کد خبر : 70254
تاریخ انتشار : ۲ تیر ۱۳۹۴ - ۱۱:۱۱
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 921 بازدید

اکسیر فرهنگ

  علی محمد امرایی / میرملاس :  امروزه اگر می بینیم انضباط اجتماعی درفرهنگ ما نهادینه نشده است شایدبخشی ازآن به خاطراین است که اهمیت وکارآیی هنجارهای اجتماعی برای زندگی،درهمان بدوِکاربطورجدی دردستورکارِ کارگزارا ن نبود ه وگاهی ازسرِخالی نبودن به عنوان اولویتی دستِ چندمی به آن پرداخته وبطورگذرا از کنارآن گذشته اند انچه که مسلم […]

 

علی محمد امرایی / میرملاس : 

امروزه اگر می بینیم انضباط اجتماعی درفرهنگ ما نهادینه نشده است شایدبخشی ازآن به خاطراین است که اهمیت وکارآیی هنجارهای اجتماعی برای زندگی،درهمان بدوِکاربطورجدی دردستورکارِ کارگزارا ن نبود ه وگاهی ازسرِخالی نبودن به عنوان اولویتی دستِ چندمی به آن پرداخته وبطورگذرا از کنارآن گذشته اند انچه که مسلم است یکی از وظائفِ عمدۀ حاکمیتها ،آموزش زندگیِ اجتماعی و نهادینه کردنِ هنجارهاست.درجامعه ای که اثری ازهنجارهای اجتماعی به چشم نمی خورد وبه جای بکارگیریِ ابزارهای فرهنگی،تَبَر وتفنگ وچوب وچماق…ابزاردستِ اولی برای زندگی کردن محسوب میشود طبیعی است که به طورخودکار و اتوماتیک عرصه برپیشرفت وتکامل،تنگ گشته وتوسعۀ همه جانبه به آن جامعه روی خوش نشان نمی دهد.اگر امروز باچشمانِ خود می بینیم که سایۀ عزمِ اجتماعی بر سرِ ناهنجاریها سنگینی نمی کند و روز به روز گسترۀ بی نظمیها و ولنگاریهای اجتماعی بیشتر می شود به این دلیل است که در همان ابتدای کار انضباط اجتماعی و فرهنگی را نادیده گرفته و منشور معیّن و پذیرفته شده ای را بعنوان راهکار برای برون رفت از نابسامانیهای خود ساخته ترسیم نکرده ایم ، راهکارهای اجرایی برای زندگی کردن ،عمدتا سلیقه ای و برگرفته از بسترهای سنتی و از روی مَنشِ طایفه ای با تلفیقی از تعصبات کورِ گروهی بوده که هر کس نهایت توان خویش را برای اثبات و تحمیلِ ایده و مَنِش و روشِ غیر قابلِ دفاعِ خود بکار گرفته است . شهر نشینی و مدنیت، زمانی معنی و مفهوم پیدا می کند که همۀ آحادِ جامعه با ایده ها و نگرشهای متفاوت در زیرچترِ وَحدانیت اجتماعی با منش و روشی منحصر به فرد و استاندارد که همۀ وظایف اجتماعی و فرهنگی به معنی عام کلمه در آن تعریف شده و همۀ شئونات اجتماعی در آن رسمیت داشته باشند ، گرد هم آمده ودر شکل گیری شخصیتِ واحدی بنام شهروند ، نهایت مساعی خود را بکار می بندند بطوریکه هر فرد خود به تنهایی به سانِ یک جامعه و به طبع هر جامعه نیز مانند یک مجموعۀ به هم پیوسته ای است که کنشها و واکنشهای اجتماعیِ همۀ افراد در برخورد با هنجارها و ناهتجاریها در آن جامعه یکسان به نظرمی رسد. وقتی فرهنگ و هنجارهای اجتماعی بعنوان زبان مشترک همۀ انسانها در یک جامعه معرفی وحاکم شود، ایده های شخصی و دیدگاهای غیر قابل دفاع براحتی قادر به بروز وظهور نیستند زیرا در یک جامعۀ فرهنگی فضا برای عرض اندامِ ناهنجاریها محدود و سنگین است و آدمی هرچند بی تفاوت و ولنگار هم باشد نمی تواند بواسطۀ وجود اراده و عزم اجتماعیِِ مشترکی که در آن جامعه حاکم است ، بر خلاف جریان جاری و نهادینه شده حرکت کند. درواقع شهر نمادِ به هم پیوستگیِ اجتماعی و تجمیعِ همۀ فضائل و هنجارهائیست که یکپارچگی وهمبستگیِ اجتماعی در آن موج می زند. اگرامروزه می بینیم که جامعۀ ازهم گسستۀ ما بواسطۀ هجومِ ناهنجاریها در هم تنیده شده و اثری از نظم وانضباط اجتماعی در آن به چشم نمی خورد ، شاید یکی از دلایلش این باشد که نخبگان ما که از لحاظ اجتماعی ، از مسند و موقعیت بالا تری برخوردار بوده و به نوعی مربیان فرهنگی و اجتماعی محسوب می شوند به وظیفۀ خطیر خود یعنی جامه عمل پوشاندن به مسئولیتهای فرهنگی و اجتماعیِ خویش در جهت قاعده مند کردن جامعه کوتاهی کرده و در اکثر اوقات خود نیز در آموزش ناهنجاریها نقش برجسته ای دارند و ای بسا بخاطر همین بی توجهی و عدم بکار گیریِ آموزه های فرهنگی و اجتماعی توسط نخبگان است که اکثریتِ قاطعِ کسانی که به دلیلِ حضور فیزیکی خود در این موقعیت مکانی که به ظاهر آن را شهر!!! نامیده ایم ، رفتار آنها را الگو قرار داده و ارادۀ خود را درجهت پذیرش آداب اجتماعی بکار نبسته و همچنان بر طبل تَفَرّق و از هم گسیختگیِ اجتماعی کوبیده و هرکدام سعی می کنیم با هنجارشکنی های پی در پی، عرصه را بر توسعه همه جانبه از جمله توسعه فرهنگی و اجتماعی ببندیم . کمترین توقع از این همه مدرک و مسند که در پسوند خیلی ازنامها نقش بسته، این است که علت العلل مشکلات موجود را مورد کنکاش قرار داده و جامعه را از این همه فلاکت و بی سامانی نجات داده و آنرا به سمت و سوی توسعه رهنمون سازند. . از اساتید دانشگاهها و فرهنگیان و دانش آموختگان و صاحب منصبان و قضات وحقوق دانان و وکلای دادگستری و مهندسان و پزشکان ودبیران و آموزگاران و همۀ کسانی که بواسطۀ مدارج ومدارکشان درموقعیتهای برترِ جامعه قرار دارند ، حداقل انتظار این است که با رفتارهای سنجیده،نخست آداب اجتماعی را در وجود خود متبلور وانگهی بعنوان عنصری مفید وتاثیر گذار در امور فرهنگی ، جامعه را به سمت وسوی قاعده مندی سوق داده و بجای پرداختن به امور غیر مرتبط، ناهنجاریها را به آحاد جامعه یادآوری و در جهت رفع و بهبود آنها تمامِ تلاش و توان خود را بکارگرفته و بستری مناسب و در شأن ومنزلت مدنیت و شهرنشینی فراهم کنند. برای دست یابی به چنین جایگاهی عقل و منطق حکم می کندکه همگان با رعایت حق تقدم در همۀ عرصه ها به حقوق دیگران احترام بگذاریم ،همکار و همیاری خوب برای محیط زیست باشیم، ، از ریختنِ زباله در معابر عمومی بپرهیزیم، از تخریب جنگلها و مراتع خود داری کنیم، برای عبور ومرور از پیاده رو و خطوط مخصوص عابر پیاده استفاده کنیم، هنگام رانندگی از گوشی همراه استفاده نکنیم،به فرهنگ ترافیک پای بند بوده و در حین رانندگی از کمربند استفاده کنیم و به علائم راهنمایی و رانندگی احترام بگذاریم، کمبود آب را جدی گرفته و از مصرف بی رویه آب خود داری کنیم،در عدم اتلاف انرژی نهایت مساعی خود را بکار گیریم ، در مبارزه با آلودگی صوتی و بهداشتی نقش موثرخویش را ایفا نموده و خود نیز عامل به این آلودگیها نباشیم ، به همۀ وظائف شهروندیِ خود عمل نموده ونقش برجستۀ خود را درانتقال عناصر فرهنگی به دیگران ایفا نماییم……..اگرقاطبۀ شهروندان با بهره گیری از اکسیرِ فرهنگ ، این معجونِ مغفول مانده ، احساسات و عواطف و هیجانات خود را در مسیر درستی هدایت نموده و عزم خود را برای پیشبرد اهداف ارزشمند اجتماعی به کار گرفته ودر رفتارهای خود بازنگری کنیم آن وقت مشاهده خواهیم کردکه جامعه راهِ اصلاحِ امور را در پیش گرفته و گام در مسیر توسعه خواهد نهاد…………….انسان گاهی ناگزیر از هم رنگی با جماعت است، چه بهتر که جماعتِ خوبان بر مرکبِ مراد سوارباشند و اندک کسانِ ناسازگار، مجبور به هم رنگیِ با خوبان شوند که اگر چنین باشد عرصه بر زشتیها وبد اخلاقیها تنگ گشته و دیگر کسی با عَلَمِ پوسیدۀ آن دور افتخار نمی زند و زیبائیها وخوش خُلقی ها بر ما رخ می نمایانند، َتبَر وچوب و چماق و تفنگ کارآیی شان را از دست می دهند و قلم و دفتر و شعر وسرود و شعور بازارشان گرم میشود، نزاع و تعصب و تنش و ولنگاری اعتبارشان مخدوش گشته و نزاکت واخلاق وادب و احترام پا در عرصۀ اجتماع می گذارند، درختان سخاوتمندانه سایه سارشان را بر ما می گسترانند و گلها نقاب از چهره می زدایند،پرندگان این فرشته های آسمانی از ما گریزان نمی شوند وآسمان نیز لطافت طبع باران را بر ما ارزانی می دارد و طبیعت این هدیۀ سخاوتمند الهی مشتاقانه به رویمان آغوش می گشاید و خزان از زندگیِ کویری مان رخت بر می بندد ………….

 

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

غلامحسن كوشكي تهران در گفته :

با سلام و درود به آقای امرایی
متن شما چون همیشه روشنگرانه و با محتوا است. چند نکته به ذهن اینجانب در این خصوص به نظر می رسد:
نخست، فرهنگ علت العلل توسعه و پیشرفت است، ریشه بسیاری از نابسامانیهای اجتماعی فقر فرهنگی و جنبه های نرم افزارانه زیست اجتماعی است.
دوم ، تنوع و تفاوت فرهنگی را نیز باید به رسمیت شناخت، مدنیت بتی نیست که در همه عرصه ها قابل ستایش باشد، بر همین اساس مشکلات عاطفی و روحی أی در جوامع امروزی سایه افکنده است.
سوم ، مهم پیراستن خرده فرهنگهای محلی از کژیها و ناراستیها است و گرنه بسیاری از سنن اجتماعی در مناطق ما وجود دارد که قابل تحسین است، البته این مطلب به معنی ندیدن ضعفها و کمبودهای خود نیست.
چهارم، فرهنگ گفتگو و سخن نیکو که شما نیز در این مسیرید، بسیار راهگشا و نافذ خواهد بود،
پنجم، به داشته ها و نقایص فرهنگی خود وقوف پیدا کنیم و با حقیقت طلبی و بدور از تعصب به فکر تکامل فرهنگی دیار خود باشیم

مراددرویشی در گفته :

آقای امرایی خیلی خوب موضوع راتبیین کردید خسته نباشید

موحدی در گفته :

دیدگاه مترقی است انشألله مسئولین و سیاست گزاران سیاسی و فرهنگی به این مهم توجه داشته باشند و وقت اضافه اشان را صرف پرداختن به این موضوعات کنند! ویا حداقل اگر وقت ندارند از کارشناسان دلسوز و کار بلد برای این امر مهم استفاده کنند تا حاکمیت و دولت با اطمینان خاطر بیشتری به امور کشور داری بپردازند. هر اندازه که جامعه آرامش وامنیت روانی داشته باشد هزینه های حکومت داری چه از لحاظ اقتصادی و چه از لحاظ تلف شدن سرمایه های انسانی کمتر خواهد بود.

س.امرایی در گفته :

با سلام خدمت استاد عزیزمون آقای امرایی
ممنون بسیار زیبا و باز هم مثل همیشه پرمحتواتر.
الحق والانصاف جامعه ی ما باید به وجود همچین شخص ارزشی افتخار کند.

علي ازادبخت در گفته :

با سلام و عرض ادب خدمت جناب اقای امرایی و دست مریزاد به خاطر مطلب زیبا و پر بارتون.

سوری در گفته :

با عرض سلام خدمت آقای امرایی متن با محتوایی بود انشالله در جهت اصلاح رفتار وبرقراری نظم اجتماعی موثر واقع گردد

نورعلی ازسنندج در گفته :

باسلام خدمت آقای امرایی گرانسنگ .

بسیار عالی ، بسیار ساده وقابل فهم برای همه و بسیار رسا وآموزنده بود .

انشاء الله که بیشتر راهنمایی فرمایید وبیشتر بیاموزیم .

پیروز باشید

علیرضا نظری در گفته :

با سلام
آقای امرایی از پختگی و پر باری نوشته هاتون معلومه که حاصل مطالعه و تلاش فراوان در حوزه فرهنگ است …
بسیار استفاده کردیم.
خسته نباشید…

رامین نظری در گفته :

باسلام وتشکر ازبیان مطالب پربار شما …
انشاالله که مسئولان مارا دریابند
موفق باشید

عنایت صادقی .ن در گفته :

با سلام .دغدغه های شما ستودنی ست .

رضا قباد در گفته :

با سلام خدمت برادر گرامی و فرهیخته جناب آقای امرایی مقاله بسیار زیبا ساده و در عین آموزندگی شما را که با مفهوم اندیشمندانه ای نگاشته اید را مطالعه نمودم و اذ آن لذت بردم . برای رسیدن مقاصد پر ارزش . عالمانه حضرت عالی باید نخبگان این دیوار از بن بست ویران را کنده و بدور بریزند و از نو بنایی را که با مشخصه های حضرتعالی تطابق دارد را بنیاد نهاد . و این کاریست سخت چون بنیان خدایان زر و زور و تزویر به هم خواهد ریخت .و آنها برای جلوگیری از همچنین کاری از هیچ کوششی دریغ نمینمایند . پس گر چه نکات ارزشمند حضرتعالی راهکارهای متین و علمی و خردمندانه ای است ولی از موانع ذکر شده نباید هر گز غافل بود چون سختی راه همان ها هستند .دستت را می فشارم و اندیشه ات مستدام باد

حمیدکریم نژاد در گفته :

باعرض سلام خسته نباشید محضرمبارک جناب آقای امرایی وباتشکرازمقاله بسیاربجا وآموزنده حضرتعالی انشالله که همه ی ما رعایت تمامی موارد ذکر شده رااز خودواطرافیان به نحو احسن حتی به صورت جز هم بوده شروع نماییم تا به صورت یک فرهنگ درآید

رضارضایی در گفته :

باعرض سلام وخسته نباشی خدمت برادرگرامی جناب امرایی
بسیارجالب بودواقعابجافرمودی بایستی بعنوان یک کارفرهنگی تبلیغ وانتشارارزشهاوهنجارهاتوسط خواص محترم(درعمل)بیشترازقبل کارشودتااین قدرناهنجاریهاباب نشودواینهمه هزینه جلوگیری ازشکستن ارزشهابرجامعه تحمیل نشود.

یزدانپوش در گفته :

جناب امرایی بزرگ از داشتن اشخاص بزرگواری همچون حضرتعالی در شهرمان بر خود می بالم .دست مریزاد.شیر مادرت حلالت .استفاده کردیم

صالحی خرم آباد در گفته :

با سلام و عرض ارادت به محضر جناب امرایی عزیز همانگونه که بدرستی تبیین فرمودید عدم توجه کافی به مقوله فرهنگ بعنوان موتور محرکه رشد و توسعه متوازن در شهر و استان و کشور عزیزمان کاملا محسوس و غیر قابل انکار است و چنانچه مدیران در سطوح مختلف و نه فقط مدیران بخش فرهنگی با عزم و اراده راسخ به این موضوع مهم وحیاتی التفات داشته باشند مطمئنا باعث رشد و توسعه و پیشرفت و تعالی شهر ودیار مظلوم و بی حنارس مان خواهد شد بامید استفاده مجدد از افاضات ارزشمند جنابعالی و بامید دیدار

محمد آزادبخت در گفته :

برادر ارزشمند وروشن ضمیرم آقای امرایی
مقاله ات زیبا آموزنده وناشی از درک عینی حقایق مرسوم ورسویات فرهنگی است یعضی ازناهنجاری های اجتمایی به نحوی درلایه هایی ازاجتماع رسوب کرده اند که نیازیه لیزردرمانی دارند اما بسط هنجارهای فرهنگی ونفی ناهنجارها تنها وظیفه حکومت نیست بلکه مسولیت همه ی فرهنگ دوستان است کما اینکه شاید تاثیر مقاله شما بیشتر از بودجه یکسال دولتی یرای امور فرهنگی شهرستان باشد در حقیقت اکسیر فرهنگ احساس وظیفه همه ی نخبگان فرهنگی وسیاسی درقبال نهادینه کردن هنجارهاونفی ناهنجارهایهای فرهنگی وبیرون آمدن از لاک بی تفاوتی است البته بی عدالتی در جامعه نقش مهمی در گرایش یه ناهنجاری های فرهنگی واجتمایی ونافرمانی های مدنی دارد

نعمت الله نجفی در گفته :

با عرض سلام خدمت اقای امرایی مقاله پر بار و با ارزشی نوشته اید انشا اله این نکات مورد توجه مردم و متولیان امر در شهرستان کوهدشت و در کل استان قرار بگیرد. به امید موفقیت شما

بابک شیراوند در گفته :

سلام آقای امرائی همیشه دغدغه هایت نسبت به جامعه و شهرمان ستودنیست قلمت همواره
جاری باد

ع_ب در گفته :

چه متن بامعنایی .افرین برشما که دلسوزانه وشفاف بیان فرموده اید.باشدکه بکارگیرند.

بازوند در گفته :

سلام برتو ای سردارجبهه وجنگ .جامعه ی ما به مردان بزرگی چون حضرتعالی نیازمبرم دارد .اون روزها جلودار دفاع ازخاک میهن بودی وامروزنگران ناهنجاریهای اجتماعی وفرهنگی.حرفی که ازدل برایدبردل نشیند.

ح.احمدي 3تيرماه94 در گفته :

متن زیباو دلسوزانه شمادوست عزیز منطق بر شخصیت متین شماست

بهمن ابراهیمی در گفته :

سلام بر فرهیخته ارجمند جناب آقای امرایی گرانقدر ، در همین ایام مطلبی می خواندم از مرحوم سحابی که معتقد بود مردم گرایی اجتماعی بر مردمگرایی سیاسی مقدم است و انصافا نوشته شما انگار تمهید تئوریک این دیدگاه است و بسیار قابل تقدیر و شایسته ی فراگیری و اجراست ….پاینده باشید

رامین رحمانپور در گفته :

جناب سرهنگ امرایی بزرگوار مثل همیشه شیوا و رسا بود. در تأیید مطلب شما یک سوال از مدیران حاکم بر فضای فرهنگی کشور دارم، “چرا ما در أغاز و ابتدای همه پایان هاییم و به این افتخار کرده و قصد حرکت و ..نداریم”!؟؟؟

عبداله امرایی در گفته :

سلام سردار،بسیار عالی است.

داریوش گراوند در گفته :

سلام ،اکثرمواقع وقتی مطالب جنابعالی را میخوانم بی تعارف لذت میبرم ،موفق باشیدبرادرم

باسلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات خدمت برادر بزگوارم جناب آقای امرایی ؛ نکات بسیار ظریفی در نوشتار جنابعالی ملاحظه میشود ازجمله عدم بکارگیری آموزه ها توسط نخبگان و صاحب منصبان و به قولی دوری جستن از شعائر و ریاء و سیاسی کاری و……………. عمل به دستورات دینی ، ملی مذهبی و اخلاقی است هر چند دشوار و سخت باشد اما راه سومی برای خروج از وضعیت ناهنجار فعلی در جامعه امروز ایران متصور نیست و این مختص محیط خاص مثل شهرنشینی نیست هرچند نمود آن بیشتر است .

اسماعیل نوروزی در گفته :

بسیار زیبا ودلسوزانه

محمدجواددوستي در گفته :

مطلب بسیار جالبی بود جناب امرایی عزیز
امیدوارم روزی شاهد عدم تحمیل ایده های طبقات بالا ودر کمال احترام به حقوق همدیگرباشیم
همواره
جاری باشید

حسن غلامی در گفته :

سلام اقای امرایی.ممنون از قدرت بیانتون….

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :