کد خبر : 69721
تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۴:۲۹
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 409 بازدید

شعر آزاد

  سجاد رضایی / میرملاس  :   تا کجای این دشنه فرو رفته ای که پیدات نیست بر پیراهنم جز خاکستری از باد هی روشن می گیرانمت خاموش کجای این خیابان فراموشت کردم   نگاهت نمی رسد به دستم که بگیرم سرازیر شوم از هرچه خوب فرو افتم از هرچه سیب    

 

سجاد رضایی / میرملاس  :

 

تا کجای این دشنه

فرو رفته ای

که پیدات نیست

بر پیراهنم

جز خاکستری از باد

هی روشن می گیرانمت

خاموش

کجای این خیابان فراموشت کردم 

 نگاهت نمی رسد به دستم

که بگیرم

سرازیر شوم از هرچه خوب

فرو افتم از هرچه سیب

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

رضایی در گفته :

عالی بود منتظر اشعار بعدی شما هستیم

تا کجای این دشنه
در سیب فرو رفته است؟!

حمیرااسدی در گفته :

عالی بود.

ایرج امیری در گفته :

جناب رضایی سلام
دست مریزاد

یک دوست در گفته :

عالی بود جناب آقای رضایی موفق باشید

داوود رضایی در گفته :

عالی سجاد جان گیونت آزا

سلمان در گفته :

درود بر سجاد دوست داشتنی

علی دوست رضایی فرد در گفته :

سلام بسیار عالی منتظر اشعار ناب بعدی شما هستیم

م. ا .طرهانی از دانشجویان ارشد مقیم اراک در گفته :

با سلام:جناب رضایی بسیار زیبا و شیوا بود
به امید آثار دیگر…

خسرو پرویزپور.هفته نامه اساطیر در گفته :

باسلام و تحیات
شعرت تلفیقی بود متکی بر نگاه و شناختی آزاد و البته دردمندانه از رویدادها و حواشی و وقایع زندگی اجتماعی افراد ،که به طرزی ظریف ذهن را معطوف می کند به آنچه که هست…
صمیمانه قوت و قوام قلم و جوهر کلامت را خواستارم.

احسان رضایی در گفته :

عالی بود سجاد عزیز درود بر خود و قلمت

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :