کد خبر : 66832
تاریخ انتشار : ۲۹ فروردین ۱۳۹۴ - ۱۱:۴۵
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 610 بازدید

‌چپ‌هاي راستي و ‌راست‌هاي چپي قابل اعتماد نيستند/ فرصت‌طلبان را بشناسيم وبه آن‌ها اعتماد نكنيم

  پيشبرد اهداف و مقاصد شخصي برخي انسان‌ها با رنگ عوض كردن و پرزدن به هر سمت و سويي همانند قاصدك‌ يكي از غيراخلاقي‌ترين روش‌هاي زندگي اجتماعي و سياسي است. يك انسان شرافت‌مند تحت هيچ شرايطي حاضر نيست اعتقاد قلبي خود را معامله كرده و وارد بازي‌هاي كثيف و بده‌ بستان‌هاي تعفن‌آور شود‌. متاسفانه برخي […]

chra

 

پيشبرد اهداف و مقاصد شخصي برخي انسان‌ها با رنگ عوض كردن و پرزدن به هر سمت و سويي همانند قاصدك‌ يكي از غيراخلاقي‌ترين روش‌هاي زندگي اجتماعي و سياسي است.
يك انسان شرافت‌مند تحت هيچ شرايطي حاضر نيست اعتقاد قلبي خود را معامله كرده و وارد بازي‌هاي كثيف و بده‌ بستان‌هاي تعفن‌آور شود‌.
متاسفانه برخي اشخاص كه به كاربردن لفظ  “هزارچهره” درخور شخصيت آنان است، جهت نيل به اهداف مالي، پست و مقام و منفعت‌هاي حزبي و جناحي، وارد بازي‌هايي مي‌شوند كه با باورهاي قلبي‌شان در تضاد كامل است‌.
تا آن‌جا كه مي‌شناسيم كم نيستند اشخاصي كه در دوران احمدي‌نژاد اصول‌گراي سينه‌چاك بودند، اما به محض اعلام نتايج انتخابات خرداد 1392 براي آن كه به زعم خود جاي پائي در دولت جديد باز كنند، با تغيير موضعي 180 درجه‌اي در يك چشم برهم زدن رنگ عوض كرده و خود را اصلاح‌طلب محض معرفي مي‌كنند و يا برخي اگر تريبون و جايگاهي هم در اختيار گرفته‌اند برخلاف توصيه اكيد مقام معظم رهبري مبني بر عدم تخريب دولت‌هاي گذشته خود را از منتقدان جدي دولت گذشته معرفي مي‌كنند.
در نقطه‌ي مقابل آن نيز بسيارند كساني كه در دوران حاكميت اصلاح‌طالبان خود را از عناصر خط اول و تصميم گيرندگان آن دوران مي‌دانستند اما وقتي در انتخابات به اصطلاح پاي چراغ را براي خود تاريك ديدند نه فقط به اردوگاه اصول‌گرايان رأي داده باشند بلكه تا قبول مسووليت در ستادهاي تبليغاتي و تصميم‌سازي براي برخي كانديداهاي مدعي اصول‌گرايي هم پيش رفتند و بعضاً مسووليت‌هائي را در حاكميت اصول‌گرايان تصاحب كردند.
اين كه افرادي با تغيير باورها و اعتقاداتي كه در يك دوره چهارساله مجلس و يا رياست جمهوري با آن زيسته‌اند به چه منافعي دست پيدا مي‌كنند تا حدودي بر ما پوشيده است، ولي قطعاً هر چه دراين بازي ننگين عايد شود، در بلند‌مدت اين افراد را دچار انزوا و پوچي خواهد كرد‌.
اين كه برخي افراد جامعه نقاب به چهره زده وخود واقعي‌شان را مدتي پنهان مي‌كنند و براي رسيدن به نان و نوايي،حزب باد مي‌شوند، بسيار آزاردهنده و با شأن و منزلت يك انسان آگاه‌، فهيم و با كرامت در تضاد است‌.
زندگي پر تناقض افراد هزار چهره، گر چه ممكن است در كوتاه‌ مدت با موقعيت‌هاي نان و آب‌داري مواجه شود‌، اما در گذر زمان چهره‌ي واقعي‌ شأن رو شده و از جانب جامعه و جريان‌هاي سياسي طرد خواهند شد‌.
چه زيبا گفته‌اند كه «هر چه در زندگي متظاهرتر باشي، معذب‌تر خواهي بود».
از آن‌جا كه همه سردم‌داران جريان‌هاي سياسي هويت واقعي چنين افرادي راكه قاصدك‌وار تغيير موضع مي‌دهند مي‌شناسند، لذا نشست و برخاست افراد هزار چهره با برخي مسوولان علامت سؤال بزرگي را در ذهن مردم ايجاد مي‌كند.
اگر امروز نگاهي به دور و برمان بياندازيم، از اين قبيل نان به نرخ روزخورها زياد مي‌بينيم، اما چه كسي بايد راه را بر اين فرصت‌طلبان سودجو ببندد؟ اين سؤالي است كه حداقل اين قسمت از پاسخش را مي‌دانيم كه با نوشتن‌مان، آ‌ن‌ها كه بايد اين كار را بكنند را آگاه كرديم و از اين‌جا به بعد، تصميم‌گيري در اين خصوص با آن‌هاست!
اميدواريم روزي فرا برسد كه هيچ انسان آزاده‌اي جهت نيل به اهداف مالي و شغلي و رسيدن به جايگاهي، به باورهاي قلبي خود پشت پا نزده و استوار و پا بر جا بر روي اعتقاد قلبي خويش وفادار بماند.
اما مد نظر نگارنده در اين مجيزه كوتاه آن است كه جريان‌هاي معتقد و مقيد به آرمان‌هاي نظام (اصول‌گرايان و اصلاح‌طلبان به معناي واقعي كلمه) بايد به اين نكته حساس و مهم توجه داشته باشند كه چون انسان‌هاي هزارچهره به اصول و چارچوب‌هاي تفكر سياسي ادعائي خود پاي‌بندي نداشته و صرفاً به دنبال نان و نوائي براي خود بوده و منافع خود را دنبال مي‌كنند، هيچگاه تكيه‌گاه محكم و قابل اعتمادي براي هيچ‌كدام ازجريان‌هاي سياسي درون نظام نبوده بلكه در ايجاد اختلافات و چند دستگي‌ها و عدم پيشرفت امور، انگشت اشاره به سوي اين‌گونه افراد است.
به همين جهت ميدان‌دار كردن اين افراد جز مأيوس و بدبين كردن مردم ثمري نخواهد داشت. نهايتاً اين كه به عقيده نگارنده اين سطور، هر كس با همه جريان‌هاست در اصل با هيچ كدام نيست.
منبع : نشريه بالاگريوه
 
 
 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

یک‏ ‏نفرسیاسی در گفته :

اصلا‏ ‏هیچ‏ ‏ربطی‏ ‏به‏ ‏عالم‏ ‏سیاست‏ ‏ندارد.انسان‏ ‏آزاد‏ ‏است‏ ‏واین‏ ‏آزادی‏ ‏باعث‏ ‏تغییر‏ ‏موضع‏ ‏او‏ ‏می‏ ‏شود‏ ‏.ضمن‏ ‏اینکه‏ ‏گرفتن‏ پست‏ ‏ربطی‏ ‏به‏ ‏بینش‏ ‏قلبی‏ ‏افراد‏ ‏ندارد‏ ‏.زمانی‏ ‏همه‏ راستی‏ ‏ها‏ ‏به‏ ‏قول‏ ‏شما‏ ‏‏از‏ ‏هاشمی‏ ‏رفسنجانی‏ ‏حمایت‏ ‏می‏ ‏کردند‏ ‏الان‏ ‏علیه‏ ‏ایشان‏ ‏وچپی‏ ‏ها‏ ‏برعکس‏ ‏.مردم‏ ‏با‏ ‏هیچ‏ ‏جریانی‏ ‏رابطه‏ ‏اخوت‏ ‏نبسته‏ ‏اند‏ ‏هرزمان‏ ‏‏ ‏که‏ ‏بخواهند‏ ‏به‏ ‏هر‏ ‏جریانی‏ ‏رای‏ ‏می‏ ‏دهند‏ ‏ونظرشان‏ ‏را‏ ‏عوض‏ ‏می‏ ‏کنند‏ ‏..

ع م امرایی در گفته :

…………………………………………………………
این همه سفره فتاده گونه گون//تا که باشد آدمی را آزمون
آزمونی سخت چون بار گران// شیرِ بیشه بایدش این امتحان
نانِ عزت نانِ پاکست و عزیز// نانِ ذلت نانِ عبدست و کنیز
حیفِ دندان روی هر نانی رَ وَد// اُف برآنکه نانِ هر خوانی جَوَد
همتی جانا که در دنیای دون// خانۀ بی همتان گردد نگون
همتِ عالیِ مردانِ بزرگ// بر کـنَد از ریشه کوههای سترگ
…………………………………………………………………

م فلاح در گفته :

حیفِ دندان روی هر نانی رَ وَد// اُف برآنکه نانِ هر خوانی جَوَد
متاسفانه به بهانه های مختلف و توجیه های گوناگون این افراد را در اطراف خود می بینیم بهتر است از هر گونه مراوده با اینگونه افراد پرهیز شود کسی که برای خود تفکر و بینش مستقلی ندارد برا نظرات دیگراه هم ارزشی قائل نیست

گراوند در گفته :

خیلی خیلی درست گفتی خیلی مردی برادر

متولی درب گنبئ در گفته :

بابا بس کنیدمشکلات شهرستان کوهدشت فراتراز جریان وباند وگروه است البته صداقت ویک رویی خصلت مردان مرداست *چند سالی است که باند بازی کم رنگ شده توراخدا به این سمت حرکت کنید.

حمیدآازادبخت در گفته :

یکی بود یکی نبود
……………………………………………………………………………………………………………………….
حکایت های مدیریتی

یکی بود یکی نبود. این داستان زندگی ماست.
همیشه همین بوده. یکی بود یکی نبود …
برایم مبهم است که چرا در اذهان شرقی مان “با هم بودن و با هم ساختن” نمی گنجد؟
و برای بودن یکی، باید دیگری نباشد.

هیچ قصه گویی نیست که داستانش این گونه آغاز شود، که یکی بود، دیگری هم بود … همه با هم بودند.
و ما اسیر این قصه کهن، برای بودن یکی، یکی را نیست می کنیم.

از دارایی، از آبرو، از هستی. انگار که بودنمان وابسته به نبودن دیگریست.
انگار که هیچ کس نمیداند، جز ما. و هیچ کس نمی فهمد جز ما.

و خلاصه کلام اینکه : آنکس که نمی داند و نمی فهمد، ارزشی ندارد، حتی برای زیستن.

و متاسفانه این هنری است که آن را خوب آموخته ایم.

هنر “بودن یکی و نبودن دیگری” !!!

ع م امرایی در گفته :

از عقیده کم گـذارَد مــردِ پَست// تــا کــه گیرَد زیـــورِ دنیا بِدست
هر که آیینِ شریفش را فــروخت// عنصرِ آزادگی را هم بسوخت
دیــن همان آیینِ پــاکِ انبیاست// منشاءِ آزادگیها هم خـــداست
ای خوشا آنانکه که صاحب ایده اند// جو زِ جو گندم زِ گندم چیده اند
راهِ همـوارِ خِـــرَد را بــرگـــزیــن//تا که مشیِ زندگی باشد چنین
…………………………………………………………………………………………………….
قشرِ دیگر کز شرافت برده بــو // در صفِ آزادگـــان کـن جستجــو
هر دمی از عمرشان در پیچ و تاب// در گریز و در تکاپو چون سحاب
همچو یاقوتی که دارد یک نگین// نام ایشان همچنان با حق عجین
شانِ خوبان تا ابد مردانگیست// قصه هاشان جملگی فرزانگیست
…………………………………………………………………………………………………….

اصلاح طلب در گفته :

پیشنهاد می دهم به شهردار تهران مدال افتخار بدهید…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………

سلام شما را به خدا بساط مرزبندی کاسب کارانه چند سالی است برچیده شده همه به نظام جمهوری اسلامی بیندیشید واز این بازی کثیف که خدارو شکر خیلی کم رنگ شده دوری جویید وبه فکر حل معضل شهر ها باشید

به قول مقام معظم رهبری فلسفه وجودی ما خدمت به مردم است حال اگر کسی با هرگرایش حزبی برای خدمت به نظام ومردم تلاش کردایشان مردخداست درغیراینصورت اگربرچسب راست ترین راست وچپ ترین چپ یا مستقل ترین مستقل داشته باشددربین مردم ونزدخداوندمتعال جایگاهی ندارد

باسلام خدمت كاربران عزيز -بعضي انسانها بدنبال منفعت شخصي هستند نه شهر و اجتماع -به هر قيمتي شده دنبال حفظ منافع و موقعيتشان هستند اما اين از مشكلات سياست بد ما است كه اجازه خودنماييي به اين افراد درهر جرياني ميدهيم هرچند بنا به نظر حزب نو معتقد است كسي كه لياقت و سواد و توانايي داشته باشد بايد بي توجه به تعصبات سياسي امور را بدستش بدي ولي متاسفانه بيشتر اينجور افراد كه مدام رنگ عوض ميكنن بدور از خصلتهاي مفيدن

رامین رحمانپور در گفته :

اصولأ بدون گشایش فضای باز سیاسی و بیان عقاید و آرا و نقد همفکران حال و گذشته، پروسه دگرگونی ها ، نمیتواند به مرحله گذار دموکراتیک ارتقا یابد. به این همراهان باد میگویم که”ای ایاز آن پوستین را یاد آور” چون همه ی ما میدانیم که نماز خواندن گربه ی عابد شده ، گواه بر قشو بودن دیروز آنها و قلمدان شدن امروزشان است. این را گفتم چون یقین دارم حرف فصیح آن است که عوام بفهمند و خواص بپسندند.( خنده صبح سحر در گل ستان رسم گل است / چشم نرگس دیده ام در عمق ایمانی که نیست).

اجازه بدهید کوهدشت نفس بکشد من مانده ام بعضی از آقایان با چه رویی باز می خواهند وارد عرصه انتخابات شوند یا از کسی حمایت کنند؟ آقای رحمانپور از کامنت شما بسیار لذت بردم اما اگر کمی روان تر بنویسید که همه کاربران متوجه بشوند خیلی بهتر است….

با سلام
به نظر بنده جامعه به اصولگراي افراطي و اصلاح طلب افراطي نياز ندارد. از نظر اصولگرايان افراطي، اصلاح طلبان انسانهايي برانداز نظام و بيشتر تمايل به غرب دارند و از نظر اصلاح طلبان افراطي، اصولگرايان افرادي با با تفكرات قديمي و كهنه مي باشند. كه هر دوي اين تفكرات افراطي براي جامعه خط دارد. جامعه به افرادي شايسته نياز دارد حال چه اصلاح طلب باشد و چه اصولگرا.

هر دوي اين تفكرات براي جامعه خطر دارد.

باسلام همین اقایان حزب بادی و منفعت طلب از اعتماد مردم استفاده کردند و فقط دنبال مال و مقامند حالا میخواهد این مقام و پست در لرستان باشد یا تهران یا هر جای دیگری. از کشور. نسل ما که اکثرا روشن فکر و تحصیلکرده هستند نباید فریب وعده های دروغین انها را بخورند و به هیچ وجه نباید عرصه را برایشان اماده کنند. به خدا خجالت داره.

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :