کد خبر : 62463
تاریخ انتشار : ۲۷ آذر ۱۳۹۳ - ۱۸:۴۹
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 889 بازدید

گرمای مردانگی / جانباز حاج یونس قبادی

 مقام معظم رهبری : زمان، همه چیز را کهنه می‌کند، مگر خون شهید را           فصل بهار از راه رسیده و گرمای جنوب رفته رفته سوازان و سوزانتر می شد، من در معاونت عملیات لشگر ۵۷ خدمت میکردم . فرمانده گردان محبین شهید علیمردان آزادبخت بود .     از فرماندهی […]

 مقام معظم رهبری : زمان، همه چیز را کهنه می‌کند، مگر خون شهید را

 

aa1 

 

 

 

فصل بهار از راه رسیده و گرمای جنوب رفته رفته سوازان و سوزانتر می شد، من در معاونت عملیات لشگر ۵۷ خدمت میکردم . فرمانده گردان محبین شهید علیمردان آزادبخت بود .

 

شهید علیمردان آزادبخت

 

از فرماندهی لشگر دستور رسید به سمت مریوان حرکت کنیم تا بعد از استقرار و سازماندهی وارد عملیات والفجر ۹ شویم . از فضای بهاری پادگان شهید شفیع خانی اندیمشک وارد قله های برفگیر و یخبندان کردستان شدیم . آبریزها از ستیغ قله ها شتابان خود را به دامنه و دشت میرساندن و صحنه های بدیعی را خلق میکردند . بقول شاعر عارف لک زبان ترکه میر آزادبخت ( هانای کله باد باد بهاران ، ولیعد وشت و وکیل واران – تلیفه تیژ آو طاف در ونان ، میل بستن چو مل مینا گردنان ) گردان های عملیاتی یکی پس از دیگری خود را به مریوان رساندن ، پس از پایان استقرار و عملیات شناسایی و . . . شب عملیات فرا رسید .

ارتفاعات یکی پس از دیگری توسط رزمندگان اسلام فتح می شدند ، در حین اجرای عملیات با خبر شدم که حاج بهزاد باقری روی مین رفته و به شدت مجروح شده و پایش قطع شده است .

 

بهزاد در حال انتقال به پشت جبهه

 

طاقت نیاوردم و پیاده به سمت بهداری عقبه به راه افتادم و در ابتدای جاده احداثی شهید حاج محمد آزادبخت را دیدم و گفت چه خبر؟

 

شهید حاج محمد آزادبخت016

 

گفتم بهزاد مجروح شده . به همراه شهید آزادبخت خود را به بهداری پشت خط رساندیم و بهزاد را پیدا کردیم . با وضعیتی دشوار روی تختی دراز کشیده بود . دیدن آن وضعیت برایم قابل تحمل نبود، پایش از مچ قطع شده بود ، حالم دگرگون شد ، بهزاد با صدای گرفته که آلوده به درد شدید بود مرا به آرامش دعوت و دلداریم میداد . لحظاتی بعد زمینه اعزام او به بیمارستان فراهم شد . بعد از حرکت آمبولانس فرصت را غنیمت شمرده تا به بسیجیان کوهدشت که در اردوگاه لشگر بودند سری بزنم .

اولین کسی که با او برخورد کردم مرحوم شادروان عزیزمراد امرایی( عزه ) بود .

 

عزیزمراد امرایی

 

که در آنجا از اسرای عراقی نگهداری می کرد . هوا به شدت سرد شده بود ، در حال پایین آمدن از کوه بود و هیزم زیادی را با خود حمل می کرد ، گفتم آقای امرایی این همه هیزم را بدون تبر چگونه تهیه کرده ای ! با همان لحن شیرین و جذاب خود گفت آقای قبادی اینجا صعب العبور است و هیچکس توان آوردن هیرم از بالای این صخره ها را ندارد خودم مجبورم این کار را انجام دهم . با هیزم ها آتش بزرگی تهیه کرد و ذغال های حاصل از سوختن هیزم ها را با بیل به داخل سنگر اسراء می برد .

چند نفر از بسیجیان که جراحت مختصری برداشته بودن و سرپایی مداوا شده بودن در آنجا بودن که شادروان عزیزمراد امرایی و زنده یاد نعمت کونانی با آنها شوخی می کردند و دلداریشان می دادند . جمع خوب و با صفایی داشتند .هر چند دوست داشتم بیشتر در کنارشان بمانم اما می بایست به خط مقدم برگردم و امورات آنجا را انجام دهم . به ناچار خداحافظی کردم و به سمت خط مقدم به راه افتادم .

یاد رزمندگان و بسیجیان خصوصأ شادروان عزیزمراد امرایی و شادروان نعمت کونانی گرامی باد .

درج شده توسط : بهزاد باقری / دبیر سرویس شهدا و منتظران " میرملاس نیوز "bagheri1348@yahoo.com

دیدگاه ها

اسدالله آزادبخت در گفته :

باسلام خدمت حاج یونس قبادی. خاطره ای شیرین وجذاب بود.دست مریزاد

داریوش گراوند در گفته :

سلام درود خداوند وصالحان برسرداربی نظیر وبی همتا محبوب جبهه هاحاج یونس قبادی وباتشکر ازدوستان ودست اندرکاران سایت خوب میرملاس
بخاطر روایت ها وخاطرات تلخ وشیرین رزمندگان خصوصا حاج یونس عزیزم.امیدوارم همچنان این کار ادامه داشته باشد .همچنین گرامی باد یادشهید
حاج محمدآزادبخت،وزنده یادمرحوم عزیزمرادامرایی.

حمیدازادبخت در گفته :

چرا شهید قلب تاریخ است؟؟

قلب به عنوان سنبل حیات یک انسان است زندگی آدمی بدون قلب حیاتی ندارد زیرا قلب است که خون حیات را در تمام شریانهای بدن به جریان می اندازد.وشهید از آن جهت که با شهادتش موجب تزریق حیات به جامعه است مانند قلب تپنده نقش دارد و چون شهدا در پیشگاه حق زنده هستند خون آنها نیز موجب حیات و پویایی جامعه است.

کرم گراوند در گفته :

درودبرحاج یونس عزیزبابیان خاطرات جذاب و زیبایش
خداوند ازشماراضی وخوشنودباشد منتظر خاطرات
بعدی شمادلاور هستیم یا علی

عرفان قبادی در گفته :

شادی روح شهدای اسلام صلوات.

عبدالرضا ابراهیمی در گفته :

مرسی از خاطره زیبا و شنیدنی خداوند روح شهدا رو با انبیا مهشورکنه
خیلی دلم برا عمو عزه تنگ شده روحش شاد پهلوانی که همیشه به نیکی ازش یاد میشه

روح شون قرین آرامش

حسن یگانه در گفته :

برادر یونس عزیز از اینکه ما را باخاطراتت به آن دوران می بری بسیار تشکر می شودچند شب پیش دریک جایی بودیم که یک نفر می خواست از کسی دفاع کند می گفت برادر من دریک گردان بود که به خاطر اعزام نکردن نیرو کمکی به آن گردان که راستی بودن آنها شکست خوردن درصورتی که مامیگوییم خوش بحال آن دوران که همش دوستی صمیمیت برادری دین داری وتقوابود وبه دستور امام عزیزمان حرکت میکردیم که امام عزیزمان دخالت نیروهای نظامی رادرمسائل سیاسی حرام می دانستندوما باتمام وجودمان اطاعت می کردیم وهمیشه آماده فرمان آن امام بزگواربودیم مواظب باشیم جبهه نرفته ها راوی نشن وذهن جوانان عزیزرابه خاطرمسائل سیاسی ودنیای خودشان خراب نکنند.ازاینکه ازهمه قشرها خاطره می گویی بازهم تشکر میشود.خداوند روح تمام شهدا را موردرحمت خودقراردهد .به جانبازان عزیز سلامتی عنایت کند .وروح بزرگانی همچون مرحومان عزیزمراد امرایی ،حاج حمیدقبادی،خلیل قبادی،صادق ساعدپور،اسماعیل امرایی،عباس درویشی،علی جعفرنقدی،حشمت اله محمدی،حاج فضل اله حکیمی ،عیسی میرزاپورودیگرعزیانی که دردفاع مقدس حماسه آفریدندباشهدامحشورفرماید.

بهمن ابراهیمی در گفته :

درود بر شهدا و جانبازان سرافراز دفاع مقدس و سپاس از حاج یونس عزیز جهت درج خاطره ی زیباش و یاد کرد مرحوم نعمت کونانی و مرحوم عزیز مراد امرایی که از مردان مرد دیار ما بودند …..مرحوم عزیز مراد امرایی خصایص عجیبی داشت و یکی از صفات برجسته ش مروت و رافت بود و هیچگاه منش مردانگیش رو در برابر آدمهایی که ضعیف بودند ترک نگفت و بارها دیدم با کسانی که ضعیف بودند خیلی متواضع ودوستانه و از سر مهربانی رفتار میکرد مرحوم نعمت کونانی هم براستی از مردان نیک و پردل این شهر بود که اخلاق خوبش زبانزد همه بود …روح همه ی شهدا و درگذشتگان مذکور قرین رحمت الهی

رحیم جعفری در گفته :

سلام ، درود بر حاج یونس بزرگوار،خاطره جالبی بود ، سلام بر حاج بهزاد عزیز ودرود بر روان پاک دوستان عزیز شهیدمان حاج محمد آزادبخت و شهید علیمردان آزادبخت که هر کدام شمعی از بوستان معنویت کوهدشتند . بسیار زیبا بود .اما عزیزمراد (عزه) امرایی هم انسان بزرگواری بود که به مقام عاقبت به خیری رسید آرزو و آرمانی که همیشه از خداوند میخواهیم ،او دوست دو اخوی بزرگ من علی اصغر و علی اکبربود و در دوره ای بسیار صمیمانه در کنار هم مدافع محله ما بودند. (ایکون،اکون) مرد بود و مردانگی داشت یادش گرامی.تشکر از سایت میرملاس و اقا سعید عزیز

داریوش گراوند در گفته :

سلام خداوندروح مرحوم نعمت الله کونانی وعزیزمرادامرایی رو غریق رحمت خود گرداند.مجددا ازسردارحاج یونس قبادی تشکرویژه دارم

حمید آزادبخت در گفته :

اینکه روایت جنگ از زبان خود رزمندگان زمان جنگ بدون توجه به الفاظ ثقیل و بدون حاشیه آنهم توسط افرادی مثل حاج یونس و بقیه بازماندگان جنگ به تصویر کشیده میشود بسیار شیرین و دلپذیر است براستی اگر اخلاص و عقیده پاک و بی ریا این عزیزان نبود ما الان شاهد این آرامش و رفاه امروزی نبودیم سپاسگزاری خود را اعلام میدارم

افشین باقری در گفته :

سلام وصد سپاس بر نسیم اندیشه تان مطلب واقعا زیبا بود قلمتان اعجاز کرده بود ،در راستای اهدافتان موفق وکامیاب باشید

ش. اﺑﺮاﻫﻴﻤﻲ ﺳﻨﻨﺪﺝ در گفته :

ﻳﺎﺩ ﻫﻤﻪ ﺷﻬﺪا ﮔﺮاﻣﻲ و ﺭﻭﺣﺸﺎﻥ ﻗﺮﻳﻦ ﺭﺣﻤﺖ اﻟﻬﻲ.

و ﻳﺎﺩ ﭘﺴﺮﻋﻤﻪ ﭘﻬﻠﻮاﻧﻢ ﺑﺨﻴﺮ اﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﭘﻬﻠﻮاﻥ ﺟﺴﻢ ﻧﺒﻮﺩ. ﺭﻭح و ﻣﻨﺶ و ﺧﻮﻱ ﭘﻬﻠﻮاﻧﻴﺶ ﺯﺑﺎﻧﺰﺩ ﺑﻮﺩ.

ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻴﺶ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﻃﺮﻣﺎﻥ ﻣﺎﻧﺪﮔﺎﺭ ﺧﻮاﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ.

امرایی در گفته :

هنوز در خاطر مردمان دیار بلوط ، جوانمردی و مهربانی های تو شیرین ترین خاطرات محفل های شبانه است و به که میمانستی وقتی قامت رشید و خوش سیمای تو در خاطر ماندنی ترین تصویر ؛ حتی برای مردم آن روستای دور افتاده ای که شاید فقط یکبار برای توزیع تغذیه کودکانشان رفته بودی و چگونه فراموش میشوی وقتی آن همه شیرین زبانی و افتادگی را بخاطر میاوریم . توکه از تبار احمدعلی و احمدخان رشیدترین و دلاورترین مردان ایل بودی و شاید متواضع ترین .

با تشکر از حاج یونس قبادی که خاطره دیگری از مرحوم عزیزمراد ، این بار به قلم شیوای ایشان به تصویر کشیده شد .

امرایی در گفته :

احمد علی : مرحوم احمد علی امرایی پدر مرحوم عزیز مراد که ایشان از نظر رشادت به مرحوم احمد علی نزدیک بودند .
احمد خان : مرحوم احمد خان امرایی پدر بزرگ مادری حاج آقا طهماسبی ( امام جمعه کوهدشت ) که دلاوری و تهور ایشان زبانزد دوست و دشمن بود .

بیژن ابراهیمی در گفته :

شهدا چشم و چراغ این ملت هستن .
با سلام خدمت برادر ارجمند جناب اقای سردار حاج یونس قبادی . خاطرات شما از شهدا و پهلوانان این دیار بسیار شنیدنی است. امیدوارم جوانان کنونی این مرز بوم از خاطرات شما درس مردانگی ، شجاعت ،غیرت را بیاموزن .
ودر خصوص شادروان عزیز مراد امرایی و نعمت کونانی عرض کنم : پهلوانان هرگز نمی میرند.

هادی قبادی در گفته :

سلام برشهیدان و همرزمانشان
دیگر وقتش رسیده که حاج یونس هم دست بکار شده و خاطرات نابش را در قالب کتاب به رشته تحریر درآورد .
سپاه استان و بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس در این خصوص وظیفه سنگینی را بر دوش دارند.
آیا این اراده و همت در آنها وجود دارد که که در یک حرکت جهادی ، خاطرات یادگاران گرانسنگ دفاع مقدس امثال حاج یونس که بحمدالله کم هم نیستند را درقالب کتاب هایی به نسل امروز ارائه نمایند ؟!

نعمتی در گفته :

خداوند رحمت کند مرحوم عزیزمراد نعمت کونانی هردو مرد بودن

همشهری در گفته :

خداوند روح مرحوم عزه امرای شاد واقعا دلاور بود همچنین مرحوم نعمت کونانی

‏ فلاح‏ ‏ در گفته :

تمام‏ ‏سطر‏ ‏سطر‏ ‏خاطرات‏ ‏شما‏ ‏خواندنی‏ ‏وزیباست‏ ‏.‏ ‏کاش‏ ‏خاطرات‏ ‏تشکیل‏ ‏گردان‏ ‏عاشورا‏ ‏را‏ ‏نیز‏ ‏مرقوم‏ ‏فرمایید‏ ‏خیلی‏ ‏مشتاقم‏ ‏واحتمالا‏ ‏بسیار‏ ‏خواندنی‏ ‏وجالب‏ ‏خواهد‏ ‏بود‏ ‏.زنده‏ ‏وپایدارباشی

یونس قبادی در گفته :

از آنجائیکه وظیفه خود میدانم در حد بضاعت نا چیزم گوشه هایی از دلاوری همرزمانم را بی اطلاع امت دلاور پرورم برسانم بسیار خرسندم ، اگر نواقصی در تحریر آنها مشاهده میشود به بزرگی خودشان عفو نمایند . همچنین از سروانی که به نحو ممکن بنده را مورد لطف و مرحمت خود قرار داده اند از صمیم قلب سپاسگزارم .

مهدی زمانی خسروخانی در گفته :

انصافاجای تشکرداره بخاطربیان چنین خاطرات بی نظیری وبایدجناب قبادی زحمت بکشن درقالب کتابی این خاطرات ناب رو چاپ کنن واسه امسال من جوان

چنگیز ابراهیمی در گفته :

از جناب قبادی تشکر میکنم ،یاد وخاطره همه شهدا ،جانبازان ورزمندگان دلاور این مرزوبوم را گرامی میداریم ،به خصوص فرماندهان شهید شهرمان ،علیمردان آزادبخت،حمید قبادی،حمید ابراهیمی،علیمحمد کوشکی،اخوان بزرگ سرتیب نیا،محمد ازادبخت و…که مایه افتخار همه ماهستند،و با تشکر ویژه از جناب قبادی به خاطر بیان خاطره از زنده یاد عزیز مراد امرایی ،پهلوان دوست داشتنی شهرمان ،کسی که علاوه بر داشتن هیکل رشید وقدرتمند،دارای خصلتهای خوب انسانی،ازجمله ،ادب ،مردانگی ،افتادگی،محبت ،بودند، بیان این خاطره توسط جناب قبادی بابی شد که اینجانب هم خاطره ای از مرحوم امرایی را بیان کنم: ( احتمالا”)درسال ۶۵ که در مقر لشکر ۵۷در منطقه شفیع خانی بودیم زنده یاد مرحوم امرایی بعنوان یک رزمنده حضور داشتند دریکی از روزها ایشا ن به اتفاق دوستان رزمنده ازجمله زنده یاد فیروز سرتیب نیا در جلوی یکی از چادرهاجمع شده بودیم صحبت های زیادی رد وبدل شد ، و میدان دار بحث هامرحوم عزیز مراد وشهید سرتیب نیا بودند که هردو ذاتا” شوخ طبع بودند،یکی از دوستان از مرحوم امرایی سئوال کردند اگر شما اسیر شدید در مقابل عراقی ها چکار میکنید،ایشان دستهاشون بالا بردند بالبخندی ک برلب داشتند گفنتد به عراقیها میگم بنده عزیز مراد امرایی معروف به عزه فرزند قزی(مادر بزرگوار وبسیار باسخاوت ایشان) که همه دوستان به خنده افتادند . یاد وخاطره مرحوم نعمت کونانی را که از ورزشکاران ومردان وپهلوانان خوب شهرمان بودگرامی میداریم وبرای ایشا ن وهمه در گذشتگان از خداوند بزرگ طلب رحمت ومغفرت مینماییم

fateme ghobadi در گفته :

روح همه شهدا قرین رحمت باد…

میلاد امرایی در گفته :

درود خدا بر همه ی رزمندگان اسلام.مخصوصا شادروان عزیزمراد امرایی و مریدعلی امرایی نظرعلیوند…

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :