کد خبر : 69707
تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۴:۱۴
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 86 بازدید

شعر جهان

… دختر کوچولوی صاحبخانه از آقای کی پرسید: اگر کوسه ها آدم بودند، با ماهی های کوچولو مهربانتر میشدند؟ آقای کی گفت : البته ! اگر کوسه ها آدم بودند، توی دریا برای ماهیها جعبه های محکمی میساختند، همه جور خوراکی توی آن میگذاشتند، مواظب بودند که همیشه پر آب باشد. هوای بهداشت ماهی های کوچولو را […]

f4e4e96c58896f341b226664ef063f05

دختر کوچولوی صاحبخانه از آقای کی پرسید:

اگر کوسه ها آدم بودند، با ماهی های کوچولو مهربانتر میشدند؟

آقای کی گفت : البته ! اگر کوسه ها آدم بودند،

توی دریا برای ماهیها جعبه های محکمی میساختند،

همه جور خوراکی توی آن میگذاشتند،

مواظب بودند که همیشه پر آب باشد.

هوای بهداشت ماهی های کوچولو را هم داشتند.

برای آنکه هیچوقت دل ماهی کوچولو نگیرد،

گاهگاه مهمانی های بزرگ بر پا میکردند،

چون که گوشت ماهی شاد از ماهی دلگیر لذیذتر است !

برای ماهی ها مدرسه میساختند

وبه آنها یاد میدادند

که چه جوری به طرف دهان کوسه شنا کنند

درس اصلی ماهیها اخلاق بود

به آنها می قبولاندند

که زیبا ترین و باشکوه ترین کار برای یک ماهی این است

که خودش را در نهایت خوشوقتی تقدیم یک کوسه کند

به ماهی کوچولو یاد میدادند که چطور به کوسه ها معتقد باشند

و چه جوری خود را برای یک آینده زیبا مهیا کنند

آینده یی که فقط از راه اطاعت به دست میآیید

اگر کوسه ها ادم بودند،

در قلمروشان البته هنر هم وجود داشت:

از دندان کوسه تصاویر زیبا و رنگارنگی می کشیدند،

ته دریا نمایشنامه به روی صحنه میآوردند که در آن ماهی کوچولو های قهرمان

شاد و شنگول به دهان کوسه ها شیرجه میرفتند.

همراه نمایش، آهنگهای محسور کننده یی هم مینواختند که بی اختیار

ماهیهای کوچولو را به طرف دهان کوسه ها میکشاند.

در آنجا بی تردید مکتبی هم وجود داشت

که به ماهیها می آموخت

زندگی واقعی در شکم کوسه ها آغاز میشود

 …

برتولت برشت

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :