روخوندم خوب بود خداوندبه شماسلامتی بده بسیارممنون برادرم.

فلاح در گفته :

ممنون از نگاه ونظرتان برادر گراوند.
پیروز وسرافراز باشید.

محمد رضا می گوید در گفته :

عمو حاجی تو مرد خدایی چه در جهبه وچه در حال پدرم زیاد از شجاعت شما می گویید از خداوندسلامتی برای شما خواستارم

ممنون عموجان .در گذشته بسیاری از عزیزان هم سن وسال من برای آسایش امروز این سرزمین جان شیرین خود را فدا کردند .
آنان رفتند تا امروز ما در کمال امنیت زندگی کنیم .
شما با درس خواندن خود قدر زحمت آنان را می دانید .
پدر شما نیز دوسال تمام در جبهه های حق علیه باطل دلاورانه جنگید و بارها زخمی شد واینک مدال جانبازی بر سینه خود دارد.

نواب سوری در گفته :

سلام بر شهدا و امام شهدا وبر همه رزمندگانی که ثابت قدم ماندن ای کاش امسال شاهد در کوهدشت شاهد مراسمی در حد و شان عملیات کربلای ۵ و سرداران شهید این عملیات باشیم . ما رهسپار ولایتیم تا شهادت.

قطعاً گرامی داشت یاد و خاطره رزمندگان اسلام همواره باعث زنده نگهداشتن فرهنگ حماسه آفرینی وایثار است .ممنون زحمت کشیدید نظر دادید

حسینی در گفته :

یاد و خاطره دلاور مردان بی ادعای این مرزو بوم گمنامانی که در گمنامی دلاوریها آفریدند و با کمترین امکانات و در سن جوانی و بعذا نوجوانی بیشترین بازده را داشتند گرامی میداریم.

ممنون که نظر دادید خداوند پشت وپناهتان باد .
آن روزها همه نوجوانان از سن وسالشان بزرگتر بودند وبیشتر می فهمیدند.

علی محمد امرایی در گفته :

درود خدا برشما رزمندۀ دلاور ، یقینا همین جانفشانیها و رشادتها شناسنامۀ ماندگارِ یست که تا ابد در تاریخ کشور عزیزمان ایرانِ همیشه جاوید ، میدرخشد . مانا وسر افراز باشید

برادر بزرگوار جناب آقای امرایی جناب عالی سنبل مقاومت وایثارگری هستید
خداوند همواره شما را برای نظام مقدس اسلامی محفوظ وپایدار بدارد.

امرایی در گفته :

بیهوده نگفته اند که بسیج مدرسۀ عشق بود، ردای نازنین این مدرسه بر قامتتان مبارکباد

مدرسه عشق بسیج همواره دایر وپا اقتدار است .هرکس دانش آموخته این مدرسه گردد خود را فراموش می کند وتنها درس شهادت را می آموزد .ممنون لطف کردید .قطعاً این ردا برازنده قامت زیبای جناب عالی وهمه ایثارگران ایران اسلامی خواهد بود .

حمیدازادبخت در گفته :

پاسداشت ره شهدا و همرزمان آن ستارگان
……………………………………………………………………………………………………………………………
«شهادت» صفتی از حیات معقول است

«شهادت فنا شدن انسان برای نیل به سرچشمه نور و نزدیک‌شدن به هستی مطلق است، شهادت عشق به وصال محبوب و معشوق در زیباترین شکل است، شهادت مرگی از راه کشته‌شدن است، که شهید آگاهانه و به‌خاطر هدف مقدس و به تعبیر قرآن «فی سبیل الله» انتخاب می‌کند.»

ممنون از نظر ادیبانه و سرشار از معر فتتان جناب آزادبخت .
باور کنید کربلای ۴ به حق کربلای بسیاری از جوانان برومندی بود که عارفانه و عاشقانه پای در آن نهادند وهرگز بر نگشتند .
محور کربلای ۴ به گونه ای بود که بسیاری از شهیدان ما جسم خاکی خود را در زمین تجزیه کردند وروح ملکوتی شان را قرین بارگاه نازنین سرور وسالار شهیدان عالم حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام نمودند. یادشان همواره گرامی باد

جانباز می گوید در گفته :

حاج فللح با گفتن این خاطره از کربلای چهار با متن ادبی مناسب وزیبا وحضور شما بیشتر از ۱و۲ و۳ و……اعزام بوده این خاطره رشادت لشگر ۵۷ ودلاورمردی بسیجیان استان را نشان می دهد بین همه خاطرات گفته شده زیبایی جالبی را دارد من رشادت شما را از نزدیک دیده ام

فلاح در گفته :

ممنون جانباز عزیز عرض ادب واحترام دارم.
همه ی خدمات ما در مقابل مدال جانبازی شما چون قطره ای است در مقابل دریا .
شما دریایی هستید و ما چشمه ای کوچکیم که برای رسیدن به دریا به دریا در حرکتیم.
پیروز وسربلند باشید بدون هیچ اغراق وحس استان وشهرستان دوستی باید گفت :دلیر مردان لشگر همیشه فاتح حضرت ابوالفضل(ع)لرستان وگردان محبین وعاشورا کوهدشت در دفاع مقدس ۸ ساله مورد غبطه همه رزمندگان اسلام بودند .

س م والی پور در گفته :

گرامی باد یادوخاطره کلیه شهدای کربلا ۴٫ از آقای فلاح بخاطر درج این خاطره بسیار قشنگ تقدیروتشکرمیکنم. امیداست اینگونه خاطرات که درس آموز برای نسل جدید هستند ادامه داشته باشد. انشاالله.
تقدیر و تشکر ازمهندس بالنگ بخاطر زحمتی که دراین خصوص متحمل میشوند. اجرتان با شهدا وامام شهدا.

فلاح در گفته :

ممنون سید عزیز لطف نمودید
بنده از دوستان سید محمدعلی اخوی گرامتان هستم واز نزدیک شاهد ایثارگری خانواده شما بوده ام .
سلام حقیر را به برادر عزیزتان برسناید.
قطعاً زحمات مهندس بالنگ در زنده نگهداشتن فرهنگ جبهه وجنگ ستودنی است، ایشان بی هیچ چشمداشتی بسیار زحمت می کشند .

هادی قبادی در گفته :

امام خمینی (ره)
خط سرخ شهادت خط آل محمد و علی است و این افتخار از خاندان نبوت و ولایت به ذریه طیبه آن بزرگواران و به پیروان خط آنان به ارث رسیده است….

فلاح دلفان در گفته :

ممنون حاج آقا حضرت عالی همواره از فرهنگ حماسه وایثار پشتیانی می کنید . سرکشی شما از خانواده شهدا و ایثارگزان وپیگیری امور فرزندان آن سفرکردگان بر کسی پوشیده نیست.

یونس قبادی در گفته :

سلام و درود بر حاج آقا فلاح یادگار سرافراز دفاع مقدس . هر چند به علت اینکه در عملیات حاج عمران مجروح شدم توفیق نداشتم در کربلای چهار حضور یابم اما با قلم شیوا و بیان حقایق از زبان دلاوری که خود مستقیمأ در صحنه نبرد جنگیده ما را به حال و هوای دفاع مقدس و یاران شهیدمان برد . خداوند اجرتان بدهد . انشاا..

‏ فلاح‏ ‏ در گفته :

ممنون‏ ‏سردار‏ ‏بی‏ ‏ادعا‏ ‏
سنگ‏ ‏سنگ‏ ‏کوههای‏ ‏کردستان‏ ‏ایران‏ ‏وعراق‏ ‏و‏ ‏نقطه‏ ‏نقطه‏ ‏دشتهای‏ ‏جنوب‏ ‏ایران‏ ‏وعراق‏ ‏از‏ ‏رشادتهای‏ ‏شما‏ ‏حکایت‏ ‏ها‏ ‏به‏ ‏یاد‏ ‏دارند‏ ‏چه‏ ‏برسد‏ ‏به‏ ‏مردم‏ ‏نجیب‏ ‏و‏ ‏سلحشور‏ ‏کوهدشت‏ ‏.
ماهم‏ ‏خواستیم‏ ‏شهادت‏ ‏بدهیم‏ ‏که‏ ‏اگر‏ ‏وجود‏ ‏نازنینانی‏ ‏چون‏ ‏شما‏ ‏نبود‏ ‏سرنوشت‏ ‏جنگ‏ ‏مشخص‏ ‏نبود‏ ‏و‏ ‏پــیروز‏ ‏نمی‏ ‏شدیم‏ ‏.
یاد‏ ‏گردان‏ ‏عاشورا‏ ‏به‏ ‏خیر‏ ‏‏ ‏،‏ ‏
یاد‏ ‏سردار‏ ‏شهــــــید‏ ‏حمــــــید‏ ‏رضــــــا‏ ‏ابــــــراهیـمی‏ ‏و‏ ‏شهــــــید‏ ‏حـــــاتم‏ ‏ازادبــــــخت‏ ‏گرامی‏ ‏باد‏ ‏

مهدی زمانی خسروخانی در گفته :

سلام وتشکربربسیجی بی ادعابابت این خاطره

سوریان در گفته :

سلام جناب فلاح باور کن چندین بار خاطره شما را خواندم .خدا وکیلی گویی کنار هم بودیم .در یکی از کانالها شاید ۲۰۰نفر از بهترین جوانان ما به شهادت رسیده بودند وروی هم افتاده بودند .هرگز چهره های آنان را از یاد نمی برم .بنده در کربلای ۴در گردان انبیا بودم .باور کنید صدای بشگه های گازی که از هواپیما پایین می افتاد ومنفجر می شد هنوز تو گوشم صدا می کنه

فلاح از تهران در گفته :

الهی به آنان که پرپر شدند پر از زخم های مکرر شدند
به آنان که چون پرده بالا زدند قدم در حریم تماشا زدند
به آنان که کارون خروش آمدند چنان خون کارون به جوش آمدند
به آنان که زخمی ترین بوده اند شهیدان میدان مین بوده اند
همانان که از مهر فرزند خویش بریدند یکباره پیوند خویش
بریدند تا وصل آسان شود نیستانه درد درمان شود
همانان که روح روان داشتند سفرنامه آسمان داشتند
همانان که دلداده او شدند کبوتر کبوتر پرستو شدند
پرستو پرستو فراز آمدند و بی سر سرافراز باز آمدند
که این خطه خاک سرافرازی است همه همت و شور جانبازی است
به تکبیر آن دم که دم می زدند سکوت زمان را به هم می زدند
شب عاشقی را رقم می زدند همانان که بر مین قدم می زدند
از آنان که تنها پلاکی به جاست کمی استخوان، مشت خاکی به جاست
الهی به آوازه این حریم به هورالهویزه به هورالعظیم
به دشتی که پیوسته عباس داشت که بی دست هم خیمه را پاس داشت
به رمزی که چون نام خیبر گرفت غریبانه از ما برادر گرفت
خبر بود و تکرار خمپاره ها جگرگوشه ها، پاره پاره رها
خطر، رمل، توفان شن، ماسه ها زمین، مین، کمین، رد قناسه ها
خطر پشت هر لحظه پا می گرفت زیاران ما دست و پا می گرفت
و آن لحظه هایی که خمپاره شصت میان نماز عزیزان نشست
نمازی که یک رکعتش پاره شد تشهد پر از موج خمپاره شد
کجایند مردان والفجر هشت که از خونشان دشت گلپوش گشت
کجایند مردان فتح المبین کجایند اسطوره های یقین
کجایند آنان که بالی رها داشتند گذرنامه کربلا داشتند
کجایند آنان که فردایی اند همانان که فردا تماشایی اند…
قسمت میدهیم تمام مریضان را شفا ده .

پوریا ازادبخت در گفته :

ضمن تحسین نوشته جات رزم و پیکار روزهای سخت جنگ توسط بسیجی دلاور امید فلاح من از زبان حاج مصطفی شنیدم در یادواره شهدای آزادبخت که وقتی پنج ضلعی توسط نیروهای گردان محبین کوهدشت به فرماندهی شهید علیمردان آزادبخت فتح میشه مورد تعجب و حیرت محسن رضایی فرمانده کل سپاه قرار میگیره که آقای رضایی میگه اگه راست میگید بیسیمو به این فرمانده برسونید تا مستقیم باشون صحبت کنم وقتی این شهید اطلاعات نظامی کالک منطقه را برای آقای رضایی بصورت رمزی تشریح میکنند اونوقت قبول میکنه که عملیات موفیت آمیز بوده و به این شهید دلاور خسته نباشید میگه و این پیروزی رو بعنوان شیرینترین خاطرات را چندین بار در جمع لرهای مقیم تهران بازگو میکنه جهت اطلاع همشهریان عزیزم

یک اشنا در گفته :

سلام حاج اقا چرا از زندگیتون و بعداز این که دبیر ادبیات فارسی شدید صحبت نمکنید؟

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :