کد خبر : 65794
تاریخ انتشار : ۲۵ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۵:۱۴
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 1,209 بازدید

کدام اداره‌‌ی منابع طبیعی؟!

  رفتیم کشماهور، عروسی. جای همه خالی، آن‌قدر خوش گذشت که مزه‌اش هنوز زیر زبانم است. عصر به اتفاق خانواده برگشتیم. توی راه در حالی که مشغول بگو بخند و صحبت بودیم ناگهان بیرونِ آبادی شیراوند صحنه‌ی تکان‌دهنده‌ای نظرمان را جلب کرد: مردی همراه با پسر خردسالش، درخت تنومند بلوطی را از پایه آتش زده […]

833827_orig

 

رفتیم کشماهور، عروسی. جای همه خالی، آن‌قدر خوش گذشت که مزه‌اش هنوز زیر زبانم است. عصر به اتفاق خانواده برگشتیم. توی راه در حالی که مشغول بگو بخند و صحبت بودیم ناگهان بیرونِ آبادی شیراوند صحنه‌ی تکان‌دهنده‌ای نظرمان را جلب کرد: مردی همراه با پسر خردسالش، درخت تنومند بلوطی را از پایه آتش زده و کمی دورتر ناظر صحنه‌ی سوختنش ایستاده بودند. راننده توقف کرد تا تذکری بدهد شاید افاقه کند و دل آتش‌زن، به رحم آید. هم‌زمان، مادر و همسر او شروع به جیغ و داد کردند که یعنی: “به ما چه آخه! مگر تو مامور جنگل‌بانی هستی؟” اما او مصمم بود بگوید شاید رحمی؛ که هنوز تا سوختن آن بلوطِ تر زمان زیادی فرصت بود.

ساکت نشسته‌ام و به فریاد و بد و بی‌راه زنان، نظاره‌ی کودکِ مرد آتش‌زن به شعله‌های هنوز کم‌جان آتش و به بی‌قراری خود و همراهم می‌اندیشم.
می‌رود و فریاد می‌‌کشد: “تو را به خدا، خاموشش کن. تو را به خدا، تو را به هرکس که می‌پرستی” و مرد آتش‌زن، زل می‌زند به التماس غم‌آلود همراهم، بی‌تفاوت و انگار ناشنیده!
زن‌ها باز هم شروع می‌کنند. صدایشان روحم را می‌آزارد اما فکر می‌کنم شاید آن‌ها هم دلیلی دارند بر مخالفت‌شان با اعتراض به سوختن بلوط.
سوار می‌شویم. برادرم می‌نشیند پشت فرمان و راه می‌افتیم. تمام مسیر، زنان سرزنش می‌کنند و من به ستوه می‌آیم در دلم.
نزدیک شهر که می‌رسیم او انگار نشنیده هر آن‌چه گفته‌اند و بی‌تفاوت به هیاهوی مادر و همسرش- که تهدید را به مرز پرتاب کردن خود از ماشین رسانده‌اند؛ اگر منصرف نشود- می‌گوید: “باید برویم اداره‌ی منابع طبیعی و با رئیس‌اش حرف بزنیم.” فریادها اوج می‌گیرد دوباره. من اما با سکوتم همراهی‌اش می‌کنم.
به اداره‌ی منابع طبیعی کوهدشت می‌رسیم. تازه تعطیل شده است. برادرم از نگهبان، شماره‌ی رئیس را می‌گیرد. همان‌جا زنگ می‌زند و گزارش سوختن یک درخت بلوط کهن‌سال و بزرگ را می‌دهد. او، قول اعزام نیرو می‌دهد. هنوز حرفش تمام نشده که ماشین گشت اداره با دو سرنشین، وارد خیابان می‌شود به قصد پارک‌کردن. برادرم می‌رود و ملتمسانه خواهش می‌کند که این مسیر یک ربع ساعته را بروند و کاری بکنند که؛ هنوز فرصت هست.
با بی‌حالی “چشم”ی می‌گویند و می‌ایستند توی خیابان تا ما سوار شویم و برویم. در تمام این مدت، اعصابم از غرغرِ زنان به هم ریخته اما چاره‌ای جز تحمل نیست.
از خیابان منابع طبیعی خارج نشده‌ایم که ماموران، ماشین را به داخل اداره می‌برند و پارک می‌کنند؛ یعنی: “هیچ”
برادرم بی‌قرارتر از قبل، شماره‌ی رئیس را دوباره می‌گیرد و می‌گوید: “دست شما درد نکنه آقا! ماموران‌تان همین الان رفتند داخل اداره و خیال پی‌گیری ندارند.”
صدای آقا، خیلی جالب از آن سوی تلفن گفت: “جناب! آن‌ها خسته هستند. شما بگذرید!”
خشک‌مان زد از شدت توجه رئیس و کارکنان اداره‌ی منابع طبیعی کوهدشت به آن‌چه که به خاطر حفظ و نگه‌داریش حقوق می‌گیرند و دم و دستگاهی عریض و طویل را مثلا ًاداره می‌کنند.
به یاد آوردم جاده‌ی رویایی اولادقباد را که دیگر چیزی نمانده به پایان شکوهش؛ زمین‌های سرسبز خوشناموند را که جولانگاه زباله‌ها و نخاله‌های شهری شده‌اند و بوی تعفن آن‌ها مجال حتا عبور بی‌دغدغه را به مسافران نمی‌دهد چه رسد به لحظه‌ای نشستن و لذت بردن از منظره‌ی سرخ‌دم بزرگ و و و ….
درست است که در تخریب منابع طبیعی فوق‌العاده‌ی کوهدشت، نقش فرهنگ و اعمال ما و همشهری‌هایمان حرف اول را می‌زند اما باید پرسید این اداره‌ی فخیمه برای تقویت همین فرهنگ خرابکارانه درباره‌ی محیط زیست، چه کرده است؟! کدام برنامه و همایش و کار پایه‌ای در سطح شهر؟ کدام سخت‌گیری، کدام جریمه‌ی کلان و کدام کار عملی؟!
این که شهروندی حساس، خود و خانواده‌اش – آن‌طور که وصفش آمد – تا آخرین لحظه و مرحله، پی‌گیر جنایتی بر محیط زیست باشند و در نهایت، آقای رئیس، به جای توبیخ مامور کاهلش، رفتار او را به عنوان “خستگی” توجیه کند و از شهروند پی‌گیر بخواهد که “بگذرد” در کدام مرحله از منطق می‌گنجد؟ آیا این آقای رئیس، گاهی با خودش فکر می‌کند که فلسفه‌ی ریاست او اصولا چیست و بر چیست؟ آیا ایشان احیاناً گاهی گذرشان به کوه‌های دیگرْ لخت کوهدشت می‌افتد تا عمق فاجعه‌ای را که به جرئت می‌توان به کم‌کاری اداره‌ی حوزه‌ی ریاست خود بزرگوارشان منتسب کرد، دریابند؟
ای کاش آقا و ماموران زیردست‌شان بعضی مواقع با خود فکر کنند که برای انجام چه وظیفه‌ای از بیت‌المال پول می‌گیرند؟ رفتار آن روز رئیس اداره‌ی منابع طبیعی کوهدشت و مامورانش در حضور چند شاهد – آن هم به کیفیتی که ذکر شد- اتفاق افتاد و در نهایت، باعث خوشحالی همان شاهدان معترض شد که می‌گفتند: “دیدی چطور خودتو سنگ روی یخ کردی؟ الان چی شد؟ چه اتفاق خاصی افتاد؟” و…
و واقعاً هیچ اتفاق خاصی نیفتاد به لطف وظیفه‌شناسی! دوستان در اداره‌ی منابع طبیعی، مگر سوختن بلوطی که دیگر نیست چون دیگر بلوط‌های پیرِ جنگل‌های شهرم.
سخن، بسیار است به خاطر دردِ بسیار. اما عمیق‌تر از هر دردی، زخم بی‌توجهی و اهمال است از سوی کسانی که مسئول‌اند و اجباراً پاسخگو. با این حال باید گفت دریغا از بار مسئولیت که گران، سنگین است و هر دوشی را یارای کشیدنش نیست اگر می‌فهمیدیم! دریغا…

الهام خوشنام‌وند/ روزنامه‌نگار و کارشناس ارشد حقوق

سیمره

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

پیاده روی در گفته :

با سلام خدمت مدیریت مهترم سایت . ممنون از زحماتتان. دولت با کلی هزینه کانال برای جدا کردن مرته از زمین کشاورزی کرده .در منطقی سر سورخان .ولی متعصفانه به هر دلیلی کا نالو که هیچ رد کردن کشاورزان بلکه درختارم قطع کردن.طبیعت کوه سر سورخان به دست نابودیست

طرفدار طبیعت در گفته :

اگر اینها کار می کردند با برنامه تخریب و آتش سوزی و قطع درختان اینگونه نبود گزارش کذایی خیلی راحت است نوشتن مقاله و درست کردن بوق کرنا در خصوص حفظ جنگل راحت است ولی اجرا خیلی سخت است زمانی با چهار جنگل بان بی سواد نگهداری می شد خیلی بهتر از هم اکنون بود به فکر حقوقی باشید که میگیرد حلال و حساس مسئولیت کنید آقای فرماندار به داد طبیعت بی صاحب برسید وزارت کشاورزی رهاشده است

خانم خوشنام وند شما می توانی همین گزارش را به منابع طبیعی استان بفرستی شاید انجا گوش شنوایی باشد البته بعید می دانم

کشاورز در گفته :

اقای ازادبخت سپاس از توجه شما به عرصه منابع طبیعی و پیگیری و درج مطالب هشدار دهنده.
اگر امکانش براتون مقدور هست و نصاویری و مستندات خاصی دارین ممنون میشم در اختیار من قرار بدین. مطمین باشید مطالبتون را رسا تر به گوش مسولین ارشد خواهم رساند.

بلوطی در گفته :

سرکار خانم خوشناموند.از دغدغه شما تشکر می گردد.
بهتر بود بجای امدن به شهر و فرار از محل وقوع جرم اول آن را خاموش می کردید وبعنوان یک شهروند وظیفه مند عمل می نمودیدو دوم متاسفانه درخت در باور برخی اهریمن است چه باید کرد؟
درخت متعلق به همه و برای همه است.

ن.آزادبخت در گفته :

خدمت شهروند حقوق خوان و روزنامه گار شرافتمند عرض ادب و احترام دارد همانگونه که خود بیش و پیش از عامه ی مردم وقوف دارید،بر پایه ی اصل هشتم و پنجاهم قانون اساسی،حفظ محیط زیست بویژه محیط طبیعی وظیفه ی همگان است.از سویی سازمان های مردم نهاد (سمن) نیز بیشتر از دولت وظیفه دارند مردم را با مخاطرات و چالش های محیط زیست آگاه سازند البته بی تردید مدیران و کارشناسان منابع طبیعی و محیط زیست نیز بایستی با همه ی نامرادی ها و تنگناها و چالش های گوناگون مادی،ابزاری و … گام در راه نهند و دغدغه های مقدس مردم را پاس دارند و پاسخ گویند.زیرا مردم صاحبان اصلی قدرت وولی نعمت ما هستند ولی به قول خواجه ی اهل راز (دلتنگ نباید بود) و وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
که در طریقت ما کافریست،رنجیده اند.

سهرابی در گفته :

سر کار خانم خوشناموند نامه سراسر احساسی شما و به دور از واقع گرایی را خواندم. از حسن نظر و حساسیت شما در مورد جنگلهای بلوط در حال ازدست رفتن بی نهایت سپاسگزارم. ای کاش همه اقشار مردم به اندازه شما تعصب طبیعت پیرامون خود راداشتند، اما سر کار خانم! شما به صورت کاملا احساساتی تلاش شبانه روزی رییس پرتلاش و همکاران کوشای منابع طبیعی شهرستان کوهدشت را زیر سووال بردید و به صورت یک طرفه خودتان بریدید و خودتان دوختید. آیا می دانید وسعت ۳۹۷۷۷۲ هکتاری شهرستان کوهدشت، فقط توسط چهار نیروی جنگلبان و سه دستگاه خودروی فرسوده حفاظت می شود، آیا می دانید کارکنان همین اداره ای که شما یک طرفه محکومش نموده اید، در بسیاری از اوقات برای حفاظت از این عرصه ها شبانه نیز ماموریت می روند و آیا می دانید اگر به تعداد درختان بلوط نیروی حفاظتی داشته باشیم و فرهنگ استفاده از طبیعت اصلاح نشود، روند تخریب و از دست رفتن جنگل و مرتع بر همین منوال خواهد بود. شما اداره منابع طبیعی را مسوول فرهنگ سازی در جامعه می دانید؟ پس سهم دستگاههای تولید فرهنگ، همچون آموزش وپرورش و دانشگاهها چه؟ سر کار خانم حقوقدان! شما چندین سال درس حقوق خوانده اید و یک طرفه زحمات قشر فوق العاده زحمت کش یک دستگاه را نشانه رفته اید. توصیه می کنم یک بار دیگر درسهایتان را مرور کنید!!!!

گرمه ای در گفته :

سهرابی جان نیازی به خواندن درس حقوق نیست کافی است چوپان باشی و از میان جنگلهایی بگذری آن وقت می فهمی که دیگر نامی از جنگل مانده است زحمت کسی هم با یک گزارش بر باد داده نشده است ! کسانی که شما از آنها دفاع میکنید به اندازه زحمتشان سر برج حقوق می گیرند. خیلی نگران نباش.

این دوره زمونه حواست یه لحظه پرت بشه کل سرمایه ای که دارید سارقین محترم بار سایپا میکنن، دست و پای چوپان بیچاره هم بسته میشه بعد از چند روز پیداش میکنن، بهتره با دیدن این صحنه فجیع که سرکار خانم به قلم کشیدن و یک افسانه باهاش ساختن، بفرمایند آیا اون روستایی که رفتن غذا رو با چی آماده کردن، غیر از هیزم، واقع بین باشید، مراجعه کنید به اون اداره شاید تونستید مشکلی رو ازشون حل کنید یک طرفه قضاوت نکنید،

من از اداره منابع طبیعی خواهش می کنم بازدیدها رو بیشتر کنه بخصوص روزهای تعطیل و همچنین چند تا بنر آموزشی در مسیر جاده کشماهور نصب کنید

پیاده روی در گفته :

در منطقی سر سورخان کولی هزینه کردن و کانال برای تفکیک مرتع از زمین کشاورزی ولی متعصفانه کشاورزان ان منطقه از کانال که رد کردن هیچ درختارم اتش زدن

محسن میرزایی در گفته :

فقط منطقه کشماهورنیست که طبیعت ودرختان بلوط آن درمعرض نابودی هستند،منطقه هومیان،چنگری،مسیرجاده اولادقبادو…..

منصورى در گفته :

ظاهرا مقصر أصلى سر کار خانم خوشناموند. هستن که چشم خودشون رو بر این واقعیت نبستن و درد دل خودشون رو به رشته تحریر در آوردن ، پیشنهاد میدم سر کار خانم دیگه از این نامه هاى إحساسى ننویسن چون ممکنه کم کارى مدیران ادوار مختلف این أداره و عدم توانایى مدیران شهرستان براى جذب بودجه ونیرو رو به این نامه شما ربط بدن و براتون مشکل درست بشه. / آدم یه حرفایى میشنوه که نمیدونه چى بگه ، /

,واقع بین در گفته :

مشکل ما احساسی عمل کردن و محکوم کردن هم است.متاسفانه بلوط در باور ما به دشمنی تبدیل شده که نابودی آن باعث رنجش خاطر می شود.باید پذیرفت نیرو ی حفاظتی برای شهرستان کم و در مقایسه با کشورهای توسعه یافته که برای ۲۰۰۰هکتار ۲نفر نیرو فعالیت دارد بسیار ناچیز است…………..چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید.

مرادی در گفته :

صحبت از پژمردن یک برگ نیست/وای/جنگل را بیابان می کنند…
در حالی که تمام جوامع امروزی تمام تلاششان را می کنند که محیط زیستشان را محافظت کنند متاسفانه این امر برای ما و مسئولین ذیربط زیرسبیلی رد می شود. جناب اداره ی منابع طبیعی! اگر کمبود امکانات داری و کمبود نیرو به جای سرزنش کردن نویسنده و توجیه و بهانه استعفا بده! خیلی راحته برادر من.اگه نمیتونی صندلیتو ول کن تا یکی دیگه بیاد. جاده ی اولاقباد ، خوشناموند،قرعلیوند،جاده ی خرم آباد،بلوران، همیان و… همه در آتش نادانی عده ای و بی تفاوتی اداره ی فخیمه ی شما به کشتزارهای طمع و آز تبدیل شده اند و شما خیلی راحت و حق به جانب از مظلومیت و زحمات شبانه روزی خود و پرسنلتان می گویید؟ بهتر نیست کمی منصفانه به قضیه نگاه کنید و مسئولیت خود را بپذیرید؟ مگر رهبر انقلاب در روز درختکاری توصیه ی اکید بر حفظ جنگلها نداشتند؟ مگر نفرمودند که قطع اعضای درختان مانند قطع عضو من است؟ چرا همیشه سعی میکنیم اشتباهات و کم کاری خود را توجیه کنیم؟
شما چه تلاشی برای جذب امکانات و توسعه ی نیروی انسانی خود کرده اید؟گیرم که نیرویتان کم است که در لحظه ی وقوع جرم در محل حادثه حاضر باشید، چرا با متخلفان برخورد قاطع نمی کنید؟بنده به عنوان یک شهروند یک راه حل ساده به شما پیشنهاد میکنم:
تمام زمینهای این منطقه مالک مشخصی دارند. شما هم که نقشه ی تمام جنگلها و مراتع را در اختیار دارید. میتوانید نه هر روز بلکه هفته ای یکبار بر اساس همان نقشه ها به بازرسی مراتع و جنگلها بپردازید. هر جا که درختانش قطع و تبدیل به زمین کشاورزی شده صاحبش را پیدا کنید و او را به دادسرا معرفی کنید و قاطع و بدون چشم پوشی با او برخورد کنید. کافی است در هر منطقه با دو نفر برخورد قاطع و قانونی شده و شخص خاطی جریمه شده و عواقب خطایش راببیند. مطمئن باشید پس از مدتی دیگر لازم نیست شبانه روز زحمت بکشید!

جناب مرادی
نقشه اراضی موجود است نه نقشه مالکیت افراد بنام
تامیین نیرو بدست شهرستان نیست وموضوع کشوری است.

درختان بلوط می میرند در سکوت مرگبار ما ساکنان زاگرس و در بی خیالی برنامه ریزان.خدایا بلوط را از ما مگیر.بلوط میراث یک فرهنگ است

گیاه یک پایه ی اساسی وجود است؛ ولی متأسفانه ما گیاه و درخت را با این چشم نگاه نمی کنیم. از این روست که مراتع تخریب می شوند، جنگل ها تخریب می شوند و درخت ها و باغ ها در محیط های شهری – حتی در محیط های غیر شهری، احیانا به توهم منافع موهوم – از بین می روند.
مقام معظم رهبری

جمله‌ای غرورانگیز از کوروش بزرگ در منشور پارسوماش :
به فهم آب رسیدن و گندم را گرامی داشتن،
این آیین من است.
پس هرکه رونده ای را بیازارد
جهان را آزرده است.
او که درختی را بیافکند،
بی اجاق خواهد مرد.
او که آب را بیالاید،
روان خویش را آلوده است.

روستايي در گفته :

طی این چنده سال گذشته هیچ هزینه در خصوص فرهنگ سازی حفاظت از جنگلها نشده .
متاسفانه برخی شرکتها و سازمانها (راه-نفت -گاز -مخابرات و…) با احداث خطوط لوله به پهنای ۳۰ متر بزرگترین عامل تخریب جنگلها هستند و هیچ جایگذینی هم برای جنگلهای تخریب شده نمی کنند .

روستايي در گفته :

و اما راه کار چیه؟
در سطح کلان کشور
۱-( راه کار نرم افزاری) شامل: فرهنگ سازی و آشنا نمودن مردم با لزوم حفظ جنگل و شناختن آثار تبعات منفی از بین رفتن جنگلها
۲-(راه کار سخت افزاری)شامل :شناسنامه دار نمودن جنگلها با پلاک گذاری تمام درختان -تحویل درختان شناسنامه دار به افراد محلی -پرداخت سالانه مبلغی (هرچند ناچیز) برای حفاظت از هر درخت

مطمئن باشیم با اجرای این طرح مردم به لزوم حفظ واقف خواهند همچنین جنگلکاری بیشتر خواهد .
اجرای این طرح موجب افزایش دامداری مردم محلی (بویژه روستاییان) خواهد شد .
چنانچه اجرای طرح بعد از مدت بفرض ۱۰ سال قطع شود مطمئنن همه مردم آگاهی لازم را کسب خواهند کرد و دیگه بار مالی نخواهد داشت

اگر بخواهند برخورد کنند خیلی راحت میتونند از قطع و اتش سوزی درختان توسط مالکین جهت کشاورزی و وسعت زمینشان جلو گیری کنند . و منابع طبیعی اگر نیرو کم دارند از بسیج مردمی و نیروهای داوطلب استفاده کنند

داریوش ابراهیمی / دبير سرويس خبر و رسانه "ميرملاس نيوز" در گفته :

به نظرم منابع طبیعی باید از همیاران طبیعت کمک بگیرد؛ بخصوص در این ایام که حتما افراد زیادی اقدام به برپا کردن آتش در این مناطق می کنند. باید به فکر “”روز ملی بلوط”” بود شاید اینگونه توجه بیشتری به بلوط ها بشود.

بی طرف در گفته :

جناب ابراهیمی.روز ملی بلوط گرچه لازم است …..بلکه توجه به بلوط در برنامه ریزی ها.نیرو انسانی کم و امکانات ناچیز……………

کوهدشتی در گفته :

خدا را شاهد میگیرم یک روز همراه خانواده برای تفریح به طرف جاده اولادقباد رفتیم عده ای از افراد خدا نشناس درخت جوانه زده بلوط را در مقابل دیدگان کارمند منابع طبیعی قطع میکردند وان فرد کوچکترین۱عتراضی نکردن نمیدانم بعضی ها چطوری این حقوقی که میگیرند از حلقومشان پایین میرود

بی طرف در گفته :

سلام.نگفتی کارمند کی بوده.به نظر شما مردم ما ظرفیت تذکر را دارند که فردی کارمند با خانواده تذکر بدهد.

اتیوند در گفته :

سلام عزیزان
خواهشمندم از اداره منابع طبیعی کوهدشت سوال کنید که چندتا پرسنل جنگلبان داره؟به نظرم من باید پلیس منابع طبیعی ومحیط زیست تشکیل بشه

بی طرف در گفته :

تا جایی که من خبر دارم ۳-۴نفر

نمشه همه تقصیرها را گردن منابع طبیعی انداخت . مقصر اصلی خود ما مردم هستیم که قانون شکنی در وجودمان نهادینه شده . هر کدام به جنگل برویم اگر کباب نخوریم انگار عرضه نداریم . خیلی از مردم زغال فروشی را کسب کار خود کرده در حالیکه ساکن روستا هستن و به شغل دامپروری مشغولند . عادات بد ما مردم همیشه متمایز است و همین مصرف و عزضه مرغ زنده و استقبال از آن توسط مردم چقدر مشکل ساز شده و خیابانها را متعفن نموده است . چقدر با این پدیده شوم مبارزه شد ولی مردم حاضر نشدند از آن دست بردارند و مرغ کشتار شده و بهداشتی را حرام تلقی میکردیم، در حالیکه واسه ۲ عدد مرغ منجمد و نزدیک به تاریخ انقضا فقط به خاطر اینکه در سبد کالا هست از سر و کول هم بالا میرویم . از سایر عادات شهریمان ریختن زبتله در خیابانها و جداول است که حوصله بحث را ندارم

تا این مردم عزیز ما نخواهند، هیچ فایده نداره، تا وقتی جوانهای شهر مسابقه میدن واسه قهرمانی با سریعتر قطع کردن درخت بلوط، تا خوراک ما همیشه کباب هست، و برای کباب یه مرغ چند درخت میسوزه، تا برای دور زدن تراکتور در زمین کشاورزی درخت قطع میشه، تا وقتی واسه کمباین زمین هموار میشه، تا وقتی جهت تفریح شبانه و شب نشینی در جنگل درخت میسوزه و تا….. خودمون تبر بدست هستیم درختی باقی نمی مونه، بیایید بجای متهم کردن، کارکنانی که به قول دوستان حقوق میگیرن و هر روز نمیان در خونه همه رو بزنن و اجازه بگیرن که دارن میرن ماموریت و شاهد جمع کنن که ما رفتیم گشت زنی اونم، خودمون می‌بینیم که با وسعت زیاد منابع ملی آیا یک بار اونایی که دغدغه طبیعت دارن و اگه افسانه سرا می شدن پیشرفت زیادی داشتن، به اداره منابع طبیعی رفتن ببینن بیت المال بقول خودشون چی میشه، و اون حقوق آیا حلال هست یا حرام، آیا شما که این همه مطلب نوشتین و زحمت کشیدین، واقعاً در دامن طبیعت به کسی تذکر دادین، ای کاش همه شما برید منابع طبیعی و از اونا کارت همیار طبیعت بگیرین که، دیگه شاهد ناراحتی کسی نباشیم، و کسی رو متهم نکنیم، و تهمت‌ نزنیم، و اینکه هر سال چند پروند ساخته میشه و مهمتر اینکه رئیس یک اداره شهرستان هیچ گونه مجوزی برای بکارگیری نیروی جدید نداره، آیا یک بار تابستان در گرمای سوزان آفتاب و شعله های آتش جنگل بودیم که در مورد حرام و حلال زندگی مردم نظر میدیم، آیا هنوز نفستان به انتها رسیده در میان موج دود طبیعت که تنها راه نجات فرار از محل هست و همچنین وقتی باد شروع به وزیدن میکند مفری برای شما نمی ماند از دست لهیب آتش، آیا از دست نفسهای عمیق با دود جنگل، مجبور شده اید جوانیتان را با اسپری نفس بکشید و قدرت تنفستان به کمترین حد برسد، بیایید کمک کار هم باشیم نه عیب جو و بدنبال تخریب کسی،،،،

دارابی در گفته :

با سلام خدمت تمام دلسوختگان طبیعت دوستان خانه از پای بست ویران است خواجه در فکر نقش ایوان است . زمانی که منابع طبیعی که یک بحث حاکمیتی است زیر مجموعه جهاد کشاورزی است چطور انتظار دارید حفاظت شود جهاد کشاورزی دنبال واگذاری های بی حساب کتاب است و این یعنی تخریب و اهمیت نداشتن منابع طبیعی ، دولت هر طرح ملی از جمله خط گاز و پتروشیمی و جاده و … را از بهترین عرصه های جنگلی عبور می دهد چه انتظازی از مردم روستایی که نانش به اراضی تحت اشکوب جنگل وابسته است دارید .باید او را توانمند کرد چه از نظر مالی و چه فکری تا خودش محافظ جنگل شود وقتی استاندارد نگهداری از جنگل در جهان برای هر ۵۰۰۰ هکتار ۱ نفر محافظ است و در کوهدشت هر ۵۰۰۰۰ هکتار ۱ نفر چطور می توان زحمت جنگلبانان بی توقع را زیر سوال برد در آخر آقای آزادبخت مدیر منابع طبیعی کوهدشت از دلسوزترین کارکنان هستند مردم باید کمک کنند تا بقول امام جنگلها که مال مردم است حفظ شود

فلاح در گفته :

به‏ ‏نظر‏ ‏حقیر‏ ‏سرتا‏ ‏‏ ‏پا‏ ‏تقصیر‏ ‏باید‏ ‏این‏ ‏بانوی‏ ‏خوشناموند‏ ‏را‏ ‏گرفت‏ ‏وحبس‏ ‏نمود‏ ‏که‏ ‏اول‏ ‏چراوبه‏ ‏چه‏ ‏حقی‏ ‏به‏ ‏کشماهور‏ ‏که‏ ‏کلی‏ ‏با‏ ‏خوشناموند‏ ‏فاصله‏ ‏دارد‏ ‏رفته‏ ‏اید‏ ‏عروسی‏ ‏واصولا‏ ‏چرا‏ ‏عروسی‏ ‏رفته‏ ‏اید؟
دوم‏ ‏اینکه‏ ‏چرا‏ ‏بدون‏ ‏اجازه‏ ‏به‏ ‏کار‏ ‏مردم‏ ‏نگاه‏ ‏کردی؟
سوم‏ ‏اینکه‏ ‏سوختن‏ ‏بلوط‏ ‏چه‏ ‏عیبی‏ ‏دارد‏ ‏ونسوختنش‏ ‏چه‏ ‏فایده‏ ‏ای‏ ‏؟
چهارم‏ ‏چرا‏ ‏به‏ ‏اداره‏ ‏محترم‏ ‏ووزینی‏ ‏چون‏ ‏منابع‏ ‏طبیعی‏ ‏رفته‏ ‏ای‏ ‏وبدون‏ ‏وقت‏ ‏قبلی‏ ‏ونوبت‏ ‏ملاقات‏ ‏با‏ ‏ریس‏ ‏حرف‏ ‏زدی‏ ‏؟‏ ‏واصلا‏ ‏به‏ ‏چه‏ ‏حقی‏ ‏نمره‏ ‏تلفنش‏ ‏را‏ ‏گرفته‏ ‏واصولا‏ ‏چرا‏ ‏با‏ ‏یک‏ ‏مرد‏ ‏سخن‏ ‏گفته‏ ‏ای؟
وپنجم‏‏ ‏اینکه‏ ‏بعد‏ ‏از‏ ‏ساعت‏ ‏کاری‏ ‏چرا‏ ‏انتظار‏ ‏برخورد‏ ‏داشته‏ ‏ای‏ ‏؟‏ ‏آخه‏ ‏بعد‏ ‏از‏ ‏ظهر‏ ‏کدام‏ ‏اداره‏ ‏بازه‏ ‏وچه‏ ‏کارمندی‏ ‏به‏ ‏ارباب‏ ‏رجوع‏ ‏پاسخ‏ ‏می‏ ‏دهد‏ ‏؟
سخن‏ ‏آخر‏ ‏اینکه‏ ‏اینجا‏ ‏کوهدشت‏ ‏است‏ ‏ظاهرا‏ ‏سرکار‏ ‏علیه‏ ‏فراموش‏ ‏فرموده‏ ‏اید‏ ‏که‏ ‏… ‏

یی طرف در گفته :

جناب فلاح
اینطور که هم شما برداشت نموده اید نیست .منابع طبیعی یک سرمایه ملی و عمومی و متعلق به همه است.اگر بنا باشد پای هر درختی یک نفر نیرو گذاشته بشه چقدر نیرو لازم است شما حساب کنید؟

آزادبخت.تهران در گفته :

باسلام و عرض ادب اینکه شاخه ای میشکند و یادرختی میسوزد دلمان به درد می آید اما باید یاد بگیریم که به دور از هر حاشیه ای احساس مسئولیت کنیم این تکلیف ارگانی نیست همگانی است باید قبل از هر کسی ویا هر ارگانی ما خودمان را مسئول بدانیم و باید یادبگیریم که طبیعت ،درخت و مرتع سهم تک تک افراد جامع است در کنار آن اداره منابع طبیعی و سایر ارگانها مسئول خواهند بود چرا که میتوانند سهم بسزایی در حفظ و نگهداری این سرمایه ملی را ایفانمایندامیدوارم دیگر شاهد این گونه خبرهای دردناک نباشیم باتشکر

آزادبخت.تهران در گفته :

باسلام و عرض ادب اینکه شاخه ای میشکند و یادرختی میسوزد دلمان به درد می آید اما باید یاد بگیریم که به دور از هر حاشیه ای احساس مسئولیت کنیم این تکلیف هم ارگانی و هم همگانی است باید قبل از هر کسی ویا هر ارگانی ما خودمان را مسئول بدانیم و باید یادبگیریم که طبیعت ،درخت و مرتع سهم تک تک افراد جامع است در کنار آن اداره منابع طبیعی و سایر ارگانها مسئول خواهند بود چرا که میتوانند سهم بسزایی در حفظ و نگهداری این سرمایه ملی را ایفانمایندامیدوارم دیگر شاهد این گونه خبرهای دردناک نباشیم باتشکر

داریوش گراوند در گفته :

مدیرمنابع طبیعی شهرستان، امیدوارم پاسخگوی این مطلب دردناک به افکارعمومی باشند؟؟؟

روابط عمومی منابع طبیعی کوهدشت در گفته :

با سلام و ارزوی بهروزی و سربلندی ، تبریک سال نو و تسلیت ایام فاطمیه ،برای همه عزیزانی که دغدغه حفظ منابع طبیعی را دارند.
جوابیه این اداره در تاریخ ۹۳/۱۲/۲۹برای مدیر محترم سایت ارسال شده است.در این جوابیه موضوع مورد ادعا پاسخ داده شده.بهر حال منابع طبیعی به عنوان سرمایه ملی ومشترک نیازمند مشارکت و آگاهی بخشی توسط همه بوده و حفظ و حراست از آن از عهده یک دستگاه بر نمی آید.موفق و پیروز باشید.

آزادبخت.تهران در گفته :

باسلام و عرض ادب اینکه شاخه ای میشکند و یادرختی میسوزد دلمان به درد می آید اما باید یاد بگیریم که به دور از هر حاشیه ای احساس مسئولیت کنیم این تکلیف هم ارگانی و هم همگانی است باید قبل از هر کسی ویا هر ارگانی ما خودمان را مسئول بدانیم و باید یادبگیریم که طبیعت ،درخت و مرتع سهم تک تک افراد جامع است در کنار آن اداره منابع طبیعی و سایر ارگانها مسئول خواهند بود چرا که میتوانند سهم بسزایی در حفظ و نگهداری این سرمایه ملی را ایفانمایندامیدوارم دیگر شاهد این گونه خبرهای دردناک نباشیم باتشکر

امرایی از رومشکان در گفته :

و آن روزی که منابع طبیعی کوهدشت مجوز سکونت دامداران در دامنه ی مله کوه داد درختان بلوط یکی یکی قربانی حدود ۲۰ خانوار دامدار شدند انها نیاز به آتش و گرما دارند و چه بهتر از هیزم درخت بلوط

جوابیه اداره منابع طبیعی کوهدشت در گفته :

چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید.
جناب آقای آزادبخت مدیر محترم سایت میرملاس نیوز
با ادای احترام و ادب و آرزوی سربلندی و بهروزی برای شما و همه کسانی که دغدغه آگاهسازی و انجام رسالت مطبوعاتی مسئولانه را در سر دارند .به حکم وظیفه قانونی و دینی و به احترام حقوق شهروندی درخصوص مطلب درج شده در آن سایت با عنوان “کدام اداره منابع طبیعی” به نقل از هفته نامه وزین سیمره لازم می داند در راستای روشنگری و پاسخگویی به افکار عمومی نکاتی را به اطلاع خوانندگان فهیم و شهروندان گرانقدر تقدیم نماید. امیدواریم همه با هم با تدبیر و مشارکت مسئولانه، دلسوزانه و آگاهانه در راه پاسداری و حفاظت از سرمایه بی بدیل و ملی منابع طبیعی گام برداریم و متولیان قانونی را که با محدودیت ها و چالش های جدی با تمام وجود به انجام وظیفه مشغولند را به بهانه نقد و نظر مسئولانه! با سیلی نامهربانی ننوازیم. نخست آن که به نظر می رسد گزارش مربوط به حداقل ۳ -۴ ماه گذشته بوده و بررسی کارشناسان اداره منابع طبیعی شهرستان بیانگر آن است که عکس درج شده کمترین همخوانی را با محل مورد نظر دارد و به احتمال قوی تزیینی است زیرا زمین مورد نظر از سوی مالک آن کشت و کار می شود و در فاصله ۱۲ کیلومتری مرکز شهرستان دارای ۴ اصله درخت بلوط است که پس از شناسایی صاحب زمین مشخص شد خوشبختانه درختی سوخته نشده یا به نحوی که گزارشگر محترم با احساس تمام و دغدغه وصف ناشدنی به شرح آن پرداخته اند، درختی مشاهده نگردید اما اقدام گزارشگر محترم و همراهان وی که به کمترین تلاش یعنی هشدار به فرد خاطی و آگاهی رسانی شفاهی و پس از ماهها تأخیر در فضای مجازی به بازنشر آن پرداخته اند، خالی از اینکه چه نیت و انگیزه ای داشته و دارند، جای سپاس دارد.
سوال و انتظار اساسی این است آیا بهتر نبود ایشان و همراهان عزیزشان به جای هیجان سازی با جلب مشارکت مردم محلی (بومی) اقدام به خاموش کردن درخت مورد اشاره می نمودند که خوشبختانه بررسی ها نشانگر آن است که آسیب جدی ندیده است نه اینکه دنبال سوژه سازی و زیر سوال بردن مجموعه ای خدمتگزار و متخصص با کمترین میزان نیرو و امکانات و مفتخر به پاسداری و حفاظت از جنگل و مرتع را نشانه روند.بی تردید پاسداشت و بهره برداری عالمانه و مبتنی بر توسعه متوازن و عادلانه سرمایه های عمومی مانند آب، خاک، جنگل و مرتع افزون بر سازمان های اداری که گاه همانند منابع طبیعی وظیفه و رسالت حاکمیتی دارند، نیازمند توجه و حمایت جدی مردم و دیگر مسئولان قضایی، اجرایی و قانونگزار است. امید می رود بیش از پیش اصحاب قلم و رسانه در راه جلب مشارکت مردم در راستای حفاظت و صیانت از این سرمایه های خدادادی، خدمتگزاران خود را در مدیریت منابع طبیعی و محیط زیست یاری رسانند.

مدیریت منابع طبیعی وآبخیزداری شهرستان کوهدشت

گردشگر در گفته :

جهت اطلاع ریس وکارکنان اداره منابع طبیعی کوهدشت.سال نوبرشمامبارک.فردی درروستای میریان (ده شاه نظر)داودرشیدباتوجه به فرصت تعطیلات نوروزاقدام به ساخت خانه در فضای مربوط به اداره منابع طبیعی نموده است وازمنطقه خارج ازروستاوخارج ازطرح مشغول خانه سازی است .اقدام وجلوگیری فوری وظیفه شما وسایرنهادهای مربوطه است.منتظر اقدام فوری هستیم.

روابط عمومی منابع طبیعی کوهدشت در گفته :

جناب گردشگر
با سلام
طی دو مرحله ماموریت و صدور ابلاغیه از طریق اداره در خصوص توقف روند ساخت و ساز اقدام شده که متاسفانه فرد مورد نظر توجهی ننمود و در نهایت از طریق دستگاه قضایی و پاسگاه انتظامی محل موضوع در دست اقدام قرار گرفته است.

گراوند در گفته :

با سلام و عرض ادب به همه دوستان و تشکر از احساس مسئولیت خانم خوشناموند باید عرض کنم که فرمایشات چناب سهرابی از رفتار غیر مسئولانه ریاست محترم و کارکنان اداره منابع طبیعی درد آورتر بود چون که انتظار اقدام فوری باتوچه به فوریت مسئله از یک مسئول ودستگاه مربوطه چندان غیر منطقی به نظر نمی رسد و حتی می توان گفت ارتباطی هم به رشته تحصیلی طرف تذکر دهنده هم ندارد .با آرزوی توفیق برای همه دوستان از خداوند می خواهم سالی نیکو در پیش روی داشته باشید .

روستايي در گفته :

با برخورد و بگیر ببند چیزی درست نمی شه. بایستی مردم را به کشتی منابع طبیعی که خودشان و آیندگان شان نیزسوار بر هستند آگاه نمود

فرید-سا در گفته :

دوستان سلام ایکاش قبل از هر اعلام نظر و محکوم کردن هر فرد یا اداره باید بدونید که واقعا پاسداری از جنگلهای بلوط این منطقه توسط چهار نفر و حتی ۱۰نفر هم کار خیلی سخت و مشگلی است و دوست عزیزمان میتوانست با آن کسی که درخت بلوط را آتش زده صحبت کرده و برای او توضیح میداد که اینکار چه ضررهایی به دنبال دارد تا برای او جا بیفتد.
متاسفانه مردم ما فقط دورا دور نویسندگان خوبی هستند ولی در زمان بروز اینگونه مشکلات هیچ اقدام اساسی انجام نداده و نهایتا بعضی ها میگویند به ما چه حالا جلوی این یکی بگیریم جلوی بقیه رو کی میگیره.
هر نفر میتواند خودش شخصا یک نگهبان محیط زیست باشد نه اینکه بگوید این وظیفه فلان اداره است.

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :