کد خبر : 6647
تاریخ انتشار : ۲۴ تیر ۱۳۹۱ - ۱۴:۰۵
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 551 بازدید

“هچایه”

    بهمن ابراهیمی:   به بهانه انتشار هچایه بانگ “جرس”۱که در “کور”۲ نشست ، صدایی تازه بود که نه کلماتش غریب بود و نه سازش عجیب ، همان “کلیمه” ۳های لری ولکی بی آنکه از اصالت بیافتند قبایی تازه بر تن کرده بودند و مفاهیمی نو یافته بودند، ساز هم همان سرنای “شاهمیرزا”۴ بود […]

 

 

بهمن ابراهیمی:

 

به بهانه انتشار هچایه

بانگ “جرس”۱که در “کور”۲ نشست ، صدایی تازه بود که نه کلماتش غریب بود و نه سازش عجیب ، همان “کلیمه” ۳های لری ولکی بی آنکه از اصالت بیافتند قبایی تازه بر تن کرده بودند و مفاهیمی نو یافته بودند، ساز هم همان سرنای “شاهمیرزا”۴ بود که پرده دیگر کرده بود….. اگرچه علی اکبر شکارچی و شاهمیرزا مرادی استادانی مقدم تر در موسیقی لری بودند اما محتوای “جرس” که به نوعی یک حماسه اجتماعی در قالب موسیقی فولکلور لری بود ازاندیشه های ایرج رحمانپور رنگ پذیرفته بود که خود متاثر از فضای ایام انقلاب بود. “سازنه ” ۵در سازش پف می کرد و صدای جوان و رسا و حجیم ؛ کاملا فنی و پخته به او جواب می داد واین نویدی بود همچون “گل افتو”۶ برای دوستداران موسیقی لری . شاید کسی بهتر از خودش این مقطع از عمرش را نسروده:
“د روز نبردت وساز شامیرزا
چنوو ناله کردم که سنگ هم وریسا”
از جرس تا زمانی که “کله باد “۷ وزید چند سالی فاصله افتاد – که کاش نمی افتاد – “کله باد” اگرچه بصورت کاستی یا مجموعه منظم منتشر نشد و فقط اجرایی بود در سالن شهرداری خرم آباد اما حقیقتا چون کله بادی بود که بر فضای فسرده ی موسیقی لری وزید. هنگامی که “پژاره ی ” ۸صدای رحمانپور اشک مردم لرستان را برای ” کورپه “۹ها ی آواره ی کرد و زلزله زدگان منجیل در آورد و باعث شد تا آنها بی دریغ هر آنچه از دستشان بر می آمد کمک کنند ،دیگر همگی دریافته بودند که رحمانپور فقط یک خواننده نیست او انسانی است با درد همنوع و هنر مندی است متعهد و شاعری است حساس و خواننده ای که هنجره اش با بغض مردم می گیرد وبا شادیشان شکوفا می شود.
همواره دوستدارانش غبطه می خوردند که چرا مجموعه کاری از او به صورت شرکتی و با کیفیت مطلوب منتشر نمی شود تا اینکه “آیینه اشک”۱۰ طلسم را شکست .اگرچه کیفیت صدا برداری و انتشار چیزی در شان هنر رحمانپور نبود اما بی گمان بالاترین استقبال در میان تمام آثار منتشر شده لری مربوط به این اثر بود .خلاقیت رحمانپور در تلفیق آواهای اصیل لری و لکی با موسیقی و صدای محزون و گیرا و حماسی او در این اثر بسیاری از مخاطبین را اقناع می کرد خصوصا آنکه در این اثر از اشعار فولکلور نخ نما شده و تکراری خبری نبود . رحمانپور قابلیت های زبانی لری و لکی را به خوبی می شناخت و صدای در خور آواهایی کهن نظیر”مور” “دنگ” و “سرسواری”و….داشت لذا در اکثر کارهایش بخشی را به آنها اختصاص داد و هنوز که هنوز است قابلیت اجرای آنها فقط در انحصار اوست وی با این اقدامش زوایای ناشناخته ای ازهنر فولکلور لرستان را به ایرانیان وبه دنیا شناساند هنگامی که در تالار رودکی گوشه هایی از هنرش را نمایاند فردایش در روزنامه این تیتر چاپ شد که :” صدای ایرج رحمانپور یادآور سکاهای ساکن سه هزار سال پیش لرستان است……”
باز هم در این مقطع شاید کسی اورا مثل خودش معرفی نکرده است :
“م او غمسرودن که مردم میحنن سر قرسوونیا
کردمش و بیتی که د روز شادی بوحونن جوونیا”
“آیینه اشک” سر آغازی بود بر راهی خجسته ؛ به تدریج مجموعه هایی منتشر می شد و دست به دست و دهان به دهان می چرخید “بهار باد” ،” گل آتش “، “آسو” و اخیرا “هچایه” و همچنین قطعاتی که با همکاری مرکز موسیقی و سرود صدا و سیما در زمان ریاست پیریایی تولید شد که خوشبختانه دارای کیفیت فنی بسیار مطلوب هستند .
آنچه در تمام این آثا ر به چشم می خورد و نوع کار رحمانپور را از سایرین جدا کرده اشعاری غنی و پر مغز و به روزاست که سروده ی خود اوست ودیگر خلاقیتی است شگرف که به دلنشین ترین شیوه این سروده ها را تبدیل به قطعات روح نوازموسیقی می کند.
شعر ایرج رحمانپورشاخصه ای عجیب دارد، شعری آوانگارد است که از کلمات مدرن تهی است. واین اوج هنر و رمز گیرایی و دلنشینی کلام اوست که با کهن ترین کلمات با مخاطبین حرف نو می زند .
گذشت سالیان و کسب تجارب فراوان، توام با ذوقی خداداد و اندیشه ای خلاق و در اختیار داشتن ظرف صدایی دلنشین و گیرا و اخلاقی افتاده و مردمی از ایرج رحمانپور استادی برجسته ساخته است که تنها عنوان لایق برای او” برترین خنیاگر ایران” است
که در سال گذشته به حق به او اهدا شد .اینک هرکجا مبحث اصالتی در موسیقی محلی ایران در دنیا مطرح می شود ،نماینده ی فرهنگی ما استاد ایرج رحمانپور است و هر کجا می خواهیم دل اقوام ایرانی را بهم پیوند دهیم باز به نوای او گوش می دهیم….
نامت بماند در جهان ای جان ما روشن زتو…..

۱- جرس نام کاستی با صدای استاد ایرج رحمانپور و استاد علی اکبر شکارچی که سرنای آن را زنده یاد شاهمیرزا مرادی نواخته است.
۲- کور نام کوهی در لرستان که استاد رحمانپور در جرس از آن نام برده است.
۳- کلیمه به تک بیتهای فلکلور لری و لکی می گویند.
۴- استاد شاهمیرزا مرادی نوازنده چیره دست سرنا که در درود لرستان متولد و در همانجا بدرود حیات گفت.
۵- سازنه در لری به معنی نوازنده سرنا است.
۶- گل افتو یعنی گل آفتاب اشاره به یک بیت در کاست جرس دارد.
۷- نام بادی است که دراعتقاد مردم لرستان در اواخر اسفند جهت زنده کردن طبیعت می وزد و نام یکی از آثار استاد ایرج رحمانپور است.
۸- پژاره به معنی صدای محزون و غمگین است.
۹- کورپه در کردی به معنی فرزند خردسال است.
۱۰- آیینه ی اشک نام اولین آلبوم صوتی استاد رحمانپور است.

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

ناشناس در گفته :

باتشکروعرض خسته نباشید
هچایه به چه معنیه

لطیف آزادبخت در گفته :

با تشکر از جناب آقای ابراهیمی عزیز . روایتی موجز و خواندنی بود از فراز و فرود سالها خوانندگی ایرج رحمانپور . در این نوشتار نویسنده با اشراف کامل بر سمت و سو و حواشی آثار این خواننده ی بزرگ کوشیده است متن هنر او را برجسته کند . شکل ، محتوا و لحن این نوشتار ، روشنگرانه و احساس مسئولیت نویسنده ی محترم در زمینه ی موسیقی و فرهنگ لرستان قابل ستایش است .

مرتضا خدایگان / سرویس ادبی ، هنری در گفته :

سلام به دوست فرهیخته و دوست داشتنی جناب آقای ابراهیمی. ضمن اینکه کوتاه و گویا و البته زیبا برای دل ما نوشته اید ، روند آغاز و انجام کارهای آقای رحمانپور را با شکلی فشرده اینجا آورده اید که البته در این مسیر می شد نام آثاری نظیر “ستین اشکسه” هم بیاید که کارهای ماندگاری از ایرج رحمانپور در یک طرف کاست وجود دارد که در ن.ع خودشان مثال زدنی هستند.
من به شخصه آلبوم “هچایه”(گفت‌و‌گو) را به قوت سایر کارها نمی بینم (منهای دو آهنگ این آلبوم) و احساس می کنم بیشتر کارها تکرار کارهای ایرج است و ایشان به گونه ای روی دایره ی کارهای گذشته دارد می چرخد. این موضوع و این احساس به تکرار رسیدگی کمی نگران کننده بود برای من که البته با اجرای ۴ قطعه ی جدید بعد از هچایه (هنا و …) این نگرانی در وجود من افول کرد.
در پایان باز هم زیبایی کار بهمن ابراهیمی را می ستایم و امیدورام همیشه باشد و خوب باشد…

بهمن ابراهیمی در گفته :

سلام بر دوستان و سروران گرانقدرم عزیزانی که نکته ها از ایشان آموخته ام چه استاد لطیف آزادبخت که خود پدیده در شعر و نقد شعر بوده و هست و چه مرتضی عزیز که همیشه شعرش بوی طراوت و تازگی اندیشه و احساس می دهد این عبارات مبالغه نیست بلکه شاید حاصل آشنایی من با ایشان و با حداقل بیست سال اخیر شعر و نقد ایران است حقیقتا پدیده های کوهدشت ستودنی هستند چه در موسیقی چه در شعر و چه در سایر زمینه های هنری فقط مجال بروزی فراگیر نیافته اند وگرنه همچون صدای رحمانپور از مخاطب دلربایی می کنند آنچه پیرامون رحمانپور نوشته ام حاصل انسی چندین ساله بااین صدای حماسی تغزلی است و برای نگارش لحظه ای به تکلف نیافتادم چراکه دلم با عدن هنر او متل بود. …متصل چون شد دلت با آن عدن. …کم مگو مهراس از خالی شدن. ….خیلی از امین آزادبخت بخاطر فضای تضارب آرایی که ایجاد کرده سپاسگزارم و از نوشته های دوستان بهره میبرم

اسدالله آزادبخت در گفته :

سلام به هنرمند شایسته و استاد سخن جناب ابراهیمی

بحق وانصاف که جای هیچگونه کاستی را در این دیدگاه پربارتان ندیدم و حق مطلب را آنچنان که در شان هنر استاد رحمانپور است با زیبایی قلمتان ادا نموده اید . ایکاش درلابلای این مطب گریزی هم میزدی به توجه بیشترمسئولین صدا وسیمای مرکز استان درجهت پخش کلیپ های تصویری این احیاکننده ی موسیقی هزاران ساله ی زاگرس که نواها وآواهای پوسیده را از لابلای صخره ها واز قعر خروارها فراموشی قبای طراوت وتازگی بر قامتشان آراست تا مایه مباهات فرهنگ غنی این سرزمین باشد.برایتان آرزوی سربلندی دارم.

رضاجودکی در گفته :

سلام دوستان عزیز در نوشته هایتان دقت کنید این همه تعارف نسبت به یکدیکر تیکه پاره کردن خیلی هم درست نیست برخی الفاظ مثل استاد ، …..به نظرم شایسته و زیبنده نیست در واقع این الفاظ در خور چهره هایی است که در سطحی فراتر از حد یک شهرو یا یک استان باشد پس ضمن عرض پوزش کمتر نسبت به یکدیگر مبالغه کنیم فرصت را غنیمت بدانیم وبه اصل موضوع بپردازیم درسته استاد…؟

سیاوش حیدری در گفته :

سلام و عرض ادب خدمت جناب آقای ابراهیمی
شعر و موسیقی فولکور هویت قومی و مذهبی و جامعه شناختی هر ملت و سرزمینی
است، دنیای فولکور دنیای واقعی توده است. توده های از مردم که در آن
زیسته اند، خندیده اند، گریسته اند، پیروز شده اند، شکست خورده اند و سپس
درآن دنیای حیرت آور مرده و به خاک سپرده شده اند. عناصراصلی شعرعبارتند
از زبان، موسیقی وتصویرکه هرکدام ازاین عناصردارای اجزا و شاخه های بی
شماری هستند. تقریبأ هیچ ملتی را نمی شناسیم که از موسیقی بی بهره باشد.
پس باید بپذیریم که موسیقی پدیده ای در فطرت آدمی است. مضمون ترانه هایی
که بصورت موسیقی فولکور ارائه می گردد، از بهترین موادخام برای بررسی
اوضاع اجتماعی و سیاسی مردم در طول سالیان بسیاراست. مضامین این ترانه
هاعبارت است از قهرمانی ها، حماسه ها، رقصها، کشت وبرداشت، ترانه های
غنایی و لالایی و دیگر پدیده های هنری عوام که از دل واقعیتهای زندگی
بیرون می آیند، از شور عملی حیات سر شارند. استاد ایرج رحمانپور که خود
زاده توده های مردمی است سراینده دنیای فولکور زاگرس است و با عشق، غم و
خوشی، حماسه و قهرمانی مردمان زاگرس بزرگ شده است و با تحقیق و کوشش در
زمینه موسیقی فولکور توانسته است که موسیقی این قوم را که موسیقی فاخر و
ارزشمندی است به جایگاهی برساند که نام ایشان با موسیقی قوم لک و لر
پیوند بخورد. استادایرج رحمانپور هنجره اش فریاد قوم سُکا و آوازش بیان
قهرمانی های قوم لولوبی است. موسیقی ایشان جهان بینی این سرزمین است.
ابیات و ترانه هایی که گاه ساخته و ترکیبی از موسیقیهای گذشته با سازهای
گذشتگان برای آیندگان است و براستی رسالت خود را در هنر زاگرس به اتمام
رسانده است
در پایان تشکر میکنم از از جناب آقای ابراهیمی به خاطر قام زیبایشون

شاگرد در گفته :

چشم حضرت استاد اجل جودکی…..

امیر در گفته :

با تشکر از سخن پر نغزتان به نکات جالبی اشاره فرمودید اما حیف از شما با این که به نظر می رسد اشراف کاملی بر ادبیات موسیقیایی این قوم دارید چرا ؟ واژه کورپه را به کردها نسبت داده اید در همین زبان لکی خودمان در نورآباد کورپه ( که بیشتر در مورد بره گوسفندان ( ورک ) ) به کار می رود به معنای فرزند خردسال نیز بکار می رود .

فردین صحرایی(ک-غریب) در گفته :

درود و سپاس جناب ابراهیمی عزیز
از دل نوشته و نوشتار زیبایتان بسی آموختم…..

میرسلیم خدایگان در گفته :

دست مریزاد بهمن جان. قلم شیوایی دارید.

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :