کد خبر : 62528
تاریخ انتشار : ۲۸ آذر ۱۳۹۳ - ۲۲:۲۱
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 1,780 بازدید

مرد روزهای مبادا

     دکتر محمدرضا عباسی فرد / میرملاس نیوز :  شنیدم آیت الله سید محمد خامنه ای که مردی بزرگ است و به او ارادتی ۳۵ ساله داشته و افتخار همکاری در دوره های اول و دوم مجلس شورای اسلامی با او را دارم در خصوص یکی از اصلی ترین استوانه های انقلاب و  از […]

3b7bb8c7-488b-4e01-8feb-2601a68f5917

 

 

 دکتر محمدرضا عباسی فرد / میرملاس نیوز : 

شنیدم آیت الله سید محمد خامنه ای که مردی بزرگ است و به او ارادتی ۳۵ ساله داشته و افتخار همکاری در دوره های اول و دوم مجلس شورای اسلامی با او را دارم در خصوص یکی از اصلی ترین استوانه های انقلاب و  از ارکان اصلی نظام یار دیرین امام و بازوی اجرایی و مشورتی رهبری معظم انقلاب مصاحبه ای تند و خشن و اظهاراتی لخت و عریان داشته  باور نکرده و سخت مقاومت نمودم.

چون او را اهل تقوا و از افرادی می دانستم که “ما یلفظ من قول إلا لدیه رقیب عتید  ” را با تمام وجود پذیرفته و قبر و قیامت و رسیدگی به ذره المثقال خوب و بد را قبول دارد.
چون او را  چهره ای فرهیخته و علمی و از اصحاب حوزه و دانشگاه  در رشته دین و حقوق می شناختم آنهم با دارا بودن پروانه وکالت ای از گذشته های دور با قدرت دفاع از متهمان در فضای سنگین ظلم و استبداد ستم شاهی با روحیه ای که جز با سند و مدرک و حجت الهی همه چیز را زیبا می بینند  تا آنجا که در کمال حریت و شهامت از مردان بزرگی چون مهدی بازرگان و گروه او حمایت مینمودند.
چون او را از افرادی نمی دیدم که دیگران را نردبان کند تا دیده شود و از رهگذر تخریب بنیانهای دین و اخلاق و انصاف و مردانگی از نمد فراهم شده کلاهی کسب نماید یا چون  برادر حاتم طائی در مقام  رقابت با برادری که فخر عالم و آفاق است برآمده و از ناحیه مادر ملامت شود که  برای حاتم شدن دیر شده و او خوب میداند که “بزرگش نخوانند اهل خرد  که نام بزرگان به زشتی برد” او نیازی به کاسبیهای رذیلانه برخی سیاسیت بازان را ندارد، چون دارای عظیم ترین تاج و فخر جامعه امروز است و صد البته که باید بجای آتش به خرمن اسلام و انقلاب و روحانیت زدن در حفظ و حراست این سرمایه بکوشند و به تعبیر معصوم که فرمود شما وظیفه مضاعف دارید” لمکانک منا” و در یک کلمه ما توقعم این است که امثال ایشان در نقش  بیمه حوادث و بلایا و خطرهای های سخت نظام در  تقویت مبانی و ارکان نظام شب و روز بی قرار باشند.  آیت الله سید محمد خامنه ای می تواند چونان علی (ع) در کنار  حضرت رسول(ص) از نظام و ارزشهای آن دیده بانی نموده و از برخی آسیب و خطرهای سخت در حوزه ولایت جلوگیری نمایند. چون او را از اولاد و احفاد حق گوی و حق جوی مطلق عالم امیرالمومنین و در آن سیر جریان میبینیم که بر کشته مالک در مقام قدردانی و حق شناسی از مالک حتی بعد از شهادت فریاد میزند و میفرماید “مالک و مالک” عجب مالک اشتری از دست دادیم او قله ای سخت و دست نیافتنی و دریایی خروشان پر خیر و برکت بود من رابطه ای بین قبیله سادات از تبار پیامبر(ص) و علی(ع)و پادشاهان و حاکمان یمن و پاداش سنماری نمیبینم.
ولی علیرغم همه تلاش و تکاپوی که در افکار داشتم با سندی بنام رمز عبور مواجه شدم که چون پتکی سنگین بر فرقم فرود آمد و همه رشته هایم پنبه شد. مصاحبه جناب ایشان در مجله رمز عبور.
مصاحبه را خواندم حقیقتاً حالت رمز عبور داشت رمزی برای عملیات و رمز عبوری برای جلب نظر و کسب مجوز ورود خصوصاً در شب و تاریکی ولی جمله ای در آن دیدم که هم به من کمک کرد تا بپذیرم بزرگان هم ممکن است به دام بیافتند و هم اشتباه بزرگان میتواند خیلی بزرگ باشد و هم درس عبرتی برای تمام آنان که از سر صدق و دلسوزی به عرصه ها و میدانها سخت گفتن و نوشتن وارد میشوند تا مواظب باشیم در دام نیافتیم.در پایان مصاحبه چنین آمده بود: در جریان نامه ۸ نفر نماینده مجلس تحت شرایطی قرار گرفته و به دام آنان افتادم.
لازم به یاد آوری است که من آنروز دقیقاً در متن ماجرا بودم واکنش نمایندگان مجلس و گروههای چپ و راست آنروز با مسئله مک فارلین را تعقیب و پیگیری مینمودم .
جریان راست سنتی مجلس شورای اسلامی جلسه ای هفته ای به ریاست و هدایت آیت الله یزدی که از  زجر دیدگان انقلاب و از تآثیر گذاران در آن  و از با وفاترین یاران امام و رهبری هستند داشتیم که اتفاقاً آن شب جلسه با حضور حدود هفتاد نماینده در منزل ایشان برگزار میشد. دوستانمان نامه را برای توضیح و توجیه و امضاء گرفتن در آن جلسه مطرح نمودند و صحبتهای مختلفی شد که چون المجالس بالامانات است تنها بخشی از اظهارات خودم را بیان میکنم من در آن جلسه بشدت با سوال از وزیر امور خارجه در خصوص سفر مک فارلین مخالفت نمودم و اولین فردی بودم که با توضیحاتی از جمله هر کس نامه را امضاء میکند باید خودش را برای مقابله و پاسخگویی به امام آماده کند، جو جلسه را به سمت مخالفت با سوال بردم که فردای آنروز وقتی صدای ملکوتی این تذهبون امام چرت خفتگان را پاره کرد آقای فواد کریمی نماینده آنروز اهواز با صدای بلند در مجلس فریاد زد فارسهای سیاسی و پر مدعا چرا پیام این لر حق شناس را نگرفتید.
راستی این بزرگان رابطه آقای هاشمی با امام را قبل از علنی شدن مبارزات و اخبار و اطلاعاتی را که زیرکانه و هوشمندانه از مجلس و دولت و درباربا سختی و خون دل تهیه میکرد و تقدیم امام مینمود و ماموریتهایی که پیش از همه و قبل از همه از جانب امام انجام داده را فراموش کرده اند.
راستی آن هاشمی که جسد کتک خورده اش در شکنجه گاههای ساواک بگونه ای بود که یکی از آیات عظام  میگوید: وقتی از کنار آن گذشتم بعلت شدت جراحات برایم قابل شناسایی نبود  و او که در سامان دادن نظام و تاسیس آن تا حد مرگ و ترور همواره هدف ضد انقلاب داخلی و اربابان خارجی بود میتواند سوژای باشد که شرق و غرب برای ربودن و نابودی انقلاب و نظام اسلامی روی او سرمایه گذاری کنند.
راستی یادمان رفته آنروز که در پناهگاههای امن مجلس شورای اسلامی قرار داشتیم و باز هم دل توی دلمان نبود هاشمی به نیابت از امام و با هماهنگی حمایت رهبری امروز جنگی تقریباً جهانی را در میان خون و دود و آتش فرماندهی میکرد آنهم نه دود و آتشی که یک نفر در جمعی به دروغ اظهار نموده بود جبهه بوده پرسیده بودند چه خبر بود با خاراندن بدن گفته بود تمامش دود و آتش بود.
راستی صبر و قرار و مصلحت بینی و خیر اندیشی او را در برابر این همه حمله و هجوم بخاطر اینکه او از صاحبان اصلی نظام و انقلاب است چقدر باید نادیده گرفت.
هر چند مرحوم کمپانی در مورد امیرالمومنین میگویید او محتاج شهادت و گفتن افراد نیست “سل خندقاً و خیبرا و بدراً    فانهم لما اقول ادری” بهترین گواهان او صحنه مبارزات سخت و روزهای نفس گیر انقلاب و جنگ است.
راستی این معرفی درستی از امام است که حلقه های اول یارانش اینگونه معرفی شوند و آیا اینگونه معرفی نمودن یکی ازاسطوره های تاریخ که هوش و تدبیرش اهل زمین و آسمان را به اعجاب وا داشته ناحق و ناروا نیست که اصرار کنیم او کراراً از ناحیه نزدیکترین افراد خود فریب خورده است از این فضای مسموم و آلوده باید بخدا پناه برد چون فضا به گونه ای غبار آلود شده که روزی العیاذبالله سلمان و ابوذر را هم دروغگویانی در اطراف پیامبر فرض و معرفی نماییم.
او محتاج گفتن و نوشتن ما نیست او با این تخریبها میدان را خالی نمیکند ولی تبعات و جمع جبری این همه جفا  در حق سابقین اولین بشدت با آموزه های اسلام ناسازگار است و به اساس و ریشه انقلاب و نظام و امام و راه نورانی امام آسیب جدی وارد میکند. خصوصاً که اگر اعمال و رفتار و گفتار و نوشتارمان برای خدا و دین خدا و خدمت بندگان خدا باشددر شبهات و اختلافات شاخص ما پیامبر و امیر المومنین و ائمه و معصومین و مراجع و امروز هم مقام معظم رهبری فصل ختام است و نظرات آن حضرت برای همه حجت شرعی است.
در پایان از خدا میخواهم خواسته یا ناخواسته در برابر اردوی ولایت ودر قرار گاه اردوی آتش تهیه دشمن علیه اصحاب و یاران امام قرار نگیریم چون سخت ترین نبرد جنگ با خودیهای فریب خورده است امیر المومنین در پایان سه جنگ بزرگ و خونین سه جمله را به یادگار گذاشت یک جا فرمود: خار درچشم و استخوان در گلو این مصائب را تحمل نمودم و در جای دیگر با کمال سر بلندی فرمود: ” فقعت عین الفتنه”  من توانستم چشم فتنه را از کاسه سر خارج نموده و فتنه را پایان دهم اما در مقابل خوارج و نهروانیان و پیشانیهای پینه بسته با پیشینه ها درخشان با آه و تاسف میفرمایند” یا لیتنی مت قبل عشرین سنه” کاش بیست سال زودتر از دنیا رفته بودم تا شاهد فرو پاشی در اردوی خودیها نبودم.

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

عادل در گفته :

زنده باد ابرمرد صلح جوو ولایت مدارلرسنان

نورآبادی در گفته :

باسلام و ادب
بسیار زیبا و متین و مستند بود .
انتظار میرود تازه به میدان رسیده ها بیشتر در شناخت آیت الله هاشمی ( سرمایه انقلاب ) دقت کنند.
برخی با تخریب ناشیانه و اظهار نظر غیر واقعی قصد لکه دار نمودن اسطوره انقلاب را دارند ولی هیهات
که به بیراهه میروند و به بیراهه میکشانند… ولی راه بجایی نمیبرندو البته زحمت ما میدهند…

سعيد نادري -مقيم تهران در گفته :

بسم رب المطلعین
خدمت همشهریان عزیز عرض سلام داشتم
حضرت آقا ولى أمر المسلمین آیه الله العظمى خامنه ای می فرمایند به آنها فرصت دادم تا شاید خود را بیابند و باز گردند .
متاسفانه خیلی از علما و کسانی که در واقعیت تشکیل جمهوری اسلامی نقش مهمی ایفا کردند ، حال این قضیه دلیل بر از بین بردن ساختار همان انقلاب و همان جمهوری اسلامی که نمیشود. و نمیشود خود را صاحب آن انقلاب مردمی دانست ، این انقلاب رهبر دارد ، نظام دارد ، مردم دارد . چرا خیلی ها افشا گری دروغ می کنند؟! خوب خیلی ها هم افشاگری واقعیت بکنند ، اگر مثل طلایی چه منتت به خاک است . بعضی وقت ها ممکن است افشاگری در بعضی از زمان ها یک جهاد باشد .

قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِی إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ قَالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنظَرِینَ إِلَى یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ
شیطان گفت: ای پروردگار من،مرا تا روزی که دوباره زنده شوند، مهلت ده”.
و خداوند فرمود : تو از مهلت یافتگانی، تا آن روز معینِ معلوم”.

در اینجا فرق مطلب اینجاست که کلام زمینی می شود و حضرت آقا امام خامنه ای فرمودند مهلت داده ام که برگردید . اما نگذارید روز مشخصی برایتان معلوم شود و مردم برایتان تصمیم بگیرند . یا خود را اصلاح کنید یا کاسه صبر آقا هم حدی دارد .
خیلی ها به مانند اختاپوست رنگ عوض کردند و خداوند هم مکر خودشان را به خودشان برگردان .

وَ مَکَرُواْ وَ مَکَرَ اللّهُ وَ اللّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِینَ

امید که خداوند متعال تمام گمراهان را به راه راست هدایت فرمایند .

عبدالله در گفته :

نادری جان کاش روشن تر بفرما یی که منظور از این افاضه فضل و کنایات چیست ؟
در لفافه سخن گفتن سرکار گمراه کننده است . حداقل بگو بدانیم کدامیک از موارد نوشته استاد
عباسی فرد ایراد دارد؟ راهنمایی بفرمایی بهتر است ، ما نیز روشن میشویم .

سعيد نادري -مقيم تهران در گفته :

عبدالله عزیز پیام مشخص بود ، کافیست کمی تأمل بفرمایید تا واقعیت عرض را دریابید .
البته عرض بنده توهین به هیچ شخصیتی نمی باشد ، و شما کلی عرض بنده رو ببینید . با تشکر

ناشناس در گفته :

نهضت زنده است چون هاشمی زنده است (امام خمینی ره)

علی م در گفته :

چرا از آیات قرآن به آسانی برای سرکوب مخالفین ایده خود به استفاده می کنید آن هم کسانی که هم مسلمانند هم شیعه هستند وهم معتقد به نظام جمهوری اسلامی. این جور تفکرات یا ناشی از جهل است یا ناشی از اغراض سیاسی که بیشتر از قسم اول است واین می تواند خطرناکترین نوع برداشت از آیات نورانی قرآن باشد این نوع تفکر برای افراد ایجاد حق می کند،این تفسیر به رای نادرست حق تکفیر کردن ایجاد می کند و وقتی این شد به راحتی برای مخالفین خود تصمیم می گیری!
چه کسی گفته هرکس مثل شما فکر نمی کند گمراه است .من نمی دانم حد واندازه شما چقدر است شاید هم ارزش پاسخ دادن ندشته باشید اما دلسوزانه به شما دوست عزیز توصیه می کنم از منطق درست برای مناظره و گفتگو ونقد استفاده کنید. اینجور قضاوت کردن و ورأی صادر کردن فقط می تواند از کسی سر بزند که از بینش وقدرت تجزیه وتحلیل برخوردار نباشد و با استناد نادرست به یک آیه از قرآن کریم خود را راحت کند.

محسن در گفته :

جناب آقای سعید نادری با انکه متن شما با آیات نورانی قرآن که همواره چراغ راه سعادت و هدایت انسان است و کلام رهبرعزیز کشورمان که فصل الخطاب است، مزین شده اما ناباورانه در آن خطرات بزرگی که جنابعالی متوجه آن نشده و انشالله که بدون غرض بوده است، دیده می شود. اینجانب از باب امر به معرف و نهی از منکر که یکی از اصلی ترین وظایف هر مسلمانی ایست و در موراد بسیاری مورد تاکید قرآن و حضرت رسول(ص) و امامان معصوم (ع) بوده است به شما نکاتی را عرض میکنم که انشالله همیشه به یاد من و شماها باشد. اولا”: نقش وحدت از نظر حضرت ایت الله خامنه ای رهبر عظیم الشان انقلاب تا آنجاست که می فرمایند”برای خاطر اغراض و مقاصد شخصی، وحدتهای عظیم ملی را به هم نمیزنیم؛” و در خصوص عملکردمان در مقابل دشمنان خارجی کشور پهناور مان ایران می فرمایند: “خاکریزتان باید در مقابل دشمن نرم نباشد؛ دشمن نتواند نفوذ کند؛ نتواند تأثیر بگذارد” و همچنین نقشه راه دیگری با بیان آیه “رحماء بینهم” برای همه آنان که دل در گرو عزت و سربلندی ایران اسلامی دارند؛ ترسیم می کند و می فرمایند: ” با همدیگر مهربان باشیم، رحیم باشیم، نرم باشیم در مقابل هم.”
ثانیاً: تفسیر به رای قرآن کریم که همواره یکی از مهمترین نگرانی های پیامبر اکرم (ص) و پیشوایان معصوم (ع) بوده است و اهمیت ان تا بدانجاست که در روایات کفر شمرده شده است. که در ذیل دو مورد از تاکید این بزرگان دین را برای شما اشاره خواهم نمود:
-پیامبر اکرم (ص) فرموده‏اند: “«من قال فی القرآن برأیه فلیتبوأ مقعده من النار»؛ کسی که قرآن را تفسیر به رأی کند جایگاه خود را در آتش [جهنم]آماده کند.”
-و باز میفرمایند: ” «من قال فی القرآن برأیه فأصاب فلقد أخطأ.» کسی که قرآن را تفسیر به رأی می‏کند، حتی اگر به معنای واقعی نیز دست یابد، خطا کرده است.”

علی در گفته :

می خواستم چیزی بنویسم اما هرچه فکر کردم مستدلتر وشیواتر از بیان حاج آقا عباسی در این خصوص وجود ندارد. قدر زر زگر بداند ، قدر گوهر گوهری.

رستمی راد در گفته :

درود بر جناب دکتر حاج عباسی فرد باز هم مثل همیشه از بیانات به یاد ماندنی و آموزنده حضرتعالی استفاده کردیم. آرزوی سلامتی و موفقیت

هادی قبادی در گفته :

سلام
مثل همیشه بهره بردیم .
پیشنهادم این است که این نوشتار متین و سدید بطور مستقیم برای آن بزرگوار نیز ارسال شود.

سعيد نادري -مقيم تهران در گفته :

نهضت زنده می ماند چون ، حضرت آقا ولى أمر المسلمین آیه الله العظمى خامنه ای زنده است و بس .

كاظمي در گفته :

باسلام ابتدائا باید از تحریریه ی سایت میرملاس تشکر کرد که عنوان زیبند ه ا ی برای این موضوع انتخاب نموده بودند حقیقتا اقای دکتر هم خود از مردان بزرگ انقلاب شناخته می شوند وهم در حقیقت برا روژ تنگ شهرستان کوهدشت هستن با ارزوی توفیق وسر بلندی برای همه دلسوزان انقلاب خصوصا دکتر عباسی فرد

ضرونی در گفته :

اقای هادی قبادی مخالف دیروز عباسی فرد تورا چه شده که سنگ شهدا به سینه میزنی. وپشنهاد نطق عباسی فرد را اسمانی مینمایی? بگو ایشان چه گفتهه که ان جناب را مشعوف.خب معلومه هردو اصلاح طلبید. دوست دارم یک مقاله بنویسی که واقعا میخواید چی رو اصلاح کنید.شما شانزده سال اصلاحی نکردید. ما که ندیدیم. جز. .َ.خودتان بگید به گوشیم. َََََ

مهدي محمودي در گفته :

دوست عزیز فکر کنم وقتی این بزرگان تو جبهه های جنگ با بعثی ها میجنگیدن
امثال شماها خودتون رو از ترس مردن قایم کرده بودید مثل همین کامنتتون که بی هویت درج کردید البته همینطور هم هست

علی در گفته :

اینها می خواهند این روحیه را اصلاح کنند که افراد را با نام و نشان صحیح در فضای مجازی ببینند نه مثل تو و من

امرایی در گفته :

میخواهند آن همه اختلاس و دزدی و غارتگری وندانم کاری و بد اخلاقی و دروغ و هاله نور و ممه رو لو لو خرد و بشقاب غذا برا امام زمان و ۳۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰اختلاس و ۱۲۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰اختلاس و اختلاس بیمه و اختلاس نفت و اختلاس تامین اجتماعی وووو در دولت های نهم و دهم را را اصلاح کنند ایرادی داره جناب ضرونی؟؟؟؟

قدرت اله گراوند در گفته :

سلا م بر بزرگمردحق شناس لر .بهتر از این نمیشود حق مطلب را ادا کرد. بافصاحت وبلاغت ستودنی وبا متنی پر از آرایه های ادبی واز سر صداقت وعدالت وشجاعت بی نظیرواستفاده بجا از صنعت مراعات نظیر . به کاربردن اصطلاح لرحق شناس توسط نماینده اهوازبرای دکتر عباسی فرد تداعی کننده جمله معروف امیرکبیر است«ای کاش هرچندوقت یکبار شیربچه ای لر برایران حکومت میکرد تامردم طعم
عدالت را بچشند.»

کونانی در گفته :

درود بر لر حق شناس

مهدی محمودی در گفته :

درود بر دکتر عباسی فرد مرد شناخته شده ی روزهای سخت و تشکر بخاطر این مطلب زیبا

زيبايي معنايي خداوند است در گفته :

درود بر حجته السلام عباسی فرد

صدیق آزابخت در گفته :

قدر بزرگ مرد تاریخ معاصر ایران را ندانستن جهل و نادانی ونمک خوردن ونمکدون شکستن.زنده باد هاشمی

علی محمد امرایی در گفته :

یکی از مختصات انسانهای آزاده اینست که در بیان حقایق خوفی به دل راه نمی دهند و از ترس زدودن نام و نانشان ، گرانبهاترین عنصر انسانی یعنی شرافت و آزادگی را زیر پا نمیگذارند
…………………………
قشر دیگر کز شرافت برده بو /// در صفِ آزادگان کن جستجو
………………………
دفاع جانانه وشرافتمندانۀ جناب آقای دکتر عباسی از نگینِ درخشانِ نهضتِ خمینیِ کبیر را ارج نهاده و شجاعت وقدر شناسیِ ایشان را تحسین میکنیم
شانِ خوبان تا ابد مـردانگیست/// قصه هاشان جملگی فرزانگیست
همچو یاقوتی که دارد یک نگین/// نامِ ایشان همچنان با حـق عجین
………………………………….

جمارانی در گفته :

عاللللللللللی بود

الف-کریمی در گفته :

نوشته پر مغز و محتوای جناب دکتر را با جان و دل خواندم ٬ کلمه به کلمه ی آن دریایی از معنا و معرفت بود ٬ و اما در وصف نویسنده : «کتاب فضل تو را آب بحر کافى نیست                    که تر کنم سر انگشت و صفحه بشمارم»

یونس قبادی در گفته :

آقای ضرونی اگر مشخصات دقیقتری از شما داشتم بهتر خدمتتان جواب میدادم . حاج آقا هادی قبادی که خود روحانی در خط امام و رهبریست نه اینکه سنگ شهدا را به سینه میزند بلکه رزمنده ای دلیر که با لباس روحانیت در چندین عملیات آفندی شرکت کرده و جانباز جنگ تحمیلی میباشد . حالا شما از خودتان بگویید ؟

عبدالله در گفته :

باسلام
این عبدالله با عبدالله بالا که موافق بیانات دکتر عباسی فرد بود یکی نیست . نام مستعار شخص دیگری میباشد
که بهتر است با اسم دیگری کامنت میگذاشت . ( صرفا جهت تنویر افکار مخاطین محترم )

خسرو پرویزپور.هفته نامه اساطیر در گفته :

با سلام وتحیات:

بانهایت احترام حضورجناب آقای دکترعباسی فرد که ایشان را از اهل فضل وفصاحت و بلاغت وپایمردی دررفاقت و محیط بر سیاست می دانم، تردیدی نیست آنسوتر از ذوالمقدمه ی”یادداشتی بر رمز عبور”مناقبی است وشرحی که بر فضائل و مکارم اخلاقی آیت الله سید محمد خامنه ای گذشت،مردی بزرگ و وارسته که حقوق الهی و حق الناس را نه درجام جمشید که در آئینه دل دیده است وایمانش به ایفای آن استوار…
انتظار بود فراترازمرز عبور،وسعت حوصله را وسیعتر و دائره نگاه را جامع الاطراف وجامع الاکناف نموده؛ درنگی به کوتاهی شبهای روشن، درادعا، وتاملی درمتن وفحوای کلام آیت الله روا میداشتی تا حق قدیم رعایت شود که نفی ادعا پیوسته از اثبات آن سهل تر و آسان تر است
انتظار بودازباب”قاعده احتمال” که در علوم جدید برمدار”قانون احتمالات”فرض ها رااثبات یا نفی می کند،وفای رفاقت با ایشان را به جفای کمان ناروا نشانه نمی رفتی…
جناب حضرتت برفقه و اصول وحقوق اشراف داریدکه:”البینه علی المدعی والیمین علی المدعی”.

امرایی در گفته :

نباید تاریخ را تحریف میکرد چون تحریف تاریخ یعنی دروغ و دروغگو هم دشمن خداست

احمد در گفته :

جناب آقای خسرو پرویز پور و شاید یکی دیگهسلام واحترام
کاش نظر خود رو در مورد متن دوباره بخوانی چرا که خود ……لذا من دوباره در پاسخ نظرت متن خودت را یاددآوری میکنم. باشد که همه به صراط مستقیم برگردیم.
انتظار بودازباب”قاعده احتمال” که در علوم جدید برمدار”قانون احتمالات”فرض ها رااثبات یا نفی می کند،وفای رفاقت با ایشان را به جفای کمان ناروا نشانه نمی رفتی…

پاسخ در گفته :

درود بر یاور امامی راد واسماعیل دوستی

موسوی در گفته :

اگرآقای عباسی فرد این شهادت وتنبه را نمیداد به مرد وخودش جفاکرده بود درود بروجدان بیدار ایشان!

پرويز گراوند در گفته :

به نظرم، عنوانی که آقای کتر عباسی فر برای نوشتارش انتخاب کرده به تنهایی از همه ی نوشتارش زیبا تر است. هیچ توصیفی به اندازه ی این سه کلمه (مرد روزهای مبادا) جوهرِ وجودیِ هاشمی را در بسترِ جمهوری اسلامی بیان نمیکند. نوشتارِ آقای دکتر عباسی فرد در «اتمسفرِ اندیشه ای ـ سیاسیِ» خود، به حق تحریر شده اما بسیار سربسته. کاش موضوع را بیشتر می شکافت تا خوانندگان بیشتر با کم و کیف قضیه آشنا می شدند.
هاشمی را چه قبول داشته باشیم چه نداشته باشیم ـ چه همفکرش باشیم چه مخالفش ـ چه آدم خوبی باشد چه آدم بدی ـ چه او را مدرن بدانیم چه متحجر ـ چه گذشته اش را معیار قرار دهیم چه حالش را ـ چه آرمانگرایش بدانیم چه سیاست باز، بیش از نیم قرن سابقه ی «اجتماعی ـ سیاسی اش» نشان از آن دارد که او همیشه یک استثناء بوده وهست.
چه «پیش بینیِ دقیقش از نهایت دولتِ احمدی نژاد» را در نظر آریم چه نقشش در ماجرای مک فارلین ـ چه نقشش را در رابطه با نهضت آزدای (در دوره ی ریاست جمهوری اش) در نظر آریم چه نقشش در روی کار آمدنِ دولتهای اصلاحات و اعتدال ـ چه نقشش را منفی ارزیابی کنیم چه مثبت، او آخرِ تیزهوشیِ سیاسی است. او نشان داده که بصیرتش (منظور قدرتِ درک سیاسی ـ اجتماعی است) استثنایی تر از آن است که با هرگونه تخریب، خدشه بردارد.
نظامِ «نظری ـ اندیشه ایِ» او با تحولِ اجتماعی جامعه ایران حرکت کرده و شکل گرفته و همچنان شکل میگیرد. گاهی روشنفکران او را دشمن بزرگ خود دانسته اند و گاهی مدافع و پناهگاه ـ گاهی اصلاح گران او را مانع خویش و گاهی عصای دست خود دانسته اند. او اندیشه اش را با واقعیت ها ساخته است نه آرمانهای دست نیافتنی. هاشمی هر ده سال یک بار نظام فکری اش را بازاندیشی می کند زیرا او عجیب و استثنایی پیوندِ معرفتیِ خود را با واقعیات جامعه ی ایرانی و جهانی حفظ کرده است. اگر به نظرِ ما سرعتش کم است شاید سرعت جامعه همین است. او همچنان در بسترِ یادگیری و تحول قرار دارد. برخی میگویند او عوض شده است. اگر او را مجزا از محیط اجتماعی اش در نظر گیرم، آری او عوض شده اما گر او را در بسترِ تغییراتِ محیط اجتماعی اش ارزیابی کنیم، جوهره اش ثابت است و این محیط اجتماعی است که عوض شده و کنش و واکنش ها او عوض شده نه جوهره یِِ او.
او چیز عجیبی است که منِ منتقدش او را تحسین میکنم.
هاشمی گفتمان اعتدال (اگر آن را گفتمان بدانیم) را از بدوِ مبارزه ی سیاسی اش همراه خود داشته و در دوران ریاست جمهوری اش نیز بارها بر این موضوع تاکید میکرد اما آن زمان جامعه، روشنفکران و سیاسیون رمانتیک تر از آن بودند و مخافین نیز سرسخت تر از آن بودند که این گفتمان با پاسخ مثبتِ اجتماعی مواجه شود و بازخوردی داشته باشد. همین اعتدال است که گاهی او را در مقابلِ «سوسیالیست اندیشیِ جناح چپ» و گاهی او را در مقابلِ «قشری گراییِ جناح دیگر» قرار میدهد. گاهی آقای عباسی فبرد منتقدش بوده و گاهی مدافعش. گاهی امثال من منتقدش بوده ایم و گاهی از او دفاع میکنیم. ظاهراً هر کس به خاطرِ تدبر و واقع گراییِ بیشتر یا افزایش سن و فروکش کردن احساس یا افزایشِ اطلاعات و مطالعه ی بیشتر به اعتدال نزدیک تر میشود، یا «روش شناسیِ» هاشمی را تحسین میکند یا حداقل منصفانه تر او را نقد میکند.
شاید من نتوانم دوستش داشته باشم و حق هم داشته باشم زیرا ممکن است من و او از دو جنس باشیم اما اگر توانمندی و خلاقیت و نبوغ سیاسی اش را اذعان نکنم، اگر نقشِ بی بدیلش را در شکل گیری و حفظ نظامی که او نگران ترین فرد برای حفظ آن است اذعان نکنم، بیش از آن که به او اجحاف کرده باشم به فهمِ «سیاسی ـ اجتماعی» و بصیرتِ خودم اجحاف کرده ام.
«اعتدال» از منظرِ «روانشناسی احتماعی» یک مهارت اجتماعی است. این مهارت در جهان توسعه یافته، توسعه یافته تر است. مفهوم «اعتدال» از منظرِ وجودی نیز موضوعی قابل بررسی است که می شود روی آن «کارِ معرفتی» کرد. اما انصافِ بخشی از مخالفین و فرصت طلبیِ بخشی از موافقین دولت اعتدال، فرصت این کار را گرفته است.
نویسنده ی این نوشتار یعنی آقای عباسی فرد نیز در « درونِ اتمسفرِ فکری ـ سیاسیِ اش» چه در زندگی سیاسی و چه در زندگیِ دینی، آدم معتدلی بوده. هیچ وقت در جرگه ی افرط گراها یا خشک مقدس ها قرار نداشته و آرمانگراییِ افراطی نداشته. گاهی با جناح راست هماهنگ بوده گاهی با دولتِ سازندگی، گاهی با دولتِ اصلاحات و گاهی با دولتِ اعتدال. موافق و مخالف موضع گیری های او را نشانه ی تیزهوشیِ اما برخی به حساب سیاست بازی و برخی به حسابِ اعتدال او می گذارند. با این وجود، ارزیابی ها باید بر معیارِ عمل باشد زیرا «عمل اجتماعی» است که تحولات را رقم می زند.

قدرت اله گراوند در گفته :

آقای گراوند سلام . مثل همیشه زیبا نوشتی و حق را بیان کردی . دکتر عباسی فرد همیشه طرفدار حق بوده ودر بیان حق شجاعت بی نظیر خود را نشان داده است و به تعبیر شما در همان عنوان نوشتار،حق مطلب را ادا کرده است . جالب است که بدانیم تحریف تاریخ در جریان ماجرای مک فارلین توسط آقای محمد خامنه ای بحدی است که حسین شریعتمداری هم از ایشان انتقاد کرده است و به ایشان متذکر شده یکی از مخاطبین امام در عبارت این تذهبون محمد خامنه ای بوده است.ودر روزنامه کیهان این موضوع را بیشتر شکافته است.

حسن در گفته :

بعضی گمان می کنند آقای عباسی فرد نیروی جناحی است. با مطالعه سوابق سیاسی ایشان معلوم می شود گرایش سیاسی وی جناحی نیست بنابراین آقای پاسخ! حرف درستی گفته اند ایشان هم یاور امامی راد و هم یاور اسماعیل دوستی و شاید یاور کرمرضا پیریایی و یاور الهیار ملکشاهی و ….. هم باشد. پس ایشان گرایش جناحی ندارد.

ابراهیمی در گفته :

شخصیت منیع حاج آقا عباسی فرد و دوری ایشان از سیاسی کاری باعث محبوبیت ایشان گردیده در رابطه با حاج آقای هاشمی هم باید گفت تمام دلسوزان نظام بر این قول متفقند که ایشان در کنار رهبری معظم نظام ستونی استوار است وبه جریان خاصی تعلق ندارد ایشان تمام زندگی را وقف نظام کرده واصولگرا واصلاح طلب براین امر صحه میگذارند.

کوهدشتی در گفته :

عباسی فرد در همه مراحل با هاشمی بوده و از اول هر طیف و شخصیتی و هر جناح و گروهی را که هاشمی با آنان موافق بوده عباسی فرد هم بوده و حمایت کرده
پس زنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــده باد دکتر عبــــــــــــــــــــــــــــــــــاسی فـــــــــــرد

وطن خواه در گفته :

اقایی جون ازادبخت عزیز من حقیقت را گفتم. روایت داریم حق را نپوشاانید همانا حق خداست. واین کار از نشانه های کفرراست بلا نسبت شما.

رحیم جعفری در گفته :

سلام ، از حاج آقای عباسی فرد به خاطر این حساسیت و وفاداری به شخصیت بی بدیل انقلاب حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی تشکر میکنم. کاش عین مطلب آیت الله محمد خامنه ای آورده میشد تا بینندگان بهتر استفاده میکردند .آیت الله هاشمی در جمع دوستانش که مقام معظم رهبری و مرحوم شهید بهشتی بودند به آیت الله بهشتی گفته بودند با این تهمتها چکار میکنید ؟ فرموده بودند آسیاب به نوبت ،نوبت تو هم خواهد رسید واین دوران حاکمیت دولت رادیکال اصولکرا تا کنون تکرار آن دوره مرحوم بهشتی است با مدل و ویژگیهای مختص خودش.هاشمی شناسنامه انقلاب وسنگ صبور وزیرین آسیاب انقلاب است. موفق باشید

ساسان در گفته :

شیخ بزرگ
در آمیختگی رقص شور آفرین قلمت با معانی ومبانی چند وجهی پیامت در خور تأمل ، تحسین و ستایش است آنچه وجدان پاک را در قضاوت نظرت به وجد می آورد نگاه حق بینی ست که هرگز مصالح را با منافع معامله نفرموده و حقیقت را در مسلخ مصلحت قربانی نکرده اید
فَذَکِر اَنتَ مُذَکِر . درود بی پایان بر شما و بر همه ی آنانی که برای تحقق راستی در تلاشند .

همشهری از تهران در گفته :

من از نظرات دوستان لذت می برم چه موافق چه مخالف ام ا انصافا این روحیه ی تملق گویی را از اظهار نظرهادور کنیم ضرورتی ندارد برای تایید سخنان افراد مقبولمان زیادی به هیجان بیاییم جناب دکتر عباسی از شخصیت های قدرتمند لرستان اهستند برای ایشان موفقیت و حسن عاقبت را ارزو میکنم

سید رضا کرمانی صدیق در گفته :

جناب آقای دکتر محمد رضا عباسی فر ، انسانی با تقوا ، ولایت مدار به معنای واقعی ، فرهیخته ، چهره علمی و دانشگاهی مطرح کشور ، افتاده و مردمی ، بر خواسته و تربیت شده در دامان مادری از مادران پاک عشایر و شیر پاک خورده و پدری فقید ، فارغ از شهوت مادیات دنیا و خدمتگزار . مدیران و مسئولین باید نحوه برخورد افتادگی و تواضع ایشان را در مراجعات مردمی پائین ترین سطح کارگری اجتماع تا رجال اقا زاده ها شاهد باشند و به این باور برسند که تفاوتی از منظر جایگاه و موقعیت تاثیری در روش و منش برخوردی ایشان را نداشته و فراتر از شخصت بومی محبوبیت و محجوب بودن به تمام معنای واقعی ایشان به سبب اعتدل و تقوا و مردم داری و خدا ترس بودن در جمع احاد ملت شریف ایران اسلامی از حوزه و دانشگاه و سایر سطوح می باشد . هر چند هر انسانی فارغ عیب و ایراد نمی باشد و انتقادی که به قصد تعالی باشد سازنده است اما این را باید بدانیم در هر منصب و جایگاهی باشیم با هر مسئولیتی اگر بخواهیم به دید غیر منصفانه انسانی را به ناحق تخریب کنیم اثار و عقوبت الهی داشته و یقینا خسر الدنیا و الآخره خواهیم شد و دنیا نیز بر مبنای عدل الهی بنا نهاده شده است . خداوند همه ما را به راست در جهت صرفه و صلاح خیر این کشور و مردم هدایت بفرماید .

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :