کد خبر : 67710
تاریخ انتشار : ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ - ۲۳:۲۶
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 661 بازدید

شعر لکی “سازبژن”

  حشمت اله آزادبخت / میرملاس :  سازبژن *** ساز دلم بوو وه خریوی بژنچِنگ بیه ر ئی سینه، بتن ، خوین بتنئی دله بیمار هزار سالیهئی دله چالی که پرِّ نالیهئی دله زخمی، دله کوشیا، کتیهرچه نهات گنه ئر سر هتیپاپتی آیلل خنه کوشیا دی کوشتچه م  آشاریا  دت هومسا دی کوشتشعر اِ بَنِ دسل […]

حشمت-اله-آزادبخت-2

 

حشمت اله آزادبخت / میرملاس : 

سازبژن

***

ساز دلم بوو وه خریوی بژن
چِنگ بیه ر ئی سینه، بتن ، خوین بتن
ئی دله بیمار هزار سالیه
ئی دله چالی که پرِّ نالیه
ئی دله زخمی، دله کوشیا، کتی
هرچه نهات گنه ئر سر هتی
پاپتی آیلل خنه کوشیا دی کوشت
چه م  آشاریا  دت هومسا دی کوشت
شعر اِ بَنِ دسل ژار ئیر نمای
کاری اِ دس برز هاوار ئیر نمای
حال ئی ملکه مری آزا نماو
پنجره کویچل تنگه آنماو
سویلی ئرا زَم زمین تر نیه
جاشقه شق بال کموترنیه
سازنه بوو ساز گرونی بژن
سفری ام پِرّ چمدونی بژن
پر چمدنی که پر اِ ناله بوو
پِرّ دسل گورج دودسماله بوو
ساز بژن ساز بژن سازنه
گیون بیه دسمال دس ِ بازنه
ساز بژن ساز بژن تینی ام
کوک دلم بار که نفرینی ام
بیت بخون بیت بخون بیت خوو
لام بی اِ فال گن چلسروو
چنی که شیویامه بوسم یا بچم ؟!
بار دلل ها سر هوشکی لچم
بوری بژن ساز سفر مِ بچم
اِ ئی چله سخته دیرم مرّچم
سازی بژن عین هنا عینعلی
بیتی بخون چوی دنگ مومنعلی
دادم ئرّا کلکل ایمومقلی
آخم ئرا هناسی شگرلی
بیتی ئرا کوت کوت دسمال له
شور بیه حال کتی بال له
بیتی که دومون گومم گِل بیا
بوری خم و خوصه دل ئو آنیا
سازنه پِف که آگرم کور که
صور بِدم ساز سفر جور که
سازی زمین برشنی اِ آسمو
دول بکوو دول ئه رّمه یِ وِچو
دول بکوو توز اِ زمین هیزگری
قیژه کلل  داخ دلل برشنی
بیتی اِ ته ر دنگ ایرج بخوه ن
تنگه دلم سازنه رارا بژن

*******

پی نوشت:

مومنعلی: شادروان استاد مومه جوزی پور
عینعلی: استاد عینعلی تیموری هوره چِرّ بی نظیر کوهدشتی
ایمومقلی: مرحوم استاد امامقلی عزیزی تنبورنواز مشهور کوهدشتی
شگرلی: مرحوم استاد شگرعلی رضایی، سرنانواز کوهدشتی
ایرج: استاد ایرج رحمان پور

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

رضا زمانی در گفته :

زیبا بود دست مریزاد

بیژن گراوند در گفته :

سلام به دوست هنرمند آقای آزادبخت
امیدوارم حالت خوب باشه
بی شک شما از جمله شاعران توانمند کوهدشت هستید.
اما دوست خوبم آنچه از هنر شما انتظار میرود در این مثنوی وجود ندارد.
یعنی زبان ناقص و شکننده و نیز توالی وزن نا مرتب .تصویر سازی نیز مبهم و نا کار آمد است.
البته من نمیدانم این قطعه حاصل تراوش کدام دوره از عمر هنری شماست .
جسارت مرا به دلیل نقد شعر استاد خودم را ببخشایید.

besiyar ali bood ostad..khaste nabashin

عظیم آزادبخت در گفته :

چنی که شیویامه بوسم یابچم؟/ بار دلل هاسرهوشکی لچم . خیلی جالب وپرمغزولی ای کاش برگردان فارسی اشعار هم نگاشته بشه چون خیلی افراد بارسم الخط لکی آشنا نیستن وازروی معنابهتر میتونن بخونن

درود استاد دست مریزاد.
جاشقه شق بال کموترنیه

بیژن گەڕاوەند در گفته :

حتما باید گفت شعر خیلی خوبی سرودی.
درسته انحصار صفحه ادبی در اختیار علمای عظام است
اما مساوات اولین رسالت خبرنگار است امین جان.

یعقوب آزادبخت در گفته :

استاد بسیار عالی ،دست مریزاد

ابراهیم پیریایی در گفته :

درودها استاد حشمت آزادبخت…بسیار زیبا وتکان دهنده بود..این شعر مرا به یاد شعر زمستان اخوان ثالث انداخت ….اخوان در شعر زمستان به میخانه پناه می برد وشما به سازنه….با خواندن این شعر ،من هم به عنوان یک مخاطب دلم می خواهد با ساز سفر سازنه همراه شوم وبه آسمانی بروم که آبی ست .
واما درجواب دوست گرامی آقای بیژن گراوند باید عرض کنم یا نتوانسته اید شعر راخوب بخوانید یا احتمالن وزن شعر را به خوبی نمی دانید چون این شعر علاوه بر داشتن وزن دقیق از صمیمیت وعاطفه بالایی برخورداراست وتصاویربسیارملموس ومحسوس هستند.آن چه برارزش این شعرمی افزایدمضمون های اجتماعی روزاست

لطیف آزادبخت در گفته :

با عرض سلام و سپاس از سایت وزین میرملاس و سپاس از حشمت آزادبخت نازنین که بدون تردید یکی از شاخص ترین شاعران بومی سرا و غزلسرایان نسل ما و یکی از صداهای گرم و گویای زمانه ی ماست.
در شعر حشمت شاعر واژه ها را فراخوانی نمی کند بلکه این واژه ها هستند که شاعر را از نظم و هلهله ی درونی خود بی تاب می کنند. این نمونه ی شعری است که به تعبیر زیبای ” شاملو ” برای شاعر ” فرمانِ بنویس ! ” صادر کرده است. شعری که به خوبی با جان و جهان همیشه بیتابِ قلم حشمت هماهنگ و همنواست.
حشمت حتی در یادداشت ها و گزارشاتی که از سر درد و دغدغه می نویسد تا جانش از تراکم و ترنم واژه ها گرانبار نشود دست به قلم نمی برد و همین ویژگی است که باعث گردیده است زبان نثر او سرشار از مجاز و استعاره و کنایه و ایهام و زبان شعر او هم آکنده از تنش ها و تکانه های حسی و عاطفی باشد.
در این شعر ریتم زبان و کوبش وزن به خوبی در خدمت معنای شعر قرار گرفته و این طنین ممتد و متوالی حس ساز و دهل را القاء می کند. همه ی ما در جشن های عروسی و مناسبت های دیگر لحظاتی را شاهد بوده ایم که جان سازنه و دهل کوب چنان بی تابی می گیرد که آهنگ فراز و فرود پیدا می کند و گاه ریتم آهنگ بی اختیار به شکل دیوانه واری تند می شود. تمام این ضربات و فراز و فرودها در شعر حشمت هم هست و نشان می دهد که چگونه این شعر از بُن جان شاعر مایه گرفته و جاری گشته است.
محدود کردن شعری با این ریتم و تنوع واژگانی به فراز و فرودهای وزنی به منزله ی نادیده گرفتن همان شور و تمپوی خاصی است که اتفاقاً مناسبت خوبی با موضوع آن دارد.
با آرزوی موفقیت روز افزون برای حشمت عزیز

دست مریزاد حشمت خان به دل نشست به حق لایق پسر خوب کوهدشتی

خواننده در گفته :

همه اشعار سروده شده تقلیدی وتکراری شده اند.همه بوی نوستالژی میدهند وغم وغصه کسی به فکر شادکردن مردم این دیار نیست!

توشادی را نشانم ده تا از آن شعرها بسازیم..

دول بکو توز إ زمین هیزگره
قیژه کلل داخ دلل برشنه…

گودرز کیوان در گفته :

هرچندمتاسفانه نمی تونم خوب بخونمش امافضای شعری این شعر به انازه صدای ایرج برایم دانگیز ودلنشین می باشد شاید برعکس بعضی دوستان محترم موسیقی لری بیشت آن مضمون غم اندو دارد امااین غم اندو را نمی توان با صد تا آهنگ به قول خودشان شاد عوض نمی کنم دراین غم واندو شادی نهفته است که بیان آن سخت است – باتشکر ازآقای آزادبخت

زیبایی در گفته :

عالی۲۰

حمیرااسدی در گفته :

درووووود عالی بود.

فاطمه از بروجرد در گفته :

سلام وقت تون بخیر هم استانی های عزیززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززم
این نوشته کردیه؟ مال کردستانه؟

حبیب ولی پوری در گفته :

اشعار لکی بیشتر از اونی که بعضی صاحب نظران بروجرد که حتی معنیش نمیدونن دنبال مولفش میگردن

فاطمه از بروجرد در گفته :

سلام آقای آزادبخت
وسلام برشما آقای ولی پوری
چرا راجب هم استانی هاتون این طور صحبت کردین؟!
خیلی بده خیلی بد که به جای جواب سوال، صورت مسئله رو پاک میکنید!
من از همه هم استانی های خودم یه سوال پرسیدم شما باید بروجردو زیرسوال ببرین؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پرسیدن خطاست؟؟؟؟

حشمت اله آزادبخت در گفته :

سلام بر همه ی دوستان عزیزی که شعر بنده رو مورد لطف نظرات خوب خودشون قرار داه اند..از همه ی شما ممنونم.
خانم فاطمه ی عزیز از بروجرد زبان این شعر لکی ست. خوب حدس زده اید چون لکی و کردی دوگویش از یک مادر هستند. این دو زمانی به هرعلت از هم جداشده اند و به احتمال قوی دست فاصله ی جغرافیایی خط جدایی میانشان افکنده…برای توضیح بیشتر این که لکی از زبان های رایج امروز در منطقه ی جغرافیایی استان لرستانه که در محله های بهارستان، قاآنی و روستاهای کله جو و بخش هایی از سیلاخور بروجرد هم تکلم می شود.

مسعوددوستی در گفته :

سلام به دوست هنرمند آقای آزادبخت
مث همیشه عالللللللللللللللللللللللللللللللللللی

فاطمه از بروجرد در گفته :

سلام آقای آزادبخت،صبحتون بخیر..
ممنون هستم از توضیح کامل شما…
بله دربروجرد هم عزیزانی هستندکه به این گویش تکلم می کنند بخاطر همین این سوالو پرسیدم که اگه این زبان ریشه درکردستان داره پس چرا در لرستان جمعیتی باین فراوانی با آن تکلم می کنن؟
آخه درلرستان تکلم با یک گویش کردی؟؟؟؟؟؟؟
لطفا اگه میشه این مسئله رو برام روشن کنین.

حشمت آزادبخت در گفته :

ممنون از دقت نظر خانم فاطمه از بروجرد.
باید بگویم درسته نام این استان از نظر محدوده ی جغرافیایی لرستان است اما دلیل نمیشه که مردم آن به لری تکلم کنند. درسته استان به نام لرستان نام گذاری شده اما دوقوم با دونوع حرف زدن در اون زندگی می کنن. لک و لر..محل اصلی زندگی لک ها رو میشه دایره ای از ایلام – کوهدشت – خرم آباد – الشتر – نورآباد – هرسین – صحنه – کرمانشاه رسم کرد و تعدادی زیادی هم در بروجرد و دورود زندگی می کنند.
راجع به این که گفته اید درلرستان تکلم با گویش کردی…نمیشه گفت با گویش کردی . درسته لکی و کردی از یک ریشه ی زبانی برخوردارند اما امروزاز هم فاصله گرفته اند اما هنوز واژه های مشترک بسیاری دارند. کردها زمانی به هر دلیل از لک ها جدا شده و می توان گفت به دلیل نزدیکی با مرز اعراب لهجه ی غلیظی به خودگرفته اند.
لازم به توضیح این که لکی ریشه در زبان پارسی باستان و کمی این طرف تر زبان اوستا دارد و توضیح بیشتر این که وقتی مادها رو کوروش شکست می دهد لک ها به عنوان قوم بزرگی از مادها با موسیقی، زبان، صنعت، اسطوره ها و افسانه های خود درگوشه میانی زاگرس دست نخورده باقی می مانند هرچند در پنجاه سال اخیر موجی از ادبیات و اصطلاحات عربی به این زبان دست نخورده وارد شده و داشته های چندین هزارساله اش با از بین رفتن نسل های آخرین سنت روبه فراموشی نهاد…

بیرانوند در گفته :

البته لکی را برخی مستقل میدانند گرچه اشتراکاتی با کردی دارد. ایلات بیرانوند، کولیوند، کاکاوند، غیاثوند( قیاسوند )، حسنوند، دلفان و…در لرستان، ایلام، کرمانشاه، خوزستان، همدان، البرز، قم، قزوین، گیلان، مازندران گویشوران لک دارد.
شعرایی چون عزیز بیرانوند، رضا حسنوند، حجت اله مهدوی کتابهای شعر لکی دارند

فاطمه از بروجرد در گفته :

سلام آقای آزاد بخت عزیز،بابت توضیح کاملتون بسیار ممنون،
به قول شیخ بهایی
هرکس به زبانی صفت حمد تو گوید…بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه.

به امید بهترین هابرای لرستانی ها….پیوسته شادو سربلند باشین..

یونس قبادی در گفته :

خیلی خیلی کیف کردم . دست مریزاد استاد ارجمند . منتظر کارهای بعدی شما هستیم . خدا قوت .

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :