کد خبر : 6824
تاریخ انتشار : ۲۶ تیر ۱۳۹۱ - ۱۹:۴۰
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 1,233 بازدید

قوم لک؛ هویت ملی و هویت قومی

 حمید نظری : قوم لک؛ هویت ملی و هویت قومی از آنجا که در مملکتی زندگی میکنیم که با وجود تنوع هویت های قومی ، زبانی و مذهبی یک ارتباط ارگانیکی بین همه اقوام تحت عنوان یک هویت ملی وجود دارد از آنجا که در مملکتی زندگی میکنیم که با وجود تنوع هویت های قومی […]

 حمید نظری :

قوم لک؛ هویت ملی و هویت قومی

از آنجا که در مملکتی زندگی میکنیم که با وجود تنوع هویت های قومی ، زبانی و مذهبی یک ارتباط ارگانیکی بین همه اقوام تحت عنوان یک هویت ملی وجود دارد

از آنجا که در مملکتی زندگی میکنیم که با وجود تنوع هویت های قومی ، زبانی و مذهبی یک ارتباط ارگانیکی بین همه اقوام تحت عنوان یک هویت ملی وجود دارد واز طرفی به هویت مستقل اقوام احترام گذاشته می شود ، برآن شدیم تا با عنوان نمودن نام آن در کنار سایر اقوام به عنوان یکی از اقوام مستقل ایرانی ، پرده از واقعیت این قوم برداشته و با مطرح نمودن آن زمینه توجه بیشتر مسئولین درجهت رشد وتوسعه آن فراهم گردد.

آنچه که در پی می آید تلاش مختصری است در جهت معرفی این قوم که همواره در صحنه های مختلف انقلاب حضور فعال داشته و برای اعتلای نام این کشوراسلامی تلاش نموده اند.

قوم لک یکی از سه شاخه ی اصلی ومستقل اقوام آریایی به نام مادها هستند که نخستین حکومت و تمدن مدرن را در غرب ایران زمین بنیان نهادند. زبان آنها یعنی زبان لکی با دستورزبانو ادبیاتی قوی که دارای حدود سی هزار لغت است ، بازمانده زبان های اصیل اوستایی و پهلوی است و به دلیل شرایط خاص جغرافیایی این مناطق، کمتر دچار تغییر و تحول شده است.

سکونتگاه اصلی مردم لک زبان در مرز مشترک بین چهار استاندر جنوب استان کرمانشاه ، شرق استان ایلام و جنوب غرب استان همدان و شمال غربی و غرب لرستان است. لک‌ها بیشتردر شهرهای دلفان ، کوهدشت ، سلسله ، هرسین ، صحنه ،کنگاور،سنقرودینور، شیروان، چرداول ، دره شهر، آبدانان، تویسرکان، نهاوند، کرمانشاه و خرم آباد ساکنند.

مردم لک در پی مهاجرت‌ها در بیرون از منطقه لک‌نشین زاگرس نیز زندگی می کنند. برای نمونه روستای لکستان در آذربایجان شرقی و عده‌ای از ساکنان میانکاله و روستای زاغ مرز توابع بهشهر، روستای کجور، کلاردشت، تیت دره، مکارود در شمال و گروهایی نیز به استان های فارس، قزوین، شمال خراسان و ورامین در استان تهران تبعید شده اند.

به دلیل نزدیکی زبانی و فرهنگی، لک‌ها عموما شاخه‌ای از کردها یا لرها در نظر گرفته می‌شوند. برخی معتقدند واژه لک از ترکیب دو واژه لر و کرد تشکیل شده‌است .و لکهای باستانی ایرانی را هر کدام به خودشان منتسب می کنند .درحالیکه لکها از لحاظ فرهنگی، احساسی و مذهبی و بسیاری از مولفه های قومی خصوصا پوشش خود را مستقل از قوم کرد و لر می دانند.و قویترین نظریه که بیشتر باستان شناسان و زبانشناسان بدان معتقدند این است که زبان لکی بازماندهٔ فارسی باستان و پهلوی است . (پارسی باستان زبانی است که در زمان هخامنشیان مستعمل بوده و ریشه ی زبان فارسی امروزی است).

مهمترین عامل افتراق واستقلال این قوم مولفه زبانی است. تحقیقات زیادی در مورد ریشه زبان لکی صورت نگرفته است اما می توان گفت زبان لکی یک زبان زیبا و آهنگین است که واژه های باستانی و کهن فارسی به قدر زیادی درآن وجود دارد. و شکل قدیمی و اصیل برخی واژه ها و شیوه ی جمله بندی اصیل در این زبان باعث می شود که ابراز نمود زبان لکی به جا مانده ی زبان های پارسی باستان و پهلوی است.ودراین زبان واژه هایی می توان پیدا کرد که با زبان های پهلوی اشکانی و پارسی میانه مشترک هستند.ازاینرو می توان گفت که مهم ترین مآخذ لکی زبان پارسی باستان است همچنین زبان لکی باقی مانده زبان اوستایی است و شباهت بسیار زیادی در مورد ریشه های زبان لکی و اوستا دیده شده است.
پس از زبان، موسیقی برجسته‌ترین ویژگی هویت قوم لک است. نغمه‌ها، آواها و آوازهای باقیمانده از موسیقی لکی بیانگر اصالت، ریشه‌دار بودن و خاص بودن آن است. موسیقی لک‌ها از حیث محتوایی شدیدا تحت تاثیر محیط طبیعی، نوع معیشت و آداب و سنن است. در چندین دهه گذشته که این منطقه بیشتر روستایی و کوچ‌نشین بوده‌اند در انجام فعالیت‌های روزمره و مراسمی چون عروسی و عزا، موسیقی نقش فعالی داشته است. گفتنی است از سازهای رایج در این منطقه سرنا، دهل، نی و تنبور را می‌توان نام برد .

باین وجود ، قومی با جمعیتی قریب به یک میلیون نفرو با زبانی مستقل که به گواه تاریخ تمامی مولفه های یک قوم بزرگ را دارا می باشد، متاسفانه به فراموشی سپرده شده و دچار یک نوع مظلومیت تاریخی شده است .وحتی در رسانه ها ی ملی به عنوان یک قوم مستقل یا اصلامطرح نشده ویا کمتر مورد توجه قرار گرفته است.و نام و آوازه اش هنوز با وجود پیشینه تاریخی قوی، زیاد گسترش نیافته و در سایه اقوام دیگرقرار گرفته است .از اینرو مردم ایران با این قوم آشنایی چندانی ندارند .

*ایمیل دریافتی*

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

صادق ی در گفته :

آفرین بر حمید نظری که اینچنین موشکافانه هویت و فرهنگ قوم بزرگ لک را بیان فرمودید.لطف کنید از قوم لک بیشتر بنویسید تا کسانی که با این قوم آشنایی ندارند آشنا شوند.با تشکر از شما و امین آزادبخت

اسدالله آزادبخت در گفته :

با سلام

من از آقای نظری میخوام که در این خصوص که لک از دو واژه لر و کرد تشکیل شده بیشتر توظیح دهند و چه کسانی بر این اعتقادند؟

لطفا ذکر منابع رو فراموش نکنید که از اهل قلم کاری بس بعید وبدور از انتظار است.شما برای درج این مطلب به هیچ منبعی اشاره نکرده اید .

کاکاوند در گفته :

آقای ازادبخت ، امثال آقای نظری به زبان و قومیت مثل سالاد و آشبزی نگاه میکنن و اینکه کلمه لک از دو واژه لر و کرد گرفته شده هم نشان از استدلال ضعیف نگارنده مقاله هست و هم از کم سوادی ایشان در حوزه ی تاریخ و زبان شناسی چون لک ها و زبان لکی قبل از وجود لر و کرد در ایران وجود داشته و هیچ جای دنیا این شیوه اسم گذاری بر روی زبان و قومیت عقلانی و ممکن نبوده و نیست مگر در لرستان و کردستان !!!!!!!!

یه نکته هم خدمت آقای پازادبخت که اگه بگم گله بهتره ، آقای ازادبخت و قتی شما کاملا با سایت لور و سایت های مثل اون که همین شیوه رو واسه نادیده گرفتن لک ها دنبال میکنن همکاری میکنید و با ارسال مطلب به اونا راهشون رو تایید میکنید چجوری باید انتظار داشت مردم لک زبان دیگه به هویت خودشون احترام بذارن و حقوقشون رو مطالبه کنن ؟؟
لطفا یا رومی روم باشید یا زنگی زنگ

ناشناس در گفته :

قوم لک یکی از سه شاخه ی اصلی ومستقل اقوام آریایی به نام مادها ؟؟؟
زبان آنها یعنی زبان لکی؟؟؟
زبان لکی با دستورزبانو ادبیاتی قوی؟؟؟
دارای حدود سی هزار لغت است ؟؟؟
پوشش خود؟؟؟
پارسی باستان زبانی است که در زمان هخامنشیان مستعمل؟؟؟
واژه های باستانی و کهن فارسی؟؟؟
زبان های پهلوی اشکانی و پارسی میانه ؟؟
هم ترین مآخذ لکی زبان پارسی باستان ؟؟
؟
؟
؟
؟

کاکاوند در گفته :

چی میگی واسه خودت یه کم مرتب و با معنی بنویس تا بفهمیم حرفت چیه

سیفا در گفته :

مخاطبین محترم سایت میرملاس: لطف کنید این جمله را دوباره بخوانید:

“به دلیل نزدیکی زبانی و فرهنگی، لک‌ها عموما شاخه‌ای از کردها یا لرها در نظر گرفته می‌شوند. برخی معتقدند واژه لک از ترکیب دو واژه لر و کرد تشکیل شده‌است و لکهای باستانی ایرانی را هر کدام به خودشان منتسب می کنند .درحالیکه لکها از لحاظ فرهنگی، احساسی و مذهبی و بسیاری از مولفه های قومی خصوصا پوشش خود را مستقل از قوم کرد و لر می دانند”.
همه می دانند که لک واژه ای سنسکریت به معنای ده هزار است و به خاطر این که کریم خان زند سپاهیانش در ابتدا ده هزار بوده اند و به این زبان تکلم می کرده اند این کلمه اطلاق شده است(کریم خان زند،ترجمه محمد علی ساکی).من نمی دانم این لک های باستانی یعنی چه و از کجا آمده است!!!!!!!!!!!از این بگذریم.
نمی دانم نویسنده محترم که اهل نورآباد است اصولا دانشی درباره قوم شناسی دارد؟آیا آداب و رسوم مردم نوراباد یعنی آداب خواستگاری،فاتحه خوانی، عید های ملی و میهنی،مذهب،شیوه زیست اجتماعی، باورهای شفاهی،ترانه ها آوازها قهرمان های ملی و میهنی و….واقعا با لرها به قول شما فرق دارد.اگر دارد لطف کنید دقیق بنویسید.برادر عزیز قو مشناسی اولا و بذات یک علم تجربی است.یعنی قوم شناسان با بررسی نژاد(استخوانبندی،رنگ پوست و…)،زبان،فرهنگ مشترک،تاریخ مشترک،و سرزمین جغرافیایی مشترک که آن هم همگی عینی و قابل لمس است و نه بر اساس توهم به مجموعه ای از آدمیان اطلاق قو م می نمایند که ممکن است بر اساس قرارداد اجتماعی ملت را نیز تشکیل دهند.
حال که نظریه جدیدی که” یک قوم را با پوششش باید شناخت ” و من آن را به فال نیک می گیرم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!! در عرصه مطالعات قومی تولید شده است خواهشمندم بفرمایید که آیا مردم نوراباد شما لباسشان غیر از شال و ستره برای مردان و سرداری کلنجه برای زنان بوده است؟ نویسنده محترم پاسخ دهد لباس مردم بالاگریوه که لر هستند به قول شما چیست؟مگر غیر از شال و ستره است؟ایا شما در عمرتان یک کتاب درباره قوم شناسی خواننده اید و یا حداقل گشتی در منطقه زده اید و یا تاریخ منطقه خود را ازسالمندان پرسیده اید؟

این جمله دیگر از شاهکارهای تولید نظریه در ادبیات است:

قویترین نظریه که بیشتر باستان شناسان و زبانشناسان بدان معتقدند این است که زبان لکی بازماندهٔ فارسی باستان و پهلوی است . (پارسی باستان زبانی است که در زمان هخامنشیان مستعمل بوده و ریشه ی زبان فارسی امروزی است
کدام نظریه؟چه کسی و کجا گفته؟واقعا جای تاسف دارد فارسی کنونی ریشه اش زبان دری است نه فارسی باستان.این ها را هر کسی که دو واحد ادبیات خوانده باشد می داند.

حالا این جمله:
قوم لک یکی از سه شاخه ی اصلی ومستقل اقوام آریایی به نام مادها هستند که نخستین حکومت و تمدن مدرن را در غرب ایران زمین بنیان نهادند. زبان آنها یعنی زبان لکی با دستورزبان و ادبیاتی قوی که دارای حدود سی هزار لغت است ، بازمانده زبان های اصیل اوستایی و پهلوی است و به دلیل شرایط خاص جغرافیایی این مناطق، کمتر دچار تغییر و تحول شده است…
نویسنده محترم نمی داند که زمانی ما از یک قوم صحبت می کنیم اطلاق واژه قوم محصول حداقل دویست سال اخیر در عرصه مطالعات انسان شناسی و قوم شناسی است و محصول مطالعات شرق شناسانه غربیان در این عرصه است و اصولا قابل اطلاق بر حدود ۲۵۰۰ سال پیش نمی باشد.جهت اطلاع باید عرض کنم که ساکنان اولیه زاگرس که تمدن مفرغ و نگاره های میرملاس را به وجود آورده اند اتفاقا آریایی نبوده اند که ما جز انها باشیم.ساکنان این منطقه کاسی بوده اند و نویسنده محترم ای کاش کمی در حد دو صفحه در باره تاریخ منطقه مطالعه داشت(به کتاب آقای سهرابی با عنوان کاسیان مراجعه شود)
حال تمدن مدرن در غرب ایران یکی دیگر از این داستان ها است.فکر کنم منظورشان انقلاب فرانسه است که مدرنیته با این انقلاب تحقق عینی یافته است البته در غرب ایران!!!!!!!!!!!.
برادر عزیز:
اگر فارسی با تمام اهن و تلقش و با تمامی تولیدات سازمان پرورش افکار رضا شاه و فرهنگستان زبان فارسی کنونی ۵۰۰۰ واژه اصیل داشته باشد من تمامی صحبت هایم را پس می گیرم.برادر عزیز شما یا معنای سی هزار لغت را نمی دانید و یا ما را به چه عنوانی فرض کرده اید؟همین جملاتی که من اکنون می نویسم ۸۰ درصدش عربی است.
کتاب اقای عسگری عالم و یا فرهنگ لکی جناب آقای ایزد پناه را ببینید،مطالعه کنید و بشمارید بعد می فهمید که سی هزار یعنی چه؟ اصلا زبان فارسی خود دستور زبان ندارد ودستور زبانش برگرفته از زبان عربی است.خوانندگان محترم کتابی چاپ شده است تحت عنوان” پژوهشگران ایران زمین” نوشته هوشنگ اتحاد،در این کتاب به روشنی توضیح داده شده است که مرحوم عبدالحسین قریب در زمان وزارت معارفی علی اصغر خان حکمت برای اولین بار دستور زبان فارسی را با اقتباس از دستور زبان عربی نگاشته است.واقعا جای تاسف دارد.
نظریه جدید دیگر:
مهمترین عامل افتراق واستقلال این قوم مولفه زبانی است. تحقیقات زیادی در مورد ریشه زبان لکی صورت نگرفته است اما می توان گفت زبان لکی یک زبان زیبا و آهنگین است که واژه های باستانی و کهن فارسی به قدر زیادی درآن وجود دارد. و شکل قدیمی و اصیل برخی واژه ها و شیوه ی جمله بندی اصیل در این زبان باعث می شود که ابراز نمود زبان لکی به جا مانده ی زبان های پارسی باستان و پهلوی است.ودراین زبان واژه هایی می توان پیدا کرد که با زبان های پهلوی اشکانی و پارسی میانه مشترک هستند.ازاینرو می توان گفت که مهم ترین مآخذ لکی زبان پارسی باستان است همچنین زبان لکی باقی مانده زبان اوستایی است و شباهت بسیار زیادی در مورد ریشه های زبان لکی و اوستا دیده شده است
در فقره قبل مهمترین عامل پوشش بود در این فقره شد “مولفه زبانی”.عیبی ندارد.اگر واژه های لکی در فارسی باستان وجود دارد،با مقدمات جنابعالی نتیجه می گیریم که لکی لهجه ای از فارسی است و یا این که حداقل،لکی نیای حقیقی فارسی،است.پس به نظر شما ،فارس های حقیقی شما هستید.من نمی دانم که چگونه خود را لک می دانید.این هم از عجایب روز گار است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
حرف آخر:
یک مساله اساسی که در مورد کسانی که برای اشاعه زبان وفرهنگ لکی تلاش می کنند و البته کاری در خور تقدیر است، این است به نوعی همانند سازی و سر همبندی میان مسائل اجتماعی لک ها در استان کرمانشاه و لرستان دست یازیده اند. طوایفی که اصلیت آنها در مناطق شرق و شمال لرستان است مانند کاکاوندها،ایتیوندها ،جلالوندها،عثمان وند ها،بالوند ها وحتی تیر ه هایی از گراوند ها و… به دلایلی که شرحش در اینجا نیست به کرمانشاه و هرسین مهاجرت کرده اند و درگیری های متعدد تاریخی آنها با ساکنین کرمانشاه و هرسین باعث شده است که این دوگانه لک ـکرد در آنجا بوجود بیاید و البته مسائلی نیز چون انتخابات مجلس و رای دادن های طایفه ای ها باعث تشدید این دوگانه شده است. آنها اصولا ما را از خودشان نمی دانند و در بهترین حالت به عنوان مهمان به آنها نگاه می کنند و تحقیر هویت قومی ما در کرمانشاه امری رایج است. در حالی که در لرستان این گونه نیست.اکثریت پست های کلیدی استان از آن بیرانوندها و حسنوند ها است وهیچ مشکلی هم با ریاست بالاگریوه در اینجا نیست و بر عکس.

به شما یاد آوری می کنم مجموعه مردمانی را که در زاگرس میانی و زاگری جنوبی زیست می کنند را در بهترین حالت می توان در قالب ethnic group(گروه قومی) ونه قوم بررسی کرد.تفصیل این مطلب در این مجال نمی گنجد.
در آخر به نویسنده محترم یادآوری می کنم که توهم نفرمایند که کسی بخواهد شما را مصادره کند.اینجا خاورمیانه است.مردمان خاورمیانه جماعتی عقب مانده اند که جز فروش نفت و خرید اسلحه برای کشتن یکدیگر، کار دیگری ندارند و همه به نوعی در عقب ماندگی شان با بسامدی نزدیک به هم اند.پس بهتر است کمی واقع بین باشیم.
منابع زیر جهت مطالعه برای قوم شناسی به نویسنده محترم پیشنهاد می گردد:
احمدی، حمید (۱۳۸۳). قومیت و قوم گرایی در ایران، نشر نی
احمدی، حمید (۱۳۸۳). هویت، ملیت، قومیت، تهران: موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی.
بالمر، مارتین و جان سولوموز (۱۳۸۱). مطالعات قومی و نژادی در قرن بیستم، پرویز ذلیرپور و کمال سردریان، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی
صالحی امیری، سید رضا (۱۳۸۵). مدیریت تنازعات قومی در ایران، تهران: مرکز تحقیقات استراتژیک
مقصودی، مجتبی (۱۳۸۲). تحولات قومی در ایران؛ علل و زمینه ها، تهران: موسسه مطالعات ملی.
اقلیت های قومی و دولت ملی، جان رکس، سعید ذکائی، فصلنامه مطالعات ملی، ش۸ ، ۱۳۸۰
هویت ایرانی و چندگانگی قومی، رمضان زاده و بهمنی قاجار، فصلنامه مطالعات ملی، سال نهم، ش۱، ۱۳۸۷
تحلیل جامعه شناختی هویت ملی در ایران و طرح چند فرضیه، ابراهیم حاجیانی، فصلنامه مطالعات ملی،‌ ش۵ ، ۱۳۷۹
کتاب هاب لاتین زیادی نیز هست که من از آنها در می گذرم.

موفق باشید.

ناشناس در گفته :

مخاطبین محترم میرملاس توجه کنید
آقای سیفا ی لر که توهین عجیبی کرده اید و در آخر نوشتار توضیح میدهم!
نمیدانم شما چه مشکلی دارید که نمیخواهید بپذیرید لک یک قوم است اگر اندکی از مبانی قوم شناسی بدانید که این همه در مورد آن حرف زده اید مهمترین ملاک برای قوم دانستن هر گروهی خواست آن گروه است و نه حتی زبان و پوشش و… لک ها میخواهند قوم باشند!!!!!!!!!!! با یک استان مستقل ما نمیخواهیم فرهنگ و ادبیات وآداب و رسوم ما به نام قوم لر و…چپاول شود وآن وقت شما هی دم از برادری بزنید.حالا هی شما بگویید این جا خاور میانه است اگر بخواهیم بگوییم که تفاوت نیست میتوان گفت که تمام خاورمیانه شبیه هم هستند ویک عرب خوزستان و عراق به لحاظ پیشینه عشایری اش با من لک زیاد تفاوتی ندارد پس نمیتوان گفت لک ها از فلان قوم هستندبله منافع شما ایجاب میکند که ما از هویتمان دست بکشیم تا برای لرستان بزرگ که ۷۰درصدآن لک هستند ولی هیچ نام رسمی ای برای لک ها نیست اتفاقی نیافتد…بگذارید ما خودمان تصمیم بگیریم شما چون از اقلیت های لر ساکن کوهدشت هستید به سودتان است که هویت ما را انکار کنید ولی این عملی غیرانسانی و نابخشودنیست …
بله ما در خاورمیانه ایم و ما انسانیم وحق داریم سرنوشتمان را تعیین کنیم!!!.اما این که گفته اید قومشناسی محصول ۲۰۰سال پیش است و نمیتوان آن را به گذشته سرایت داد همینقدر اشتباه است که بگوییم تاریخ ادبیات علمی معاصر است و نمیتوان تاریخ ادبیات قدیم را نوشت!!!
اما درمورد اینکه گفته اید« سرهمبندی وضعیت لکها در کرمانشاه و لرستان وشبیه سازی آن وضعیت در لرستان »البته لکها در لرستا ن به علت جمعیت غالب طبیعتا بایدپستهای کلیدی بیشتری داشته باشند ولی باید نام استان به لکستان ولرستان (مانند سیستان وبلوچستان که متشکل از دو قوم سیستانی و بلوچ است)تغیریابد تا بتوان گفت حق لکهااندکی ادا شده تازه این کمترین چیزی است که میتوان انتظار داشت.

اما این که گفته اید زاگرس میانی گروه قومی است!!!!! از جنس همان حرفهایی است که تمام سایتهای لری سعی در گفتنش دارند و آن انکار هویت دیگر اقوام برای چسباندن آنها به لرهاست اگر اینگونه است که شما میگویید چرا سایتهای لری مثل لور دات کام. هویت ایلامیها و حتا خانقینیها را انکار میکنیذد و آنها را لرمیدانید حال آنکه تمامی ایلامی ها به کرد بودنشان واقفند و قویا در سایتهای خود به این حرف لرها اعتراض میکنند آیا کرد هویت ندارد که شما میگویید گروه قومی هستند؟؟؟؟؟؟؟؟
آقای سیفا چرا توهین میکنید به ۸۰۰میلیون مردم خاورمیانه وآنها را عامل کشت و کشتا میدانید و خرید و فروش نفت!!!!!!!!!! آیا مصر نفت میفروشد؟ ترکیه نفت میفروشد؟؟؟؟ لبنان نفت میفروشد؟؟؟؟؟؟؟ در ضمن حتی اگر بپذیریم در خاور میانه خرید سلاح صورت میگیرد برای بازدارندگی است نه آدم کشی!! اگر بخواهیم تلفات آدمکشی در دو جنگ جهانی غربیها را بررسی کنیم تمام تلفات جنگهای طول تاریخ خاورمیانه هم از آن کمتر است طوری که تمامی روشنفکران غربی از آن به خجالت و شرم یاد میکنند!!!!! بماند که چه جنایاتی در ۲۰۰سال استعمار ملل و اقوام غیرغربی مرتکب شدند!!!!!!!!!!!!!!!!!
اما از کجا دانستم شما لر هستید این که گفته اید «کسی شما را مصادره نکند »اما در ابتدا همش از ضمیر ما استفاده کرده اید تا حرفهای به ظاهرمنطقیتان را بقبولانید بله میخواهند ما را مصادره کنند و عملا هم انجام میشود وقتی افرادی مانند شما فضا را اینطور تیره و تارتر میکنید دیگر چه مانده از ما وقتی که تمام شعرهای ما به نام گلزار ادب لرستان معروف میشود وقتی کریمخان زند و زندیه به نام لر شناسانده میشود وقتیی که میگویید لکهای ساکن کوهدشت مهاجر هستند اگر اندکی مطاله تاریخی داشتید یا حتی با پدربزرگان و معمرینتان دمخور بودید میفهمیدید که کوهدشت جای کوچ گرمسیری نورعلیها، ایتیوندها و بخشهایی از میربگ ها بوده که بخشهای عظیمی از آن توسط امان الله خان غضنفری در تحولات رضاشاهی غصب شد…پس بدانید که کوهدشت ملک اجدادی ماست و شما مهاجرید که البته من از این ادبیات دفاع نمیکنم ولی چون شما بانی آن بودید یادآوری کردم…ما باید یاد بگیریم بدون انکار هویت دیگران با هم زندگی کنیم نه همیشه سعی در تحقیر و انکار هم داشته باشیم کاری که متاسفانه از طرف عده ای انجام میشود و گونه ای خشونت کلامی تولید میکند که شایسته ی انسانهای متلاقی با فرهنگ مکتوب نیست!!!!…به امید داشتن خاورمیانه ای همه پذیر!!!!!

کاکاوند در گفته :

سلام حاجی آقای سیفا هم بر ستقل بودن لک ها تاکید کرده
ولی اینکه گفته کوهدشت ملک نورآبادی ها بوده اینا همه چرنده و جدیدا توسط لرها بیان شده که قصد ایجاد جدل بین کوهدشت و نورآباد رو دارن کیه که ندونه کوهدشت با ۱۰۲ هزار سال سابقه زندگی بشر قدیمی ترین سکونت گاه بشر بوده و هست
در ضمن تمام طوایف کوهدشت و نورآباد یکی هستن

کاکاوند در گفته :

در ضمن تو کوهدشت فقط و فقط ۴ طایفه ی لر لهجه غیر بومی هستن و مهاجر هستن و اونها هم از زمان قاجار برای تحریف اصالت لک کوهدشتی ها به کوهدشت کوچانده شدن و کیه که ندونه دلیل دشمنی قاجار و ترک ها با لک ها به خاطر اقیم شدن بزرگ ترک ها به دت زندیه هستش ؟؟!!!

سیفا در گفته :

برادر عزیز ناشناس

بنده اصولا هیچ مشکلی ندارم که کسی بخواهد خود را لک و یا لر کرد فارس و یا هر چیز دیگری بداند.انسان ها برای انتخاب هویت خویش در مختارند.
این جمله راه که فرموده اید:
“نمیدانم شما چه مشکلی دارید که نمیخواهید بپذیرید لک یک قوم است اگر اندکی از مبانی قوم شناسی بدانید که این همه در مورد آن حرف زده اید مهمترین ملاک برای قوم دانستن هر گروهی خواست آن گروه است و نه حتی زبان و پوشش و… لک ها میخواهند قوم باشند!!!!!!!!.
لطف کنید که رفرنس بدهید که ملاک قوم دانستن گروهی از مردمان “خواست آنان” است و بنده می پذیرم.تمام کامنت بنده هم همین است که اگر بحثی پیش می اید به صورت علمی باشد.در هیچکدام از متونی که در این زمینه به رشته تحریر امده است وبنده در آخر کامنت خود به آنها اشاره کرده ام خواست مردمان عامل تفکیک قومی و نژادی نیست.شاید شما این بحث را با جنبش های هویت طلبانه خلط کرده اید.
زمانی که ما درباره جنبش های هویت طلبانه برای پاسداشت زبان و فرهنگ قومی و…صحبت می کنیم دال محوری بحث ما بر “تبعیض” استوار است که ملت ،قوم،گروه ویا فرقه ای از مردمان حقوق بعضی دیگر را یا رعایت نمی کنند و یا این که آنها غصب کرده اند و یا به انحاء مختلف در حق آنها ظلم روا می دارند.این لزوما به معنای تاسیس قوم جدید نیست.

ناشناس عزیز
زمانی که ما از یک قوم به معنای مدرن آن یعنی دارای مجموعه ای از آدمیان که دارای نژاد مشترک(استخوانبندی،رنگ پوست و…)،زبان مشترک،فرهنگ مشترک،تاریخ مشترک،و سرزمین جغرافیایی مشترک هستند صحبت می کنیم و آن را قوم می نامیم و ممکن است که بر اساس قرارداد اجتماعی ملت را تشکیل دهند محصول دویست سال اخیر است زیرا در گذشته که اصولا این مفاهیم محلی از اعراب نداشته اند.
در گذشته بر اساس پیوند های خونی مردم به شیوه قبیلگی زندگی می کرده اند و هویت قبیله ای بر اکثریت نقاط جهان حاکم بوده است.قبایل اتفاقا بیشتر مشترکات را با قبیله همجوار داشته اند اما پیوندهای خونی و نزاع های دائمی مانع از تشکیل هویت جمعی قومی شده است.در طول تاریخ هر چند یعضی از مذاهب مانند اسلام توانسته اند هویت جمعی بر اساس مذهب تشکیل دهند اما مفوم هویت قومی و به تبع ان هویت ملی از مفاهیم جدیدی است که محصول بینش مدرن به انسان جهان و طبیعت است.در این مفهوم آدمیان که این اشتراکات را دارند با بنیاد نهادن خرد نقاد خودبنیاد و تاسیس قانون های اساسی بر اساس منافع مشترک تشکیل می دهند.
بنده در مطلب خویش نگفته ام “زاگرس میانی” یک گروه قومی است.این جمله بنده است: “مجموعه مردمانی را که در زاگرس میانی و زاگرس جنوبی زیست می کنند” یعنی مجموعه آدمیانی که در این منطقه زندگی می کنند را باید گروه قومی(ethnic group)دانست،زیرا هنوز هویت قیبله ای شان بر هویت قومی شان می چربد .چون هنگامی از آنها سوال می کنید شما چه کسی هستید؟(کویی کین؟ یا کانی کی؟)ابتدا اسم قیبله اش را به زبان می آورد.شما چون با این مفاهیم آشنایی ندارید فکر کرده اید گروه قومی یعنی جزیی از قوم دیگر.هویت غالب در این مناطق هویت قبیله ای است.
بجز “کرد های سنی” که در شمال زاگرس زندگی می کنند و هویت قومی شان استقرار یافته است و با ابزارهای سیاسی و فرهنگی در پی تثبیت هویت قومی خویش اند ،کرد های کرمانشاه و ایلام را باید در چهارچوب کلهر و سنجابی و ..تحلیل نمود زیرا هیچ کدام از آنها هویت قومی ندارند.اشتباه نکنید بنده نمی گویم که لراند ویا فارس اند و یا چیز دیگر.بحث اساسی در اینجا هویت قومی است.
خوانندگان این جمله را خوانند خیلی چیزها دستشان می آید:
“ما نمیخواهیم فرهنگ و ادبیات وآداب و رسوم ما به نام قوم لر و…چپاول شود”

مرحوم اسفندیار غضنفری،مرحوم مومنعلی جوزی پور،ایرج رحمانپور،علی اکبر شکارچی،شاه میرزا مرادی،رضا سقایی و ده ها نفر دیگر “آیا چپاول کرده اند”.من به این جمله پاسخی نمی دهم. خوانندگان محترم من به جای ایشان شرمنده ام.
من از شما بهتر داستان ۴۰ تومان کوهدشت را می دانم و از شما به مراتب بیشتر با مردمان این دیار دمخور بوده و هستم.شما بدانید که مردم منطقه قیم نمی خواهند که شما بخواهید قیمشان شوید و به آنها بگویید شما لک هستید ولرها( در توهم )حق شما را خورده اند ،اگر با مردمان این دیار آشنا باشی مردمان این دیار عروسیشان با سیت بیارم و بزران و نوای دلنشین ایرج و مومه است.صد ها سال است که مردمان این دیار بدون هیچ مشکلی با هم زندگی می کنند چون زندگی بر اساس واقعیات است و نه توهم.
شما اگر آنقدر غیرت دارید بگویید ۱۲۰ هزار بشکه نفت که از کوهدشت خارج می شود بگویید در کجا خرج می شود؟اصلا برای شما این چیزها اهمیت دارد؟صدا و سیمای لرستان کدام برنامه اش به لری است که لکی را چپاول کند؟ اصلا این برنامه هارا می بینید؟

در مورد خاورمیانه هم فکر کنم که شما آگاهی چندانی از وضعیت منطقه ندارید اگر حداقل پیچ رادیو(اینترنت،ماهواره و تلویزیون پیشکش) را باز کنید می شنوید که ۶ کلیسای قبطی در مصر منفجر شده است،لبنان سالی یک بار مسیحی و سنی و شیعه به جان هم می افتند، ترکیه ۳۵ سال است که با کردها درگیراست و به اعتراف خودشان تا الان بیش از ۳۵۰ میلیارد دلار هزینه داشته است،عراق درگیر جنگ طایفه ای سنی شیعی کردی است و مالکی منتظر است که از امریکا F16 بگیرد وبه کردها حمله کند،در یمن قبایل حوثی و احمر و …روزانه صدها نفر از یکدیگر را قتل عام می کنند،سوریه که نزاع خونین علوی سنی کردیش گوش عالم را کر کرده است بحرین مردمش را به خاک و خون می کشد افغانستان که دیگر هیچ،در پاکستان سال گذشته ۳۰۰۰ شیعه را دست بریدند و شیعیان نیز از زن و کودک سنی انتقام گرفتند ایران را که بماند……
این جمله را بخوانید:
“پس بدانید که کوهدشت ملک اجدادی ماست و شما مهاجرید که البته من از این ادبیات دفاع نمیکنم ولی چون شما بانی آن بودید یادآوری کردم”
من بانی هیچ چیزی نبوده و نیستم چون به قول ماکسیم کورگی از بیماری “خاک و خون پرستی” سالمم.تمام بحث من یک بحث علمی بود و اگر می بینید جواب دادم به خاطر این بود منظورم را برسانم.
به این خاطر می گویم خاورمیانه است که شما مانند برادران خاورمیانه ایتان تان کاملا هوشیار شدید که مثلا اینجا ملک من است و باید بروند.
کوهدشت مال ماست ،تمام مردم دیگر را باید کشت و آنها در اقلیت اند و از این داستانها و فکر هم می کنید که این اقلیت ها(البته در توهم)می گویند چشم و ما می رویم و تمام بخوان شرح مفصل از این مجمل……..(از خوانندگان به خاطر این جملات که بشر از نوشتنش شرم داردعذر می خواهم اما چاره ای نبود)
برادر عزیز هویت قبیله ای یعنی همین.به همین سادگی.منطق خاورمیانه همین است.

در آخر:
بنده اصلا نگفته ام لک ها مهاجراند.خوانندگان بخوانند من کجا گفته ام.اما در شگفت از این هستم این آقای ناشناس که منطقه را نمی شناسد و نمی داند شیوه زندگی تمامی زاگرس بر اساس مهاجرت است (و به آنها کوچ نشین به این خاطر می گویند که مهاجرت می کنند از گرمسیر به سردسیر) و قیم مردم منطقه شده است باید عرض کنم بخش شمالی دشت کوهدشت که گرمسیر طایفه ایتیوند بوده است غصب نشد ه است،خریداری شده است حال با اجحاف و یا هر چه نمی دانم.اما همان زمین های غصبی!!!!!الان اتفاقا در دست مردم شریف ایتیوند است.خواهشمندم بروید گشتی در کوهدشت بزنید خیلی چیزها دستتان می آید!!!!!!!!!
واما درمورد اینکه گفته اید« سرهمبندی وضعیت لکها در کرمانشاه و لرستان وشبیه سازی آن وضعیت در لرستان »البته لکها در لرستا ن به علت جمعیت غالب طبیعتا بایدپستهای کلیدی بیشتری داشته باشند ولی باید نام استان به لکستان ولرستان (مانند سیستان وبلوچستان که متشکل از دو قوم سیستانی و بلوچ است)تغیریابد تا بتوان گفت حق لکهااندکی ادا شده تازه این کمترین چیزی است که میتوان انتظار داشت.
برادر عزیز مردمان سیستان فارس و شیعه اثنی عشری اند و قوم جدیدی نیستند که شما کشف کرده باشید. منطقه قدیم سیستان قسمتی از کرمان و تمامی خراسان جنوبی را در برمی گرفته است.پهلوی ها به خاطر این که می خواستند بلوچ ها را کنترل کنند ولایت نیمروز و مکران را دو قسمت کردند و چون نمی خواستند اسم استان جدید مکران باشد آن را سیستان و بلوچستان نام نهادند و سیستانیها را بر مصدر کار گماردند.این چه ربطی به منطقه ما دارد.لرستان از قدیم الایام از دوره اتابکان لر به این نام بوده است.اگر شما مشکل شخصی دارید با لرها من کاری ندارم اما در طول تاریخ ما حتی یک درگیری به نام لک و لر نداریم.خواهشمندم بیشتر از توهم نفرمایید و درگیری درست نکیند چون ما کم مشکل نداریم.

جمله آخر

“بگذارید ما خودمان تصمیم بگیریم شما چون از اقلیت های لر ساکن کوهدشت هستید به “سودتان” است که هویت ما را انکار کنید ولی این عملی غیرانسانی و نابخشودنیست” فکر کنم که منظور از “سود “نرخ بیکاری ۲۲ درصد در لرستان و بیش ار ۴۰ درصد در کوهدشت است و یا این که مثلا لر ها مارکز و لورکا…. را که لک بوده اند مصادره کرده اند .
فکر کنم شما کلا به قول خودتان لرها را با “مرکزنشینان” اشتباه گرفته اید.

عیبی ندارد پیش می آید!!!!!!

موفق باشید.

مسعود در گفته :

سلام به دو دوست عزیز. ناشناس و سیفا که البته ایشان هم به نوعی ناشناس محسوب می شوند. شکر بین کلامتان . به نظرم اگر با اسم و مشخصات واقعی خود نظر بدهید هم بیشتر مورد توجه قرار میگیرد هم میتوان بیشتر به آن استناد کرد هم دوستان صاحب اندیشه دیگر رغبتی پیدا می کنند که در بحث شرکت کنند. ضمنا اگر برای مباحث خود دلیل قانع کننده بیاورید و گاهی رفرنسی بدهید خوب است. نمیشود همه حرفها را از روی دید شخصی و احساسی گفت و انتظار داشت دیگران را هم قانع بفرماییم.

سیفا در گفته :

مسعود عزیز

کامنت بنده که سراسر رفرنس است.چندین کتاب را نیز معرفی کرده ام.اتفاقا بگذارید ناشناس باقی بمانیم چون حاشیه اش کمتر می شود و بحث به صورت علمی پیش می رود.

سیفا در گفته :

اگر بفرمایید کجای بحث بنده احساسی است ممنون می شوم.

ناشناس در گفته :

گفته اید «اگر رفرنس بدهید که خواست یک قوم برای قوم دانستن آن کافی ست من میپذیرم». اماجواب، مقاله : Lak

ناشناس در گفته :

متاسفانه رفرنس لاتین را نخواند/اما میتوانینید مقاله را به این نام سرچ کنید: لکی وکردی، فرامرز شهسواری، دانشگاه دولتی ایروان، مجله ایران و Caucasus، دوره چهاردهم، سال ۲۰۱۰،صص ۷۹تا۸۲

ناشناس در گفته :

خوانندگان محترم توجه دارید
آقای سیفای لر! شما بهتر است اول ادب نوشتن را یادبگیرید بعد بحث کنید
اگر جواب میدهم فقط به خاطر خوانندگان محترم میرملاس است و بعدازاین هم دیگر به شما جواب نخواهم داد! چون شان قلم را حفظ نمیکنید. پیشاپیش از خوانندگان محترم عذر میخواهم که مطالب طولانی است ولی سعی در ایجاز داشته ام و اصولا کامنت جای قلم زنی مطول نیست ولی ناگزیریم!
۱- گفته اید «شما بدانید که مردم منطقه قیم نمی خواهند که شما بخواهید قیمشان شوید و به آنها بگویید شما لک هستید» و «آگاهی چندانی از وضعیت منطقه ندارید» و «این آقای ناشناس که منطقه را نمی شناسد و نمی داندشیوه زندگی تمامی زاگرس بر اساس مهاجرت است» و….بارها با ادبیات خاص خودتان مانند «توهم دارید» «با منطقه آشنا نیستید» «قیم منطقه» و… در سراسر متنتان من ومخاطبان فهیم را به تحقیرخطاب کرده اید. ادبیاتی که فقط خاص خودکامه گان و عناصر کم مایه است!! گویا تنها کسی که با منطقه و جهان آشنایی دارد شخص شخیصتان است!!! اگر نبود، احترام به مخطبان هیچگاه پاسختان را نمیدادم…و ضمنا دیگر دهها سال از زاگرس مهاجرتی میگذرد گویا آقای سیفای لر همچنان با ایل در حال کوچ است!!!!
۲- در سایت لک پرس هم تکرار کرده اید« اینجا خاورمیانه است.مردمان خاورمیانه جماعتی عقب مانده اند که جز فروش نفت و خرید اسلحه برای کشتن یکدیگر، کار دیگری ندارند » بر ادعای قبلیتان مبنی برآدمکش بودن خاورمیانه ابرام کرده ا ید و نه تنها عذرخواهی نکرده اید دلایلی هم ارائه داده اید که در عراق فلان و بحرین بهمان شد و مصر چه میکند و… شما شرایط انقلابی منطقه را به همه ی زمانها تعمیم داده و آدمکشی را حرفه خاورمیانه ای ها نامیده اید!!!. حال آنکه منطقه علیه حاکمان مستبد وخودکامه و ظلم و تبعیض آنها دست به خیزش زده است و این تقابل حاکمان و زیردستان است نه آدمکشی! بی شک هر تغییر سیاسی اجتماعی هزینه هایی دارد که خاور میانه هم مستثنا نیست (آیا رهبر مخالفان بحرینی شیخ عیسی قاسم که گفت ما دست به خشونت نمیزنیم آدمکش است!!!!!) در فرانسه هم که انقلاب شد (و۵ بارهم انقلاب شد!) انقلابیون ژاکوبنی و ژیروژندونها به جان هم افتادند و ۲۵هزار نفر به تیغ گیوتین سپرده شد آیا فرانسوی ها آدمکش و قاتل هستند! خیر آقای سیفای لر! این طبیعت هر انقلاب سیاسی و اجتماعی است. تازه اگر قیاس کنیم؛ آدمکشها در جاهای دیگری از جهان حضور پررنگتری دارند آیا آمریکایی ها سرخ پوستها را قتل عام و سرزمینشان را غصب نکردند؟ آیا فاجعه انسانی ناکازاکی و هیروشیما با قتل ۲۵۰هزار انسان بیگناه را بار نیاوردند؟ آیا به ویتنام حمله نکردند و چندین سال کشتار وحشیانه نکردند؟ آیا هم اکنون به وزیرستان جنوبی با موشک!!! حمله نمیکنند و دهها غیرنظامی نگونبخت هرروزه کشته نمیشوند؟؟آیا زندان گوانتانامو فاجعه انسانی نبود؟و… آیا اسراییل در اردوگاه صبرا و شتیلا سال ۱۹۸۲هزاران فلسطینی بیگناه را به کام مرگ نفرستاد؟ آیا درحمله به جنوب لبنان خسارات انسانی و مالی بیشمار به بار نیاورد؟؟؟و… آیا همین غربیها بافروش گسترده ی تسلیحات شیمیایی به رژیم بعث عراق باعث کشتار هزاران بیگناه در حلبچه (برادران کردمان) نشدند؟؟ آیا چین در قیام تیان من صدها دانشجو و هزاران آزادیخواه را به خاک و خون نکشانید؟ پس این اتفاقات در تمام جهان میافتد ولی باعث نمیشود ما تمام جهان را قاتل و آدمکش بدانیم!!!!

۳- این که بحث نژادپرستی را پیش کشیده اید و خود را سالم دانسته اید. آیا کسی که از هویت خود دفاع کند نژادپرست است؟ خوب میدانید که اینطور نیست!!
۴- به نقل از من گفته اید «کوهدشت مال ماست ،تمام مردم دیگر را باید کشت و آنها در اقلیت اند»!!! پناه برخدا!!! من گفته ام آنها را باید کشت؟!!!! معلوم است چه سودایی در سردارید! با این ادبیات تیروتارکننده میخواهید فضای رعب و وحشت و اختناق ایجاد کنید تا به اهداف پنهان تان برسید!! ولی ما دست شماها را خوب خوانده ایم من به اقوام همسایه ی کرد ولر هیچ اهانت و جسارتی نکرده و نخواهم کرد بلکه فقط از طیف برخی نویسندگان و کامنت گذاران این دو قوم میخواهم به هویت ما احترام بگذارند! آیا این یعنی کشت و کشتار؟!!!!
۵- گفته اید لرستان از قدیم به این نام معروف بوده است. بله ایران هم از چندین قرن پیش در خارج به persiaو در داخل به «ممالک محروسه» نامیده میشده ولی با ورود به قرن حاضر نام آن در داخل و خارج به «ایران» تغییر داده شد تا فقط یک قوم را متبادر نکند. وخیلی چیزها قدیم طور دیگری بوده ولی حالا ناگزیر وباید تغییر کند!!! وما میخواهیم نام مان، لکستان را بر نقشه ببینیم!!!
۶- تحلیل های شما در رابطه با هویت «گروه قومی» و «موسیقی سیت بیارم و بزران»به چند دهه قبل، زمان پدران ما میرسد که نسلی نیمه عشایری نیم شهری بودند و رسم شهری «نام خانوادگی» هنوز کاملا جا نیافتاده بود وبرای معرفی درون شهری و درون گروهی خود را به نام طایفه میشناساندند! آیا اکنون ما در شهرهای مختلف خود را لک و کرد ولر معرفی میکنیم یا فلان تیره از فلان طایفه؟؟؟ در ضمن دیگر، ارگهای کردی و لکی با حضور پررنگ در منطقه ما را از گوش دادن به ترانه لری «سیت بیارم» بینیاز کرده اند…
۷- گفته اید آیا رحمانپور و جوزی پور و… چپاول کرده اند؟ نه آنها چپاول نکرده اند بلکه شناساندن ترکه میرآزادبخت، باباطاهر، شاه خوشین، ملامنوچهر، ملا پریشان و کریمخان لک و زندیه و مفرغهای نورآباد وکوهدشت لکستان به نام لرستان، وکتمان نام «سور دم لکی»(سرخ دم لکی) توسط میراث فرهنگی لرستان، چپاول تاریخی است!!!!
۸- گفته اید مگر«لر ها مارکز و لورکا…. را که لک بوده اند مصادره کرده اند» اولا با حالت تمسخر و تحقیر حرف زدن درباره ی ادبیات یک قوم شایسته ی انسان با فرهنگ نیست!!!! ثانیا ما فرهنگ مکتوب داریم و میدانیم که اشعارمان با اشعار لورکا و…متفاوت است ولی هرقومی به فرهنگ خود از آن رو که برُرسته از آن است ارج میگذارد و ما هم ازاین مستثنا نیستیم به قول «میگل آنامونو» نویسنده شهیر اسپانیایی: من چون خودم هستم «من» هستم و اگر آرزو کنم دیگری باشم دیگر من نیستم!
باتمام این اوصاف ما لک هستیم و هویتمان را دوست داریم و نمیخواهیم که در سایتها و کتابهای هوادارتان ما را به نام دیگری بشناسانی!!! و در سایت لور دات کام، لکی را زبان مادری لرها بدانید!! حرفهایی که آدمی در عقل گوینده اش متحیر میماند…
در مورد رفرنس هم مطالب بی اندازه بدیهی هستند و نیاز به رفرنس ندارد آنهم رفرنسهایی که نویسندگان آنها اکثرا از قوم وگروهی خاص و دیدگاهی نخنما هستند!!!
– حرفهای شما در یک صفحه مطلب سراسر توهین است به من و مخاطبان ازجمله آنها «شما نمیفهمید»، «شما با منطقه آشنا نیستید» شما با…آشنا نیستید» و… من دون شانم میدانم که شما بحث کنم اما به خاطر مخاطبان جواب دادم
بله اگر مرکزنشینها نان ما را میخورند شما نام مارا میقاپید!!! نمیخواهد زمین دهان باز کند کمی افکارتان را باز کنید…ظلم ظلم است چه اندک باشد یا زیاد…همین که نامی از ما نیست بزرگترین ظلم است وما نمیخواهیم این وضع ادامه یابد بلکه با پیگیری مدنی و به دور از هرگونه هوچیگری حقمان را اعمال میکنیم و نه کسی کشته میشود و نه زمین دهان باز میکند ما فقط حقمان را میخواهیم از هرکس که باشد فرقی نمیکند و قصد توهین یا خدای نخواسته کشتن کسی را هم نداریم این شما هستید که با این الفاظ و مغلطه ها سعی در تیره و تار کردن فضا و ایجاد اختناق هستید…موید باشید

ممنون

فقط جهت اطلاع خوانندگان عرض می کنم بنده هیچ ارتباطی با سایت لور ندارم،آقای ازادبخت بنده را از نزدیک می شناسند.
موفق باشید.

خواهشمند است کلام بنده را تحریف نکنید بنده گفته ام “مثلا لر ها مارکز و لورکا…. را که لک بوده اند مصادره کرده اند”.بنده خودم بیش از دو هزار بیت به لکی سرو ده ام وبیش از شما دغدغه پاسداشت فرهنگ و زبان منطقه دارم(این را به خاطر خوشایند شما نمی گویم).منظور از این جمله این است که کسی مصادره نشده است .مثلا کسی ۴۰۰ سال پیش به اسم شاخوشین لرستانی در تمامی کتب اسمش امده است این را به قول شما لرها گفته اند.آن زمان این لرهای به قول شما اصلا سواد داشته اند که کسی را مصادره کنند.به اندازه انگشتان دست در این منطقه با سواد نبوده و هویت هم هویت قبیله ای بوده است و چون این منطقه اسمش لرستان بوده یه این اسم مشهور شده است.شاخوشین نه لر بوده نه لرستانی ایشان کرد بوده اصلیتش هم مال منطقه هاوار از توابع حلبچه کنونی است.چرا این مسائل را خلط می کنید یا فاطمه لره گوران و ده ها نفر از این دست.
ما در منطقه کوهدشت دو سرخ دم داریم.یکی سرخ دم لکی است که بر دامنه ی کوه چنگری است و سرخ دم لری در امتداد روستاهای قرعلیوند و خوشناموند است و غار معروف “بت خانه “در آنجاست.برادر عزیز به این خاطر عرض کردم که با منطقه آشنایی ندارید و به همین صورت است که سوءتفاهم پیش می آید که فکر کرده اید مثلا میراث فرهنگی لرستان سرخ دم لکی را لری کرده است.
من به نقل از شما نگفته ام که: «کوهدشت مال ماست ،تمام مردم دیگر را باید کشت و آنها در اقلیت اند» کامنت بنده را بخوانید من نتیجه حرف شما را که گفتید کوهدشت ملک اجدادی ماست را در آن چند جمله که حتی گفتم شرم دارم که این جملات را می نویسم گفتم حال شما قبول نکنید.تاریخ خیلی چیزها را روشن می کند.
آن جا که هم عرض کرده ام توهم دارید این اصلا توهین نیست.توهم همین است که انسان واقعیات دور و بر خویش را نبیند.امثلادر مورد خاورمیانه آن چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است.در همان اروپا و آمریکای خوانخوار به قول شما اکنون جوجه ۳ روزه بیمه عمر می شود آنها اگر خونریزی و چپاول داشته اند که داشته اند ،اکنون از آن زمان گذر کرده اند.ما اصلا به آنها چکار داریم.بدی خودمان را با بدی دیگران انکار نکنیم.خوب شما این واقعیات را نمی بینید تقصیر بنده نیست.در کامنت اول هم که نوشته ام خوب آیا ما واقعا سی هزار لغت لکی داریم؟خوب کسی که اینها را می خواند به ریش ما می خندد.مطوئن باشید که تقصیر بنده است که سی هزار نداریم.
جهت اطلاع از زندگی عشایری منطقه هم لطف کنید به آمار سازمان امور عشایر کشور مراجعه کنید خیلی چیزها هست که شما بدیهی می دانید اما ما در منطق داریم بدیهی آن است که نیاز به دلیل و برهان ندارد مانند سردی و گرمی و … اتفاقا مسائل جامعه شناسی و انسان شناسی از پیچیده ترین مفاهیمی است که بشر با آن دست و پنجه نرم می کند و به این سادگی که شما فکر می کنید نیست.
و این هم که گفته اید :”ثانیا ما فرهنگ مکتوب داریم ” ای کاش داشتیم.تمام ارزوی بنده این بود که کاش ما فرهنگ مکتوب داشته باشیم.رفرنس های بنده نیز نه لر اند و نه نخ نما.آن متون تکست های قوم شناسی در جهان و ایران هستند.حال شما قبول نکنید خوانندگان قضاوت خواهند کرد.خدا می داند که بنده از جهتی بسیار خوشحال می شوم که کسانی هستند که به صورت جدی دغدغه پاسداشت هویت فرهنگی دارند اما از این که می بینم دشمن خود را عوضی گرفته اند بسیار بسیارنارحت می شوم.
فکر می کردم این گفتگوی علمی می شود اما سوء تفاهم ها مانع از دست دادن به یک گفتگوی علمی است.اگر فکر کرده اید نااشنایی و … توهین است با صدای بلند می گویم از شما عذر می خواهم.
اما به شما یک نکته می گویم در شهرهای مرکزی ایران می خوهند کسی را که از آنها نیست تحقیر کنند هویت قومی اش را به اسمش می چسبانند مثلا می گویند سیفای لر،سیفای ترک ،سیفای عرب و…شما نیز به تبع آنها ” لر”را توهین می دانید اما شک نکنید من لر هستم.
در آخر نیز آرزو می کنم که این مطالبی که بین بنده و جنابعالی رد و بدل باشد تخم تفرقه و کینه را در منطقه نپاشد.اگر هم خواستید و دون شان شما نیست می توانید بوسیله اقای ازادبخت مدیر سایت آدرس و تلفن بدهید، بنده حضوری خدمت شما می رسم شاید سوءتفاهمات برطرف شود چون در این فضا دیگر صلاح نیست.
موفق باشید

سیفا در گفته :

واقا درباره این جمله که به سود به اصطلاح لرها است که به “سودتان” است که هویت ما را انکار کنید ولی این عملی غیرانسانی و نابخشودنیست” به فکر فرو رفتم.واقعا انسان چقدر می تواند متوهم باشد و واقعیات دور وبر خویش را نبیند، آیا خرم اباد و پلدختر حق نوراباد را می خورند!!!!!!!!!!واقعا زمین اگر دهان باز کند و ما را ببلعد بهتر از این زندگی است

منطقی در گفته :

من با نظر ناشناس موافق هستم ما میخواهیم نام لک را بر نقشه ببینیم و این چیز ی است که به خاطرش حاضر نیستیم مصالحه کنیم حال هر قومی که باشد لر،فارس یا کرد فرقی ندارد ما خودمان را درعین همسایگی با آنها جدا از آنها میدانیم!!! آقای سیفا اصرار دارد که همه چیز را سیاه و نابودکننده نشان دهد در حالی که اینگونه نیست..زمان ما را مجبور به تقسیم اراضی میکند برادران!!

علی در گفته :

با سلام :
دوستان عزیز ،آقایان سیفا وناشناس
در عصر ی که جهان به سرعت به سمت کوچک پیش می رود و عنوان دهکده ی جهانی بحثی کاملاً جا افتاده شده ، بنده از شما دودوست گرامی تعجب می کنم که وقت خودتان را با این بحث های تکراری ومضر به حال وحدت ویکپارچگی این دو گروهی که در اصل یکی هستند وتنها اختلافشان در نوع ادای کلمات است صرف می کنید.ای کاش یه مقداری از این غیرت وتعصبتان را خرج آگاهی دادن به مردم این منطقه می کردید که سالیانی درازاست که از فقر فرهنگی رنج می برندوهنوز که هنوزه نمی توانند نخبگان خود را بشناسند ومسند کارها را به آنها بسپارند تا شاید این منطقه مانند بسیاری دیگر از مناطق برخوردار کشور از حداقل حقوق خود برخوردارشود.
بنده در دوران دانشجویی در یکی از شهرهای این سرزمین مشغول بودم ومی دیدم که تنها دغدغه ی مسئولین وساکنانش پیشرفت آن شهر بود وبیخودی همدیگر را مورد حمله قرار نمیدادند که مثلاًشما اصالتاً مال این شهر نیستید،تنها چیزی که برایشان مهم بود نظم وقانون واگر مسئولی خوب کار می کرد هرچند از استان دیگری بود برایشان خیلی محترم بود.خلاصه تا این منطقه ی ما افرادی مانند شما دارد که تمام عقلتان را ریختید رو هم که مثلاًثابت کنید لک ها ویالر دارای این امتیاز وویژگی هستند؛ما خیالمان راحت است که روند جهالت وپسرفت این منطقه حلا حالاها تمام شدنی نیست.شما یی که دم از منطقه ی خاورمیانه می زنید کافی است که بدانید رمز ابرقدرت شدن آمریکا این است که از نیروهای نخبه وکاری سایر ملل که فرسنگها با آمریکا فاصله دارند استفاده می کند واین است که امروزه در تمام حوزه ها در سطح جهان دخالت مستقیم می کند وبا تکیه بر دانشی که بیشتر آن از غیر بومی هاست توانسته اهداف استعماری خود را پیش ببرد.من وقتی که نوشته شا دو دوست محترم را خواندم ؛افسوس خوردم که ما در چه وضعیتی قرار داریم
خداوندا فقط از تو می خواهیم که یه عقل درست حسابی به ما بدهی تا خوب بینیدشیم وخوب نیازهایمان را تشخیص بدهیم وخوب مسئولین مان را از هر طایفه ونژاد وگروهی که هستند را انتخاب کنیم.
درپناه حق موفق وسربلند باشید.

محمد میربگان در گفته :

علت پراکندگی ایل دلفان در کوهدشت وتمایل مردم این دیار به روابط خویشاوندی با مردمان کوهدشت چه می باشد

بهنام در گفته :

سلام دوستان گرامی
من زاده و ساکن خرم آبادم، هم لکم هم لر! پدرم لکه و مادرم لر! کامنت های دوستان عزیزم را خواندم از مشاجره های عزیزان لک و لر بسیار متأسف شدم.
من با فامیل های پدری لکی حرف میزنم و با فامیل های مادری لری، در شهر خرم آباد لک و لر در کنار هم و با احترام به هم زندگی میکنن بطوریکه جدا کردنشون غیر ممکنه! همه خانواده ها هم توشون لک هست هم لر، گیرم لک ها از لرها جدا شدن، تکلیف این همه پیوند گره خورده چیه؟! کی میتونه دو تا همسر عاشق رو از هم جدا کنه؟! اصلاً اومدیم و اونا جدا شدن، تکلیف هزاران هزار فرزند مثل من چیه؟!

عزیزان،مگه فرهنگ لرها و لک ها جدای همه! عروسی های و عزاها و مراسم های دیگه شون با هم فرق میکنه؟! لباساشون متفاوته؟! کسی تفاوتی بجز زبان میبینه؟!
اصلاً چندتا کارخونه توی خرم آباد هست که توی کوهدشت و نورآباد و پلدختر نیست؟! درصد بیکاری توی شهرهای مختلف لرستان مگه با هم تفاوت زیادی داره؟! همه بیکار نیستیم؟! همه فقیر نیستیم؟! توی خانواده هامون دو سه تا بیکار، کارگر ساده یا نظامی رده پایین نیست؟! خودمون، پدرامون یا برادرهامون کارگر ساختمانی تهرانی ها و اصفهانی ها و ….نیستن؟!
عزیزان من، مشکل لرستان ما زبان ما نیست! مشکل ما اینه که هر کی بفکر خودشه! مشکل ما اینه که به بدبختی خودمون میخندیم و اسباب خنده دیگر قومیتها میشیم! واسه خودمون میشینیم جک میسازیم! یه عده مون میرن استان های دیگه، کارایی میکنن که آبروی لر و لک میره!
مشکل ما اینه که اون انسانهای تحصیل کرده یا منصب داری که باید توی استانهای دیگه با افتخار به زبون لری و لکی صحبت کنن با هم فارسی حرف میزنن و در حالیکه از لر و لک بودن خودشون شرمنده ان، خودشونو با قومیت دیگه ای معرفی میکنن!!!!! در عوض اون افراد شرور، بی فرهنگ و بی منطقی که وجودشون فقط مایه آبروریزی لرستانه!! لری و لکی حرف میزنن و تمام بی فرهنگی هاشونو به نام لرها و لکها تحویل جامعه میدن!!!!
مشکل ما اینه که درست نگر و آینده نگر نیستیم! بدبختی اینه که رویاپرداز هم نیستیم! به حداقل ها راضی میشیم! ۵۰۰۰۰ تومن که بهمون میدن اعتقاداتمون هم میفروشیم!
مشکل ما اینه که خودپرستیم! به نماینده ای رأی میدیم که هوای خانوادمونو داشته باشه! هم طایفه ایمون باشه! فامیل باشه!….

مشکل ما اینه که به خاطر هیچ و پوچ و لجبازی و تعصب بیجا(حتی روی مسائل خیلی بی اهمیت) سنگ، چماق و حتی اسلحه ور میداریم فامیل و همسایه خودمونو میکشیم!!!!! یعنی عصبانی که میشیم آدم میکشیم!!!!!تازه بعدش احساس پشیمونی هم نمیکنیم!!!!!

دوستان بیاین بجای ایجاد تفرقه و جدایی بین لر و لک، به فکر اصلاح فرهنگ استانمون باشیم، از لک یا لر بودنمون خجالت نکشیم! با شخصیت و احترام به زبان لکی یا لری حرف بزنیم، در مقابل دیگران خودکم بین و دیگر بزرگ بین نباشیم، برای لر و لک جک نسازیم! به اینجور جک ها نخندیم! جواب جک های لری و لکیو با تعصب بدیم! به فکر پیشرفت لرستان باشیم، نخبه کشی نکنیم، نخبه پروری کنیم!
ووووووو به همدیگه احترام بذاریم…
لک و لرم و عاشق لرستان و مردمش…

سیدی از کهگیلویه در گفته :

شک نکنید که اقوام لر دارای شاخه های زیادی هستند مثلا در شهردهدشت ما پنج گویش لری هست این تفاوت دلیل جدا بودن اقوام بویراحمدی از دشمن زیاری نیست .فلذا لرها ولک ها هم همگی ازیک ریشه وتبارن

از آقای بهنام تشکر می کنم به خاطر واقع بینیشون من دانشجوی بهداشت هستم و از ریشه و زبان اقوام چیز خاصی نمی دونم اول فکر کردم میتونم مطلب مفیدی ازمیر ملاس دریافت کنم اما دیدم در کمال تأسف آقای نظری یه مطلب نوشته و چند نفر رو به بحث کشونده و خودش!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا اینقدر اصرار بر تفرقه دارید؟

من از مطاباتون خوشم نیومد

کهکیلویه خوزستان و ایلام و چهارمحال و لرستان و ایلام وشیراز و همدان یعنی لرستان بزرگ ، لک ها هم لرن این قدر تفرقه نندازید ، جونم و برا اتحاد لک و لر میدم

افشین در گفته :

با سلام من همیشه مطالب در مورد گویش ها رو دنبال می کنم … خاستم خدمتتون بیان کنم که قومیت لک رو ما متاسفانه فقط در غرب لرستان و جنوب شرق کرمانشاه می گیـم و برخی قسمت های ایلام اما بزارید نمونه ای براتون بیان کنم که شما هر گویشی که می بینید وقتی گسترده تر میشه شامل لهجه های مختلف و زیر شاخه میشه مانند آذری که ما نمونه لهجه آذری مختلفی داریم که اینحا میگیم با لهجه های آذری مختلف : لهجه تبریزی، لهجه اردبیلی ، لهجه زنجانی، لهجه رزنی و … حالا ما تو هر گویشی این تنوع داریم در گویش لکی هم ما چند لهجــــــه مختلفی داریم که در هر شهر به این صورت ادا میشه : لکی تویسرکانی، لکی اسدآبادی ، لکی همدانی ، لکی کنگاوری ، لکی هرسین ، لکی کوهدشت ، لکی کرمانشاه، لکی ایلام و …

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :